حجت الاسلام شیخ مهدی کروبی در نامه ای سرگشاده خطاب به مردم ایران به اظهارات اخیر رئیس قوه قضائیه پاسخ داد
http://tagheer.cz.cc/fa/archives/1388,09,29/2320
28/9/1388
به گزارش تغییر ، شیخ مهدی کروبی در نامه ای به ملت ایران به اظهارات رئیس قوه قضائیه که اخیرا سران اصلاحات و یاران واقعی امام (ره) را منافق خوانده و از آنها با عنوان "سران فتنه" یاده ، پاسخ داد. متن کامل نامه مهدی کروبی خطاب به ملت ایران به شرح ذیل است .
سخنی با مردم در باب افاضات رئیس قوه قضائیه
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف و آزاده ایران
اینجانب پس از انتخابات پرحاشیه ریاست جمهوری اخیر نامه ای خطاب به ریاست قوه قضائیه آیت الله صادق لاریجانی نوشتم و برخی نکات و انتقادات را مصلحانه با ایشان در میان گذاشتم، باشد که اصلاحی صورتی بگیرد. متاسفانه اما آن نامه در بایگانی ماند و نه تنها هیچ تاثیری در روند حاکم بر کشور و عملکرد دستگاه قضایی نگذاشت که امروز می بینم آقای لاریجانی قضاوت را رها کرده و در کار سیاست شده و به جای رسیدگی به امور قضایی نطق های سیاسی ایراد می کند. اینچنین بود که تصمیم گرفتم با شما مردم شریف ایران سخن بگویم و نکاتی را در خصوص گفته های سیاسی رئیس قوه قضائیه بیان کنم؛ باشد که آقای لاریجانی گمان نکند که با این شاخ و شانه کشیدن ها مهدی کروبی به کنجی می خزد و از میدان به در می رود.
آیت الله صادق لاریجانی رئیس قوه قضا در ایران که باید سنجیده و مبتنی بر عدالت سخن بگوید بی توجه به جایگاه خود و بی محابا در بیاناتی جدید سخنانی بدیع بر زبان آورده و زبان به گفتار سیاسی گشوده و از پرونده سنگین سران فتنه سخن گفته و گویی که مهدی کروبی و میر حسین موسوی سران فتنه هستند، آنها را با منافقین اول انقلاب مقایسه کرده و سخنانی بی ارزش و لغو از این دست بر زبان آورده است. الله اکبر! که بر من بسیار سنگین امد مقامی قضایی سخنانی تا این حد سیاسی و بی پایه حقوقی بر زبان آورد و آبرو از دستگاه قضا در ایران ببرد. دستگاهی که جایگاهش نه همسطح با قوه مقننه و قوه مجریه که بسی بالاتر از آنهاست آنچنانکه تاسیس عدالتخانه اصلی مهم در تاریخ مبارزات سیاسی در ایران از عصر مشروطه بوده است و با وقوع انقلاب اسلامی نیز قانون نویسان اول بنا بر اهمیت این قوه مقرر کردند شورای عالی قضایی با ترکیبی پنج نفره شکل بگیرد که از آن میان نیز تنها دو نفر با انتخاب حضرت امام تعیین می شدند و انتخاب سه نفر دیگر بر عهده شورای قضات بود. امام نیز با توجه خاصی که به اهمیت این قوه داشتند چهره ای همچون آیت الله بهشتی را در راس این قوه قرار دادند که نسبت به دیگر روحانیون از جایگاهی ویژه برخوردار بود و همچنین مقاماتی را برای دستگاه قضایی معرفی کردند که چهره هایی ممتاز بودند آنچنانکه اکنون دو نفر از آنها مرجع تقلید به شمار می آیند.
اما دیروز کجا و امروز کجا؟ تاسف باید خورد که جایگاه و کیفیت دستگاه قضا در این مملکت به جای آنکه به مرور زمان سیری صعودی بیابد، سیری نزولی پیدا کرده تا بدانجا که امروز در راس این قوه فردی قرار گرفته است که صرفنظر از سواد علمی، نه سابقه ای اجرایی و قضایی در ایشان سراغ می توان گرفت و نه سابقه ای انقلابی. عجیب هم نیست. چه آنکه زمانی که امثال این حقیر در زندان بودند جناب آیت الله لاریجانی در دامان مادر مکرمه شان به شیر خوردن مشغول بودند و به هنگام انقلاب و خون دادن نیز ایشان سرشان در درس و کتاب دبیرستان بود. ما البته مخالف جوانگرایی نیستیم اما دستگاه قضا حساستر از آن است که گرفتار بی تجربگی شود. و البته ای کاش که سکان دستگاه قضایی در دستان همان کسانی بود که هم اکنون از پشت صحنه هدایت دستگاه قضا را برعهده دارند؛ چه آنکه آنها اگر خودشان به جای هدایت پنهانی، بر صندلی ریاست قوه قضا تکیه زده بودند، با سابقه ای که در امور قضایی دارند هیچگاه چنین سخنانی بر زبان نمی آوردند که آقای لاریجانی بر زبان می آورد.
آقای لاریجانی افاضه کرده اند که «کار شما کار منافقین اول انقلاب است همین کار را اول انقلاب انجام می دادند و دانشجویان را به خیابان ها می کشاندند». پسندیده تر آن بود که آقای لاریجانی به سراغ برادران بزرگترشان و داماد مکرمه شان آیت الله سید مصطفی محقق داماد می رفتند و از آنها سابقه و عملکرد منافقین را جویا می شدند تا سخنانی نگویند که مضحکه عام و خاص گردد. من اما بر خود می بینم که در مقام یک انقلابی شناسنامه دار، برای ایشان توضیح دهم که منافقین که بودند و ریشه آنها به لحاظ تاریخی در کجا بود تا دیگر بار شاهد سخنانی چنین بی پایه نباشیم.
و اما درس تاریخ: بچه مسلمان های انقلابی که از دل گروههایی اسلامی همچون موتلفه، نهضت آزادی، حزب ملل اسلامی و گروه ابوذر و روحانیون سیاسی بیرون آمده بودند گروهی به نام سازمان مجاهدین خلق را سامان دادند که این گروه نیز پس از مدتی به علت التقاط فکری و تلفیق اسلام و مارکسیسم دچار اختلاف گردید و بدینسان سه جریان از این سازمان منتج شدند. گروهی مارکسیست شدند، گروهی به کل از این سازمان جدا شدند و بعد از انقلاب نیز در خدمت نظام درآمدند و گروهی نیز همچنان التقاطی باقی ماندند و پس از انقلاب به دلیل رویارویی با مردم و جنگ مسلحانه و جمع آوری سلاح و تشکیل خانه تیمی و ترور بسیاری از مسئولین ، منافق نامیده شدند. آری پس از انقلاب در یکسو امام بود و یارانش و دولت و موج خروشان مردم و در سوی دیگر مسعود رجوی و موسی خیابانی و زرکش و یعقوبی و اعضای سازمان. حال تصویر سازی ناشیانه آقای صادق لاریجانی را ببینید که کروبی و موسوی و هاشمی و خاتمی و محمدعلی دستغیب و بیت حضرت امام و برخی مراجع تقلید را در جایگاه رجوی و خیابانی می نشاند و احمدی نژاد و مشایی و فاطمه رجبی و حسین شریعتمداری و رحیمیان و رسایی و جمعی سردار سپاه در مجلس را در جایگاه حضرت امام و یاران شهیدش همچون بهشتی و مطهری و محمد منتظری و رجایی و باهنر و بسیاری دیگر از نمایندگان و وزرا و شهدای محراب. جابجایی در تاریخ را ببینید و هنر آقای صادق لاریجانی را؟ چه کسی را با چه کسی مقایسه می کنیم؟ چه کسی را در جایگاه امام حسین و یارانش میگذاریم و چه کسی را در جایگاه یزید و سپاهیانش؟ چه کسی را در جایگاه منافقین قرار می دهیم و چه کسی را در جایگاه امام خمینی؟ آیا مضحکه آمیز نیست که دفتر نشر آثار امام را در جایگاه منافقین تصویر سازی کنیم و احمدی نژاد و یارانش که بعضا امام را از نزدیک نیز ندیده اند در جایگاه امام و یارانش؟ ما نیز البته مخالفان خود را با خوارج و منافقین و یزیدیان مقایسه نمی کنیم و به آنها چنین نسبت هایی نمی دهیم. و صرفا معتقدیم که جنگ قدرت است و آقایان چون از رای مردم کم آورده اند متوسل به زور و ارعاب و تهدید شده اند. نه کسی منافق است و نه کسی یزیدی، مسئله بر سر سلامت یک انتخابات است و رعایت قانون و خواندن رای مردم چنان که هست، نه چنانکه باید و مبتنی بر دستور! آقای صادق لاریجانی اما ما را سران فتنه می خواند لابد به این دلیل که رعایت قانون را مطالبه می کنیم و از ضرورت اجرای همه اصول قانون اساسی از جمله اصول ۹ و ۳۲ و ۳۸ و ۲۷ و۹۹ که بر حقوق سیاسی و آزادی های مدنی تاکید دارد، سخن می گوییم. امید دارم که برادران آقای لاریجانی به ایشان یادآوری کنند که چگونه وقتی فردی توسط منافقین به شهادت می رسید موج خروشان مردم در مقابل منافقین به حرکت درمی آمد و در مجلس ختم او شرکت می کرد ، تا آقای لاریجانی دیروز را با امروز که با شرکت کنندگان در مراسم سالگرد شهید بهشتی، چنان برخوردی خشن و بی سابقه می شود، مقایسه نکند.
آقای لاریجانی از سران فتنه سخن می گوید و آنها را با منافقین قیاس می گیرد. حال آنکه مگر می توان موج سه میلیونی معترضین در خیابانهای پایتخت که تنها شعارشان سکوت بود و صرفا به نتیجه انتخابات معترض و خواهان بازنگری بودند را منافق خواند؟ مگر می توان عملکرد چنین جنبش مدنی ای را که نسبتی با خشونت نداشت -اما از قضا بسیار خشونت دید- با عملکرد فرقه ای مقایسه کرد که کارش ترور و خون ریختن بود؟ عجبا که موج مردم را با اقلیتی منافق مقایسه می کنند و خودشان تجمع چند هزار نفری در حمایت از امام برگزار می کنند و اما مجوز تجمع به مخالفان نمی دهند تا در مقابل دوربین های رسانه ملی مشخص گردد که چه کسانی اقلیت هستند و چه کسانی اکثریت ؟ تجمع می گذارند و فرد بی شخصیت و ضعیف النفسی را می آورند و او برای مردم نطق می کند و حکم اعدام برای ما صادر می کند و بدینسان راه را برای ترور می گشایند و آنگاه منطق مسالمت جوی منتقدان خود را با منطق منافقین که فرقه ای اهل ترور بودند مقایسه می کنند. مردم را اقلیتی منافق می نامند اما برای مقابله با این اقلیت در روز ۱۶ آذر با اتوبوس، دانشجویانی ۱۵ ساله و ۶۰ ساله و جمعیتی سازمان دهی شده به دانشگاه می برند. الله اعلم بالذات الامور!
ای کاش آیت الله لاریجانی به جای چنین سخنانی سخیف و سیاسی کمی به وضعیت قضا و عدالت در کشور می پرداخت و پرونده کهریزک را سامان می داد و مرگ مشکوک پزشک وظیفه را پیگیری می کرد که درباره مرگش از از همه نوع علتی از غذای مسموم تا خودکشی و مرگ طبیعی و سکته قلبی، سخن گفته شده است و مردم حیرانند. ای کاش به جای این سخنان ایشان تحقیق می کرد که در زندان های جمهوری اسلامی بازجوها از چه ادبیاتی در بازجویی های خود استفاده می کنند؛ ادبیاتی که تازه آزادشدگان از زندان، بازگو می کنند و من اما شرح مفصل آن را برای فرصتی دیگر می گذارم. طرح چنین دیدگاههایی از سوی رئیس قوه قضائیه تنها یک نتیجه در برخواهد داشت و آن نیز چنین است که اگر افراد صالحی در دستگاه قضایی و زندانها حضور داشته باشند و بخواهند شرح آنچه از بی قانونی دیده اند را به ایشان منتقل کنند، نیز دچار لکنت زبان خواهند شد و حقیقت را به حکم مصلحت از ایشان پنهان خواهند ساخت.
آقای لاریجانی در بخش دیگری از افاضات خود فرموده اند:«کسانی دختر فراری را فرزند شهید جلوه دادند و برایش مجلس ترحیم به پا کردند، همین سران فتنه بودند که پدر و مادر آن دختر را شهید اعلام کردند در حالی که اینگونه نبود….چیزهایی را به عنوان تجاوز در بازداشتگاهها مطرح کردند که کذب محض بود». جالب است که سعیده پورآقایی را در شیپور کرده اند و یک روز دادستان کل کشور ماجرای آن را بازگو می کند و یک روز رئیس قوه قضائیه و یک روز یک مقام دیگر و خلاصه این ماجرا را دست به دست می چرخانند. انگار که همه مستندات تجاوزها، سعیده پورآقایی بود و آن همه سندی که ما دادیم باد هوا بود و یک گوش آقایان در بود و یک گوش دیگرشان دروازه. و البته که ماجرای سعیده پورآقایی هم از آن ماجراها و صحنه سازی های مضحکی است که نمونه آن را در ماجرای قتل های زنجیره ای و ادعای بازداشت عده ای به اتهام طراحی انفجار حرم امام پیشتر دیده و تجربه کرده بودیم. خلافی می کنند و آن را می خواهند با خلافی دیگر پنهان کنند. شرح ماجرای سعیده پور آقایی داستانی تکراری است که دوباره نمی خواهم شرح کامل آن را بازگو کنم. همین حد اما بگویم که این سند بر خلاف دیگر سندهایی که اینجانب به کمیته تحقیق ارائه کردم، سندی بود که صرفا به صورت شفاهی مطرح شد و قرار ما بر این بود که در جلسه بعدی اسناد مشخص آن ارائه شود؛ من اما از آنجایی که متوجه شدم این ماجرا بوی صحنه سازی و تله گذاری می دهد و خبر کشته شدن و نشان دادن جنازه نیز توسط یکی از اعضای نهاد ریاست جمهوری- که نمی خواهم نام او را ببرم- به خانواده پورآقایی منتقل شده است، به کنه ماجرا پی بردم و در جلسه بعدی کمیته، خود پیش از دیگران و در آغاز جلسه به سست بودن این ماجرا اشاره کردم. جالب آنکه خواهر سعیده پورآقایی نیز که در همان زمان پیگیر ماجرا شده بود اکنون در توصیف ان سناریوی ساختگی چنین ادعا کرده است:«به عمد اطلاعات غلط به مادر سعیده داده شده بود و ایشان با توجه به علایمی که روی جسد دیده بود تصور می کرد که دخترش کشته شده است…شماره ای هم به او داده و از او خواسته بودند که با آنها در تماس باشد و هروقت او با این شماره تماس می گرفته این آقایان که ظاهرا ماموران امنیتی بوده اند به او می گفته اند:سعیده را فراموش کن و زینب وار تحمل کن.. و زمانی که من داشتم تحقیقات ام را انجام می دادم، پیش از آنکه سعیده را به تلویزیون بیاورند از سوی وزارت اطلاعات مرا احضار کردند و به من گفتند که: باید موضع ات را مشخص کنی. چند روز دیگر سعیده پیدا می شود و این قضیه کاملا تمام می شود». خواهر سعیده که امروز از ترس جان خود – همچون ابراهیم شریفی و ابراهیم مهتری- از کشور خارج شده است اکنون توضیح می دهد که تحت چه شرایطی سعیده و مادرش را برای مصاحبه در تلویزیون آماده کردند و این ماجرا از ابتدا با چه دروغ ها و صحنه سازی هایی همراه بوده است. آری ماجرای سعیده پورآقایی را بهانه کرده اند تا آن همه پیراهن حیایی که دریده شد را در لوای آن پنهان کنند. غافل از آنکه مگر می شود پنهان کرد حقیقت را با انداختن پارچه و پوششی بر آن؟
مردم شریف ایران
آیت الله صادق لاریجانی بر این گمان است که جنبش مدنی و معترض امروز مردم ایران وابسته و قائم به شخص است و با حذف و کنار زدن مهدی کروبی یا میرحسین موسوی این حرکت می خوابد و سرکوب می شود. دیدیم که جمعی از خدمتگزاران این مملکت و انقلاب که سابقه وزارت و معاونت و نمایندگی مجلس در این کشور داشتند را نیز به همراه روزنامه نگاران و جمع زیادی از مردم با همین توهم، شبانه بازداشت کردند و به زندانها بردند و تحت فشار قرار دادند و دادگاه فرمایشی برگزار کردند و این جنبش اما نه تنها از حرکت بازنایستاد که بارورتر نیز شد. برای آنها گران است پذیرش این واقعیت که این جنبش، مبتنی بر حرکتی خودجوش است و بر اعتقاداتی راسخ شکل گرفته است. من نیز همیشه صرفا خدمتگزاری کوچک برای مردم بوده ام و خواهم بود و البته چنین سخنانی بی پایه و اساس، همچنانکه شما می دانید عزمم را در دفاع از حقوق مظلومان و کسانی که بر آنان ستم رفته است نه تنها سست ترنخواهد کرد که راسخ تر نیز خواهد کرد. صادق لاریجانی را ببین که گمان می کند با تهدید و ارعاب و سخن گفتن از پرونده در دستگاه قضایی، مهدی کروبی مرعوب می شود و از ترس زندان، تب می کند. خیر، مهدی کروبی بر سر پیمان خویش با مردم ایستاده است.
والسلام
مهدی کروبی
۲۸ آذر ۱۳۸۸
شعار یا حسین- میرحسین بربام ها طنین انداز شد: تشکیل «ستاد بحران محرم» برای مقابله با سبزها / نازنین کامدار
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-572254e79c.html
29/9/1388
با وجود تدابیر امنیتی دولت برای مقابله با جنبش سبز در دهه اول ماه محرم، از شب گذشته بار دیگر از بسیاری از مناطق تهران صدای تکبیر و شعار های "یا حسین میرحسین" و "مرگ بر یزید زمان" شنیده شد. بنا به گفته شاهدان عینی و فیلم هایی که بر روی وبگاه "یوتیوب" گذاشته شده، همزمان با ایجاد محدودیت فعالیت تکایای مذهبی، مردم بسیاری از مناطق تهران شعار های شبانه خود را از سر گرفته اند.
در همین زمینه شاهدان عینی به خبرنگار روز گفتند در مناطق مرکزی تهران از جمله حوالی میدان فاطمی،میدان ونک،میدان ولی عصر و مناطق شمال شرقی از جمله تهران پارس و در غرب تهران، از مجتمع های مسکونی اکباتان تا نیمه های شب صدای "الله اکبر" و "یا حسین-میرحسین" به گوش می رسیده است.
دستور العمل وزارت ارشاد: عدم استفاده از کلمه "حسین"
در همین حال اخبار حاکی از آن است که اداره بررسی تبلیغات مذهبی و آگهی های بازرگانی وزارت ارشاد در دستورالعملی به شرکت های تولید کننده برنامه های مذهبی و نیز موسساتی که قصد پخش آگهی های بازرگانی به مناسبت دهه اول محرم را داشته اند، دستور داده است از شعارهایی که به کلمه"یا حسین" ختم می شوند پرهیز کنند و به جای آن از دیگر نمادها و شعار های مذهبی بهره گیرند.در این مصوبه که نسخه ای از آن به روز ارسال شده، مسئولین دولتی از تهیه کنندگان آگهی های بازرگانی و یا موسسات تولید کننده برنامه های ویژه محرم خواسته اند به جای کلمه "حسین" از "سالار شهیدان"، "ابا عبدالله " و ... استفاده کنند.نویسندگان این مصوبه روشن نکرده اند که هنگام پخش عزاداری هیات های حسینی، به جای شعار"حسین چه شد،کشته شد" از چه شعاری باید استفاده کرد.
این مصوبه وزارت ارشاد همچنین استفاده از رنگ سبز در تبلیغات تلویزیونی را ممنوع اعلام کرده است.
تبلیغات محیطی شهرداری بدون نام "حسین"
در سطح شهر تهران نیز بیلبورد های تبلیغاتی شهرداری تهران بدون استفاده از کلمه "حسین" طراحی و نصب شده اند. به گزارش خبرنگار روز، سازمان زیبا سازی شهرداری تهران از جمله موسساتی بوده که مشمول دستورالعمل وزارت ارشاد شده و استفاده از نام "امام حسین" برای تبلیغات محیطی آن ممنوع اعلام شده است. بر این اساس در هیچ یک از تبلیغات نباید به نام "حسین" اشاره شود و به جای آن باید از واژه "ابا عبدالله" استفاده کرد.
لغو مجوز بیش از ٢٠٠ هیات مذهبی اما تدابیر محدود کننده برای برگزاری مراسم شب های محرم امسال،به برنامه های تلویزیونی محدود نبوده و بنا به گزارش برخی خبرگزاری ها، نهاد های امنیتی به تکاياي مذهبی که مجوز فعاليت گرفته اند دستور داده اند از خروج بلندگو در شب هاي محرم و بردن آن به خيابانها خودداري و در نوحه خوانی ها از سر دادن شعار "یا حسین" پرهیز کنند.
بنا بر این گزارش مسئولان این تکایا تهدید شده اند که در صورت نقض این دستور با آنان برخورد خواهد شد.
بر اساس این گزارش، خروج طبل و آلات موسيقي هم محدود و به تکايا ابلاغ شده است که قبل از خروج هيات ها از تکایا با نیروهای انتظامی مناطق هماهنگي کنند.
گفتنی است پیش از این نیروی انتظامی مسئول بررسی فعالیت هیات های مذهبی بود و این نظارت هم بیشتر در راستای حفظ نظم عمومی معنی می شد.
این گزارش می افزاید: "براساس دستور ستاد بحران محرم که در استانداری تهران تشکیل شده است، طی چند روز گذشته مجوز برگزاری عزاداری و فعالیت بیش از دویست هیات مذهبی در تهران لغو شده است".
بسياري از تکاياي قديمي تهران که با سران اصلاحات و معترضين احمدي ارتباط دارند، همچون حسينيه بهادري ها واقع در منيريه، حسينيه خميني هاي مقيم تهران و حسينيه آذري هاي مقيم تهران واقع در شهرک کيانشهر از جمله هیات های معروف لغو مجوز شده هستند.
طرح ضابطه مند کردن هيات های مذهبی
پیش از این روزنامه "تهران امروز"، روزنامه هوادار دولت از طرح جديد نيروی انتظامی برای کنترل هيات های مذهبی در ماه محرم خبر داده بود.
بر اساس این طرح که با عنوان "طرح ضابطه مند کردن هيات های مذهبی" اجرا می شود "کليه هياتهای عزاداری میبايست طبق دستورالعملی که دريافت خواهند کرد، مراسم ويژه ماه محرم را برگزار کنند".
خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران(ایرنا) نیز در گزارشی که دیروز منتشر کرد، با اشاره به بخشی از مفاد این طرح به نقل از احمد رضا رادان، فرمانده انتظامی تهران بزرگ نوشت: "امسال با هيات های مذهبی که در جريان مراسم خود از «علم» يا «شمايل» استفاده کنند به شدت برخورد می شود".
احمد رضا رادان در این مورد گفته است: "پليس امسال با افراد و هياتهايی که اقدام به استفاده از شمايل و تمثالهای وهمی در کانونهای عزاداری و هياتها کنند، برخورد می کند".
راه پیمایی مادران عزادار در تهران
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25828
28/9/1388 اخبار روز: مادران عزادار تجمع اعتراضی روز شنبه ی خود را علیرغم حضور نیروهای انتظامی و امنیتی برگزار کردند.
به گزارش فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، با وجود تهدیدهای مداوم نیروهای انتظامی مادران و دختران در پارک لاله، امروز ده ها نفر در پارک لاله به نشانه اعتراض به بازداشت ها و کشتارها و شکنجه ها در مقابل ضلع جنوبی این پارک مقابل بلوار کشاورز تجمع کردند.
همزمان با تجمع مادران در ساعت ۱۷:۱۰ نیروهای انتظامی و لباس شخصی با حضور در محل تجمع کوشیدند اعتراض کنندگان را متفرق کنند. مادران ابتدا به سمت خیابان وصال حرکت کردند، که ماموران مانع حرکت آن ها شدند. اما مادران مصمم و با اراده به مسیر خود را به طرف امیرآباد تغییر دادند. راه پیمایی مادران در حالی صورت می گرفت که ماموران انتظامی و لباس شخصی در پشت و کنار آن ها حرکت می کردند و دو لباس شخصی از آن ها فیلم برداری می کردند. با هر فیلم و عکسی که می گرفتند مادران لفظ مزدور و دیکتاتور را برای آنها به کار می بردند و می گفتند هر چقدر دوست دارید عکس و فیلم بگیرید تا خسته شوید ما نمی ترسیم. یک روز هم ما از شما و جنایت های شما فیلم تهیه می کنیم، فیلمی که در تاریخ ثبت خواهد شد.
این گزارش می افزاید خستگی و کلافگی در ماموران، طرز صحبت کردن و فریادزدنشان به چشم می خورد، به طوری که حتی خود اظهار کلافگی می کردند و می گفتند خسته شده اند.
مامورین لباس شخصی و نیروی انتظامی چند بار اقدام به متفرق کردن مادران نمودند ولی هر بار باز هم مادران به هم پیوستند و به اعتراض خود ادامه دادند.
مادران در سکوت به حرکت خود ادامه می دادند و در راه مردم را از هدف خود آگاه می کردند. ماموران سعی می کردند مانع گفتگوی مادران با مردم شوند و به رهگذران می گفتند: با اینها کاری نداشته باشید، اینها آمریکایی هستند اما در جواب، مردم به مادران می گفتند آفرین باز هم ادامه دهید.
ماموران لباس شخصی با بی سیم تقاضای حمله به مادران و دستگیری آن ها را کردند. تضاد و درگیری لفظی بین لباس شخصی ها و نیروی انتظامی عیان بود.
حرکت مادران در سکوت تا ساعت ۱۷:٣۵ ادامه داشت
مادران عزادار قرار گذاشته اند که تا رسیدن به خواسته های خود هر شنبه بعد از تجمع در پارک لاله به نشانه همدردی با مادران عزادار به خانه یکی از شهدا بروند. امروز بعد از تجمع؛ مادران در خانه ندا آقا سلطان جمع شدند و با هم هم پیمان شدند که تا رسیدن به خواسته هایشان یعنی بازداشت و محاکمه عاملین و آمرین کشتارٰ بازداشت و شکنجه و تجاوز به جوانان در خیابان ها و بازداشت گاه ها به حرکت خود ادامه دهند و در نهایت مادران در خانه ندا آقا سلطان با سر دادن ۵ الله اکبر برای شادی روح تمامی شهدا به خصوص ندا و ۵ الله اکبر برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی به حرکت اعتراض خود پایان دادند.
جمهوری اسلامی قتل سه معترض به انتخابات را پذیرفت: معلوم شد ضدانقلاب این حرف ها را نمی زده / فرشته قاضي
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/20//-81840324a3.html
29/9/1388
سازمان قضایی نیروهای مسلح، اعلام کرد که محسن روح الامینی، امیر جوادی فر و محمد کامرانی که در جریان اعتراضات بعد از انتخابات دستگیر و به کهریزک منتقل شده بودند، به دلیل ضرب و جرح ماموران و صدمات وارده کشته شده اند.این در حالیست که پیش از این مسئولین مختلف قضایی و نظامی گفته بودند "این حرف ها را ضد انقلاب می زند،قتلی اتفاق نیفتاده".
سازمان قضایی نیروهای مسلح با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد: پزشکی قانونی ضمن رد فوت این نامبردگان به لحاظ ابتلا به بیماری مننژیت، و با تأیید آثار متعدد ضرب و جرح بر روی اجساد، علت درگذشت متوفیان را مجموع صدمات وارده اعلام نمود.
پیش از این قاضی مرتضوی، دادستان وقت تهران و سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران و احمدی مقدم، فرمانده نیروی انظتامی مدعی شده بودند که محسن روحالامینی و محمد کامرانی بر اثر بیماری مننژیت که "پیش از انتقال به زندان به آن مبتلا بودهاند"، جان باختهاند.
آنها با رد گزارش های مربوط به جان باختن برخی زندانیان در بازداشتگاه کهریزک به علت شکنجه، گفته بودند: "این حرفها را افراد ضد انقلاب، معاند و مخالف میِزنند" ، چرا که "ما انسان هستیم و انسان را نگهداری میکنیم".
عزیزاله رجب زاده، فرمانده نیروی انتظامی تهران نیز مدعی شده بود که هیچ کسی در بازداشتگاه کهریزک کشته نشده است.
اکنون با گذشت بیش از چهار ماه از فجایع بازداشتگاه کهریزک، سازمان قضایی نیروهای مسلح، مرگ این سه جوان را از نوع "قتل عمد" تشخیص داده و برای سه مامور این بازداشتگاه که در مرگ این افراد دست داشتهاند، درخواست مجازات کرده است.
این سازمان از "آمریت و مشارکت در گزارش خلاف واقع در خصوص علت و نحوه در گذشت سه تن از متهمان بازداشتی در کهریزک" به عنوان یکی از اتهامات متهمان پرونده کهریزک یاد کرده اما توضیح نداده است که آیا این قضیه شامل قاضی مرتضوی، عزیزالله رجب زاده، احمدی مقدم و مدیر کل زندانهای استان تهران نیز می شود یا نه؟
محمد کامرانی، جوان ۱۸ ساله ای که در اعتراضات روز ۱۸ تیر سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بود، روز ۲۵ تیر در اثر جراحات وارده جان باخت. خانواده آقای کامرانی به "روز" گفتند که محمد در 18 تیر ماه بازداشت شده و به کمپ کهریزک منتقل شده بود. پس از پیگیریهای فراوان از سوی خانواده این جوان، به برادر او گفتند با وسیله نقلیه برای تحویل گرفتن برادرتان بیایید. خانواده کامرانی که به شدت نگران شده بودند وقتی با ماشین برای آزادی عزیزشان مراجعه می کنند می شنوند که فرزندشان در بیمارستان لقمان بستری است؛ محمد سپس در پی اصرار خانواده اش به بیمارستان مهر منتقل شد و همان جا نیز درگذشت.
آزاده کامرانی، خواهر محمد کامرانی نیز همان زمان اعلام کرد که مطمئن است برادرش در کهریزک جان سپرده است . او گفت: هر بلایی که سر محمد آمده، همه توی کهریزک بوده. ما که به این مسئله شک نداریم و مطمئناً پزشکی قانونی هم همه را ثابت میکند. اصلاً برای ما جای هیچ شکی نیست. برای مردم هم همینطور.
امیر جوادیفر ۲۳ ساله، که در جریان تظاهرات ۱۸ تیر دستگیر شده بود، پس از دستگیری به علت "شکستگی" برخی از اعضای بدنش، ساعتها در بیمارستان فیروزگر بستری بود و بعد به بیمارستان لاله در شهرک غرب انتقال داده شد، پدر امیر جوادی فر به "روز" گفته بود که ظهر جمعه ۱۹ تیرماه، امیر را از بیمارستان مرخص کردند و تحویل پلیس امنیت و پیشگیری از جرم دادند و پس از آن دیگر هیچ خبری از امیر به ما داده نشد تا اینکه شنبه سوم مردادماه از طرف پلیس امنیت شهرری با ما تماس گرفتند و گفتند بروید جسد پسرتان را از پزشکی قانونی کهریزک تحویل بگیرید.
مقامات امنیتی هنگام تحویل پیکر امیر جوادی فر از خانواده او خواسته بودند اعلام کنند که فرزندشان از قبل دچار بیماری ریه بوده است.
محسن روحالامینی نیز از بازداشتشدگان ۱۸ تیرماه بود که با وجود آنکه مسئولان نهادهای جمهوری اسلامی از آزادی قریب الوقوع او خبر داده بودند، جسد او چند روز بعد به خانواده اش تحویل داده شد.به گفته نزدیکان آقای روح الامینی، او در بازداشتگاه کهریزک زندانی بوده و در شرایط نامناسب جسمانی در حال انتقال به زندان اوین بوده که با توجه به تشدید حالت بد جسمانی در انتهای مسیر و قبل از پذیرش با تاخیر 70 دقیقهای به بیمارستان منتقل شده و فوت کرده است.
در تاریخ 9 شهریور ماه، خبرگزاری مهر به نقل از منابع موثق اعلام کرده بود که پزشکی قانونی مرگ محسن روح الامینی را ناشی از استرسهای فیزیکی، شرایط بد نگهداری، ضربات متعدد و نیز اصابت جسم سخت عنوان شده و قویا ابتلای آن مرحوم و فوت به علت بیماری و مننژیت نفی شده است.
خانواده های جوادی فر، کامرانی و روح الامینی پیشتر با طرح شکایت در دادسرای جنایی تهران خواستار مشخص شدن چگونگی قتل فرزندان خود و مجازات قاتلان آنها شده بودند. آنها هنگام خاکسپاری آثار شکنجه و ضرب و شتم را در پیکر عزیزان از دست رفته خود به وضوح دیده بودند.
ارسال پرونده 12 متهم به دادگاه سازمان قضایی نیروهای مسلح در اطلاعیه خودهمچنین از تشکیل پرونده و ارسال آن به دادگاه برای 12 نفر خبر داده اما هیچ اشاره ای به اسامی و سمت این 12 نفر نکرده است.
پیشتر برخی اخبار از صدور قرار التزام برای سردار رادان حکایت داشت. هر چند که این خبر توسط احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی تکذیب شد اما برخی از آزاد شدگان از کهریزک از حضور سردار رادان در این بازداشتگاه سخن گفته اند. قاضی مرتضوی، سردار رادان و احمدی مقدم از سوی کسانی که در بازداشتگاه مهریزک زندانی بوده اند، به عنوان متهمان اصلی این بازداشتگاه شناخته می شوند.
علیرضا زاکانی، نماینده مجلس در همین ارتباط اعلام کرده است حکم قضایی انتقال بازداشت شدگان به کهریزک از سوی قاضی مرتضوی صادر شده و او از سوی آیت الله شاهرودی، در این زمینه اختیار داشته است.
حمیدرضا کاتوزیان، نماینده تهران و عضو کمیته حقیقتیاب رویدادهای پس از انتخابات نیز در اواسط مردادماه گذشته شخص احمدی مقدم را مسئول قتلهای صورت گرفته در بازداشتگاه کهریزک معرفی کرده بود.
در اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح، "آمریت و مشارکت در ایراد ضرب و جرح و اهانت به شکات، محروم کردن بازداشتشدگان از حقوق مقرر در قانون اساسی و بیمبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی در ارتباط با امور خدمتی و همچنین آمریت و مشارکت در گزارش خلاف واقع در خصوص علت و نحوه درگذشت سه تن از متهمان بازداشتی در کهریزک" به عنوان اتهامات کلی این 12 نفر ذکر شده است.
براساس این اطلاعیه، بعد از انجام تحقیقات، 22 نفر از رده ها و قسمت های مختلف نیروی انتظامی و افراد مرتبط به عنوان متهم تحت تعقیب قرار گرفته اند ولی سرانجام دادسرای نظامی تهران 12نفر را مجرم شناخته و برای آنها درخواست مجازات کرده است. برای سه نفر از متهمان نیز با استناد به بند ب ماده 206 قانون مجازات اسلامی که از مصادیق قتل عمد است درخواست مجازات شده است.
براساس اطلاعیه منتشر شده، سازمان قضایی نیروهای مسلح مطابق با مقررات قانونی، پس از صدور حکم قطعی، اسامی متهمان را اعلام خواهد کرد.
به گفته سازمان قضایی نیروهای مسلح، 98 نفر از بازداشت شدگان کهریزک از نحوه رفتار ماموران شکایت کرده اند ولی «با تدبیر دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و پرداخت خسارت و دلجویی از شاکیان، تعداد 51 نفر از آنان رضایت» داده اند.
این سازمان همچنین اعلام کرده است که در فاصله روزهای 25 خرداد تا سوم تیر، 23 متهم که در جریان راهپیمایی های بعد از انتخابات دستگیر شده بودند به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده اند. بعد از این نیز، در روز 19 تیر ماه 145 نفر «با دستور مقام قضایی به بازداشتگاه کهریزک» اعزام شده اند.
براساس اطلاعیه سازمان قضایی نیروهای مسلح، بازداشتگاه کهریزک از شرایط «نامناسبی» به لحاظ زیستی، بهداشتی و تغذیه برخوردار بوده که «برخوردهای ناهنجار و تنبیهات بدنی مامورین نیز این شرایط بد را تشدید کرده است».
به گفته این سازمان، در بازداشتگاه کهریزک به دلیل "ظرفیت محدود"، تعداد زیادی از دستگیرشدگان، در فضایی محدود و وضعیتی سخت، ایام بازداشت خود را سپری کردهاند.
بازداشتگاه کهریزک که زیر نظر نیروی انتظامی اداره می شد بعد از کودتای انتخاباتی 22 خرداد به محلی برای نگهداری بازداشت شدگان انتخاباتی تبدیل شد. بازداشتگاهی که به گونتاناموی ایران شهرت یافت و اخبار بسیاری از شکنجه، تجاوز و کشتار جوانان در آن منتشر شد.
سازمان قضایی نیروهای مسلح که کشته شدن سه نفر در زیر شکنجه در این بازداشتگاه را پذیرفته در اطلاعیه خود هیچ اشاره ای به تجاوز های صورت گرفته در این بازداشتگاه نکرده است.
آخرین اخبار زندانیان سیاسی و مطبوعاتی: یک بازداشت، یک احضار، سه آزادی
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/20//-e238a2e902.html
29/9/1388
با گذشت بیش از 6 ماه از کودتای انتخاباتی 22 خرداد، نه تنها اکثر فعالان سیاسی و مطبوعاتی همچنان در بازداشت به سر می برند، بلکه روند دستگیری ها نیز متوقف نشده و هر روز خبر تازه ای از بازداشت، احضار و تهدید فعالین سیاسی، مطبوعاتی، دانشجویی و زنان منتشر می شود.
بازداشت یک فعال زنان سمیه رشیدی، فعال حقوق زنان که به دادگاه انقلاب احضار شده بود، روز گذشته پس از مراجعه به این دادگاه، بازداشت شد. افروز مغزی، وکیل خانم رشیدی به سایت تغییر برای برابری گفته است: "بنا بر احضاریه ای که طی تفتیش منزل موکلم به او ابلاغ شده بود به دادگاه انقلاب مراجعه کردیم. وکالتنامه برای سمیه رشیدی از من اخذ شد ولی اجازه حضور در شعبه را نیافتم. خانم رشیدی حدود دو ساعت در محل دادگاه انقلاب بازجویی شد و سپس به ما اطلاع دادند که وی پس از تفهمیم اتهام به زندان اوین منتقل شده است".
هفته گذشته با ورود ناگهانی ۵ مامور (در ساعت ۶ صبح روز ۲۳ آذر ) به منزل سمیه رشیدی که به همراه دو تن از دوستانش در آن زندگی می کند و تفتیش منزل، وسایل شخصی او و دیگر دوستانش ضبط شده بود.
رشیدی که از فعالان کمپین یک میلیون امضاست،در سال تحصیلی جاری به دلیل ستاره دار شدن از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته مطالعات زنان محروم شد و تلاش او با وجود پی گیری وضعیتش برای ورود به دانشگاه بی ثمر ماند.
احضار یک روزنامه نگار محمد نوری زاد، روزنامه نگار و مستند ساز به پلیس امنیت احضار شد. سایت کلمه علت این احضار را مطلب نوری زاد در مورد سخنان اخیر رییس قوه قضاییه ذکر کرده است.
نوری زاد در وبلاگ خود در این زمینه نوشته است: "دوستی از پلیس امنیت که خود را سروان شایسته می نامید تماس گرفت که : شما را احضار کرده اند . فردا ساعت هشت و نیم صبح منتظرتان هستم . صدای مهربان او را بجای آوردم . او ، سال پیش نیز مرا بجرم توهین به مراجع فراخوانده و به دادسرا فرستاده بود . پرسیدم این بار به چه جرمی ؟ خندید و گفت : بجرم توهین به رییس قوه قضاییه . دانستم که واژه «پردمه» کار دستم داده . راستی مگر قرار نبوده و نیست که اکسیژن قاضیان عدالت باشد ؟ ما کجا راه تنفس قاضی القضات شهر را بند آورده ایم مگر" ؟
سه آزادی محمد حسین خوربک و اسماعیل صحابه از اعضای جوانان جبهه مشارکت و البرز زاهدی ، عضو گروه دانشجویان و دانش اموختگان لیبرال دانشگاه های ایران روز گذشته آزاد شدند.
خوربک و صحابه با قرار وثیقه های 5 میلیون تومانی و زاهدی با قرار کفالت آزاد شده اند.
اعتراض هنگامه شهیدی
هنگامه شهیدی، روز گذشته با حضور در شعبه 26 دادگاه انقلاب، لایحه تجدید نظر نسبت به حکم صادره علیه خود را ارائه داد.
این روزنامه نگار به 6 سال و سه ماه و یک روز حبس تعزیری محکوم شده است. این حکم قبل از اخذ آخرین دفاع از هنگامه شهیدی صادر شده و این روزنامه نگار نسبت به این امر نیز اعتراض کرده است.
آزاده شهیدی، خواهر هنگامه شهیدی، از رد تمامی موارد اتهامی توسط این روزنامه نگار خبر داده و گفته است: هنگامه کلیه اتهامات را رد کرده و فقط شرکت در تجمعات 25 و 27 خرداد و مصاحبه با بی بی سی را پذیرفته است.
وی به سایت جرس گفته است: "هنگامه به موارد اتهامی مطرح شده از جمله نامه جعلی به اکبر گنجی که به او نسبت داده شده و همچنین تبلیغ علیه نظام، توهین به رئیس جمهور از طریق یک مطلب جعلی که در مصاحبه با سایت صدای زنان بوده و در آن ادعا شده هنگامه به احمدی نژاد، رئیس جمهور بی خرد گفته است و همچنین تبانی به قصد بر هم زدن امنیت کشور از طریق عضویت در حزب اعتماد ملی که قصد بر هم زدن امنیت کشور را داشته، اعتراض کرده و تمامی این موارد را رد کرده است."
به گفته آزاده شهیدی، این روزنامه نگار در لایحه اعتراضی خود در خصوص مصاحبه با تلویزیون بی بی سی و امضای بیانیه های کمپین هم توضیح داده که قصد تبلیغ علیه نظام را نداشته و شامل بند قانونی آن نمی شود.
ممانعت از ملاقات فریبا پژوه با وکیل
وکیل فریبا پژوه از ممانعت مسئولان از دیدار او با موکلش خبر داد. مینا جعفری گفته است که تاکنون سه بار برای ملاقات با روزنامه موکل خود به زندان اوین مراجعه کرده، اما هر بار از ملاقات او با فریبا ممانعت به عمل آورده اند.
وی افزوده است: "دو بار نامه ای از بازپرس پرونده برای ملاقات با فریبا داشتم اما در زندان اوین توجهی به دستور بازپرس هم نکردند و اجازه ملاقات ندادند و تاکنون موفق نشده ام که با موکلم دیداری داشته باشم."
از سوی دیگر خانواده این روزنامه نگارروز گذشته در 128 امین روز بازداشت وی در نامه ای اعلام کردند: "امروز شنبه 28 آذر ماه 1388 ، یکصدو بیست روز از بازداشت موقت فرزندمان فریبا پژوه، روزنامه نگار می گذرد که از این مدت یک ماه را در انفرادی به سر برده است."
در این نامه آمده است: "در حال حاضر با وجود طی شدن تمامی مراحل به اصطلاح اداری پرونده، همچنان فرزندمان بلا تکلیف است و علیرغم وعده های مسوولان قضایی ،به لحاظ عملی پاسخ روشنی دریافت نکرده ایم و تغییری در این مسیر رخ نداده است و ما به عنوان خانواده فریبا پژوه اعتقاد داریم که ادامه بازداشت موقت فریبا رویه ای است غیرقانونی و خلاف عدالتی است که از آن دم زده می شود."
به گفته خانواده پژوه «اینطور به نظر می رسد که مسوولان امنیتی و قضایی خواهان تحمیل نوعی حبس بر فریبا هستند، بدون اینکه محکمه ای برایش تشکیل شده باشد.»
عفو بین الملل خواهان آزادی مجید توکلی شد
سازمان عفو بین الملل خواهان آزادی مجید توکلی، ازفعالان دانشجویی که در بازداشت به سر می برد، شد.
مجید توکلی در تجمع اعتراضی روز دانشجو در دانشگاه امیر کبیر بازداشت شد و تصاویری از این فعال دانشجویی با حجاب زنانه از سوی رسانه های وابسته به دولت منتشر شد که عفو بین الملل می گوید برای تحقیر او صورت گرفته است.
این سازمان حقوق بشری می گوید «از محل نگهداری آقای توکلی اطلاعی در دست نیست و او در معرض شکنجه و سایر بدرفتاری ها است.»
برادر مجید توکلی در همین باره به بی بی سی فارسی گفته است که با گذشت بیش از ده روز از بازداشت او، خانواده اش هیچ خبری از نهاد بازداشت کننده و محل بازداشت آقای توکلی ندارند.
عفو بین الملل می گوید بر این باور است که آقای توکلی یک زندانی عقیدتی است که تنها به خاطر استفاده مسالمت آمیز از حقوق قانونی خود مانند آزادی بیان بازداشت شده است.
سهیلا آقایی، خواهر ساسان آقایی هم در نامه ای خطاب به برادر دربندش نوشت: "کاش می دانستند که رذالت و زشتی و فریب کاری و به انحراف کشیدن آتیه سازان و در یک کلمه جرم، جرم است".
در این نامه که نسخه ای از آن در اختیار "روز" قرار گرفته ، خواهر ساسان آقایی خطاب به این روزنامه نگار دربند نوشته است: "اکنون تو در بندی به گناه انس با قلم به جرم نوشتن حقانیت به جرم ادای حق به جرم خواستن آزادی، برابری، عدالت، مهرگستری و مفاهیم ارزشمندی از این قبیل.مگرنه اینکه تو جوانی و جوانان، آینده سازان این مرزو بوم، مگر نه اینکه شعار سرای ما آبادانی ایران به دست جوانانی چون تواست، مگر آنها نگفتند گوی و میدان دست جوانان است پس چه شد که تو به جرم ساختن مام وطن در بندی؟ مگر خواست تو و خواست همه ی برومندان، ایرانی آزاد به دورازدروغ، فحشا، نیرنگ ستیزی، فقر، بیکاری، اعتیاد، تزویر، و ریا نبود و نیست؟! البته که بود و هست؛، اما گویی صدای قلم تو و صدای حنجره ی توو امثال تو جرم محسوب می شود؟! کاش می دانستند که رذالت و زشتی و فریب کاری و به انحراف کشیدن آتیه سازان و در یک کلمه جرم، جرم است".
متن کامل نامه سهیلا آقایی بدین شرح است:
"روزها و شب ها در پی هم درگذرند ولی حتی سلامی، نگاهی یا حتی تماسی بین ما نیست. ساسانم هیچ گاه تصورنمی کردم تا بدین حد از هم دور شویم اما حال فهمیدم که گاه حتی اگر خدا نخواهد خواست کسانی می توانند خانواده ای را در تب و تاب جگرگوشه شان قرار دهند. حضرت حق برقداست قلم سوگند می خورد(ن و القلم و مایسطرون) اما اکنون تو در بندی به گناه انس با قلم به جرم نوشتن حقانیت به جرم ادای حق به جرم خواستن آزادی، برابری، عدالت، مهرگستری و مفاهیم ارزشمندی از این قبیل. مگرنه اینکه تو جوانی و جوانان، آینده سازان این مرزو بوم، مگر نه اینکه شعار سرای ما آبادانی ایران به دست جوانانی چون تواست، مگر آنها نگفتند گوی و میدان دست جوانان است پس چه شد که تو به جرم ساختن مام وطن در بندی؟ مگر خواست تو و خواست همه ی برومندان، ایرانی آزاد به دورازدروغ، فحشا، نیرنگ ستیزی، فقر، بیکاری، اعتیاد، تزویر، و ریا نبود و نیست؟! البته که بود و هست؛ اما گویی صدای قلم تو و صدای حنجره ی توو امثال تو جرم محسوب می شود؟! کاش می دانستند که رذالت و زشتی و فریب کاری و به انحراف کشیدن آتیه سازان و در یک کلمه جرم، جرم است.
کاش پاسخ هم صدایی ها اینگونه نبود همگامی که سیل عظیمی از حامیان حقوق بشر دست به دست هم برای دفاع از حق هم صدامی شوند.این عین تعاون، همکاری، دوستی و اتحاد است. اما زمانی که پاسخ این افراد، زندان است دیگر دل کسی برای دیگری نمی تپد. به این ترتیب است که هر کدام سرمان را چون کبک در برف فرو می بریم و نوعی بی اعتنایی نسبت به آینده ی نسل بعد و حتی خودمان شکل می گیرد، انسان ها از هم فاصله می گیرد تا مبادا گزندی یا حتی منفعتی به هم رسانند؛ این است دلیل نابودی مهرو صفای انسان های به اصطلاح متمدن و امروزی ما....
ساسانم اوضاع خانواده مان بغرنج است. نمی دانم تو را از احوال چه کسی با خبر کنم؛ پدر، مادر، برادر، همسربرادر، همسرم، مینا و یا خود دل شکسته ام. نمی توانم بگویم حال چه کسی بدتر از بقیه است فقط می توانم بگویم لبخند از لبانمان پرکشیده، خواب از چشمانمان رفت و اشک چشمانمان را ترک نکرده، و امروز جان از تنمان رفت این روزها پدر، مادر، سعید، نادیا، هاشم، مینا و من دلتنگ قدر مهربانی و فداکاری هایت را بیش از گذشته ارج می نهیم. یاد روزهایی که در کنار یکدیگر خوش بودیم بخیر، حال می توان در چهر همه ی ما سکوت و انتظار را به وضوح دید.اما امید به فردایی که تو می آیی تنها دل خوشی ما است.
شبی نیست که به دور از یادت به خواب روم هر شب با دیدن چهره ی دوست داشتنی ایت در خواب قدری آرام می گیریم، ولی گاه کابوس های شبانه مرا بی تاب و بی قرارتر از گذشته می کند، دلم برای محبت هایت، چشمان پاک معصوم ات و قلب بی ریا چون آب زلالت پر می کشد، دلم برای ساسان زندگی مان پرمی کشد.ساسان رابطه بین من ، تو و سعید چیزی فراسوی روابط خواهر و برادری است، اکنون این روزها تحمل بدترین خبرها از بی خبری آسان تر است.
چندی پیش تو تماس گرفتی و من خسته و مادر رنجورمان صدای آرام بخشت را شنیدیم و قدری از آلام مان کاسته شد، چه بگویم از حسرت بقیه که حتی شانس شنیدن صدای گرمت را نداشتند. روزی که خبر یک ملاقات حضوری توسط پدر به سعید داده شد هرگز نمی توانم احساس شعف سعید را برای دیدارت در قالب واژگان بگنجانم.باورت می شود همه بستگان، آشنایان و دوستانت منتظر خبری از تواند؟! نمی دانم آیا آنها نگران ترند یا ما؟! چرا که تو آنقدر پاک، بی آلایش و یاری رسان هستی که مگر ممکن است کسی پریشان حال و آشفته ات نباشد.به هر چه که تو را متهم کنند تو از نظر خانواده همان ساسان عزیزی وبیش از گذشته راهت وهدفت را ارج می نهیم تو در نظر ما نه متهم که راد مردی،مردی از جنس صداقت، برادری از الیاف عشق ومحبت وفرزندی سراسر نگران برای فردای میهن.زودتر بیا که درهای خانه فقط برای تو دیگر باز می شوند."
اختصاصی جرس – شواهدی دیگر در اثبات کودتای انتخاباتی 22 خرداد
http://www.rahesabz.net/story/5704/
29/9/1388
جنبش راه سبز (جرس): اخبار و گزارشهای جدید و موثقی در مورد «کودتای انتخاباتی 22 خرداد» از برخی شخصیتهای مرتبط با نظام سیاسی در روزهای اخیر منتشر شده است.
به گزارش جرس، برمبنای این اخبار، یکی از شخصیتهای ارشد دستگاه قضایی کشور که ازجمله منتقدان احمدی نژاد نیز محسوب میشود، به برخی از مقامهای ارشد نظام گزارش داده که در جریان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، بیش از 7 میلیون رأی به نفع احمدی نژاد به صندوقهای رأی تزریق شده است.
این مقام ارشد قضایی با توجه به شناختی که از رهبری نظام دارد و پیشبینی واکنش وی، حاضر نشده (و به عبارتی خود را فاقد این جرأت و جسارت دانسته) که گزارش خود را مستقیم به رهبر جمهوری اسلامی ارائه کند.
همچنین به گزارش خبرنگار جرس، محمدی ری شهری، تولیت آستان عبدالعظیم حسنی و مسئول رسمی کاروان جمهوری اسلامی در حج، در برخی محافل خصوصی از حجم عظیم تقلب و جابجایی آرا و دستکاری کلان در نتیجه انتخابات 22 خرداد، بهخصوص در منطقه جغرافیایی تحت پوشش او (یعنی شهر ری) گزارشها و مستندات مهمی ارائه کرده است.
سپاه در صدد برداشت یک میلیارد دلار از ذخیره ارزی است
http://www.bbc.net.uk/persian/business/2009/12/091219_wmt-sepah-pars.shtml
28/9/1388
سپاه امیدوار است با "عنایت" شرکت نفت در فازهای جدید پارس جنوبی نیز شرکت کند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در صدد برداشت یک میلیارد دلار از ذخیره ارزی کشور برای "تامین بخشی از مشکلات مالی" دو فاز از میدان گاز پارس جنوبی است.
سردار رستم قاسمی فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا که طرف قرارداد دو فاز میدان گاز پارس جنوبی است در مصاحبه با خبرگزاری مهر گفته است "مشکلات پیشروی" اجرای فازهای 15 و 16 بدلیل "عدم تامین به موقع منابع مالی این طرح توسط شرکت ملی نفت ایران بوده است."
وی کارفرما یعنی شرکت ملی نفت را متهم کرده نتوانسته است منابع مالی لازم را مطابق "پیشرفت 43 درصدی" این پروژه تامین کند و قرارگاه خاتم الانبیا را مجبور کرده "حدود 500 میلیون دلار از منابع داخلی خود در این طرح ملی هزینه کند."
او این مسئله را علت تاخیر در اجرای فازهای 15 و 16 دانست و افزود برای این منظور "قصد برداشت یک میلیارد دلار از حساب ذخیره ارزی داریم."
فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا گفت شورای اقتصاد این برداشت را تصویب کرده و هم اکنون مراحل اداری آن در بانک مرکزی نیز در حال انجام است.
وی همچنین اظهار امیدواری کرد که با "عنایت" وزارت نفت سپاه بتواند در فازهای جدید پارس جنوبی نیز شرکت کند.
به گزارش خبرگزاری مهر هم اکنون عملیات ساخت 5 فاز پارس جنوبی در حال اجرا است که "با توجه به عدم تامین به موقع منابع مالی" اجرای همه آنها تاخیر داشته است.
مقام های شرکت نفت پیش تر نسبت به روند "20 درصدی" توسعه فاز 12 نیز ابراز نگرانی کرده بودند.
به گزارش خبرگزاری مهر محمود احمدی نژاد در صدد انتشار اوراق قرضه برای حل بخشی از مشکلات مالی صنعت نفت بوده، اما عرضه این اوراق نیز تاخیر داشته است.
بدنبال انصراف سال گذشته شرکت فرانسوی توتال از سرمایه گذاری در پارس جنوبی بدلیل خطرناک دانستن شرایط ایران غلامحسین نوذری وزیر نفت وقت گفت این پروژه "با آنها یا بدون آنها" توسعه خواهد یافت.
وی در هنگام آغاز مراحل ساخت پالایشگاه فاز 12 گفته بود این پروژه "کاملا ایرانی" خواهد بود.
غلامحسین نوذری مانور موشکی آن زمان سپاه همراه با پروژه فاز 12 را "دو نشانه توانمندی کشور در عرصه دفاع و سازندگی" خوانده بود.
پارس جنوبی یکی از بزرگترین میادین گاز جهان است که بین ایران و قطر واقع است.
حدود یک سوم تا نیمی از ذخایر گاز ایران در میدان پارس جنوبی واقع است. ایران این میدان گازی را به 24 فاز تقسیم کرده که عملیات بسیاری از آنها هنوز شروع نشده اند.
آیت الله صانعی: با ترور و شکنجه و زندان و قتل نمی توان امور رابه پیش برد
http://www.rahesabz.net/story/5698/
29/9/1388
قدرتها هیچ گاه با ظلم و ستم نمی مانند
جنبش راه سبز (جرس): آیت الله صانعی در دیدار جمعی از دانشجویان کارشناسی ارشد پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی گفت: عاشورا و عزاداری محرم را فراموش نکنید و به دنبال احقاق حقتان باشید و در هر کجا و هر مجلسی که دفاع از مظلوم است آنجا حضور پیدا کنید.
این مرجع تقلید شیعه با بیان اینکه هر کس با خاندان رسالت و با آل علی در افتاده سرنگون شده است تاکید کرد : امروز هم اگر کسی بخواهد به عزاداران ابی عبدالله ظلم و تعدی کند خود امام حسین ریشه اش را می کند.
براساس گزارش سایت رسمی آیت الله صانعی، او در ادامه خطاب به دانشجویان گفت: گر خشونت را با خشونت جواب بدهید حرکت اصلاحی شما بی نتیجه است ،شعارهایتان را شعارهای حسینی قرار بدهید و مطمئن باشید که ابی عبدالله علیه السلام کشتی نجات است و ما را هم نجات خواهد داد.
به گفته او حرکت مردم در تاسوعا و عاشورا باید با کمال متانت و آرامش و بدور از هر گونه خشونتی باشد چرا که کاربرد خشونت ، خلاف حرکت های اصلاحی و خلاف اسلام است.
آیت الله صانعی با ابراز تاسف از هتک حرمت به تصویر امام خمینی افزود: کسانی که مدعی احترام به امام هستند باید به مبانی اندیشه امام (س) نیز احترام بگذارند امامی که می فرمودند میزان رأی ملت است یا مبادا کسی به کسی ظلم کند.
به گفته این مرجع تقلید شیعه، بنای امام در حرکت انقلابی اش این نبود که فردی برود و فرد دیگری بیاید بلکه امام می خواست آزادی بیایید و فقر برود حضرت امام (س) دنبال این بود که بساط ظلم و استبداد را برچیند چرا که در غیر این صورت دیگر نیازی به این همه خون دادن و زندان وشکنجه نبود.
آیت الله صانعی در ادامه سخنان خود با بیان اینکه اعتراضات موجود به منظور براندازی نظام نیست بلکه برای اصلاح امور و اجرای صحیح قانون است خاطرنشان کرد: حضرت امام هم تمام تلاشش این بود که اولاً قانون اجرا بشود و ثانیاً این قانون به دست افراد و مجریان سالم و صالح اجرا شود.
وی افزود: همه چیزما از امام و ملت است و اگر این را بفهمیم دیگر توی سر ملت نمی زنیم که (هَلْ جَزَاءُ الاِْحْسَانِ إِلاَّ الاِْحْسَانُ)
این فقیه عالیقدر با بیان اینکه در کشوری که اساس کار رأی ملت باشد از روی کار آمدن افراد خودخواه و مستبد جلوگیری می شود ، گفت: بنای ما در انقلاب بر این بود که یک حکومتی روی کار بیاید که حقوق ملت حفظ شود و این آن چیزی بود که امام و ملت برای تحقق آن فداکاری کردند.
وی افزود: در مسئولیت پذیری افراد به صرف بیان اینکه من مسئولم که کار تمام نمی شود بلکه کسی که به عمل قومی (که به مردم ظلم می کنند) راضی باشد ،در جرم آنها شریک است، و کسی که ندای یاری مسلمانی را بشنود و پاسخ او را ندهد مسلمان نیست.
آیت الله صانعی در ادامه سخنان خویش به حوادث پس از انتخابات اشاره کرد و با بیان اینکه در این حوادث بیشترین فشار بر روی قشر جوان جامعه بود گفت: ناراحتی من این است که فشار روی جوانان است در حالیکه آنان برای دفاع از دین و اعتقاداتشان ایستاده اند و البته متذکر می شوم که درست کردن جنگ اعصاب برای مردم و خصوصا جوانان از انواع ظلم ها یی است که خداوند متعال از آن نمی گذرد .
وی تصریح کرد: قدرتها هیچ گاه با ظلم و ستم نمی مانند، این مکتب قرآن است و خداوندی که مسبب الاسباب است هر گاه اراده کند راه آن را هموار خواهد کرد.
آیت الله صانعی با بیان اینکه همه وظیفه داریم آگاهی جامعه را نسبت به مسائل بالا ببریم خطاب به دانشجویان گفت: درایام محرم ماهیت نهضت ابی عبدالله علیه السلام را برای مردم بیان کنید که آن حضرت اساس حرکتش برای اصلاح امور سیاسی و اقتصادی جامعه بود (انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ... )، به مردم بگو یید که حرکت امام برای هدایت جامعه بود و نه کشتن کسی، برای مردم بیان کنید که حضرت مسلم علیه السلام برای رعایت یک حکم شرعی یعنی عدم جواز ترور مخفیانه، حاضر نشد عبیدالله را بکشد ،به مردم بگویید که اسلام می گوید با ترور و شکنجه و زندان و قتل نمی توان امور رابه پیش برد.