ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۸۸ دی ۱۱, جمعه

جمعه, ۱۱م دی, ۱۳۸۸

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی و راه حل های برون رفت از بحران

 

فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است.این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟

کلمه: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد.وی  در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.

به گزارش کلمه متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و ولی لمن والاکم و عدو لمن عاداکم فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .

میرحسین موسوی

 



Get your new Email address!
Grab the Email name you've always wanted before someone else does!

Gah-Name 60



اژه ای از اعدام 3 نفر از دستگیرشدگان عاشورا خبر داد
http://www.rahesabz.net/story/6865/
11/10/1388

جنبش راه سبز (جرس): روزنامه اعتماد گزارش کرده که در جلسه غیرعلنی مجلس با دادستان کل کشور، محسنی اژه‌ای از اعدام قریب‌الوقوع «حداقل سه تن» از دستگیرشدگان روز عاشورا سخن گفته است.

به گزارش روزنامه اعتماد، دادستان کل کشور گفته است که دستگاه قضایی مصمم است حداقل سه تن از بازداشت‌شدگان روز عاشورا را که «محارب» شناخته شده‌اند محاکمه و حکم اعدام آنها را به اجرا درآورد.


هشدار وزارت اطلاعات به معترضان
http://www.rahesabz.net/story/6870/
11/10/1388

جنبش راه سبز (جرس): وزارت اطلاعات از مردم خواست هر گونه اطلاعات و مستندات اعم از فیلم و عکس از فتنه گران و آشوبگران حوادث اخیر را به ستاد خبری وزارت اطلاعات اعلام کنند.

این وزارتخانه با طرح این ادعا که اطلاعات موثقی از ارتباطات برخی معترضان با بيگانگان و گروهك‌های ضدانقلاب در دست دارد، به معترضان هشدار داد که بيش از اين بازيچه دست بيگانگان نشوند.

وزارت اطلاعات، همچنین عنوان کرده است که به زودی، اطلاعات مهمی در مورد نقش گروهك‌های ضد انقلاب، اشرار و بيگانگان و فتنه‌گران در حوادث اخیر ایران منتشر خواهد کرد.

در بخشی از بیانیه وزارت اطلاعات آمده است که این وزارتخانه  بر اساس سیاست کلان نظام اسلامی مبنی بر دادن فرصت کافی برای تمیز حق از باطل، کنار رفتن غبارهای فتنه و جدا شدن عناصر فریب خورده از صف فتنه انگیزان و اغتشاش گران، تا کنون در این زمینه با مدارا برخورد کرده است .

این بیانیه افزوده است:وزارت اطلاعات با توجه به اطلاعات موثقی که از ارتباطات برخی از فتنه گران با بیگانگان و گروهک های ضد انقلاب دارد مجددا و به عنوان اتمام حجت، هشدار می دهد تا فریب خوردگان بیش از این بازیچه دست بیگانگان که به دنبال سلطه مجدد بر کشور هستند و مردم شریف ایران خاطرات تلخی از آنها دارند نشده و در فرصت محدود باقی مانده راه خود را از آنها جدا کنند، در غیر این صورت بدون هیچگونه مماشاتی، برخورد قانونی با آنان صورت خواهد گرفت.


زندانیان سیاسی بند 350 اوین اعلام کردند: در هفتمین روز شهادت شهدای عاشورا روزه سیاسی می گیریم
http://www.rahesabz.net/story/6855/
11/10/1388

جنبش راه سبز (جرس): جمعی از زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین با انتشار بیانیه ای  به مناسبت وقایع روز عاشورا اعلام کردند که در هفتمین روز شهادت شهدای عاشورا ، روزه سیاسی می گیرند.

متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسم رب الشهدا و الصدیقین
انا لله و انا الیه راجعون

ملت عزیز ایران ، جان بر کفان راست قامت
روز یکشنبه مصادف با عاشورای حسینی شنیدیم و به وارونه ترین شکلی از سیمای ضرغامی دیدیم خروش حسینی تان را در برابر مستبدین و سرکوبگران تا دندان مسلح

درود به شرافت و آزادیخواهی تان
سلام به مبارزات و پایمردیتان

اما دگر بار لشگر شرارت اموی چونان همیشه تاریخ در برابر صف اهورایی ملت قامت آراست تا خون عاشقی دیگر ریزد و برنایی دیگر به قربانگاه ضحاک فرستد.

آری آن روز بار دیگر خون ریختند و دامان مام وطن آلودند.

در آن عاشورای سیاه دگر بار شمشیر دژخیمان از نیام استبداد بیرون آمد و مویه بی پایان مادری دیگر رقم زد.

ما زندانیان سیاسی - عقیدتی بند 350 زندان اوین که اکثریت مان را دستگیر شدگان کودتای 22 خرداد تشکیل می دهد ، ضمن عرض تسلیت به پیشگاه ملت بزرگ ایران و بویژه حضور گرانقدر مهندس میر حسین موسوی و سرکار خانم زهرا رهنورد اعلام می داریم که در هفتمین روز شهادت شهدای عاشورای 88 در این تاریک ترین و مخوف ترین بند دژخیمان استبداد روزه سیاسی به جای خواهیم آورد و در عزای فرزندان ملت به سوگ خواهیم نشست.
نیز با اعلام 3 روز به عنوان روز عزای ملی از هم میهنان انتظار داریم با مشکین ساختن کشور ، سیاهی سیاه دلان جبهه استبداد را به نمایش گذارده ، انزجار و مراتب تنفر خویش را از خونریزی صورت پذیرفته اعلام دارند.
یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیته مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی


بیانیه مهندس میرحسین موسوی به مناسبت وقایع عاشورا و روزهای پس از آن: راه حل های پنجگانه میرحسین موسوی برای خروج از بحران
http://norooznews.info/news/15940.php
11/10/1388

نوروز: میرحسین موسوی در بیانیه ای به مناسبت وقایع عاشورای حسینی و روزهای پس از آن ضمن انتقاد از برخوردهای خشونت آمیز نیروهای حکومتی با ملت عزادار ایران راه حل های پنجگانه خود را برای خروج وضعیت بحرانی فعلی ارائه کرد. این نامزد معترض به نتایج انتخابات ضمن خودجوش خواندن اعتراضات مردمی در تاسوعا و عاشورای حسینی در راه حل های پنجگانه خود بر اهمیت مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه در مقابل مردم، تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخابات، آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها ، آزادی مطبوعات و رسانه ها و به رسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی تاکید کرد.

به گزارش نوروز متن کامل بیانیه به شرح زیر است:

بسم الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله. انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم و وال لمن والاکم و عاد لمن عاداکم. فیالیتنی کنت معکم فافوزا فوزا عظیما

همواره به اینجانب و دوستان گفته می شد که اگر شما اطلاعیه ندهید مردم به خیابانها نخواهند آمد و آنان از اعتراضات و مطالبات خود دست برخواهند داشت وآرامش به کشور برخواهد گشت. بنده به عنوان یک همراه جنبش عظیم سبز مردمی با این نظر موافق نبودم و می اندیشیدم که تا اصلاحات لازم با تکیه براصول روشن که می توان آنها را از قانون اساسی استخراج کرد، صورت نگیرد ، آب رفته به جوی باز نخواهد گشت.

برای مراسم عاشورای حسینی علیرغم درخواستهای فراوان، نه جناب حجت الاسلام و المسلمین کروبی اطلاعیه دادند و نه حجت الاسلام و المسلمین خاتمی اطلاعیه صادر کردند و نه بنده و دوستانم. با این وصف یک بار دیگر مردمی خداجوی به صحنه آمدند و نشان دادند که شبکه های وسیع اجتماعی و مدنی که در طول انتخابات و بعد از آن به صورت خود جوش شکل گرفته است، منتظر اطلاعیه و بیانیه نمی مانند. در حالی که مردم نه روزنامه همراه و مشوقی در کنار خود داشتند و نه از صدا و سیما، به عنوان رسانه ای ملی و بی طرف و منصف و عاقل بهره می بردند. باز همه ملت ها و جهانیان شاهد بودند که در میان طوفانی از تهدیدها و تبلیغات و تکفیرها و اهانتها، عزاداران حسینی در این روز مقدس حسین حسین گویان به صورت مسالمت آمیز و بدون شعارهای تند روانه میدانها و مسیرهایی شدند که خود انتخاب کرده بودند و این بار نیز چون دفعات گذشته با اعمال تحریک آمیز مواجه شدند، خشونت های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آنها بر کسی پوشیده نیست و روز بروز پرده از چهره آنان و سرانشان کنار زده می شود، فاجعه ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.

مشاهده فیلم های تکان دهنده عاشورا نشان می دهد که اگر شعارها و حرکات جاهایی به سمت افراط غیر قابل قبول کشانده می شود، ناشی از به زیر انداختن افراد بی گناه از روی پل ها و بلندی ها، تیراندازی ها و آدم زیر کردن ها و ترورهاست . جالب آنکه در بعضی از این فیلم ها دیده شده است که مردم در پشت چهره نیروهای انتظامی و بسیجی مهاجم برادران خود را می بینند و در شرایط بحرانی و پر از خشم و هیاهوی آنروز سعی می کنند بدانها آسیبی نرسد. اگر صدا و سیما یک جو انصاف و عقل داشت می توانست برای تلطیف فضا و نزدیک کردن مردم به همدیگر گوشه ای از این صحنه ها را نشان دهد. ولی هیهات! جریان روزهای بعد از عاشورا و گسترش دستگیریها و دیگر تمهیدات دولتی نشان می دهد که مسئولان اشتباهات گذشته را این بار در وسعت بیشتر تکرار می کنند و آنها می اندیشند سیاست ارعاب تنها راه حل است.

گیرم که چند روز با دستگیریها ، خشونت ها ، تهدیدها و بستن دهان روزنامه ها و رسانه ها سکوت برقرار گردید، تغییر قضاوت مردم را نسبت به نظام چگونه حل می کنید؟ تخریب مشروعیت را چگونه جبران می نمائید؟ نگاه ملامت آمیز و متعجب همه جهانیان از این همه خشونت یک دولت به ملت خود را چگونه تغییر می دهید؟ با مشکلات بر زمین مانده اقتصادی و معیشتی کشور که به دلیل ضعف مفرط دولت روزبروز وخیم تر می شود چه می کنید؟ با چه پشتوانه ای از کارآمدی و انسجام ملی و سیاست خارجی موثر، سایه قطعنامه ها و امتیازخواهی های بیشتر را در سطح بین الملل از سر کشور و ملتمان دور می کنید؟

اینان می اندیشند با عقب راندن نخبگان و روشنفکران و دانشگاهیان و فعالان از صحنه سیاسی خواهند توانست بدون پرداختن ریشه ای به مسائل امروز کشور به دیروز قبل از انتخابات برگردند؟ اما کسانی که تاریخ را خوانده اند و کمی با ماهیت پیچیده جوامع آشنایی دارند می دانند که این تفکر ناشی از یک توهم واقع گریز و پناه بردن به رویکردهای کم عمق و گول زننده است .

بنده به صراحت و روشنی می گویم فرمان اعدام و قتل و زندانی کروبی و موسوی و امثال ما مشکل را حل نخواهد کرد . سخنان روز چهارشنبه میدان انقلاب و قبل از آن نماز جمعه هفته پیش دانشگاه که توسط چهره های منتسب به نظام ایراد گردید، نتایج هر نوع اقدام تروریستی را مستقیما به سمت کانون نشانه خواهد رفت و گره مشکل بحران کنونی را نا گشودنی خواهد ساخت. گوساله و بزغاله خواندن بخش عظیمی از جامعه و خش و خاشاک نامیدن آنان و مباح کردن خون عزاداران حسینی فاجعه ای است که هم اکنون توسط افرادی مشخص و صدا و سیما در جامعه رخ داده است. این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت می کند و یک عده را حزب الله می نامد و عده ای دیگر را حزب الشیطان؟ بارها در یک سخنرانی کوتاه اعلام می کند مردم توجه کنید جنگ است! آیا این سخنان دعوت به جنگ و شورش داخلی نیست ؟ با توجه به استفاده از اصطلاحات مذهبی و اشاره به آیات و روایات ، این مراجع عظام و روحانیون فاضل هستند که می توانند بگویند با این گونه اشخاص چه می توان کرد؟

آنچه به بنده به عنوان یک فرد کوچک این جامعه مربوط می شود استقبال از هر هجمه ای در راه اسلام و کشور عزیزمان است و سخنان چند روز اخیر بنده را به یاد کلام امام رحمه الله علیه می اندازد که " بکشید ما را ، ما نیرومند تر می شویم". بنده ابایی ندارم که یکی از شهدایی باشم که مردم بعد از انتخابات در راه مطالبات به حق دینی و ملی خود تقدیم کردند و خون من رنگین تر از آن شهدا نیست.

بنده به صراحت می گویم تا وجود یک بحران جدی در کشور به رسمیت شناخته نشود، راهی برای خروج از مشکلات و مسائل پیدا نخواهد شد. عدم اذعان به بحران ، توجیه گر ادامه راه حل های سرکوبگرانه خواهد شد. اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد . تهمت بی دینی و همراهی با قدرتهای بیگانه مستکبر و افراد بدنام و جریانهای منحوسی چون منافقین به فرض آنکه به حذف فیزیکی تعدادی از خدمتگزاران اسلام و مردم منتهی شود ناشی از چشم بستن به ماهیت مشکلات ملی کشور است. من به عنوان یک دلسوز می گویم منافقین با خیانت ها و جنایت های خود مرده اند، شما برای کسب امتیازهای جناحی و کینه ورزی آنها را زنده نکنید .

من لازم می دانم قبل از آنکه راه حل خودم را برای خروج از بحران مطرح سازم ، برهویت اسلامی و ملی و مخالف سلطه بیگانگان و وفادار به قانون اساسی ما و جنبش سبز تاکید نمایم. ما پیروان اباعبدالله حسین علیه السلام هستیم. ما شیفتگان حریتی هستیم که منادیش آن امام مظلوم بود . ما پیرو کسی هستیم که در قلمرو وسیع اسلامی ربودن خلخالی از پای یک زن را برنمی تابید. ما معتقد به تفسیر رحمانی از اسلام هستیم که انسانها را یا هم کیش هم می دانند و یا همسانانی در خلقت. نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد.

بنده و دوستان عزیزم که امروز بسیاری از آنها در زندانها محبوس هستند پای بندان سرسخت استقلال کشور هستیم و از اینکه بازار اسلامی ما تبدیل به یک بازار مکاره برای کالاهای بیگانه شده است رنج می بریم. ما به شدت با فساد موجود که ناشی از سیاستهای سوء و عدم تدبیر است مخالفیم. ما می گوئیم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛ هم خود به فساد کشیده می شود و هم کشور را به فساد می کشاند . ما می گوئیم و حاضریم در مباحثات نشان دهیم که امروز منافع و حقوق مستضعفان و کارگران و کارمندان و سایر اقشار ملت در یک فساد بزرگ در حال غرق شدن است . جنبش سبز مخالف دروغ است و آنرا آفتی خانمان برانداز برای کشور می داند و از اینرو دروغ های سیاسی و امنیتی و اقتصادی و فرهنگی و امثال آنرا خطری بزرگ برای کشور می دانیم.

ما یک دولت و نظام صادق و رئوف و با شفقت و مبتنی بر آراء مردم می خواهیم که به تنوع آراء و عقاید مردم نه به شکل تهدید که بلکه بصورت یک فرصت نگاه کند. ما سرک کشیدن به زندگی خصوصی مردم، تفتیش عقاید، تجسس، بستن روزنامه ها و محدود کردن رسانه ها را مخالف دین مترقی و رهایی بخش خود و مخالف قانون اساسی برآمده از این دین می دانیم. ما ضایع کردن یک ریال از بیت المال را در جهت اهداف باندی و جناحی حرام می دانیم و می گوئیم که سند چشم انداز ملی بیست ساله که به تایید همه ارکان نظام رسیده است امروز به یک ورق پاره بی ارزش تبدیل شده است. ما هشدار می دهیم که رقیبان بزرگی در منطقه با رشدهای اقتصادی دو رقمی در حال ظهور هستند و روز به روز قوی تر می شوند . درحالیکه ما متاسفانه از دادن یک بودجه سالانه و نگهداشتن حسابهای ذخیره ارزی و امانت در سپرده های مردم و پاسخگویی در مقابل دیوان محاسبات عمومی و مجلس شورای اسلامی عاجز هستیم .

ما نه آمریکایی هستیم و نه انگلیسی . تا حال نه کارت تبریکی برای روسای کشورهای بزرگ فرستاده ایم و نه امید یاری آنها را داریم و می دانیم با اصالت قدرت در روابط بین اللمل هر کشور به دنبال منافع ملی خود است و ما بیزار از کسانی هستیم که بر عرف و اعتقادات دینی و ملی ملت خود احترام نمی گذارند . و مضحک است که بما تهمت اهانت به قرآن ، عاشورای امام حسین یا پاره کردن عکس حضرت امام قدس سره زده شود . مسلما حرمت شکنی اگر در روز عاشورا صورت گرفته باشد مورد تایید ما نیست، اما بدترین نوع حرمت شکنی را کشتن بندگان بیگناه و عزادار در روز عاشورا و در ماههای حرام می دانیم .

اما من برآنم که راه حل مشکلات پیش آمده و بحران موجود چنین است؛ وضعیت کشور امروز چون رودخانه خروشان و عظیمی است که سیلابهای تند و حوادث گوناگون باعث طغیان و گل آلود شدن آن شده است . راه آرام کردن این رودخانه بزرگ و روشن ساختن و زلال کردن آب آن در یک اقدام سریع و عاجل امکان پذیر نیست . اندیشیدن باین گونه راه حلها که عده ای توبه کنند و عده ای معامله کنند و بده و بستانی صورت گیرد تا این مشکل بزرگ حل شود عملا به بیراهه رفتن است .

بنده راه حل را در روانه ساختن نهرها و چشمه هایی از آب روشن و شیرین به بستر این رودخانه می دانم که بتدریج و طی یک فرآیند تدریجی کیفیت آب و وضع رودخانه را تغییر دهد . و نیز اعتقاد دارم که هنوز دیر نشده است و نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند . بنده تعدادی از این راه حلها را که چون نهرها و چشمه هایی از اب روشن می تواند فضای ملی را تحت تاثیر قرار دهد و اوضاع را به سمت بهبود ببرد، بیان می کنم :

1- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایت های غیرمعمول در مقابل کاستی ها و ضعف هایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است . به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد .

2- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد . این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشه ها تضمین کند و جلوی دخالت های سلیقه ای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب می تواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند .

3- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها . بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت . و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند .

4- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامه های توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است . ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد . گسترش کانال های ماهواره ای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روش های قدیمی و محدودیت صدا و سیما را می رساند . پارازیت ها و محدودیت های اینترنتی می تواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است . آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه ، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم ؟

5- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل 27 قانون اساسی . اقدام در این زمینه که می تواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه می تواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید .

به بندهای فوق پیشنهادات دیگری نیز می توان اضافه کرد . به نظر بنده حتی یک جوی کوچک زلال در این بین می تواند مغتنم باشد . ضرورتی ندارد همه بندها با هم شروع شود . مشاهده عزم در این راه بروشنی افق کمک خواهد کرد . و کلام آخر آنکه همه این پیشنهادات بدون نیاز به توافق نامه و مذاکره و داد و ستدهای سیاسی و از موضع حکمت و تدبیر و خیرخواهی می تواند اجرایی شود .


یادداشت علی شکوری راد درخصوص حوادث عاشورای خونین تهران: چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
http://norooznews.info/news/15933.php
11/10/1388

دکتر علی شکوری راد: روز عاشورا نه فقط یک مصیبت بزرگ برای شیعیان در ایران بلکه یک روز ملی عزا برای همه ایرانیان است. این روز نه فقط پس از انقلاب بلکه از قرنها پیش توسط ملت ایران پاس داشته می شده است و حفظ حرمت آن نه فقط توسط حکومت ها بلکه توسط خود ملت و آن هم نه فقط متدینین بلکه حتی بی ایمانها رعایت می شده است. مردم مراسم جشن و شادی خود را بدون هیچ اجباری از طرف حکومت، نه فقط در این روز بلکه در تمام روزهای محرم و صفر که عمدتا به عزای حسین و یارانش تعلق دارد تعطیل می کرده اند. اتهام بی حرمتی به عاشورا توسط جمعی کثیر آنهم با قصد بی حرمتی اساساً بی مورد است و به هیچ بخشی از ملت نمی چسبد.
ولی اینکه عده ای نه به قصد بی حرمتی به عاشورا بلکه برای موضوعی دیگر در ایام محرم و عاشورا اظهار شادمانی و شعف بکنند نباید آن را بی حرمتی به خون سیدالشهدا یا عاشورا تلقی کرد. مثلاً در گذشته بارها در مسابقات فوتبال و یا ورزشی در چنین ایامی تماشاچیان از پیروزی تیم محبوبشان و یا تیم ملی به وجد آمده اند و خوشحالی کرده اند، اما هیچکس آن را به حساب بی حرمتی به خون حسین(ع) نگذاشته است. خاطرم هست در سالهای گذشته مقام معظم رهبری در ایام محرم به یکی از استانها سفر کرده بودند و صدا و سیما هم نشان می داد که جمعیتی انبوه هلهله کنان به دنبال اتومبیل ایشان می دویدند و شادمانی می کردند.

شعارها و صحنه هایی که صداوسیما از حرکت مردم در خیابانهای انقلاب و آزادی در روز عاشورا نشان داده است کاملاً گزینشی و بعضا ساختگی بوده است. صداوسیما نه به عنوان اطلاع رسانی بلکه به عنوان بوق تبلیغاتی حکومت و به قصد تهییج بخشی از مردم علیه معترضین صحنه هایی را نشان داده و سپس با کسانی که در صحنه حضور نداشته اند و فقط تصاویر منتشر شده در تلویزیون را دیده اند مصاحبه کرده و نظرات القایی خود را از زبان آنها مطرح کرده و می کند.

صورت مسأله این است که مردم معترض به نتایج اعلام شده در انتخابات گذشته که ظرف هفت ماه گذشته به آنها مجوز برپایی یک تجمع و یا راهپیمائی مستقل داده نشده است ناگزیر از برنامه ها و مناسبت های عمومی برای تجمع و اعتراض استفاده می کنند. این نوع تجمعات دعوت کننده و مسئول مشخصی ندارد و طبیعتاً کنترل و هدایت آن بر عهدۀ خود شرکت کنندگان است که مرکب از طیف های مختلف با حساسیت های کم و زیاد در مورد شعارها و رفتارها هستند. بدیهی است دو طیف فتنه انگیز می توانند از این فرصت استفاده کنند یکی دشمنان کشور که به هیچ یک از دو جناح حاکمان و معترضان تعلق ندارند و بقول معروف " ز هر طرف که شود کشته سود آنهاست" و دیگری برخی طیف های طرفدار حاکمیت که بدینوسیله می خواهند بهانه های تبلیغاتی و سرکوب را فراهم کنند. البته عده ای ناآگاه و ناهشیار نیز ممکن است در بین معترضان باشند که در هنگام هیجان آلت دست این دو طیف قرار بگیرند و احیاناً با آنان همراهی کنند. تعداد چنین افرادی نسبت به خیل معترضان ناچیز است اما همین ها طعمه های خوبی برای فتنه انگیزان هستند.

چنین است که عده ای از مردم تصمیم می گیرند حرکت عزاداری خود را در روز عاشورا با الهام از فلسفۀ قیام امام حسین به جای حضور در هیأت ها، سینه زنی و تکرار نوحه ها به اعتراض علیه ظلم واقع بر خودشان اختصاص دهند و به نمونه ای که با هدایت امام و روحانیت مبارز در سال 57 تجربه کرده اند استناد بکنند. بر خلاف سال 57 که جامعه روحانیت مبارز رسماً برگزاری و هدایت راهپیمائی را برعهده گرفته بود این بار هیچ فرد و گروهی این امکان و فرصت را نداشته است که این وظیفه را بر عهده بگیرد و مردم ناگزیر بدون سازماندهی مشخص و با تأسی به حرکت سال 57 و در همان مسیر به خیابان آمدند. اطلاع رسانی در این مورد نیز با توجه به مسدود و محدود بودن کانالهای اطلاع رسانی رسمی ناگزیر توسط سایت های اینترنتی و شبکه های ماهواره ای انجام شده و همانطور که در سال 57 رادیو بی بی سی نقش ایفا کرد این بار تلویزیون بی بی سی به ایفای نقش پرداخته است.
عاشورا فرامی رسد اما بر خلاف آن سال، به خون می نشیند و هر دو طرف مدعی می شوند حرمت آن از سوی دیگری شکسته شده است یکی با اتهام زدن کف و سوت و دیگری با اتهام ریختن خون.

تفاوت از نحوۀ برخورد نیروی انتظامی با مردم آغاز شده است. به نظر می رسد همانطور که سردار رادان در مصاحبۀ خود بیان کرد نیروی انتظامی دستور تیراندازی به سوی مردم نداشته است و باز به نظر می رسد ماموریت آنها جلوگیری از پیوستن مردم به یکدیگر و ممانعت از شکل گیری راهپیمائی بزرگ بوده است. جلوگیری نیروی انتظامی از حضور و حرکت مردم در مسیر خیابان های انقلاب و آزادی به جبهه گیری آنها در مقابل یکدیگر و درگیری های پراکنده در خیابانهای فرعی و تقاطع ها منجر شده و هر دو طرف به هیجان آمده اند.

در چنین شرایطی شعارها بتدریج تندتر و متعاقب آن درگیری ها بیشتر شده و این هم افزائی به تقابل و رویاروئی در ظهر و بعدازظهر انجامیده است. در این زمان همانطور که در خبر صداوسیما بدان اشاره و تصاویر آن نمایش داده شد، نیروهای لباس شخصی وارد صحنه شده و کنترل اوضاع را از دست نیروی انتظامی خارج کرده اند. درگیری های بعدازظهر حالت ایدئولوژیک و نه انتظامی بخود گرفته و نیروهای لباس شخصی از اسلحه و قمه نیز در برخورد با معترضان استفاده کرده اند که منجر به تلفات جانی شده است.

خون که بریزد کار پیچیده می شود. این را لباس شخصی ها نمی فهمند، اما پلیس خوب می داند. پلیس کارش مقابله ایدئولوژیک با مردم نیست. کارش کنترل و هدایت حرکت های مردمی در مسیر کم خسارت است و همه برخوردها و بازداشت های آن در راستای این هدف است. هر چند پلیس ما هم واقعاً پلیس نیست و فرماندهان آن خود را متولی همه کار می دانند. من این هشدار را در یادداشتی که چندی پیش با عنوان "این هشدار را جدی بگیرند" منتشر کرده بودم داده بودم اما کو گوش شنوا؟

اما آتش بیاری صداوسیما حکایت دیگری است. آنچه صداوسیما از حوادث عاشورا پخش کرد بازتاب اصل حرکت مردم نبود، بلکه صحنه هایی نادر یا ساختگی بود. البته شعارهای مردم تند شده بود و بعضاً شخص رهبری را خطاب قرار می دادند که چرائی آن داستان دیگری دارد و نفع آن را چه کسانی می برند موضوع دیگری است ولی شعار "مرگ بر اصل ولایت فقیه" در بین آنها نبوده است. صداوسیما بطور غیرمنتظره ای ده دوازده نفر جوان دختر و پسر را از پشت سر نشان می دهد که این شعار را سر داده اند. عجیب نیست؟ مثل همان صحنه پاره کردن عکس امام که چهرۀ کسی که این کار را کرد نشان داده نشد. اینجا هم چهرۀ افراد نشان داده نمی شود. حمله به اماکن و آتش زدنها که در طول مسیر راهپیمائی از میدان امام حسین تا میدان آزادی دو سه مورد انجام شده است برنامه معترضان نبوده است و انجام آنها نیز کاملاً مشکوک است و باید همان دو طیفی را که در بالا به آنها اشاره کردم متهم وقوع آنها دانست. البته وقتی نیروی انتظامی از گاز اشک آور استفاده می کند معترضان ناگزیر از آتش برای جلوگیری از سوزش چشم استفاده می کنند و سطل های زباله در چنین شرایطی اولین چیزی هستند که برای این منظور استفاده می شوند و این چیزی نیست که پوشیده باشد. در صحنه دیگری دوربین صداوسیما در حال نمایش مغازه ای است که سوخته است در این حال صاحب مغازه وارد کادر می شود و با حالتی عادی می گوید من الآن با این صحنه مواجه شدم و این همه زندگی من بود و آن را به معترضان نسبت می دهد. در صحنه ای از در گیری، نیروهای انتظامی پس از حمله عقب نشینی می کنند و ظاهراً عده ای در واکنش به آن کف و سوت می زنند ولی کف زدن و سوت کشیدن آنها نمایش داده نمی شود. اگر حتی چنین فیلمی واقعی باشد آن کف و سوت به قصد بی حرمتی به عاشورا و امام حسین(ع) نبوده است.

اکثر مردم مستقیم یا غیرمستقیم شاهد حوادث روز عاشورا در تهران بوده اند یا گزارش آن را از افراد حاضر در صحنه شنیده اند و یا به یمن! بی اعتباری صداوسیما از منابع خبری دیگر هم استفاده می کنند. آنها گزارشات صدا وسیما را باور نمی کنند و با تهییج صد وسیما نیز به هیجان نمی آیند ولی هستند کسانی که جناح حکومتی می تواند آنها را با تبلیغات 24 ساعته در صداوسیما و قرار دادن تسهیلات، سازماندهی و بسیج کند تا در ساعت خاصی و در مکان مشخصی حاضر بشوند و شعارهایی که از تریبون پخش می شود را با صدای بلند تکرار کنند و بعد با اتوبوس های آماده به محل ها و منازل خود برگردند و در راه نیز پذیرائی شوند.

کشور در وضعیت بحران قرار دارد، اما عده ای آن را انکار می کنند و بجای چاره اندیشی بر طبل خود می کوبند تا صدای مخالفان را خفه کنند. بخدا قسم اینگونه مشکلی حل نخواهد شد. آنها که امکان و قدرتی دارند چاره ای بیاندیشند، قبل از آنکه دیر شود.


پایان ضرب االاجل ؛ ایران گرفتار در بن بستی خود ساخته / بهار یکتا
http://www.rahesabz.net/story/6861/
11/10/1388


شبکه جنبش راه سبز(جرس): همزمان با آغاز سال نو میلادی ضرب الاجل کشورهای غربی برای فعالیت های هسته ای ایران پایان می گیرد و تحریم های جدید علیه این کشور اعمال خواهد شد.

همزمانی ضرب الاجل با حوادث داخلی ایران که واکنش تند کشورهای اروپایی و امریکایی علیه نقض حقوق بشر توسط نیروهای انتظامی و شبه نظامی را برانگیخته است، احتمال شدت محدودیت ها علیه این کشور را بیشتر کرده و علاوه بر گسترش تحریم ها از احتمال به حداقل رسیدن روابط سیاسی و ایجاد محدودیت برای سفر مسئولان ایرانی به خارج از کشور نیز خبر می رسد.

روز گذشته واشنگتن پست به نقل از مقام هایی در دولت آمریکا نوشت که هدف از این تحریم ها، وادار کردن دولت ایران به بازگشت به میز مذاکره است ومنظور مجازات ایرانیان نیست. یک مقام آمریکایی به این روزنامه گفته است: "ما هرگز نخواسته ایم تا اقتصاد ایران را منزوی کنیم." این مقام تاکید کرده که مهم است که مردم ایران چگونه این انزوای اقتصادی را تفسیر می کنند و آیا حکومت خود را مقصر می دانند یا اینکه توجیه دولت را قبول می کنند که ما مسئول این امریم." گفته می شود که آمریکا قصد دارد تا تحریم های جدیدی را علیه سپاه پاسداران به اجرا در بیاورد.

ما به غرب ضرب االاجل دادیم

در حالی که زمان برای ایران تنگ است و تاکنون عکس العمل قابل ملاحظه ای از سوی تهران به جامعه جهانی ارائه نشده است، مقامات اروپایی و امریکایی بارها بر جدیت و واقعی بودن این ضرب الاجل تاکید کرده اند. احمدی نزاد به عنوان رئیس دولت پیشتر از این در سفر به شیراز گفته بود که ایران به کشورهای غربی مهلت داده است!!

احمدی نژاد معتقد است که موضوع هسته‌ای ایران دو سال پیش حل شده است، اما برخی از کشورها مایلند بحث‌ها را ادامه دهند. وی که پس از صدور قطعنامه شورای حکام از اراده ایران برای ساخت ده راکتور جدید هسته ای خبر داده بود، چندی پیش اعلام کرد که تصمیم ایران برای احداث سایت‌های جدید هسته‌ای در تقابل با اقدام شورای حکام نبوده است.

شایان ذکر است که ایالات متحده و فرانسه بارها گفته اند در صورتی که ایران پیشنهاد آژانس بین المللی انرژی اتمی برای مبادله اورانیوم غنی شده با خلوص پایین این کشور با سوخت راکتور هسته ای را تا پایان سال جاری میلادی نپذیرد، تحریم های بین المللی آن افزایش خواهد یافت. در همین حال آمریکا می گوید همه اعضای گروه 1+5 که متشکل از پنج عضو دائمی شورای امنیت و آلمان است درباره مهلت تعیین شده توافق دارند. روسیه طی ماههای اخیر ناخرسندی خود را از اقدامات دولت احمدی نژاد اعلام کرده است و چین نیز بعید است که دوستان غربی خود را در مقابل دولتی که حتی در میان مردم خود مقبولیت ندارد تنها بگذارد.

خرید اورانیوم از قزاقستان

در همین حال خبرگزاری آسوشیتدپرس گفته بود گزارش محرمانه‌ای به دست آورده که نشان می‌دهد تهران در حال نهایی کردن قراردادی است که بر مبنای آن ایران ۱۳۵۰ تن سنگ اورانیوم پالایش‌شده از قزاقستان وارد خواهد کرد.

نماینده دائم ایران در سازمان ملل در فکسی که در واکنش به این خبر به خبرگزاری رویترز ارسال کرده می‌گوید که این خبرسازی‌ها بخشی از جنگ روانی علیه ایران در جهت تامین منافع سیاسی قدرت‌های سلطه‌جوست. اما ای‌ین کلی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا، در واکنش به این گزارش گفت که انتقال کیک زرد به ایران نقض آشکار قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

گفتنی است که قزاقستان که یکی از سه تولیدکننده بزرگ اورانیوم دنیاست و سال گذشته ۸۵۰۰ تن اورانیوم تولید کرده است.

احضار سفیران اتحادیه اروپا

فرانکو فراتینی وزیر خارجه ایتالیا از کشورهای اروپایی خواسته است که سفیران خود را از تهران فرا خوانند. ایتالیا از ریاست اتحادیه اروپا خواسته است که یک اقدام رسمی علیه اقدامات خشونت بار دولت ایران اتخاذ کنند. در همین حال شواهد حاکی است که اتحادیه اروپا و امریکا در حال رایزنی برای اتخاذ یک موضع گیری رسمی و هماهنگ علیه دولت تهران هستند.

در همین حال سفرای ایران در کشورهای فرانسه و سوئد به دلیل حوادث اخیر به وزارت خارجه این دو کشور احضار شدند. وزارت امور خارجه فرانسه برای دومین بار سفیر ایران در پاریس را برای" ابراز نگرانی از تحولات اخیر در ایران" احضار کرده است.

"فردریک دیزانیو" سخنگوی وزارت امور خارجه فرانسه در این باره گفت که کشورش از سفیر ایران خواست تا دوباره درباره " اعتبار انتخابات ریاست جمهوری اخیر" شفاف سازی کند.در این احضار ، پاریس "اظهارات غیرقابل قبول مقامات ایرانی درباره کشورها و سران کشورهای خارجی" را نیز محکوم کرده است.
 
همچنین در سوئد، وزارت امور خارجه این کشور با احضار سفیر ایران، "پیام جدی" را درباره نگرانی های استکلهم از وضعیت ایران را به وی ابلاغ کرد.

"سیلسیلیا جولین" سخنگوی وزارت امور خارجه سوئد به خبرگزاری فرانسه گفت که "فرانک بیلفراج" وزیر مشاور در امور خارجه سوئد با سفیر ایران ملاقات و" نگرانی های جدی درباره جدیدترین تحولات ایران " را ابلاغ کرد.

مقامات تهران در حالی به استقبال سال جدید میلادی می روند که هنوز نتوانسته اند از اعتراضات پس از انتخابات که مشروعیت نظام را به چالش کشیده بود کمر راست کنند. عدم مشروعیت داخلی ازیک سو، دشمن تراشی های بی مورد مقامات ایران از سوی دیگر در آستانه ضرب االاجل شورای حکام، تهران را در بن بست خطرناکی قرار داده است. موضع گیری تند کشورهای غربی علیه اقدامات خشن نیروهای دولتی در روز عاشورا و پاسخ غیر دیپلماتیک متکی به این کشورها نشانه های بارزی از سردی دوباره در روابط ایران و جامعه جهانی است. در حالی که مردم دنیا می روند تا سال میلادی جدید را همزمان با عبور از بحران اقتصادی جشن بگیرند، مردم سوگوار ایران در انتظار مجازاتهای جدید بین المللی هستند. مجازات هایی که اولین تاثیر آن بر سر سفره های نیمه خالی مردم خودنمایی می کند.


از توهین و فحاشی چه نتیجه‌ای گرفته‌اید که ادامه می‌دهید؟
http://www.kaleme.org/1388/10/10/klm-7041
11/10/1388

افزوده شدن تعدادی از سخنرانان رسمی و ائمه جمعه به دامنه اهانت‌کنندگان در روزهای اخیر موجب گسترش آثار این اهانت‌ها شده است.

کلمه:در حالی‌که طی سال‌های اخیر جریان افراطی حامی دولت هزینه‌های سنگینی را بابت توهین، ‌فحاشی و هتک حرمت شخصیت‌های نظام پرداخته است، تداوم این رفتارها تردید درباره وجود حداقل هوش ‌سیاسی در این جریان را جدی کرده است.

به گزارش «آینده»، اگرچه کسی تردید ندارد هتاکی‌ها و اهانت‌های مکرر همسر سخنگوی دولت نهم از آغاز دولت نهم تا کنون تنها موجب ایجاد فضای مظلومیت و عقلانیت برای منتقدان دولت و شخصیت‌های مستقل شده است، تقلید از وی توسط سایر افراطیون حامی دولت تعجب‌برانگیز است.

هتاکی مداحانی نظیر حاج‌منصور ارضی نسبت به شخصیت‌های دفاع مقدس و نظام نظیر عمرسعد خواندن محمدباقر قالیباف یا اهانت به آیت‌الله مکارم شیرازی، اگرچه به محرومیت دوساله وی از حضور در عزاداری بیت رهبری انجامید، اما موجب اصلاح ادبیات و لحن گفتار وی نشد.

تداوم استفاده از عبارات توهین‌آمیز توسط مقامات دولتی که به ویژه پس از انتخابات با به کار بردن واژه «خس و خاشاک» از سوی دکتر احمدی‌نژاد موجب تحریک معترضان و تشدید ناآرامی‌ها شد، به صورت مداوم از سوی تعدادی از نمایندگان مجلس به ویژه حمید رسایی، ‌کوچک‌زاده و روح‌الله حسینیان ادامه یافت.

توسعه دامنه اهانت کنندگان از مداحان و نمایندگان حامی دولت به مسئولان دولتی نظیر جوانفکر، مشاور رسانه‌ای احمدی‌نژاد و بهداد، مدیرعامل ایرنا موجب شده تا فضای عمومی نخبگان بیش از پیش به زیان حامیان دولت شکل گیرد.

با این حال افزوده شدن تعدادی از سخنرانان رسمی و ائمه جمعه به دامنه اهانت‌کنندگان در روزهای اخیر موجب گسترش آثار این اهانت‌ها شده است.

بعد از استفاده از تعابیر زننده و تحقیرکننده نسبت به محسن رضایی از سوی علیرضا پناهیان در دهه اول محرم، به کار بردن واژگان توهین‌آمیزی چون عوضی، گوساله و بزغاله از سوی سید احمد علم‌الهدی در تجمع بزرگ میدان انقلاب درباره مخالفان، نتیجه‌ای جز تحریک معترضان و تلاش رسانه‌های بیگانه برای تخریب تمام نتایج این تجمع با اشاره به این الفاظ دربرنداشت.

در شرایطی که مفاهیم دینی، دستورات صریح مبنی بر عدم اهانت به مخالفین وحتی مشرکین وجود دارد و در قرآن کریم نیز نص آیه «ادفع بالتی هی احسن» بر استفاده از ادبیات بهتری نسبت به "دشمنان" برای حل اختلاف وجود دارد، استفاده از عبارات توهین‌آمیز نظیر «موسوی گوساله اعدام باید گردد»، «موسوی، کروبی اعدام باید گردد» و «مرگ بر موسوی» در شعارهای تجمع‌کنندگان دیروز و پخش آن از صداوسیما که یادآور پخش شعارهای توهین‌آمیز علیه هاشمی، «احمدی‌ بت‌شکن بت بزرگ رو بشکن» در میتینگ پیروزی احمدی‌نژاد در میدان ولی‌عصر(عج) در ۲۴ خرداد بود، تنها به قرار گرفتن معترضان در فضای منطقی و مظلومیت و منفعل شدن حامیان دولت در میان نخبگان منجر می‌شود.

سردادن شعار علیه فردی که با رأی اکثریت قاطع نمایندگان خبرگان، رئیس بلند‌پایه‌ترین نهاد تصمیم‌گیری در کشور می‌باشد و با حکم رهبر انقلاب رئیس عالی‌ترین نهاد مشورتی نظام است یا سردادن شعارهای مرگ بر کسانی که با حکم رهبری کماکان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌باشند، زیرپاگذاشتن توصیه اخیر رهبری مبنی بر پرهیز از استفاده از شعارهایی نظیر مرگ بر منافق و مرگ بر ضدولایت فقیه نیست؟ آیا قراردادن تصویر کسانی که سال‌ها در کشور مسئولیت داشته‌اند در پرچم آمریکا و یا آتش‌زدن تصویر کاندیدایی که دست‌کم ۱۳ میلیون رأی از مردم گرفته، ‌باعث بهانه‌جویی و واکنش تندتر طرف متقابل نخواهد شد؟

حامیان افراطی دولت اگر تاکنون از استفاده بی‌واهمه از عبارات و الفاظ توهین‌آمیز و تحقیر معترضان و منتقدان دولت نفعی کسب کرده‌اند، از این پس نیز باید منتظر منافع جدید باشند، ‌در غیر این صورت باید پاسخ دهند که چرا با سوءاستفاده از هزینه و اعتبار نظام و رهبری و از تریبون‌های رسمی به تحریک معترضین می‌پردازند تا شاهد توهین‌های متقابل گروهی که طیف کم‌ظرفیت و تند معترضین را تشکیل می‌دهند، به نظام و رهبری با


عزت الله سحابی: تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن سختتر است
http://www.rahesabz.net/story/6824/
10/10/1388

این مصاحبه قبل از رحلت آیت‌الله منتظری صورت گرفته و متأسفانه در نشریات داخلی امکان انتشار نیافته است

سوال – اخیرا آقای فولادگر رئیس کمیته ویژه نظارت بر سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی مجلس درباره تشکیل طبقه اقتصادی جدیدی در ایران هشدار داده (اعتماد 21 آذر 88) و گفته این طبقه اقتصادی، شبه دولتی است. نیروهای ملی – مذهبی هم همیشه در رابطه با نفوذ روزافزون نیروهای امنیتی – نظامی در بخش اقتصادی توجه و هشدار داده‌اند. نظر شما در این باره چیست؟

پاسخ – بله. ما در یک سال اخیر می‌بینیم که خیلی از سهام دولتی به موسسات دولتی مخصوصا امنیتی – نظامی واگذار می‌شود. در این واگذاری‌ها حتی اگر قانون هم رعایت شود، مثلا سپاه در خرید مخابرات در بورس با قیمتی اندکی بیشتر از سایرین آن را بخرد ظاهر قانونی آن درست می‌شود ولی یک اشکال دارد و آن اینکه سپاه و نظایر آن که دولتی هستند وقتی شرکتی را می‌خرند و آن شرکت ظاهرا از دولتی به خصوصی بدل می‌شود آن شرکت جدید دیگر نه خصوصی است و نه دولتی. خصوصی نیست از این جهت که ویژگی شرکت‌های خصوصی این است که در بازار معاملات و مبادلات از سیستم رقابت استفاده می‌کنند. در بخش خصوصی اصل رقابت، یک اصل اساسی است. مثلا در گرفتن قراردادهای دولتی، طبق ضابطه بخش خصوصی هر شرکتی که ارزان تر یا با شرایط بهتر حاضر باشد قراردادی را انجام دهد، او باید برنده شود. حال آنکه شرکت دولتی یا نیمه دولتی در این رقابت شرکت نمی کند بلکه از نفوذ و شبه دولتی بودن خودش  استفاده کرده و قراردادها را می‌برد. امروزه پایگاه خاتم الانبیاء به میزان 30 میلیارد دلار قراردادهای بدون مناقصه گرفته که آخرین قراردادش ساختن راه آهن سراسری جنوب کشور است که بدون مناقصه به سپاه واگذار کردند. برای این موضوع ممکن است یک ظاهر قانونی هم درست کنند. چرا که دولت آقای احمدی نژاد قانونی را در مجلس هفتم گذراند که در آن به سپاه و بسیج برای اجرای طرح‌های عمرانی اولویت دادند. این قانون خودش مغایر آیین‌نامه معاملات دولتی و قانون محاسبات عمومی است که یک قانون مادر است. یعنی بعد از قانون اساسی، یکی از اساسی ترین قوانین، قانون محاسبات عمومی است و آیین نامه معاملات دولتی هم جزء قانون محاسبات عمومی است. خوب این چیزی که آقای احمدی نژاد از مجلس که اکثریتش طرفدار خودش بودند رأی گرفته خلاف قانون است. متأسفانه شورای نگهبان هم چیزی نگفت. و به بسیج و سپاه اولویت دادند. یعنی یک ظاهر قانونی به این کار دادند. اما این ظاهر قانونی رافع آن عیب اساسی نیست که این کارها و قراردادهایی که سپاه می‌گیرد بر اساس رقابت نیست و از نفوذ و قدرت دولتی خودش استفاده می‌کند. ظاهرا خصوصی سازی شده و لیکن در عمل آنچه که از کیسه دولت می‌رود آن است که اولا با قیمتی متفاوت از قیمت رقابتی است وبعد هم تابع مقررات نظارتی دولت هم نیست. چون زور و قدرت دارد و نظامی است دولت به آن نظارت هم نمی تواند بکند. دولت نمی تواند برکیفیت اجرای کار یا بر هزینه‌هایی که آنها می‌تراشند، نظارت کند. بنابراین نه خصوصی است چون در بازار رقابتی شرکت نمی کند و نه دولتی است چون تمام شرکت های دولتی مجبورند تابع مقررات قانون محاسبات باشند و سازمان حسابرسی می‌تواند بر شرکت‌های دولتی اعمال نظر و کنترل و نظارت داشته باشد. اما این‌ها چون ظاهرا دولتی نیستند دیگر مشمول مقررات دولت هم نیستند. بنابراین می‌شوند شترمرغ. نه خصوصی‌اند و نه دولتی.

سوال – تبعات سیاسی این نفوذ اقتصادی چیست؟

پاسخ – تبعات سیاسی آن این است که عملا به تدریج قدرت اقتصادی و اجرایی کشور در یک دستگاه مشخص نظامی – امنیتی جمع می‌شود که ضمن آن که آن دستگاه قدرت نظامی و امنیتی فوق العاده‌ای در کشور دارد به لحاظ اقتصادی هم به تدریج انحصار اقتصادی کشور را به دست می‌آورد. این واقعا به طرف یک توتالیتاریسم شدید می‌رود. توتالیتاریسمی مانند سیستم هایی مانند شوروی یا آلمان شرقی سابق. آنها دولت پنهان‌اند. دولت رسمی نیستند که با مقررات دولتی بتوانند بر آن نظارت کنند ولیکن واقعا قدرت واقعی اقتصادی کشور را هم در اختیار دارد. و این خطرناک است هم برای استقلال کشور و هم برای آینده رشد و ترقی کشور.

سوال – آیا شما در انتخابات و حوادث بعد از آن تأثیر این نفوذ اقتصادی را در حوزه سیاسی موثر می‌دانید؟

پاسخ – تأثیر آنها، جدا از نفوذ امنیتی و سیاسی شان، کمک هایی است که اینها می‌کنند. چون وقتی اینها دولتی نیستند مشمول مقررات قانون محاسبات و حسابرسی و ... نیستند و هر چه دلشان بخواهد می‌توانند به این گونه روندهای انتخاباتی کمک کنند و خرج بدهند و هزینه کنند.

سوال – جدا از بحث اقتصادی، نفوذ نظامی ها و امنیتی ها را در فضای سیاسی چطور می‌بینید؟ قبلا حتی در روزنامه‌های راست عمدتا چهره های سیاسی آنها موضع‌گیری می‌کردند امروزه همان روزنامه ها مملو از سخنان سرداران نظامی است که راجع به همه مسائل فرهنگی – اقتصادی – اجتماعی و حتی تعیین مرجعیت دینی هم حرف می‌زنند. این مسئله را چگونه تحلیل می‌کنید و آیا مشابه این مسئله در کشورهای دیگر در جهان وجود داشته؟

پاسخ – البته این وضع در نظام های توتالیتر مثل شوروی سابق بخصوص در زمان استالین و بعد هم حاکم بود. تمام سیاست های اقتصادی – سیاسی و روابط خارجی شوروی سابق را کا.گ.ب تعیین می‌کرد. یعنی کا.گ.ب بود که سیاست خارجی و یا سیاست های اقتصادی یا معاملات با کشورهای دیگر را تعیین می‌کرد. حالا در ایران هم دارد این طوری می‌شود. با این تفاوت که شوروی بخش خصوصی نداشت و این شرکت‌هایی که فعالیت می‌کردند اگر سودی داشتند به صندوق دولت می‌رفت. اما اینها چون ظاهرا خصوصی شده‌اند سود به جیب خودشان یا رهبرانشان می‌رود یعنی به دولت هم چیزی نمی رسد. در واقع نسبت به نظام توتالیتر شوروی سابق هم این نوع سیستم فاسدتر است.

نکته دیگر این است که در تسلط تفکر نظامی – امنیتی بر روابط اقتصادی، این تفکر بر هر نوع محاسبه عقلانی و کارشناسانه سایه می‌اندازد.

خاطر همه هست که در واگذاری سهام مخابرات، آن شرکت رقیب که معروف به کویر یزد بود به لحاظ قیمت برتری داشت ولیکن گفتند شما به لحاظ قیمتی صلاحیت دارید اما به لحاظ امنیتی صلاحیت ندارید. یعنی ملاحظات امنیتی بر هر نوع ملاحظات کارشناسانه و عقلایی و سود و زیان ملی سایه می‌اندازد. پس تسلط تشکیلات سازمان های امنیتی و نظامی بر امور اقتصادی کشور صرف‌نظر از جهت گیری سیاسی به لحاظ اقتصادی بسیار بسیار به زیان کشور است. یعنی تمام کارها را بدون محاسبات کارشناسی و عقلایی انجام می‌دهند و به کشور تحمیل می‌کنند و این کار ممکن است هزینه های زیادی را به کشور تحمیل کند.

 به طور مثال مسئله غنی سازی اورانیوم را بزرگ کرده‌اند و حتی به عنوان رقیب نهضت ملی شدن نفت هم معرفی می‌کنند. در حالی که در غنی سازی اورانیوم فرض بر این است که اورانیوم آن را در داخل کشور داشته باشیم تا بخواهیم آن را غنی سازی کنیم. اما تمام مطالعاتی سازمان انرژی اتمی ایران بعد از بیست سال نشان داده که تنها معدنی که ما می‌توانیم از آن اورانیوم استخراج کنیم در ساقند کرمان است و این معدن طبق آخرین مطالعات علمی که آخرین آن را چینی ها انجام داده‌اند حداکثر برای 5 سال آینده تغذیه نیروگاه 900 مگاواتی بوشهر را ذخیره دارد. خوب ما برای 5 سال داریم این همه جنجال می‌کنیم، این همه سروصدای جهانی، این همه منزوی شدن در فضای سیاسی جهان و این همه ضربه ها و خسارات. این عقلانی نیست. ولی وقتی ملاحظات امنیتی وارد می‌شود ملاحظات عقلایی و بی طرفانه برای منافع و مصالح کشور تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد. نمونه های زیادی وجود دارد. آقای احمدی نژاد از این نوع کارها طرفداری می‌کند، آمریکا هم طبعا مخالفت و در منافع ما تخریب‌هایی می‌کند. ایشان قرارداد خط لوله گاز معروف به خط لوله صلح را با قیمتی 60 درصد زیر قیمت بین المللی در خلیج فارس قبول کرده و آقای نژادحسینیان معاون بین المللی وزارت نفت با روزنامه سرمایه مصاحبه‌ای کرد و مطالب مهمی گفت. او استعفا داد و گفت با 60% زیر قیمت بین المللی در خلیج فارس حتی هزینه های تأسیسات یعنی انتقال گاز به پاکستان یا شبه قاره هند هم مستهلک نمی شود چه رسد به قیمت خود مخزن و گازی که طی میلیونها سال تشکیل شده است. همیشه در قراردادهای قیمت نفت و گاز و ...، پنجاه درصد قیمت برای مخزن در نظر گرفته می‌شود و 50% بقیه هم برای تأسیسات و انتقال و پالایش و این چیزها و یک مقدار هم سود به آن اضافه می‌کنند. اما آقای نژادحسینیان صریحا می‌گوید با این 60% تخفیف آقای احمدی نژاد حتی هزینه تأسیسات هم مستهلک نمی شود. لذا آقای احمدی نژاد چنین زیانی به منافع کشور را قبول کرده تا در دعوای امنیتی به امریکا نشان دهد که ما توانستیم علیرغم میل شما گازمان را صادر کنیم! این کار خودزنی است. به هر حال منظور این است که این نوع ملاحظات امنیتی یا رقابت های سیاسی جهانی که برای مصالح حکومت، نه مصالح ملی، پیش می‌آید همه محاسبات عقلایی را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

تجربه تاریخی بعد از کودتای 28 مرداد هم نشان می‌دهد که در خیلی کشورها که نظامی ها کودتا کردند و یک دولت ملی یا یک دولت سیاسی که بر حسب نظام قانونی بر سر کار آمده بود را برکنار کردند و خودشان حاکم شدند، چه آثاری به بار آوردند. مثلا در برزیل تقریبا همزمان با دولت مصدق، شخصیتی به نام گولارت حاکم بود که شخصیتی ملی بود. نظامی ها به تحریک سیا کودتا و او را برکنار کردند و خودش را هم گرفتند. برزیل در طول مدت حکومت اینها تا دهه 1990 از آسمان به زمین آمد و بسیار بسیار سقوط کرد و یکی از بزرگترین بدهکاران جهان شد. خاطرم هست که در دهه 90 که بحران بدهی های جهان سوم مطرح شد برزیل بدهکارترین کشور جهان بود. در حالی که برزیل کشوری است که 5 میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد. جمعیتش 120 تا 130 میلیون نفر بیشتر نیست. بزرگترین منابع طبیعی و امکان رشد و توسعه بسیار دارد. به لحاظ صنعتی پیشرفته است خیلی از شخصیت های مورد قبول جهانی یا برنده جوایز جهانی در برزیل هستند. برزیل کشور بسیار پیشرفته ای بود ولی در دوران حکومت نظامی ها که گولارت را ساقط کردند از اوج به حضیض کشانده شد. بعد از این اختلاف طبقاتی هم در برزیل به اعلی درجه رسید. در پایتخت برزیل، برازیلیا، ساختمان های بسیار شیکی هست که نظیر آن در آمریکا نیست. توانایی های فنی و... بالایی دارند. در کنار این ساختمان ها عده ای هستند که واقعا باید گفت فقط موجودند نه انسان چون به انسان نمی مانند اینها اعم از دختر و پسر، زن و مرد، لخت و عریان و معتاد و بیمار در کنار خیابان می‌لولند و می‌میرند. مثل ناحیه ای که به نام بابایی در سیستان و بلوچستان بود که می‌گفتند عده‌ای همینجوری در آنجا زندگی می‌کنند که فقط ظاهرشان بشر است و گرنه هیچگونه ویژگی بشری ندارند. در اعلی درجه فقر و فلاکت هستند. منظورم نشان دادن اختلاف درجه طبقاتی است. در زمان حکومت همین نظامی ها در برزیل وضعیت فساد طوری شد که مدیران شرکت های بزرگ دولتی، بانک ها و موسسات بزرگ 5-4 روز هفته را در برزیل بودند و تعطیلاتشان یا 3-2 روز تعطیلی هفتگی‌شان را به فلوریدای آمریکا می‌رفتند. گویی وطنشان آنجاست. خانواده و عیش و نوش شان آنجا بود. بعد هم هر چند مدتی یک دفعه رو می‌شد که مثلا 500 میلیون دلار در فلان بانک اختلاس شده و گم شده است. این قدر فساد بود. این یک نوع حکومت نظامی هاست.

در شیلی سالوادور آلنده سوسیال دموکراتی بود که با رأی مردم انتخاب شد و واقعا داشت شیلی را به طرف استقلال واقعی می‌برد. شیلی به لحاظ سیاسی کشور مستقلی بود ولی به لحاظ اقتصادی و استعمار نوین خیلی وابسته بود. چون شیلی یکی از کشورهای غنی از نظر معادن مس بود. لذا تراستهای مس آمریکایی در شیلی قدرت داشتند. او با تراست های مس در افتاد مثل مصدق که با تراست های نفت درگیر شد. تراست‌های مس با همکاری سرهنگ ها و نظامی ها با رهبری آقای پینوشه کودتا کردند. در دوره ای که پینوشه حکومت می‌کرد حقوق بشر در آنجا خیلی زایل شد طوری که در سال 1356 وقتی سازمان عفو بین الملل برای اولین بار اجازه پیدا کرد به ایران بیاید گفتند ما حتی شیلی را رفتیم بازرسی کردیم 180000 زندانی داشت. این از لحاظ حقوق بشر. از نظر  اقتصادی هم شیلی بسیار بسیار نزول کرد و به یکی از کشورهای بدهکار جهان تبدیل شد.

تجربه تاریخی بعد از جنگ جهانی دوم نشان داد که در حکومت نظامی ها همیشه 1) پایمال شدن مقررات قانونی و حقوق بشر از یک طرف و 2) افول شدید اقتصادی کشور و 3) توسعه فساد از ویژگی های این حکومت ها بوده است.

یونان هم همینطور بوده. یک دلیل آن هم این است که نظامی ها  در مدیریت شرکت های خصوصی شرکت می‌کردند. شرکت‌های خصوصی برای اینکه از شورش‌های کارگری و امثالهم راحت باشند مدیر روابط عمومی‌شان معمولا از سرهنگ‌ها یا ژنرال‌های بازنشسته بودند (مثل برخی شرکت‌های خصوصی قبل از انقلاب). خوب چنین فردی می‌خواهد با تفکر نظامی آنجا را مدیریت کند. مدیریت نظامی با مدیریت عادی بسیار فرق می‌کند. مدیریت آنج÷آن

نظامی بر اساس سلسله مراتب و آمرانه است. هر چه درجه بالاتر امر می‌کند درجه پایین تر باید اطاعت کند. در حالی که در نظام اقتصادی دیگر سلسله مراتب آمرانه حاکم نیست بلکه به روش عقلایی است. مثلا مهندسین یک کارخانه وقتی مدیر کارخانه به آنها دستوری می‌دهد آنها می‌توانند چالش کنند که این دستور شما ضرر دارد یا اشکال دارد. اما در مدیریت نظامی این روند برقرار نیست. لذا همان صنایع یا شرکت های تولیدی خصوصی هم بر اثر مدیریت نظامی افول می‌کنند. حالا من می‌گویم صرف نظر از جنبه امنیتی شان که حکومت های نظامی در کشورهایی مثل برزیل، شیلی، یونان و ... امتحانشان را بسیار بد دادند، اصلا تفکر نظامی قادر به اداره شرکت ها و موسسات صنعتی یا تولیدی نیست.

سوال – ایرانی‌ها از یک طرف معروف هستند به اینکه ضداجنبی‌اند و حس ملی دارند و از طرفی هم گهگاه مطرح می‌شود که نگاه به بیرون هم در بین ایرانیان وجود دارد. بعضی ها این را ناشی از توطئه بیگانگان می‌بینند اما بعضی ها ناشی از مسائلی غیرتوطئه می‌دانند. شما از این مسئله چه ارزیابی دارید؟

پاسخ – بنده هرگز ادعای تاریخ‌دانی ندارم، اما در مطالعاتی که روی تاریخ ایران داشته‌ام می‌بینم که در چند مقطع ایرانیان به دلیل فشارها و سرکوبها و بلاهایی که حاکمیت های موجود کشور به سرشان می‌آورد به ستوه می‌آمدند، اما قدرت اینکه علیه حاکمیت موجود اقدامی کنند هم نداشتند، لذا از ورود قدرت خارجی استقبال می‌کردند. من اولین نمونه را در حمله اسکندر به ایران می‌بینم. اسکندر از یک طرف آمد سلسله هخامنشیان را منقرض کرد. کاخ تخت جمشید را که سمبل و مظهر قدرت آنها بود از بین برد. سلسله هخامنشی ها هم بنیانگذار ایران جدید بود و البته مفاخری هم داشتند اما مظالم هم بسیار داشتند به طوری که وقتی اسکندر به ایران حمله کرد، سپاه داریوش سوم شکست خورد و اسکندر پیروز شد. از نظر ظاهر تاریخی می‌بینیم آن مهاجم خارجی است بیگانه هم هست رقیب و دشمن ایران در جنگ های قبلی هم بوده است. ولیکن چند نمونه هم داریم که ایرانی ها از این جریان استقبال کردند. اسکندر مدت کوتاهی در ایران بود بعد رفت به هند و رژیم سلوکی ها در ایران حاکم شد. رژیم سلوکی ها درست مثل یک رژیم غرب گرا – البته در آن زمان - فرهنگ یونانی را به ایران آورد. بعد از سلوکی ها، اشکانیان که از پارت ها بودند، آن‌ها هم همینطور. در واقع مثل برخی اصلاح طلب های امروز که برخلاف نظام سنتی ایران می‌خواهند مقداری دموکرات باشند. پارت ها این طوری بودند. این یک نوع استقبال از فرهنگ آنها بود. تاریخ رسمی و دولتی همیشه اسکندر را مهاجم و دشمن معرفی کرده و لیکن ما در فردوسی که در ملی بودن او کسی تردید ندارد من شمرده ام جلد ششم شاهنامه که تصحیح مسکو است فردوسی 2400 بیت در مدح اسکندر دارد. حتی اسکندر را به حد اولیاءالله رسانده است. در خمسه نظامی هم همینطور است. فردوسی ویژگی‌اش این بوده و خودش هم می‌گوید که روایاتش برآمده از روایات سینه به سینه‌ی مردم بوده نه تاریخ های رسمی حکومتی. پس اسکندر در دل مردم چنین مقامی داشته است.

بعد متعاقب آن می‌بینیم در پی پیدایش اسلام و حمله اعراب به ایران فقط در قسمت غرب ایران و در مداین که پایتخت ساسانیان بود یک مقاومت رسمی نظامی و جنگ شد که بعد هم شکست خوردند. اما در بقیه ایران، به جز استثنائاتی، در اندک مدتی اکثر مردم به استقبال اعراب رفتند. این نمونه دوم بود. معروف است که یزدگرد سوم که آخرین پادشاه ساسانیان بود به وسیله یک آسیابان در خراسان کشته شد. در مداین در به در شد و هیچ کس راهش نداد و پناهش نداد. به هر شهری رفته بود راهش نداده بودند. در خراسان یک آسیابان او را لو داده و سرانجام کشته شد.

نمونه سوم که من در تاریخ می‌بینم سلطان محمود غزنوی است. غزنویان اصولا ایرانی نبودند. اما در ایران حاکم شده بودند و خیلی ظلم و ستم می‌کردند و به خصوص با شیعیان خیلی بد بودند. مردم به سختی اینها را تحمل می‌کردند. بعد از اینکه سلطان محمود درگذشت و حکومت به فرزندش سلطان مسعود رسید، مسعود چون هزینه‌های دولتی و جنگ‌ها و ... زیاد شده بود می‌خواست مالیات بگیرد. اعلام این موضوع یعنی گرفتن مالیات باعث شد که مردم خراسان به بهانه مقاومت در برابر دادن مالیات راه را بر سلجوقیان باز کردند که از طریق خراسان وارد ایران شدند. سلجوقیان را ایرانی‌ها راه دادند و راه را برای ورود آنها بازکردند برای اینکه از شر سلطان مسعود خلاص شوند.

ما این مسئله را در زمان معاصر خودمان هم می‌بینیم. در زمان رضاشاه پهلوی قبل از شهریور 20، جو پلیسی و امنیتی شدیدی حاکم بود. من آن موقع بچه بودم ولی شاهد بودم که چنان جو امنیتی بود که زن و شوهر به هم اعتماد نداشند. شوهر فعالیت و حتی روابط با دوستانش را از زنش پنهان می‌کرد، چون اعتماد نبود. فعالیت سیاسی هم اصلا نمی کردند. جرأتش نبود. مردم به جان آمده بودند. بنابراین وقتی حمله متفقین به ایران آغاز شد باز عموم مردم استقبال کردند. من خودم شاهد بودم هیچ مقاومت مردمی در مقابل حمله متفقین صورت نگرفت. فقط دولت مقاومت کرد که آن هم سه روز بیشتر نبود و شکست خورد و تسلیم شد. ستاد ارتش رضاشاهی فرمان «ترک مقاومت» داد. به ندرت کسانی مثل دریادار بایندر در جنوب مقاومت کردند و چند نفر شهید شدند. اما هیچ مقاومت دیگری نه در مردم و نه در ارتش نبود. یعنی مردم از آمدن متفقین استقبال کرده بودند. این را فقط من نمی گویم آقای خمینی هم در یکی از سخنرانی هایش من خودم شنیدم که گفت در زمان رضا شاه ظلم به قدری شدید بود که مردم از متفقین به عنوان آزادی بخش و نجات بخش استقبال کردند. من این را در تاریخ ایران می‌بینیم. نمی خواهم بگویم که ملت ایران بیگانه پرست است یا نگاه به بیگانه دارد ولی به قول سعدی:

سعدیا حب وطن گرچه حدیثی است صحیح نتوان مرد در اینجا که من اینجا زادم

این خیلی طبیعی است که وقتی انسان خیلی زیرفشار در نظام و حکومت موجود قرار گرفت وقتی خودش توانش را نداشته باشد که بر ظلم غلبه کند، نگاه به بیرون پیدا کند. من این را در تاریخ ایران هم می‌بینم و اگر در شرایط فعلی هم در اثر تفوق و گسترش جو امنیتی مردم به جان بیایند هیچ بعید نیست که نگاه به خارج پیدا کنند. معمولا فرهیختگان یا نخبگان سیاسی این جوری نیستند. چون بالاخره برای خودشان تحلیل و مرام و مسلکی دارند ولی توده مردم این گونه‌اند. یعنی کسانی که غریزی با اوضاع کشور و جامعه برخورد می‌کنند.

من این موضوع را از این جهت می‌گویم که هشداری باشد برای کسانی که با تهدید و اعمال جو امنیتی و سوءظن نسبت به مردم، مردم را می‌رانند به سمتی که نگاه و انتظار از خارج داشته باشند.

سوال – سوال بعدی در رابطه با مسائلی است که در رابطه با تحریم ها پیش آمده. بحث انرژی هسته ای و مذاکراتی که در ژنو شد به بن‌بست رسید و الان به نظر می‌آید روند جدیدی از تحریم ها شروع خواهد شد. دولتمردان ایران می‌گویند این تحریم ها کاغذپاره است و هیچ اثری ندارد و ما آنها را خنثی می‌کنیم. البته صحبتی از هزینه خنثی کردن این تحریم ها نمی‌کنند. نظر شما در باره این تحلیلی که دولتمردان ایران می‌گویند و کلا درباره تحریم ها و آثارش روی زندگی مردم ایران چیست؟

پاسخ – بله در ادامه صحبتم که می‌گفتم وقتی جو را امنیتی و یا مصنوعا امنیتی می‌کنند، محاسبات عقلانی تحت الشعاع قرار می‌گیرد و به سایه می‌رود. ما الان سال هاست که با غرب بخصوص آمریکا فقط به زبان و بی پشتوانه فحش می‌دهیم. اما هیچوقت نمی گوییم آمریکا با ما چه کار می‌کند. بنده یک مورد آن را که در جریان هستم می‌گویم. سال 1359 در جریان گروگان گیری تلاش هایی برای حل آن شد. دبیر کل سازمان ملل به نام کورت والدهایم وارد مسئله شد و طرح و سناریویی ارائه داد. این سناریو در شورای انقلاب تصویب شد. خود امام هم تأیید کرد و گفت اقدام خوبی است. اما این اقدام را دانشجویان که سفارت را اشغال کرده بودند به هم زدند و نتیجه آن شد که کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا تهدید کرد (فروردین سال 59) که اگر گروگان ها ظرف 15 روز آزاد نشوند ما ایران را محاصره اقتصادی می‌کنیم و خوب گروگان ها آزاد نشدند و 6 ماه بعد، در زمان جنگ آزاد شدند. ولی از آن تاریخ یعنی سال 59 تا به امروز آن محاصره اقتصادی وجود دارد و بسیاری از کالاهایی که از طرف غرب به ایران فروخته می‌شود با قیمتی خیلی بیشتر از سایر کشورها مثلا ترکیه، هندوستان و چین به ایران فروخته می‌شود. اروپا و دیگران این کار را کرده‌اند. در این سی سال اروپا حقیقتا ایران را غارت کرده آلمان، فرانسه و ایتالیا بودند و انگلیسی‌ها هم با وجود اینکه کمتر از دیگران در معاملات ایران حضور داشتند ولی هرجا که بودند همین طور و به همین نسبت عمل کردند.

منظورم این است که این مقابله با غرب با روش و سیستمی که ما داریم یعنی روش ستیزه‌گرانه همیشه به‌ضرر ما تمام می‌شود. مسئولان و رهبران ما هم مثلا به ظاهر شجاعت به خرج می‌دهند و می‌گویند ما در مقابل زورگویی امریکا می‌ایستیم و زیر بار آن نمی رویم و در واقع قهرمان نمایی می‌کنند. ولی یک نوع از قهرمانی که هزینه های مادی و اقتصادی آن را ایران می‌دهد نه مقامات  حکومت مدعی مبارزه با امریکا. همین یک قلم یعنی محاصره اقتصادی که سند آن موجود است را به عرض می‌رسانم که از سال 59 تا همین یکی دو سال قبل کالاهایی که از کره جنوبی یا تایوان یا ژاپن می‌آمد، یک کانتینر که حاوی کالاهایی بود اگر در شمال خلیج فارس یعنی بنادر ایران تخلیه می‌کرد هزینه حمل آن مبلغ 2400 یا 2600 دلار بود. اما اگر در بنادر جنوب یعنی امارات متحده یا کویت تخلیه می‌کرد 600 دلار بود. یعنی هزینه حمل کالاها 4 برابر با ایران حساب می‌شود. از آن وقت تا حالا این وضع ادامه دارد. یک زمانی می‌گفتند چون جنگ است و در خلیج فارس امنیت نیست این طور است. اما باید گفت اگر امنیت نیست برای هر دو ساحلش باید باشد ولی فقط برای ساحل ایرانی اعمال می‌شد. بعد هم که جنگ تمام شد باز این وضع ادامه داشت. الان هم هزینه حمل به سواحل ایران حدود 5/1 تا 2 برابر بیشتر از دیگر سواحل است. این فقط مربوط به حمل کالاست. اما قیمت خود کالا؛ یک مناقصه بین المللی بود حدود بیش از 15 – 10 سال پیش، زمان ریاست جمهوری آقای هاشمی (یکی از معاونان وزارت صنایع گفته بود)، مناقصه بین المللی گذاشتند. خوب در این مناقصه آلمان ها قیمت دادند برای آن تأسیسات و کارخانه تولید کربنات 270 میلیون دلار، فرانسوی ها 240 میلیون دلار و چینی ها 80 میلیون دلار. یعنی یک سوم فرانسوی ها. بعد معلوم شد که چینی ها رآکتور یا قلب اصلی کارخانه را از همان کمپانی آلمانی که 270 میلیون دلار قیمت داده بود می‌آوردند! سیستم کنترل و نظارت کارخانه از هانیول آمریکا بود که در دنیا در رده اول و بی نظیر است. خیلی مزایا داشت. بعد معلوم شد که آلمان ها همان رآکتور را به چینی ها خیلی ارزان تر از آن که به ما قیمت داده بودند، می‌فروختند. این یک نمونه بود. تمام کالاهایی که غرب، مخصوصا اروپایی ها و ژاپنی‌ها با ما حساب کردند 2، 3 یا 4 برابر کشورهای دیگر بود. این برای این است که ما سیاست ستیزه گرانه داریم و ضمنا رقیب بزرگ اروپا یعنی امریکا هم در بازار ایران غایب است. بنابراین اروپایی ها خودشان را بی رقیب دیده‌اند. برای مثال یک شرکت نفتی آمریکایی به نام کونکو بود که استخراج پروژه پارس جنوبی را در ابتدا این شرکت پیشنهاد داد. کلینتون که آن موقع رئیس جمهور آمریکا بود به دلیل تحریم ایران مانع شد که کونکو در سرمایه گذاری در پارس جنوبی ایران شرکت کند. بعد توتال فرانسه که بعدها خیلی معروف شد جای کونکو را در ایران گرفت. آن زمان آقای آقازاده وزیر نفت بود. او گفت قرارداد کونکو خیلی برای منافع ملی ما بهتر بود.

من می‌گویم رجال ما، همیشه می‌گویند که ما از پس تحریم های امریکا برمی آییم. این تحریم ها کاغذپاره ای بیش نیست. اما آنها فقط حرف آن را می‌زنند، هزینه اش را که نمی‌پردازند. هزینه این تحریم ها را منافع ملی ایران می‌دهد. ملت ایران می‌دهد. این هم یک نوع از قهرمانی یا قهرمان نمایی است که بنده ادعای شجاعت کنم ولی هزینه اش را شما بدهید و ضربه اش را شما بخورید! این که دیگر هنر و شجاعت نیست. الان در این تحریم‌ها، چند ماه پیش که صندوق بین‌المللی پول محاسبه کرده بود که در اثر سه تحریمی که شورای امنیت کرده، 35 میلیارد دلار به ایران صدمه خورده است. یعنی در تمام معاملاتی که ایران کرده است این قدر به قیمت آن افزوده شده. و یا مثلا بعضی کارشناس‌ها را تحریم کرده‌اند و به ما نمی‌دهند یا اگر موسسات بین‌المللی بخواهند خدماتی را به ایران بدهند چند برابر قیمتی که با دیگران حساب می‌کنند با ما محاسبه می‌کنند. بنابراین، این تحریم ها خیلی برای ملت ایران هزینه برداشته است. در حالی که مقامات ما تحریم‌ها را کاغذپاره می‌نامند!!

تعدیاتی که حکومت به حقوق انسانی و آزادی های فردی می‌کند خیلی تلخ است. باید جلوی آن ایستاد و مبارزه کرد. اما شاید این گونه صدمات به حقوق انسانی قابل جبران باشد یعنی به محض اینکه یک مقدار حکومت کوتاه بیاید یا دولت عوض بشود یا سیاست ها عوض شود تا حدی همه اینها جبران شود و مردم هم فراموش کنند؛ اما این زیان های اقتصادی هیچوقت جبران نمی شود مثلا زیانی که قرارداد ترکمانچای وارد کرد مگر هیچوقت جبران می‌شود؟ در جنگ عراق با وجودی که شورای امنیت سازمان ملل رأی به این داد که  عراق آغازکننده جنگ است بنابراین تمام خساراتی که دولت ایران، البته با اغراق، 1000 میلیارد حساب کرده بود، حتی فرض کنیم 200- 300 میلیارد هم باشد را مگر آنها به ایران دادند؟ وقتی صدام بود که هیچ، وقتی هم که صدام از بین رفت رژیم جدید مگر داد؟ اصلا ایران مگر می‌تواند آن را مطرح کند؟ اگر هم مطرح کند عراق زیر بار آن نمی رود. این خسارت های اقتصادی دیگر به هیچ وجه قابل جبران نیست.

سوال – فرمودید وقتی ایران با آمریکا تعارض پیدا کرده، اروپایی‌ها، روسیه، چین و حتی ترکیه و بعضی وقت‌ها امارات، ایران را غارت می‌کنند و ورود آمریکا به اقتصاد ایران می‌تواند رقابت ایجاد کند. به عبارتی اینها از تضاد ایران و امریکا سود می‌برند. سوال این است که آیا از تضاد ایران و امریکا، اسرائیل هم سودی می‌برد یانه؟

پاسخ – صد در صد بله. چون اسرائیل موجودیت ایران با سیستمی که الان حاکم است را مرادف با نفی خودش می‌بیند. بنابراین تضاد اسرائیل با ایران یک تضاد ذاتی و عمیق است. اسرائیل مخالف هر اتفاق سیاسی که طی آن نظام ایران تثبیت شود، می‌باشد. یکی از راه های تثبیت ایران هم این است که روابط آمریکا با ایران عادی شود. بنابراین اسرائیل این را نمی خواهد و این هم طبیعی است. اما یک نکته دیگر هم وجود دارد و آن این است که در این تضاد همیشه دیگران فایده می‌برند. من به ترکیه بخصوص دولت اسلام گرای آن خیلی ارادت دارم. اینها خیلی کارها کردند که در ترکیه انجام نمی شد. از جمله اقتصاد ترکیه را خیلی اصلاح کردند و بعد روابط آنها با ایران خیلی حسنه تر شد. اما الان ترکیه از این روابط و وضعیت ما بهره می‌برد. چون اولا آقای احمدی نژاد به ترک ها نمایندگی داد که گاز ایران را در جهان مخصوصا در غرب و اروپا بفروشد و با قیمت پنجاه درصد صادر کند. یعنی ایران به ترکیه 50% تخفیف داده است. دوم آنکه الان ترکیه مرکز ترانزیت و مرکز معاملات و مذاکرات گاز جهان شده. یک چنین جایگاهی که ترکیه پیدا کرده‌، فرصت‌طلبانه است و در اثر سیاست غرب ستیزی ما ایجاد شده است.

سوال – بنابراین می‌توان پیش‌بینی کرد که هر وقت می‌خواهد روابط ایران و امریکا باز شود از طرف یکی از این اضلاع کارشکنی صورت می‌گیرد، همان‌طور که در داخل هم کارشکنی می‌شود. یعنی کسانی در داخل هستند که نمی‌خواهند رابطه ایران و آمریکا باز شود. آیا می‌توان گفت اینها عملا به نفع اسرائیل کار می‌کنند؟

پاسخ – صد در صد همینطور است. من تصورم این است کسانی که در داخل ایران علیه روابط ایران و آمریکا فریاد می‌زنند فرصت‌طلبی و عوام‌فریبی می‌کنند. هرکس می‌تواند برای خودش تصمیم بگیرد، اما نمی‌تواند برای یک ملت تصمیم بگیرد. یعنی اولا شما ادعای مقاومت بکنی و هزینه‌اش را ملت بدهد و دوم اینکه با ایستادن بر سر این حرف چه چیزی را از دست می‌دهیم؟ در جنگ‌های مرسوم و کلاسیک، وقتی محاسبات استراتژیک می‌کنند همیشه قدرت و امکانات دشمن و خودشان را حساب می‌کنند و بعد می‌گویند اگر حمله کنیم ما بیشتر فایده می‌بریم تا دشمن. قانون جنگ هم این طوری است که اگر یک سردار یا فرمانده موجب شود که دشمن یک سنگر پیشروی کند آن سردار را برکنار و یا محاکمه می‌کنند حتی اگر با حسن نیت هم باشد و خیانت نکرده و مثلا اشتباه کرده باشد. ما چه طور است که 30 سال است با امریکا درگیریم و مرتب امریکا پیشروی کرده و ما شکست خورده ایم. آقایان فحش را به آمریکا می‌دهند و کوتاه نمی آیند و می‌گویند فن‌آوری هسته‌ای، ولیکن هزینه‌اش را ملت می‌دهد. این ملت است که خسارت می‌دهد. به لحاظ سیاسی مگر امریکا ما را در دنیا منزوی نکرده؟ مگر این قطعنامه اخیر شورای حکام را روسیه و چین پیشنهاد و امضاء نکرده‌اند؟ پس اینهایی هم که ظاهرا دوستان ما هستند علیه ما شده‌اند و ما الان منزوی شده ایم. این چه مقاومت و چه ستیزی است که همه اش ما شکست می‌خوریم و آنها برنده می‌شوند؟ زیان‌های ایران را من دو جور تعبیر می‌کنم: یکی زیان های مادی و اقتصادی است و دیگری زیان های سیاسی است. زیان های سیاسی مثل آنکه ما در دنیا منزوی شده ایم و می‌گوییم مثلا اگر دولتی مثل خاتمی بر سر کار بیاید آن منزوی شدن حل می‌شود. اما خسارت های مادی که دیگر برنمی گردد. به هر صورت من این سیاست و برخی کارشکنی‌های داخلی را مشکوک هم می‌بینم.

سوال – برخی معتقدند شعارهای اعتراضات مردمی بعد از انتخابات (جنبش سبز) رادیکال شده، خود شما هم در برخی مصاحبه ها و نوشته ها در این باره هشدار دادید و گفتید بنا به دلایلی (مثل اینکه جریان راست را منسجم می‌‌کند و دلایل دیگر) نباید جنبش به این سمت برود. حال برخی می‌گویند این موضوع عکس العملی است بر این که حکومت خشونت به خرج می‌دهد و این جنبش را به رسمیت نمی‌شناسد و یا خواسته‌هایش را برآورده نمی کند. بنابراین این یک امر طبیعی است. شما چه تحلیلی در این رابطه دارید و چه توصیه و هشداری برای فعالین این جنبش؟

پاسخ – بله بنده بارها این را گفته ام. در این که حاکمیت متجاوز اصلی است و همیشه در طول تاریخ (نه فقط الان در ایران) حاکمیت های استبدادی هستندکه مردم و جنبش های مردمی را به طرف رادیکالیزه شدن می‌برند. انقلاب امری است که رژیم های حاکم به جامعه تحمیل می‌کنند. جامعه به طور طبیعی و فطری و عقلایی از اول «انقلاب» نمی خواهد، «اصلاح» می‌خواهد. این مسئله در همه دنیا برقرار است. وقتی حاکمیت ها مقابله می‌کنند و کوتاه نمی آیند و به قول خودشان یک سانت هم عقب نمی نشینند این رفتار پیش می‌آید. من تردید ندارم و نمی‌خواهم کسی را متهم کنم. ولی از طرف دیگر باید بدانیم رادیکال شدن چند تا اشکال دارد. یک اشکالش این است که طرف مقابل را منسجم می‌کند. در همین جناح اصولگرایان عده ای بودند (مثل عسگراولادی) راه افتاده بودند و با هاشمی هم روابط داشتند و می‌خواستند میانه را بگیرند. حتی آقای عسگراولادی یک مصاحبه داشت که می‌گفت ما این آقای کروبی و موسوی و خاتمی را ارزان به دست نیاورده‌ایم. اینها خادمین انقلاب بوده‌اند چرا می‌خواهید بیخودی اینها را برانید و به آنها تهمت بزنید و آنها را لکه دار کنید؟ اینها را گفت ولی در اثر رادیکال شدن جنبش آنها هم ترسیدند و حرفشان را عوض کردند. یک ضرر رادیکال شدن این است. اما همان قدر که رادیکالیزه شدن موجب وحدت طرف مقابل می‌شود می‌تواند موجب تفرقه و اختلاف در این طرف شود. یعنی رهبری یک جنبش باید روی متوسط آن جنبش حساب کند نه روی طرف خیلی رادیکال و داغ آن. قدیم‌ها اصطلاحا می‌گفتند  امام جماعت باید رعایت اضعف مأمومین را بکند. چرا؟ برای اینکه عده اضعف مأمومین بیشتر است. در جنبش سبز هم ممکن است عده معدودی خیلی رادیکال و از جان گذشته باشند ولی بقیه و اکثریت متوسط هستند حتی بعضی ها ممکن است ضعیف‌تر باشند. رهبری جنبش باید بنا را بر متوسط افراد و بر متوسط خواست‌های آن جنبش یا حرکت بگذارد. آقای موسوی هم گفت ما نمی‌‌خواهیم ساختارشکنی کنیم. این ساختارشکنی نکردن چند دلیل و فلسفه دارد. یکی اینکه اگر بخواهیم ساختارشکنی کنیم یعنی با کل نظام طرفیم و پیروزی در چنین وضعی بسیار بعیدتر است. من در ساختارشکنی در ایران خطر دیگری هم دیده‌ام. بعد از شهریور 1320 بارها دیده ایم هروقت اقتدار دولت مرکزی زیر سوال می‌رود جنبش‌های واگرایانه فعال می‌شوند. مثلا بعد از جنگ جهانی دوم وقتی متفقین شروع به خروج از ایران کردند دولت آن موقع دولت ضعیفی بود در همان موقع فرقه دموکرات آذربایجان و بعد هم فرقه دموکرات کردستان شروع شد و در واکنش نسبت به آنها نهضت جنوب شروع شد که طی آن عشایر جنوب اعلام استقلال کردند و مرکز حکومتشان هم شد فارس و شیراز. در دوران انقلاب هم درست در روز 22 بهمن در مهاباد دموکرات‌ها قیام کردند و پادگان مهاباد را اشغال کردند و متعاقب آن جنبش ترکمن صحرا شروع شد. در سیستان و بلوچستان هم شروع شد. در همه اینها هم چپ‌ها نقش داشتند. منظور این است که وقتی دولت ضعیف است اینطور می‌شود. حالا اگر ما بر ساختارشکنی فشار بیاوریم و اصرار بکنیم، حداقل این ساختارشکنی یک دوره انتقال دارد. از وقتی که این ساختار زیر سوال برود و بعد کم کم شکست بخورد و یا تسلیم بشود تا اینکه دولت بعدی بیاید حاکم شود و اقتدار پیدا کند. فاصله زمانی ای لازم دارد که ممکن است چند سال طول بکشد. در این دوره، اقتدار دولت ضعیف است. در اینجا من می‌بینم و پیش‌بینی می‌کنم که جنبش‌های تجزیه‌طلبانه شروع خواهد شد. تحریکاتی هم از خارج هست که یک طرف آن اسرائیل است و یک طرف آمریکاست. یک طرف نظریات جدید است مانند دموکراسی های موزاییکی. یعنی کردستان خودش بشود یک دموکراسی، آذربایجان بشود یک دموکراسی، همه اینها کوچک، کوچک ولو رادیکال باشند خطری ندارند. ولی دولت مرکزی ایران خطرناک می‌شود. بنابراین در ساختارشکنی این خطرات قطعی است.

ضرر دیگر آن این است که وقتی جنبش رادیکالیزه می‌شود طبعا به سمت خشونت می‌رود. در حالی که اساس جنبش سبز مسالمت آمیز است. اما تجربه تاریخی به ما نشان داده است که اگر قرار است خشونت راهبرد باشد حاکمیت ها همیشه زورشان بیشتر است. همین جریان آتش زدن عکس امام. به نظر بنده وقتی صدا و سیما این را نشان می‌دهد این احتمال را تقویت می‌کند که شاید این کار همان جناحی باشد که می‌خواهد تحریکی ایجاد کند؛ یا مثلا فرض کنیم پاره کردن عکس آقای خامنه ای. حداقل این کار این است که کسانی که در جناح راست معتدل تر و موضع شان میانه است می‌گویند کل نظام در خطر است. بنابراین رادیکالیسم این عیب را دارد که عملا جنبش را به طرف خشونت می‌کشد و در خشونت هم شکست با این طرف است. اما به فرض هم که شکست نباشد عواقب مثبتی ندارد. ما تجربه کرده ایم. در سال های دهه 60 تا 90 میلادی جنبش های مسلحانه در جهان فراوان بوده‌اند. بعضا پیروز هم شدند. مثل جنبش الجزایر. اینها پیروز شدند ولی همان رهبران جنبش که بعدا حاکم شدند (به دلیل اینکه سالها در یک سیستم مخفی و جدای از مردم جنبش را رهبری کرده بودند) و مردم (به دلیل نفرتی که از استعمار فرانسه داشند کاملا از اینها تبعیت می‌کردند)، در هنگام حکومت‌شان توتالیتر شدند. از بن بلا گرفته تا بومدین خیلی از سران انقلاب‌ها در حاکمیت خودشان تبدیل به سران سرکوب شدند. اگر قرار باشد جنبش به طرف خشونت برود اولا احتمال شکست آن بیشتر می‌شود ثانیا به فرض اینکه پیروز هم بشود، سیستمی که جانشین سیستم قبلی می‌شود خودش هم یک سیستم خشن خواهد بود. من می‌گویم عیب جنبش های رادیکال این است. به همین دلیل است که بنده از اینکه جنبش به طرف رادیکالیسم برود خیلی نگران هستم.

 

سوال - برخی نیروها در خارج از کشور هم توصیه به همین اعتدال می‌کنند. اما عده ای هم آن را سازشکاری می‌دانند.

 

پاسخ – در آنجا هم افراد باتجربه زیادند. اما عده‌ای هم نشسته‌اند و از راه دور این حرف‌ها را می‌زنند. اما ما اینجا وسط گودیم. باید به آنها گفت شما خبرها را از طریق رسانه ها می‌شنوید یعنی غیرمستقیم، اما ما مستقیم. ضمن اینکه اینجا هر چه اینها خشونت شان بیشتر شود، آنجا به اینها صدمه ای نمی خورد.

سوال  - البته خیلی از آنها قبلا  صدمه خورده‌اند.

پاسخ – بله کاملا درست است. اما اگر حالا شکست به وجود بیاید، شکست مال اینجاست. بعد هم این که به نظر من در ایران تجربه نشان داده که حرکت های معتدل اثر درازمدت بیشتری دارند. حرکت مصدق یک حرکت معتدل بود. حتی مصدق در دادگاه هم که خیلی مردانه ایستاده بود، و شاهکارش بود، آنجا هم شاه و سلطنت را نفی نکرد. اثر دادگاه مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت این شد که حالا که 50 سال از آن زمان گذشته است، ما روز به روز مصدق را بیشتر کشف می‌کنیم. خود اصل ملی شدن قراردادهای نفتی واقعا با ملی شدن نفت ایران در جهان «قانونی» شد و در تمام قراردادهای نفتی دنیا حق ملی کردن برای آن کشور صاحب ذخایر نفتی به رسمیت شناخته شد. در ایران هم حداقل‌اش این بود که نفوذ انگلستان از 100 به 40 رسید و به همین نسبت نفوذ سیاسی انگلیس‌ها در ایران به شدت پایین آمد. آن موقع شرکت نفت یک اداره اطلاعات داشت که مثل یک دولت در دولت بود. در زمان ملی شدن صنعت نفت بسیاری از مقالات ضدملی شدن و ضدجبهه ملی را خود اداره اطلاعات می‌نوشت و به روزنامه ها می‌داد . به روزنامه های مخالف دولت مصدق کمک مالی می‌کرد. کمک اطلاعاتی می‌داد و اداره اطلاعات شرکت نفت آن چنان قوی بود که مثلا در سراسر استان خوزستان، در زمان شرکت نفت سابق، اگر کسی می‌خواست نانوایی یا آهنگری باز کند یا مثلا می‌خواست یک مغازه تراشکاری باز کند غیر از دولت و شهرداری، اداره اطلاعات هم باید اجازه می‌داد و آنها هم مطابق عرف شان این اجازه را نمی دادند و به همین علت خوزستان عقب مانده شده بود. از یک نظر دیگر چون جنبش سبز، یک جنبش متکثر است این کار یعنی رادیکالیزه شدن آن باعث بروز اختلاف داخلی آن می‌شود.

سوال – آیا می‌توان گفت به نوعی شما امروز حرف‌ها و تجربه مهندس بازرگان در آن روز تکرار می‌کنید.

پاسخ – بله. مهندس بازرگان آن موقع این حرف را می‌زد. خود ما آن موقع جوان تر و پراحساس تر بودیم و تابع براندازی سریع رژیم بودیم. من آن موقع با مهندس بحث داشتم ولی بعدا دیدم که او راست می‌گفت. او می‌گفت انقلاب باید بشود و شاه هم باید برود ولی ما سنگر به سنگر، گام به گام، باید جلو برویم. اگر اول شخص شاه برود بعد ما یعنی جناح مخالفین شاه، بر جامعه و کشور تسلط پیدا می‌کنیم، در حالی که الان ما 25 سال است که از کلیه امور دولتی برکناریم ما نمی دانیم امنیت کشور چه جوری است و چه جوری مدیریت می‌شود. ما نمی دانیم نان و آب مردم چطوری تأمین می‌شود. یعنی دستمان در کار نیست. حرف هایی می‌زنیم ولی چه بسا وقتی که خودمان متصدی مسئولین نان شویم مجبور شویم قیمت واقعی نان را پایین بیاوریم. یعنی سوبسید بدهیم. یعنی بسیاری ایراداتی که ما به آن رژیم داشتیم ای بسا اگر خودمان هم مسئول شویم و داخل گود بیاییم مجبور شویم همان کارها را بکنیم. آقای خمینی که آن موقع هیچ سابقه اداری و اداره مملکت نداشت می‌گفت «می توانیم» و بازرگان که سابق مدیریت دانشکده فنی، خلع ید،  طرح ترافیک، لوله کشی آب تهران را داشت، با این سوابق در مدیریت می‌گفت ما نمی توانیم! دوستان ما (من که نبودم چون در زندان بودم!) مثل مرحوم علی بابایی که واقعا آدم خالص و مخلصی در مبارزه بود؛ او هم با بازرگان اختلاف داشت. بازرگان می‌گفت انقلاب بشود ولی سنگر به سنگر و به تدریج باید جلو برویم. ولی آنها می‌گفتند نه یک دفعه باید رژیم ساقط شود. این است که بازرگان می‌گفت ما باید شتاب انقلاب را بگیریم. الان جوانان و حتی برخی پیرمردها هم هستند که رادیکال هستند. ما می‌گوییم از اینکه شما رنج می‌برید از این حاکمیت، زورگویی‌ها و دروغ‌گویی‌هایش به جای خود درست است و حق دارید. از اینکه شما هر اقدام مسالمت‌جویانه و اصلاح‌طلبانه که می‌کنید آنها امنیتی برخورد می‌کنند و به شما نسبت انقلاب نرم و مخملی می‌دهند، تهمت و افترا و بازی سیاسی و تبلیغاتی و... می‌کنند؛ همه اینها را قبول دارم. اما حرفم الان این است که قبل از انقلاب در همان جنبش های چریکی تبلیغ این بود که فرد خودش را آماده می‌کند گلوله به سینه‌اش بخورد، شهید شود، اما یک موقع، خودش را آماده می‌کند برای 5 سال – 10 سال تحمل ناملایمات تا در حرکت سیاسی اش از یک حدود عقلایی تجاوز نکند، رعایت اعتدال را بکند، آنها مرتب تهمت و افترا می‌زنند و شما سعی می‌کنید همیشه منطقی و آرام باشید، منطقی جواب بدهید، این هم یک نوع خویشتن داری و ایثار و فداکاری است. همیشه فداکاری  این نیست که انسان سینه‌اش را سپر کند. اتفاقا فداکاری نوع اول آسان تر است. آدم یک تیر می‌خورد و بعد راحت می‌شود. اما در این حالت باید 5 سال، 10 سال، 15 سال رنج ببری و خودخوری کنی و با دیگران سروکله بزنی و پیش بروی. تحمل حرکت تدریجی از گلوله خوردن سخت‌تر است. گاهی اینها با هم مخدوش می‌شود. و خیال می‌کنند اگر بخواهی کمی آرام تر، معتدل تر جلو بروی این کوتاه آمدن و سازش است. من می‌گویم اصلا این طور نیست.

– خیلی ممنون آقای مهندس. خسته نباشید.









Skaffa en Windows phone så kan du chatta på Messenger var du än är! Skaffa en Windows phone så kan du chatta på Messenger var du än är!