فوری / دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی
http://www.rahesabz.net/story/6994/
12/10/1388
جنبش راه سبز (جرس): دقایقی پیش مهدی کروبی به دیدار خانواده شهید سید علی موسوی، خواهرزاده مهندس میرحسین موسوی رفت.
در این دیدار یک ساعته که میرحسین موسوی نیز حضور داشت، مهدی کروبی در سخنانی شهادت این عزیز را فاجعه ای بزرگ نامید و افزود:شهادت آن شهید بزرگوار در چنین روزی، نشان داد که دشمنان حق و آزادی تا بدانجا پیش رفته اند و از باده قدرت چنان مست شده اند که دیگر حرمتی نیز برای عاشورا و عزاداران حسینی قائل نیستند.
سحام نیوز خبر داده است که در ادامه مهدی کروبی و میرحسین موسوی دقایقی نیز پیرامون برخی مسائل از جمله بیانیه روز گذشته مهندس موسوی به گفتگو پرداختند.
مشروح کامل این دیدار در خبرهای تکمیلی خواهد آمد.
ايتالله هاشمي رفسنجاني خواستار شد؛ تقويت وحدت و همدلي ميان مسئولان براي ايجاد آرامش در كشور، ايلنا
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/098495.php
12/10/1388
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام براي ايجاد آرامش در كشور خواستار تقويت وحدت و همدلي ميان مسئولان و مردم شد.
به كزارش ايلنا،مجمع تشيخص مصلحت نظام امروز با حضور اكثريت اعضا تشكيل جلسه داد و در مورد موضوع طرح بيمه كارگزاران مخابرات روستايي، مورد اختلافي ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان اعلام نظر و موضوع تدوين سياست هاي كلي نظام در خصوص اصلاح الگوي مصرف را در دستور كار قرار داد.
در ابتداي اين جلسه آيت الله هاشمي رفسنجاني درسخناني از حضور گسترده مردم سراسر كشور در راهپيمايي حمايت از نظام و ولايت و رهبري تشكر و قدرداني كرد و آن را خنثي كننده توطئه معاندين عليه اصل نظام و اصل ولايت فقيه دانست و گفت: نظام اسلامي با تكيه بر مردم پيروز شد و تداوم يافت و ان شاءالله ادامه خواهد داشت و اميدوارم هتاكان از اين حضور معنادار مردم درس عبرت بگيرند.
وي ابراز اميدواري كرد، با ايجاد و تقويت وحدت و همدلي بيشتر ميان مسوولان و مردم شاهد يكپارچگي ، انسجام و آرامش روز افزون در جامعه باشيم.
در اين جلسه در خصوص طرح بيمه كارگزاران مخابرات روستايي با تصويب ماده واحده اي به شرح ذيل اختلاف ميان مجلس شوراي اسلامي و شوراي نگهبان رفع شد.
بر اين اساس، دولت مكلف است ضمن درج در بودجه سال 1389 حق بيمه كليه كارگزاران مخابرات روستايي از هر نوع بيمه را براساس دوره كارگزاري نسبت به سنوات كاركرد آنان كه بابت آنها بيمه پرداخت نشده است، بر مبناي سهم كارفرما و صرفا بابت حق بيمه از محل بودجه سال 1389 و حداكثر تا پايان سال مذكور پرداخت نمايد. اين پرداخت مشمول جريمه تاخير نمي شود و از هر نوع جريمه اي معاف است. هر نوع پرداخت بابت خدمات اين كارگزاران بعداز واگذاري در بورس بر عهده شركت طرف قرارداد با آن كارگزاران مي باشد.
در جلسه امروز مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين بررسي وتدوين سياستهاي كلي نظام در خصوص اصلاح الگوي مصرف در دستور كار قرار گرفت.
قبل از ورود به اين موضوع گزارش مصور كميسيون ويژه اصلاح الگوي مصرف مجمع تشخيص مصلحت نظام به اطلاع اعضا رسيد در بخش ويژگي هاي اين سياستها آمده است.
با بررسي بيانات رهبري معظم انقلاب، سياستهاي كلي قبلي و برنامههاي پنج ساله اولويت هاي چهارگانه انرژي، آب ،نان و بهره وري در ارتباط باسياستهاي اصلاح الگوي مصرف مورد توجه كميسيون قرار گرفت. كه اين اولويتها تقريبا نيازها را پوشش مي دهد. البته موضوعات ديگر نيز مي تواند به اين مجموعه اضافه شود.
در مجموعه سياستهاي كلي پيشنهادي اصلاح الگوي مصرف ارتقاي بهرهوري به عنوان راهبرد اساسي درجلوگيري از اسراف وتبذيرشناخته شده است. هدفگذاري، جهت دهي و جامعيت، سه اصل مهمي هستند كه در تدوين سياستهاي كلي اصلاح الگوي مصرف مورد اهتمام بوده است.
پس از ارايه اين گزارش و بحث و بررسي اعضا ،كليات تدوين سياستهاي كلي نظام در بخش اصلاح الگوي مصرف به تصويب اعضا رسيد و بررسي مواد اين سياستها آغاز و ادامه تدوين اين سياست ها در جلسات آتي مجمع دنبال خواهد شد.
نامه به هموطنان خارج از کشور / عزتالله سحابی
http://news.gooya.com/
12/10/1388
خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغههای فردیتان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوبها و دروغها و تهمتها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکتشان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاکشان را کنترل کنند و درسهای تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینههای بسیار ایران عزیز را آویزه گوششان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترامشان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.
به نام خدا
تجربههای تاریخیمان را فراموش نکنیم
خدمت همه هموطنانم در خارج از کشور سلام و عرض ارادت و برای همه آرزوی سلامت و موفقیت روزافزون دارم. ای کاش شرایطی فراهم بود که شما سرمایههای ملی کشور همه توان، انرژی و سرمایه مادی و معنویتان را برای همین مرز و بوم و مردم رنجکشیدهاش صرف میکردید. اما همین که بسیاریتان علیرغم مهاجرت در سالهای دور یا نزدیک، هم چنان درد وطن و مردم دارید و سرنوشت و حوادث ایران را دنبال میکنید باعث خوشحالی و تقدیر است. آنچه برادر پیرتان را وادار به نوشتن این سطور میکند شرایط خاصی است که در آن به سر میبریم و به علت تحت فشار بودن و آزاد نبودن رسانههای داخلی، شما هموطنان خارج از کشور، هر یک کم و بیش، نقش مهمی در اطلاعرسانی و احیانا طرح و بازگویی تحلیلهایتان از طریق رسانههای خارجی دارید.
در همین رابطه، بیهیچ مقدمهای ذکر دو نکته را ضروری میدانم. از بنده هم بپذیرید که اگر حرفی میزنم، همان طور که به آقای خاتمی نیز عرض کردهام اولویت اولم «ایران» است نه مسئله نظام و حاکمیت غالب. بنده هم سالها و شاید ماههای آخر عمرم را طی میکنم و دیگر شائبه رد یا حفظ قدرت بنا به مصلحتهای فردی و احیانا قدرتطلبانه برایم منتفی است. اما آن دو نکته:
الف – با توجه به وضعیت خاصی که کشور ما در آن به سر میبرد و پس از انتخابات پرمسئله آن یک جنبش اعتراضی از مردم و نخبگان ناراضی و معترض بر نتایج انتخابات (و هم چنین اوضاع مملکت و رفتارها و سیاستهای حاکمیت، به ویژه در چند ساله اخیر)، شکل گرفته است؛ اینک بیم و امیدهایی بر سر راه این حرکت قرار دارد. یکی از آنها سوق یافتن این حرکت مدنی و مسالمتآمیز به سمت تندی و خشونت است. در این مورد کلیه افراد باتجربه و علاقهمندان به مردم و وطن ابراز هشدار و نگرانی کردهاند. از شماها نیز همین توقع میرود. بنده بارها گفتهام که در این مسئله حاکمیت و جناح غالب متجاوز اصلی است و در طول تاریخ هم همیشه این حاکمیتهای استبدادی هستند که مردم و جنبشهای مردمی را به صورت واکنشی به سمت تند و رادیکالیزه شدن پیش میرانند. این مسئله در همه جای دنیا مصداق دارد. الان هم متأسفانه آقایان سخت ایستادهاند و حاضر نیستند این جنبش خودجوش مردمی را به رسمیت بشناسند و یا در برابر آن مصلحتاندیشی کنند و اگر دلشان به حال ایران نمیسوزد لااقل به حال بقای حاکمیت خود بسوزد. بنابراین فعلا از این که آن جناح به حرفهای معقول و مشفقانه گوش دهد، مأیوسیم. اما از این طرف انتظار میرود که به نصایح و هشدارها توجه کنند. هر گونه حرکت جنبش فعلی، به سمت خشونت به ضرر ایران، مردمان آن و خود جنبش سبز است. چرا که وقتی حرکت خشونتآمیز شود، جناح غالب و قاهر دست بالا را خواهد داشت و آنها برنده بازی خشونت خواهند بود. به علاوه آنکه آنها بهانهها و دستاویزهایی دستشان میافتد تا بتوانند علیه جنبش مردم سمپاشی کنند و صف در هم ریخته خود را (چه در بین روحانیون و مراجع و چه در بین اصولگرایان منتقد و ناراضی و چه برخی مردم سنتی مذهبی) متحد و منسجم سازند. این امر باعث انسجام طرف مقابل و برعکس ایجاد تشتت و اختلاف در صف جنبش که بخش اعظمی از آن مخالف تندروی هستند خواهد شد. اما بالاتر از آن، بر فرض خشونت به پیروزی هم منجر شود، تجربه تاریخ جهان و خود ایران نشان داده است که خشونت عواقب مثبتی ندارد و آنها که با خشونت پیروز میشوند خود وقتی حاکم میشوند دست به سرکوب و خشونت و حذف مخالفان و منتقدان میزنند و این دور باطل همچنان ادامه پیدا میکند.
این نکته را هم بیفزایم که افراد و جناحهای تندرو در حاکمیت اکنون خود طالب خشونتآمیز شدن اعتراضات هستند تا راحتتر بتوانند آن را سرکوب کنند. آنها با تحلیلهای سادهانگارانهای فکر میکنند اکثر مردم بینابینی و بیطرفاند و یک اقلیت طرفدار حکومت و یک اقلیت کوچکتر معارض و مبارز با آناند. و آنها باید با اعمال خشونت نگذارند آن اکثریت وسیع بینابینی به اینها بپیوندند. دوستان عزیز پا در تله خشونت افراطیون سرکوبگر نگذارید. عدهای از نظامیها، مثل پزشکان جراحیاند که عادت کردهاند که برای هر بیماری راه حل جراحی دهند. آنها الان دارند همین نسخه را برای برخورد با مردم معترض میپیچند.
ب – نکته دوم هم این است که اینک نباید به هیچ وجه به شبیهسازی حوادث کنونی ایران با دوران انقلاب پرداخت. افراد آگاه و ناظران باتجربه و عمقنگر به خوبی میدانند که الان نه سال 42 است که حاکمیت بتواند جنبش اعتراض مسالمتآمیز مردم را سرکوب و نابود کند و نه سال 56 است که مردم و جامعه از یک سو و دولت و حاکمیت از سوی دیگر در شرایط یک انقلاب قرار داشته باشند. بنابراین دوستان عزیز نصیحت و انذار و هشدار این برادر پیرتان را بپذیرید و در آن تأمل کنید که نباید با دادن تحلیلهای تند و اغراقآمیز و احساسی بر تنور احساسات آتش بریزید و حرفها و کارهای بیپشتوانه را تشویق کنید. تند کردن خواستهها و شعارها با شبیهسازیهای نادرست با دوران انقلاب دومین نگرانی بنده است. عزیزان من انقلاب در ایران فعلی، نه شدنی است و نه درست. تجربه حرکت و مواضع قانونی و مسالمتجوی دکتر مصدق در دوران نهضت ملی و حتی در بیدادگاهی که او را محاکمه میکرد و نظرات و تجربه مهندس بازرگان در دوران انقلاب و تجربه همگی ما در سی ساله اخیر نشان داده است که حرکت مطالبهمحور و تدریجی و رفتارها و خواستههای معقول و معتدل نتایج بهتر و ماندگارتری باقی میگذارد. اما در دوره دکتر مصدق، عدهای با تندروی و طرح شعار جمهوریت و یا پایین کشیدن مجسمههای شاه در برخی میادین و نظایر آن، جناح مقابل را متحد و عصبانی و مصمم کردند و یا نصایح بازرگان کمتر به گوش فعالان سیاسی آن روز نشست و در هر دو مورد نیز ما بهای سنگینی برای بیتوجهی به تجارب معقول و منطقی و تسلیم احساس شدن خود پرداختهایم.
از طرف دیگر هر انقلاب فرضی مستلزم دو قطبی کردن جامعه است. دوستان عزیز همه قبول داریم که جامعه ایران جامعه متکثری است، از مذهبی شدیدا سنتی تا بیمذهب. از راست و محافظهکار تا چپ و معترض. عزیزان دقت داشته باشید همین دولتی که با وضع آن چنانی مجددا به کرسی نشست به هر حال در ایران صاحب چند میلیون رأی است. تشدید حرکات و مطالبات عمل نادرستی است که جامعه ایران و نیروهای مختلف ذینفوذ و مرجع را در آن دچار تعارض دوقطبی میکند. امروزه نباید با رادیکالیزه کردن شعارها، برخی از روحانیون و مراجع مذهبی و نیز اصولگراهای منتقد و نیز برخی از بخشهای جامعه سنتی را به سمت جناح غالب راند. از سویی همه میدانیم که جنبش سبز، جنبش متکثری است که تند کردن شعارها و خواستهها عملا باعث انسجام جناح مقابل و برعکس ایجاد تردید و تشتت در درون این جنبش خواهد شد.
هموطنانی که در خارج از کشور به سر می برند از این نظر در معرض آسیب بیشتری قرار دارند. چون طبع زندگی در خارج، کم و بیش، «ذهنی» شدن تدریجی روی شرایط داخلی کشور است. هم چنین به لحاظ روانی بسیاری از ایرانیان وطندوست و ملی که درد ایران و زاد و بومشان را دارند، معمولا دلشان برای بازگشت به کشور بیشتر میتپد و همین امر آنها را عجول و «شتابزده» میکند. هم چنین متأسفانه برخی افراد نیز به لحاظ شخصی و شخصیتی دنبال «موقعیتطلبی»ها و جایگاهطلبیهای فردیشان هستند و همین امر خصیصه شتابناکی آنها را بیشتر تشدید میکند. عدهای نیز هستند که به علت سوابق سلطنتطلبی و یا دیگر سوابق، عصبانیت و نفرت شدیدی از اصل انقلاب و یا از جمهوری اسلامی دارند. مجموعه این عوامل (ذهنی شدن، عجله، جایگاهطلبی، نفرت و عصبانیت و...)، خود محرکهایی میشود برای تند کردن دور حوادث و برخورد احساسی و غیرمنطقی با آن و هر دم بالا بردن سطح مطالبات و شعارها، بویژه با شبیهسازی دوران کنونی با مقطع انقلاب سال 57.
من به ویژه باید برای هموطنان ایران و مردم دوستمان در خارج از کشور که نگاه و درد ملی دارند، و بنا به تجربه تاریخی به سیاستها و عوامل و مقاصد و رفتارهای بیگانگان همواره با تردید و شک مینگرند، و خود آرزوی سربلندی و استقلال و آزادی و رفاه و توسعه و عدالت برای ایران و ایرانیان را دارند؛ تأکید کنم که دوستان عزیز مسائل عملی سیاسی را نه صرفا بر مبنای «حقیقت» بلکه بر مبنای «موفقیت» باید سنجید. «حقیقت» شاخص عرصه اندیشه و عقل نظری است و عمل «موفقیتآمیز» شاخص سنجش عرصه عمل و استراتژی. مردم معترض و بویژه جوانان ایران «حق» دارند که از سرسختی، سرکوب و توهین و تحقیر مقامات و رسانههای دولتی در رابطه با خواستهها و حرکت مدنی و مسالمتآمیزشان ناراضی و عصبانی باشند و در ذهن حقیقتجوی خود بر راه حلهای رفع مشکل و موانع پیش رو بیندیشند. اما خیلی حرفها ممکن است حق و «حقیقت» باشد، اما عمل سیاسی و استراتژیک نه صرفا بر اساس حقیقت بلکه بر اساس قدرت، مصلحت و تناسب قوای اجتماعی صورت میگیرد. بنابراین در این رابطه از بنده بپذیرید که حتی اگر انقلاب به نفع ایران و مردمانش باشد (که در آن بسیار تردید وجود دارد)، اینک در ایران، اگر ما با آن به صورت احساسی و اغراقآمیز برخورد نکنیم، شرایط انقلاب نیست. مهمتر از همه این که سعادت ملت ایران اقتضاء میکند روشها و مطالبات جنبش سبز به گونهای باشد که در افق پیش روی آن جا برای همه ایرانیان، بدون هر گونه حرکت تقابلی و تعارضی و قطبی، باز باشد. هر حرکت و مطالبه و شعار ما باید بر همبستگی ملی و نیز بر انسجام جبهه سبز بیفزاید و از تشدید قدرت و انسجام جناح معارض با خواستههای به حق جنبش (و رفتارهای جناح مقابل که منافع ملی و موجودیت سیاسی و فرهنگی و اقتصادی ما را روز به روز تخریب میکند) بکاهد و در کل در حد توان و تحمل افراد و نیروهای حامل و موثر و دخیل در جنبش باشد. دوستان گرامی هرگونه برخورد «تندش کن، لنگش کن»، بویژه از راه دور، ما را به سمتی میبرد که دودش به چشم همه خواهد رفت. من ضمن اذعان و تأکید مجدد بر اینکه سیاستهای حاکمیت باعث تشدید شعارها و خواستهها میشود اما باید همان گونه که اخیرا در مصاحبهای اشاره کردم به همه دوستان و بویژه جوانان عزیز بگویم که همیشه ایثار و فداکاری این نیست که انسان آماده چوب خوردن و حتی گلوله خوردن در راه آزادی و استقلال و... باشد، اینها هم گاه لازم است، اما همه عزیزان باید بدانند که گاه تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن هم سختتر است. گاه انسان در یک لحظه گلوله میخورد و از این اوضاع راحت میشود. اما اگر بخواهد چند سال تحمل ناملایمات را بکند تا در مبارزه سیاسیاش منطقی و آرام باشد و در برابر تهمتها و افتراها و سرکوبها و حبسها خویشتن داری نماید، این هم خود یک نوع فداکاری و ایثار است. شاید هم سختتر باشد. دوستان عزیز، پس از سهم عمده و اصلی جناح غالب و تندرو حاکمیت در برخورد با اصلاحات (و اینک جنبش سبز) و ناکار کردن آن، در این سوی صف نیز اگر بسیاری از شما به نقد بزرگان اصلاحات به خاطر فرصتسوزی و کوتاه آمدن و یا به اصطلاح راستروی در «حرکت از بالا»ی اصلاحات میپردازید، در «حرکت از پایین» نیز هرگونه چپروی میتواند آثار مشابهی در ناتمام و ناکام گذاشتن حرکات و مبارزات داشته باشد. خطاهای سیاسی، محاسباتی و استراتژیک، چه فردی و چه جمعی، چه در بالا و چه در پایین، چه راستروی و چه چپروی؛ روزی در محکمه وجدان خود افراد، حافظه تاریخی مردم و بالاتر از آن در پیشگاه خداوند قابل نقد و پاسخگویی و حسابرسی است.
بنابراین خواهران و برادرانم تقاضای بنده را بپذیرید و بر احساسات، روحیات و دغدغههای فردیتان، به خاطر خدا و مردم، غلبه کرده و آنها را به نفع یک حرکت منطقی و تدریجی کنترل کنید. به خصوص جوانان عزیز میهنم، با همه حقی که در عصبانی و احساساتی شدن در زیر فشارها و سرکوبها و دروغها و تهمتها دارند، به خاطر نسل خودشان و آینده مردم و مملکتشان باید برخوردهای ولو واکنشی و احساسات پاکشان را کنترل کنند و درسهای تاریخ پرفراز و نشیب و مملو از درد و رنج و هزینههای بسیار ایران عزیز را آویزه گوششان نمایند و الا صداقت و شجاعت ستودنی و قابل احترامشان برای دستیابی به آزادی و عدالت کافی نیست.
در پایان به یک نکته نیز اشاره کنم. دوستان عزیز اینک باید از هر نوع دوقطبیسازیهای افراطی خودداری کرد. یکی از این قطبیکردنها، قطبی کردن مذهبی – غیرمذهبی است. جنبش سبز مانند خود جامعه ایران، پدیده متکثری است و در آن از افراد شدیدا مذهبی تا افراد شدیدا غیرمذهبی حضور دارند. آنها میتوانند در عرصه بحث و نظر، هر یک عقیده خود را داشته باشند، اما در عرصه عمل سیاسی آنها باید موجودیت یکدیگر را به رسمیت بشناسند و به عقاید هم احترام بگذارند. در حاشیه رحلت آیتالله منتظری و مباحثی که در این رابطه درگرفت، این حالت دو قطبی خود را نشان داد. دوستان عزیز، بزرگی آیتالله منتظری به «صداقت» و «شهامت» او هم در نظر و هم در عمل بود. ایشان یک مرجع تقلید مذهبی است که در سنتیترین شهر ایران زندگی میکرد. آرا و نظرات ایشان را باید در این چارچوب دید. صداقت و شهامت فکری ایشان، حال در هر مرحله از زندگیشان به گونهای که میاندیشیدند، زبانزد همگان بوده و هست. از تقریظی که در آن شرایط بسته قم بر کتاب شهید جاوید مرحوم صالحی نجفآبادی نوشت تا آخرین فتاوایشان در باره حق شهروندی بهائیان (که فقه عقیدهمحور را به فقه انسانمحور نزدیک کردند)، شهامت و شجاعت نظریشان را در میان و چارچوب روحانیون حوزوی نشان دادند. ایشان در عرصه عمل نیز همین صداقت و شهامت را داشتند و از «امتحان»های بزرگ «اخلاقی» تاریخی سربلند بیرون آمدند و به خاطر عقاید و ارزشهای اخلاقیشان، به پست و منزلت و قدرت پشت کردند. ممکن است بساری از روشنفکران و نواندیشان مذهبی و یا دیگر روشنفکران، به لحاظ فکری و ذهنی و زبانی جلوتر از آقای منتظری بیندیشند، اما آنها نه نقشی را که آیتالله منتظری در میان حوزهها، روحانیون، مردم سنتی و نظرگاههای حقوقی دینی موثر در قدرت و اجرا ایفا میکنند دارا هستند و نه، بالاتر از آن، بسیاریشان امتحان تاریخی شخصی و تاریخی اخلاقی آن چنانی که آیتالله منتظری پس داد، دادهاند. هم اینهاست که به آیتالله منتظری نقش ویژهای در رابطه با دفاع از حقوق بشر در ایران میدهد.
در انتها از اینکه مصدع اوقاتتان شدم عذر میخواهم. بنده هم مطلع و هم مطمئنم که اکثر قریب به اتفاق ایرانیان فعال در خارج از کشور نگاه و شخصیت ملی و درد ایران دارند و از مواضع و مواقع مشکوک و ملکوک پرهیز میکنند و همین طور بنا به آثار و مواضع منتشره بسیاریشان، خوشحالم که افراد با تجربه، معقول و منطقی و دوراندیش نیز در آنجا هم بسیارند و هم انشاءالله دست بالا را دارند. امید است نصایح این برادر پیر بر برخی مواضع احساسی و غیردوراندیش بعضی دیگر موثر افتد و حداقل آنها را به تأمل وادارد. پیروز و سربلند باشید.
عزتالله سحابی
11 دی ماه 1388
دیلی تلگراف: بیانیه موسوی حرکتی هوشمندانه بود
http://www.mardomak.me/news/Telegraph_Adores_Mousavi_17th_Statement/
12/10/1388
بیانیه شماره 17 میرحسین موسوی در رسانههای بین المللی بازتاب گستردهای داشته است.
روزنامه دیلی تلگراف در مقالهای با اشاره به بیانیه موسوی نوشت که اینکه موسوی در بیانیهاش نوشته که حاضر است در کنار طرفدارانش بمیرد یک حرکت هوشمندانه در بازی شطرنجی است که در موقعیت کنونی ایران وجود دارد.
به نوشته این روزنامه بیانیه موسوی سوالی را که در مورد رهبری موسوی در جنبش سبز وجود داشت پاسخ میدهد و آن سوال این است: آیا طرفداران موسوی میتوانند به او اعتماد کنند که او با دولت معامله نخواهد کرد؟
روزنامه دیلی تلگراف اضافه کرده که این تردید در مورد موسوی همواره وجود داشته چون او خود بر آمده از سیستم جمهوری اسلامی است و در این نظام نخست وزیر بوده است.
این روزنامه همچنین اظهار کرده که جنبش سبز ایران جنبشی خودجوش است که وب سایت های شبکه اجتماعی نظیر فیس بوک و توییتر در آن نقش مهمی بازی کردهاند.
دیلی تلگراف مدعی شده که چنین خاصیتی در جنبش مردم ایران اهمیت رهبری را کم میکند. در واقع جنبش فراگیرتر از آن است که با اعدام رهبر آن از بین برود و نابود شود.
در واقع موسوی میتواند کنترل اوضاع را از دست بدهد اگر صداهای رادیکالتر برای خود طرفدارانی پیدا کنند.
روزنامه دیلی تلگراف نوشته که موسوی با وجود حضور کمرنگش در تظاهراتها و اعتراضات هنوز کنترل را در دست دارد ولی ممکن است زمانی برسد که این دیگر «انفعال» تعبیر شود.
این روزنامه در مقاله خود به سخنرانی تحریک آمیز علم الهدی و احمد خاتمی که موسوی و کروبی و طرفدارانشان را محارب خوانده بودند اشاره کرده و نوشته که بیانیه موسوی آنها را خطاب قرار داده است.
به نوشته دیلی تلگراف جنبش سبز ایران تاکنون هم بیش از آنچا انتظار میرفت زنده مانده است و دولت ایران با اعتراضات طرفداران این جنبش ضعیف شده است.
دیلی تلگراف در انتهای مقاله خود نوشته که موسوی اصول و شجاعت آوردن تغییر را برای ایران دارد و این اطمینان و باورش را در روز جمعه (با بیانیهاش) نشان داده است.
اردوگاه کودتاچیان شلوغ است
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26217
12/10/1388
اخبار روز: ستاد فرماندهی کودتا، بعد از تظاهرات گسترده ی مردم در روز یکشنبه ی گذشته (عاشورا) تلاش های زیادی را به کار برد تا نیروهای مردد و متزلزل در صفوف جناح غالب را به «برخوردهای قاطع» با مخالفین راضی کند. چرخش در مواضع کسانی نظیر علی لاریجانی رئیس مجلس و محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که به چرخش در سیاست های سایت تابناک منجر شد، نشان می داد فرماندهی کودتا، در تلاش خود برای قانع کردن طیف های «میانه رو» برای سرکوب خونین تر جنبش معترضان، به موفقیت های قایب توجهی دست یافته است.
در این شرایط انتشار بیانیه ی شماره ی هفدهم میرحسین موسوی، این سیاست را با مشکلات تازه ای مواجه کرد و نغمه های مخالف در اردوی «اصولگرایان» بار دیگر شنیده شد.
نخستین کسی که به استقبال بیانیه موسوی رفت، محسن رضایی بود که به رهبر حکومت نامه نوشت و بیانیه ی موسوی را فرصتی برای «تجدید وحدت» نامید. محسن رضایی در نامه ی خود خطاب به خامنه ای نوشت:
عقبنشینی آقای میر حسین موسوی از انکار دولت آقای احمدینژاد و پیشنهاد سازنده ایشان به اینکه مجلس و قوه قضاییه به وظایف قانونی خود در قبال پاسخگو کردن دولت عمل کنند، هر چند دیر هنگام بود ولی میتواند سرآغاز یک حرکت وحدت بخش در جبهه معترضین با دیگران باشد.
صدور پیامی از سوی حضرتعالی و یا رهنمودهایی در یک سخنرانی، میتواند حرکت جدیدی که برای وحدت، همدلی، برادری، گذشت و ایثار در جامعه شروع شده را تقویت و استمرار بخشد تا هم کسانی که در جناحهای سیاسی اشتباهاتی داشتهاند از اشتباه خود برگردند و همکاری با یکدیگر را آغاز کنند و هم از شروع فعالیت افراطگرایان جلوگیری و دشمن کمین کرده را نا امید سازند.
از سوی دیگر، نشاط سیاسی جدیدی همراه با تقویتِ اعتماد عمومی برای سرعت بخشیدن به فعالیتها و پیشرفت کشور و رسیدن به اهداف چشم انداز ایران ۱۴۰۴ به وجود آید و در ماه محرم امسال نیز، دیگر بار، مشابه محرمهای دوران انقلاب و دفاع مقدس، فرهنگ عاشورایی در میان مردم و بزرگان کشور گسترش یابد.
نمی گذاریم جام زهر به رهبری بنوشانید!
موضع «وحدت جویانه» محسن رضایی با حملات سختی از طرف طرفداران دو آتشه ی کودتا روبرو شد. آن ها این موضع گیری را به «نوشیدن جام زهر» از سوی «رهبری» تعبیر کردند. چندین نماینده ی مجلس و همچنین «تشکل های دانشجویی» و سایت های افراطی مدافع «رهبری»، محسن رضایی را مورد انتقاد شدید قرار دادند.
از جمله ی منتقدین «پنج اتحادیه ی دانشجویی سراسر کشور» بودند که با صدور بیانیه ی مشترکی اعلام کردند «اجازه نوشاندن جام زهری دوباره [به رهبری] را نمیدهیم». در اعلامیه ی این تشکل ها آمده است: نامه دبیر مجمع تشخیص نظام به رهبری، تکرار سناریوی جام زهر هاشمی، موسوی و رضایی است.
دفاعیه ی سایت بازتاب از محسن رضایی نشان داد که اختلافات بیشتر از آن است که با این حملات، خاموش شود. این سایت در پاسخ به «هجمه»ها نوشت:
در چنین شرایطی است که رضایی و امثال وی ترجیح می دهند برای پایان دادن به کشمکشی که در آن نفع هیچ فرد و شخصی گنجانده نشده اقدامات لازم را به هر قیمت ممکن! انجام دهند.
«ذوق زدگی جمهوری اسلامی»
روزنامه ی جمهوری اسلامی از جمله روزنامه های وابسته به حکومت بود که با بیانیه ی میرحسین موسوی «برخورد مثبت» کرد و به انتشار بخش هایی از این بیانیه بدون توضیح و تفسیر پرداخت. این روزنامه تیتر خنثی ی «میرحسین موسوی مواضع خود را اعلام کرد» را به رنگ سبز مزین کرد و خشم خبرگزاری رسمی کودتا را برانگیخت.
ایرنا: جمهوری و ذوق زدگی از بیانیه موسوی
انتشار بخش هایی از بیانیه ی میرحسین موسوی در روزنامه ی جمهوری اسلامی، مورد انتقاد تند و تیز خبرگزاری ایرنا قرار گرفت. ایرنا روز شنبه در گزارشی نوشت: روزنامه جمهوری با چاپ گزیده هایی از بیانیه میرحسین موسوی تلاش های چند ماهه خود را برای تطهیر رفتارهای بیگانه پسند وی وارد مرحله جدیدی کرد.
این گزارش می افزاید: روزنامه جمهوری اسلامی بخش هایی گزینشی از آخرین بیانیه میرحسین موسوی را با تیتری به رنگ سبز و همراه با عکس وی در صفحه سوم شماره روز شنبه چاپ کرد.
این روزنامه برای اثبات همراهی کامل خود با مواضع چهره محبوب اغتشاشگران روز عاشورای حسینی، نخستین جمله خبر خود از بیانیه موسوی را به تکرار تهمت همیشگی وی پیرامون خاشاک نامیدن معترضان به نتیجه انتخابات و اتهام جدید او مبنی بر مباح کردن خون عزاداران حسینی اختصاص داده است.
روزنامه جمهوری که شهرت قبلی خود را مدیون مواضع ضداستکباری است، بدون اشاره به حمایت تمام عیار سران دولت های سلطه جوی غرب، بازماندگان رژیم ستمشاهی و سران جریان نفاق از میرحسین موسوی، صرفاً به تکرار ادعاهای موسوی درمورد کارت تبریک نفرستادن برای روسای کشورهای بزرگ پرداخت.
«وطن امروز» به دامن مریم رجوی آویخت
در این میان، اقدام روزنامه ی وطن امروز که نزدیکی بسیاری به دولت احمدی نژاد دارد، از هر جهت قابل توجه بود. این روزنامه بزرگترین تیتر صفحه ی اول خود را به سخنان «مریم ابریشچمی رجوی» اختصاص داد و احتمالا برای ترساندن کسانی که در اردوگاه جناح غالب هنوز در مورد «برخورد قاطع» با سران فتنه دست دست می کنند، از قول او تیتر زد: «مریم ابریشمچی رجوی: همراه فرقه موسوی هستیم!»
با این حال به نظر می رسد دست به دامن مریم رجوی شدن و شبح جام زهر دیگری را در برابر رهبری قرار دادن، هیچ کدام نتوانسته است، وحدت موردنظر در صفوف حامیان «رهبری» را برای یک برخورد قاطعانه و بدون دردسر با «سران فتنه» فراهم آورد.
رمضان زاده: نباید کاری کنیم هزینه مردم بالا برود – تمجید فعالان سیاسی کُرد از ۶ ماه پایمردی واستقامت رمضان زاده
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=26212
12/10/1388
اخبار روز - گزارش دریافتی: دکتر عبدالله رمضان زاده قائم مقام جبهه مشارکت وزندانی سیاسی حوادث اخیرانتخابات ایران که درمرخصی چند روزه اززندان به سر می برد ، توصیه کرد که فضا نباید تندتر شود ونباید کاری صورت گیرد که هزینه مردم بالا برود.
او دردیدار چهرهای شاخص اصلاح طلبان مناطق کُردنشین ایران نسبت به گسترش اقدامات رادیکال هشدار داد وگفت اقدامات رادیکال زمینه سازافراط وخشونت وآشوب است.
رییس شورای هماهنگی اصلاح طلبان کُرد گفت: ما براساس عقیده ومشی اصلاح طلبی مان، مسایل را باید در چارچوب قانون پیش ببریم تا هزینه فعالیت های سیاسی مسالمت آمیز وقانونی کاهش یابد وافراطی ها و تندروها را وادار به عقب نشینی کنیم.
اوبا بیان آمارهای رسمی نسبت به گسترش روزافزون آسیب های اجتماعی وجنایی درکشورهشدار داد. او تصریح کرد ناتوانی وناکارآمدی دولت را درپرده حوادث بعدازانتخابات پنهان کرده اند درحالی که نابسامانی اجتماعی درایران آشکارا پدیدار است.
او خطاهای تجربه شده درجهان سیاست را نمونه های خوبی برای بهره گیری امروز جامعه ایرانی خواند و گفت ما به بازجویان خود هم گفته ایم که رخدادهای کوچک درجهان سیاست می تواند آسیب های بزرگ درپی داشته باشد.
اوگفت که اصلاحات تا عمق لایه اجتماعی ایران نفوذ کرده ومعتقد است اصلاحات واصلاح طلبان درپیشبرد اندیشه های اصلاحی خود چندان هم ناکام نبوده اند.
اویادآورشد: با زندانی کردن اصلاح طلبان دنیا به آخر نمی رسد ،گرچه زندان سخت است ولی کاری خلاف مصالح ملت وکشور نکرده ومسئله ای پنهانی نداشته ایم که ازآن بترسیم.آنها سئوالهای داشته وما هم پاسخ های به سئوالات شان داده ایم. ما اکنون نیز معقدیم با زندانی کردن چند ده نفر اصلاح طلب مشکلات کشور حل نمی شود.
دراین دیدار که شماری از اساتید دانشگاه ، فعالان سیاسی وفرهنگی ، روزنامه نگاران ونمایندگان سابق مناطق کُردنشین درمجلس حضورداشتند ، دیدار کنندگان درسخنانی به تمجید از شش ماه پایمردی وصراحت لهجه ودفاع اصولی دکتر رمضان زاده از حقوق مردم درپروسه اصلاحات دردوران زندان او پرداختند.
کوشش انسانی برای برقراری عدالت
دکتر جلال جلالی زاده نماینده سنندج درمجلس ششم گفت: دکتر رمضان زاده نماد کوشش وتلاش سترگ ملت برای دستیابی به آزادی وعدالت است.
دبیر شورای هماهنگی اصلاح طلبان کُرد گفت: دکتررمضان زاده همواره حاضربوده که برای آزادی ملت سخت ترین مضایق وحتی زندان را تحمل کند. او اظهار شادمانی ملت پس ازمرخصی چند روزه دکتررمضان زاده را به مثابه قدردانی ملت ازمسیر درست اصلاح طلبان ومقاومت او دردوران سخت زندان دانست.
او استقامت ، پایمردی وثبات رای دکتررمضان زاده را موجب افتخار کُردها ودیگر ایرانیان آزادیخواه خواند واظهارامیدواری کرد که مسئولان با درک شرایط کنونی از دربند کشیدن اصلاح طلبان دست کشیده وزمینه آزادی آنان رافراهم کنند.
نماد برابری ایرانیان
حسین فیروزی ازفعالان سیاسی کردستان نیز یادآورشد که اظهار همدردی کُردهای سنی وشیعه واقوام کرد،ترک وفارس و دلنگرانی آنان از تدوام این وضیعت وتحمیل زندان بر دکتر رمضان زاده نشان می دهد که او عمیقا"برای رفع تبعیض وبرابری ایرانیان فارغ از هویت مذهبی وقومی اشان تلاش دارد ومسئولان باید به چنین سیاستمدار اندیشه ورزی مدال خدمت می دادند نه او را به زندان می افکندند.
او گفت حضور ما درتهران برای اعلام دلنگرانی هایم به حاکمیتی است که نباید فرزندان خادم ملت را درجای متهم می نشاند.
اثبات اعتقاد راسخ کُردها به آزادی ودمکراسی
سیدمعروف صمدی دیگر نماینده اسبق کُرد درمجالس چهارم وپنجم گفت: زندان برای دکتر رمضان زاده ناراحت کننده نیست چرا که او بهای آزادی ،عدالت وبرابری شهروندان را پرداخت می کند.
او گفت زندانی شدن دکتر رمضان زاده باطل کننده تصور غلط «کُردهابا ایرانیان نیستند» است چه اینکه زندانی شدن او پایداری واعتقاد راسخ کردها به آزادی ودمکراسی را نمایاند.
برخوردبا سرمایه های انسانی وارزشمند
اسدالله رازانی استاندار سابق کردستان نیز از برخورد با اصلاح طلبان اظهار تاسف کرد واینگونه رفتار مسئولان را به مثابه «برخوردبا سرمایه های انسانی وارزشمند» کشور خواند.او گفت پایمردی دکتر رمضان زاده دردوران سخت زندان نشان داد که او مایه افتخار همه اصلاح طلبان ، مردم کُرد و دوستانش است.
او اظهار امیدواری کرد به برکت بلا و رنجی که دکتر رمضان زاده وخانواده اش را دامنگیرشده ، گشایشی درکار ملت ایران ایجاد شود.
همه درکنار رمضان زاده
دکتر قائم پناه معاون وزیر بهداشت دولت خاتمی واز کُردهای کرمانشاه نیز به تمجید از استقامت دکتررمضان زاده دردوران سخت زندان پرداخت وگفت : پایداری و استواری او در دوران انفرادی و بعد از آن نشان داد این کُرد رشید ، جوانمرد و سرافراز چگونه درپیشگاه خدا وملت موفق وروسپید شد.
او گفت: زندانی کردن فرزندان ایثارگر، فداکار واندیشه ورز جامعه اثری روی ما ندارد بلکه به ما قوت قلب بیشتری می دهد. دکتر قائم پناه گفت : برای کشور ومسئولانش متاسفم که بهترین وبرترین نیروهایش را درزندان کند بااین حال ما پس از این وقایع جدی تر ومعتقدتر اندیشه آزادی ودمکراسی را پی می گیریم.
درادامه این دیدار آقایان دکتر غلامی،مهندس دره وزمی ،آقا میرزایی وعبدالله سهرابی نماینده دوره ششم مریوان نیز سخنرانی کردند.
دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران، امتحانات پایان ترم این دانشگاه را تعطیل کردند
http://www.advarnews.us/university/10182.aspx
12/10/1388
ادوارنیوز: درپی وعده قبلی دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک تهران، دانشجویان این دانشگاه امتحانات پایان ترم این دانشگاه را تعطیل کردند.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز، دانشجویان دانشکده های مختلف این دانشگاه در اعتراض به بازداشت تعدادی دیگری از دانشجویان این دانشگاه، امروز شنبه و در اولین روز برگزاری امتحانات پایان ترم این دانشگاه در جلسات امتحان حاضر نشدند و کلیه امتحانات دانشکده های مختلف این دانشگاه تعطیل شد.
دانشجویان در حال رایزنی با اساتید هستند تا سایر امتحانات هفته جاری این دانشگاه را نیز در اعتراض به بازداشت همکلاسی هایشان تعطیل نمایند. دانشجویان خواسته خود را آزادی دانشجویان دربند این دانشگاه عنوان می کنند.
سعید منتظری: کشتن یا دستگیری موسوی فاجعه بار خواهد بود / مجله آلمانی اشپیگل
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2010/01/100102_eh_montazeri_spiegel.shtml
12/10/1388
سعید منتظری، فرزند آیت الله حسینعلی منتظری در گفتگو با مجله آلمانی اشپیگل از مقامات جمهوری اسلامی خواسته است که برای جلوگیری از بروز "عواقب فاجعه بار"، با مخالفان دولت در جهت رسیدن به نوعی آشتی ملی مصالحه کنند.
آقای منتظری که از قم و از طریق تلفن این مصاحبه را انجام داده است، کشته شدن خواهرزاده میرحسین موسوی در جریان اعتراضات روز عاشورا در تهران را نوعی "آخرین هشدار" به رهبر مخالفان دولت دانست.
او گفت نمی داند که آیا روزی حکومت ایران اقدام به دستگیری یا کشتن میرحسین موسوی خواهد کرد یا خیر، اما انجام چنین کاری می تواند "عواقب فاجعه باری" برای ایران داشته باشد.
فرزند آیت الله منتظری در ادامه این گفتگو افزود: "امیدوارم حکومت ایران از راه مصالحه و پذیرش آشتی ملی نشان دهد که می تواند منطقی برخورد کند"؛ البته سعید منتظری رسیدن به آشتی ملی را تنها از مسیر کنار گذاشتن محمود احمدی نژاد از قدرت عملی دانست.
این سخنان آقای منتظری در مورد آشتی ملی تا حدی بازتاب دهنده مواضع میرحسین موسوی است که در آخرین بیانیه او در روز جمعه، یازدهم دیماه منتشر شد.
آقای موسوی در این بیانیه از حکومت ایران خواسته بود که با انجام اصلاحات و پذیرش حق مردم برای اعتراضات آرام و به دور از خشونت، آرامش را به فضای کشور بازگرداند.
آقای موسوی همچنین ضمن انتقاد از نحوه برخورد با تظاهرات مردم در روز عاشورا و ابراز نگرانی نسبت به شرایط کنونی کشور، راه حل هایی را برای خروج از بحران سیاسی در جمهوری اسلامی مطرح کرد.
سعید منتظری در ادامه مصاحبه خود با اشپیگل در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه آیا به اعتقاد او برای آرام کردن شرایط، کشتارهای وسیع صورت خواهد گرفت یا خیر گفته است: "امیدوارم کار به آنجا نرسد. من هنوز امیدوارم که رهبران ایران منطقی عمل کنند و راه آشتی ملی را در پی بگیرند. در غیر این صورت کشور من تا یک سال دیگر در وضعیتی بسیار بدتر از شرایط امروز خواهد بود".
فرزند آیت الله منتظری راه ادامه حیات جمهوری اسلامی را اعتراف کسانی که در وقایع اخیر دچار اشتباه شدند دانست و گفت: ''با کنار رفتن محمود احمدی نژاد از قدرت، تصدی ریاست جمهوری باید برعهده میرحسین موسوی، یعنی نامزدی که بیشترین رای را در انتخابات ریاست جمهوری اخیر بدست آورد باشد".
بي خبري از وضعيت باقي
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/098489.php
12/10/1388
با گذشت يك هفته از بازداشت عمادالدين باقي نويسنده،پژوهشگر و فعال حقوق بشر، هنوز هيچ خبري از او نيست.
باقي هفتم دي ماه 88 در خانه اش به اتهام "پيشگيري از حوادث پس از فوت آيت الله منتظري" بازداشت شد. به گفته دادستان تهران اين اتهام، صرفا يك عنوان كلي براي بازداشت بسياري از فعالان سياسي و مدني در هفته گذشته بوده كه در تاريخ 29 آذرماه 88 ، بدون اشاره به افراد خاص در اختيار ضابطين امنيتي قرار گرفته است و پس از گذشت يك هفته درباره باقي هم اجرا شده است. در مدت اين يك هفته عمادالدين باقي تنها در مراسم تشييع پيكر آيت الله منتظري در قم شركت كرد و با لغو مجالس ياد بود آن مرحوم در هيچ مجلس بزرگداشت ديگري حضور نيافته بود. مصاحبه عمادالدين باقي با آيت الله منتظري هم كه اخيرا در شبكه تلوزيوني BBC فارسي پخش شد، دو سال قبل انجام شده و گرچه محافل سياسي معتقدند علت اصلي بازداشت اين شاگرد آيت الله منتظري ،مربوط به آن مصاحبه بوده اما مقامات قضايي علت بازداشت را اين موضوع عنوان نكرده اند.
باقي در مدتي كه از بازداشتش مي گذرد تاكنون هيچ تماسي با خانواده اش نگرفته و گرچه برخي مقامات قضايي محل نگهداري وي را زندان اوين اعلام كرده اند اما بند نگهداري باقي هنوز روشن نيست.
باقي در سال 1387 در دوره بازداشتش در بند 209 زندان اوين دچار عارضه قلبي، عصبي و ديسك كمر شد چراكه سلولي كه در ان نگهداري مي شد داراي شرايط متعادل نگهداري و حتي تنفسي نبود و به همين علت او دچار تشنج شد و به بيمارستان قمر بني هاشم منتقل شد. پزشكان اين بيمارستان (كه مورد وثوق نهادهاي امنيتي هستند) هرگونه فشار عصبي و روحي را براي باقي خطرناك مي دانند و همين مساله نگراني خانواده او را تشديد كرده است.
به جز باقي بسياري ازچهره هاي سياسي و فرهنگي سرشناس ديگري مانند عليرضا بهشتي، ابراهيم يزدي و مصطفي ايزدي هم بازداشت شده اند و قبل از آن ها احمد قابل ، نويسنده و محقق ديني و از ديگر شاگردان آيت الله منتظري حتي قبل از شركت در مراسم فوت استادش بازداشت شده بود.
تشکل حامی احمدینژاد؛ نتوانست مرجعیت آیتالله العظمی صانعی را تشخیص دهد
http://www.parlemannews.ir/?n=6817
12/10/1388
پارلماننیوز:جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، از شاخصترین تشکلهای حامی محمود احمدینژاد در اطلاعیهای با امضای شیخ محمد یزدی و با عنوان «پاسخ به پرسشهای مكرر پیرامون مرجعیت آیت الله صانعی» تاكید كرد: براساس تحقیقات به عمل آمده در یك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است كه ایشان فاقد ملاكهای لازم برای تصدی مرجعیت است.
به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، در اطلاعیه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم آمده است با توجه به پرسشهای مكرر مومنان جامعه مدرسین حوزه علمیه قم براساس تحقیقات به عمل آمده در یك سال گذشته و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیده است كه ایشان فاقد ملاكهای لازم برای تصدی مرجعیت است.
گفتنی است در ابتدای این اطلاعیه به نقل از جمعی از استادان و فضلای حوزههای علمیه،جامعه مدرسین مرجعی برای تشخیص مرجعیت دانسته شده است.
به گزارش پارلماننیوز، رسانههای حامی دولت در چند ماهه اخیر به سبب مواضع شجاعانه و صریح مرجع عالیقدر، حضرت آیتالله العظمی صانعی هجمههای سنگینی علیه ایشان به راه انداختند و از ایراد انواع و اقسام توهینها و اهانتها به این مرجع شیعه فروگذار نکردند.
جامعه مدرسین: آیتالله صانعی مرجع تقلید نیست
http://zamaaneh.com/news/2010/01/post_11753.html
12/10/1388
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم میگوید که آیتالله صانعی، مرجع تقلید شیعه فاقد «ملاکهای لازم برای تصدی مرجعیت» است.
پایگاه اطلاعرسانی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، این مطلب را تحت عنوان پاسخ به پرسش جمعی از «استادان و فضلای حوزههای علمیه» منتشر کرده و میگوید که «بر اساس تحقیقات به عمل آمده در یک سال گذشته» و پس از جلسات متعدد به این نتیجه رسیدهاست.
در چند روز گذشته دفاتر آیتالله صانعی در قم، مشهد، تهران و شهرهای دیگر ایران مورد حمله حامیان دولت قرار گرفتهاست. این مرجع تقلید شیعه در ماههای گذشته از معترضان به نتایج اعلامشده دهمین انتخابات ریاست جمهوری حمایت کردهاست.
آیتالله صانعی یکی از مراجع تقلید شیعه در ایران است که به خاطر فتواها و نگرش نوگرایانهاش به ویژه در مسائل مربوط به حقوق زنان شهرت دارد و به مرجع تقلید اصلاحطلب معروف است.
در فقه شیعه مرجع تقلید از راه «یقین خود مقلد»، «تصدیق دو فرد عالم و عادل» و یا «تصدیق عدهای از اهل علم» شناخته میشود و هیچ پایگاه رسمی و غیررسمی برای معرفی مراجع تقلید وجود ندارد. بر اساس فقه شیعه مراجع تقلید وظیفه تحقیق در دین و صدور فتوا در احکام دین را بر عهده دارند.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، اسامی آیتالله خامنهای، آیتالله وحید خراسانی، آیتالله مکارم شیرازی، آیتالله شبیری زنجانی، آیتالله صافی گلپایگانی و آیتالله سیستانی را به عنوان «مراجع جائزالتقلید» در پایگاه اینترنتی خود منتشر کردهاست.
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال ۱۳۴۰ از سوی جمعی از علماء و مدرسان حوزه علمیه قم تاسیس شد و تشکلی نزدیک به اصولگرایان است. ریاست این تشکل را محمد یزدی، رئیس پیشین قوه قضائیه ایران بر عهده دارد.
در چند روز گذشته دفاتر آیتالله صانعی در قم، مشهد، تهران و شهرهای دیگر ایران مورد حمله حامیان دولت قرار گرفتهاست
این نهاد حوزوی در سال ۱۳۷۳ نیز فهرستی از مراجع تقلید را اعلام کرده بود. در این فهرست اسامی مراجعی همچون آیتالله سیستانی، رهبر شیعیان عراق، آیتالله منتظری و آیتالله صانعی دیده نمیشد.
آیتالله صانعی در سال ۱۳۱۶ متولد شد و پس از گذراندن دروس مقدماتی در حوزه علمیه اصفهان، در سال ۱۳۳۰ برای ادامه تحصیل، به حوزه علمیه قم رفت. وی در امتحانات سطوح عالی حوزه در سال ۱۳۳۴ رتبه اول را کسب کرد و از همین سال در درس موسوم به درس خارج آیتالله روحالله خمینی شرکت کرد.
وی در ۲۲ سالگی به درجه اجتهاد دست یافت و در کلاس درس استادان علوم دینی چون سید حسین طباطبائی بروجردی، محقّق داماد و محمدعلی اراکی شرکت کرد. این مرجع تقلید شیعه، از سال ۱۳۵۴ تدریس خارج فقه را در مدرسه حقانی (شهیدین) آغاز کرد.
آیتالله صانعی در سال ۱۳۷۲ رساله علمیه خود را منتشر کردهاست. وی در دهه اول انقلاب یکی از مقامات ارشد قوه قضائیه ایران بود و پس از آن برای تدریس در حوزه علمیه به قم بازگشت.
Hitta kärleken! Klicka här MSN Dejting