ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۹۰ دی ۳, شنبه

جنبش راه سبز - خبرنامه

جنبش راه سبز - خبرنامه


تجمع دهها هزار روس معترض به تقلب در انتخابات پارلمانی

Posted: 24 Dec 2011 05:53 AM PST

وزیر اطلاعات ایران: از قبل گفته بودیم

 

جـــرس: درحالیکه رئیس جمهور روسیه بدون قبول وقوع هرگونه تقلب در انتخابات اخیر پارلمانی آن کشور، وعدۀ انجام اصلاحات سیاسی در آیندۀ نزدیک داده بود، دهها هزار تن از معترضان به نتایج انتخاباتی، روز شنبه به خیابان ساخاروف مسکو رفته و دست به تحصن زده اند.

 


به گزارش تارنمای ریانووستی، اداره پلیس پایتخت روسیه طی اطلاعیه ای اعلام کرده است که "در ساعت ۱۴ و ۳۰ دقیقه به وقت مسکو حدود ۲۱٬۵۰۰ نفر در تظاهرات در خیابان آکادمیسین ساخاروف مسکو حضور داشتند. بیش از ۷۰۰ نفر از خبرنگاران در پخش گزارش‌ها از میتینگ شرکت دارند".


اکثریت مردمی که خبرگزاری «ریانووستی» از آنها نظر‌خواهی کرده‌اند می‌گویند برای حمایت از تقاضای برگزاری انتخابات شرافتمندانه در تظاهرات شرکت کرده‌اند.


معترضان به نتیجه انتخابات پارلمانی اخیر تشکیلات نظارتی دولت و حزب حاکم را به نقض مقررات در جریان مبارزات انتخاباتی و دخالت و تقلب در انتخابات متهم کرده و گفته اند که بدون این تمهیدات حزب روسیه متحد اکثریت خود را در پارلمان از دست می داد.


این درحالیست که دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه شامگاه پنج شنبه در پیام آخر سال خود با اشاره به اعتراضات دو هفته اخیر در شهرهای روسیه از آغاز اصلاحات سیاسی در کشور خبر داد و در عین حال کشورهای خارجی را از مداخله در مسائل روسیه و سوء استفاده از اعتراضات بوجود آمده پس از انتخابات پارلمانی اخیر این کشور برحذر داشت.

وزیر اطلاعات ایران
روز گذشته، حیدر مصلحی، وزیر اطلاعات جمهوری اسلامی، که چندی پیش تر از تذکر دادن تحرک امریکایی ها در انتخابات برخی کشورها خبر داده بود، اظهار عقیده کرد "روسها از پیش بینی ما تعجب کرده اند."


به گزارش مشرق، مصلحی بعد از ظهر جمعه دوم دی ماه گفت: "امروزه دستگاه اطلاعاتی ایران در وضعیتی قرار دارد که به خوبی می تواند اتفاقات و حوادث منطقه و جهان را پیش بینی کند."


وی ادامه داد: در کشور روسیه برخی موضوعات رخ داد که دستگاه اطلاعاتی ایران آن را از قبل پیش بینی کرده بود و زمانی که این موضوع ها را به مقامات روسیه عنوان کردیم با پوزخند جواب ما را دادند ولی بعد از مدتی که آن موضوع ها در کشور روسیه اتفاق افتاد متحیر شدند."

 


وضعیت نامعلوم محمد توسلی پس از هفت هفته بازداشت

Posted: 24 Dec 2011 05:38 AM PST

 جـــرس: با گذشت ۷ هفته از بازداشت محمد توسلی رئیس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، این فعال ملی مذهبی همچنان در "بازداشت موقت" به سر می برد و طی ۲۳ روز اخیر نیز از وی خبری در دست نمی باشد.


به گزارش تارنمای ندای آزادی، دستگیری مهندس توسلی که روز ۱۲ آبان در دفتر کار وی در تهران رخ داد، مرتبط با "نامه ای با امضای ۱۴۳ نفر" به محمد خاتمی درباره انتخابات پیش روی مجلس بوده، که امضا کنندگان نامه خطاب به رئیس جمهور سابق نوشته بودند: "بی‌شک شما نیز تایید می‌کنید که با توجه به ادامه حصر غیرقانونی آقایان مهندس میرحسین موسوی، حجت الاسلام مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد، ادامه بازداشت غیرقانونی بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و فقدان نهاد مستقل مجری و ناظر انتخابات، حداقل شرایط برای برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه وجود ندارد ".


همان زمان، سایت امنیتی فارس خبر از بازداشت مهندس توسلی داد و اتهام او را "تقلب و جعل امضا" اعلام کرد.


این خبرگزاری از قول یک منبع ناشناس مدعی شده بود: "به دنبال صدور بیانیه موسوم به بیانیه ۱۴۳ نفره که با هدف احیای جسد فتنه ۸۸ منتشر شده، تاکنون حداقل ۳۰ نفر از افرادی که اسامی و امضای آنها ذیل این بیانیه قرار گرفته به طور مکتوب و یا با انجام گفت‌وگوهایی این موضوع را تکذیب کرده‌اند. این افراد تأکید کرده‌اند که نه تنها این بیانیه جعلی را امضاء نکرده‌اند بلکه از صدور آن نیز بی‌اطلاع بوده‌اند."


بر اساس این گزارش، نخستین تماس تلفنی مهندس توسلی با خانوادهء خود در تاریخ ۱۸ آذر ماه بوده است.


گفتنی است محمد توسلی اولین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بوده و بعد از انقلاب بار‌ها بازداشت شده و تحت شکنجه قرار گرفته است.


آخرین بازداشت او مربوط به روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است که حدود دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد.

مصباح یزدی: از همان سال ۸۴ مایل بودیم احمدی نژاد رئیس جمهور شود

Posted: 24 Dec 2011 05:30 AM PST

جـــرس: مصباح یزدی گفت: "اول اطاعت مطلقه از رهبری، دوم مبارزه با فتنه جویان، سوم مبارزه با خط انحرافی که در کنار دولت تشکیل شده". این موارد، مورد تاکید ماست. شاید رهبری برای دوره دوم ریاست احمدی نژاد وقتی متوجه شد که می تواند این فرد (مشایی) یک منشأ خطری شود، خواست جلوی آن را بگیرد.


به گزارش فارس، این عضو مجلس خبرگان در مصاحبه ای با هفته نامه موسوم به «۹ دی»، پیرامون مسائل جاری روز، جبهه پایداری انقلاب اسلامی، جبهه متحد اصولگرایان، نقش خواص و انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ... سخن گفته است .


مصباح یزدی در شرح آنچه وی "انحراف در انقلاب" نامید، اظهار عقیده کرد "بعد از دوران تمام شدن جنگ، زمینه انحرافات فراهم شد، به صورت های مختلفی که بنده نه در صدد هستم الان بیان کنم و نه مصلحت و نه وقتش هست... امروز هم با مرور آن ایام به همین نتیجه می رسیم. پس از رحلت امام، گرایشات انحرافی شروع به خودنمایی کرد و زمینه آن فراهم شد؛ اختصاص به سطوح پایین هم نداشت، تا سطوح بالایی کشور را این انحرافات و التقاطات کم یا زیاد دربرگرفت. طولی نکشید که مسئولین سطح بالای کشور اعلام کردند که فرهنگ دوره جنگ برای دوره سازندگی کارساز نیست حتی برخی آن روز برای حذف اسم شهید تلاش کردند، هنوز از جنگ زمانی نگذشته بود که به صورت های مختلفی گفته می شد که مثلا ما در جنگ اشتباهاتی کردیم. "


این عضو خبرگان اظهار عقیده کرد : "به خصوص که جریان نهضت آزادی و طرفدارانشان مثل جبهه ملی بعد از فتح خرمشهر می گفتند که ما باید صلح را می پذیرفتیم و دیگر به جنگ ادامه نمی دادیم. اینها آن روز در مراکز فرهنگی و دانشگاهی نفوذ داشتند و این مباحث را در بین جوانان رواج می دادند. هرچند توده مردم به خاطر عشق و علاقه به امام امت و مسائل انقلابی به این زودی ها دست از ارزش ها برنداشتند."


انحرافات و دوره اصلاحات
این روحانی اصولگرای حامی جریان افراطی، در ادامه مدعی شد: "اینها همه مقدمه بود برای این که اشاره کنم دوره اصلاحات چگونه شکل گرفت. زمینه های گرایش به ملی گرایی و لیبرالیسم و سکولاریسم از قبل هم در کشور بود، منتهی در دوران جنگ اینها محکوم بودند و جرأت ظهور و بروز نداشتند اما بعد از جنگ، برخی سیاست ها این زمینه را ایجاد کرد. در حقیقت انحراف اصلی این بود که بخشی از حاکمیت برای اداره کشور، نقش جدی ای برای دین قائل نبودند یا اعتقاد عمیقی به این نداشتند و فقط در ظاهر چنین نقشی را پذیرفته بودند.
معنایش همین است که آن کسانی که سردمدار مسائل سیاسی کشور بودند - غیر از آنهایی که واقعا تابع حضرت امام بودند و به مبانی اسلام باور داشتند - بقیه متاسفانه دارای تفکرات التقاطی بودند. یعنی امور دینی مربوط به حاکمیت را می گفتند اما چندان اعتقاد نداشتند، بعضی چیزها را به نحوی تأویل می کردند یا می گفتند که این امور تاریخ دارند ولی الان وقتش گذشته یا می گفتند مسائل سیاسی از دین جداست."


وی افزود: "همیشه اشکالات اصلی کشور از مدیرانی بوده که اینطور بوده اند. الان شما می بینید کسی را که در زمان امام امت از طرف شخص ایشان مسئولیت داشت، امروز صریحا می گوید من آن روز هم معتقد به ولایت فقیه نبودم و این ولایت فقیه را به عنوان یک نظریه به امام نسبت می دهد و می گوید این فتوای امام بود و صریحا می گوید من آن روز هم به ولایت فقیه معتقد نبودم، این کسی است که از طرف خود امام مسئولیت مستقیم داشت. "


دوره اصلاحات خطرناک بود
مصباح افزود: "اینها در این دوره بیشتر مجال پیدا کردند که حرف های ته دل شان را بزنند، تا آن وقت هنوز ظهور و بروزی نداشتند، کسانی هم اگر حرفی می زدند با یک پوشش دینی و لعاب مذهبی حرفشان را می زدند ولی بعدا سرفصل ها را جدا کردند، کتاب نوشتند درباره لیبرالیسم که این معبود نسل جدید بشر است، این آخرین نقطه اوج فکری است، خب برخی از همین مسئولین کشور مستقیماً در مورد این امور انحرافی کتاب نوشتند. برای همین هر چه اینها صریح تر و شفاف تر سراغ مبانی دینی ما رفتند، بنده هم صریح تر به سراغشان رفتم و موضع گرفتم.


فقط احمدی نژاد بود که
رئیس مرکز پژوهش های امام خمینی قم، همچنینی ادعا کرد: "آن روزها تنها کسی که در نطق هایش از ارزش ها سخن می گفت، احمدی نژاد بود. پس علت اینکه ما ایشان را بر دیگران ترجیح دادیم این بود که حداقل این جرأت را داشت که بیاید شعارهای اسلامی را اصل قرار دهد و مطرح کند. دیگران از ترس از دست دادن آرای بخشی از مردم، این جرأت را نداشتند، می ترسیدند رأی نیاورند؛ خب طبیعی است که این ترس باید در هر کس دیگر هم باشد. احمدی نژاد آن روز هم می خواست رأی بیاورد، خیلی دوست داشت که افکار عمومی را جلب کند اما به هرحال ایشان شعارهای انقلابی می داد، چیزی که نمونه اش در شعارها و نطق های دیگران دیده نمی شد. اشخاصی را من می دانم که متدین بودند - الان هم آنها را متدین می دانم - اما سال 84 نام اسلام در شعارهایشان هم نبود."


مایل بودیم احمدی نژاد انتخاب شود
مصباح یزدی در خصوص وعده های فرهنگی و اقتصادی انتخاباتی احمدی نژاد تاکید کرد: "هرچه بود، طرح این شعارها به نفع جامعه بود؛ شما فرض کنید که گوینده اش از روی سیاست این حرف ها را گفته باشد، خب این فرد نسبت به بقیه، سیاست عاقلانه تر مبتنی بر دین را در پیش گرفته بود، چون هم جامعه این چیزها را می خواست و هم ما وظیفه داریم این امور را ترویج کنیم. البته بنده باور نمی کنم که مجموعه آن سخنرانی ها و افکار احمدی نژاد ظاهرسازی بوده باشد... وی در بسیج اساتید بود بعدها در مسجد رسالت که ما برنامه داشتیم، شرکت می کرد... و ما مایل بودیم ایشان انتخاب شود. "


وی افزود: "البته بعضی از اشتباهاتش را که از همان اوایل متوجه شدیم سعی کردیم تا از ظهورش جلوگیری بشود ولی تأثیری نداشت. عمده چیزی که مانع از اصلاح آن اشتباهات شد، دلبستگی ایشان به یک شخص خاصی بود، که هنوز هم برای بنده این یک معمایی است که این چنین آدمی با این فراست با این هوش با این کارآمدی، چطور شیفته یک نفری می شود که از خودش ضعیف تر است و صدها نقطه ضعف در آن قابل رؤیت است. برای بنده هنوز این معما باقی است! اما به هر حال یک واقعیتی است... شاید رهبری برای دوره دوم ریاست ایشان وقتی متوجه شد که می تواند این فرد (مشایی) یک منشأ خطری شود، خواست جلو آن را بگیرد؛ نامه ای که نوشت برای معاون اولی در واقع معنایش همین بود و این برخورد رهبری خیلی چیز عجیبی بود! سابقه ندارد که مثلا برای یک پستی که وزارت هم نیست - پست وزارت را که مجلس باید رأی اعتماد بدهد - چنین اظهار نظری کرده باشد."


نهم دی "یوم الله" است
این روحانی حامی جریان های افراطی، در خصوص تظاهرات حکومتیِ "نهم دی" ۸۸ گفت: "همانطور که همه می دانیم و به خصوص رهبری تأکید کرد، حادثه نهم دی یکی از عظیم ترین روزهای تاریخی جامعه ما است و اهمیتش به قدری است که باید سال ها کسانی در مورد آن بیاندیشند و تحلیل کنند... باید تدبیر درستی شود تا این روز فراموش نشود. به نظر بنده تاکید ویژه رهبری در خصوص این روز حکایت از تاثیری دارد که این روز در آینده انقلاب اسلامی داشت و دارد مانند یوم الله ۲۲ بهمن و مناسبت هایی مانند ۱۲ فروردین یا ۱۵ خرداد که آینده انقلاب را به نوعی تضمین کرد."


تکلیف با خواص خاموش
وی پیرامون برخورد با کسانی که به "خواص خاموش در قبال فتنه" مشهور و متهم شده اند، گفت: "برخورد با این مساله وجوه مختلفی دارد. در حد اینکه کسی اعتراف کرد که من پشیمان شدم ما باید از او بپذیریم و این را حمل بر صحت کنیم و بگوییم ان شاءالله پشیمان شده؛ اما مسئله این است که حالا که پشیمان شد و توبه کرد توبه اش هم قبول شد، معنایش این است که ما او را مثل آن کسی که بصیرت داشت و فتنه را شناخت و فریاد زد و به کمک رهبری آمد، حساب کنیم و آن اعتمادی که به او داشتیم، به این فرد هم داشته باشیم، یا نه؟ این را گاهی در عرایضم عرض کرده ام که اگر ما یک امام جماعت عادلی داشتیم و مدت ها پشت سرش نماز خواندیم، بعد فاسق شد، بعد از فسقش توبه کرد، قبول می کنیم توبه کرده و دیگر هم ما غیبتش را جایز نمی دانیم اما معنایش این نیست که به او اعتماد کنیم و کارهایمان را مجددا به دست او دهیم.
پس نمی توانیم همان جایگاه قبل را به او بدهیم تا مطمئن شویم که واقعا همه چیزش تغییر کرده. هر وقت تشخیص دادیم و واقعا ثابت شد که تصمیم دارد جبران کند، آن وقت البته این شخص می شود یک فرد صالحی که می توان به او اعتماد کرد و الّا تا این ثابت نشده به صرف توبه کردن یا اظهار پشیمانی، معنی اش این نیست که ما بتوانیم در پست های حساس به او اعتماد کنیم و اختیارمان را به دست او دهیم و به او رأی دهیم. "


ویژگی اعضای جبهه پایداری
مصباح یزدی در خصوص افراطیون موسوم به "جبهه پایداری" تاکید کرد: "آن اندازه‌ای که بنده احساس کردم، ویژگی اینها در حقیقت این است که نگران هستند افراد نفوذی ای در جبهه اصولگرایان وارد شوند و از موقعیت نام اصولگرایان و از سوابق درخشانی که داشته اند و از شخصیت های ارزشمندی که در بین آنها وجود دارند، سوء استفاده کنند و خودشان را مجددا به مکان مهمی چون مجلس برسانند در حالی که آن اعتقاد لازم را به موضوع حساسی مانند ولایت ندارند که نمونه اش در فتنه ۸۸ دیده شد.
کسانی بودند که در فتنه شریک بودند، حمایت کردند، حالا یا با مواضع دوپهلوی شان یا با سکوتشان و در این باره سوابقی دارند، درک من از اعضای جبهه پایداری این است که اینها نگرانند که چنین چیزی شود و یک عده هم برای حفظ وحدت، آنها را بپذیرند و بعد در لیست هم وارد شوند و مردم عادی هم به عنوان اینکه این لیست اصولگرایان است به اینها اعتماد کنند. نگران این هستند که اگر چنین چیزی شد ما جواب خدا را چه بدهیم. به چه دلیل بگوییم این کسانی را که یا اطمینان داریم یا ظن این را داریم که اینها در فتنه سهیم بودند، ما چطور به اینها مجال بدهیم که بیایند سرنوشت مردم را تعیین کنند؟! نگران این هستند، برای همین آمدند یک مثلثی را تعریف کردند: «اول اطاعت مطلقه از رهبری، دوم مبارزه با فتنه جویان، سوم مبارزه با خط انحرافی که در کنار دولت تشکیل شده.» و این چیز خوبی است که باید در این مقطع شکل می گرفت."

سه هزار زندانی در کوبا مورد عفو قرار گرفته، آزاد می شوند

Posted: 24 Dec 2011 05:15 AM PST

  جـــرس: طی اقدامی بیسابقه، دولت کمونیستی کوبا اعلام کرده است که تصمیم دارد در چند روز آینده نزدیک سه هزار زندانی را مورد عفو قرار داده و آزاد کند.



به گزارش رادیو فردا، زندانیان مورد بحث کسانی اعلام شده اند که در شمار آنها تعداد نامعلومی زندانی با «جرایم امنیتی» و ده‌ها زندانی خارجی نیز قرار دارند.


بر اساس این گزارش، رائول کاسترو، رئیس جمهور کوبا، روز جمعه اعلام کرد که در روزهای آینده «دو هزار و ۹۰۰ زندانی» در کوبا آزاد می‌شوند و تأکید کرد که در این میان «۸۶ زندانی خارجی» از «۲۵ کشور جهان» نیز که در زندان‌های کوبا به سر می‌برند، آزاد خواهند شد.


وی تأکید کرده است که این افراد تنها در حالی آزاد می‌شوند که پس از آزادی، کوبا را ترک کرده و به کشور خود بازگردند.


به گفته دولت کوبا، در میان زندانیانی که مورد عفو قرار گرفته‌اند همچنین افرادی هستند که نه به اتهام‌های سیاسی، بلکه به دلیل ارتکاب «جرایم امنیتی»‌ به زندان افتاده‌اند.


با این‌حال شبکه خبری بی‌بی‌سی تأکید دارد که در میان افرادی که به زودی آزاد خواهند شد، تعدادی زندانی سیاسی وجود دارد.


سال ۲۰۱۰، بنا به درخواست کلیسای کاتولیک، دولت کوبا بیش از ۱۰۰ زندانی سیاسی را آزاد کرد و حال، به گزارش رویترز،‌ "دستکم ۶۰ زندانی سیاسی" در زندان‌های کوبا به سر می‌برند.


دولت کوبا روز جمعه همچنین اعلام کرد که در میان این دو هزار و ۹۰۰ زندانی، "۱۳ زندانی زن"، افرادی با بیش از ۶۰ سال سن، زندانیان ناخوش و تعدادی مجرم جوان نیز وجود دارند.


به گفته رائول کاسترو این عفو در واکنش به درخواست خانواده‌های این زندانیان، مقام‌های ارشد کلیسای کاتولیک در کوبا و همچنین با توجه به سفر آتی پاپ به کوبا صورت می‌گیرد.


پاپ بندیکت شانزدهم تصمیم دارد تا پیش از عید پاک مسیحیان، ۲۰ فروردین ۱۳۹۱، به کوبا سفر کند.


این نخستین بار در تاریخ حکومت کمونیستی کوبا است که این تعداد زندانی مورد عفو قرار می‌گیرند.


پیش از این و در سال ۱۹۹۸، به دنبال سفر پاپ ژان پل دوم به کوبا، دولت این کشور با آزادی حدود ۳۰۰ زندانی، از جمله ۱۰۱ زندانی سیاسی موافقت کرد.


خودداری کوبا از عفو آلن گروس آمریکایی
اگرچه کوبا تصمیم دارد ۸۶ زندانی خارجی را به زودی آزاد کند، سخنگوی دولت رائول کاسترو تأکید کرده است که آلن گروس آمریکایی، مورد عفو قرار نگرفته است.


آلن گروس در سال ۲۰۰۹ در راستای برنامه‌ای که با بودجه وزارت خارجه آمریکا به راه افتاد و هدف از آن ترویج تغییرات سیاسی در کوبا بود، در این کشور فعالیت می‌کرد. او در دسامبر همان سال پس از تحویل دادن تعدادی لپ‌تاپ و لوازم ارتباطی به گروه کوچکی از یهودیان کوبا، دستگیر شد.


وی ماه مارس سال ۲۰۱۰ به اتهام "اقدام علیه استقلال و تمامیت ارضی" کوبا، به ۱۵ سال زندان محکوم شد.

آمریکا همواره تأکید کرده که این شهروند ۶۲ ساله‌اش اقدامی علیه دولت کوبا انجام نداده و خواستار آزادی فوری آقای گروس شده است.


دولت کوبا: قوانین مسافرتی به تدریج اصلاح می‌شوند
رائول کاسترو روز جمعه همچنین اعلام کرد که اصلاح قوانین مسافرتی را در برنامه کار خود دارد و افزود این اصلاحات در دست مطالعه هستند و به صورت تدریجی اعمال خواهند شد.


آقای کاسترو سال ۲۰۰۶، زمانی که مسئولیت اداره کوبا را از برادر خود،‌ فیدل کاسترو تحویل گرفت، وعده داد تا قوانین مسافرتی را اصلاح کند.


در حال حاضر شهروندان کوبا برای سفر به خارج از کشور مسیر پر پیچ و خم و پرهزینه‌ای را پیش رو دارند.


هر شهروند کوبایی تنها در صورت دریافت دعوتنامه، واجد شرایط اقدام برای سفر به خارج از کشور می‌شود و پس از آن می‌تواند برای دریافت اجازه خروج و اخذ ویزا از کشور میزبان وارد مراحل زمان‌بر اداری شود.


این روند حدود ۵۰۰ دلار هزینه در بر دارد و این در حالی است که هر شهروند این کشور کمونیستی،‌ فارغ از حرفه و سوابق حرفه‌ای خود، به طور مساوی و ماهانه حدود ۲۰ دلار دستمزد دریافت می‌کند.


از دیگر سو شهروندان کوبایی‌ای که خارج از کشور خود زندگی می‌کنند نیز برای سفر به کوبا نیازمند اخذ ویزا هستند، اما در این میان افرادی که به طور غیرقانونی از کوبا خارج شده‌اند، تحت هیچ شرایطی اجازه بازگشت به کشور را ندارند.


بر اساس قوانین کوبا، فردی که به طور غیرقانونی از کشور خارج شود، مهاجر دائمی تلقی شده و پس از خروجش خانه و تمامی اموالش از سوی دولت کوبا مصادره می‌شود.

کاسترو با اشاره به مواردی نظیر تحریم‌های تجاری آمریکا علیه کوبا، اظهار کرد که بسیاری از مردم فارغ از شرایط استثنایی‌ کوبا، تغییر قوانین مسافرتی را امری حیاتی تلقی می‌کنند.


جلسه دادگاه مدیر مسئول روزنامه اعتمادملی فردا برگزار می شود

Posted: 24 Dec 2011 05:09 AM PST

جـــرس:  دومین جلسه دادگاه محمد جواد حق شناس مدیر مسئول روزنامه اعتماد ملی فردا یکشنبه چهارم دی ماه برگزار می شود.


بنا به گزارشهای ارسالی به جرس، فردا یکشنبه چهارم دی ماه، دومین جلسه دادگاه روزنامه اعتماد ملی به مدیر مسئولی محمد جواد حق شناس، ساعت ۹ صبح در شعبه ۷۶ دادگاه کیفری استان به ریاست قاضی مدیر شهرستانی برگزار خواهد شد.


در این جلسه که هیئت منصفه دادگاه مطبوعات نیز حضور دارند به شکایات متعدد ارگان ها و افراد حقیقی و حقوقی مختلف از روزنامه اعتماد ملی پرداخته خواهد شد.


شایان ذکر است که اولین جلسه دادگاه این روزنامه در ۱۹ مهرماه برگزار شد که در این جلسه شفیعی نماینده دادستان عمومی و انقلاب تهران کیفر خواست خود را علیه محمد جواد حق شناس در ۱۲ صفحه و ۳۴ بند قرائت و برای وی اشد مجازات را از دادگاه در خواست کرد که ادامه این جلسه به دلیل طولانی شدن و کثرت اتهامات خوانده شد در متن کیفر خواست به جلسه بعد موکول شد.


دادستان دادگاه عمومی و انقلاب تهران، سازمان بسیج دانشجوایی، سازمان سنجش و اموزش کشور، استانداری تهران، وزارت کار و امور اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی ایران سازمان میراث فرهنگی و گردشگری، سازمان تربیت بدنی، صندوق ذخیره فرهنگیان، سازمان نظام دامپزشکی از اهم شاکیان این پرونده به حساب می ایند که دوره زمانی شکایات از اردیبهشت ماه سال ۸۵ تا مرداد ماه سال ۸۸ می باشد.


"نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی، توهین به مدیران دلسوز، دامن زدن به اغتشاشات، بر هم زدن امنیت عمومی، تحریک مردم به اقدام علیه امنیت، هجو، توهین، افترا، اهانت به مقدسات، تحریف مطالب دیگران، پخش شایعات و مطالب خلاف واقع، تحریف مطالب دیگران، چاپ و انتشار خبر قبل از قطعیت حکم، اشاعه فحشا" تنها بخشی از اتهامات مطروحه علیه محمد جواد حق شناس در این پرونده به شمار می آید. اولین پرونده متشکله بر علیه روزنامه به اردیبهشت ماه سال ۸۵ مربوط می گردد که تا کنون این روند مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. البته لازم به ذکر است که اکثریت شاکیان دولتی با توجه به دستور صریح احمدی نژاد در شهریور ماه سال ۸۷ مبنی بر انصراف دولت از شکایت های خود اقدام به اعلان گذشت از شکایات خود را نموده اند که به این ترتیب تا کنون ۲۰ شاکی از ۳۴ شاکی نسبت به ادامه شکایت خود اعلان انصراف نموده اند.


جلسه دادگاه فردا به صورت علنی برگزار می شود و ورود افراد برای حضور در جلسه دادگاه آزاد است.


آه! از این لطف به انواع عتاب آلوده

Posted: 24 Dec 2011 05:08 AM PST

طاها پارسا
 کیست که در راسِ «اقتصادنفتی» قرار بگیرد و به «دینِ سیاسی» مسلح شود و در «جامعه غیراخلاقی»به فساد آلوده نگردد؟  



نهضت نامه نویسی به رهبری، آغاز شده است. نهضتی دیرهنگام و از سرناچاری.محمد نوری زاد؛ نه آغازگر، بلکه «نماد» این نهضت است. یوسفی اشکوری در
نامه اش به نوری زاد، تاریخچه کوتاهی از این گونه نامه ها را ذکر کرده است، اگرچه جای خالی نامه ی زیدآبادی در آن به چشم می خورد.

روزانه چندین و چند نامه به رهبری منتشر می شوند. نامه های که اکثر آنها توسط جوانان و مردمانی نوشته می شوند که این نهضت را راهی برای پرداختن به حدیثِ دل خود یافته اند. نمیشود به هیچکدام از این دردِدل ها خرده ای گرفت و باید خواندن و شنیدن این سخنان را هرچند تلخ و گاهی خالی از انصاف، به همه ی مسئولان و به صورت خاص رهبری جمهوری اسلامی و هسته ی قدرت توصیه کرد.

این نامه ها، سرانجام تاثیرگذارخواهند بود. هر کس در ایران بخواهد سیاست بورزد و بر صندلی های قدرت بنشیند و بر کرسی های مدیریتی تکیه بزند، در لابه لای این نامه ها چهره ی واقعی بخش موثری از جامعه و خواسته های اصیل آنان را خواهد یافت و بخواهد یا نخواهد از آنان تاثیر خواهدگرفت. طبیعی است که تاثیر نامه های صاحب نام بیشتر خواهد بود و تاثیر «صاحب نام ها»یی که به این نهضت می پیوندند بیشتر.

صاحب نام ها! «صاحب نام ها»، همان هایی هستند که نه تنها بر مخاطبان نامه، بلکه بر عرصه ی عمومی نیز «تاثیری متفاوت» میگذارند و دستِ کم به نوعی در تغییر ادبیات جنبش های مردمی و تعمیق خواسته های آنها موثرند.البته این «تاثیر متفاوت» الزاماً از نوع خواسته های آنان نیست.

چه بسا «طعنه» هایی که گاه در این نامه ها به چشم میخورد، نه تنها مخاطب را به پذیرش سخن حق وانمی دارد، بلکه او را در اصرار بر روش غلطِ خویش جری تر می کند. مثلاً «مدح هایی شبیه به ذمی» که در نامه های اخیر نوریزاد وجود دارند، آیا توسط «مخاطبِ اصلی» که از قضا با ادبیات هم بیگانه نیست، فهم نمی شوند؟ آیا در این صورت، اثر معکوس به جا نمی گذارند؟

افسوس ! که «صاحب نام های شجاع» ، این روزها یا در «اسارتِ غربت اند یا در «غربتِ اسارت» و این غربت و اسارت، آنان را در «زندانی» قرار می دهد تا - ولو اندکی- از وضعیت و واقعیتِ جامعه دور باشند. بهاره هدایت در آخرین نامه اش از زندان به همسرش چه خوب گفته بود : " زندان» حداکثر فقط برام جای مقاومته، راستش زیاد به مبارزه از زندان! عقیده ندارم، فکر میکنم جنجاله..."

برای آنکه به تخطئه رسالت این نامه ها و بیانیه های آگاهی بخش متهم نشوم، باید توضیح دهم که منظورم سهم این نامه ها در بستنِ باب گفتگو و انقلابی شدن فضاست. نامه های که قرار است- و قرار بود- حاملان گفتگو باشند، می توانند، به بن بستِ رسیدنِ گفتگو کمک کنند. ممکن است گفته شود، کدام گفتگو! مگر جای گفتگویی هم باقی مانده است. جواب روشن است، اگر جای گفتگویی نمانده است، دیگر چرا نامه نویسی؟ آنهم به طرفِ مقابل! بیایید نامه هایمان را برای مردم بنویسم. دستِ کم مخاطب آنها را رهبران جنبش سبز قرار دهیم.

روشن تر بگویم. من آرزو داشتم که این تعبیرها در
نامه ی زیبای عبدالکریم سروش نمی بود : " آشکار بود و رفته رفته آشکار تر شد که رهبری هواهای دیگر در سر دارد. نه مشتا ق نقد است نه مشوق ناقدان و خوی نکوهیده استبداد چنان در دماغش متمکن شده است که سیاهی درحبش و سرخی درآتش."

یوسفی اشکوری
این گونه نمی گفت : "تجربه نشان داده است که اگر هم بصیرتی حاصل شود و تنبهی پدید آید، به احتمال زیاد دیگر تمام پلهای پست سر خر اب شده و راه بازگشتی نمانده است. "

و نوری زاد
آخرین نامه اش را به این آهنگِ مبتذل نمی نواخت: " از سه تار نوازی بزرگانی که خود درخفا برای معشوقگان خود می نوازند و برای مردم، نه حرام بودن سه تارنوازی را، که حتی حرام بودنِ نشان دادنِ آن را در صدا وسیمای طنز خود تجویز می کنند. "

امیدوارم توانسته باشم، منظورم را برسانم و به مخالفت با نهضت نامه نویسی متهم نشوم. غرض این است که نهضت نامه نویسی، تنها قرار نیست نهضتی برای پیام رسانی به مردم و ثبت در تاریخ باشد. این نهضت اگر بخواهد برای امروزیان نیز موثر بیافتد و رسالت اصلیِ خود را به انحام برساند باید بتواند در دلِ مخاطبانِ اصلی نیز تاثیر گذار باشد. هر اندازه این نامه ها به ناامیدی،طعنه و کینه آمیخته باشند، سخنان حقِ خود را آلوده کرده اند. باور کنیم که مخاطب نامه ها نیز «انسان» است. «قصور خبرگانِ رهبری» و «مدیحه گویی های جامعه ی غیر اخلاقی» و «ضعف های جامعه ی روشنفکری» را که نباید یکجا به حساب یک نفر نوشت. کیست که در راسِ «اقتصادنفتی» قرار بگیرد و به «دینِ سیاسی» مسلح شود و در یک «جامعه سرشار از دروغ و ریا» به فساد آلوده نگردد؟ به قولِ سروش در همین نامه ی آخر:

" باور کنید من بر شما رقت بسیار میبرم که چگونه میتوانید از گرداب مداحی‌ها طاهر و سالم بیرون بجهید ؟ ناز پرورده مدح نرم مداحان آیا طاقت نقد سخت نقادان را خواهد داشت؟ "

فراموش نشود که همواره زبانی برای گفتگو هست. میتوانم مخاطبم را به بیانیه های هجده گانه میرحسین موسوی ارجاع دهم. بیانیه هایی که نه تنها در آن روزهای ملتهب، بلکه پس از دو سال هنوز هم گویای گونه ای متفاوت و برتر از «ادبیات اعتراض» و «اخلاق سیاسی» اند. بیانیه هایی که جای خالی آنها، در اوضاع سختِ سیاسی امروز برای مخالف و موافق پیداست. کاش همه ی سیاستمدارنمان و در راس آنها آیت الله خامنه ای و آیت الله هاشمی و سیدمحمدخاتمی و همه ی اصحابِ قلم از آنها درس بگیرند.
 

    *نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

 

مجاهدین انقلاب: در شبه انتخابات فرمایشی نه شرکت می کنیم و نه رای خواهیم داد

Posted: 24 Dec 2011 05:05 AM PST

جـــرس: درحالیکه شرایط سیاسی کشور همچنان تحت حاکمیت فضای پلیسی- امنیتی قرار داشته و امکان برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه برقرار نمی باشد، سازمان مجاهدین انقلاب نیز، در اولین روز ثبت نام داوطلبان برای شرکت در انتخابات آتی، طی بیانیه ای اعلام کرد که در شبه انتخابات فرمایشی نه نامزدی دارد و نه به نامزدی رأی خواهد داد.


به گزارش تارنمای «امروز»، ارگان مجاهدین انقلاب، در بیانیه روز شنبه سوم دی ماه ۱۳۹۰ این سازمان اصلاح طلب همچنین از همه نیروهای همسو خواسته شده تسلیم فشارهای روانی و تطمیع‌ها و تهدیدهای حاکمانی نشوند که در طول دو سال و چندماه گذشته جز به زبان زور و تزویر با مردم سخن نگفته‌اند. و با امتناع از ثبت نام نامزدی، مبارزه مدنی و منفی خود را تداوم بخشند و بدین وسیله وفاداری خویش را به آرمان‌های مردم و همدردی خویش را با مادران و پدران و همسران و فرزندان رنج دیده و شهیدان، مجروحان و اسیران جنبش ضد استبدادی و آزادی خواه سبزایران ابراز دارند.


گفتنی است، پیش از این نیز، جمعی از نمایندگان سابق مجلس، جبهه مشارکت و عده‌ای از زندانیان سیاسی اعلام کرده بودند که اصلاح‌طلبان به هیچ شکل در انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی شرکت نخواهند کرد.


مجاهدین انقلاب، در بیانیه خود با تاکید بر اینکه رهبران جنبش سبز و زندانیان سیاسی همچنان در بند هستند و احزاب و رسانه آزاد نشده اند، تاکید کرده است: این وضعیت به تمامی روشن می‌‌سازد آن‌چه قرار است در اسفندماه اتفاق بیفتد نه یک انتخابات واقعی بلکه نمایشی مهندسی شده با نتایج از پیش معین برای تشکیل مجلسی مطمئن! فرمایشی و در اختیار است.


متن کامل بیانیه مجاهدین انقلاب که توسط شاخه خارج از کشور این تشکل منتشر شده، به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم
اصلاح طلبان در شبه انتخابات فرمایشی، نه نامزد می‌شوند و نه شرکت می کنند
زمان ثبت نام نامزدهای انتخابات مجلس نهم در حالی شروع شده است که پس از گذشت بیش از دو سال از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد۸۸، همچنان:
اول- رهبران جنبش سبز آقایان مهندس میرحسین موسوی و حجة الاسلام مهدی کروبی در حبس خانگی به سر می‌برند. و سایر شخصیت های اثرگذار اصلاح طلب نیز از بیان آزادانه نظرات و اعتقادات خود در رسانه ها منع شده و محروم اند و غالب آنها در زندان بسر می برند.

دوم- صدها نفر از جوانان، دانشجویان، کارگران، معلمان، وکلا، هنرمندان، زنان، فعالان حزبی و شخصیت‌های سیاسی و اصلاح طلب در زندان به سر می‌برند.

سوم- دو حزب عمده اصلاح طلب، جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان‌ مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به طور غیرقانونی و حتی بدون رعایت ظواهر قانونی آیین دادرسی منحل و سایر احزاب و گروه‌های اصلاح طلب نیز زیر انواع فشارهای سیاسی-امنیتی قرار داشته و از کوچکترین امکان لازم برای فعالیت‌های سیاسی- اجتماعی حتی در حد برگزاری گردهمایی‌های داخلی محرومند.

چهارم – سایت‌های اینترنتی متعلق به اصلاح طلبان فیلتر شده‌اند و روزنامه‌های مستقل و اصلاح طلب به محاق توقیف رفته‌اند و معدودی هم که امکان انتشار می‌یابند با اقسام سانسورها و اعمال ترس و وحشت از توقیف دست به گریبان‌اند.

پنجم- رسانه ملی و سایر رسانه‌های جمعی بهره مند از بودجه ملت در انحصار نیروهای امنیتی- نظامی حاکم قرار داشته، و به طور شبانه روزی مشغول دروغ پراکنی، اتهام زنی و جنگ روانی علیه جنبش سبز و اصلاح طلبان هستند.

ششم- فضای کشور همچنان امنیتی، نظامی و پلیسی بوده و عملا نوعی حکومت نظامی غیر رسمی و اعلام نشده بر جامعه حاکم است، به طوریکه حتی از برگزاری جلسات محدود و خانگی دعا و قرآن خوانی و تشییع و ترحیم منتقدان و فعالان اجتماعی جلوگیری به عمل می آید.

هفتم- قوای سه گانه کاملا در انحصار باندهای حاکمیت است و نهادهای نظارتی و اجرایی انتخابات تحت فرمان نهادهای امنیتی و نظامی عمل می‌کنند. مقامات امنیتی و نظامی نه تنها این واقعیت را انکار نمی‌کنند بلکه علناً برای گروه‌ها و احزاب سیاسی جهت شرکت درانتخابات تعیین تکلیف کرده و خطوط قرمز انتخابات آینده را ترسیم می‌کنند.

هشتم- تلاش‌ها، توصیه‌ها و پیشنهاد‌های نجیبانه و مشفقانه چهره‌های برجسته و خیرخواه نظام نظیر آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی برای برگزاری انتخاباتی سالم و منصفانه و پرشور و در نتیجه نجات کشور از بحران‌های بن‌بست آفرین کنونی نه تنهابه نتیجه مثبتی نینجامیده بلکه با واکنش‌های هتاکانه و پاسخ‌هایی ازسر غرور و تکبر و استغنا از سوی حاکمیت مواجه شده‌است.


این وضعیت به تمامی روشن می‌‌سازد آن‌چه قرار است در اسفندماه اتفاق بیفتد نه یک انتخابات واقعی بلکه نمایشی مهندسی شده با نتایج از پیش معین برای تشکیل مجلسی مطمئن! فرمایشی و در اختیار است. مجلسی که از پیش سهم هر یک از باندهای حاکمیت در آن مشخص شده و البته به منظور نمایش آزادی و دموکراسی کرسی‌های انگشت‌شماری نیز به برخی افراد مورد اعتماد اختصاص خواهد یافت. و با توجه به این که هیچ امیدی به برگزاری انتخاباتی سالم و آزاد و منصفانه و التزام حاکمیت به رأی ملت در انتخابات آینده مجلس وجود ندارد، از این رو ثبت نام و شرکت در چنین نمایش شبه انتخاباتی مصداق بارز تعاون بر اثم و کمک به ستمی خواهد بود که بر ملت ایران می‌رود.


در چنین شرایطی هیچ اصلاح طلب مسؤل و متعهدی حاضر نخواهد شد در توجیه خدمت به موکلان خود در روستا و شهر حوزه انتخابیه خویش، بازیگر نمایش دموکراسی دروغینی شود که صحنه‌گردانان آن از قبل پایان آن را رقم زده‌ و تشکیل مجلسی مطیع و گوش به فرمان را تقدیر کرده‌اند، مجلسی که به قول برخی از نمایندگان فعلی، چشم و گوش به بیت رهبری دوخته و به گفته رئیس مجلس کنونی مصوبات خود را تابع منویات شخص رهبر کرده و به جای آن که وکیل ملت باشند فرمانبردار قدرت‌اند. واقعیاتی که برشمردیم گویای این حقیقت است که منتخبان واقعی مردم و کسانی که درد ملت دارند و می‌خواهند به طور مستقل و آزاد صرفا زبان گویای موکلان خود باشند، راهی به مجلس آینده نخواهند داشت و با فرض بعید راهیابی چند فرد مستقل و ناشناخته، همانند آن چه در مجلس کنونی مشاهده می‌کنیم، سیستم امنیتی- پلیسی حاکم اجازه کمترین خدمت واقعی و مؤثر به آنان نخواهد داد.


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران به عنوان بخشی از جنبش اصلاح طلب و سبز ایران اعلام می‌کند که در این شبه انتخابات فرمایشی نه نامزدی دارد و نه به نامزدی رأی خواهد داد و از همه نیروهای اصلاح طلب می‌خواهد تسلیم فشارهای روانی و تطمیع‌ها و تهدیدهای حاکمانی نشوند که در طول دو سال و چندماه گذشته جز به زبان زور و تزویر با مردم سخن نگفته‌اند، و با امتناع از ثبت نام نامزدی، مبارزه مدنی و منفی خود را تداوم بخشند و بدین وسیله وفاداری خویش را به آرمان‌های مردم و همدردی خویش را با مادران و پدران و همسران و فرزندان رنج دیده و شهیدان، مجروحان و اسیران جنبش ضد استبدادی و آزادی خواه سبزایران ابراز دارند.


سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران (شاخه خارج از کشور)
سوم دیماه ۱۳۹۰


دو عزل و نصب ناگهانی در رده های بالای وزارت خارجه

Posted: 24 Dec 2011 03:55 AM PST

همزمان با برگزاری نشست سراسری نمایندگی های خارج از کشور

جـــرس: همزمان با سمینار «روسای نمایندگی های جمهوری اسلامی در خارج از کشور»، که در تهران در حال برگزاری است، دو معاون وزارت خارجه ایران به طور ناگهانی برکنار و دو فرد دیگر جانشین آنان معرفی شدند.


به گزارش مهر، رئیس مرکز دیپلماسی عمومی و رسانه‌ای و سخنگوی وزارت خارجه، از برگزاری سمینار روسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور از روز شنبه خبر داده و گفته بود: "‌سه روز اول بحث‌های داخلی وزارت خارجه و جلسه روسای نمایندگی‌ها با معاونت‌های منطقه‌ای و تخصصی و مسایل دوجانبه و چند جانبه و موضوعات مختلف معاونت‌ها و بحث‌های کارشناسی خواهد بود و عملکرد نمایندگی‌ها ارزیابی و مورد رایزنی میان مسئولان و روسای نمایندگی‌ها قرار می‌گیرد و سپس و از صحبت‌های احمدی نژاد در موضوعات سیاست خارجی استفاده خواهد شد."


هنوز این خبر روی خروجی بود، که ناگهان اعلام شد، به موجب حکم صادره از سوی علی اکبر صالحی وزیر امورخارجه «علی اصغر خاجی» به سمت معاون اروپا و آمریکای وزارت امور خارجه منصوب و مشغول به کار شد.


بر اساس این گزارش، علی اصغر خاجی پیش از این انتصاب ، عهده دار سمتهای مختلفی در وزارت امور خارجه از جمله رئیس دفتر حفاظت منافع جمهوری اسلامی ایران در رباط، مشاور وزیر امور خارجه ، مدیر کل خلیج فارس، سفیر جمهوری اسلامی ایران در ریاض و در دوران تهاجم آمریکا به عراق سمت نماینده ویژه جمهوری اسلامی ایران در امور عراق را عهده دار بوده است.


آخرین سمت خاجی پیش از این انتصاب، سفیر جمهوری اسلامی در اتحادیه اروپایی در بروکسل و سفیر اکردیته جمهوری اسلامی در لوکزامبورگ بوده است.


همزمان، به موجب حکم صادره از سوی علی اکبر صالحی، سیدعباس عراقچی به سمت معاون آسیا و اقیانوسیه وزارت امور خارجه منصوب و مشغول بکار شد.


سیدعباس عراقچی نیز، پیش از این عهده دار سمتهای مختلفی در وزارت امور خارجه ، از جمله معاون حقوقی و بین المللی ، رئیس دانشکده روابط بین الملل ، سفیر جمهوری اسلامی در هلسینکی ، مدیر کل دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، معاون پژوهشی دفتر مطالعات سیاسی بین المللی و رئیس اداره اول غرب اروپا بوده است.


آخرین سمت وی پیش از انتصاب بعنوان معاون آسیا و اقیانوسیه ، سفیر جمهوری اسلامی در ژاپن بوده است.


هنوز از دلایل برکناری علی آهنی و محمدعلی فتح اللهی از سمت های خود خبری منتشر نشده است.

جمهوری اسلامی، انفجارهای مرگبار در سوریه را شدیدا محکوم کرد

Posted: 24 Dec 2011 03:43 AM PST

جـــرس: در پی وقوع دو انفجار مهیب که روز جمعه دوم دی ماه، درنتیجه برخورد دو اتومبیل حاوی مواد منفجره با دو ساختمان امنیتی در دمشق پایتخت سوریه اتفاق افتاد و دهها نفر را کشت و زخمی ساخت، جمهوری اسلامی در بیانیه‌ای رسمی این حملات را محکوم کرد و بی‌ثباتی در این کشور را "تهدیدی برای دیگر کشورهای منطقه" دانست.


به گزارش ایرنا، جمهوری اسلامی بعنوان متحد اصلی سوریه در منطقه، روز شنبه سوم دی ماه، در بیانیه‌ای حملات روز جمعه را قویا محکوم کرد و گفت: "بدون شک بی‌ثباتی و تهدید برای امنیت ملی سوریه نه فقط تهدیدی برای سوری‌ها، بلکه تهدیدی برای دیگر ملل منطقه است."


بر اساس این گزارش، رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی، حادثه تروریستی انفجارهای سوریه كه به كشته و زخمی شدن جمعی از اتباع این كشور انجامید را شدیدا محكوم نمود و با خانواده‌های آنان ابراز همدری كرد .


دمشق، پایتخت سوریه، روز جمعه صبح به صحنه دو حمله انتحاری تبدیل شد که به گفته وزارت کشور سوریه جان ۴۴ نفر را گرفت و بیش از ۱۶۰ نفر را راهی بیمارستان کرد.


بر اساس گزارش ها، یکی از اتومبیل‌های حامل بمب به مقر اداره امنیت عام، "مهم‌ترین مرکز نیروهای امنیتی لباس‌شخصی"، کوبیده شده و دیگری در خارج از مقر اطلاعات ارتش سوریه منفجر شده است.


به دنبال این دو انفجار انتحاری که در ۹ ماهی که از آغاز اعتراضات ضددولتی در سوریه می‌گذرد سابقه نداشته، حکومت سوریه در بیانیه‌ای اعلام کرد که "دست القاعده" پشت این حملات انتحاری بوده است.


این در حالی است که این حکومت در ۹ ماه گذشته هرگز مردمی بودن اعتراضات در کشور را نپذیرفته و همواره آن را کار عوامل تروریست و خارجی در سوریه دانسته است.


از سوی دیگر نیروهای اپوزیسیون سوریه در واکنش به این دو انفجار خون‌بار رژیم سوریه را "مسئول مستقیم" این دو عمل تروریستی معرفی کردند.


به گزارش خبرگزاری آلمان، در بیانیه یکی از نیروهای اپوزیسیون یعنی شورای ملی سوریه آمده است، حکومت بشار اسد قصد دارد این حس را القا کند که با خطری خارجی روبه‌روست، نه با انقلابی مردمی خواهان آزادی و کرامت.

 


دادگاه فائزه هاشمی پشت درهای بسته و به صورت غیرعلنی برگزار شد

Posted: 24 Dec 2011 03:31 AM PST

 جـــرس: درحالیکه اعلام شده بود روز شنبه سوم دی ماه ۱۳۹۰، دادگاه فائزه هاشمی برای پاسخگویی به اتهاماتش برگزار خواهد شد، این فعال سیاسی و مطبوعاتی، صبح امروز به اتهام "تبلیغ علیه نظام" به صورت غیرعلنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه شد.


به گزارش فارس، غلامعلی ریاحی وکیل فائزه هاشمی در خصوص جلسه رسیدگی به اتهامات موکل خود گفت: جلسه دادگاه در موعد تعیین شده تشکیل شد و در ابتدای جلسه، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد.

وی افزود: پس از تفهیم اتهام "فعالیت تبلیغی علیه نظام" به خانم هاشمی پاسخ‌های لازم از طرف وی و بنده به دادگاه ارائه شد.


وکیل فائزه هاشمی با بیان اینکه دادگاه موکل وی غیرعلنی بوده و اجازه ندارد درباره جزئیات آن سخن بگوید، گفت: در مجموع بعد از لایحه تکمیلی که ظرف سه روز آینده به دادگاه خواهیم داد، دادگاه تصمیم‌گیری خواهد کرد.


ریاحی در پایان متذکر شد که وی و موکلش به عنوان آخرین دفاع، از دادگاه فرصت خواستند که ظرف سه روز لایحه دفاعی خود را تقدیم کنند.


پیش از این قرار بود نخستین جلسه‌ رسیدگی به اتهامات فائزه هاشمی صبح روز یکشنبه ۲۳ مرداد ماه‌ برگزار شود که به دلیل درخواست استمهال وکیل پرونده و برای تدارکات دفاع و موافقت دادگاه با این درخواست، جلسه‌ دادگاه به تاخیر افتاد و وقت رسیدگی نیز تجدید شد.



Sabz Yaani Vatan بخش اول

--
Sie erhalten diese Nachricht, weil Sie Mitglied sind von Google
Groups-Gruppe "Ma Bishomarim".
Für das Erstellen von Beiträgen in dieser Gruppe senden Sie eine E-Mail
an mabishomarim@googlegroups.com
Um sich von dieser Gruppe abzumelden, senden Sie eine E-Mail an
mabishomarim+unsubscribe@googlegroups.com
Weitere Optionen finden Sie in dieser Gruppe unter
http://groups.google.de/group/mabishomarim?hl=de

۱۳۹۰ دی ۲, جمعه

جنبش راه سبز - خبرنامه

جنبش راه سبز - خبرنامه


مادر علی پورسلیمان: پسرم را کتک زده،  به توالت انداخته اند

Posted: 23 Dec 2011 06:55 AM PST

   جرس: علی پور سلیمان، عضو شورای مرکزی سازمان معلمان ایران اعلام کرده است که به زودی از مسئولان قرارگاه ثار الله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به دلیل ضرب و شتمی که در هنگام بازداشت توسط ماموران این قرارگاه بر روی او صورت گرفته، شکایت خواهد کرد. 

 

این فعال صنفی یازدهم خرداد ماه سال جاری توسط عده ای بازداشت و به شدت مورد ضرب و شتم قرار می گیرد بطوریکه از پیشانی او خون جاری شده و به بیمارستان منتقل شده است. او بعد از درمان به بند دو الف سپاه و سپس به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل شد. وی پس از مدتی توسط شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب، به ریاست قاضی مقیسه به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک سال حبس محکوم شد.


مادر این معلم در بند می گوید: " وقتی رفتم لباسهایش را تحویل بگیرم دیدم لباسهایش خونی است، خودش بعد برایم تعریف کرد که او را کتک زده اند و در توالت انداخته اند... دیگر حال یک مادر را که لباس خونی بچه اش را می بیند خودتان تصور کنید ( بغض این مادر دردمند در اینجا شکست)... به ما گفتند اعتراض نکنید تا عفو بخورد، ما اعتراض نکردیم اما تاثیری نداشت."


گفتنی است، مادر علی پور سلیمان چندی پیش در رنج نامه ای نوشته بود: " کجای این کار عدالت است؟ روزی که وسایلت را از دادسرا تحویل گرفتند و لباس خونی ات را دیدم آن روز دیگر حال خود را نفهمیدم. آیا به راستی با یک آموزگار این کشور چنین کرده اند؟ شنیدم که تو را با چوبدستی کتک زده اند تا جایی که تو نیمه جان بر زمین افتاده ای هنوز هم نمی توانم باور کنم با یک معلم با یک انسان چنین رفتار کرده اند."


متن گفتگوی "جرس" با خانم پورسلیمان مادر علی پورسلیمان را با هم می خوانیم:


خانم پور سلیمان الان چه مدت است که فرزندتان در زندان است؟


او به یکسال زندان محکوم شده والان نزدیک به هفت ماه است که در زندان است.


علی آقا معلم هستند. به چه اتهامی او را بازداشت کردند؟


من اصلا نمی دانم! بچه ای که نمازش ترک نمی شود و تمام زندگیش را وقف خدمت به مردم و کشورش کرده حالا باید در زندان باشد. خودش هم اتهاماتش را رد کرده ، اتهامش فقط این است که دوستش آقای داوری که زندان است حرفهای مادرش را که به او گفته بود در سایتش نوشته بود، آنوقت به این اتهام یکسال حبس برایش بریده اند؟! مطلبی که همه جا منتشر شده است. منزلش را هم که بازرسی کردند ، هیچ چیزی پیدا نکردند و فقط ماهواره اش را با خودشان برده اند.


از نحوه دستگیری فرزندتان بگویید؟


هفت و نیم صبح بود که علی آقا به منزل ما آمد و مثل همیشه رفت بیرون کمی ورزش کند. ساعت چهار بعدازظهر خانمش به من زنگ زد سراغ علی آقا را گرفت که خیلی نگران شدیم و ساعت نه شب به پارکی که همیشه ورزش می کرد رفتیم ببینیم کجاست که پسر دیگرم به من زنگ زد که دارند خانه علی آقا را می گردند. رفتیم خانه او که دیدیم چهار نفر از اطلاعات آمده اند و دارند خانه علی آقا را بازرسی می کنند. از آنها پرسیدم پسرم کجاست و چرا این جا را بازرسی می کنید که فقط جواب دادند هیچی نشده حاج خانم و ما او را بازداشت کردیم و جایش امن است. نگو او را اینقدر زده بودند که غش کرده بود و پیشانی اش هفت تا بخیه خورده بود.


خود آقای پور سلیمان به دلیل این ضرب و شتم می خواهند شکایت کنند. آیا تاکنون موفق شده اند که شکایت نامه رسمی به مسئولین بدهند؟


آخر شکایت که فایده ای ندارد و کسی پیگیری نمی کند، فقط یک بهانه به دست اینها می دهد تا یک حکم دیگر داده و بیشتر در زندان نگهش دارند. من مریض حالم، پدرش مریض است ، ما می خواهیم فقط او از زندان آزاد شود.


شما در رنج نامه ای نوشته اید که زمانیکه رفته اید وسایل فرزندتان را بگیرید لباس هایش خونی بوده است از آن روز برای ما بگویید؟


وقتی رفتم لباسهایش را تحویل بگیرم دیدم لباسهایش خونی است، خودش بعد برایم تعریف کرد که او را کتک زده اند و در توالت انداخته اند... دیگر حال یک مادر را که لباس خونی بچه اش را می بیند خودتان تصور کنید.( بغض این مادر دردمند در اینجا شکست)... به ما گفتند اعتراض نکنید تا عفو بخورد ، ما اعتراض هم نکردیم اما تاثیری نداشت.


بعد از چه مدت بازداشت توانستید او را ملاقات کنید؟


بعد از یک ماه که علی آقا را گرفته بودند توانستیم او را ملاقات کنیم. در این مدت چند بار نامه نوشتم و دادم اما نامه را برمی گرداندند و می گفتند پرونده ندارد.


اگر پرونده ای نداشته چطور او را در بازداشت نگه داشته اند؟


اتفاقا همین سوال را پرسیدم که فردای آن روز به عروسم زنگ زدند و شماره ی پرونده را به او دادند و ما رفتیم پیگیری کردیم و توانستیم او را ملاقات کنیم. بار اول که او را بعد از یک ماه دیدیم ، حال و روزش را که دیدم اصلا نمی توانستم صحبت کنم و فقط گریه می کردم تا کم کم خدا صبر داد و توانستم این مشکلات را تحمل کنم خودتان می دانید که اینها اصلا حقشان نیست در زندان باشند و بی گناه هستند.


وضعیت استخدامی ایشان در آموزش و پرورش به مشکلی بر نخورده است و حقوق ایشان واریز می شود؟


یک نامه مرخصی یکساله از آموزش و پرورش گرفتیم، اما دیروز با ما تماس گرفتند که آن نامه ی مرخصی را بیاورید و نمی دانم می خواهند با آن نامه چه کار کنند؟ حتما می خواهند مدرک مرخصی را از دست ما بگیرند تا اخراجش کنند. الان از اول مهر ماه حقوقش را هم قطع کرده اند.


شرایط ملاقاتهایتان چطور است؟


هر هفته علی آقا را کابینی ملاقات می کنیم. الان هم که مدت دو ماه است ملاقات حضوری نداریم و علت را هم نمی گویند. چه کار کنیم ، دستمان به جایی بند نیست.


خوب کسی هم که در "قفس" باشد حال و روزی ندارد اما خدا را شکر با این حال روحیه اش را حفظ کرده و به ما دلداری می دهد. من خودم که حال روحی خوبی نداشتم و از زمان دستگیری علی آقا چند بار بیمارستان رفتم و زیر سرم بودم و او به من دلداری می داد. اما با این حال مگر یک مادر می تواند فرزندش را در قفس ببینند و تحمل کند؟


از دلتنگی هایتان بگویید؟


 شب یلدا همیشه علی آقا شوخی می کرد و همه را می خنداند، اما الان جایش خالیست و همه اعضای خانواده ناراحتند. من فقط تنها مادر نیستم در سالن ملاقات پراست از مادرانی مثل من ، اما چه کنیم دستمان به جایی بند نیست ، فقط دعا می کنیم خدا صبرمان دهد و فرزندانمان از این قفس آزاد شوند.


هفته گذشته جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی رفتند و دادستان را ملاقات کردند و ایشان هم گفته اند که از شرایط سخت خانواده ها خبر ندارند شما خودتان دادستان را دیده اید و حرفهایتان را به او زده اید؟


دادستان ما را نمی پذیرد و ما فقط با دفتردار و منشی ایشان حرف می زنیم و نامه می دهیم ، در این مدت یک بار هم دادستان را ندیده ایم. الان هم مصاحبه کردم که فقط دادستان صدای مرا بشنود و یک ملاقات به من بدهد تا ایشان را ببینم و حرفهایم را بزنم، واقعا نمی دانم که آیا آقای دادستان خبر دارند که سربازها نمی گذارند ما بالا برویم و ایشان را ببینیم؟ آنها یا می گویند نیست یا می گویند دادستان کسی را نمی پذیرد.


به مسئول قضایی دیگری هم مشکلاتتان را مطرح کردید؟


بله،فقط دو و سه بار رفتم پیش قاضی مقیسه ای و گفتم که پدر علی آقا مریض است و خانمش تنهاست و تمام مشکلاتمان را برایش گفتم و گفتم که پسرم گناهی نکرده و اتهاماتی که به او زده اند واهی است که او هم جواب داد "بفرمایید بیرون". جوابی دیگر به ما نمی دهند و محل مان نمی گذارند و حرفهایمان را گوش نمی کنند. حتی در سالن ملاقات وقتی به دستمان مهر می زدند اعتراض کردم که این چه هست، جواب دادند ناراحت هستید نیایید. با اینها که نمی شود زیاد صحبت کرد، جوابشان همینجوری است و اوضاع ما هم دست آنها ...


در پایان صحبتی ندارید؟


من فقط یک ملاقات از دادستان می خواهم تا حرفهایم را بزنم و مشکلاتم را بگویم و پرونده علی آقا را یک بار دیگر بررسی کنند و تا ببینند پسرم بی گناه است و آزادش کند. اگر خواستند پرونده پزشکی من و پدرش را هم نشانشان می دهم.


آقای دادستان! فکر کنید که علی آقا بچه خودتان است، بچه تحصیل کرده این جامعه است، این همه آدم خلافکار در کوچه و خیابان آزاد آزاد راه می روند اما پسر من که بیست و شش سال درس خوانده و یک لقمه حرام نخورده و فقط به فکر خدمت بوده بی گناه در گوشه زندان است...


با تشکر از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

برگزاری مراسم سالگرد آیت الله منتظری در مالزی

Posted: 23 Dec 2011 05:32 AM PST

خاطره ای از پاسخ آیت الله منتظری به استفتای عبادی در دفاع ازاقلیتهای دینی
 جـــرس: دختر مرحوم آیت الله العظمی منتظری، بزرگ‌ترین امتیاز پدر خود را ذبح نکردن حقیقت به خاطر رعایت مصلحت دانست و گفت: "خوشا به حال آن عزیزانی که ندای حق طلبانه منتظری را پاسخ گفتند؛ هرچند حبس و زجر و محرومیت از حقوق اولیه را به جان خریدند، اما دین خود را به دنیای دیگران نفروختند."


به گزارش صفحه فیس بوک راه سبز ایرانیان مالزی (رسام)، مراسم بزرگداشت دومین سالگرد درگذشت فقیه عالیقدر به میزبانی این گروه و با حضور خانواده و شاگردان آیت الله منتظری برگزار شد.


تارنمای کلمه نیز گزارش داده است که احمد منتظری، فرزند ارشد مرحوم آیت الله العظمی منتظری با اشاره به رابطه دو طرفه و بحث و گفت‌و‌گوی آیت الله منتظری با آحاد جامعه، گفت: آیت الله منتظری با هر مراجعه کننده‌ای به بحث و گفت‌و‌گو می‌پرداخت و نظرات انتقادی مخالفان را مفید می‌دانست.


رییس دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری، در پیامی به مراسم بزرگداشت دومین سال رحلت آن فقیه عالیقدر که به همت جوانان “راه سبز ایرانیان مالزی” (رسام) برگزار شد اصل قرار دادن «وظیفه» در رویکرد مرحوم منتظری به عنوان یکی از محورهای زندگی ایشان نام برد و با اشاره به دوران حصر پنج ساله وی گفت او هیچ‌گاه احساس پشیمانی و خسارت نکرد و همیشه می‌گفت من به وظیفه شرعی خود عمل کردم.


احمد منتظری در ادامه خصلت «شهامت» را در این مرجع تقلید عالیقدر برجسته دانست و خاطر نشان کرد که وی در هنگام اظهار نظر یا دادن فتوا بدون توجه به حواشی به صراحت نظر خود را مطرح می‌کرد.

او با اشاره به نظر مرحوم آیت الله العظمی منتظری پیرامون «کرامت انسانی» گفت ایشان از راههای شرعی به این نتیجه رسیده بود که نه تنها مومنین بلکه کل بشر کرامت دارد و از حقوق دنیوی برخوردار است.

احمد منتظری با ذکر خاطره‌ای از استفتا شیرین عبادی از آیت الله منتظری، برای وکالت گروهی از اقلیتهای دینی در دادگاه، گفت مرحوم منتظری در جواب گفتند "شما نمی‌خواهید از دین آن‌ها دفاع کنید بلکه می‌خواهید از حقوق آن‌ها دفاع کنید. و اگر دفاع نکردن شما باعث ظلم به ایشان است ملزم به دفاع از ایشان هستید."


آقای منتظری اضافه کرد: ایشان به کارگزاران حکومتی توصیه می‌کرد که طوری عمل نکنند که باعث دین گریزی افراد و جوانان شود و از آنان می‌خواست تا تصریح به اشتباهات خود کنند و حساب اشتباهات خود را از دین جدا کنند.


احمد منتظری گفت پدر تا آخرین روز امیدوار بودند که کسانی که به راه اشتباه می‌روند، خود را اصلاح کنند و از راه خطا بازگردند.


رییس دفتر مرحوم آیت الله العظمی منتظری در پایان اظهار امیدواری کرد که کارگزاران حکومتی با عمل به توصیه این خبرخواه مشفق در اولین قدم برای اصلاح خود به آزادی زندانیان سیاسی و بی‌گناه بپردازند و به آزادی عقیده و بیان پایبند باشند.


در بخشی دیگر از این مراسم سعیده منتظری، فرزند دیگر مرحوم آیت الله العظمی منتظری با قرائت رنج نامه‌ای به گلایه از کسانی پرداخت که ظلم و جفا در حق مرحوم منتظری کردند.


او همچنین سکوت و بی‌تفاوتی عده‌ای دیگر در مقابل ظلم‌هایی که به آیت الله منتظری رفت را سبب تعدی و ظلم امروزه به آن افراد و یاران ایشان دانست.


سعیده منتظری بزرگ‌ترین امتیاز پدر خود را ذبح نکردن حقیقت به خاطر رعایت کردن رعایت مصلحت دانست و اضافه کرد: "و خوشا به حال آن عزیزانی که ندای حق طلبانه منتظری را پاسخ گفتند؛ هرچند حبس و زجر و محرومیت از حقوق اولیه را به جان خریدند، اما دین خود را به دنیای دیگران نفروختند."


سعیده منتظری در پایان اظهار امیدواری کرد هر چه زدتر شاهد رفع حصر رهبران جنبش سبز و زندانین سیاسی باشیم.


در بخشی دیگر از این مراسم محمد امجد فرزند آیت الله محمود امجد با گرامیداشت یاد آیت الله منتظری، سخنان خود را الهام از سیره فکری و عملی ایشان دانست.


او آیت الله منتظری را انسانی اخلاقی خطاب کرد که انتخاب مصلحت اندیشانه را فرو گذاشت و به انتخاب حق گرایانه دست زد.


همچنین در پایان این مراسم دو سخنرانی پخش نشده از آیت الله منتظری به نمایش درآمد که متعلق به سالهای قبل از قائم مقامی ایشان بوده است.


آیت الله منتظری در سخنرانی اول با اشاره به کودتای خزنده‌ای که علیه «فرزندان عاقل انقلاب» در جریان است، به انتقاد از تهمت پراکنی برای حذف این افراد پرداخت.

این فقیه عالیقدر درباره این افراد گفت این افراد «بله قربان گوی» نیستند و به اظهار ایرادات و اشکالات خود می‌پردازند.

او با اشاره به تلاشهایی برای ساختن مجلس و دولت از افراد «بله قربان گو» و حذف نیروهای متخصص این رویه را خطری برای آینده انقلاب دانست.

در سخنرانی دوم آیت الله منتظری از حق انتخاب آزاد دفاع کرد و سعی گروهی برای قیومیت مردم انتقاد کرد.
مرحوم آیت الله العظمی منتظری در این سخنرانی از "خوردن انگ غیر آزاد" به انتخابات و احساس تبدیل انتخابات به انتخابات فرمایشی حکومت پهلوی اظهار نگرانی کرد.

آیت الله منتظری همچنین خطاب به کسانی که به دنبال گرفتن تمامی کرسی‌های مجلس هستند این امر را غیر ممکن دانست.


آیت الله محمود امجد که اخیرا خبرهایی پیرامون بازگشت او به ایران منتشر شده بود، با حضور در مراسم، ضمن بازدید از نمایشگاه در پاسخ به سوالاتی که پیرامون این شایعات مطرح بود گفت: من به نشانه اعتراض به وضع موجود از ایران خارج شده‌ام و تا زمانی که ظلم در ایران پابرجاست به ایران بازنخواهم گشت. انتشار شایعات در این خصوص نشان دهنده اهمیت و تاثیر خروج از کشور برای جریان حاکم است و امیدوارم که این اعتراض‌ها موثر واقع شود.


رهبر آینده‌ی جمهوری اسلامی؟

Posted: 23 Dec 2011 05:23 AM PST

بامداد راد


یک. با انتشار خبر درگذشت کیم جونگ ایل -رهبر کره‌ی شمالی- و اعلام خبر جانشینی فرزندش کیم جونگ اون، معلوم شد هیچ دیکتاتوری جاودان نیست و دیکتاتور حتی اگر بتواند از تعقیب مردمی که به آن‌ها ستم روا داشته بگریزد، گریزی از مرگ ندارد. گرچه مرگ رهبر کره‌ی شمالی قاعدتاً نباید سبب دگرگونی در راهبردهای این کشور در رویارویی با جهان شود، اما از همان زمان که نام فرزند کیم جونگ ایل به‌عنوان رهبر احتمالی آینده‌ی این کشور مطرح شد و خبرهایی مبنی بر وخامت حال کیم ِ پدر منتشر شد، گمانه‌هایی مبنی بر تعدیل راهبردهای این کشور در دوران رهبری کیم ِ پسر مطرح می‌شد. کمی که بگذرد خواهیم‌ فهمید این گمانه‌زنی‌ها تا چه اندازه واقعیت دارند.

گزاره‌ای راستین در بند پیش مطرح شده‌است؛ «از مرگ گریزی نیست» و این‌که با بیماری و کهولت سن، احتمال مرگ بالا می‌رود. اگر یک مقام رسمی به این وضعیت دچار شده‌باشد، مقام‌های رسمی‌ای که در قانون پیش‌بینی شده‌اند، برای حفظ ساختار حکومت اقدام به گزینش جانشین آن مقام می‌کنند؛ همان‌گونه که حزب کمونیست کره‌ی شمالی از مدت‌ها پیش کیم جونگ اون را به جانشینی کیم جونگ ایل برگزیده‌بود و همان‌گونه که در قانون اساسی جمهوری اسلامی برای این موضوع سازوکاری پیش‌بینی شده که نه‌تنها رهبر کشور در صورت درگذشت برگزیده شود، بلکه نمایندگان این مجلس که برگزیدگان ملت‌اند، رهبر را در صورت ازدست‌دادن ویژگی‌هایی که سبب برگزیده‌شدنش به رهبری شده‌است، از کار برکنار کنند.

صرف‌نظر از عمل‌کرد مجلس خبرگان که عملاً هرسال به این تشخیص رسیده که شخصی مناسب‌تر از آیت‌الله خامنه‌ای برای رهبری مملکت وجود ندارد و ایشان کماکان ویژگی‌هایی را که سبب برگزیده‌شدن به جایگاه رهبری شده‌بود حفظ کرده‌اند، اکنون مشخص نیست در صورت درگذشت آیت‌الله خامنه‌ای، که به دلایل گوناگون از جمله کهولت سن و خبرهای تأییدنشده‌ای که از بیماری ایشان وجود دارد و مشخصاً یک سند ویکی‌لیکس نیز بر این امر صحه می‌گذارد، احتمال درگذشت‌شان وجود دارد، چه نفراتی برای مقام رهبری پیش‌بینی شده‌اند.

دو. بی‌راه نیست اگر گفته شود وضعیت امروز کشور یک وضعیت جنگی‌ست و فقط صدای انفجار است که به‌گوش نمی‌رسد. صرف‌نظر از عربده‌کشی‌های خطرناک رسانه‌های اقتدارگرا به‌سرکردگی «کیهان» که مبلّغ بستن تنگه‌ی هرمز هستند -امری که پیش‌بینی کرده‌بودم واکنش ایران به حمله‌ی نظامی باشد و اگر جمهوری اسلامی پیش‌دستی کند و این تنگه را مسدود کند، حمله‌ی نظامی بسیار قریب‌الوقوع خواهدبود-، هیچ‌یک از شاخص‌های اقتصادی وضعیت به‌سامانی را نشان نمی‌دهد. بحران بازارهای طلا و ارز، تورم بالا و توقف چرخ تولید، در کنار فساد دولتی سرسام‌آور که یکی از علت‌های اصلی این بحران‌هاست، متأثر از وضعیت جهانی و تحریم‌های فلج‌کننده‌ای‌ست که اکنون با دور تازه‌ی تحریم‌ها و به‌ویژه تحریم بانک مرکزی و صنایع پتروشیمی ایران، اساساً حیات جامعه‌ی ایران را تهدید می‌کند. ما اکنون در لبه‌ی پرتگاهی قرار گرفته‌ایم که واقعاً مشخص نیست چه سرنوشتی در انتهای این پرتگاه در انتظار کشور است.

پیش‌تر نوشته‌بودم راهکار خروج از بحرانی که روزبه‌روز بزرگ‌تر و عمیق‌تر می‌شود، بازگشت راستین به مردم است و پیش‌نهاد کرده‌بودم در یک سخن‌رانی صمیمانه از مردم عذرخواهی شود و با تغییر مسیر تقابل با جهان به تعامل با آن، در جهت اعتمادسازی و بهبود روابط به‌منظور پیش‌رفت مملکت گام برداشته‌شود. «کیهان» البته واکنش جالب توجهی به آن مقاله نشان داد و با انتشار همراه با جعل و تحریف آن، نشان داد اراده‌ای از سوی نظام برای عمل به این پیش‌نهاد وجود ندارد.

با این همه، به نظر می‌رسد با وجود آن‌که نظام دم از پیش‌رفت و توسعه می‌زند و هرروز اخباری مبنی بر بهبود وضعیت زندگی مردم منتشر می‌کند، درون خود از بحران‌هایی که مملکت را در خود می‌فشرَد آگاه است و می‌داند با دروغ‌گویی نمی‌توان بحران‌ها را پشت‌سر گذاشت. برای بقای کشور و نظام، راه دیگری جز بازگشت به مردم و تعدیل سیاست‌ها وجود ندارد، این از روز روشن‌تر است. اما اعلام این موضوع از سوی حکومت و برداشتن گام‌های عملی و مؤثر در این راستا، نیاز به نوشیدن یک «جام زهر» دیگر دارد و انجام چنین کاری از سوی آیت‌الله خامنه‌ای، با توجه به جایگاهی که از ایشان در میان هواداران سرسخت‌شان ایجاد شده، تقریباً ناممکن است.

سه. این‌جاست که بقای نظام به جانشین آیت‌الله خامنه‌ای گره می‌خورد و او آن کار ناممکنی را که آیت‌الله خامنه‌ای قادر به انجام آن نیست، به انجام خواهدرساند و دست‌کم بخشی از مطالبات مردم و جهان را که به بقای نظام یاری می‌رساند اجرا خواهدکرد. چنین فردی لزوماً فردی میانه‌رو است، راهبردهای نظام را تعدیل می‌کند و سیاست تنش‌زدایی را در پیش خواهدگرفت. «ولایت‌مداران»ی که امروز می‌خواهند آیت‌الله خامنه‌ای را با نام «امام خامنه‌ای» مشهور کنند، در صورت درگذشت‌شان سوگواری شایسته‌ای برگزار و با رهبر جدید بیعت خواهندکرد. مزار باشکوهی برای رهبر پیشین ساخته می‌شود و «کفن‌پوشان»ی که «گوش به فرمان خامنه‌ای» بودند، اکنون «گوش به فرمان» رهبر تازه خواهندشد، حتی اگر او تا پیش از این یکی از «خواص بی‌بصیرت» بوده‌باشد و راهبردهایی که اتخاذ می‌کند، کاملاً در تضاد با راهبردهای رهبر پیشین باشد.

در بزنگاه‌هایی این‌چنین، که فروپاشی محتمل می‌شود، ساختار دست به نوسازی خود می‌زند و از خیال‌پردازی فاصله می‌گیرد و به اراده و خواست مردم نزدیک می‌شود. همان‌طور که از مرگ گریزی نیست، از حاکمیتِ مردم بر سرنوشت خودشان نیز گریزی نیست.
 

منبع : کلمه

 

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوماً دیدگاه جرس نیست.

 

تظاهرات مصری‌ها در میدان «التحریر» قاهره علیه خشونت نیروهای امنیتی

Posted: 23 Dec 2011 05:19 AM PST

 جـــرس: در ادامه اعتراضات مردم مصر به عدم انتقال قدرت به غیرنظامیان، انقلابیون در میدان «التحریر» در مرکز قاهره پایتخت مصر علیه خشونت نیروهای امنیتی تظاهرات خواهند کرد.


به گزارش ایلنا به نقل از الجزیره، جنبش‌های جوان و احزاب سیاسی مصر خواستارآن شدند که تظاهرات میلیونی در سراسر مصر برای محاکمه نیروهای امنیتی که به تظاهرکنندگان یورش بردند، برگزار شود.


این در حالی است که یک بار دیگر گروه «اخوان المسلمین» اعلام کرد که در این تظاهرات شرکت نمی‌کند. این گروه علت عدم مشارکت در این تظاهرات را حفظ آرامش و تسریع در فرایند دموکراتیک اعلام کردند.


اخوان المسلمین همچنین اعلام کرد که با برگزاری انتخابات زودهنگام ریاست‌جمهوری مخالف است و چنین تغییری هرج و مرج را به دنبال دارد.


فراکسیون «المصریه» که لیبرال‌ها و چپ‌گرا‌ها را شامل می‌شود و در انتخابات پارلمانی پس از اخوان‌المسلمین و سلفی‌ها در رده سوم جای گرفته است، خواستار انتقال قدرت از ارتش به غیرنظامیان طی سه ماه آینده شدند.


از سوی دیگر، «هشام شیحه» معاون وزرات بهداشت در امور درمان گفت که با مرگ دو زخمی دیگر در بیمارستان تعداد قربانیان درگیری‌های اخیر میان تظاهرکنندگان و نیروهای امنیتی در قاهره به ۱۷ تن افزایش یافت.


طی روزهای گذشته، انتشار تصاویری که نشان دهندۀ خشونت ماموران امنیتی مصر در مواجهه با جوانان تظاهرات کننده بود، خشم جهانیان را برانگیخت، تا جاییکه مقامات ارشد نظامی مصر، از این واقعه ابراز تاسف کردند.

برادر آریا آرام نژاد: ما واقعا نگران وضعیت اریا هستیم

Posted: 23 Dec 2011 05:14 AM PST

فردا نگویند به مرگ طبیعی مرده است

جـــرس: برادر آریا آرام نژاد، هنرمند حامی جنبش سبز و زندانی سیاسی محبوس در زندان بابل، نسبت به وضعیت جسمانی برادرش اظهار نگرانی کرده و گفته است: "آریا از نظر قلبی دچار بیماری است و ما واقعا نگران هستم و اصلا نمی دانیم چه بکنیم، اگر با همه این اوصاف او بمیرد به مرگ طبیعی نمرده است بلکه مسئولان جمهوری اسلامی خودشان باید مسولیت مرگ برادرم را بپذیرند. فردا نگویند به مرگ طبیعی مرده است."


این فعال جنبش سبز ساکن مازندران، همچنین نسبت به انتقال برادرش آریا، به بند قاتلان و مجرمین خطرناک ابراز نگرانی کرد و گفت: برادرم را به جرم خواندن یک آواز زندانی کردند و حالا در این دارالتادیب یک جوان دلسوزی که نسب به مردم کشورش احساس مسولیت می کرد را باید شب و روز را با قاتلین و دزد ها به سر کند.


گفتنی است، طی روزهای اخیر، گروهی از زندانیان سیاسی در شهرستان بابل از جمله آریا آرام نژاد (هنرمند، خواننده و آهنگ ساز حامی جنبش سبز)، علیرضا فلاحتی، علی عباسی و رحمان یعقوبی دیگر زندانیان سیاسی مازندران به بند سارقین و مجرمین خطرناک منتقل شده اند که برخی از خانواده ها ضمن تایید این خبر نسبت به وضعیت زندانیان خود ابراز نگرانی کرده اند.


به گزارش کلمه، مهدی آرام نژاد خاطرنشان کرده است: "ما همواره سعی کردیم در نهایت آرامش و سکوت پیگیر وضعیت برادرم باشیم تا به قبا و ردای آقایان بر بخورد تا این موضوع یک طوری به نتیجه برسد اما در نهایت متوجه شدیم که آنها را با قاتلان و زورگیران هم بند کرده اند."


وی تصریح می کند: البته به لحاظ جامعه شناسی همین هم باید بررسی شود که فقر وقتی بیداد می کند دزد و زورگیری هم رواج می یابد، و من هم نمی خواهم به بعد اجتماعی این ماجرا ورود پیدا کنم ولی اعتراض مان این است که چرا یک هنرمندی که یک آواز خوانده که خیلی هم خوب توانست وضعیت موجود در ایران را از طریق همین آواز منعکس کند و از زبان مردم هم آواز خوانده است چرا باید با کسانی که قتل و دزدی مرتکب شده اند در یک بند باشد؟ به چه جرمی یعنی فعلی که برادرم انجام داده است متناسب است با حکم مجازاتی که برایش در نظر گرفته اند؟


وی می گوید اگر مسولین نمی دانند در این زندان ها چه خبر است و به مردم چه می گذرد این عذر بدتر از گناه است و اگر می دانند که چه خبر است خب این جنایت است.


وی در مورد پیگیری های قضایی خود به منظور ملاقات با آریا آرام نژاد می گوید: ما وقتی رفیتم دادستانی، آقای اکبرزاده معاون دادستان می گوید آریا از نظر ما یک زندانی عادی است و نیازی به نامه ما برای ملاقات نیست اما وقتی می رویم زندان می گویند برای این جور زندانی ها نیاز به نامه دادستان است و دوباره بر می گردیم دادستانی می گوید شاید سازمان زندان ها یک قانون خاص خودش را داشته باشد، این یک بام و دو هوا یعنی چه؟ الان یک الف بچه هم می فهمد که سازمان زندان ها زیر نظر دادستانی دارد کارهایش را انجام می دهد، یعنی ما را میان زندان و دادستانی به همدیگر پاس می دهند و این رفتار ها واقعا برای تحقیر کردن است. برخوردهایی با ما می کنند که فقط در شان خودشان است.


برادر آریا آرام نژاد ادامه می دهد: شاید درست نباشد که این را بگویم ولی من دوست ندارم به شخصیتم به حرمتم اینطوری توهین کنند. هیچ طلبی از این انقلاب ندارم ولی من هم برای این کشور جبهه رفتم، جانباز شدم ولی اگر گوش کری در میان مسولان هست که حرف های ما را نمی شنوند می خواهم از این فرصت استفاده کنم و بگویم حداقل این فریاد بلند را بشنوند که نیروهای جبهه رفته و جانباز هیچ طلبی از انقلاب ندارند ولی دوست داشتند یک وضعیت بهتری برای مردم رقم می خورد.


مهدی با اشاره به اینکه مسولان اصلا پاسخگو نیستند می گوید: در مملکتی که جرم سیاسی هنوز تعریف نشده یک جوان هنرمند را با قاتلان هم بند می کنند و بعد خانواده ها نمی دانند از چه کسی باید بخواهند که به این وضعیت رسیدگی کنند از رییس جمهور؟ ایشان که اصلا کاره ای نیست، از رییس قوه قضاییه یا از رهبری جمهوری اسلامی؟ خیلی سخت است وضعیتی که خانواده ها تحمل می کنند …


وی در عین حال تاکید می کند که آریا آرام نژاد جوانی است که نمی تواند مشکلات مردم را ببیند و سرش را پایین بیاندازد، او دچار هیجانات هم نیست بلکه با احساس مسولیت وضعیت اجتماعی و سیاسی را دید و آوازی را خواند حالا سوال اینجاست آیا مسولان به جای شنیدن درد دل های مردم باید بزنند توی سرشان؟ حرف من فقط آریا نیست صحبتم این است که اینها چرا حرکات شفاف مردم را تحمل نمی کنند؟


برادر این هنرمند دربند با اشاره به وضعیت سایر زندانیان سیاسی شهرستان بابل می گوید: آقای شهیری یکی از نیروهای فرهنگی کشور است که در استان مازندران خیلی ها ایشان را می شناسند، آقای دکتر سروش، آقای میری، اینها از چهره های فرهیخته و سرشناس استان مازندران هستند و مردم اینها را می شناسند ولی وقتی می بینند که مملکت دارد با فرهیختگان شان چنین برخورد می کنند که به خاطر عملکردشان باید زندانی باشند طبیعی است که نگران می شوند.


مهدی آرام نژاد که خودش از چهره های شناخته شده شهرستان بابل است می گوید: هیچ نسلی دوبار انقلاب نمی کند مرحوم جلال آل احمد می گفت انقلاب سم است اما متاسفانه یک عده ای در درون نظام هستند که از اراده مردم سو استفاده کردند و می خواهند جامعه را به بحرانی بکشانند که ما یک سم دیگری بخوریم و یک انقلاب دیگری انجام دهیم. شاید سن شما کم باشد و به خاطر نیاورید که بهترین نیروهای کشورمان یا شهید شده اند و یا اعدام شده اند. من فکر نمی کنم جامعه ایرانی یک حرکت شتابنده و یک انقلاب دیگری که در یک دوره ای به اصطلاح کاربرد داشت را برتابد. اگر در بین مسولان کسی هست که می فهمد و این مسائل را درک می کند، اجازه ندهد در داخل این نظام کاری کنند تا مردم اینگونه برانگیخته شوند، باور کنید موج عظیمی از مردم مخالف اند.


وی با اشاره به وضیعت بیماری آریا آرام نژاد می گوید: برادرم قرص قلب مصرف می کند و دکتر ایشان هم این موضوع را تایید کرد که ایشان از نظر قلبی دچار بیماری هستند و ما واقعا نگران هستم و اصلا نمی دانیم چه بکنیم، اگر با همه این اوصاف او بمیرد به مرگ طبیعی نمرده است بلکه مسئولان جمهوری اسلامی خودشان باید مسولیت مرگ برادرم را بپذیرند. ما نگران هستیم. فردا نگوئید به مرگ طبیعی مرده است. این حرفم خطاب به مسئولانی است که پس از هر فاجعه اعلام می کنند ما نمی دانستیم. هر چند ندانستن وضع امنیتی عذر بد تر از گناه است.


دو انفجار مرگبار در دمشق و تداوم اعتراضات در شهرهای مختلف سوریه

Posted: 23 Dec 2011 04:55 AM PST

همزمان با ورود ناظران اتحادیه عرب
 جـــرس:  روز جمعه ۲۳ دسامبر، بر اثر بروز دو انفجار مهیب که درنتیجه برخورد دو اتومبیل حاوی مواد منفجره با دو ساختمان ادارات امنیتی در دمشق پایتخت سوریه اتفاق افتاد، دهها نفر کشته شدند.


همزمان و در آغاز دهمین ماه از اعتراضات، روز جمعه و بعد از نماز، راهپیمایی های اعتراضی در شهرهای دیرالزور، ادلب، حمص، قامشلی، درعا، وادی بردی  و دیر قانون، حماه، حلب، بنش و بخش های مختلفی از دمشق بر ضد حکومت بشار اسد برگزار شد، که مخالفان در یادآوری هزاران کشتۀ ماههای اخیر و اعتراض به نحوه تعامل اتحاديه عرب با نظام سوريه و مهلت هايی که اين اتحاديه به اين نظام می دهد، آنرا "پروتکل مرگ" نامیده بودند و مجددا خواستار برکناری حکومت شدند.


همچنین يک گروه نمايندگی اتحاديه عرب که قرار است برای حضور ناظران اين اتحاديه در سوريه زمينه سازی کند، شامگاه پنجشنبه وارد اين کشور شد.


در همین رابطه، یک گروه مدافع حقوق بشری نیز اعلام کرده اسنادی در دست دارد که بر پايه آن بيش از ۶۲۳۷ نفر از غير نظاميان به دست نيروهای امنيتی سوريه در ۹ ماه گذشته کشته شدند. از اين ميان ۶۱۲ تن از آن ها زير شکنجه جان خود را از دست داده اند. برپايه اين گزارش، دستکم ۴۰۰ تن از کشته شدگان کودک هستند.


دو انفجار مشکوک و دهها کشته و زخمی
تلویزیون المنار گزارش داده است که دو انفجار مهیب ظهر جمعه در اطراف مراکز امنیتی در دمشق رخ داده، که تا لحظه مخابره خبر، ۳۰ نفر کشته و ۵۵ نفر زخمی شده اند و این حادثه شدیدترین حادثه تروریستی در دمشق از زمان آغاز ناآرامی ها در ده ماه اخیر عنوان شده است.


تلویزیون دولتی سوریه نیز از وقوع دو انفجار انتحاری در اطراف دفاتر نهادهای امنیتی در دمشق، پایتخت این کشور، خبر داد.


تلویزیون سوریه، شبه نظامیان القاعده را مسئول این حمله که "انتحاری" ذکر شده، به ساختمان‌های "اداره کل امنیت سوریه" و یک نهاد امنیتی دیگر دانسته و اعلام کرده که در این حملات شماری از غیر نظامیان نیز کشته شده‌اند.


اما بی بی سی به نقل از مخالفان حکومت سوریه نوشته است که آنها می گویند این انفجارها توسط دولت سوریه و با هدف تحت تاثیر قرار دادن سفر ناظران اتحادیه عرب و اثبات دست داشتن "گروه های تروریستی" در اعتراضات ضد دولتی طراحی شده است.


ورود ناظران اتحادیه
به گزارش رادیو فردا، يک گروه نمايندگی اتحاديه عرب که قرار است برای حضور ناظران اين اتحاديه در سوريه زمينه سازی کند، شامگاه پنجشنبه وارد اين کشور شد، که ورود این هیات به دمشق، نخستين گام در راستای اجرای توافقنامه سوریه با اتحادیه عرب برای کمک به پایان دادن بحران در این کشور معرفی شده است.


وجيه حنفی، معاون دبيرکل سازمان ملل که همره گروه اعزامی است، تلفنی از پايتخت سوريه به خبرگزاری رويترز گفت: "خدا را شکر به سلامت به دمشق رسيديم."


سمير سيف اليزل، معاون دبير کل اتحاديه عرب که رياست گروه اعزامی را بر عهده دارد، پيش از حرکت به سمت دمشق در قاهره پايتخت مصر به خبرنگاران گفت که اين گروه قرار است زمينه حضور ناظران اتحاديه در سوريه را با هماهنگی با دولت اين کشور فراهم کند.


او در اين باره اظهار داشت: "گروه زمينه لازم را برای حضور ناظران اتحاديه عرب در سوريه فراهم خواهد آورد. وظيفه گروه فراهم کردن محل اقامت، راه های ارتباطی و امنيت ناظران هنگام نقل و انتقال در داخل سوريه و تعيين مکان هايی است که قرار است در اين کشور به آن ها سرکشی کنند."


گروه اعزامی شماری از کارشناسان و محققان از چند سازمان حقوقی را دربر گرفته است.


دولت سوريه اوايل نوامبر گذشته با طرح اتحاديه عرب برای پايان بحران اين کشور موافقت کرد. برپايه اين طرح دولت سوريه متعهد شد حضور نيروهای مسلح دولتی را در تمام مناطق مسکونی پايان دهد و همه دستگير شدگان حوادث اخير را آزاد کند.


پس از اين طرح اتحاديه عرب پرتوکلی به تصويب رساند که برپايه آن، ناظران برای نظارت بر حسن اجرای طرح به سوريه می روند. ابتدا سوريه به مدت شش هفته در امضای پرتوکل از خود تعلل نشان داد؛ مساله ای که باعش اتحاديه عرب عضويت سوريه را در اين اتحاديه به حال تعليق در آورند و عليه دولت اين کشور، تحريم های اقتصادی وضع کنند. سرانجام دمشق دوشنبه گذشته پرتوکل اعزام ناظران را امضاء کرد.


از سويی ديگر سرلشکر محمد مصطفی الدابی رئيس هيات ناظران دوشنبه از خارطوم پايتخت سودان به مصر رسيد. او قرار است با نبيل العربی دبيرکل اتحاديه عرب و ديگر مسئولان اين اتحاديه ديدار و گفت و گو کند.


مصطفی الدابی پس از رسيدن به قاهره به خبرنگاران گفت: "به قاهره آمدم تا مقدمات اداری و فنی فعاليت گروه ناظران در سوريه به شکلی شفاف برای زير نظر گرفتن اوضاع در سوريه را آماده کنم. فعاليت هيات ناظران ميدانی از راه سرکشی به همه مناطق و ديدار با همه طرف ها از جمله نيروهای مسلح و امنيتی، اپوزيسيون و گروه های انسانی فعال خواهد بود."


نبيل العربی سه شنبه به خبرگزاری رويترز گفته بود که هيات ناظران متشکل از ۱۵۰ نفر خواهد بود و قرار است اين هيات اواخر دسامبر جاری به سوريه برسد. به گفته العربی، بيمارستان ها و زندان ها از جمله اماکنی خواهد بود که ناظران از آن ها بازديد خواهند کرد.


دبير کل اتحاديه عرب خاطرنشان کرده است که ناظران برای تعيين ميزان پايبندی دولت سوريه به تعهداد خود در طرح اتحاديه عرب، يک هفته زمان لازم دارد.


۶۲۰۰ کشته در سوريه
يک گروه مدافع حقوق بشر پنجشنبه اعلام کرد شمار کشته شدگان در سوريه از زمان آغاز اعتراض ها در اين کشور، از مرز ۶۲۰۰ نفر گذشته است.


گروه «افاز» مدافع حقوق بشر اعلام کرده اسنادی در دست دارد که برپايه آن بيش از ۶۲۳۷ نفر از غير نظاميان به دست نيروهای امنيتی سوريه در ۹ ماه گذشته کشته شدند. از اين ميان ۶۱۲ تن از آن ها زير شکنجه جان خود را از دست داده اند. برپايه اين گزارش، دستکم ۴۰۰ تن از کشته شدگان کودک هستند.


۴۰ کشته تنها در روز پنجشنبه
اين تحولات در حالی روی می دهد که شورای عمومی انقلاب سوريه – از تشکيلات معترضان اين کشور- اعلام کرد که پنجشنبه دستکم ۴۰ نفر از غیر نظاميان معترض، به دست نيروهای امنيتی و ارتش کشته شدند. بيشتر قربانيان از حمص و ادلب هستند.


بنا بر اعلام شورای عمومی انقلاب سوريه، ۱۶ تن از کشته شدگان از ادلب، ده تن از حمص بودند. سهم دمشق و درعا هر کدام يک کشته بود.


شش تن از کشته شدگان در حمص در اثر گلوله باران بی هدف خانه ها توسط تانک های ارتش جان خود را از دست دادند. اين شهر از هفته ها پيش در محاصره نيروهای ارتش قرار دارد. حمص همچنين شاهد دستگيری ده ها تن از معترضان به دست نيروهای امنيتی بود.


فعالان سوری همچنين به حملات نيروهای دولتی به مناطقی در ادلب خبر دادند که احتمال می رود جداشدگان از ارتش در آن ها پنهان شده باشند. شهرهای خان شيخون و معرت النعمان در استان ادلب، شاهد يورش گسترده نيروهای امنيتی و ارتش بود.


گفتنی است، طی روزهای گذشته، ائتلاف اصلی مخالفان دولت سوریه خواستار نشست اضطراری شورای امنیت سازمان ملل متحد و اتحادیه عرب برای بحث درباره تشدید خشونت ها در شمال غربی این کشور شده بود.


و در واکنش به شدت گرفتنِ کشتار و سرکوب معترضان در سوریه، روز پنجشنبه وزیرخارجه ترکیه، رهبران سوریه را به راه انداختن "حمام خون" متهم کرد.



دستگیری دو شهروند کُرد در سروآباد استان کُردستان

Posted: 23 Dec 2011 04:13 AM PST

جـــرس: به گزارش منابع خبری کردستان، مأموران امنیتی جمهوری اسلامی، دو شهروند کُرد ساکن روستای "دزلی" از توابع شهرستان "سروآباد" را بازداشت کردند.


به گزارش آژانس خبری «کُردپا»، نیروهای امنیتی با حمله به منازل مسکونی دو شهروند کُرد به نام‌های "بسطام سهرابی" فرزند عثمان و "اسماعیل رحیمی" فرزند علی در روستای دزلی از توابع استان کُردستان اقدام به دستگیری و انتقال آنان به بازداشتگاه نمودند.


همچنین در این اقدام نیروهای امنیتی وسایل شخصی بسطام سهرابی مورد تفتیش واقع شد و کامپیوتر وی را به همراه خود بُردند.


تا لحظه‌ی انتشار این خبر از دلیل و یا دلایل دستگیری و نیز سرنوشت و مکان نگهداری این دو شهروند کُرد اطلاعی در دسترس نمی‌باشد.


بر اساس این گزارش، از ابتدای مهرماه سال جاری تاکنون جمعاً ۸۹ شهروند کُرد در مناطق کردنشین ایران توسط نیروهای امنیتی و قضایی بازداشت شده‌اند و برای ده تن از آنان نیز حکم قضایی صادر شده است.


اتهام اکثریت شهروندان بازداشتی در مناطق کُردنشین، فعالیت سیاسی، فرهنگی و مدنی عنوان شده است.


طی روزهای اخیر، همچنین عثمان (ریبوار) رحیمی، شهروند اهل بانه از طرف دادگاه انقلاب به تحمل شش ماه حبس محکوم شده و همزمان چهار تن از شهروندان در سقز و مهاباد – بنامهای جعفر سوران سقزی، زانیار قادرزاده، هیوا بیرمی و مراد فاطمی - بازداشت و کوروش پاشایی در ارومیه به پنج سال حبس محکوم شده اند.


جنتی: مردم باید در انتخابات حضور داشته باشند

Posted: 23 Dec 2011 03:35 AM PST

جـــرس: دبیر شورای نگهبان و امام جمعه موقت تهران بدون اشاره به فضای مسدود سیاسی کشور می گوید: "دشمن تلاش می‌کند که مردم در انتخابات شرکت نکنند و اگر حضور حداکثری نیز شکل گرفت مسئله تقلب را مطرح کند اما مردم باید در انتخابات حضور داشته باشند تا مجلسی با حداکثر آرا شکل بگیرد. "


به گزارش ایلنا، احمد جنتی امام جمعه موقت تهران امروز در خطبه دوم نماز  جمعه در ابتدا با اشاره به کریسمس و ولادت عیسی مسیح، گفت: "این پیغمبر گرفتار افرادی شده که خود را مدعی تبعیت از وی می‌دانند و بد‌ترین جنایت‌ها را در جهان مرتکب می‌شوند."


امام جمعه موقت تهران همچنین با تبریک به وزارت اطلاعات در خصوص آنچه "دستگیری جاسوس آمریکایی" خواند، گفت: نیروهای اطلاعاتی در دستگیری این فرد خوب عمل کردند و این فرد باید اطلاعات خود را به ما بدهد و آمریکایی‌ها از این مسئله دردشان آمده است.


وی در ادامه سخنان خود، قیام های مردم منطقه را مورد اشاره قرار داد و بدون رویکرد به هزاران کشته و زخمی در سوریه، تاکید کرد: "دیکتاتورهای منطقه به سزای کار خود رسیده‌اند و امیدواریم این حرکت تا سرنگونی همه دیکتاتور‌ها ادامه داشته باشد. "


دبیر شورای نگهبان و خطیب نمازجمعه تهران، با اشاره به در پیش بودن ۹ دی، گفت: "این روز از ایام الله است و مدت زیادی از قبل این روز نقشه کشیده بودند و می‌خواستند با بهانه تقلب در انتخابات نظام را بر اندازی کنند."


وی از "تلاش غرب در این مسئله و اینکه این‌ها تا آخر دنیا آدم نمی‌شوند" سخن گفت و افزود: مگر خدا این قدرت را به شما می‌دهد تا بر مظلومان دنیا حاکم شوید.


امام جمعه موقت تهران بدون اشاره به برخورد خشونت آمیز حکومت با اعتراضات مسالمت آمیز مردم ایران، ادعا کرد: "افرادی نیز در داخل از غربی ها پیروی و فتنه وضعیت عجیبی را در جامعه ایجاد کردند و باید به آن‌ها پاسخ داده می‌شد."


جنتی با قلب واقعیت و کتمان کشتار مردم ادعا کرد: "نمی‌شد با حکومت نظامی و هیچ روش دیگری به آن‌ها پاسخ داد بلکه باید خود مردم به آن‌ها پاسخ می‌دادند. "


جنتی ادامه داد "مردم تا حدی تحمل می‌کنند و وقتی دیدند که اساس نظام در خطر است در صحنه حضور یافتند و با حضور گسترده در میدان حاضر شدند و شعارهایی دادند که نشان داد انقلاب و رهبری و نظام را قبول دارند و در یک حرکت تمام آتش فتنه را خاموش کردند."


وی بدون اشاره به کشتار سوگواران حسینی در روز عاشورا توسط عوامل حکومت، در خصوص نهم دی ماه مدعی شد: "امام حسین و خدای امام حسین و عاشقان امام حسین به میدان آمدند و این حضور پیام‌های زیادی داشت... اکثریت قاطع مردم نیز بر این عقیده بودند که نظام را قبول دارند. نظام ۳۳ سال بر پای خود ایستاده است و با شعار از پا در نمی‌آید. "


وی گفت: بیزاری مردم از فتنه گران٬ صف‌ها را جدا کرد و نخبگان بی‌بصیرت و ساکتینی که دو پهلو حرف می‌زنند از مردم نیستند و نهم دی صف مردم را با صف دیگرانی که در کنار مردم نیستند جدا کرد.


وی تاکید کرد: در هر زمان دیگری نیز که خدشه به نظام وارد شود مردم در صحنه خواهند بود و از نظام دفاع خواهند کرد.


امام جمعه موقت تهران با اشاره به اینکه پیام دیگر هوشیاری مردم بود، گفت: سی سال مردم در این راه تجربه دارند و با بیانیه شما مردم گمراه نمی‌شوند.


وی گفت: غباری برخاست و فتنه گران می‌خواستند در این غبار به اهداف خود برسند اما حضور مردم این غبار را از بین برد. با حضور مردم در صحنه نظام بیمه شده خدا است.


انتخابات
جنتی با اشاره به شروع ثبت نام کاندیدا‌ها گفت: مجلس مسئولیت سنگینی دارد و باید مجلسی تشکیل شود که مدرس می‌خواست زیرا ارتباط مردم با نظام ٬واسطه بین نظام و مردم٬ قانون گذاری بر عهده مجلس است.


وی گفت: باید کسانی وارد مجلس شوند که این اهمیت مجلس و عمق مسئولیت مجلس را درک می‌کنند و مجلسی مردمی٬ علاقه‌مند به ارزش‌ها٬ عامل به اجرای احکام و مجلسی که امام و ولایت فقیه را قبول دارد بسازند.


دبیر شورای نگهبان به کاندیدا‌ها توصیه کرد: اگر کسی توان پذیرش قانون و شرایط مورد نظر را ندارد ثبت نام نکند اما کسانی که واجد شرایط هستند و صلاحیت دارند حتما حضور داشته باشند، اگر افراد صلاحیت داشته باشند رد صلاحیت نخواهند شد.


خطیب نمازجمعه تهران با تاکید بر حضور اکثریت مردم در انتخابات، گفت: دشمن تلاش می‌کند که مردم در انتخابات شرکت نکنند و اگر حضور حداکثری نیز شکل گرفت مسئله تقلب را مطرح کند اما مردم باید در انتخابات حضور داشته باشند تا مجلسی با حداکثر آرا شکل بگیرد.


دعوت به جهاد
خطیب نماز جمعه تهران همچنین در خطبه اول نماز جمعه تهران با اشاره به اینکه عده‌ای مرعوب جنجال غرب شده‌اند و تلاش می‌کنند مردم را از اسلام دور کنند، گفت: عده‌ای در جامعه اسلامی ما مرعوب شدند و با اتکا به آیه اینکه اکراه و اصراری در دین نیست برای رساندن پیام توحید به مردم تلاش هم نمی‌کنند.

وی گفت: خدا به پیامبر اجازه می‌دهد که کسب قدرت کند و وقتی توان کافی پیدا کرد در مقابل کفر قیام کند.


دبیر شورای نگهبان با اشاره به اینکه جهاد دو گونه است٬ اول جهاد دفاعی که در مقابل حمله دشمن است، خاطر نشان کرد: اکثر جنگهای زمان پیامبر دفاعی بوده است ولی این مسئله به معنی نبودن جهاد دیگر نیست.


وی گفت: باید به داد دیگران رسید و صدای توحید را به گوش بندگان خدا رساند و موانع سر راه را بردارید.

 


ضرب الاجل مجاهدین خلق برای تخلیه کمپ اشرف و بعد از آن؟

Posted: 23 Dec 2011 02:41 AM PST

کریستین ساینس مانیتور


 اسکات پیترسون
۲۰ دسامبر ۲۰۱۱

با نزدیک شدن ضرب العجل پایان سال برای بستن کمپ اشرف در عراق، سرنوشت حدود ۳۲۰۰ نفر از مبارزین گروه رادیکال ضد ایرانی که در لیست سازمان های تروریستی وزارت خارجه قرار دارد، در وضعیت نامعلومی بسر می برد.

مسئولین آمریکایی اظهارنگرانی کرده اند که رهبری سازمان مجاهدین خلق، که گزارشات مکرر دولت آمریکا از آنها با عنوان یک تشکل فرقه ای یاد می کند، ممکن است به جای برچیدن صلح آمیز کمپ اشرف دستور قتل عام هواداران خود را صادر کند. این کمپ در صورت تخلیه شدن، مجاهدین را از برگترین امکان آنها محروم می کند.

ولی مریم رجوی که خود را "رئیس جمهور منتخب" ایران توصیف میکند، امروز گفت که او "در اصول" یک طرح سازمان ملل را برای جابجایی اعضاء سازمان به یک پایگاه آمریکایی سابق در نزدیکی فرودگاه بغداد به منظور بررسی تقاضاهای فردی آنها برای مکان یابی احتمالی به عنوان پناهنده پذیرفته است، منوط به اینکه تضمین حداقلی ایمنی از طرف آمریکا و غرب داده شود.

دولت نوری المالکی به رهبری شیعیان که ارتباط نزدیکی با ایران دارد عزم خود را در بستن این کمپ که در دهه هشتاد بوسیله صدام حسین تأسیس شد، به طور شفاف اعلام کرده است.

در ایران سازمان مجاهدین خلق برای جنگیدن در کنار نیروهای عراقی در طول جنگ ایران و عراق به عنوان خائنین مورد تنفر گسترده هستند. در عراق هم همدردی برای گروه بسیار اندک بوده بدان دلیل که صدام حسین از آنها برای سرکوب اعتراض های کردها در سال ۱۹۹۱ استفاده کرد.

"چگونه قاتل پسران خود را بپذیریم؟" این سؤالی است که عدنان الشمانی عضو شیعه پارلمان عراق اخیراٌ در کنفرانسی که با حمایت دولت در بغداد و برای اعتراض به حضور مجاهدین خلق برقرار شده بود، مطرح کرد.

آقای شمانی گفت که تصمیم بستن کمپ اشرف از طرف "اکثریت پارلمان و اکثریت مردم عراق حمایت شد. هیچکس به جز عراقی ها حق ندارد اراده خود را بر خاک عراق تحمیل کند."

راه حلی از طریق مذاکره؟

سازمان ملل و مقامات آمریکایی به نظر می رسد پیشرفت هایی در گفتگوهای خود با خانم رجوی که در پاریس مستقر است به دست آورده باشند.

شوهر وی و رئیس سازمان مسعود رجوی در سال ۲۰۰۳ مخفی شد، اگر چه برخی از ساکنین سابق کمپ مدعی اند که او را تا سال ۲۰۰۷ دیده اند، و اینکه او برای آنها تا هفت ماه پیش از طریق ارتباط ویدئویی سخنرانی کرده است.

یک مقام آمریکایی به ای.پی.اس مستقر در واشنگتن گفت که "پس از مدت تأسف باری تأخیر، به نظر می رسد بالاخره سازمان مجاهدین آماده برای گفتگوی جدی است." مقام مذکور گفت که سازمان در روزهای اخیر از "مواضع حداکثری" عقب نشینی کرده ولی "ما هنوز سخن در مورد شهادت و مردن می شنویم."

خطرات خشونت از هر دو طرف زیاد است. بروز درگیری ها در ماه آوریل در کمپ اشرف، زمانی که نیروهای امنیتی عراق قصد داشتند قسمتی از این فضای وسیع را تحت کنترل درآورند، منجر به کشته شدن ۳۴ نفر از اعضاء سازمان شد. سازمان یک تاریخ طولانی ضدآمریکایی دارد و به عنوان یک گروه انقلابی حداقل شش مشاور نظامی آمریکایی را قبل از انقلاب اسلامی در ایران به قتل رسانده است.

در پی حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ برخی مقامات پنتاگون مجاهدین خلق را به عنوان یک سلاح بالقوه علیه جمهوری اسلامی ایران دیدند. درخواست مکرر مسئولین عراقی از سال ۲۰۰۴ برای برچیدن این کمپ تا کنون نادیده ګرفته شده است.

ولی با خروج کامل نیروهای آمریکایی از عراق در این هفته گزینه های سازمان مجاهدین خلق محدود شده است.

سعید الجیاشی نماینده مشاور امنیت ملی سابق عراق موفق الربیعی به مسئولین عراقی، شیوخ قبایل و خانواده های ایرانی ساکنین کمپ اشرف در جلسه اخیر بغداد گفت که "از روز اولشان در عراق سازمان مجاهدین خلق پذیرفت که ابزاری در اختیار اطلاعات و امنیت رژیم سابق، به خصوص علیه ایران باشد."

آقای جیاشی گفت که "هر گروه تروریستی که می خواهد در کشور بماند به دنبال یک منطقه امن نیست، بلکه به دنبال یک پایگاه برای حملات تروریستی است. جوامع غربی سخن از حقوق بشر می گویند، من از آنها درخواست می کنم که این افراد را از جدایی غیر منصفانه از خانواده هایشان و از زندگی عجیب در این کمپ نجات دهید."

وی افزود که "ما چگونه به قربانیان عراقی این سازمان صحبت کنیم؟ ما بایستی به خط شویم که آنها را اخراج کنیم. گزینه آنها این است که یا به ایران روند یا کشور دیگری را انتخاب کنند، شما نمی توانید در عراق بمانید."
تظاهرات ها

چندین جلسه مشابه و یک سلسله تظاهرات های ضد مجاهدین خلق در بغداد و در درب ورودی کمپ اشرف همگی چنین پیامی را انعکاس می دهند. یکی از پوسترها نوشته است "نه به تمدید، آری به اخراج گروه تروریستی." اعضا خانواده با در دست داشتن قاب عکس ها،
روپوشها یی به تن داشتند که بر پشت آنها نوشته بود : "فرزندان ما را آزاد کنید."

در بین سخنرانی ها یک مرد که لباس عشایری بر تن داشت ضمن ایستادن شعار داد "این جنایتکاران از ما نیستند، اینها هیچ رابطه ای با ما ندارند."

یک گروه چهار نفره مرد به روی صحنه رفت با خواندن آهنگی در باره مجاهدین خلق بدین مضمون که "منافق" عامل هزاران مرگ، کسانی که "یکدیگر را بر روی جسد ما در آغوش گرفتند."

علیرغم حضور در لیست سازمان های تروریستی به همراه القاعده و حزب الله، سازمان مجاهدین می گوید که خشونت را در سال ۲۰۰۱ نفی کرده است.

ولی وزارت خارجه آمریکا در پائیز ۲۰۰۹ اطلاعاتی را به دادگاه ارائه کرد که سازمان زنانی را در کمپ اشرف آموزش داده است که درکربلا "دست به عملیات انتحاری بزنند."

یک گزارش اف.بی.آی از سال ۲۰۰۴ که طبقه بندی آن لغو شده است- اطلاعات آن بوسیله شنود تلفنی آلمان ها و فرانسوی تأیید شده- حاکی از آن است که تیم های مجاهدین در آمریکا، اروپا و کمپ اشرف فعالانه درحال برنامه ریزی و اجرای عملیات ترور بوده اند."

کنار گذاشتن خشونت؟

مجاهدین خلق این اتهام ها را انکار کرده و دهها مقامات عالیرتبه سابق دولت آمریکا و ژنرال های چهار ستاره را به کمک گرفته- بسیاری از آنها دهها هزار دلار به عنوان هزینه سخنرانی دریافت کرده اند- تا تقاضای خود برای خروج از لیست تروریستی و همچنین حفاظت از ساکنین کمپ اشرف مطرح سازند. آنها می گویند که ساکنین کمپ اشرف "مبارزان آزادی" ضد رژیم هستند.

در بین حامیان آمریکایی شهردار سابق نیویورک، وزیرسابق امنیت داخلی تام ریج، رؤسای سابق سی.آی.ا جیمز وولسی، پورتر گاس و مایکل هایدن، و ژنرال های ارشد بازنشته همچون وسلی کلارک، هیو شلتون و پیتر پیس، دیده می شوند.

هوارد دین رئیس سابق کمیته ملی حزب دمکرات در یک نشست هواداران سازمان در ماه ژوئیه در ارتباط با طرح عراق برای بستن کمپ اشرف گفت، "این نسل کشی است و ما این را نحواهیم داشت. ما افراد داخل کمپ اشرف را آزاد خواهیم کرد، ما ملت ایران را از استبداد آخوندها آزاد خواهیم کرد."

در خود کمپ اشرف، کارت های شناسایی اعضاء مجاهدین خلق مدتها پیش ضبط شده و آنها با دنیای خارج از طریق تلفن، اینترنت یا تلویزیون ارتباط بسیار کمی دارند. آنها با یستی در جلسات خود انتقادی به منظور "بیرون ریختن افکار انحرافی" و تعهد دادن برای "طلاق ابدی" شرکت کنند.

اراده آزاد؟

یک گزارش شامل جزئیات که بوسیله ارتش آمریکا تأمین بودجه شده بود و توسط مؤسسه رند در سال ۲۰۰۹ اتشار یافت ذکر می کند که اکثریت ساکنین اشرف "ممکن است با فریب به عضویت درآمده باشند" و "بر خلاف میلشان" در آنجا ماده باشند.

گزارش مذبور می گوید "عشق به رجوی ها قرار بود جایگزین عشق به خانواده و همسران شود." اعضاء سازمان زمانی قرص های سیانور حمل می کردند تا در صورت دستگیری استفاده کنند. از سال ۲۰۰۳ "سازمان از تهدید به خودکشی به عنوان تاکتیک مذاکراتی و یا برای به بن بست رساندن تحقیقات استفاده کرده است."

بازداشت موقت خانم رجوی توسط مقامات فرانسوی به اتهام تروریسم در سال ۲۰۰۳ منجر به موجی از خودسوزی ها شد.

فراری های سازمان از کمپ اشرف که با این روزنامه مصاحبه کرده اند می گویند که با نزدیک شدن ضرب العجل، حوادث وخیم تری ممکن است اتفاق بیفتد.

شهرام حیدری که دو ماه پیش کمپ را ترک کرد می گوید "این برای من روشن است که آقای رجوی می خواهد که آدمها کشته شوند تا به رساناها منتقل شود." او مدعی است که در ماه آوریل که درگیری ها با سربازان عراقی اتفاق افتاد "من به وضوح دیدم که سازمان مجاهدین خلق مردم را به جلو می فرستند" تا در خط آتش قرار گیرند.

حیدری می گوید که "استراتژی رجوی متکی بر اشرف است. او بایستی کمپ اشرف را حفظ کند تا قدرت را نگه دارد."

چندین فراری از کمپ معتقدند که رجوی در کمپ هست. مریم سنجابی عضو سابق شورای رهبری سازمان ده ماه پیش پس از گذرندان ۲۴ سال در کمپ اشرف، فرار کرد و پناهنده شد. او می گوید وی آقای رجوی را "چندین بار" تا چهار سال پیش دیده است.

سنجابی می گوید "او آنجاست، او زنده است، دستورات او در حال اجراشدن است، او مغزسازمان است." او اضافه می کند که "سالها شستشوی مغزی اعضاء سازمان مجاهدین برای اینکه باور کنند "رجوی خداست" بدین معنی است که رهبری ممکن است اینگونه محاسبه کند که "ایرادی ندارد اگر هزار نفر کشته شوند."

سنجابی می گوید "اگر به شما دستور دهند که خودت را بسوزانی، نمی توانی مقاومت کنی، تو خودت را می سوزانی."
 

 

منبع: کریستین ساینس مانیتور          


نظرات وارده در یادداشت ها لزوماً دیدگاه جرس نیست.

 

سوئيس دارايی‌های ۱۸۰ فرد حقيقی و حقوقی ايرانی را مسدود کرد

Posted: 23 Dec 2011 02:30 AM PST

جـــرس: در ادامۀ تحریم های فراگیر بین المللی علیه جمهوری اسلامی، دولت سوئیس نیز در تکمیل تحریم های دو ماه پیش خود، ۱۸۰ شخص حقیقی و حقوقی دیگر جمهوری اسلامی را به فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های خود افزود، که با درنظر گرفتنِ تحریم های چندی پیش این کشور علیه تهران، هم اکنون ۲۸۰ شرکت و ۷۰ شخص حقیقی ایرانی در فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های سوئیس قرار دارند.


اين اقدام دولت سوئيس در هماهنگی با تصميم اتحاديه‌ اروپا است که ۱۰ آذر ماه اتخاذ شد و بر مبنای آن تحريم‌ها عليه تهران به دليل ادامه‌ی برنامه‌ی هسته‌ای‌ جمهوری اسلامی افزايش می‌يابد.


مقامات برن، اکتبر امسال نیز، ۱۱۶ فرد حقیقی و حقوقی جمهوری اسلامی – از جمله وزیر خارجه ایران- را در فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های خود قرار داده بودند، که در همین راستا و با هدف "شدت بخشیدن به فشارها علیه تهران"، ۱۸۰ شخص حقیقی و حقوقی جدید ایرانی دیگر نیز به فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های این کشور افزوده شدند.


به گزارش رادیو اروپای آزاد، اقدام دولت سوئیس که شامل مسدود کردن دارایی‌های این افراد نیز می‌شود، در راستای تصمیم اتحادیه اروپا برای تشدید تحریم‌ها علیه جمهوری اسلامی صورت گرفته است و آنچنان که دبیرخانه امور اقتصادی سوئیس اعلام کرده، از روز جمعه عملی خواهد شد.


فهرست جدید تحریم‌ها، عمدتاً شامل شرکت‌ها و افرادی است که به نحوی با بخش حمل و نقل دریایی ایران در ارتباط هستند.


بر اساس اعلام منابع خبری در سوئیس با احتساب تحریم‌های جدید، هم اکنون ۲۸۰ شرکت و ۷۰ شخص حقیقی ایرانی در فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های سوئیس قرار دارند، که به جز ۱۸۰ نامی که روز پنجشنبه در شمول این تحریم‌ها قرار گرفته‌اند، ۱۱۶ شخص حقیقی یا حقوقی نیز در روزهای پایانی آبان ماه مشمول تحریم اعلام شده بود.


اواسط پاییز امسال، سوئیس از تصمیم خود به تحریم ۱۱۶ شخص حقیقی و حقوقی ایرانی خبر داد که در میان آنها نام علی‌اکبر صالحی وزیر خارجه نیز به چشم می‌خورد.


این در حالی بود که صالحی که خود در زمان تصدی ریاست سازمان انرژی اتمی ایران در فهرست تحریم‌ها و محدودیت‌های اتحادیه اروپا قرار داشت، اندکی پس از انتصاب در سمت وزیر خارجه جمهوری اسلامی، از فهرست تحریم‌های اتحادیه اروپا حذف شد، با این هدف که بتواند به طور فعال‌تر در مذاکرات غرب و ایران بر سر برنامه اتمی جمهوری اسلامی مشارکت کند.


گفتنی است، در چند سال گذشته، ژنو  چندین بار میزبان مذاکرات هسته‌ای ایران و شش قدرت جهانی بوده است که با هدایت اتحادیه اروپا برگزار می‌شد.


سوئیس سال گذشته نیز با هدف یکدست شدن تحریم‌های اتخاذ شده علیه ایران، با فهرست محدودیت‌ها و تحریم‌های اروپایی، بر میزان و شدت تحریم‌ها افزوده بود.


اقدام جدید سوئیس در افزودن ۱۸۰ نام دیگر به فهرست تحریم‌های مرتبط با ایران در حالی است که رهبران اتحادیه اروپا در آذرماه امسال با ابراز «نگرانی جدی و عميق» نسبت به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی به ويژه پس از انتشار گزارش اخير آژانس بين‌المللی انرژی اتمی، خواستار تصویب تحریم‌های بیشتر علیه ایران تا پایان ژانویه ۲۰۱۲، نزدیک به یک ماه دیگر، شدند.


رهبران کشورهای عضو اتحاديه اروپا در آن زمان از شورای وزيران امورخارجه کشورهای عضو خواستند تا تحريم‌های تازه علیه ایران را به مثابه اولويت در نظر داشته و تا پيش از پايان ژانويه ۲۰۱۲، ۱۰ بهمن ماه، سال جاری، آن را به تصویب برسانند.


پیش از آن، وزیران خارجه اتحادیه اروپا، دهم آذرماه امسال ۱۸۰ شخصیت حقیقی و حقوقی ایرانی به فهرست تحریم‌های خود افزوده بودند که به نظر می‌رسد تصمیم سوئیس به گسترش فهرست تحریم‌های مرتبط با ایران، در همین راستا اتخاذ شده باشد.


برنامه اتمی جمهوری اسلامی، مایه نگرانی عمیق بسیاری از اعضای جامعه جهانی، به ویژه کشورهای غربی است که ایران را متهم می‌کنند در پوشش این برنامه دست به کار گسترش جنگ‌افزارهای هسته‌ای است.


مقامات جمهوری اسلامی، تمامی اتهامات وارده در خصوص برنامه اتمی‌ خود را رد کرده و آن را "صلح‌آمیز" اعلام کرده اند و گزارش های منتشره از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی را، "سیاسی" و "هدایت شده از سوی آمریکا و غرب" می خوانند.