ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۸۸ آذر ۱۴, شنبه

Gah-Name 38



  نکاتی بسیار مهم در خصوص برگزاری مراسم 16 آذر / انقلاب سبز
http://www.facebook.com/home.php?#/note.php?note_id=190639204089&id=95040933929&ref=nf
12/9/1388


جنبش سبز، این بار در معرض آزمون بزرگ دیگری قرار دارد. پس از سرکوب تظاهرات 13 آبان، کودتاچیان، ناامیدانه در انتظار کاهش جمعیت معترضان در مراسم 16 آذر هستند. طبق اطلاعات اخبار واصله آقایان موسوی، کروبی و خاتمی، خود را برای حضور در میان دانشجویان آماده کرده اند،همچنین با همفکری جمع کثیری از فعالین جنبش سبز مجموعه ای از مهمترین نکات جهت برگزاری هر چه بهتر مراسم16 آذربه شرح ذیل ارائه میگردد:

کودتاچیان، به امید این که مراسم به صورت محدود و دانشجویی برگزار شود، تمام تلاش خود را بر سرکوب تظاهرات خیابانی و جلوگیری از پیوستن مردم به دانشجویان متمرکز کرده اند و به همین دلیل در اطراف دانشگاه های مهم تهران موضع گیری خواهند کرد. برای خنثی کردن این تدبیر، برگزاری تظاهرات پراکنده در نقاط مختلف، یک راهکار مناسب است. میتوان خیابانهای نزدیک دانشگاه ها را به عنوان میعادگاهی برای شروع تظاهرات پراکنده در نظر گرفت. با دور شدن از محل دانشگاه، میتوان همچون مراسم چهلم شادروان ندا آقا سلطان، در خیابانهای دیگر، به تظاهرات و سر دادن شعارهای دلخواه پرداخت. هرچند بنای جنبش سبز بر خشونت کلامی و انتقام گیری از طریق شعار نیست؛ مزدوران از مشاهده عصبانیت ما لذت میبرند.

1. طبق اطلاعات رسیده، کودتاچیان در روز 16 آذر، با روشی متفاوت از روز قدس و 13 آبان عمل خواهند کرد. بر این اساس، به جای تیراندازی، ضرب و شتم یا بازداشت، سپاه قصد دارد شهروندان رااز محل تظاهرات دور کند. برای مقابله با این امر، اولا: توصیه اکید به شهروندان این است که به محض مشاهده ستونهایی از اتوبوسهای پارک شده، از ورود به خیابان خودداری کرده و از محل دور شوند و در جایی دیگر به تظاهرات پراکنده اقدام نمایند. ثانیا: به هیچ وجه در بزرگراه ها و مکانهای نزدیک به بزرگراه تجمع نکنند. تجمع در خیابانهای شلوغ و مراکز جمعیتی و اقتصادی، بهترین راه برای افزایش شمار جمعیت و مختل کردن فرایند سرکوب است. ثالثا، در صورتی که به خیابان یک طرفه رسیدید، فقط در جهت مخالف حرکت ماشینها وارد خیابان شوید، تا تحرک نیروهای سرکوب، تحت نظر باشد. اگر خیابان یک طرفه به صورت غیر معمول خالی از ماشین بود، به این معناست که انتهای آن توسط ماموران بسته شده است.

2. طبق اطلاعات رسیده، کودتاچیان قصد دارند با اغراق و بزرگنمایی در خصوص دوربینهای کنترل ترافیک، به ارعاب شهروندان بپردازند. اما این کودتاچیان هستند که دیگر جرئت آدمکشی مثل روز 30 خرداد را ندارند! شکی نیست که ثبت دقیق مشخصات یک جمعیت میلیونی، اگر ممکن باشد، هیچ فایده ای برای کودتاچیان ندارد، چرا که دستگیری و تعقیب یک جمعیت "بیشمار" امکانپذیر نیست؛ آنها نمیتوانند تمام ایران را دستگیر کنند. با این حال، همراه داشتن ماسک برای مقابله با گاز اشک آور، مفید و بلکه ضروری است.

3. تردد با ماشینهای شخصی، در مسیرهای رفت و آمد نیروهای سرکوب، یکی از شیوه های مفید و موثر برای همراهی با تظاهر کنندگان و مقابله با کودتاچیان است. شهروندانی که به هر دلیل قادر به شرکت در تظاهرات خیابانی نیستند، میتوانند از این طریق همشهریان خود را یاری کنند.

4. بانگ الله اکبر، نه فقط به عنوان نماد ضد مذهب بودن حکومت، بلکه رسانه و نماد همبستگی و اتحاد تمام ایرانیان، از هر قوم و مذهب است. همه شهروندان میتوانند در هر مناسبتی از این نماد همبستگی استفاده کنند، اما آنچه برای پیشبرد جنبش اهمیت دارد، ویژگی شکلی و رسانه ای این عمل است. بانگ الله اکبر در شب قبل از تظاهرات بزرگ، رسانه ای است که به شهروندان فاقد اینترنت و ماهواره خبر میدهد که فردا تجمع یا تظاهراتی برپاست. به همین جهت از تمام فعالان و هواداران جنبش سبز، موکدا تقاضا میشود که بانگ الله اکبر یکشنبه 15 آذر را فراموش نکنند. حتی اگر به هر دلیل قادر به شرکت در تظاهرات نیستید، با فریاد الله اکبر خود، قلب سیاه کودتاچیان را به لرزه در آورید و به همراهان خود روحیه دهید.

5. مانند تمام فعالیتهای قبلی، رسانه شمائید. در روز 16 آذر کافیست خود را در خانه حبس نکنیم. این که تجمع در چه مکان یا زمانی برگزار شود، در درجه اول اهمیت نیست؛ مهم تهیه فیلم و به خصوص عکس و انتشار آن در سطح بین المللی است. جهان نظاره گر ماست.

جمعی از فعالین جنبش سبز


بيانيه شماره ۱ دانشجويان سبز دانشگاه‌های ايران به‌مناسبت ۱۶ آذر: مطالبات راستين ملت ايران را هم‌گام با ايشان فرياد خواهيم کرد، اميرکبير
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097076.php
12/9/1388

جمعی از دانشجويان دانشگاه های سراسر کشور با صدور بيانيه ای ضمن مطرح کردن مطالبات جنبش دانشجويی و ملت ايران، مردم و دانشجويان را به حضور گسترده و منسجم در مراسم ۱۶ آذر فراخواندند. در اين بيانيه اشاره شده که برای دادن کمترين زمان به نيروهای سرکوبگر، اطلاعات تکميلی در مورد چگونگی برگزاری مراسم ۱۶ آذر در روزهای آينده اعلام خواهد شد.

به گزارش خبرنامه اميرکبير متن اين بيانيه بدين شرح است:

در سالروز به خون غلتيدن سه آذر اهورايی، قندچی، شريعت رضوی و بزرگ نيا به عنوان نماد مظلوميت فرزندان ملت ايران امسال نيز ۱۶ آذر ماه همچون ايشان به وقوع کودتا در ايران اعتراض می کنيم و گام استوار ديگری در راستای بر انداختن دولت کودتا بر خواهيم داشت.

ما آگاهيم که به نام ملت ايران سخن می گوييم و مطالبات راستين ملت ايران را همگام با ايشان فرياد خواهيم کرد و در راه تحصيل حقوق خود کوتاه نخواهيم آمد.

ما خواهان ابطال انتخابات غير قانونی دهمين دوره رياست جمهوری دهم، رسيدگی، اعاده حقوق، و جلوگيری از پايمال شدن خون صدها شهيد جنبش سبز ملت ايران هستيم. به راستی که ندا، سهراب، ترانه موسوی ها را فراموش نخواهيم کرد. ما خواهان و محاکمه عاملين فجايع رخداده در بازداشتگاه کهريزک و نظاير آن هستيم.

ما خواهان به رسميت شناخته شدن حق خويش مبنی بر برگزاری تجمعات مسالمت آميز می باشيم.

ما به سکوت و عدم استقلال نمايندگان مجلس شورای اسلامی، بخصوص نمايندگان تهران معترضيم.

تعطيلی روزنامه های شرق، هم ميهن، اعتماد ملی، و سرمايه را فراموش نکرده ايم. ما خواهان آزادی قلم، بيان و انديشه در معنای مطلق می باشيم.

ما خواهان شفاف سازی در فعاليت های اقتصادی سپاه و وزارت اطلاعات می باشيم.

ما با تبديل شدن مجلس خبرگان به مجلسی تشريفاتی مخالفيم.

ما معترضيم به لجن پراکنی، دروغ پردازی و تخريب بی وقفه صدا و سيمايی که هرگز صدای ميليون ها مردم معترض را نشنيد.

ما مردم ايران به برخورد سنگين و غير عقلانی حاکميت اقتدار گرا با مردم و نهادهای مدنی به خصوص تشکل های دانشجويی و به صدور احکام سنگين بدون در نظر گرفتن قانون معترضيم.

ما به ناديده گرفتن و انکار وجود مردم و پا فشاری کودکانه بر بی اعتنايی نسبت به ايشان و فعال شدن ماشين سرکوب در جريان وقايع پس از انتخابات معترضيم.

ما ملت ايران يکپارچه در مراسم ۱۶ آذر ماه شرکت خواهيم کرد، متوجه استيصال و درماندگی حاکميت بوده و نيک می دانيم که اين درماندگی حاکميت را يا مجبور به پذيرفتن خواست های انسانی ما خواهد کرد و يا با انجام اعمال غير عقلانی (همچون گذشته) به سوی پرتگاه نزديک تر خواهد شد. پرتگاهی که دلسوزان جمهوری اسلامی در هيئت اصلاح طلبانی چون مهدی کروبی و مير حسين موسوی و محمد خاتمی سال ها پيش از آن سخن گفته اند. هشداری که ارباب قدرت آن را جدی نگرفت و آن پرتگاه امروز چقدر نزديک است.

ما نمی هراسيم ولی در رفتار تهاجمی و غير عقلانی حاکميت اقتدارگرا می توان ترس بزدلانه ای را ديد که تاکيدی است بر سخن افلاطون: "هرکس می تواند دارای صفت شجاع باشد جز فرد خودکامه و ديکتاتور"

ما آگاهيم که در صورت پايداری ما فردايی روشن و اميد بخش برای ايران و ايرانی در راه است. به جهت دادن کمترين زمان به نيروهای ضد مردمی و قدم به مزدان و اجير شدگان حاکميت برای کامل کردن پازل سرکوب، اطلاعات تکميلی در مورد چگونگی و کيفيت برگزاری مراسم ۱۶ آذر ماه متعاقبا به محضر ملت اعلام خواهد شد.

دانشجويان سبز دانشگاه‌های ايران


شانزده آذر ِ ملی! روز دانشجو، امسال روز همه ی ملت ایران است / هیئت تحریریه اخبار روز
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25422
11/9/1388

از سال ٣۲، زمانی که دولت کودتایی پهلوی خون دانشجویان ایران را وثیقه ی قراردادهای نفتی و مناسبات اسارت بار با خارجیان ساخت، تا ۱۶ آذر ٨٨، زمانی که دولت کودتایی احمدی نژاد، با سرکوب فریاد آزادی خواهانه ی دانشجویان ایران، کشور ما و ثروت های ملی آن را تسلیم فرماندهان نظامی و مافیای نفتی کرده است، جنبش دانشجویی ایران، روز دانشجو را گرامی داشته و فریاد آزادی خواهانه و عدالت طلبانه ی خود را از نسلی به نسل دیگر یادگار گذاشته است. این بزرگداشت ها در همه ی این ۵۶ سال، با ایستادگی ها، مقاومت ها و جان فشانی های بسیار صورت گرفته است. هیچ سالی نبوده است که شمشیر استبداد و مشت آهنین دیکتاتورهای حاکم بر ایران، دانشجویان را به حال خود گذاشته باشد. و هیج سالی نبوده است که جنبش مبارزه جویانه ی دانشجویان ایرانی، آرامش دیکتاتورها را به هم نریخته باشد. حاصل این ایستادگی آن شده است که حتی در سیاه ترین سال های خفقان، فریاد آزادی خواهی و عدالت طلبی، دو مشخصه ی اصلی جنبش دانشجویی ایران، خاموش نگردیده و ایران یک پارچه به خواست دیکتاتورها تسلیم نشده است.
امسال اما، شانزدهم آذر ماه، در شرایط دیگری فرا می رسد، شرایطی که در همه ی این پنجاه و شش سال شاهد آن نبوده ایم. شانزده آذر امسال، دیگر فقط روز دانشجو نیست، به روز ملی مبارزه با استبداد تبدیل شده است. روز دانشجو، امسال روز همه ی ملت ایران است.

در همه ی پنجاه و شش سال، جنبش دانشجویی گاه با صدایی رسا و گاه با تنی نحیف، خواست ملت ایران را فریاد زده است، اما کمتر شده است که این خواست پژواکی چنین گسترده و مثبت در جامعه بیابد. صرف نظر از این که در روز دوشنبه ۱۶ آذر ۱٣٨٨ در ایران جه اتفاقی بیفتد، اما از هم اکنون می توان گفت چشم ملتی به این روز دوخته شده است. در هر دو جبهه ی ارتحاع و ازادی، تدارک ها برای مصاف دیگری در این روز صورت می گیرد. در کنار موجی از بازداشت و فشار و تهدیدهایی که حکومت کودتا برای خاموش کردن صدای دانشجویان و ملت ایران انجام می دهد، اقدامات متنوعی است که دانشجویان پیشاپیش آن و ملت به پا خواسته ی ایران در کنار آن ها؛ برای تبدیل شانزده آذر هشتاد و هشت به تاریخی ترین شانزده آذر همه ی دوران ها انجام می دهند.

بر بستر قیام مردم ایران علیه دولت کودتا و حکومت استبدادی، فاصله ها از میان رفته است. جنبش دانشجویی با جنبش مردمی به هم پیوسته است، یکی شده است. خواست هایی که دانشجویان سال هاست فریاد زده اند، به خواست های ملت ایران تبدیل شده است و آن چه مردم می خواهند خواست بخش های وسیع تر و انبوه تر دانشجویان شده است. دیگر نمی توان بین جنبش دانشجویی و جنبش عمومی مردم ایران مرز روشنی کشید، این یگانگی و یکی شدن، قرار است در شانزده آذر هشتاد و هشت به ثمر نشنید و روز دانشجویی دیگری بسازد. روزی که با همه ی شانزده آذرها متفاوت باشد.

اخبار روز با گرامی داشت پنجاه و شش سال مبارزه ی دانشجویان ایران در راه آزادی و عدالت و ایستادگی در برابر دیکتاتوری و ستم، امیدوار است، در روز دوشنبه، شاهد به اهتزاز درآمدن پرچم اتحاد در دانشگاه ها و فریاد مشترک و یگانه ی همه ی گروه ها و جناح های دانشجویی علیه حکومت کودتا و همراهی همه ی ملت ایران با خواهران، برادران و فرزندان دانشجوی خود باشیم.


وزارت اطلاعات فعالیت سایت های نهضت آَزادی را ممنوع کرد
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/12/091204_ka_freedom_movement.shtml
13/9/1388

نهضت آزادی ایران با صدور بیانیه ای اعلام کرده که به دستور وزارت اطلاعات فعالیت پایگاههای اطلاع رسانی مرتبط با نهضت آزادی ممنوع و متوقف شده است.

نهضت آزادی ایران در بیانیه خود از "برخوردهای خلاف قانون حاکمیت در جهت هر چه محدود کردن جریان آزاد اطلاعات" ابراز تاسف کرده است.

دستور ممنوعیت فعالیت سایت های مرتبط با نهضت آزادی از طریق احضار محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی به این گروه ابلاغ شده است.

آقای توسلی به بی بی سی فارسی گفت:"وقتی به دفتر وزارت اطلاعات مراجعه کردم مامور وزارتخانه گفت که فرصت بحث و گفتگو نیست و قبلا بحث کردیم و موثر نبوده، فقط شما بگوئید پاسخ شما چیست آیا قبول می کنید که فعالیت سایت ها متوقف شود یا نه؟"

رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی می گوید که به مامور وزارت اطلاعات گفتم که نه من و نه دبیر کل نهضت آزادی چنین اختیاری نداریم اما می توانم نظر شما را ابلاغ کنم."

بعد از آن اعضای نهضت آزادی با هم نشستی برگزار کرده و تصمیم گرفته اند تا فعالیت سایت های نهضت آزادی متوقف شود.

بنابر دستور وزارت اطلاعات، فعالیت های "سایت رسمی نهضت آزادی" و سایت خبری - تحلیلی "میزان نیوز" ممنوع شده ولی نهضت آزادی می گوید که "این حق را برای شکایت و پیگیری قانونی از طریق قوه قضائیه برای خود محفوظ می داریم."

به گفته آقای توسلی، نهضت آزادی به لحاظ حقوقی موضوع را دنبال خواهد کرد چون کار وزارت اطلاعات خلاف قانون اساسی است و این کار باید از طریق قوه قضائیه انجام می شد و نهضت آزادی از طریق قوه قضائیه موضوع فعالیت سایت ها را پیگیری خواهد کرد.

نهضت آزادی ممنوع کردن فعالیت پایگاه های اطلاع رسانی خود را با انتخابات ریاست جمهوری مرتبط دانسته که پس از آن "فشار بر نیروهای اصلاح طلب افزایش یافته است."

بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری تعدادی از اعضای گروه های سیاسی اصلاح طلب مخالف دولت بازداشت شدند و عده ای همچنان در بازداشت به سر می برند.

نهضت آزادی ایران، که انشعابی از جبهه ملی به شمار می رود، در سال 1340 به دست آیت الله محمود طالقانی، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، مهندس منصور عطایی، حسن نزیه، رحیم عطایی و عباس سمیعی تأسیس شد.

نهضت آزادی ایران جز در نه ماهی که مهدی بازرگان، نخست وزیر دولت موقت بود، همواره در چهل و هفت سال اخیر، گروه اپوزیسیون حکومت قلمداد شده است.

در سی سال اخیر شماری از اعضای آن زندانی شده اند. نهضت آزادی ایران، اکنون از نظر جمهوری اسلامی، گروهی غیرقانونی است.


 آذر، روز نمايش اتحاد تاريخی دانشجويان عليه کودتا! علی کشتگر
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097060.php
12/9/1388

جنبش سبز برخلاف تبليغات رسانه‌های کودتا افت نکرده بلکه ريشه‌دار و تنومندتر شده‌است. کودتاگران هم اين را می‌دانند. خامنه‌ای چندين بار محسنی اژه‌ای، دری نجف‌آبادی، حبيب‌اله عسکراولادی مسلمان و برخی از ديگر نزديکان خود را نزد ميرحسين موسوی و کروبی فرستاده و با روش‌های تهديد و تطميع کوشيده‌است آنان را از هم‌راهی با مردم بازدارد. اما تاکنون در اين زمينه موفقيتی کسب نکرده‌است

۱۶ آذر، روز دانشجو، فرصتی ديگر برای به ميدان آمدن جنبش سبز است. فرصتی برای ميليونها دانشجو که همچون شش ماهه گذشته نشان دهند که زير بار ستم ديکتاتوری نخواهند رفت!

در ۱۶ آذر ۳۲ حکومت برآمده از کودتای آن زمان با کشتن سه دانشجوی دانشگاه تهران (رضوی، قندچی و بزرگ نيا) مرتکب جنايتی هولناک شد. آن جنايت اما در برابر جنايات بزرگی که در اين چند ساله خامنه ای و ايادی او عليه دانشجويان مرتکب شده اند، حالا کوچک و رنگ باخته می نمايد.

حملات وحشيانه مزدوران بيت رهبر به خوابگاههای دانشجويان، ربودن، شکنجه، تجاوز و کشتن جوانان معترض، به گلوله بستن تظاهرات مسالمت آميز مردم و انواع روشهای جنايتکارانه ديگری که به دستور رهبر و ايادی او در اين چند ماهه به وقوع پيوسته، با هيچ يک از جنايات حکومت های پيش از جمهوری اسلامی قابل قياس نيست. پايداری و هوشياری امروز جنبش دانشجويان نيز با هيچ يک از برش های گذشته تاريخ ما قابل مقايسه نيست!

از همين رو است که ۱۶ آذرامسال، سالی که کودتای ننگين ۲۲ خرداد و فجايع خونين پس از آن در آن به ثبت رسيده، روز اعتراض و همبستگی مبارزاتی دانشجويان سراسر ايران عليه کودتا گران کنونی است. سال اتحاد همه دانشجويان آزاديخواه و سال همبستگی همه مردم با دانشجويان است.اتحاد، مبارزه، پيروزی که در۱۶ آذرهای پيش از انقلاب شعار ما دانشجويان دهه چهل و پنجاه عليه رژيم شاه بود، حالا حرف و شعار دانشجويان عليه کودتاگرانی است که از ۲۲ خرداد ۸۸ به زور سرنيزه و مسلسل و به مقابله واداشتن نيروهای مسلح با مردم خود، قدرت را غصب کرده اند.

در نخستين سالهای دهه ۵۰ (هجری شمسی) اگر هزاران دانشجوی معترض ايران ۱۶ آذر را به روز اعتراض با ديکتاتوری آن زمان تبديل می کردند، حالا صدها هزار دانشجو در تهران و شهرهای بزرگ کشور با اين شعار عليه حکومت جبار و آزادی کش خامنه ای به ميدان می آيند. و اگر آن زمان سانسور حکومتی هنوز می توانست فرياد اعتراض دانشجويان را به فضای دانشگاه و خيابانهای پيرامونی آن محدود کند، حالا هيچ سانسوری نمی تواند مانع از بازتاب فرياد آزادی خواهانه دانشجويان در فضای سراسر ايران و جهان شود. امروز به برکت مبارزه پيگير، گسترده، شجاعانه و هوشيارانه جنبش سبز که دانشجويان پيشگامان آگاه آن هستند کودتاگران رسواتر از آن هستند که بتوانند در حد کودتاچيان گذشته جايی در صحنه جهانی برای خود دست و پا کنند و از اين مهمتر و بی اعتبارترومنزوی ترازآن هستند که بتوانند ملت را مرعوب و جنبش سبز را خاموش کنند.بحران عميقی که رژيم ايران در آن غرق شده، نتيجه مقاومت مردم در برابر کودتا گران است. اين بحران بدون کنار رفتن غاصبان قدرت حل شدنی نخواهد بود.

خامنه ای و گماشتگان او در نيروهای مسلح و دستگاههای امنيتی و قضايی هرگز تصور آن را نمی کردند که پس از کودتا اين چنين در ايران و جهان خوار و خفيف شوند و جنبشی با اين عظمت در برابر آنان قد علم کند، هرچند که البته آنها همان گونه که رای ملت را انکار می کنند، حضور فراگير و پويای جنبش سبز را نيز انکار می کنند.

رسانه های دروغ پرداز کودتا شب و روز بيهوده در کارند تا وانمود کنند که گويا جنبش سبز به سراشيب افت افتاده. که اين جنبش را مشتی اغتشاش گر و بازی خورده دست اجنبی براه انداخته اند. اما به رغم اين دروغهای شاخدار، خوب می دانند که جنبش حق طلبانه و مسالمت جويانه سبزکه تنها از دل ملتی هوشيار سرچشمه می گيرد آن چنان ريشه داروتنومند شده که موج ياس و ترس را از درون جامعه به ميان حاکمان برده و نور اميد به آزادی و سربلندی را در دلها فروزان کرده است. در آستانه برگزاری فراگير تظاهرات اعتراضی ۱۶ آذر فشرده ای از پيروزی های ۶ ماهه گذشته جنبش سبز را عليه کودتاگران مرور می کنيم:

جنبش سبز شيوه های نوينی در سازماندهی مبارزه و اطلاع رسانی و تبليغ درشرايط سرکوب و اختناق برای ادامه مقاومت و خنثی کردن دستگاه سرکوب ابداع کرده که در تاريخ مبارزات آزاديخواهانه ما بی سابقه است.

جنبش سبز برای نخستين بار از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی تا کنون اکثريت قريب به اتفاق مخالفان استبداد حاکم را از هر گرايش و عقيده ای در داخل و خارج ايران در خود جای داده است. اين هم بستگی ملی که فقدان آن در هر سه دهه گذشته احساس می شد از دستاوردهای بزرگ جنبش سبز و شرط لازم برای ادامه مبارزه پيروزمندانه ملت عليه کودتاگران است.

پايداری پيگير و گسترده اين جنبش و توسل به روشهای عدم خشونت که بنظر می رسد حالا به يک باور ملی در مبارزه عليه خشونت و استبداد تبديل شده، ماهيت سرکوبگر، دغلکار و دروغگوی خامنه ای و ايادی وی را در جهان برملا ساخته است.

جنبش سبز با نشان دادن خواست آزاديخواهانه و عدالت جويانه مردم ايران، و با وفاداری به شيوه های عدم خشونت وانسانی در مبارزه عليه استبداد تحسين و همدردی و حمايت جهانيان را برانگيخته و موقعيت داخلی و بين المللی حکومت جبار خامنه ای را به نحو بی سابقه ای تضعيف کرده است. اعتراضات گسترده مردم عليه خيانت بزرگ خامنه ای در امانت داری از آرای مردم، و ادامه اعتراضات به رغم همه آدم کشی ها و تجاوزات، کودتاگران را در صحن نظام جمهوری اسلامی نيز بيش از بيش منزوی و بی اعتبار کرده است.

اگر خامنه ای توانسته بود به زور سرنيزه و مسلسل و عمليات وحشيانه ای که اعتراضات مسالمت آميز را به خون کشيد جنبش ملی را خفه کند، نه فقط امروز بسياری از روحانيون و مسوولان نظام در برابر کودتاگران قرار نداشتند بلکه کسانی همچون موسوی، کروبی و خاتمی نيز بی سروصدا به زندان می افتادند. اما جنبش ملی سبز که جنبش دانشجويی موتور نيرومند و محرک آن است به برکت عزم راسخ و شجاعت و هوشياری دانشجويان و جوانان روزبه روز فراگيرتر و ريشه دارتر شد و هرچه بيشتر ريشه دوانيد کودتاگران را بی آينده تر ساخت. در اين چند ماهه کودتاگران برای نابودی جنبش سبز علاوه برسرکوب های خونين و دستگيری ها و شکنجه های وحشيانه به روشهای زير نيز متوسل شده اند بدون آن که کوچکترين موفقيتی کسب کنند:

تلاش همه جانبه برای جدا کردن اصلاح طلبان پيگير از مردم يکی از روشهای خامنه ای از همان نخستين روزهای پس از کودتا بود. در اين مدت خامنه ای چندين بار محسنی اژه ای، دری نجف آبادی، حبيب اله عسکراولادی مسلمان و برخی از ديگر نزديکان خود را نزد ميرحسين موسوی، کروبی و خاتمی فرستاده و با روشهای تهديد و تطميع کوشيده است آنان را از همراهی با مردم بازدارد. اما تاکنون در اين زمينه موفقيتی کسب نکرده است. بنظر می رسد که اين سه چهره شاخص اصلاح طلب خوب می دانند که اگر تا امروز در صحنه مانده اند و توسط خامنه ای به زندان و يا به ديار عدم نرفته اند اين همه از برکت حضور جنبش سبز و همراهی آنان با اين جنبش است. حتی بسياری از اصول گرايان ميانه رو و ناراضی از حکومت کودتا نيز می دانند که اگر اين فضای اعتراضی نيرومند در کار نبود آنان نيز به حاشيه رانده می شدند.

- کشاندن فعالان جنبش سبز به روشهای قهرآميز و شعارهای افراطی که به فرماندهان سرکوب درهمراه کردن بدنه نيروهای مسلح با خود کمک می کند از جمله تلاشهای ناموفق کودتاگران بوده است. اما فعالان جنبش سبز با هوشياری اين ترفندها را خنثی کرده اند. آن چه در اين مورد درخور توجه و تعمق است آن است که جنبش سبز تاکنون برای حفظ هم بستگی و انسجام خود عمدتا به شعارهای حداقلی قناعت کرده است. اما درعين حال هرگز حاضر به مرزبندی با آن دسته از فعالانی که در واکنش به جنايات رژيم حاکم شعارهای راديکال تری سرمی دهند نشده است. در روزهای گذشته رسانه های حکومتی از جمله کيهان، صداوسيما و بلندگوهای ديگر کودتا چهره های شاخص و شناخته شده جنبش سبز را برای تبری جستن از شعارهای راديکال تر جوانان زير فشار گذاشته اند بدون آن که در اين زمينه موفقيتی کسب کنند. بنظر می رسد که فعالان جنبش سبز هرچند که می دانند برای فراگير تر کردن اين جنبش و منزوی کردن فرماندهان سرکوب می بايست در شرايط کنونی به شعارهای حداقلی روی آورند، اما درعين حال اين را نيز به خوبی می دانند که نبايد حساب خود را با مردمی که در واکنش به جنايات کودتاگران شعارهای ديگری را سر می دهند، جدا کنند. در آستانه برگزاری ۱۶ آذر همه نهادهای سرکوب برای محدود کردن اعتراضات دانشجويی به دست و پا افتاده اند. در اين راه فرماندهان نظامی و انتظامی هم چنان به تهديد و خط و نشان کشيدن ادامه می دهند، قوه قضائيه با صدور احکام تند عليه زندانيان سياسی می کوشد فعالان دانشجويی را مرعوب کند، نيروهای بسيج نيز آماده شده اند تا در محوطه دانشگاهها در روز ۱۶ آذر با دانشجويان درگير شوند. با اين همه هم بستگی وسيع دانشجويان در همه دانشگاهها و مراکز آموزشی کشور، و ادامه فضای اعتراضی عمومی در سراسر ايران، هم راه با هم بستگی گسترده جهانی با مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران، موجب ارتقاء روحيه مبارزاتی دانشجويان شده است. زندانی کردن و يا محروم کردن دانشجويان از ادامه تحصيل اگر در شرايط رکود و خمود مايه ترس و نوميدی می شد، برعکس در شرايط کنونی، تاثيری بر جنبش دانشجويی نخواهد داشت. زندانيان سياسی و دانشجويانی که بخاطر دفاع از حق و آزادی از دانشگاه اخراج می شوند، پيشروان و پرچمداران جنبشی هستند که ديريازود بر کودتاگران کنونی پيروز می شود. افتخاری که آنان از رهگذر مبارزات خود کسب می کنند و مهمتر از آن ثمری که اين مبارزات برای امروز و آينده ايران به بار می آورد بسيار بزرگ تر از آن است که آنان را از پرداخت هزينه های امروز دچار ترديد و پشيمانی کند.

علی کشتگر
پنج شنبه ۱۲ آذرماه ۸۸


 بشيريه: فروپاشی اسطوره های جمهوری اسلامی پس از انتخابات پرشتاب تر شده است / یوسف علیزاده
http://www.radiofarda.com/content/o2_bashiriyeh_iran_post_election/1895485.html
13/9/1388

حسين بشيريه يکی از متفکران سياسی مهم ايران بعد از انقلاب است و نشريه «لوگوس» از وی به عنوان پدر جامعه شناسی سياسی در ايران نام برده است. دکتر بشيريه با نوشته های متعدد خود و نيز تدريس علوم سياسی در دانشگاه تهران به مدت ۲۴ سال (۱۹۸۳-۲۰۰۷) بر مطالعه و عمل سياسی در ايران تاثير شایانی گذاشته است.

دکتر بشيريه در دوران تدريس خود در دانشگاه تهران بيش از ۱۵ کتاب و دهها مقاله نوشته و شاگردان زيادی را تربيت کرده است. از جمله آثار وی می توان به اين کتاب ها اشاره کرد: انقلاب و بسيج سياسی، جامعه شناسی سياسی، تاريخ انديشه سياسی در قرن بيستم [جلد اول: انديشه مارکسيستی و جلد دوم: انديشه ليبرالی و محافظه کاری]، دولت عقل، جامعه مدنی و توسعه سياسی در ايران، نظريه های جديد در علم سياست، جامعه شناسی تجدد، دولت و جامعه مدنی، نظريه فرهنگ در قرن بيستم، موانع توسعه سياسی در ايران،  درآمدی بر جامعه شناسی سياسی ايران: دوره جمهوری اسلامی و گذار به دموکراسی: مباحث نظری.

با روی کار امدن محمود احمدی نژاد در مقام ریاست جمهوری و سیاست های سختگیرانه دولت وی در قبال دانشگاهها، دکتر بشیریه در سال   ۱۳۸۷  از دانشگاه تهران اخراج  و  مجبور به ترک ايران شد. آقای بشیریه هم اکنون در دانشکده علوم سياسی دانشگاه سيراکيوز نيويورک، آمريکا، مشغول به تدريس است.

این  استاد  علوم سیاسی در گفت وگوی مفصل خود با نشريه «لوگوس» به موضوع تحولات سياسی و اجتماعی پس از انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خردادماه سال ۱۳۸۸ پرداخته است و بحران های پيش روی جمهوری اسلامی و همچنين چالش های پيش روی جنبش مخالفين را تشريح کرده است.

نظر به اهميت اين گفت و گو مشروح آن در اينجا می آيد:

در ادامه بحث های مطرح شده در مصاحبه دکتر بشيريه با نشريه «لوگوس»، راديو فردا نيز در گفت وگويی با اين صاحبنظر علوم سياسی پرسش هايی درباره فرايند تحولات پس از انتخابات، تکاليف جنبش سبز و هم چنين جنبش اعتراضی در ايران و از سوی دیگر نسبت آنها با مبحث «گذار به دموکراسی» مطرح کرده است.

رادیو فردا: ارزيابی  شما وضعيت فعلی در فرآيند تحولات پس از انتخابات چیست؟

 حسین بشیریه : به نظر من، در يک چشم انداز گسترده تر کل تحولات ايران از ميانه دهه ۱۳۷۰ را بايد به عنوان فرايند تاريخی گذار تدريجی به دموکراسی به شمار آورد و تحولات پس از انتخابات ۸۸ نيز يکی از مراحل همين فرايند گسترده تر است. اما بايد ويژگی و توصيف دقيق اين مرحله چند ماهه را مشخصا توضيح داد.

به نظر من تحولات اين چندماهه اخير را بايد با عنوان دقيق تری (در مقايسه با گذار به دموکراسی) توصيف نمود.به نظر می رسد که مفهوم «فرسايش ساختار قدرت» برای توصيف اين مرحله از گذار مناسبت بيشتری داشته باشد. فرسايش قدرت و اقتدار مفهوم نسبتا روشن و دقيقی در جامعه شناسی سياسی است و وجوه و ابعاد چندی دارد که در اينجا می توان مختصرا به آنها اشاره کرد.

يکی از وجوه فرسايش سياسی، فروپاشی اسطوره های قدرت است که در چنين رژيم هايی اساس مشروعيت آنها را تشکيل می دهد.البته مفهوم فروپاشی اسطوره ها، گسترده تر از مفهوم رايج بحران مشروعيت است و حکايت از بحران گسترده تری در پيکره نظام سياسی دارد.به نظر من البته اسطوره های قدرت اين نظام مدت ها در حال فروپاشی بوده اند، اما در چندماه گذشته اين فروپاشی بسيار پرشتاب تر و ويرانگر تر شده است.

نظام جمهوری اسلامی از آغاز به چندين اسطوره اساسی تاکید کرد و از لحاظ مشروعيت سياسی بر پايه همين اسطوره پردازی ها تداوم يافت، اما اين اسطوره پردازی ها در حال فروپاشی هستند. اسطوره پردازی های اصلی اين نظام را می توان در چند مورد خلاصه کرد:

يکی اسطوره عدالت اسلامی است که ديگر در عصر سرمايه داری جهانی شده و با رويکرد خصوصی سازی و تعديل ساختاری از دهه ۱۳۷۰ به بعد و ادامه آن تا حال حاضر و تخريب بخش عمومی اقتصاد و حذف يارانه ها و پيدايش گسترش تورم و گرانی طاقت فرسا برای عموم و بيکاری فزاينده و ديگر پديده های آشنا و شناخته شده مربوط به اين مبحث، کاملا متلاشی شده و کسی آن را جدی نمی گيرد.

اسطوره مستضعفان و مستضعف پروری هم يکی از اجزاء همان اسطوره عدالت بود که باز هم با توجه به فرايندهای اقتصادی در کشور و عملکرد بينادهای مربوطه و گسترش سياست صدقه محور، به جای رفاه محور، جدی گرفته نمی شود.

دومين اسطوره پردازی اصلی انقلاب و نظام سياسی ايران، اسطوره اخلاقی کردن سياست از طريق ترکيب دين و سياست بوده است. اين اسطوره بيش از آن شکننده بود که مدت مديدی دوام بياورد.

گسترش فرهنگ نفاق و رياکاری و ظاهر سازی و زاهد نمايی و طامات، توبه فرمايی و تظاهر و ظاهر آرايی از همان اوان کار از هم پاشيد و در ماه های اخير هم خشونت بی پروا و سرکوب تظاهر کنندگان و معترضان به نتايج اعلام شده انتخابات و حبس و تجاوزها و تعدی ها و اعتراف گيری ها و غيره ، اسطوره اخلاقی کردن سياست از طريق ترکيب دين و دولت، اگر از ان هم چيزی باقی مانده بود، آن را کاملا متلاشی کرد.

سومين اسطوره اصلی انقلاب و نظام آن، اسطوره مبارزه با امپرياليسم بود که اگر در آغاز کار هياهوهای زيادی ايجاد کرد، اما با گسترش روابط آشکار و نهان و با همکاری های نه چندان پنهان در موارد مختلف به سرعت از هم گسيخت و از به چالش طلبيدن اقتدار جهانی «امپرياليسم آمريکا» از لحاظ نظری به کوشش مشتاقانه برای حل مسايل جزيی طرفين فرو کاهيده شد.

چهارمين اسطوره اصلی انقلاب و نظام، اسطوره جمهوريت يا سلطنت زدايی بود که هم از لحاظ نظری و هم از لحاظ عملی با ظهور نظريه «ولايت مطلقه» و تمرکز قوای حکومتی و مقيد شدن رای و حاکميت مردم به رای و حاکميت گروهی اندک و عدم استقلال قوه مقننه و قوه قضاييه و نظارت استصوابی بر همه انتخابات و عدم مسئوليت ولی فقيه در عمل و کنترل نهايی نهادهای ظاهرا انتخابی به وسيله ولی فقيه و جز آن، از هم پاشيد.

بدين سان اسطوره پردازی های اصلی نظام دچار فروپاشی شده اند و فرايند اين فروپاشی به ويژه در دوره پس از انتخابات پرشتاب تر شده است.

يکی ديگر از وجوه فرسايش ساختار قدرت و اقتدار، نياز حکومت پس از انتخابات به توسل مستمر به خشونت و سرکوب و قهر و حبس و اعتراف گيری و کار برد پی در پی نيروهای انتظامی و امنيتی و سپاه و بسيج به اين منظور بوده است. همه می دانند که اقتدار با زور و اجبار و خشونت نه تنها يکی نيستند بلکه رابطه ای معکوسی دارند. اعمال زور و قهر بيشتر نتيجه کاهش اقتدار است. حکومت با اقتدار حکومتی است که اصولا زور و قهر و خشونت عريان برای بقاء خود به کار نبرد.

با توجه به تجربه تاريخی رژيم هايی که سرنگون شدند می دانيم که توسل به زور و اسلحه، حبس و شکنجه و آزار، تعقيب/ بازداشت و جز آن همه نشانه های فرسايش شديد ساختار اقتدار حکومت ها است، به ويژه آنکه توسل به چنين اقداماتی برای بقاء حکومت، اهميت حياتی پيدا کند.با تک پايه شدن قدرت حکومتی بدين معنا، هر عاملی که به هر دليلی بر توانايی کاربرد زور و خشونت حکومت تاثير منفی بگذارد می تواند به فروپاشی آن بينجامد.

سومين نشانه فرايند فرسايش ساختار اقتدار، تحولی بی سابقه از لحاظ جابه جايی حمايت گروههای اجتماعی از حالت حمايت فعال از حکومت و يا بی طرفی منفعلانه نسبت به آن به سوی حمايت فعال از گروه های مخالف بوده است. فرايند فرسايش ساختار اقتدار سياسی به فرايند فرسايش در زمين شناسی شباهتی دارد. فرسايش در زمين شناسی فرايندی متاثر از نيروی جاذبه است که موجب جابه جايی و انتقال خاک و صخره و غيره از جايی به جای ديگر و ذخيره شدن آنها د رمحل جديد می شود. علت اين جابه جايی اغلب باد يا آب است.

در نتيجه تغيير مسير افکار عمومی (همانند تغيير مسير آب يا باد) لايه هايی از گروه های بی طرف يا مردد از بدنه نظام يا ساختار سياسی کنده می شوند و به حاميان قابل بسيج گروه های محالف تبديل می شوند. مثلا طبقه کارمندان ديوانسالاری دولتی که معمولا به لحاظ موقعيت شغلی خود از گروه های نسبتا بی طرف و يا مردد در حمايت از دولت به شمار می رفته اند، در مسير اين تحولات ترديد و بی طرفی خود را به تدريج از دست داده و در انتقاد از حکومت و سياست های آن صريح تر می شوند.

همين فرايند فرسايش، لايه های کنده شده را به سوی کانون ها و نقطه های جذبی مثل جنبش دانشجويی می کشاند و بدنه آنها را نيرومند تر می سازد. اعلام اعتراض گروه های گوناگون نويسندگان، هنرمندان، فيلم سازان و غيره در ماه های پس از انتخابات نشانه همين روند فرسايش اقتدار حکومتی است.

چهارمين نشانه فزاينده فرسايش ساختار اقتدار سياسی را می توان در شکاف های فزاينده در بدنه نظام سياسی و در درون گروه های حاکم يافت. ترديدی نيست که جمهوری اسلامی از همان آغاز دچار يک شکاف مرکزی سراسری بوده که در دوره های گوناگون نام های گوناگونی به خود گرفت ولی همگی اينها نمودهای همان شکاف سراسری بودند.

شکاف بين فقه سنتی و فقه پويا، ميان اقتصاد خصوصی و اقتصاد دولتی و ميان سنت گرایی و اصلاح گرايی مظاهر اين شکاف در دهه نخست انقلاب بودند و گروه های عمده سياسی را از درون منشق کردند.

همين شکاف مرکزی در دهه دوم انقلاب به شکل رو در رويی ميان محافظه کاری اسلامی و نوگرايی اسلامی نمودار شد. پس از آن نمود اصلی آن شکاف مرکزی به صورت رو در رويی ميان جمهوريت خواهی و اسلاميت خواهی يا دو گرايش دموکراتيک و تئوکراتيک پديدار شد.

و سرانجام در دهه اخير همان شکاف مرکزی خود را به صورت تعارض ميان بنياد گرايی يا اصولگرايی از يک سو و گرايش های نوسازانه، جمهوريخواهانه و اصلاح طلبانه از سوی ديگر هويدا ساخت. اما اين شکاف اصلی با جلوه ها و نمودهای گوناگون خود، تا پيش از انتخابات اخير روي هم رفته در درون سيستم سياسی موجود مهار شده بود و به ندرت از حد يک شکاف درون طبقه حاکم فراتر می رفت، ولی اينک در ماه های پس از انتخابات همان شکاف سراسری که اکنون به صورت تعارض ميان جنبش سبز و اصولگرايی حاکم هويدا شده است، از مرزها و حدود سيستم سياسی بيرون رفته و به جنبشی مردمی و عمومی تبديل شده است.

شکاف پذيری يکی از نشانه های عمده روند فرسايش است و اين حالت را نه تنها در مورد تعارض عمده ميان اپوزيسيون مردمی و اصولگرايان حاکم، بلکه حتی به صورت محدود تری در درون نهادهای حکومتی نيز می توان يافت.

شکاف پذيری در شرايط فرسايش ساختار اقتدار، ويژگی اصلی ساختار قدرت است در حالی که عکس اين پديده يعنی ائتلاف پذيری ويژگی اصلی جنبش مخالفين به شمار می رود. همگرايی گروه های گوناگون مخالف و منتقد در ماه های اخير شاهد اين گفته است.

در ادبيات انقلاب برای توضيح اين شکاف پذيری به عنوان نشانه عمده ای از فرايند فرسايش اقتدار، از تمثيل سيل وسد بهره می گيرند. افزايش فشار سيلاب نارضايتی های عمومی، به کاهش مقاومت و نهايتا ترک برداشتن و شکستن و فروريختن سد می انجامد.

در جمع بندی می توان، برای توضيح بيشتر فرايند فرسايش، شرايط پيش و پس از انتخابات خرداد ۸۸ را با هم مقايسه کرد. به طور کلی در دوره پيش و پس از انتخابات برداشت های نظام و جنبش مخالفين از موقعيت، اهداف، اولويت ها و تکاليف خود دستخوش دگرگونی چشم گيری شده است.

در شرايط ماقبل از انتخابات رژيمی با اعتماد به نفس نسبتا بالا در فضای ترس عمومی ومزمنی در مقابل اپوزيسيون پراکنده و بی شکلی با احساس اقتدار بالايی حکومت می کرد. اما همه اين شرايط پس از انتخابات دگرگون شد.

اينک حکومتی متوحش و هراسناک در فضای حرکت و جنبش عمومی در مقابل اپوزيسيونی که ناگهان جان و سازمان و نيروی تازه گرفته است، فرار گرفته است.

در پيش از انتخابات حکومت خودش را نيرومند و مشروع و برخوردار از پشتوانه پشتيبانی همگانی تصور می کرد و اپوزيسيون يا اصلاح طلبان را کوچک و فاقد پايگاه اجتماعی گسترده می شمرد؛ شکاف های درونی اين قدر آشکار و شديد نبود؛ از نيروهای نظامی و انتظامی برای حفظ قدرت به طور روز مره استفاده نمی شد؛ عامه مردم با وجود نارضايتی های اقتصادی و اجتماعی، از نظر سياسی خاموش و محتاط بودند؛ اپوزيسيون مرعوب بود و حکومت به خودش اعتماد داشت.

اما در اين شرايط فرسايش ساختار اقتداری که پس از انتخابات پيش آمده است وضعيت از چندين لحاظ دگرگون شده است، از جمله می توان فهرست وار به موارد زير اشاره کرد:

حياتی شدن کاربرد روزمره خشونت برای حفظ حکومت؛

پيدايش شکاف بين حکومت و بخش هايی از روحانيت به طور فزاينده؛

گسترش ترديد درباره عقلانيت و مصلحت آميز بودن برخوردهای حکومت در درون گروه های حاکمه؛

گذار لايه هايی از حاميان حکومت از عرصه حمايت فعال به عرصه مخالفت های خاموش و حمايت آنها از شيوه های دموکراتيک برخورد با ديگر مخالفين مثل مذاکره، دعوت به گفت و گو در مجلس خبرگان، دلجويی از آسيب ديدگان، دعوت مجلس به مجلس شورا، گفت و گو از رفراندوم و غيره؛

تصرف مناسک و مراسم دولتی حمايت از حکومت توسط مخالفين و تبديل آنها به مراسم و فرصت مخالفت مثل روز قدس و ۱۳ آبان که بارزترين نشانه فرسايش هژمونی يا اقتدار حکومت است؛

رويارويی فزاينده نيروهای انتظامی و سپاه با مردم و حراست از حکومتی که پشتوانه حمايت عمومی اش در حال فرسايش است؛

افزايش حمايت آشکار برخی گروه های اجتماعی مانند هنرمندان، فيلم سازان، نويسندگان، برخی روحانيون و دانشگاهيان و جز آن از جنبش عمومی مخالفين حکومت.

کاهش چشم گير توانايی دستگاه حاکمه در بسيج حاميان خود به سبک قديم و ضرورت پرداخت پول و حق الزحمه به افراد بسيج شده؛

افزايش تهديد و ارعاب عامه مردم با مطالبی چون تعطيلی دانشگاه ها، برچيدن بساط علوم اجتماعی جديد، انقلاب فرهنگی و غيره که خود نشان عمده ديگری از فرسايش اقتدار است؛

اقرار و اعتراف برخی از عوامل حکومت در خصوص برخوردهای ناروا با بازداشت شده ها؛

احساس اميد و نشاط و خوش بينی از سوی مخالفين نسبت به مسير تحولات آينده و اصرار و اراده رهبران آن بر ادامه جنبش به شيوه ای که پيش از انتخابات در کار نبود؛

اينها همه نشانه های گوناگونی از پيدايش مرحله تازه در فرايند گذار يعنی مرحله فرسايش و اقتدار هستند. برخی از مقامات حکومتی اين فرسايش را با عباراتی چون «آبروی نظام رفت» و «حيثت نظام مخدوش شد» توصيف کرده و وقوع آن را بدين سان تاييد نموده اند.

بی ترديد حاکميت پس از انتخابات برای حفظ خود هزينه های سنگينی از آبرو و يا اقتدار خود پرداخته است و البته با پيشرفت جنبش هزينه های بيشتری هم خواهد داد چون راه پر هزينه را برگزيده است .

حفظ حکومت از طريق سرکوب، بدون هزينه ممکن نيست. از سوی ديگر همه می دانند که سرکوب موتور ماشين جنبش مخالفين است نه ترمز آن و در نتيجه خود فرايند فرسايش را پر شتاب تر می کند. با تداوم جنبش حکومت در وضعی قرار می گيرد که بايد بپذيرد که وضع سرکوب وضع دايمی است.

ارزیابی شما از تکاليف جنبش سبز در مرحله فرسايش ساختار اقتدار چیست؟

حسین بشیریه: به عنوان مقدمه بايد گفت که پيدايش شرايط فرسايش ساختار اقتدار در تاريخ سياسی ايران سابقه دارد و بنابر اين تجربه تازه ای نيست. روند فرسايش ساختار اقتدار دولت قاجار در عصر مشروطيت و نيز فرسايش اقتدار دولت پهلوی پيش از انقلاب ۵۷ از اين لحاظ قابل بررسی و مقايسه اند.

همين تکرار تجربه تاريخی سبب شناخت و آگاهی بيشتر برای جنبش سبز خواهد بود. به سخن ديگر، تکليف جنبش مردم در حال حاضر گذار از يک نظام استبداد سنتی ديرپا و پر سابقه و مستمر نيست بلکه گذار از وضعی است که پس از تجربه نسبی آزادی در چند مرحله پيش آمده است.

معمولا تجربه های تاريخی سودمند و عبرت آموزند و تکاليف جنبش های دمکراتيک را قدری سبک تر می سازند. اما مسئله دقيق اين است که جنبش سبز در شرايط فرسايش اقتدار خاص امروز که خود البته تا حد زيادی نتيجه پيدايش همان جنبش بوده است، چه وظايفی دارد. به سخن ديگر جنبش سبز چگونه می تواند فرايند فرسايش ساختار اقتدار را پر شتاب کند.

به طور کلی تکاليف اپوزيسيون در شرايط مشابه سياسی را می توان در چند نکته خلاصه کرد، از جمله پرهيز از جذب و حل در درون ساختار قدرت از طريق تطميع و ترغيب و تهديد و تنبيه، ايجاد عرصه های عمل و فعاليت مستقل از عرصه حاکميت؛ ادامه گفت و گو در باره نقاط اصلی ضعف حاکميت بويژه عدم مشروعيت آن از لحاظ قبضه قدرت و شيوه نابخردانه و خشونت آميز برخورد با اعتراضات مسالمت آميز و بالاخره تعريف روشن خواسته های جنبش و وضع مطلوب از نظر آن.

حفظ استقلال فکری و عملی از حکومت و روشن کردن مرزها شرط تداوم و مقبوليت جنبش های دمکراتيک است. معمولا در شرايط فرسايش اقتدار، رژيم ها علی رغم سرکوب، توانايی حذف و از ريشه کندن جنبش مخالفان را ندارند و بنابر اين برای ايجاد تفرقه به شيوه امتياز دادن های فردی روی می آورند.

به هر حال وسعت نيروهای مخالف باعث می شود که حکومت نه توان ريشه کن کردن آن و نه توانايی جذب و حل آن را داشته باشد. بنابر اين چنين نيروهايی که عرصه ای از حيات سياسی را مستمرا اشغال می کنند، در صحنه هستند و برخورد با آنها به مشغله اصلی حکومت تبديل می شود.
پيش از انتخابات، سکوت و ثبات سياسی تنها متکی بر سلطه و قدرت گروه های حاکمه و هسته مرکزی حاکميت نبود بلکه (به غير از وجود حاميان فعال و ذينفع) وجود حاميان منفعل و بسيج پذير و نيز مخالفان منفعل در آن ثبات و سکوت دوره ماقبل فرسايش دخيل و موثر بود. اما پس از انتخابات می توان گفت که لايه های حاميان منفعل، منفعل تر و بسيج ناپذيرتر شده و لايه های مخالفان منفعل، فعال تر و (توسط نيروهای مخالف) قابل بسيج شده اند و همين دگرگونی ها خود جزئی از تعريف فرايند فرسايش است

حسین بشیریه


چنانکه قبل گفتيم تصرف مراسم و مناسک دولتی و رسمی از جانب گروه های مخالف، فرصت و عمل آنها را گسترش بخشيده و تنها نقشی که برای نيروهای حکومتی باقی می ماند نقش تازه «تخريب» و «جلوگيری» است و در نتيجه نقش بسيج گری که از گذشته توسط حکومت اعمال می شد در اين مواقع به دست مخالفين و با هدفی متفاوت ايفا می گردد.

نکته ديگر اين که در شرايط خاص کنونی، گسترش حوزه استقلال نهادهای دينی از حکومت (که نشانه عمده ای از فرايند فرسايش است) می تواند بر گسترش عرصه عمل مستقل نيروهای مخالف تاثير مثبت بگذارد.

يکی از اين جهت که غير اخلاقی و غير شرعی (نامشروع) بودن شيوه عمل حکومت و عدم رعايت کليه موازين اخلاقی و قانونی و بويژه حقوق بشری در اعمال آن پس از انتخابات مورد تاکيد قرار گيرد تا پيوند آن حوزه با جنبش دمکراتيک آشکار نشود. دوم اينکه حوزه دين به عنوان عرصه ای مستقل از حکومت و مرتبط با اپوزيسيون تلقی شود به نحوی که دست کم از لحاظ اخلاقی، علمای مستقل و منتقد، مرجع تظلم آسيب ديدگان از مظالم نيروهای حکومتی به شمار آيند.

يک نکته اساسی از حيث عملی که معمولا مورد غفلت خام انديشان بويژه در بين اپوزيسيون خارج از کشور واقع شده است اين است که در شرايط فرسايش ساختار اقتدار، مسئله اصلی کارکرد و فايده و نقش افراد، گروه ها و احزاب در فرايند فرسايش است نه ماهيت عقايد و ايدئولوژی و يا حتی تعلقات گذشته آنها با حکومت.تحول سياسی در شرايط فرسايش نيازمند ائتلاف نيروها و نهايتا دو قطبی شدن جامعه سياسی است. به غير از عرصه دين، عرصه فرهنگ و هنر نيز چنانکه ديده ايم می تواند عرصه و حوزه عمل مستقل برای اپوزيسيون دمکراتيک فراهم کند.در وضعيت های فرسايشی پايگاه های حمايت اجتماعی رژيم ها و اپوزيسيون ها دستخوش دگرگونی می شود.

در مورد ايران می توان گفت که پيش از انتخابات، سکوت و ثبات سياسی تنها متکی بر سلطه و قدرت گروه های حاکمه و هسته مرکزی حاکميت نبود بلکه (به غير از وجود حاميان فعال و ذينفع) وجود حاميان منفعل و بسيج پذير و نيز مخالفان منفعل در آن ثبات و سکوت دوره ماقبل فرسايش دخيل و موثر بود. اما پس از انتخابات می توان گفت که لايه های حاميان منفعل، منفعل تر و بسيج ناپذيرتر شده و لايه های مخالفان منفعل، فعال تر و (توسط نيروهای مخالف) قابل بسيج شده اند و همين دگرگونی ها خود جزئی از تعريف فرايند فرسايش است.

به سخن ديگر هزينه حمايت از حکومت از لحاظ اجتماعی افزايش يافته است و با سرکوب بيشتر باز هم افزايش بيشتری می بايد.

يکی از روش هايی که بنا به تجربه تاريخی فرايند فروريزی حمايت اجتماعی و روند فرسايشی ناشی از آن را به معنايی که گفتيم، پر شتاب می کند تحديد آماج فعاليت های اپوزيسيون است به اين معنی که اگر هسته قدرت، هدف اين فعاليت ها باشد و بار همه مسئوليت ها بر عهده آن گذاشته شود، هسته ها يا لايه های پيرامونی قدرت امکان جابجايی بيشتری پيدا می کنند و احتمال همکاری آنها با اپوزيسيون افزايش می يابد. بنا بر تجربه تاريخی، نقش نيروها و گروه های پيرامونی هسته قدرت در موارد گذار آرام، چشمگير بوده است.

به نظر شما چرا به علوم اجتماعی به عنوان ريشه اصلی مشکلات و بحران های حکومت دینی حمله می شود؟

حسین بشیریه: طی اعتراف گيری های پی در پی از برخی رهبران احزاب اصلاح طلب و فعالان سياسی در ماه های اخير، انگشت اتهام متوجه علوم اجتماعی و دانشگاه ها به عنوان ريشه اصلی نافرمانی و اعتراض و سرپيچی مردم بويژه دانشجويان و دانشگاهيان و روشنفکران شد.

گفته شد که علوم اجتماعی مدرن موجب ايجاد شک و ترديد در عقايد دينی می شوند و در نتيجه اساس حکومت دينی را متزلزل می کنند. بنابر اين بايد برای خشکاندن ريشه نقد و اعتراض و تحکيم ايمان و اطاعت از و فرمانبرداری مردم، علوم اجتماعی نوين را از صحنه خارج کرد و به جای آن نگرش های دينی را بر دانش های انسانی و اجتماعی مستولی ساخت، زيرا از قرار معلوم اين نگرش ها موجب اطاعت پذيری، فرمانبردای و عدم انتقاد و اعتراض به عملکرد حکومت می شود و ريشه شک و ترديد را می خشکاند.

از چنين ديدگاهی به عبارت ديگر، نفس انديشيدن که موجب شک و ترديد می شود از نظر دينی و سياسی خطرناک به شمار می رود و امنيت و آرامش سياسی را تهديد می کند. اين برداشت از کارکرد دين و عقايد دينی در واقع پذيرش و تاييد همان نظريه معروف مارکسيستی است که دين را افيون خلق ها می شمارد که موجب افسون شدگی و مانع نقد و انديشه و حرکت می شود.

منتهی مارکس و لنين از چشم انداز نقد کارکرد دين و ضرورت زمينه سازی برای انقلاب چنين نظری را مطرح کرده بودند و اينک حکومت اسلامی از ديدگاه حفظ امنيت سياسی و اجتماعی و ضرورت جلوگيری از انقلاب دمکراتيک چنين نظری را تکرار و تاييد می کند که دين همان افيون خلق هاست.

اين مطلبی است که ديگر خود رهبران حکومت دينی می گويند و به آن ايمان دارند. پس زياد فرقی نمی کند که اين مطلب را چه کسی بگويد. ظاهرا دوست و دشمن جمهوری اسلامی ديگر همه می پذيرند که در اين شرايط تحول و گذار، دين افيون کارسازی است که مانع شک و ترديد در مبانی دين و حکومت دينی می شود.

درباره کارکردهای علوم اجتماعی نوين نيز وضع مشابهی وجود دارد به اين معنی که در اين مورد هم ديدگاه جمهوری اسلامی با ديدگاه برخی انديشمندان انتقادی غربی اتفاقا همسو از کار در می آيد به اين معنی که از هر دو نظر، علوم اجتماعی نوين مخرب ساختارهای قدرت سنتی و نهايتا ابزارهايی از آنها تلقی می شوند، بار هم با اين تفاوت که حکومت اسلامی علوم اجتماعی نوين را مهلک ترين دشمن خود می داند، همچنان که کليسا در قرون وسطی علوم جديد را دشمن مخرب و مهلکی می شمرد، در حالی که از چشم انداز نظريه انتقادی در غرب، علوم اجتماعی نوين دانش ها و ابزارهايی برای نقد و رهايی هستند.

به هر حال از چشم انداز مبارزات دمکراتيک و وظائف جنبش های رهايی بخش، تقويت و پيشبرد علوم اجتماعی نوين خود جزء مهمی از روند مبارزه دمکراتيک است. از چشم انداز خود حکومت دينی هم انديشيدن خطرناک و مهلک است. طبعا چون حکومت دينی بايد مبتنی بر تعبد، يقين، ترس، اطاعت پذيری و حرف شنوی باشد، علوم اجتماعی نوين که مبتنی بر نقد و شک و تعقل و در جستجوی آزادی و رهايی و فرديت هستند، خطرناک می نمايند.

ترديدی نيست که برای رژيم های بسته نه تنها هر انديشه ای بلکه نفس انديشيدن خطرناک است. آزادی انديشه و انديشه آزاد مسری ترين بلايی است که چنان حکومت هايی ممکن است بدان گرفتار آيند. آزادی انديشه، آرام و قرار را از ميان می برد زيرا آرامش و قرار به اين معنا، اساسا مفهومی استبدادی است.

به زبانی دیگر، در باب اين که چرا علوم اجتماعی نوين از سوی اين گونه حکومت ها خطر آفرين به شمار می آيند بايد گفت که دليل آن، کارکرد اصلی آن علوم در کالبد شکافی ساختارهای قدرت است.

موضوع و مسئله اساسی در علوم اجتماعی جديد مسئله قدرت در شکل های گوناگون آن است. از اين نظر دانش اجتماعی مدرن اساسا يک مبارزه سياسی است بر ضد ساختارهای سلطه و استيلا در اشکال گوناگون آن.

به گفته کانت، فلسفه نوين از آغاز يک مبارزه بود. علوم اجتماعی امروز که اساسا کارکردی انتقادی دارند- يعنی درست در مقابل اسطوره پردازی های ايدئولوژی سياسی قرار می گيرند – مظهر مبارزات دمکراتيک در عرصه نظر هستند. بايد به دانش اجتماعی جديد به عنوان مبارزه سياسی نگريست. مفاهيم انتقادی نهفته در اين علوم، سلاح و مواد منفجره و مهماتی هستند که قلعه های خرافه و ايدئولوژی را نشانه می گيرد.

مذهب به عنوان ساختار قدرت فرهنگی، سرمايه به عنوان ساختار قدرت اقتصادی، دولت به عنوان ساختار قدرت سياسی و حتی علوم اثبات گرايانه به عنوان ساختار قدرت گفتمانی همگی توسط علوم اجتماعی انتقادی کالبد شکافی می شوند و از چگونگی بازسازی انسان ها در کارخانه اين قدرت ها پرده برداری می شود.از اين رو علوم اجتماعی جديد اساسا سلطه ستيز و رهايی بخش اند و به فرد، فرديت و خودمختاری می بخشند و او را از قيوميت خارج می کنند.پس طبيعی است که حکومت های مطلقه و وابسته و انحصار طلب از اين علوم بترسند.

در جمع بندی بايد گفت که توهم علم زدايی و مبارزه با علوم اجتماعی نوين يکی ديگر از اسطوره پردازی های انقلاب بوده که مثل ديگر اسطوره پردازی های آن از هم پاشيده است.

البته ريشه مبارزه با علوم اجتماعی نوين به انقلاب و ما قبل انقلاب باز می گردد که داستان درازی است. اما اگر حکومت دينی تکيه گاه اساسی و مايه ثبات اصلی خود را در تعطيل علوم اجتماعی نوين و انديشه نو و انديشيدن جستجو کند و بخواهد زورق شکننده خود را در دل امواج خروشان و طوفانی انديشه های نو با توسل به قهر و زور پاسبانی کند بايد گفت که در جستجوی تکيه گاهی بس لرزان و ناپايدار است. نقشی بر آب بستن است.

در خاتمه بايد در رابطه با همين مطلب در خصوص جنبش دانشجويی هم اين نکته را اضافه کنم که اهميت جنبش دانشجويی در ايران بويژه در دهه اخير نه در مطالبات صنفی و گروهی بلکه در پرچمداری همان انديشه های انتقادی و رهايی بخش برخاسته از علوم اجتماعی نوين نهفته است.
 
نفس دانشگاه هم به معنی نقد و مبارزه است. رسالت دانشگاه مدرن در همه جا همين بوده است.

سرچشمه قوت جنبش های دانشجويی نيز همان انديشه های انتقادی ناشی از علوم اجتماعی جديد است و همين انديشه ها البته الهام بخش علوم غير اجتماعی جديد هم بوده اند؛ يعنی انديشه شک و ترديد انديشه اساسی است و انديشه ای مدرن است.

برای جستجوی حقيقت بايد يک بار هم که شده در باره همه چيز شک و ترديد کنيم. در غياب آن انديشه های انتقادی دانشگاه، و دانشجو معنايی نخواهد داشت. در آن صورت دانشگاه مدرن با مدرسه قديم که مقيد به متن های بسته و گرفتار ساختار قدرت گفتمانی بود تفاوتی نخواهد کرد. جنبش دانشجويی پاسدار انديشه ها و علوم رهايی بخش است.



Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

Gah-Name 37


 دعوت بیش از 3 هزار دانشجوی دانشگاه تهران از موسوی و کروبی برای حضور در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه تهران
http://advarnews.us/university/9997.aspx
10/91388

با نزدیک شدن به روز 16 آذر بیش از 3000 دانشجوی دانشگاه تهران علی رغم همه فشارهای نهادهای نامشروع قدرت و فضای امنیتی حاکم بر دانشگاه طوماری تهیه و در آن از دو رهبر اصلی جنبش سبز دعوت کرده اند تا در روز 16 آذر با حضور در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران، یادگاه آن 3 آذر در خون افتاده به گلوله کودتاچیان سال 32، با حمایت از دانشجویان و جنبش ریشه دار دانشجویی و با توجه به پیوند اعتراضات به نتایج انتخابات با روز دانشجوی سال 88 بر مواضع پیشین خود صحه گذارند و بار دیگر ایستادگی و اعتراض خود را در برابر استبداد اعلام نمایند.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در طومار دانشجویان دانشگاه تهران با اشاره به تاریخ استبدادستیزی و ایستادگی دانشجویان آمده است که آقای موسوی شما بارها از خطر شکل گیری یک دیکتاتوری خطرناک هشدار داده اید و شما آقای کروبی همیشه گفته اید کنار نخواهید کشید و تا پایان راه خواهید ایستاد، حال در تاریخی ترین روز استبدادستیزی تاریخ ایران و بزرگداشت مظلوم ترین و ایستاده ترین مبارزان راه آزادی و استقلال و دموکراسی با توجه به موقعیت حساس کنونی از شما مصرانه می خواهیم که در 16 آذر گسترده ترین جمع حامیان خود را تنها نگذارید و با اعلام حضور خود یاور جنبش دانشجویی و رهبرانی شایسته برای جنبش سبز مردم ایران باشید.
 
در بخش دیگری از طومار دعوت از کروبی و موسوی آمده است که کودتای ننگین انتخاباتی خرداد 88 و حوادث پس از آن بر همگان ثابت کرد که اگر لحظه غفلت کنند و اگر در مقابل انحرافات کنونی تردید کنند و نایستند، آینده بسیار تلخ در انتظار ایران است. آینده ای که همه خیانات و جنایات پس از انتخابات در مقابل آن اندکی بیش نخواهد بود. تقلب و حمله به منزل آزادی خواهان و یورش شبانه به کوی دانشجویان و بازداشت های غیرقانونی و توقیف روزنامه ها و حمله باتوم به دستان به جمع مردم و ماه ها بازداشت در سلول های انفرادی و تجاوز به زندانیان و قتل و جنایات بی شمار دیگر نشان داد که کودتاچیان برای حفظ قدرت از هیچ رذالت و رفتار غیرانسانی ابا ندارند و کشتار را نیز روا می دارند و فرش قرمز رسیدن به کاخ قدرتشان را از خون ایرانیان رنگ خواهند کرد.
 
دانشجویان جمع آوری کننده امضاها گفته اند که بیش از 90 درصد دانشجویان خواهان حضور کروبی و موسوی در دانشگاه تهران هستند ولی محدودیت های موجود مانع از جمع آوری امضا از همه دانشجویان شده است.

منبع: خبرنامه امیرکبیر


فراخوان گسترده‌ مردمی: سر دادن بانگ الله‌اکبر در شب‌های عید غدیر و 16 آذر
http://www.mowjcamp.com/article/id/70598
12/9/1388

اکنون پس از گذشت بیش از 5 ماه از کودتای انتخاباتی بر علیه ملت، چند صباحی است که اقدامات حامیان دولت کودتا وارد دور جدیدی شده است و شاهد صدور احکام ستم‌گرانه‌ای برای بسیاری از بهترین فرزندان ایران‌زمین هستیم. از طرف دیگر بازداشت‌های غیر‌قانونی و تهدید فعالان سیاسی و اجتماعی نیز نه تنها کاهش نیافته که در آستانه‌ی یکی دیگر از روزهای بیاد ماندنی در جنبش سبز ملت ایران، 16 آذر - روز دانشجو - موج جدیدی از تهدید، ارعاب و بازداشت فعالان دانشجویی در سراسر کشور شروع شده و حامیان کودتا بار دیگر توهم فرونشاندن جنبش ملت ایران را با چنین روش‌های نخ‌نما شده‌ای در سر می‌پرورانند. اما در آستانه عید غدیر خم و در حالی که مردم سبزاندیش ایران برای پاسداشت ده‌ها سال تلاش دانشجوی آزادی‌خواه ایرانی آماده می‌شوند، فراخوان گسترده‌ مردمی برای سردادن بانگ الله‌اکبر در شب‌های عید غدیر خم و 16 آذر در ساعت 10 شب در میان اقشار مختلف سراسر کشور منتشر شده است.

با این وجود، هجوم بر علیه خواست سبز مردم در روش‌های یاد شده نیز خلاصه نشده و حامیان کودتا انواع دسیسه‌ها و تلاش‌های کودکانه دیگری را هم طراحی کرده و در حال برنامه‌ریزی برای اجرای آن هستند. انتشار شایعه پخش اعترافات نمایشی جدید در صدا‌وسیمای غیر ملی، برگزاری تجمعات فرمایشی در خیابان‌ها برای فراکنی در مورد قاتلان شهدای جنبش سبز، تلاش‌های رسانه‌ای «جنبش‌های جعلی و دست‌ساز» دولت کودتا، هتاکی و دروغ‌پردازی‌های هر روزه رسانه‌های این جریان و سخنرانی‌‌های ناکام و بی‌سرانجام حامیان کودتا در دانشگاه‌های مختلف از جمله برخی از این کارها است.

در واقع پس از واکنش شدید افکار عمومی ایران و جهان نسبت به خشونت‌ها و فجایعی که بر مردم سبزاندیش ایران در روزهای ابتدایی پس از انتخابات دهم روا داشته شد، حامیان کودتا به جای سر نهادن به خواسته‌های بر حق ملت ایران، اجرای انواع خدعه و نیرنگ را تیز در کنار تهدید و ارعاب در نظر گرفته‌اند. حال آنکه اعترافات نمایشی تلویزیونی در چشم مردم نقشی جز شاهدی دیگر بر ستم‌های رواداشته شده ندارد و تجمعات فرمایشی و فرافکنی و عدم پیگیری عاملان و آمران کشتار مردم، بیش از پیش بر این عقیده صحه می‌گذارد که هنوز اراده‌ای برای تغییر ایجاد نشده و هیچ طرحی برای اصلاح‌روندهای فاجعه‌آمیز وجود ندارد.

از طرف دیگر رسانه‌های جریان دروغ و ستم برای معرفی و به عرصه‌آوردن جنبش‌های جعلی و دست‌ساز دولت کودتا تبلیغات گسترده‌ای را آغاز کرده‌اند و برای اینکه مردم را از گام برداشتن در راه سبز امید بازدارند تلاش می‌کنند، اما آن‌ها از این واقعیت غافل هستند که ملتی که بیدار شده و می‌خواهد عنان سرنوشت خویش را خود به دست بگیرد، رنگ را از نیرنگ می‌شناسد و آن روز که پیمانی سبز با تاریخ و فرهنگ خود بست، عهد کرد که تا رسیدن به هدف پاک خود از پا ننشیند و پیوسته و قدم به قدم به افق‌های آزادی و سرافرازی نزدیک شود.

اینک در آستانه عید سعید غدیر خم جنبش سبز ایران برای پاسداشت ده‌ها سال تلاش دانشجوی آزادی‌خواه ایرانی آماده می‌شود. در حالی که فراخوان گسترده‌ای برای سر دادن بانگ الله‌اکبر در شب 16 آذر(ساعت 10 شب) در میان اقشار مختلف مردم منتشر شده است، امروز بیانیه دیگری نیز در بسیاری از شهرهای کشورمان پخش شده و برای سر دادن بانگ الله‌اکبر در شب عید غدیر از همه مردم دعوت به عمل آورده است. در متن بیانیه منتشر شده آمده است:

"مردم ایران!
اینک عید غدیر این سبز ترین عید مسلمین از راه می رسد. دروغ‌‌گویان و متقلبان مدت‌هاست در صدد آنند که به مردم چنین القا کنند که راه سبز ما از ارزش‌های دینی تهی است و آنچنان در این تقلب و دروغ‌ گویی خود مصرند که از چسباندن وصله‌ی بی دینی به ما اکثریت مردم ایران نیز هیچ ابایی ندارند. در این میان نهضت سبز ملت ایران که سبز خود را با تاسی از راه سبز علی و فرزندانش اختیار کرده است اینک در آستانه‌ ی عید غدیر با امتحانی دیگر روبروست.

صدا و سیمای دروغ‌ پرداز و ضدملی در این ایام تمام توان خود را به کار خواهد گرفت تا این اندیشه وهم‌ آلود را به مردم القا کنند که پیروان راستین عدالت علوی همین دروغ‌ پیشگانی هستند که با کودتا علیه رای ملت و تعرض به آبروی آنان قدرت را به دست گرفته‌ اند و دین را با اندیشه‌های متحجرانه و مرتجعانه خود قبضه کرده‌اند.

اما ملت سبزنهاد ایران نخواهد گذاشت عید غدیر خم که تجلی ولایت مداری اصیل و راستین است به دست کسانی که از ولایت‌ مداری جز هتاکی و زورگویی و حق کشی چیزی نیاموخته‌اند مصادره شود و به خوراک تبلیغاتی رسانه ضد ملی بدل گردد.

کودتاگران سرخ‌ به ما صلح‌ جویان سبز، دشنام می‌دهند و ما پاسخ آنها را با فریادهای الله اکبرمان در شب عید غدیر خم خواهیم داد. آنها ما را اموی خطاب می‌کنند حال آنکه ما مردم ایران پاسخ آن‌ها را با فریادهای یا علی و یا حسین خواهیم داد. این همان مسیر سبزی‌ است که از چهارراه اخلاق و سعه صدر می‌گذرد. ما را با هتاکی و تندروی سری نیست و به همین دلیل است که شعار الله اکبر را برای خود برگزیده‌‌ایم.

الله‌اکبر خواهیم گفت تا بدانند که ما مردم مسلمان‌ ایران همچنان زنده‌ایم و از ریا و شرک و سجده بر غیر خدا بیزاریم. الله‌اکبر خواهیم گفت تا بدانند که این نهضت سبز ماست که علوی است، نه رنگ‌های دروغین و تقلبی متقلبان.

الله اکبر خواهیم گفت تا بدانند که ما برای رسیدن به آزادی این هدیه الهی تنها از خدا یاری می جوییم. الله اکبر خواهیم گفت تا بدانند که یدالله مع الجماعه و بدانند که خدا با مردم سبز اندیش است.

الله اکبر خواهیم گفت تا بدانند که سرکوب هیچ هراسی را به دل ما ملت نینداخته است چرا که شجاعت را از مولایمان علی آموخته‌ایم.

الله اکبر خواهیم گفت تا بدانند اجازه نخواهیم داد رنگ سبز ما ملت ایران را که اصالتش را از رنگ سبز غدیر گرفته است را از ما بربایند.

ما سبزهای سراسر ایران همزمان با شب عید غدیر شنبه 14 آذر ماه از ساعت 22 شب بر فراز بام‌‌ها فریاد الله‌اکبر سر خواهیم داد. رسانه این جنبش تک تک شهروندان ایرانی هستند که دل در گرو این جنبش عدالت‌ طلبانه و مردمی دارند."

در کنار این دو فراخوان که از مردم برای سر دادن بانگ الله‌اکبر در ساعت 10 شب‌های 14 و 15 آذر دعوت کرده‌است، گروه‌های دیگری از مردم سبزاندیش نیز قصد دارند تا در شب عید غدیر پس از سر دادن بانگ الله‌اکبر به شهرپیمایی سبز در شب عید غدیر بپردازند و سپس روز یک‌شنبه با حضور در منازل اسرای در بند و آزاد شده‌ و شهدای جنبش سبز با خانواده‌های این عزیزان دیدار کنند.


 بیانیه جمعی از دانشجویان تهران مرکز به مناسبت شانزده آذر
http://www.advarnews.biz/university/10002.aspx
10/9/1388

دانشجویان تهران مرکز: فریادهایمان در برابرسرکوب کودتاچیان رساتر خواهد شد.
این سه تن ماندند تا هر که را می آید بیاموزند، هر که را میرود سفارش کنند، آن هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آنها  شهید اند این سه قطره خونه که بر چهره دانشگاه است همچنان تازه و گرم است....

16 آذر روز دانشجو، یاد آور حوادث تلخ، حقایق تلخ تری که برما دانشجویان رفته و باز می رود، سال روز  هتک حرمت حریم دانشگاه برای اولین بار در نتیجه پیوند شوم استعمار و استبداد،سال روز به خاک و خون کشیده شدن یارانمان، سه آذر اهورائی....

پیش از نیم قرن از آنروز می گذرد که چنگال خشونت سینه سه یار دبستانیمان را درید و عرصه  دانشگاه را به خونشان رنگین کرد، از همان زمان بود  که دانستیم مزدوران زراندوز زور مدار  پاسخ همراهی ها و همصدایی های من و تو را جز به خشم و خشونت نخواهند داد  چرا که من و تو نه چون آنان سودای زر در سر می پروانیم و نه جز قلم و زبانمان سلاحی داریم و نه در مسیرمان با نقاب تزویر طی طریق می کنیم...

خشونت طلبان می دانستند و می دانند که هر وقت من و تو دست در دست هم باشیم عرصه بر مستبدان دنیا طلب دین به دنیا فروش تنگ خواهد شد و پرده های تاریک خانه های اشباح با دستان من و تو کنار خواهند رفت و نور آگاهی به مدد قلمهای من و تو بر دشت های بی فرهنگی خواهند تابید و دردهای هزاران ساله مردم خسته از استبداد و بی عدالتی را مرهم خواهد بود.

مایه تاسف است که امروز برخی از نهادهای انتصابی و تشکل های شبه دانشجویی مدعی جریان دانشجویی و درصدد مصادره نام و افتخارات گذشته جنبش دانشجویی هستند که خود همفکرانشان در صف اول برخورد با حرکت های  دانشجویی بوده و فجایع  13 خرداد و 21 مهرماه( حمله شبه نظامیان بسیج به تجمع  دانشجویان تهران مرکز با گاز اشک اور و شوک الکتریکی که منجر به مجروح شدن تعدادی  از دانشجویان شد) روشن ترین نقاط پرونده عملکردشان است.

تمامی جریان سازی های موازی با حرکت اصیل دانشجویی و نیز  برخورد با فعلان دانشجویی احضارها و محاکمه دانشجویی احکام سنگین  کمیته های انضباطی، اعمال فشار، و ایجاد محدودیت برای تشکل های محدود موجود در دانشگاه آزاد که امروز تبلور خواست  و مطالبات دانشجویان است، مانورهای تبلیغاتی علیه دانشجویان سیاسی که مدتی است سوژه تبلیغاتی رسانه ضد ملی و مطبوعات وابسته به جریان اقتدار گرا و نهادهای شبه نظامی مستقر در دانشگاه ها گردیده  اما در عمل هیچ نتیجه ای نداشته است، نشانگر تهی بودن ادعاهای مدعیان از حقیقت است.

  فشار بر فعالین  دانشجویی دانشگاه آزاد به طور کم سابقه ای صورت گرفته است و نشان از آن است مدیران دانشگاه آزاد بر خلاف تبلیغات واهی خود همکاری کامل با کودتاچیان در جهت سرکوب صدای آزادی خواهی دانشجویان دارند که می توان  به: چهل و یک ترم تعلیق برای دانشجویان تهران مرکز و گرفتن بیش از سیصد تعهد از دانشجویان توسط حراست  برای شرکت نکردن در تجمع های  اعتراضی،  احضار و بازداشت فعالین دانشجوی تهران مرکز از جمله  احضار بیش از 100 تن از دانشجویان دانشگاه اهواز به کمیته انضباطی، افزایش فشارها  و ممنوع الورود کردن بر فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد های تهران جنوب، شهرکرد، کرج، کرمانشاه و بسیاری دیگر واحدهای دیگر جنبش دانشجویی دانشگاه آزاد را ذکر کرد گرچه در این روزها  به جهت فشارها و سرکوب ها روزگار سختی را سپری می کند؛ از دادن هزینه ای حتی  به قیمت خون پاک شهیدان خویش  نظیر شهیدان ندا آقا سلطان و یعقوب بروایه نیز ابایی نداشته  تا همگان بدانند جنبش دانشجویی دانشگاه آزاد اگر چه نوپاست اما به عنوان یکی از طلایه داران  جنبش دانشجویی اعتراضات پس از کودتای 22 خرداد و بازگشایی دانشگاه ها همچنان استوار و ثابت قدم به حرکت خود ادامه خواهد داد.

جنش راه سبز آزادی تهران مرکز  با فریادی رساتر از قبل فریاد خواهد کشید و در برابر کودتاچیان و حامیان  آن در دانشگاه آزاد  لحظه ایی کوتاه نخواهد آمد. و ما خواستار  برچیدن شدن احکام نا عادلانه کمیته انضباطی و بازگشت هم کلاسی هایمان بر سر کلاس های درس  و آزاد شدن هم سنگر دربندمان سلمان سیما  می باشیم.

از این رو از همه دانشجویان آزادی خواه  دعوت می کنیم که در تجمع بزرگ اعتراضی به همین مناسبت در روز دوشنبه 16 آذر ساعت 12 ظهر در صحن دانشکده فنی تهران مرکز شرکت کنند تا بار دیگر کودتاچیان بدانند که سرکوب اندک تاثیر در اداره و عزم در مبارزه ندارد.

جنبش راه سبز آزادی تهران مرکز - آذر 88


 دانشجویان معترض ایرانی «زیر یک پرچم» / محمد ضرغامی
http://www.radiofarda.com/content/f35_Iran_Students_16Azar/1893348.html
11/9/1388

دانشجویان معترض به سیاست‌های محمود احمدی نژاد هم اکنون در آستانه روز ۱۶ آذرماه که در ایران به نام روز دانشجو نامیده می‌شود، شعارنوشته‌های خود را با ماژیک‌ها یا اسپری‌های سبز رنگ بر دیوار دانشگاه‌های محل تحصیل خود می‌نویسند.

گروهی از این دانشجویان معترض که به تازگی «زیر یک پرچم جمع شده‌اند» و نام خود را «جنبش سبز دانشجویی ایران» معرفی کرده‌اند با انتشار بیانیه ای خواستار برگزاری مراسمی هماهنگ در بعد از ظهر روز شانزدهم آذرماه شده‌اند.

از روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری، بازداشت گسترده معترضان به نتایج انتخابات کلید خورد. اما دانشجویان می‌گویند که از ابتدای آذرماه، میزان فشارها بر آنان افزایش یافته است. در این میان اکثر دانشگاه‌های ایران شاهد بازداشت حداقل دو تن از دانشجویان معترض خود بوده‌اند.

برخی از این دانشجویان نیز به سبب فعالیت در ستادهای کاندیداهای انتخاباتی معترض به نتایج انتخابات بازداشت شده‌اند. اما بیشترین تعداد بازداشتی‌ها از آن دانشگاه شیراز و دانشگاه پلی تکنیک واحد تفرش بوده است. بنابر گزارش منابع دانشجویی در دانشگاه شیراز بیش از ۲۰ دانشجو و در دانشگاه پلی تکنیک واحد تفرش حدود ۱۱ دانشجو بازداشت شده‌اند.

دانشجویان فعال در امور دانشجویی همچون مرتضی سمیاری،‌عضو دفتر تحکیم وحدت،‌ معتقدند که عموم این بازداشت‌ها ابعاد قانونی ندارد و تحت تاثیر یک نام یا یک رنگ و یا یک روز خاص صورت گرفته است.

مرتضی سمیاری به رادیو فردا می‌گوید: «ما می‌خواهیم بگوییم که روز ۱۶ آذرماه فقط یک «نه» محکم به استعمار و استبداد خارجی نیست. این نه یک مبنای داخلی هم دارد. یعنی دانشجویان نسبت به این استدلالی که هم اکنون در داخل کشور حاکم است و نسبت به این فضای بسته و ناراحت کننده ای که در داخل کشور وجود دارد هم اعتراض دارند، خوب اگر جریانی بخواهد در داخل کشور انتقاد کند با این پاسخ‌ها روبه‌رو خواهد شد.»

در شرایطی که دستگیری گسترده دانشجویان از سوی نهادهای امنیتی دنبال می‌شود و کمیته‌های انضباطی برای دانشجویان معترض احضاریه صادر می‌کنند، سعید قاسمی‌نژاد و همفکران او در سازمان دانشجویی ادوار تحکیم وحدت معتقدند که بیانیه جنبش سبز دانشجویی با استقبال دانشجویان مواجه خواهد شد.

سعید قاسمی‌نژاد به ررادیو فردا می‌گوید: «این همان هشداری است که فعالین دانشجویی به حکومت دادند که تصور نکند اگر فعالین دانشجویی را بازداشت‌ کنند روز ۱۶ آذر ماه اعتراضی در دانشگاه‌ها وجود نخواهد داشت.»

البته این بازداشت‌ها در آستانه روز دانشجو در ایران، واکنش یک نماینده اصلاح طلب مجلس را هم در پی داشته است.

داریوش قنبری در ساختمان بهارستان به پارلمان نیوز گفته است که « برخی از بازداشت‌های دانشجویی اگر چه به زعم آقایان برای ایجاد آرامش و امنیت است اما جز بر هم زدن آرامش و امنیت،‌ نتیجه‌ای ندارد.»

برخی هم معتقدند که این گونه برخوردها به نوع نگاه و سیاست‌های دولت دهم برمی‌گردد. سیاست‌هایی که به اعتقاد عبدالرضا تاجیک – روزنامه نگار – از دولت نهم آغاز شده بود.

عبدالرضا تاجیک به رادیو فردا می‌گوید: «این نگاه، نگاهی بلندمدت برای تحت کنترل درآوردن خواسته‌های دانشجویان است.»

در چنین شرایطی است که جنبش سبز دانشجویی «از تمام مردم می‌خواهد به دانشجویان به پیوندند».

به اعتقاد بسیاری، این گونه دانشجویان معترض با نگاهی به اعتراضات مردمی‌ در مناسبت‌های پیش از این، این درخواست را مطرح کرده‌اند. اما به هر حال مناسبت‌های پیش از این نیز ریشه در روزهایی داشت که دولت به تقویم ایرانی اضافه کرده بود، در حالی که روز دانشجو همیشه تنها در چهارچوب دانشگاه‌ها برگزار شده است.

سعید قاسمی‌نژاد عضو ادوار تحکیم وحدت می گوید: «دعوتی که فعالین جامعه دانشجویی و فعالین سیاسی از مردم کرده‌اند و در این بیانیه هم آمده است به این معناست که ما آغازگر خشونت نباشیم و طرف مقابل را با اقدامات تحریک آمیز و شعارهای خیلی خیلی تند تحریک نکنیم.»

بسیاری هنوز هم خاطره برخورد خشونت بار با دانشجویان معترض در جریان نا آرامی‌های ۱۸ تیرماه سال ۱۳۷۸ را از یاد نبرده‌اند. این ناآرامی‌ها که در ابتدا از داخل دانشگاه آغاز شده بود رفته رفته به سطح شهر رسید و نیروهای دولتی با خشونت با معترضان برخورد کرد.

عبدالرضا تاجیک می‌گوید که این دعوت از جنس دیگری است؛ «درخواست برای تجمع مردم نیست. از مردم درخواست شده است که حضور پیدا کنند. حضورشان نماد یک حرکت بیرونی است.»

جنبش سبز دانشجویی از مردم می‌خواهد که با تجمع اتومبیل‌هایشان در اطراف دانشگاه‌ها و ایجاد ترافیک،‌ تردد را -به گفته اعضا این جنبش- برای سرکوبگران مشکل کنند و به این ترتیب دانشجویان را یاری دهند.

در این دعوت‌نامه بر لزوم کناره‌گیری از اقدامات خشونت آمیز هم تاکید شده است. ولی تجربیات رضا قاسمی‌نژاد و دوستان او که درگیر فعالیت‌های دانشجویی هستند بیانگر نوع نگاه دیگری است.

رضا قاسمی‌نژاد می‌گوید: «طرف مقابل اصلا این مسائل برایش اهمیتی ندارد. در روز ۱۳ آبان ماه هم مردم در ابتدا شعارهای تند ندادند. این حکومت بود که آمد و خشونت و سرکوب کرد. ضمن اینکه در این بیانیه آمده است که ما باید سعی کنیم دستگیری نداشته باشیم و مورد ضرب و شتم قرار نگیریم. یعنی مردم و خود دانشجویان در مقابل نیروهای سرکوب گر سریع پراکنده شوند. همان کاری که در چند تظاهرات پیش از این هم انجام می‌دادند.»

جنبش سبز دانشجویی که با شعار«اتحاد،‌ مبارزه، پیروزی» به میدان آمده، از دانش آموزان هم دعوت کرده است که به آن‌ها به پیوندند و گام اولین را در دعوت نیروهای مسلح برای پیوستن به مردم بردارند.

به نوشته ی این بیانیه این مسئله می‌تواند مقدمات شرکت مردم در مراسم سراسری ماه محرم – سالگرد کشته شدن امام سوم شیعیان – را فراهم کند.

عبدالرضا تاجیک،‌ روزنامه نگار، تنها یک خطر را در کمین جنبش سبز می‌داند. خطری که می‌تواند همزمان با موج بازداشت‌ها و حضور مردم در روز ۱۶ آذرماه،‌ فضا را رادیکال‌تر کند.

آقای تاجیک می‌گوید: «هر حرکت خشونت‌آمیزی در شرایط کنونی -به‌خصوص- می‌تواند آسیب‌های جدی به جنبش سبز وارد کند. و جریاناتی را که اعتقاد به حرکت نظامی دارند تقویت کند و شاید باعث شود که آن‌ها دست به اقدامات جدیدتری بزنند.

بنا بر اصل بیست و هفتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تشکیل اجتماعات و راه‌پیمایی بدون حمل سلاح به شرط آنکه مخل مبانی اسلام نباشد،‌ آزاد است.ء


شورای هماهنگی اصلاح طلبان: شانزده آذر؛ همه در صحنه / سامناک آقایی
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/03//-10d175d970.html
12/9/1388


در حالی که موج احضارها و برخورد با فعالان دانشجویی در فاصله کمتر از پنج روز تا روز دانشجو، شدت بیشتری گرفته و اخبار حاکی از اعمال فشار بیشتر بر دانشجویان زندانی ست، گروه ها وتشکل های دانشجویی و سیاسی با صدور بیانیه و فراخوان، مردم را به شرکت در مراسم بزرگداشت 16 آذر دعوت می کنند. در همین راستا شورای هماهنگی اصلاح طلبان دیروز با انتشار بیانیه ای ضمن انتقاد از فضای حاکم بردانشگاه ها و برخوردهای صورت گرفته با دانشگاهیان، روز دانشجو را "منشا جوشش و انگیزش در مسیر پیگیری مطالبات و حقوق مردم" خواند. در همین حال بیش از سه هزار دانشجوی دانشگاه تهران نیز با امضای طوماری از موسوی و کروبی برای حضور در مراسم بزرگداشت روز دانشجو دعوت کردند.

دعوت از موسوی و کروبی

دانشجویان دانشگاه تهران دیروز با تهیه طوماری که به امضای بیش از سه هزار دانشجو رسیده، از میر حسین موسوی و مهدی کروبی، دو تن از رهبران جنبش سبز برای شرکت در مراسم روز دانشجو دعوت کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، با نزدیک شدن به روز 16 آذر بیش از 3000 دانشجوی دانشگاه تهران برغم همه فشارهای نهادهای امنیتی ـ نظامی طوماری تهیه و در آن از دو رهبر اصلی جنبش سبز دعوت کرده اند تا در روز 16 آذر با حضور در مقابل دانشکده فنی دانشگاه تهران، "یادگاه آن 3 آذر در خون افتاده به گلوله کودتاچیان سال 32 با حمایت از دانشجویان و جنبش ریشه دار دانشجویی و با توجه به پیوند اعتراضات به نتایج انتخابات با روز دانشجوی سال 88 بر مواضع پیشین خود صحه گذارند و بار دیگر ایستادگی و اعتراض خود را در برابر استبداد اعلام نمایند."

دانشجویان دانشگاه تهران در طومار خود خطاب به موسوی و کروبی نوشته اند: "آقای موسوی شما بارها از خطر شکل گیری یک دیکتاتوری خطرناک هشدار داده اید و شما آقای کروبی همیشه گفته اید کنار نخواهید کشید و تا پایان راه خواهید ایستاد، حال در تاریخی ترین روز استبدادستیزی تاریخ ایران و بزرگداشت مظلوم ترین و ایستاده ترین مبارزان راه آزادی و استقلال و دموکراسی با توجه به موقعیت حساس کنونی از شما مصرانه می خواهیم که در 16 آذر گسترده ترین جمع حامیان خود را تنها نگذارید و با اعلام حضور خود یاور جنبش دانشجویی و رهبرانی شایسته برای جنبش سبز مردم ایران باشید."

در بخش دیگری از طومار دعوت از کروبی و موسوی آمده است که "کودتای ننگین انتخاباتی خرداد 88 و حوادث پس از آن بر همگان ثابت کرد که اگر غفلت کنند و اگر در مقابل انحرافات کنونی تردید کنند و نایستند، آینده بسیار تلخ در انتظار ایران است. آینده ای که همه خیانات و جنایات پس از انتخابات در مقابل آن اندکی بیش نخواهد بود. تقلب و حمله به منزل آزادی خواهان و یورش شبانه به کوی دانشجویان و بازداشت های غیرقانونی و توقیف روزنامه ها و حمله باتوم به دستان به جمع مردم و ماه ها بازداشت در سلول های انفرادی و تجاوز به زندانیان و قتل و جنایات بی شمار دیگر نشان داد که کودتاچیان برای حفظ قدرت از هیچ رذالت و رفتار غیرانسانی ابا ندارند و کشتار را نیز روا می دارند و فرش قرمز رسیدن به کاخ قدرتشان را از خون ایرانیان رنگ خواهند کرد."

بیانیه شورای هماهنگی اصلاح طلبان


شورای هماهنگی جبهه اصلاحات نیز روز گذشته با انتشار بیانیه ای به مناسب 16  آذر، روز دانشجو را پیشاپیش گرامی داشت. در بخشی از متن این بیانیه که از سوی خبرگزاری کار ایران، ایرنا منتشر شد آمده است:سالگرد ۱۶ آذر برای ملت ایران به ویژه دانشجویان همواره منشأ جوشش و‌انگیزش در مسیر پیگیری مطالبات و حقوق مردم بوده است. این روز به ویژه یادآور پایداری و مقاومت دانشجویان بر دو خواسته ملی در تاریخ یک صدساله اخیر ایران است. استقلال‌طلبی و نفی مداخله بیگانگان و آزادی‌خواهی و نفی استبداد از شاخص‌ترین مطالباتی است که ملت ایران هزینه‌های زیادی برای تحقق آن پرداخته است.

این شورا با توجه به شرایط خطیر کشور و تضییقاتی که بر دانشجویان وارد می‌شود، به دست‌اندرکاران نسبت به تداوم این روند هشدار داده  و نوشته اند: "ما معتقدیم مطالبات و انتظارات جامعه دانشجویی اگر به نحوی درست و منطقی پاسخ داده نشود، پیامدی جز انباشت این مطالبات و بروز آن از مجاری پر‌خسارت متصور نیست. مردم از دست‌اندرکاران قضایی و سیاسی انتظار دارند هرچه زودتر شاهد تشکیل دادگاه‌های علنی و رسیدگی به جرائم و جنایات عاملین و آمرین فجایعی چون حمله به کوی دانشگاه تهران و بعضی دیگر از محیط‌های دانشگاهی و دانشجویی باشند. بی‌تردید اگر عاملین حوادث قبلی ازجمله فجایع حمله به کوی در سال ۱۳۷۸ به نحوی عادلانه مجازات شده بودند، شاهد تکرار آن فجایع در سال جاری نبودیم و بدون رسیدگی عادلانه به فجایع اخیر نیز آرامش پایدار به مجامع دانشگاهی باز نخواهد گشت."

بیانیه کمیته همبستگی با دانشجویان دربند

کمیته همبستگی با دانشجویان زندانی نیز به مناسبت فرا رسیدن روز دانشجو و در حمایت و پشتیبانی از ده ها دانشجوی دربند بیانیه ای صادر کرد. بیانیه این کمیته با اشاره مختصری به فراز و فرودهای جنبش پر تحرک دانشجویی کشور و مصائب و مصیبت های وارد شده بر پیکر دانشگاه ها از سوی حاکمان، بر تداوم مبارزه علیه استبداد در دانشگاه ها تاکید کرده است.

در بخشی از این بیانیه با اشاره به فشارهای روز افزون بر دانشجویان و بازداشت های اخیر آمده است: "اکنون نیز باز سخن از سرکوب دانشجو است و دوباره این دانشجوست که در آستانه روزش، شانزده آذر به قربانگاه های خودکامگی فرستاده می شود، تا آن روز تاریخ ساز دوباره و دوباره حاکمان آشفته و بیمناک را برنیاشوبد. امروز دانشگاه و دانشجویان از همه طیف، زیر فشار حاکمیت پس از کودتای انتخاباتی خرداد هشتاد و هشت هستند. از دور و نزدیک خبر بازداشت هایی می رسد که در بند شدگان را جز آزادیخواهی جرمی نیست. این بازداشتها در آستانه روز دانشجو دقیقا بازداشت های پس از کودتای سیاه بیست و هشت امرداد را در اذهان زنده می کند و خاطرات آن دوران سیاه را در دل و جان بر می انگیزد و نشان می دهد که دادگاه های فرمایشی و احکام از پیش تعیین شده، بسان همان روزها تنها امر برقدرت نشستگان هستند."

کمیته همبستگی با دانشجویان زندانی، در پایان بیانیه خود یادآور می شود: "ما دانشجویان بر اساس رسالت تاریخی و پایبندی بر آرمان آزادیخواهی و استقلال کشور، همانند تمامی ملت ایران، خود را در برابر رویدادهای میهن مسئول دانسته، همانگونه که به دلیل بازداشتها و فشارهای روز افزون و پرداخت هزینه های پیاپی، هر روز را روز دانشجو ساخته ایم بی آنکه اندک واهمه ای از قدرتمداران میهن سوز و آزادی ستیز در دل داشته باشیم برآنیم تا امسال، در روز تاریخی شانزدهم آذر ماه، اعتراض سراسری خود را در تمامی دانشگاه ها به یاری ملت ایران، نسبت به وضعیت سیاسی – اجتماعی حاکم بر ایران و همچنین بازداشت گسترده یاران دبستانیمان اعلام داریم و همانگونه که بارها گفته ایم تا آزادی تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی دست از مبارزه بر نخواهیم داشت."

ادامه بازداشت ها و احضار ها

همزمان با تلاش و فعالیت گروه های دانشجویی و سیاسی به منظور آماده شدن برای برگزاری مراسم بزرگداشت روز دانشجو، منابع خبری و حقوق بشری از گسترش برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی در حوزه های مختلف، خبر می هند. از سوی دیگر برخی از خبری از اعمال فشار و آزار و اذیت دانشجویان دربند حکایت دارد.

خبرهای منتشر شده از سوی کمیته گزارشگران حقوق بشر، حاکی از احضار و بازداشت چند تن از دانشجویان، فعال در حوزه حقوق بشر است. بنابر همین خبرها، صبح روز سه شنبه سعید جلالی فر عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر توسط ماموران امنیتی بازداشت شد. این فعال حقوق بشر سال گذشته به دلیل فعالیت های حقوق بشری خود از ادامه تحصیل در دانشگاه محروم و اخراج شده بود. به طور همزمان سعید کلانکی دیگر همکار کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز به دلایل نامشخص بازداشت شده است. همچنین سعید حبیبی یکی دیگر از اعضای کمیته گزارشگران حقوق بشر و فعال دانشجویی روز گذشته به وزارت اطلاعات احضار شده است. وی پیش از این نیز چندین بار از سوی نهادهای امنیتی احضار و مورد تهدید قرار گرفته بود. همچنین علی کلایی دانشجوی طیف چپ و عضو کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز صبح دیروز در دادگاه محاکمه و با دو اتهام تجمع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه نظام روبرو شد. این فعال دانشجویی اتهامات وارد به خود را رد کرده است.

قابل ذکر است که علی کلایی و سعید حبیبی به خاطر داشتن پرونده ای مربوط به اعتراضات دانشجویی آذرماه 86 محاکمه شده اند. دادگاه پیش از این سعید حبیبی را به سه سال حبس تعزیری محکوم کرده بود.

کمیته گزارشگران حقوق بشر در خصوص احضار و بازداشت اعضای خود که بیشتر آنان جزو فعالان دانشجویی کشور بوده و قبلا نیز به خاطر فعالیت های مسالمت جویانه مدتی را هم دربازداشت بسر برده بودند، می نویسد:  "بازداشت و احضار اعضای این کمیته در حالی است که سایر اعضای این کمیته از بعد از کودتا 22 خرداد بارها احضار و مورد تهدید قرار گرفته اند. اکنون نیز با نزدیک شدن به 16 آذر دور جدید از افشار و بازداشت فعالان دانشجویی و اجتماعی آغاز شده که به نظر می رسد تا روز 16 آذر ادامه داشته باشد."

احضار، تهدید و بازداشت فعالان دانشجویی و حقوق بشری در حالی ادامه دارد که بنا بر خبرهای منتشر شده، بسیاری از دانشجویان دربند، کماکان در سلول های انفرادی بسر می برند و از آنان همچنان با روش ها خشونت آمیز بازجویی به عمل می آید. علاوه بر این کلیه تماس و ملاقات های بیشتر آنان نیز با خارج از زندان قطع شده است.


صدور حکم اعدام برای ايوب پرکار، عضو سازمان مجاهدين خلق، مجموعه فعالان حقوق بشر
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097021.php
11/9/1388

دادگاه انقلاب يک فعال سياسی را به اتهام عضويت در گروه محارب به اعدام محکوم کرد.

به گزارش واحد انديشه و بيان مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران، روز شنبه مورخ ۷ آذرماه قاضی پورعباسی رياست شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب شهر تهران طی يک دادگاه غيرعلنی و کوتاه مدت، ايوب پرکار فعال سياسی بازداشت شده در نيمه دوم سال ۱۳۸۷ را پس از حدود يکسال بازداشت به اتهام عضويت در گروه محارب (سازمان مجاهدين خلق ايران) به اعدام محکوم کرد.

به علت محدوديتهای اعمال شده و شرايط محدود آقای پرکار از جزئيات دادگاه اطلاع زيادی در دست نيست اما زندانی مورد اشاره مدعی است اساساً امکان و شرايط دفاع به وی داده نشده است.

لازم به ذکر است طی دو ماه اخير در تهران برای دست کم شش زندانی سياسی به نامهای محمدرضا علی زمانی، حامد روحی نژاد، ناصر عبدالحسينی، آرش رحمانی پور، ايوب پرکار و رضا خادمی از سوی دادگاه انقلاب در پروسه های پرابهام قضائی رای اعدام صادر شده است.


برگزاری مراسم یازدهمین سالگرد محمد مختاری و محمد‌جعفر پوینده
http://www.mowjcamp.com/article/id/68630
9/9/1388

یازدهمین سالگرد محمد مختاری و محمد‌جعفر پوینده، دو نویسنده‌ی برجسته‌ی عضو کانون نویسندگان ایران، روز جمعه سیزدهم آذر در امام‌زاده طاهر کرج برگزار خواهد شد.

به گزارش موج سبز آزادی خانواده‌های مختاری و پوینده از همه‌ی «آزادیخواهان و فرهنگ دوستان» دعوت کرده‌اند تا با شرکت در این مراسم آن‌ها را در یازدهمین سالگرد خاموشی عزیزانشان همراهی کنند.

مکان: امام زاده طاهر کرج
زمان: جمعه، ۱۳ آذر ۱۳۸۸، ساعت ١۴ تا ١٦


بیانیه کانون نویسندگان ایران در سالروز قتل مختاری و پوینده: از دادخواهی دست بر نمی کشیم / سارا مقدم
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-61484a7d75.html
12/9/1388

کانون نویسندگان ایران در آستانه 13 آذرماه،  یازدهمین سالگرد قتل محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، با انتشار بیانیه ای اعلام کرد که تا مجازات عاملان این قتلها از دادخواهی خون ایشان دست بر نخواهد داشت.

 نویسندگان این بیانیه همچنین اعلام کرده اند روز 13 آذررا  از ساعت 2 تا 4 عصر در کنار آرامگاه این دو نویسنده در امام زاده طاهر کرج خواهند گذراند و یادشان را گرامی خواهند داشت.

دربیانیه کانون نویسندگان که با شعر "آیین تازه ای نبود مرگ، / ما زنده ایم" آغاز شده است، درباره قتل این دو نویسنده آمده است: يازده سال پيش، در خزان 1377، در پي قتل تبهكارانه‌ي پروانه اسكندري و داريوش فروهر، فعالان سياسي و اجتماعي، دو تن از ياران دلير و آزاده‌ي ما، محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، را در خيابان‌هاي تهران ربودند و به جرم نوشتن و گفتن و سرودن، شكستن سكوت گورستاني، گردن نگذاشتن به يوغ بردگيِ قدرتِ حاكم، كوشيدن در راه آزادي بيان و قلم و انديشه و پيكار بي‌امان با سانسور به طرز هولناكي به قتل رساندند.

دراین بیانیه همچنین به سایر کشتارهای سیاسی در ایران اشاره شده است: در آن هنگام، حاكميت كه از سركوب‌هاي خونين و گسترده‌ي دهه‌ي 1360 فارغ شده بود گمان داشت كه با قتل و تك‌زنيِ مختاري و پوينده، غفار حسيني، حميد حاجي‌زاده و احمد ميرعلايي و نيز مجيد شريف و پيروز دواني و ده‌ها تن ديگر مي‌توان فرياد آزادي‌خواهيِ روشنفكريِ متعهد ايران را براي هميشه خاموش كرد.  اما هنگامي كه قتل‌ها از پرده بيرون افتاد و حاكميت چاره‌اي جز پذيرش قتل‌ها نديد، كوشيد با محدود كردن اين كشتارها به چهار قتل، بر ژرفاي اين جنايت‌هاي ضدبشري سرپوش بگذارد و اين تبهكاري‌ها را حاصل انحراف مشتي "خودسر" جلوه‌گر سازد؛ دادگاهي سر هم كرد و در پشت درهاي بسته، در تاريكي و خاموشي، بدون حضور خانواده‌ها و وكيلان جان‌باختگان، سر و ته قضيه را هم آورد و سرانجام ناصر زرافشان، وكيل شجاع قربانيان و عضو كانون نويسندگان ايران را به جرم حق‌جويي و پافشاري بر محاكمه‌ي آمران و عاملان جنايت‌ها روانه‌ي زندان كرد.

کانون نویسندگان ایران همچنان حوادث خونبار ماه های اخیر در ایران را ادامه همان کشتارها دانسته و اعلام کرده است : آمران و قاتلان را در بافت و ساختي ديگرگونه و گسترده، و در سليحِ كامل، روانه‌ي خيابان‌ها كردند تا اين بار در رويدادهاي خونينِ پس از خرداد 1388 به جان مردم و جوانان حق‌طلبي بيافتند كه به مسالمت‌آميزترين شكلِ ممكن خواهان اعاده‌ي آزادي‌هاي از دست‌رفته‌ي خود بودند. و چنين شد كه خون كشتگانِ خيابان‌ها، شكنجه‌شدگان و قربانيان كهريزك‌ها، نداها و ترانه‌ها، سهراب‌ها و محسن‌ها و... با خون سلطان‌پورها و پوينده‌ها و مختاري‌ها و هزاران جان‌باخته‌ي دهه‌ي 60 به هم پيوست و آزادي را فرياد كرد.

این بیانیه که خطاب آن "مردم آزاده ایران " است، در پایان از دادخواهی این کانون صنفی برای احقاق حقوق هم صنفان کشته شده خود سخن گفته است : كانون نويسندگان ايران در يازدهمين سالِ جان باختن محمد مختاري و محمدجعفر پوينده، بار ديگر اعلام مي‌كند كه با آرمان‌هاي پاك و آزادي‌خواهانه‌ي ياران از دست‌ رفته‌ي خود بر سر همان پيمان است كه بود، و اگر هزار سال بر اين بگذرد حتي يك دَم از دادخواهي خود نمي‌گذرد و تا محاكمه و مجازات آمران و عاملان جنايت‌هاي سه دهه‌ي اخير و برچيدن كامل تمامي بساط شكنجه و پيگرد و آزار و آزادي‌كُشي دَمي از پاي نمي‌نشیند.


پاسخ آیت الله منتظری به پرسش هایی در مورد جنبش سبز
http://www.advarnews.biz/idea/10007.aspx
11/9/1388


ادوار نیوز : آیت الله حسینعلی منتظری به پرسشهایی كه از ایشان پیرامون جنبش سبز شده است پاسخ گفت .متن كامل این پرسشها و پاسخ های آیت الله منتظری در ادامه می آید:

محضر حضرت آيت الله العظمي منتظري دام عزه العالي

همان گونه كه مستحضريد ملت ايران جهت دستيابي به اعتلاي سياسي ، اقتصادي و اجتماعي خود، قبل از انتخابات مطالبات بحقي را مطرح مينمود، و براي تحقق اين مطالبات با شور و نشاطي بي شائبه در انتخابات شركت كرد; اما صاحبان قدرت با مددگيري از آرا? مهندسي شده نتيجه انتخابات و وضعيت جامعه را به آنچه امروز شاهد آن هستيم مبدل نمودند. "جنبش سبز" در پيگيري مطالبات جامعه ، پس از انتخابات توانست خواسته هاي اكثريت ملت ايران را نمايندگي كند و در اين مسير زندانها و شكنجه هاي وحشتناك قرون وسطايي را تحمل كرده و حتي شهدايي را تقديم نمود، تا با اصرار بر دوري از خشونت به آرمانهاي خود دست يابد; كه با لطف و رحمت الهي ، اين جنبش در سرتاسر ايران گسترش يافت ; لذا مردم در ادامه مسير نيازمند پاسخ به سؤالات متعددي هستند كه در ذهنشان شكل گرفته است . مستدعي است با پاسخ خود جهت اعتلاي هرچه بيشتر جنبش موجب هدايت و دلگرمي ملت مظلوم و ستمديده باشيد.

به نظر حضرتعالي :
ء1 - جنبش سبز مردم ايران چه دستاوردهايي طي مدت اخير داشته است ؟
ء2 - چه عواملي مانع از گسترش و توسعه جنبش سبز مردم خواهد شد و راه دستيابي به اهداف را طولاني تر ميكند؟
ء3 - راههايي كه موجب تقويت و مصونيت نسبي جنبش خواهد شد كدامند؟
ء4 - چه توصيه هايي براي اعتلاي بيشتر جنبش ميفرماييد؟

پاسخ آیت الله العظمی منتظری :

بسم الله الرحمن الرحيم
ء"ان الله لا يغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم"ء
(ء(سوره رعد، آيه 11
ء"خداوند وضعيت و سرنوشت هيچ ملتي را تغيير نمي دهد مگر زماني كه خودشان درصدد تغيير آن برآيند."ء

با سلام و تحيت و ضمن تقدير از توجه شما نسبت به مسائل جاري و سرنوشت ساز كشور.ء

جواب 1 - جنبش مذكور كه جلوه و تبلوري واقعي از مطالبات به حق اكثريت مردم ايران در سالهاي متمادي است ، هرچند تاكنون با برخورد خشن و شديد جناح تندروي حاكميت روبرو شده است ، ولي دستاوردهاي داخلي و خارجي آن قابل انكار نمي باشد. اين جنبش در داخل كشور توانسته است فرهنگ مسالمت آميز مطالبه حقوق تضييع شده اقشار وسيعي از مردم در انتخابات و حوادث پس از آن را تا حد زيادي نهادينه كند و از طرفي ماهيت خشن جناح تندرو و سركوبگر را به خوبي افشا نمايد; و البته هزينه هاي سنگيني را براي آن تحمل نموده است . اين پديده نشانه آن است كه مردم به كمتر از رسيدن به مطالبات بر حق خود قانع نمي شوند و كشتار و ارعاب و تهديد و بگير و ببندها و محاكمات غير شرعي و غير قانوني و محكوميت هاي سنگين و غير عادلانه فعالان سياسي و آزاديخواهان و نيز تبليغات دروغ و فريبنده ، تأثيري در عزم و اراده آنان ندارد. در بعد خارجي نيز توانسته است نظر كشورهاي جهان و بخصوص جوامع مترقي و سازمان هاي مدافع حقوق بشر را نسبت به مظلوميت و خواسته هاي به حق خود معطوف داشته و در ارزيابي سياسي ، قدرت واقعي ملت را به جهانيان نشان دهد.

جواب 2 و 3 - از جمله عواملي كه ممكن است مانع گسترش جنبش به حق مردم شود، يكي شعارهاي انحرافي ساختارشكن و عكس العمل هاي نامناسبي است كه به سوژه اي براي سركوب مردم توسط جناح تندرو تبديل خواهد شد. جنبشي كه خواسته هاي منطقي و مشروع و قانوني دارد و ميتواند آنها را به شكل مسالمت آميز و معقول مطرح كند، نبايد احيانا گرفتار رفتارهاي عكس العملي در برابر خشونت ها و سركوبگري ها شود و بسا شعارهايي را مطرح كند و يا واكنش هايي را از خود نشان دهد كه در نهايت مطابق خواسته جناح تندرو حاكميت و به نفع آنان باشد; و چه بسا اين مسائل توسط ايادي آنان جهت انحراف نهضت به وجود ميآيد، چنانچه بارها مردم بعينه نيروهاي آنها را در حال تخريب اماكن و اموال عمومي و شخصي ديده اند. عامل ديگر، انتظار پيروزي زودرس و عجولانه است . جنبش مذكور نبايد در رسيدن مردم به حقوق خود، عجله و بي حوصلگي نشان دهد. صبر بر شدائد و مصائب و مقاومت در راه حق و امر به معروف و نهي از منكر و همچنين مقاومت براي احقاق حقوق ، از آموزه هاي مهم ديني است كه در قرآن و روايات روي آن تأكيد فراوان شده است . عامل سوم ، اختلاف سليقه ها در روش احقاق حقوق و امر به معروف و نهي از منكر است كه ميتواند آسيب جدي به نهضت و حركت مردم وارد نمايد. در اين راستا شخصيت هاي معتمد مردم و مؤثر در جنبش ميتوانند با شفاف سازي خواسته هاي قانوني و شرعي مردم و تفاهم كامل با يكديگر مانع بروز عوامل مذكور و موجب تقويت حركت هاي مردمي و مصونيت آن از
آسيب هاي محتمل باشند.

جواب 4 - بديهي است كساني كه در راه احقاق حقوق مردم تلاش ميكنند و در حقيقت به وظيفه مهم شرعي و ملي امر به معروف و نهي از منكر عمل ميكنند در درجه اول ، بايد خود عامل به حق و معروف ، و تارك منكر و باطل باشند، و مرزهاي ديني و اخلاقي را كاملا حفظ و مراعات نمايند تا عمل و حركتشان در راه رضاي خالق و مصالح مخلوق منشأ آثار خير قرار گيرد. در خاتمه براي چندمين بار به عنوان نصيحت و خيرخواهي براي حاكميت يادآور ميشوم : راهي كه مسئولين و تصميم گيرندگان نظام در پيش گرفته اند جز به ضرر دين و دنياي خودشان و مردم نخواهد بود. تمكين به همه اصول قانون اساسي و به رسميت شناختن حقوق ملت و عمل به آن بهترين راه براي نشان دادن حسن نيت حاكميت است . انحصارطلبي و خودمحوري و استبداد و اعمال خشونت در مقابل مردم ، و محاكمات غير شرعي و غير قانوني فعالان سياسي خدمتگزار و شناخته شده و محكوميت هاي سنگين براي آنان ، عاقبتي جز انزواي بيشتر كشور و نظام در دنيا و فاصله گرفتن بيشتر مردم از حاكميت و تخريب و مشوه نمودن چهره اسلام مظلوم و در نهايت غضب و خشم خداوند را به دنبال نخواهد داشت . اميدوارم مسئولين مربوطه هرچه زودتر مسير باطل خود را اصلاح نمايند و رضايت خالق و خلق را تحصيل نمايند.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .ء
ء10 آذر ماه 1388
حسينعلي منتظري

منبع : سایت آیت الله منتظری


در نشست خبری فراکسیون خط امام مجلس تاکید شد: ما تابع ملت هستیم، انتخابات از نظر ملت تمام شده نیست
http://www.mowjcamp.com/article/id/70429
10/9/1388

نشست خبری فراکسیون خط امام مجلس، ظهر امروز با حضور حسین هاشمیان رئیس شورای مرکزی این فراکسیون، محمدرضا تابش دبیرکل فراکسیون، داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون و نصرالله ترابی و محسن نریمان از اعضای فراکسیون خط امام برگزار شد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، در این نشست خبری که با حضور رسانه‌های مختلف برگزار شد، اکثر سئوالات پیرامون این جمله بنیانگذار انقلاب که مجلس در امور است مطرح شد و خبرنگاران نظر اعضای فراکسیون خط امام(ره) را در مورد اینکه مجلس در راس امور است جویا می‌شدند، مباحث دیگری همچون مسائل مربوط به حوادث بعد از انتخابات، عملکرد مجلس، عدم قرائت گزارش مربوط به کهریزک، عدم نظارت مجلس بر عملکرد دولت در اجرای قوانی و قانون‌شکنی‌ها، طرح هدفمندسازی یارانه‌ها و میزان تاثیرگذاری اقلیت در مجلس مطرح شد.

حسین هاشمیان در این نشست با شرح اتفاقاتی که منجر به جنبش مشروطه و تاسیس مجلس شد، تصریح کرد: ‌"اگر مجلس اسیر دست دولت باشد یا اینکه اعتبارنامه نمایندگان قبل از ورود به مجلس رد شود، این مجلس نمی‌ تواند استقلال داشته باشد، امام همواره بر استقلال مجلس تاکید داشت و مجلس نباید دست نشانده دولت بلکه باید تجلی اراده ملی باشد." این نماینده اصلاح‌طلب مردم رفسنجان تاکید کرد: "مجلسی که تصمیم‌گیر نباشد و اسیر دست برخی جناح‌ها باشد، نمی‌تواند نظارت کند و بودجه عادلانه‌ای را تقسیم کند؛ ماباید از تاریخ درس بگیریم تا آسیب نبینیم و این در گرو داشتن مجلسی مستقل است."

محمدرضا تابش نیز درباره استقلال مجلس گفت: "ما از مجلس در راس امور، علی رغم آنکه لوازم آن در قانون پیش‌بینی شده، فاصله گرفته‌ایم و به همان میزان که مجلس در راس امور نیست، مردم هم در راس امور نیستند." نماینده اردکان افزود: "وقتی مجلس نمی‌خواهد از همه ظرفیت‌های قانونی خود در استیفای حقوق مردم استفاده کند نمی‌توان گفت مجلس در راس امور است."

دبیرکل فراکسیون خط امام(ره)مجلس با بیان اینکه «در هشت مجلس گذشته همواره قوانین ناظر به حقوق حاکمیت بوده است»، اظهار داشت: "با افتخار عرض می‌کنم چه در دولت و چه در مجلس اصلاحات ما تقریبا برای اجرای مواد مندرج در اصول 3قانون اساسی که فصل حقوق ملت است تلاش کردیم که برخی از آنان به نتیجه رسید و برخی از آنها به دلیل فیلترهای موجود به سرانجام نرسید."

در این نشست مطبوعاتی همچنین نصرالله ترابی اظهار داشت: "همه باید باور داشته باشیم که مجلس در راس امور است، در غیر اینصورت اگر مجلس قانونی تصویب کند اجرای آن سلیقه‌ای می‌شود و هر کسی دوست داشت بخشی را اجرا و بخشی را اجرا نمی‌کند." نماینده مردم شهرکرد سپس افزود: "هرچند انحرافات فردی مشاهده می‌شود اما در کل نظام مجلس در راس امور است و باید تلاش کنیم این جایگاه حفظ شود. در مسائلی که مجلس نگران است مردم باید خود را باید در صحنه نشان دهند و کنار نکشند که معلوم شود مطالبات مردم توسط نمایندگان پیگیری می‌شود."

به گزارش پارلمان‌نیوز، خبرنگار فارس نیز در این نشست مطبوعاتی از اعضای فراکسیون درباره انتخابات پرسید و گفت آیا به نظر شما انتخابات تمام شده است و باید به مسائل دیگر پرداخت؟ هاشمیان در پاسخ به این سئوال گفت: "ما تابع ملت هستیم؛ آیا ملت انتخابات را تمام شده می‌داند یا نه؟ هر از چندگاهی ملت همچنان می‌گوید انتخابات تقلبی بوده است و ما هم تابع ملت هستیم؛ دستگیری‌ها، محاکمات غیراصولی و اعترافاتی که گرفته شد اثبات می‌کنند که خودشان هم اعتقادی به این مسائل ندارند."

وی با اشاره به حدیثی از امام علی گفت: "چهار نوع اقرار اعتبار ندارد از جمله اقراری که از روی تهدید، ترس و یا در شرایط زندان صورت گرفته باشد." رئیس شورای مرکزی فراکسیون خط امامى(ه)مجلس سپس تصریح کرد: "انتخابات از نظر ملت تمام شده نیست و ما هم تابع ملت هستیم."

تابش نیز در این خصوص با اشاره به حضور شورآفرین مردم در انتخابات که جلوه‌گر دموکراسی بود گفت: "در این انتخابات جناح‌های مختلف و بخصوص اصلاح‌طلبان با قدرت و قوت و با امید به پیروزی به میدان آمدند و اصلاح‌طلبان تلاش زیادی در این راه انجام دادند اما حوادث بعد از انتخابات به نظر من به دلیل بی‌تدبیری متولیان امر اتفاق افتاد و به نظام آسیب رساند. اکثر کاندیداهای حاضر در انتخابات، از چهره‌های خدوم و مورد وثوق امام و رهبری بودند، هیچ برچسبی به آنها نمی‌چسبد و بسیاری از آنها جزو منزه‌ترین، پاکترین انقلابی‌ترین افراد هستند."

دبیرکل فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود: "علی‌رغم رنجش و رفتاری که با آنان بعد از انتخابات شد در بیانیه آنها شاهد دلسوزی‌شان برای نظام و انقلاب و صف‌بندی و خط بندی آنها با منافقین و بدخواهان و سلطنت‌طلبان هستیم. وی با اشاره به عملکرد برخی رسانه‌های مخالف اصلاحات و اظهارات برخی فعالان سیاسی یادآور شد:«این راندن‌ها، منافق‌سازی، قضاوت‌های عجولانه و تسویه حساب‌های جناحی وضعیت را بدتر می‌کند، این مسئله خانوادگی است که باید با تدبیر حل شود. اگر در این وضعیت دنبال مقصر بگردیم باید توجه کنیم که کسانی که بدبینی به اصلاح‌طلبان را با گفتارهای تند خود به وجود آوردند مقصر اصلی هستند."

قنبری نیز در پاسخ به سئوالی در خصوص مسائل مربوط به کهریزک و عدم ارائه گزارش در مجلس تصریح کرد: "در مورد حوادث کهریزک ابهامات فراوانی وجود دارد؛‌ اتفاقاتی به وقوع پیوست که سابقه نداشته و هزینه‌های زیادی را به نظام تحمیل کرد. اینکه آیا اصلا کهریزک بازداشتگاه بوده یا خیر جای سئوال است و کسانی که از این مکان به عنوان بازداشتگاه استفاده کردند باید پاسخگو باشد."

سخنگوی فراکسیون خط امام(ره)مجلس افزود: "مرگ‌هایی که در آنجا اتفاق افتاده از پسر روح الامینی گرفته تا پزشک کهریزک که هر روز اظهارات متناقضی در خصوص مرگ این پزشک مطرح می‌شود بر ابهامات افزوده است و لازم است که مسئولین ارشد نظام برای مجازات مسببین واقعی وارد عمل شوند و موضوع را پیگیری کنند."

نماینده اصلاح‌طلب ایلام در پایان اظهار داشت: "مجلس کمیته‌ای تشکیل داد اما متاسفانه نتیجه‌ای حاصل نشد و مشخص نیست علی‌رغم پیگیری‌های فراوان فراکسیون خط امام و دیداری که با رئیس مجلس داشتیم گزارش حوادث پس از انتخابات و کهریزک به نمایندگان ارائه شود یا خیر. علاوه بر عاملین با آمرین و فرماندهان که دستورات اجرای آن رفتارها در کهریزک را داده‌اند باید برخورد شود و دادگاه آنها علنی باشد."


برای احمد آقا زیدآبادی؛از سیرجان تا گناباد
http://www.kaleme.org/1388/09/10/klm-4545
10/9/1388

زیدآبادی فرزند کویر است؛ «از همان درختان شجاعی که در کویر می رویند». گناباد باشد یا سیرجان چه فرقی می کند؟ جوانی اش می گوید مثل همه بچه های این خطه می داند در برهوت چگونه از پس زندگی برآید یا بر عکس از پس برهوت. مگر قرار نیست به او سخت بگذرد. سخت نخواهد گذشت؛ «آسمان کویر پر از سرگرمی است. پر از جاده های روشن که به ابدیت می پیوندد. «شاهراه علی» و «راه مکه» تفرجگاه مردم کویر.

کلمه:سوسن شریعتی- آمار نشان می دهد کتاب «کویر» شریعتی را فقط جوانان می خوانند و عشاق. اگر مسوولان صدور حکم برای زیدآبادی، عاشق تر بودند و جوان تر و کتاب این فرزند دیگر کویر را خوانده بودند هیچ تردیدی نیست که چنین حکمی صادر نکرده بودند.

مگر می شود کویر را خوانده باشی و بچه سیرجان را به گناباد و آن هم به قصد تنبیه پرتاپ کنی؟ جمله را بخوانید؛ «آنچه در کویر زیبا می روید خیال است، این تنها درختی است که در کویر خوب زندگی می کند، می بالد و گل می افشاند. خیال این تنها پرنده نامرئی که آزاد و رها همه جا در کویر جولان دارد.»

زیدآبادی فرزند کویر است؛ «از همان درختان شجاعی که در کویر می رویند». گناباد باشد یا سیرجان چه فرقی می کند؟ جوانی اش می گوید مثل همه بچه های این خطه می داند در برهوت چگونه از پس زندگی برآید یا بر عکس از پس برهوت. مگر قرار نیست به او سخت بگذرد. سخت نخواهد گذشت؛ «آسمان کویر پر از سرگرمی است. پر از جاده های روشن که به ابدیت می پیوندد. «شاهراه علی» و «راه مکه» تفرجگاه مردم کویر. (شریعتی)

برای از خاصیت انداختن بچه کویر باید او را به جای خوش آب و هوا پرتاب کرد؛ جایی که آب باشد و ابر و رطوبت. هوایی خوش و سبزی و چهچه بلبلان… رطوبت می آید و… دیگر معلوم نیست از تخیل زیدآبادی چیزی باقی بماند؟ البته اگر همین تخیل مسبب جرائم او باشد. هنوز هم دیر نشده است، کویر را بخوانید و حکم زیدآبادی را تغییر دهید.

منبع : اعتماد


اختصاصی جرس / قتل مشکوک یک دانشجوی دانشگاه یاسوج
http://www.rahesabz.net/story/4791/
11/9/1388


شبکه جنبش راه سبز (جرس ): امیر اسلامیان دانشجوی کرد دانشگاه یاسوج و عضو ستاد انتخاباتی مهدی کروبی در همدان چند روز پیش به طور مشکوکی به قتل رسید.

به گزارش جرس اسلامیان که از دانشجویان دانشگاه دولتی یاسوج بوده از طرف مسئولان این دانشگاه به دلیل شرکت در فعالیت های صنفی و سیاسی همواره مورد فشار و احضار به کمیته انضباطی قرار می گرفت.

امیر اسلامیان در ترم بهمن 86 بخاطر برگزاری همایش بزرگداشت شهدای واقعه حلبچه از جانب مسئولان دانشگاه به دلیل نوع صحبتها و افشاگری هایش پیرامون نحوه کشتار مردم توسط برخی از مسوولان آن دوره مورد برخورد شدید و نامناسب قرار می‎گیرد و توسط کمیته انضباطی دانشگاه یاسوج ابتدا به دو ترم محرومیت از تحصیل و در نهایت به دانشگاه همدان تبعید شد.

اسلامیان بعد از این اقدام برای ادامه تحصیل به دانشگاه همدان می‎رود و در آنجا نیز بعد از یک ترم تحصیل به دلیل گزارش دانشگاه یاسوج پذیرفته نمی‎شود و دوباره به دانشگاه یاسوج بر می گردد که در تابستان 87 از آنجا بصورت قطعی اخراج می شود.

نامبرده که پس از عدم پذیرش از سوی دانشگاه همدان و اخراج از دانشگاه یاسوج از ترس دستگیری بخاطر شرکت فعال در فعالیتهای انتخاباتی ستاد مهدی کروبی در همدان ، از سوی نیروهای امنیتی خود را مخفی کرده بود بعد از چند روز به طرزی مشکوک به قتل رسید.

جسد این جوان چند روز پیش در حوالی روستای محل سکونت خود روستای "چراخ‎وال" واقع در شهرستان بوکان پیدا شد.

هنوز از علت قتل امیر اسلامیان خبری در دست نیست.


روزنامه جمهوری‌اسلامی: "متهم اصلی حوادث کهریزک، رئیس بازرسی ریاست‌جمهوری می‌شود"
http://www.mowjcamp.com/article/id/70594
12/9/1388

روزنامه جمهوری اسلامی در ستون «جهت اطلاع» امروز(پنج شنبه) خود آورده است:

"سمت جدید دیگری هم در راه است‌. به گزارش شفاف به نقل از پارسینه در روزهای آتی قاضی سعید مرتضوی رسما به عنوان رئیس بازرسی ریاست‌جمهوری منصوب می‌گردد. مرتضوی كه با ریاست آقای صادق لاریجانی بر قوه قضائیه از دادستانی تهران به معاونت دادستانی كل منتقل شد از متهمان اصلی حوادث كهریزك است."


ابهام زدایی از مرگ پزشکی که زیاد می دانست / مهدی محسنی
http://www.rahesabz.net/story/4774/
11/9/1388

شبکه جنبش راه سبز(جرس): دادستان انقلاب تهران در خصوص مرگ مشکوک پزشک کهریزک اعلام نمود "تحقیقات تا این لحظه نشان می‌دهد که مرگ وی ناشی از مسمومیت دارویی بوده اما درباره اینکه آیا این اتفاق اقدام به قتل و یا خودکشی بوده، تحقیقات ادامه دارد." مرگ رامین پور اندرجانی چندمین مرگ یا خودکشی مشکوک سیاسی در دو دهه اخیر محسوب می گردد. پیش از این نحوه مرگ یا خودکشی چهره های مختلف سیاسی و فرهنگی همچون علی اکبرسعیدی سیرجانی و سعید امامی نیز مورد توجه قرار گرفته بود. 

مرگ مشکوک علی اکبر سعیدی سیرجانی

علی اکبر سعیدی سیرجانی در ۴ آذر ۱۳۷۳، زمانی که تحت بازداشت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران بود، درگذشت. اما علت و محل مرگ وی هنوز در پرده‌ای از ابهام است. وزارت اطلاعات  که تحت وزارت علی فلاحیان اداره می شد ، پیش از آن و در اطلاعیه‌ای که به عنوان اعلام خبر دستگیری سعیدی سیرجانی منتشر کرده بود ادعا نمود سعیدی سیرجانی در پوشش جلسات ادبی و فرهنگی در منزلش محافل استعمال مواد مخدر و ... به راه می‌انداخت.

اکبر گنجی که برای نخستین بار علنا پس از ماجرای قتلهای زنجیره ای، پرده از راز بسیاری از قتل‌های سیاسی منتقدین حکومت جمهوری اسلامی برداشت، افشا نمود که سعید امامی (اسلامی) در جمعی از افراد قابل ‌اعتمادش توضیح داده بود که در زمان مدت بازداشت آقای سیرجانی ابتدا - و با برنامه ‌ریزی قبلی-  به وی یکی از خوراکی‌های مورد علاقه‌اش یعنی "ارده" داده شد و به دلیل آن ‌که این ماده غذایی باعث قبض شدن معده و یبوست می‌گردد، سعیدی سیرجانی از مراقبین و بازجویانش طلب داروی مسهل می‌کند. سعید امامی (اسلامی) توضیح داده بود که به جای شیاف مُلیّن به سعیدی سیرجانی "شیافی ساخته شده از پتاسیم" داده شد، تا به عنوان توصیه پزشک از آن استفاده کند. پتاسیم به سادگی می‌تواند قلب انسان را از کار بیندازد. پس از مرگ سعیدی سیرجانی علت مرگ وی را حمله قلبی عنوان نمودند.

سید احمد خمینی ؛ مرگ طبیعی یا قتل سیاسی؟


مرگ فرزند آیت الله خمینی به یکی از مرگهای جنجالی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. احمد خمینی در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۷۳ و بر اساس اعلام منابع دولتی، بر اثر سکته قلبی ، فوت نمود.

در همان زمان شایعاتی در مورد طبیعی نبودن مرگ وی وجود داشت، تا پس از ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای پاییز ۱۳۷۷ و بحث‌هایی که در این زمینه در مطبوعات ایران از سوی جریانات اصلاح طلب و اقتدارگرایان به وجود آمد، پیش از برگزاری انتخابات مجلس ششم ، عماد الدین باقی روزنامه نگار و فعال حقوق بشر، مدعی شد که سید حسن خمینی به وی به نقل از حجت‌الاسلام نیازی  گفته است که پدرش ، احمد خمینی به "قتل" رسیده است.

آقای نیازی که دادستان وقت مجتمع قضایی نیروهای مسلح  و مسئولیت رسیدگی به پرونده قتلهای زنجیره ای را برعهده داشت ، در دیداری با  سیدحسن خمینی مدعی شد که مجرمان قتل‌های زنجیره‌ای گفته‌اند که احمد خمینی توسط محفل قتل‌های زنجیره‌ای کشته شده‌است.

سخنان آقای باقی در جمع دانشجویان در اصفهان از سوی آقای نیازی تکذیب شد و او به اتهام نشر اکاذیب تحت تعقیب قرار گرفت. عماد الدین باقی از سید حسن خمینی خواستار شد که در زمینهٔ درستی یا نادرستی گفته‌های وی اظهار نظر کند. در آن زمان سید حسن خمینی در نامه‌ای، درستی اظهارات عمادالدین باقی را تایید کرد. در اتفاقی دیگر دکتر جمشید پرتوی، متخصص قلب و پزشک سیداحمد خمینی نیز در ۱۰ دی ۱۳۷۷ در تهران و در منزل مسکونی‌اش کشته شد.

بعدها سعید امامی در اعترافات خویش پیرامون قتل سید احمد خمینی به نکات تازه‌ای اشاره کرد: "وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به ولایت امر اهانت می‏کند، آن را ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقات‌های ایشان نوار تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متاسفانه حاج احمد آقا به راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم. دو روز بعد، همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت‌‏الله مصباح [یزدی] رفتیم، آقایان محسنی اژه‏ای و بادامچیان هم آنجا بودند. البته بعدا حاج آقا خوشوقت هم از بیت [رهبری] آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر مسلمین خصومت می‏کنند، رحم کرد."

سعید امامی ؛ قاتل و قربانی

سعید امامی (با اسم واقعی دانیال قوامی) از جمله کسانی است که گفته می شود خودکشی وی مشکوک بوده است. وی گرچه در زمان وقوع قتل‌های زنجیره‌ای پاییز 1377 منصبی در وزارت اطلاعات نداشت و تنها مشاور بود با این همه در اطلاعیهٔ وزارت اطلاعات در تاریخ ۱۵ دی ۱۳۷۷ مدعی شد گروهی از اعضای وزارت اطلاعات مسئول قتل‌های زنجیره‌ای بوده‌اند، وی به همراه مهرداد کاظمی به عنوان آمر قتلها معرفی شدند.

در جریان بررسی قضایی پرونده قتلهای زنجیره ای در سال 1378 دادستان وقت مجتمع قضایی نیروهای مسلح، محمد نیازی، طی اطلاعیه‌ای مدعی شد سعید امامی که مسئول اصلی "قتلهای خودسرانه" معرفی شده بود، در زندان اوین و با خوردن داروی نظافت خودکشی کرده‌است. با اعلام مرگ وی، خانواده و همفکران سعید امامی او را "شهید" نامیده و اعلام کردند که وی در زندان اوین تهران "قربانی" شده و به قتل رسیده‌است.

روح الله حسینیان نماینده اصولگرای مجلس یکی از کسانی است که همچنان معتقد است سعید امامی به قتل رسیده و قربانی آمران و عاملان واقعی قتل های زنجیره ای پاییز 77 شده است. مهدی کروبی رئیس اصلاح طلب مجلس ششم نیز در آن ماجرای اعلام نمود سعید امامی "خودکشی شده است". وی با اشاره به اینکه امکان مرگ بر اثر خوردن "داروی نظافت" بسیار بعید است نسبت به نحوه مرگ و علت آن انتقاد نمود. رسانه های اصلاح طلب نیز هیچگام خودکشی سعید امامی را باور نکردند و از آن به عنوان "مرگ مشکوک" یاد می کنند.

پوراندرجانی ؛ پزشکی که زیاد می دانست


در این شرایط مرگ مشکوک پزشک بازداشتگاه کهریزک توجه عمومی را به خود جلب نمود. دکتر رامین پوراندرجانی سرباز وظیفه شاغل در بازداشتگاه کهریزک در شرایطی که پرونده عملکرد وی در بازداشتگاه مذکور تحت رسیدگی بود ، به صورت مشکوک و ناگهانی فوت کرد.

رامین پوراندرجانی، 26 ساله، دوره خدمت سربازی خود را در بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ می گذراند و طبق برخی گزارش ها، بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ دلیل مرگ او در ۱۹ آبان را ایست قلبی در خواب و در خوابگاه محل خدمتش عنوان کرده است.

ماجرای بازداشتگاه کهریزک پس از مرگ حداقل سه نفر از بازاداشت شدگان حوادث پس از انتخابات و شایعاتی در مورد شکنجه و تجاوز به برخی زندانیان مورد توجه قرار گرفت. پس از این حوادث و اعتراضات عمومی و بازتاب های منفی جهانی، این بازداشتگاه با دستور مستقیم رهبر جمهوری اسلامی تعطیل شد.

اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی  مدعی شده بود: "رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک به عنوان متهم احضار شده بود و خودکشی کرده است." او افزوده "جسد اين پزشک در آسايشگاه جمعی در دادسرا کشف شد؛ و وصيت‌نامه‌ای هم در کنارش بود که در آن گفته است که او را تهديد کرده بودند و گفته بودند که پنج سال زندانی خواهد شد."

اسماعيل احمدی ‌مقدم، مشکوک دانستن مرگ اين پزشک جوان را نادرست خوانده؛ و افزوده است که "نامه به جا مانده از او دال بر خودکشی اوست." فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، دليل خودکشی رامين پوراندرجانی را "انگيزه شخصی يا از دست دادن روحيه" دانسته است.

در همین حال رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامين پوراندرجانی، می گويد: "شب پيش از فوت پسرش، با او تلفنی صحبت کرده بود؛ و فرزندش کاملا سرحال بوده و هيچگونه علائمی حاکی از اينکه قصد خودکشی داشته، در او ديده نمی شد."

مسعود پزشکیان، وزیر پیشین بهداشت ایران و نماینده اصلاح طلب و عضو کمیته بهداشت و درمان مجلس نیز اعلام کرد احتمال حمله قلبی آقای پور اندرجانی وجود ندارد. همچنین چند نفر دیگر از نمایندگان مجلس  مرگ رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک را "مشکوک" خوانده  و اعلام کرده بودند این موضوع را پیگیری خواهند کرد.

در اتفاقی دیگر روز گذشته عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران  به خبرگزاری رسمی دولت ایرنا گفت: "براساس اظهار نظر پزشکی قانونی علت مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک مسمومیت دارویی بوده است."

آقای دولت آبادی تصریح کرد: "ما کارگر رستورانی که غذای وی را آورده بود شناسایی کردیم و بازپرس از وی تحقیقات کرده است و این کارگر در اظهاراتش گفته است وقتی غذا را برای دکتر آوردم، در اتاق قفل بود و آقای دکتر خود، در اتاق را باز کرد و باز هم در را بست. ما فکر می‌کردیم چگونه این غذا وارد اتاق شده است، بنابراین تحقیقات بسیار مفصلی انجام دادیم."

جعفری دولت آبادی با اشاره به اینکه کارگر این رستوران اکنون در بازداشت نیست؛ افزود: "تحقیقات درباره تلفن‌ها و ایمیل‌های مقتول آغاز شده و همچنین تحقیقات از اولیای دم نیز شروع شده ، ولی آنچه در حال حاضر پزشکی قانونی در این مرحله اعلام کرده است مرگ، ناشی از مسمومیت دارویی بوده لیکن درباره این موضوع که فرضیه خودکشی یا قتل است تحقیقات ادامه دارد."

در حالی که دادستان تهران از دکتر پوراندرجانی به عنوان مقتول نام می برد و به نقل از  پزشکی قانونی علت مرگ را مسمومیت دارویی اعلام نموده بر شبهات این پرونده افزوده شده است.

به گفته دوستان رامین پوراندرجانی، او پیش از مرگ به دوستانش  گفته بود در جریان رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک، اتهام قصور در انجام وظایف پزشکی به آقای پوراندرجانی زده شده و او هم به نوعی در مرگ بازداشت شدگان در کهریزک مقصر قلمداد شده بود، که بعد از گزارش پزشکی قانونی مبنی بر فوت کشته شدگان بر اثر اصابت جسم سخت به سر، این اتهام از او رفع شده است.ء
 









Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger! Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger!