به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا) احمدینژاد امروز پنجشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۰ در جمع مردم کرمانشاه بدون اشاره به نام باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا گفت: « آقا آمده است برای ما پيام نوروزی میدهد، شما چه میفهميد نوروز چيست؟ نوروز يعنی پاکی، توحيد، محبت، نو شدن، زيبا شدن، اميد، دعوت به صلح، عدالت و آرامش.»
وی افزود: «ملت ايران برای حرفها و موضعگيریهای سردمداران آمريکا که عوامل خيمهشببازی صهيونيستها هستند، ارزشی قائل نيست.»
رئيسجمهوری ايران گفت: «شما يک راه بيشتر نداريد و آن دوستی با ملت ايران است و اگر در مسير دشمنی با ملت ايران حرکت کنيد، سرنوشت هيچيک از شما بهتر از صدام و صداميان نخواهد بود.»
باراک اوباما در پيام نوروزی امسال گفته بود همان نيروهای اميدی که ميدان تحرير (مصر) را درنورديدند در ژوئن ۲۰۰۹ در ميدان آزادی (تهران) ديده شدند.
اين بخش از سخنان اوباما به تجمع ميليونی معترضان مصری در بهمن ٨٩ در ميدان تحرير اين کشور که منجر به کنارهگيری حسنی مبارک از رياستجمهوری مصر شد، اشاره دارد. در ژوئن ۲۰۰۹ (۲۵ خرداد ۸۸) نيز معترضان به نتيجه انتخابات بحثبرانگيز رياستجمهوری ايران در سال ۸۸، در ميدان آزادی تهران تجمع ميليونی برگزار کردند. شمار حاضران در اين تجمع بين يک تا سه ميليون نفر برآورد شده است.
اين بخش از پيام نوروزی اوباما با واکنش آيتالله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ايران نيز مواجه شد.
وی روز دوشنبه اول فروردين جاری گفت: «اوباما گفته است مردمی که در ميدان آزادی جمع شدند شبيبه مردم مصر در ميدان تحرير هستند. بله مردمی که در ميدان آزادی هر سال ۲۲ بهمن جمع می شوند شبيه آنها هستند، چون شعار مرگ بر آمريکا سر میدهند.»
علی لاريجانی، رئيس مجلس ايران نیز چند روز پیش، پيام نوروزی باراک اوباما را «تأسفآور و مضحک» خوانده بود.
لاريجانی دوشنبه ۱۵ فروردين ۱۳۹۰ در مجلس شورای اسلامی ايران گفت اوباما در پيام نوروزی، «لباس رئيسجمهوری يک کشور بزرگ را از تن به در آورد و در حد رئيس حزب سبز شعبه يکی از شهرهای دورافتاده اروپا سخن راند.»
به گفته وی، اين اقدام رئيسجمهوری آمريکا باعث شد تا «ايرانيان پشت صحنه دغلکاری يکی دو سال آنان (آمريکا) در پيگيری گفتوگو با جمهوری اسلامی را بهتر بشناسند.»
احمدینژاد در بخش ديگری از سخنانش با اشاره به وقايع ليبی و بحرين گفت: «هدف آنها (آمريکا و غرب) حفظ منافع خودشان، نجات رژيم صهيونيستی و تغيير چهره آمريکاست ولو اين که در طی تحقق اين اهداف هزاران نفر از مردم کشته شوند. »
در چند ماه اخير، موج اعتراضها در کشورهای عربی و شمال آفریقا عليه حاکمانشان بالا گرفته است.
وی افزود: «آنها میخواهند در منطقه دعوای ايرانی-عربی و شيعه-سنی ايجاد کنند، اختلاف را در منطقه شعلهور کنند برای نجات رژيم صهيونيستی.»
ایران از کشور اسرائیل با عنوان «رژیم صهیونیستی» نام میبرد.
احمدینژاد گفت: «آنها فريب پيچيدهای را دنبال میکنند و میخواهند اين رژيم را (اسرائيل) در قالب دو دولت تثبيت کنند. از اين نظر دارای مشکل هستند چرا که سرزمين اشغالی کوچک است و قريب به اتفاق اين سرزمين دست صهيونيستهاست و آنها حاضر به عقبنشينی نيستند و حاضر نيستند که از سرزمين اشغالی مقداری عقبنشينی کنند.»
وی افزود: «به همين باور آنها میخواهند از يک سرزمين عربی و اسلامی به نام اردن منطقهای را بکنند و دولت فلسطينی را در آنجا و دو سه منطقه از سرزمين اشغالی يعنی فلسطين اصلی ايجاد کنند، اين يک توطئه بزرگ است و همه ملتها و گروههای مقاومت بايد هوشيار باشند.»
آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی در پيام نوروزی خود سال ۹۰ خورشيدی را سال جهاد اقتصادی نام گذاشت. اما آيا جهاد با فعاليت اقتصادی شهروندان وجه مشترکی دارد؟
فريدون خاوند، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصادی در پاريس در این مورد می گوید: پيش از همه بايد بر اين تاکيد کرد که حرکت جهادگونه ای که آقای خامنه ای از آن اسم می برد، اصولاً با نفس اقتصاد چندان سازگار نيست.
جهاد به معنی اين است که انسان بر منافع فردی اش پا بگذارد و جانفشانی کند در راه آرمانهای جمعی. در حالی که انسان اقتصادی بيش از همه به منافع خودش می انديشد و اين خود پرستی او است که در يک جامعه متکی بر قانون در خدمت منافع ديگران قرار می گيرد.
يک مثال معروفی آدام اسميت در کتاب معروف خودش به نام ثروت ملل زده. او می گويد وقتی که ما شام می خوريم قصاب و نانوا تنها و تنها به خاطر کسب سود خودشان گوشت و نان مورد نياز ما را برای تامين شام مان فراهم می کنند.
تلاش آنها برای تامين شام ما هيچ ارتباطی با خيرخواهی آنها به سود ديگران ندارد. در واقع ما شام خودمان را مديون خودپرستی آنها هستيم نه بشردوستی آنها. ما اگر به اطراف خود نگاه کنيم اين همه کالا می بينيم. از کامپيوتر تا پارچه. کدام يک از اين کالاها به برکت حرکت جهادگونه فراهم آمده؟ چند اختراع در تاريخ تمدن انسانی مديون تمايل مخترعان به جانفشانی و فداکاری است؟
هيچ شرکتی اعم از بزرگ و کوچک در دنيا به خاطر جهاد تلاش نمی کند. من فکر می کنم که اصولاً اقتصاد با شعار و فرمان و فتوا ميانه ای ندارد. البته می شود حکم کرد که احزاب منحل شوند. می شود حکم کرد که روزنامه ها درشان بسته شود. ولی نمی شود حکم کرد که نرخ رشد بالا برود، فرصت های شغلی ايجاد شود يا تورم پائين بيايد. ما در تاريخ معاصر جهان می بينيم که مثلاً حکومت شوروی در دوران استالين به زور گولاک و ايدئولوژی سعی کرد يک اقتصاد مرفه به وجود بياورد و موفق نشد.
فيدل کاسترو سخنرانی های چند ساعته می کرد که توليد شکر بالا برود، موفق نمی شد. بنابراين من فکر می کنم که به جای حکم کردن و اعلام شعار برای يک سال در زمينه اقتصادی، بهتر اين است که زمينه ای فراهم شود که مردم بتوانند در شرايط طبيعی و عادی بدون پرداختن به شعارهای مکتبی فعاليت اقتصادی خودشان را انجام دهند و فراهم کردن فضاس کسب و کار مساعد بهترين کاری است و بهترين ابتکاری است که می شود انجام داد برای تامين رشد اقتصادی.
آقای خاوند، به رغم بحث هايی که در سالهای گذشته بر سر آمارهای منتشر شده و يا منتشر نشده درباره شاخص های کلان اقتصادی در جريان هست، ظاهراً آيت الله خامنه ای با قبول آمارهای دولت احمدی نژاد درباره نرخ رشد دستاوردهای علمی در ايران در پيام نوروزی گفت: «مثلاً در عرصه توليد علم، مشارکت کشور ما در توليد علم در دنيا بيش از ۱۱ درصد است.» اگر ايران اين همه در زمينه علم موفق هست، آن طور که آقای خامنه ای می گويد، پس چرا دستاورد اين موفقيت ها بازتابی جز در آمارهای دولتی ندارد؟
برای اين که جايگاه يک کشور در توليد علمی جهان مشخص شود، معمولاً بر دو ملاک تاکيد می کنند.
يکی ميزان ثبت اختراعات و دوم ميزان مقالات علمی که از سوی محافل علمی يک کشور در رسانه های معتبر جهان منتشر شده است. در مورد مسئله ثبت اختراعات می بينيم که فرض کنيد کشوری مانند چين با يک ميليارد و ۳۰۰ ميليون نفر جمعيت و با جايگاه عظيمی که در حال حاضر در اقتصاد جهانی در اختيار خودش دارد، چيزی در حدود ۳ تا ۳.۵ درصد ثبت اختراعات در جهان را به نام خودش دارد و چطور ممکن است که ايران که در اين رده ثبت اختراعات جايی ندارد، بتواند ۱۱ درصد علم جهان را توليد کند. در مورد انتشار مقالات علمی البته ايران بر اساس بعضی از آمارها در جايگاه بدی قرار ندارد ولی بخش بزرگی از اين مقالات از سوی ايرانيانی منتشر می شود که در دانشگاه های معتبر غرب تحصيل می کنند. از طرف ديگر ما ببينيم که دانشگاه های ايران در رده دانشگاه های معتبر جهان چه جايگاهی دارند.
اين سلسله مراتب را مثلاً يکی از دانشگاه های شانگهای منتشر می کند و ما می بينيم که در اين فهرست شانگهای نام هيچ دانشگاه ايرانی ديده نمی شود مگر در رده های بالای ۱۵۰ تا ۲۰۰. از طرف ديگر کدام کالای ايرانی است که در بازارهای جهان به فروش رود و به نام ايران به فروش برود. در عرصه صنعتی به جز مواد خام. بنابراين با توجه به تمام اين واقعيات گفتن اين که ايران ۱۱ درصد توليد علمی جهان را در اختيار دارد، باعث می شود که ايرانی ها به ضعف خودشان پی نبرند و تلاش لازم را برای پرکردن خلايی که بين وضعيت موجود آنها و واقعيات جهانی وجود دارد، انجام ندهند.
در برنامه این هفته مجله اقتصادی، پروين عليزاده، کارشناس اقتصادی و استاد دانشگاه در لندن در مورد نکات اصلی جامعه به اصطلاح بزرگ و سياست های اقتصادی دولت کامرون در بریتانیا با رادیو فردا گفتگو کرده است.
مهرداد عمادی، مشاور اقتصادی اتحاديه اروپا در لندن نیز در مورد پيش شرط های اتحادیه اروپا برای استفاده از ياری های اين اتحاديه برای کشورهای عضو، با رادیو فردا گفتگو کرده است.

رابرت گیتس، وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا، جمهوری اسلامی و گروه تروریستی القاعده را متهم کرده است، که در پی سواستفاده از شرایط منطقه برای گسترش نفوذ خود هستند.
به گزارش خبرگزاری فرانسه، رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا، روز پنجشنبه در سخنانی در یکی از پایگاههای نظامی آمریکا در بغداد با اشاره به ناآرامیهای جاری در برخی از کشورهای عربی، نسبت تلاش ایران و گروههای بنیادگرا برای سواستفاده از این وضعیت ابراز نگرانی کرده است.
وی با بیان این که ایالات متحده آمریکا باید از نزدیک مراقب اوضاع باشد، در این باره اظهار داشته است: «اکنون شرایطی وجود دارد که ممکن است، بنیادگرایان و همین طور ایران برای گسترش نفوذ خود تلاش کنند.»
وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا همچنین گفته است، کشورش باید از این امر اطمینان حاصل کند که چنین گروههایی نتوانند در سایه تحولات منطقه به اهداف خود دست یابند.
رابرت گیتس، که پیش از سفر به عراق در عربستان سعودی نیز توقف کوتاهی داشت، پس از دیدار با ملک عبدالله نیز به شدت از جمهوری اسلامی ایران انتقاد کرده بود.
وزیر دفاع آمریکا با اشاره به ناآرامیها در بحرین گفته بود: «ما شواهدی در دست داریم که نشان میدهد، ایرانیان تلاش میکنند از اوضاع جاری در بحرین سواستفاده کنند.»
آقای گیتس افزوده بود: «ما همچنین شواهد و مدارکی در اختتار داریم که نشان میدهد، ایرانیها در این فکر هستند که در جاهای دیگر هم مشکل ایجاد کنند.»
ایالات متحده آمریکا جمهوری اسلامی را متهم میکند که به دنبال ایجاد بیثباتی در منطقه و مقابله با حکمرانان سنی کشورهایی مانند بحرین است که از مدتی پیش شاهد اعتراضهای اکثریت شیعه این کشور است.
در اواخر اسفند ماه نیز وزیر دفاع آمریکا در جریان سفر خود به بحرین، از مقامهای این کشور خواسته بود، به منظور جلوگیری از «دخالت ایران و تلاش برای ایجاد بیثباتی»، دست به اصلاحات بزنند.
گفتنی است اعزام نیرو از سوی چند کشور عربی از جمله عربستان سعودی و امارات به بحرین برای مقابله با اعتراضهای اکثریت شیعه در این کشور، اعتراض شدید جمهوری اسلامی را به دنبال داشته است که این اعتراضها نیز به نوبه خود با واکنش تند کشورهای عربی روبرو شده که تهران را به دخالت در امور داخلی خود متهم کردهاند.
مقامهای جمهوری اسلامی و رسانههای حکومتی در ایران رویکردی دوگانه در قبال تحولات در منطقه در پیش گرفتهاند و در حالی که اعتراضهای مردمی در کشورهایی مانند مصر، تونس یا بحرین را «پسلرزههای انقلاب اسلامی» یا «خیزش اسلامی» توصیف میکنند، درباره اعتراضهای ضد حکومتی در سوریه سکوت کردهاند.
عفو بين الملل روز چهارشنبه دربيانيه ای خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط حشمت الله طبرزدی، فعال سياسی، شد. اين سازمان مدافع حقوق بشر همچنين از رد در خواست تجدید نظر در حکم آقای طبرزدی انتقاد کرده است.
عفو بين الملل در بيانيه خود تصريح کرده است: «حشمت الله طبرزدی يک زندانی عقيدتی است و تنها به خاطر فعاليت های مسالمت آميزش برای حق آزادی بيان زندانی شده است و می بايست بيدرنگ و بدون قيد و شرط آزاد شود.»
عفو بين الملل در ادامه بيانيه خود به تشريح روند بازداشت حشمت الله طبرزدی پرداخته و نوشته است: «حشمت الله طبرزدی ۵۳ ساله، رهبر جبهه دموکراتيک ايران، يکی از احزاب مخالف در ايران، در ششم دی ماه ۱۳۸۸ در خانهاش در تهران توسط چهار نفر که مدعی بودند از طرف دفتر دادستانی هستند، و با يک حکم نامعتبر بازداشت شد.»
عفو بين الملل می گويد، حشمت الله طبرزدی در دادگاه خود گفته بود که «در طول دوران بازداشت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به تجاوز تهديد شده و شديداً برای اعتراف به دريافت پول از بيگانگان تحت فشار قرار داشته است.»
حشمت الله طبرزدی در مهرماه سال ۱۳۸۹ به اتهام «توهين به رهبر»، «فعالیت تبليغی عليه نظام»، «اجتماع و تبانی» و «برهم زدن نظم و آسايش عمومی از طريق شرکت در تجمعات» به ۹ سال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
محکوميت حشمت الله طبرزدی در دادگاه تجديدنظر و پس از برائت از اتهام «برهم زدن نظم عمومی» و «فعاليت تبليغی عليه نظام» به ۸ سال زندان کاهش يافته و محکوميت شلاق لغو شد. آقای طبرزدی همچنين به مدت ۱۰ سال از شرکت در هرگونه فعاليت اجتماعی محروم شده است.
حشمت الله طبرزدی، مدير مسئول نشريه توقيف شده «پيام دانشجو» است که دراوايل دهه ۱۳۷۰ منتشر می شد.
آقای طبرزدی همچنين در جريان حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تير ۱۳۷۸، بازداشت شده و به اتهام «اقدام عليه نظام» محاکمه و به تحمل زندان محکوم شده بود.