ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۸۸ آبان ۳۰, شنبه

Gah-Name 26


دعوت به مراسم یادبود فروهرها
http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news2/19915/
28/8/1388

یاد آر

در بزرگداشت داریوش و پروانه فروهر در یازدهمین سالگرد به‌خون خفتنشان ما را تنها نگذارید
پرستو فروهر - آرش فروهر

مکان: خیابان سعدی جنوبی- خیابان هدایت - کوچه شهید مرادزاده - پلاک ۱۸

زمان: یکشنبه یکم آذرماه - ۳ تا ۵ بعد از ظهر


گزارش موج سبز آزادی به مناسبت سالگرد قتل‌های زنجیره‌ای و تداوم جریان خشونت‌طلبی‌ بعد از ۱۱ سال: تکثیر تاسف‌برانگیز «سعید امامی» پس از یازده سال
http://www.mowjcamp.com/article/id/66204
30/8/1388


یکشنبه یکم آذر ماه سال ۱۳۷۷، ساعت پنج بعدازظهر پروژه‌ای مخوف به نام قتل‌های زنجیره‌ای با قتل وحشیانه یک زوج آغاز شد. داریوش فروهر، چهره نامدار مبارزات سیاسی در پنجاه سال اخیر و رهبر حزب ملت ایران و یکی از چهره های برجسته ملی و منتقد نظام به همراه همسرش، پروانه اسکندری در منزل شخصی‌شان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند. خبر به قدری تلخ و تکان‌دهنده بود که واکنش شدیداللحن رئیس‌جمهور وقت، سیدمحمد خاتمی را برانگیخت. او قتل وحشیانه این زوج سیاسی را یک «جنایت نفرت‌انگیز» توصیف کرد. داریوش و پروانه فروهر جزو اولین قربانیان این طرح از پیش برنامه‌ریزی شده بودند. در روزهای دوازدهم و هجدهم همان ماه جسد دو تن از اعضای کانون نویسندگان، محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نیز بعد از چند روز بی‌خبری مطلق از آنان در جاده‌های اطراف شهر کشف شد. معصومه مصدق، نوه دکتر مصدق نیز که به تازگی به ایران باز گشته بود قربانی بعدی این پروژه منحوس بود. هر سه نفر بر اثر خفگی و به یک شیوه به قتل رسیده بودند.

قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای چه کسانی بودند؟

روزنامه صبح امروز در سال ۷۸ در یادداشتی به قلم اکبر گنجی نوشت: یکم آذرماه ۷۷ داريوش فروهر، دبيركل حزب ملت ايران و وزير كار دولت موقت در كنار همسرش پروانه، در منزل شخصي واقع در خيابان هدايت، با ۲۵ ضربه كارد كشته شدند. دوازدهم آذر ۱۳۷۷ جسد محمد مختاری، نويسنده و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران، پس از آنكه يك هفته از ناپديدشدن وي مي گذشت و در حالی که آثار خفگي در گردن او مشهود بود، سر از پزشکی قانونی درآورد. هجدهم آذر ۱۳۷۷ نامه همسر محمدجعفر پوينده نويسنده ومترجم و عضو شوراي مركزي كانون نويسندگان ايران منتشر شد كه خبر از ناپديدشدن وي مي داد. چهار روز بعد پيكر بي جان وی نیز درحالي كه علايم خفگي به دور گردنش ديده مي‌شد در اطراف شهريار پيدا شد.

افزون بر اين چهار نفر كه بعدها در در پرونده مربوط به قتل‌هاي زنجيره اي مورد بررسي قرارگرفتند، دو تن ديگر نيز در همان ايام مفقود شدند كه تنها يكي از آن‌ها پيدا شد، ليكن مراجع رسمي هرگز حاضر نشدند كه اين دو تن را نيز در پرونده مزبور بگنجانند. مجيد شريف، نويسنده ومترجم و از اعضاي دفتر تدوين مجموعه آثار دكتر شريعتي، نهم آذر ۷۷ ناپديد شد و يك هفته بعد در تاريخ ۱۶ آذر ماه، پيكر بي جان وي در پزشکی قانونی پیدا شد و گفته شد كه مرگ وي در اثر حمله قلبي بوده است. قبل از آن نيز پيروز دواني در سوم شهريور ۱۳۷۷ ناپديد شده بود و پس از آن هرگز پيدا نشد. مراكز رسمي درباره سرنوشت وي هيچگونه اظهارنظري نكردند، ليكن گفته مي‌شود كه وي اواخر شهريور همان سال به قتل رسيد. اين افراد، جملگي از منتقدان جمهوري اسلامي ایران و وابسته به جريان‌هاي اپوزيسيون داخل كشور بودند.

به این یادداشت اکبر گنجی و در زمره قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای باید ‌اسامی افرادی چون احمد امیرعلایی، نویسنده و مترجم؛ غفار حسینی، مترجم؛ حسین برازنده، ابراهیم زال‌زاده، ناشر؛ پیروز دوانی، نویسنده؛ احمد تفضلی و منوچهر صانعی و همسرش که در ۲۸ بهمن همان سال به شیوه فروهرها کشته شدند را افزود. قربانیان دیگری چون سعیدی سیرجانی و دکتر مظفر بقایی هم بودند که  هر دو در زندان درگذشتند و مرگ آن‌ها در اثر بیمای و یا سکته عنوان شد. از شواهد موجود چنین بر می‌آید که  پروژه قتل‌های زنجیره‌ای قربانیان دیگری‌ هم داشت به طوری که  نام‌های بسیاری در سال‌های بعد از پاییز ۷۷ به عنوان قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای مطرح شد.

 تشکیل کمیته ویژه برای شناسایی عوامل قتل‌ها
:

آذرماه ۷۷ و همزمان با قتل فجیع فروهرها تنها یک سال از روی کار آمدن دولت اصلاحات به رهبری سیدمحمد خاتمی می‌گذشت. دولتی که بعدها به دولت «هر نه روز یک بحران» معروف شد. شاید بتوان گفت ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای از بزرگ‌ترین بحران‌هایی بود که توسط برخی پرسنل خودسر(!) وزارت اطلاعات، از جمله سعید امامی و با فتوای برخی روحانیون نزدیک به جریان اقتدارگرای  وابسته به بیت رهبری به عنوان سدی بزرگ در مقابل دولت نوپای اصلاحات قد علم کرد. به قول مسعود بهنود، پروژه قتل‌های زنجیره‌ای ميدانی بود که محافظه‌کاران يافتند تا جنبش اصلاحات را از حرکت بازدارند و به بن بست بکشانند.

وزیر اطلاعات وقت، دری نجف‌آبادی در بيستم بهمن ماه ۱۳۷۷ پس از فشار شديد افكار عمومي، مطبوعات و توصیه سیدمحمد خاتمی استعفا كرد. او خود تأييد كرده بود كه استعفايش به علت فشارهاي داخلي و خارجي صورت گرفته است و در متن استعفاي خود آورده بود كه استعفايش «براي ايجاد فضاي مناسب و شرايط لازم درجهت انجام وظيفه قدرتمند وزارتخانه مهم و حساس اطلاعات بوده است». خاتمي بلافاصله استعفاي او را پذيرفت و علی یونسی جایگزین وی شد. سیدمحمد خاتمی همچنین دستور تشکیل تیم تحقیقاتی ویژه‌ای مرکب از علی یونسی، رئیس وقت سازمان قضایی نیروهای مسلح؛ سرمدی، معاون وزیر اطلاعات و علی ربیعی، مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی را برای پیگیری و شناسایی عوامل قتل‌های زنجیره‌ای صادر کرد.

علی ربیعی یکی از اعضای کمیته تحقیق خاتمی پیرامون چگونگی شناسایی و دستگیری متهمین می‌گوید: «ما به افراد عمده این گروه یعنی عالی‌خانی و سعید امامی(اسلامی)، بدون تردید شک داشتیم و حدس قوی می‌زدیم که قتل‌ها کار آن‌هاست. بنابراین برنامه‌ای در یک جلسه ریخته شد که من یقین داشتم به گوش سعید امامی اسلامی می‌رسد. در آن جلسه گفتیم که قرار است در چند روز آینده این افراد دستگیر شوند و اتفاقاً با آقای یونسی نیز هم‌نظر بودیم. بحث بازداشت به ضعیف‌ترین حلقه فشار وارد کرد و به نظر من موسوی حلقه ضعیف آن‌ها بود. این‌ها می‌خواستند مسأله را سریع‌تر بگویند، که بله این کار را که کردیم تشکیلاتی بود و این(موضوع)، آن‌ها را شکست. ساعت حدود ۱۲ شب بود که بنده در منزل بودم و کسی زنگ زد و گفتند با شما کار دارند. رفتم دم در و دیدم که یکی از همین متهمان به در منزل آمده‌است. با وی قرار گذاشتم که فردا به اداره بیاید و بعد با هم صحبت کنیم. او صبح به اداره آمد و ماجرای قتل‌ها را به من گفت. حدود سه ساعت از ۹ صبح تا یک بعد از ظهر بخشی از این مسائل را این فرد گفت. من همان جا به آقای خاتمی تلفن زدم که به نظر من قصه روشن و باز شده‌است. حداقل این است که بخش‌های عمده‌ای از حدسیات ما درست بوده و می‌توان آن را پیگیری قضایی کرد».

انحراف پرونده قتل‌های زنجیره‌ای از مسیر اصلی و به فراموشی سپرده شدن آن:

اما نهاد اطلاعات موازی در این بین ظاهرا ماموریت دیگری داشت و آن انحراف پرونده قتل‌های زنجیره‌ای از جریان اصلی خود بود. علي يونسي، وزير اطلاعات، طي گفت‌وگويي با ایسنا ۵ سال بعد از گذشت آن حادثه شوم تأكيد كرد: «در رسيدگي به پرونده [قتل‌ها] به طور كامل وزارت اطلاعات را كنارگذاشتند. اگر وزارت اطلاعات در روند اين پرونده دخالت مي‌داشت، اين پرونده به انحراف كشيده نمي‌شد. سه چهار نفر از پرسنل وزارت اطلاعات كه مورد قبول وزارت اطلاعات نبودند بر اين پرونده مسلط شدند و با طي كردن يك فرايند غلط، پرونده را ازمسير خود منحرف كردند». یونسی تقصیر این انحراف را به گردن قوه قضاییه انداخت و گفت: «پرونده نه در دست وزارت اطلاعات بود، نه دست دولت، در دست دستگاه قضايي بود».

روز بعد سازمان قضايي نيروهاي مسلح درباره اظهارات وزير اطلاعات، اطلاعيه‌اي صادر كرد كه در آن ضمن پافشاري بر اين مسأله كه دولت و نمايندگان رئيس جمهور در پيگيري پرونده دخالت داشته‌اند، در بخشي ديگر از بيانيه، مي‌پرسيد: «بهتر است آقاي يونسي توضيح دهند كه از ابتدا چه كسي و يا كساني به دنبال انحراف بوده‌اند؟»

دفاعیات شجاعانه عبدالله نوری در دادگاه و روشن شدن ابعاد گسترده قتل‌های زنجیره‌ای:

در همین حال، عوامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای در تلاش بودند تا این جنایت را به هواداران رئیس جمهور وقت نسبت دهند. اما روزنامه‌نگاران و فعالان سیاسی‌ این طراحی پشت پرده را بر ملاساختند. عبدالله نوری در جلسه دفاعیات خود در دادگاه مرتبط با روزنامه خرداد و در حضور دادستان گفت: «‌آنچه روزنامه خرداد در خصوص پرونده قتل‌ها مطرح کرده پاسخگویی وزیر اطلاعات وقت است که هم قدرت داشته و هم ظاهرا فتوا صادر کرده، از نظر ما وزیر اطلاعات وقت ( دری نجف‌آبادی) باید به خاطر قتل‌ها پاسخگو باشد چون امنیت ملی را به خطر انداخته است...». نوری همچنین در مورد افشاگری روزنامه خرداد در مورد قتل‌ها گفت:‌ «در همین مورد آیا تلاش نشد که مساله پرونده قتل‌ها در حد چند پرسنل عادی باقی بماند؟ آیا طرح اولیه این نبود که نقش عاملان بر ملا نشود؟ آیا تمام کوشش‌های فعلی صرف این نمی‌شود که مساله از سعید امامی فراتر نرود و مساله قتل‌ها در محدود همان چهار قتل محدود بماند؟».

نوری در آن دفاع و افشاگری شجاعانه پرده از ابعاد گسترده قتل‌های مشکوک و وحشیانه دیگری هم برداشت و گفت: «‌وقتی حسینیان مدعی است سعید امامی از نیروهای متدین و مذهبی و آگاه بوده و وقتی حسینیان حکم ناصبی و مرتد بودن صادر می‌کند، وقتی در طول سالیان گذشته  بسیاری قتل‌های مشکوک با سکوت مواجه شد...، وقتی بانویی سال‌خورده را با ۲۵ ضربه کارد سلاخی کردند، وقتی قرار بود اتوبوس نویسندگان به اعمال دره پرتاب شود، وقتی برخی دانشمندان شیعه و سنی به دلایل نامعلوم از بین رفتند، و وقتی حاکمیت مسوول تامین امنیت شهرواندان است، چطور در برابر همه این فجایع کسی اعتراض و پیگیری نکرد؟ چطور کسی در مقابل مرگ حسین برازنده، احمد تفضلی، و احمد میرعلایی خود را پاسخگو ندانست؟ چطور وقتی برخی کشیش‌های مسیحی به قتل رسیدند و پس از تکه‌تکه‌شدن، بدنشان در فریزر جاسازی شد، قاتلان به مردم معرفی نشدند؟ اما حال که مطبوعات کوس رسوایی محفل‌نشینان را به صدا در آورده‌اند برخی در صدد پاک‌کردن صورت مساله هستند؟»‌

سرنوشت عوامل اصلی قتل‌های زنجیره ای:

درآخرين روزهاي خرداد سال ۱۳۷۸ خبري ديگر منتشر شد كه شگفتي افكارعمومي را برانگيخت. سازمان قضايي نيروهاي مسلح طي اطلاعيه‌اي ضمن معرفي سعيد امامي (اسلامي ) به عنوان متهم رديف اول پرونده قتل‌ها خبر داد كه وي با خوردن داروي نظافت درحمام خودكشي كرده است . نيازي، طي گفت‌وگويي با روزنامه کیهان یکم تیرماه  ۷۸ اظهار داشت: «براساس شواهد و قراين، سعيد امامي‌، هنگامي كه موضوع هدايت ودخالت بيگانگان درقتل‌هاي مشكوك تهران مشخص شد و معلوم شد وي يكي از عوامل اصلي اين دسيسه بزرگ بوده است، اقدام به خودكشي كرد… با خودكشي يكي از عوامل قتل‌هاي مشكوك تهران، هيچگاه پرونده اين جنايت بسته نشده است‌»

پس از مرگ سعید امامی، ماجرای روزنامه سلام و انتشار یادداشت سعید امامی در آن و اعتراضات دانشجویی رخ داد که منجر به فاجعه هجدهم تیرماه ۱۳۷۸ شد که بسیاری از دانشجویان در کوی دانشگاه و در محل سکونت خود به خاک و خون کشیده شدند. سیدمحمد خاتمی بعدها در واکنش به حادثه کوی گفت این هزینه‌ای بود که باید برای کشف و بر ملاسازی قتل‌های زنجیره‌ای پرداخته می‌شد. او در سخنرانی پنجم مرداد ماه خود در میان مردم همدان گفت: «آن كشف آنقدر بزرگ بود كه به دادن اين تاوان‌ها مي ارزيد».

تداوم جریان فکری خشونت‌طلب پس از ۱۲ سال:


پس از گذشت ۱۱ سال از حادثه تلخ قتل وحشیانه داریوش و پروانه فروهر و سایر قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای در آستانه سالگرد این عزیزان قرار گرفته‌ایم. کسانی که قربانی تفکر خشونت‌طلب و جزم‌اندیشی شدند که تاب و تحمل سخن «دیگری» را ندارد. این جریان فکری در کودتای ۲۲ خرداد یک بار دیگر اثبات کرد که در تمام طول این سال‌ها تداوم داشته است و حاضر به حک و اصلاح رویه خود نیست. همان کسانی که عوامل اصلی قتل‌های زنجیره‌ای بودند به همراه عناصر متبوع خود طرح کودتای ۲۲ خرداد و تجاوز به عرض و آبرو و جان و رای مردم را پیاده کردند. اگر ۱۱ سال پیش در خانه‌های شخصی و با سرنگون‌کردن اتوبوس نویسندگان در دره قربانی می‌گرفتند، اکنون در بازداشتگاه کهریزک و میدان آزادی و مقابل مسجد لولاگر قربانی می‌گیرند.

هنوز بعد از ۱۱ سال هیچ یک از متهمان اصلی پرونده قتل‌های زنجیره‌ای معرفی و محاکمه نشده‌اند. شباهت عجیبی است بین این سیاست‌ها و سرپوش گذاشتن بر مرگ پرابهام پزشک‌وظیفه کهریزک و شهادت قربانیان کهریزک از جمله محسن روح‌الامینی. این جریان فکری خطرناک بعد از گذشت ۱۱ سال همچنان با تایید برخی چهره‌های متنفذ نظام جان انسان‌ها را می‌گیرد و از انجام هیچ جنایتی برای رسیدن به مقاصد خود روی گردان نیست. حال این سوال بعد از ۱۱ سال همچنان تکرار می‌شود که عوامل اصلی این قتل‌ها با کدام مجوز جان انسان‌ها را گرفتند و چرا هنوز هیچ کس جلودار چنین رفتارهایی نیست؟ چرا  حاشیه این افراد در طول این سال‌ها چنان امن شده است که دیگر نیازی به توجیه و پرده‌پوشی ندارند و در روز روشن به وسوی مردم شلیک می‌کنند؟

سوالات بی‌جواب از این دست بسیار است و به نظر می‌رسد که اکنون این انحرافات به حدی  شدت یافته است که تنها باید مقامات ارشد کشور پاسخ‌گوی این ابهامات باشند.

 
 بیانیه سازمان ادوار تحکیم وحدت در اعتراض به حوادث اخیر، بازداشت ها و احکام صادره
http://www.advarnews.biz/organization/9889.aspx
29/8/1388

    مردم شریف ایران
وجدانهای بیدار
فعالین و سازمانهای حقوق بشر

بیش از پنج ماه از شعبده بازی بزرگ و کودتای حکومتی 22 خرداد می گذرد، 22 خرداد 1388 که شاید به شرط تمکین حاکمیت به رای و خواست مردم می توانست آغاز گر فصلی نو در تاریخ جمهوری اسلامی باشد، یکی از غم انگیزترین برگهای تاریخ آن را رقم زد.

با این حال و به رغم تلخی ایام ، فصلی نو فرا رسیده و دفتری جدید گشوده شده ، دفتری که پر است از نامهای مردان و زنانی که شجاعانه در برابر کودتا علیه ملت ایستاده، تسلیم نشده و تسلیم هم نمی شوند، این دفتر گشوده اکنون دست به دست می چرخد و شهر به شهر می گردد، امروز سکوت و فریاد مردم به یک اندازه رویاهای طراحان تقلب بزرگ را به کابوس بدل می کند. مردم اینک برای بازپس گیری حقوق و آزادیهای مشروع و قانونی خویش به پاخاسته اند، امروز صفها مشخص است: یک سو کودتاچیان غاصبی که دست شان به قتل و تجاوز و شکنجه و فساد آلوده است و یک سو مردمی که ایستاده اند تا پرچم آزادی و حقوق بشر را بر فراز بام ایران زمین برافرازند.

سازمان دانش آموختگان ایران(ادوار تحکیم وحدت) به خود می بالد که به دستیاری دیگر گروهها و سازمانهای اصلاح طلب و تحولخواه در کنار این مردم ایستاده است و البته مدتهاست که هزینه این ایستادگی را نیز می پردازد.
این در حالی است که ماموران دولت کودتا در اقدامی کاملا خلاف قانون علیرغم تودیع قرار وثیقه قانونی برای احمد زید ابادی دبیرکل سازمان ادوار تحکیم از آزادی وی جلوگیری می کنند و شگفت آنکه دادگستری استان تهران با صدور اطلاعیه ای رسمی بر این بی قانونی مهر صحه می گذارد تا به روشنی بر همگان عیان شود که قانون تنها به بازیچه ای در دستان دستگاه حاکمه نظامیان تبدیل شده است

سازمان دانش آموختگان از ابتدای کودتای 22 خرداد تحت فشار بوده و بسیاری از اعضای سازمان تحت تعقیب و یا در بازداشت نیروهای امنیتی بوده اند و تا امروز علاوه بر احمد زید آبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگو آقایان حسن اسدی زید آبادی، محمد صادقی، حجت شریفی، سلمان سیما، کوهزاد اسماعیلی، موسی ساکت، خانم نفیسه زارع کهن و مهرداد بزرگ نیز دستگیر شده و همچنان در بازداشت نیروهای امنیتی هستند و این همه در کنار فشارهای غیرقانونی و بی شرمانه ای است که نهادهای به اصطلاح متولی امنیت کشور از طریق ارعاب خانواده،محرومیت از تحصیل،ایجاد محرومیت شغلی و احضار تهدید های تلفنی برای اعضای این سازمان ایجاد کرده اند
 
بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق
یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است
 
در این بین آنچه بیش از همه مایه نگرانی است وضعیت خاص عبدالله مومنی رییس شورای مرکزی و سخنگوی سازمان ادوار است. نحوه برخورد با آقای مومنی و سیر پرونده وی مصداق بارز معضل نظامی گری و سردار محوری در دستگاه قضایی کشور است، معضلی که اکنون کلیت دستگاه قضایی را –مانند سایر قوا- به تباهی و فساد و سراشیبی اضمحلال و سقوط کشانده.

بدون شک آنچه بر مومنی می گذرد بیانگر نهایت کینه باند کودتاچی از عملکرد درخشان وی در عرصه فعالیت در راه حقوق بشر و دموکراسی و آرمانهای جنبش دانشجویی است، اینان مدتهاست که مترصد فرصت برای انتقام از سازمان ادوار و اعضای آن بوده اند.

به هر حال وضعیت وخیم آقای مومنی در زندان ما را وادار می کند تا بخشی از حقایق فاجعه بار این پرونده را با افکار عمومی و وجدانهای بیدار در میان بگذاریم:

1- عبدالله مومنی سی خرداد ماه سال جاری در محل ستاد شهروند آزاد بازداشت شد، به گفته شاهدان عینی نحوه بازداشت مومنی به شدت خشونت بار بوده است به نحوی که نه تنها سر و لباس مومنی آغشته به خون می شود بلکه خون وی بر راه پله های ساختمان نیز جاری می گردد.

2- عبدالله مومنی در طی مدت بازداشت تا روز جلسه دادگاه تمام مدت در سلول انفرادی بدون حضور وکیل و بدون حق ملاقات و تماس با خانواده و تحت شکنجه های شدید جسمی و روحی بوده است. اخبار رسیده از زندان حاکی از برخوردهای به شدت توهین آمیز و خشونت بار بازجویان با مومنی است. نحوه برخورد با مومنی به شکلی بوده که در یکی از معدود ملاقاتهایی که پیش از برگزاری دادگاه بین وی و خانواده اش صورت گرفت همسر و فرزندان وی حتی نتوانستند او را بشناسند. وضعیت جسمی و روحی مومنی در این ملاقات به شدت غیرعادی و حاکی از فشارهای شدید جسمی و روحی بوده است.

3- چند هفته بعد از این ملاقات عبدالله مومنی در یک دادگاه نمایشی شرکت می کند تا در برابر یک کیفرخواست غیرحقوقی و سرتاپا دروغ و داستان از خود دفاع کند، با این حال مومنی در این دادگاه نمایشی به جای دفاع از خود مجبور به قرائت متنی از پیش نوشته شده توسط بازجویان شد ، متنی که نه تنها انشای مومنی نبود بلکه فرازهایی از آن قلب آشکار واقعیت محسوب می شد، به عنوان مثال در متن نوشته شده توسط بازجویان مومنی به اصطلاح اعتراف کرده بود که برای آموزش انقلاب مخملی به آلمان سفر کرده است این در حالیست که وی هرگز و هیچ گاه هیچ سفری به کشور آلمان نداشته است! این فراز از متن قرائت شده در دادگاه خود بهترین سند برای صحت ادعای ماست.

4- مومنی در تمام مدت بازداشت برای نگرفتن وکیل تحت فشار بوده است، بازجویان تحت فشار و شکنجه های قرون وسطایی مومنی را مجبور به نوشتن نامه ای می کنند که بر اساس آن حق داشتن وکیل را از خود سلب می کند! کل فرآیند رسیدگی به پرونده مومنی بدون حضور وکیل و بدون رعایت حداقلهای حقوق متهم در آیین دادرسی صورت می گیرد، آنچه که به عنوان دادگاه برای مومنی برگزار شد سند مظلومیت او و مایه شرمساری قوه قضاییه و نهادهای امنیتی است. چگونه عده ای به خودشان اجازه می دهند که در لباس مسلمانی و به عنوان مجری قانون رفتاری این چنین غیر انسانی با یکی از بهترین فرزندان این ملت داشته باشند؟ آنها چگونه می خواهند در پیشگاه خدا و ملت پاسخگوی عملکرد خود باشند؟ به نظر می رسد دست اندرکاران پرونده مومنی و دیگر اسرای جنبش سبز به هیچ اصلی جز سرکوب مخالف به هر قیمتی پایبند نیستند. ما وجدانهای دست اندرکاران این پرونده و پرونده های مشابه را به بیداری فرا می خوانیم. به فردای خود بیاندیشید.

5- مستندات صدور این حکم نیز در خور توجه ویژه می باشد ، دو سال از حکم هشت ساله مربوط به پرونده بازداشت عبدالله مومنی در سال 82 می باشد که منجر به صدور حکم دو سال حبس تعزیری- که به مدت پنج سال تعلیق شده بود- گردید با عنایت به تقویم موجود و اینکه اکنون در سال 1388 خورشیدی هستیم ، پایان یافتن دوره تعلیق و کان لم یکن شدن حکم حبس صادره آشکار میگردد لذا انشای دوباره حکم سابق در محکومیت جدید کاملا بلا وجه و تخطی از بدیهیات حقوقی می باشد.
مستند قاضی برای شش سال مابقی از این قرار محکومیت نیز شرکت داشتن عبدالله مومنی در اعتراضات و حوادث بعد از انتخابات است ، این مورد نیز با توجه به تاریخ بازداشت وی در سی خرداد از کمترین استدلال منطقی و حقوقی بی بهره بوده و لذا بی اعتبار می باشد.

6- گویی سستی و بی پایگی حکم صادره بر مرجع امنیتی و قضایی دخیل در پرونده نیز آشکار شده است و لذا اخباری مبنی بر گشایش پرونده ای جدید برای عبدالله مومنی منتشر شده است تا در صورت رد شدن حکم صادره در مرجع تجدید نظر ، بازجویان بر اساس پرونده سازی جدید طرحی نو در اندازند و حکم محکومیت نوینی برای ایشان انشاء کنند.

حکم هشت سال زندان برای عبدالله مومنی که تمام زندگیش را وقف بهروزی مردم ایران کرده است چه معنایی دارد؟ مومنی معلم است و برادر شهید . او بهترین سالهای جوانی خود را صرف تلاش در راه اصولی کرده است که سعادت مادی و معنوی ملت ایران در گرو تحقق آنهاست. مومنی گناهی جز دفاع از حرمت و کرامت انسان ندارد.

سازمان دانش آموختگان خود را موظف به دفاع تمام عیار از سخنگوی در بند و سایر اعضای اسیرش می داند. آزادی بدون قید و شرط مومنی حداقل کاری است که قوه قضاییه برای اعاده حیثیت خویش و جبران ظلمی که در حق او و خانواده اش کرده است می تواند انجام دهد.

ما در عین حال خواهان برچیده شدن بساط شکنجه از زندانها و رعایت حقوق قانونی متهمان هستیم، بدون شک تمامی دادگاههایی که بدون رعایت این حقوق و ترتیبات قانونی برگزار می شود و احکامی که به دنبال چنین دادگاههایی صادر می گردد غیر قانونی و فاقد اعتبار است.

حقیقت برای همیشه پشت ابر پنهان نمی ماند و دروغگویان و ظالمان حتی از این هم رسواتر می شوند، بهتر است قوای حاکم تا دیر تر از این نشده به مدار قانون بازگردند و حقوق مردم را پاس دارند.

به هر روی پیروز نهایی این جدال ملت ایران خواهد بود.

سازمان دانش آموختگان ایران ( ادوار تحکیم وحدت )


اعتصاب غذای زندانيان سياسی در بند ۳۵۰ در اعتراض به شرايط نامناسب خود و انتقال بهمن احمدی‌امويی به سلول انفرادی، کميته گزارشگران حقوق بشر
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096460.php
29/8/1388

کميته گزارشگران حقوق بشر- زندانيان سياسی در بند ۳۵۰ زندان اوين در اعتراض به شرايط نامناسب اين بند و همچنين انتقال بهمن احمدی‌امويی به سلول انفرادی، از روز گذشته روزه سياسی گرفته‌اند.

بنابرگزارش‌ها، پس از اعمال فشارها و محدوديت‌های شديد بر زندانيان سياسی جهت قطع ارتباط آنان با خارج از زندان و هم‌چنين شرايط نامناسب رفاهی و بهداشتی حاکم بر بند ۳۵۰، اين زندانيان با نگارش نامه‌هايی به مسئولان زندان اعتراض کردند. با اين وجود‌، مسئولان زندان اوين نه تنها به اعتراض زندانيان سياسی توجه نکردند، بلکه در يک اقدام تنبيهی، مدت زمان تماس تلفنی آنان را به دو دقيقه در روز کاهش داده و " بهمن احمدی‌امويی"، روزنامه نگار زندانی را به سلول انفرادی منتقل کردند.

زيرزمين بند ۳۵۰ در دو هفته گذشته به محل نگه‌داری زندانيان سياسی و به خصوص بازداشت‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات تبديل شده است. هم‌اکنون بيش از ۱۰۰ زندانی در اين بند نگه‌داری می‌شوند.

اکثر اين افراد پس از ما‌ه‌ها نگهداری در بند۲۰۹ به اين بند انتقال يافته‌اند.

زندانيان سياسی می‌گويند:" مقامات قضايی و امنيتی، بند ۳۵۰ را به شعبه ۲ بند ۲۰۹ تبديل کرده‌اند و شرايط حاکم در اين بند مشابه بند ۲۰۹ است."

خانواده‌های شماری از زندانيان سياسی حاضر در بند ۳۵۰ در روزهای گذشته با نگارش نامه‌ای خطاب به دادستان، نسبت به شرايط نگه‌داری زندانيانشان اعتراض کردند. در بخشی از اين نامه آمده است:"

در حالی که غذای بند ۳۵۰ زندان اوين بدون کيفيت و ناکافی است ،فروشگاه داخل زندان از فروش موادغذايی مناسب و موادی مانند ميوه و سبزيجات به زندانی ها خودداری می کند.اگربرای آنها غذای مناسب فراهم نمی کنيد حداقل اجازه بدهيد که گاهی با پول خود غذا و ميوه بخرند. غذای نامناسب با کيفيت بسيار پايين زندان نيز دليلی بر طولانی مدت شدن بيماری آنان شده است. با خبر شده ايم در هفته چند بار فقط به آنها برنج سفيد و يا حداکثر برنج به اضافه رب گوجه فرنگی به عنوان غذای اصلی داده می شود.اين در حالی است که اکثر آنها هم بيمار هستند و هم به خاطر تحمل فشار پنج ماه زندان ضعيف و رنجور شده اند .ادامه اين وضع سلامت آنها را بيشتر دچار مخاطره می کند.

از سوی ديگر در بند ۳۵۰ اوين، تنها يک تلفن عمومی برای استفاده بيش از يکصد زندانی وجود دارد که موجب ايجاد محدوديت زياد برای زندانيان در تماس با خانواده هايشان شده است.


 کمپين بين المللي حقوق بشر خواستار آزادي فوري اعضاي دربند سازمان دانش اموختگان شد
http://www.advarnews.biz/humanright/9882.aspx
29/8/1388
 
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد  در حالی که اعضای  سازمان دانش آموختگان ادوار همچنان در بازداشت هستند و مورد بدرفتاری، دارسی های ناعادلانه و احکام زندان قرار می گیرند، مقامات ایرانی یکی دیگر از اعضای رهبری سازمان دانش آموختگان ادوار را بازداشت و سخنگوی آن را به هشت سال زندان محکوم کردند.

هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد رفتار با اعضای رهبری ادوار گفت: "ما نقض حقوق اعضای سازمان دانش آموختگان ادوار را محکوم می کنیم. هدف از آزار و اذیت اعضای این سازمان مشخصا این است که مانع از این شوند که نسل جدید ایرانیان آزادانه بیندیشند و با هم کار کنند."
 
سلمان سیما، عضو کمیته سیاسی ادوار و دانشجوی دانشگاه آزاد، در روز ۲۳ آبان ماه توسط نیروهای امنیتی که دم در خانه او در کمین بودند، بازداشت شد. پس از بازداشت، ماموران خانه او را تفتیش و وسایل شخصی از جمله کامپیوتر او را مصادره کردند. به گفته خواهر سیما، در احضاریه بازداشت سلمان نوشته شده بود که او را به بند ۲۰۹ زندان اوین که در اختیار وزارت اطلاعات است ببرند. ماموران امنیتی به خانواده سلمان گفتند که برای پیگیری به شعبه سه دادگاه انقلاب تهران مراجعه کنند. سلمان سیما در تیرماه سال ۱۳۸۷ بازداشت و به مدت ۴۰ روز در بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی بود.
 
کوهزاد اسماعیلی، مسئول شعبه گیلان ادوار که اخیرا پس از ۲۰ روز با وثیقه آزاد شده بود،  مجددا در ۲۵ آبان ماه در اجرای حکم ۴ ماه زندان بازداشت شد.
 
در روز ۲۸ آبان ماه، عباس حکیم زاده، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در ساعت ۷ صبح به وقت تهران در منزل خود بازداشت شد. منزل او را تفتیش کردند و وسایل شخصی اش از جمله کامپیوتر او را با خود بردند. عباس حکیم زاده، در بهمن ماه ۱۳۸۷ به همراه ۷ نفر از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر بازداشت شد و برای اعتراف جعلی تحت شکنجه قرار گرفت. حکیم زاده پس از  ۱۳۴ روز در بازداشت که ۱۲۰ روز آن را در انفرادی بود، با وثیقه آزاد شد. دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای ضمن محکوم کردن بازداشت حکیم زاده، اعلام کرد که بازداشت او مرتبط با روز ۱۶ آذر، روز ملی دانشجو است.
 
احمد زید آبادی؛ دبیر سازمان دانش آموختگاان ادوار بیش از ۴ ماه است در زندان بسر می برد و دوره طولانی ای از بازداشتش را در انفرادی گذرانده است.  همسر آقای زیدآبادی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت در حالی که قاضی پرونده زید آبادی پس از دادگاه دستور آزادی او را به قید وثیقه صادر کرد و وثیقه نیز تودیع شده است، و قاضی پرونده سه بار دستور آزادی او را به زندان فرستاده است، مسئولین زندان همچنان از آزادی او سر باز می زنند. دکتر محمد شریف؛ وکیل زید آبادی در مصاحبه با ایلنا تائید کرد که وثیقه رسما ثبت شده است که البته این موضوع توسط دادگستری کل تهران تکذیب شد. شریف تاکید کرد که زید آبادی به "تبانی و تجمع علیه نظام" متهم شده است که این موضوع در دادگاه ثابت نشد چرا که استناد دادگاه به نوشته های چاپ شده زید آبادی بود در حالی که تبانی باید مخفیانه صورت بگیرد. به گفته همسر زید آبادی، احمد بشدت از نظر جسمی و روحی بعلت فشارهای وارده ضعیف شده است و سلامتی او در خطر است.
 
عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش اموختگان ادوار، حکم ۸ سال زندان دریافت کرد که ۶ سال آن بخاطر ادعای شرکت در اعتراضات پس از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه است و دو سال دگیر به پرونده قبلی او مربوط می شود که در آن پرونده به در خطر انداختن امنیت ملی متهم شده بود. فاطمه آدینه وند؛ همسر عبدالله مومنی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت  که مومنی از دسترسی به وکیل محروم است و حکم زندان به خود ایشان در زندان ابلاغ شده است. در حالیکه مقامات قضایی ادعا می کنند که مومنی از گرفتن وکیل امتناع کرده، خانم آدینه وند معتقد است که او در زندان وادار شده است که اعلام کند که به وکیل نیازی ندارد. مومنی به حکم ۸ سال زندان اعتراض کرده است. مومنی دچار بیماری های کلیوی و قلب است.
 
طبق گزارش های رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، حسن اسدی زید آبادی که در روز ۱۲ آبان ماه بازداشت شده بود، در سلول انفرادی به ابعاد یک در دو متر نگهداری می شود. اطلاعاتی در مورد اتهامات وارده بر حسن زید آبادی در دست نیست. محمد صدیقی؛ عضو دیگر ادوار نیز که در ۱۲ آبان ماه دستگیر شده بود، ممنوع الملاقات است. حجت شریفی و همسرش ؛ نفیسه زارع کهن که در ۱۳ آبان ماه دستسگیر شدند، نیز در زندان اوین هستند. موسی ساکت؛ مسئول سازمان دانش اموختگان  ادوار در تبریز نیز همچنان در زندان است و اطلاعاتی در مورد ایشان منتشر نشده است.
 
کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران  ضمن اینکه خواستار آزادی فوری همه زندانیان عقیدتی از جمله اعضای  سازمان دانش آموختگان ادوار است،  طبق قانون خواستار محاکمه مقامات مسئول در نقض قوانین کشوری و قوانین بین المللی در مورد پرونده های زندانیان عقیدتی از جمله اعضای دانش آموختگان ادوار تحکیم وحدت است.


بازداشت گسترده فعالین دانشجویی لیبرال در تهران
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25169
28/8/1388

اخبار روز: به گزارش منابع خبری مستقل در ایران، روز پنجشنبه عده ای از دانشجویان لیبرال در تهران دستگیر شده اند. این دستگیری ها در آستانه ی شانزدهم آذر ماه صورت می گیرد. گزارش ها حاکی از بازداشت شمار زیادی از فعالین دانشجویی در دانشگاه های مختلف کشور است.

خبرگزاری هرانا وابسته به مجموعه ی فعالین حقوق بشر در ایران، خبر داده است سورنا هاشمی، مهرداد بزرگ، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، علیرضا موسوی، سینا شکوهی و البرز زاهدی از فعالین دانش‌جویی و از اعضای دانشجویان و دانش آموختگان لیبرال دانشگاه‌های ایران توسط ماموران امنیتی بازداشت و به نقطعه‌ی نامعلومی منتقل شده‌‌اند.

بعد از بازداشت این دانش‌جویان ماموران امنیتی به خانه‌ی سورنا هاشمی و مهرداد بزرگ رفته با تفتیش خانه، وسائل شخصی آن‌ها را نیز همراه خود برده‌اند. ماموران گفته‌اند که این دانش‌جویان را به زندان اوین منتقل می‌کنند.
اطلاعات بیشتر از این بازداشت ها منتشر نشده است.


دادستان کل کشور وارد می‌شود! / خط و نشان کشیدن برای 16 آذر آغاز شد
http://www.mowjcamp.com/article/id/66106
29/8/1388

غلامحسين محسنی اژه‌ای‌‌ دادستان کل کشور، روز پنجشنبه اظهار داشت: "قوه‌قضائيه مصمم است تا با تکرار هرگونه ناآرامی تازه توسط معترضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ايران به صورت قاطع و بازدارنده برخورد کند."

به گزارش موج سبز آزادی به نقل از واحد مرکزی خبر، غلامحسين محسنی اژه‌ای در گفتگوی ویژه خبری روز پنجشنبه به معترضان هشدار داده است که از اين به بعد با هر گونه اقدامی که بنا بر ادعای وی "موجب اخلال در نظام شود" بدون هيچ اغماضی برخورد خواهد شد و هيچ عذر و بهانه‌ای پذیرفته نیست.‌ دادستان کل کشور در حالی دست به چنین تهدیدی زده است که گروه‌های مختلف مردم و به خصوص دانشجویان در حال برنامه‌ریزی برای برگزاری حرکت‌های تازه‌ای در سال‌روز ۱۶ آذر، روز دانشجو، هستند.

از طرف دیگر در ماه‌های پس از کودتای انتخاباتی 22 خرداد با نزدیک‌شدن تاریخ روزهایی که جنبش سبز قصد دارد در آن اعتراضات خود را به صورت علنی‌تر نشان دهد ابراز چنین تهدیداتی به رویه‌ای عادی تبدیل شده است و این تهدیدات نه تنها تاکنون باعث دلسردی مردم در بزرگداشت این روزها نشده، در اکثر موارد به صورت معکوس عمل کرده است.


یادداشت تحلیلی درباره مرگ دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک: ببینید به چه روزی افتاده اید!ء
http://norooznews.info/news/15151.php
29/8/1388

مرگ مشکوک دکتر رامین پوراندرجانی پزشک وظیفۀ بازداشتگاه کهریزک در آسایشگاه نیروی انتظامی مرکز بعید است خیال کسی را راحت کرده باشد. علی رغم مسدود و محدود شدن بسیاری از کانال های اطلاع رسانی هنوز در این زمینه نفس کش های خوبی وجود دارد که نگذارد جرمی یا جنایتی از دید مردم پنهان بماند.

فرماندۀ نیروی انتظامی مرگ این پزشک وظیفه را که خانواده، دوستان و اطرافیان او امکان خودکشی را در مورد او رد می کنند و می گویند اعتقادات و روحیه او احتمال چنین کاری را برای او منتفی می کند، خودکشی بدلیل از دست دادن روحیه اعلام کرده است. چه فرقی می کند فردی که اطلاعات مهمی داشته که می توانسته است اظهار آنها و یا شهادت در مورد آنها در دادگاه زندگی و اعتبار افراد معنونی را به خطر بیاندازد وادار به خودکشی شود و یا کشته شود.

اگر بر همان ایست قلبی که قبلاً به عنوان دلیل مرگ او ذکر شده بود پافشاری می شد شاید توجیه پذیرتر بود. البته از نظر پزشکی ذکر ایست قلبی به عنوان دلیل مرگ بی معنی است. دلیل دیگری باید به عنوان دلیل مرگ ذکر شود چرا که هر کس به هر دلیل بمیرد لاجرم دچار ایست قلبی می شود. مثل این است که بگوئیم مرگ علت مردن او بوده است!

در اطلاعیه روابط عمومی دادستانی آمده است که نتیجه بررسی های اولیه پزشکی قانونی نافی وجود مسمومیت آن مرحوم بوده و آنها منتظر نتیجه سم شناسی هستند. البته این بیان در درون خودش دارای تناقض است و نشان دهندۀ این است که همۀ حقیقت بیان نشده است. با این حال این اظهارنظر تا کنون احتمال خودکشی را ثابت یا مطرح نمی کند. تاکنون هم کسی ادعا نکرده است که مرحوم با روش های آشکار دیگری مثل زدن رگ یا حلق آویز کردن یا شلیک گلوله به مغز خودکشی کرده باشد. اگر دلیل متقنی برای خودکشی وجود نداشته باشد آن گاه احتمال وقوع قتل جدی می شود.

به هر حال از نظر افکار عمومی مرگ این پزشک وظیفه عادی نیست و احتمال وقوع قتل بسیار بالاست. پلیس، خود بخوبی می داند که در چنین شرایطی باید بررسی کرد چه کسانی نفعی در چنین مرگی داشته اند و باید به آنها مظنون شد. اگر پرونده را به یک پلیس آگاهی وظیفه شناس بدهند و به او اختیار بدهند که مانند سایر پرونده هایی که تا کنون رسیدگی کرده است این موضوع را دنبال کند ظرف مدت کوتاهی دو نفر را پس از تشریفات لازم بازداشت می کند و با بازجویی های کارشناسانه که بلد است متهم اصلی را مشخص و به دادستان محترم معرفی می کند. طبیعی ست نظر نهایی را قاضی دادگاه داده و بر اساس آن حکم صادر می کند. اما وقتی از ابتدا فرماندۀ نیروی انتظامی بر خلاف نظر ابراز شدۀ قبلی اعلام می کند که خودکشی صورت گرفته و مقام قضایی قبل از اعلام نظر رسمی پزشکی قانونی احتمال مسمومیت را رد می کند از یک پلیس آگاهی وظیفه شناس هم کاری بر نمی آید چرا که سرنوشت پزشک وظیفه جلوی چشمش است.

در غیاب یک روند رسیدگی شفاف و عادلانه افکار عمومی خود به کرسی خواهد نشست و به قضاوت وجدانی خود اکتفا خواهد کرد. به آنان که به همین دلیل، حتی پس از مرگ این پزشک وظیفه، خیالشان راحت نشده است و هنوز هم تنشان می لرزد می گوییم این راه سرانجامی ندارد. خطا را نمی توان با خطای دیگری پوشاند. ببینید به چه روزی افتاده اید. هنوز روز جزا در پیش است.


سبزهای سراسر ایران در انتظار حضور سبز رهبران جنبش‌اند: طرح سفرهای سبز استانی برای رهبران جنبش
http://www.mowjcamp.com/article/id/66079
29/8/1388

محمود احمدی‌نژاد، رئیس دولت نامشروع کودتا، دور جدید سفرهای استانی خود را با اما و اگرهای بسیار آغاز نمود.وی که در اولین سفر خود به مشهد با استقبال سرد شهروندان این شهر روبرو شده بود، در سفر به شهر تبریز هم با ورزشگاهی خالی از جمعیت روبرو گشت. در حالی که مسوول ستاد استقبال احمدی‌نژاد، از تدارک 100 هزار نفری برای این سفر خبر می‌داد، تصاویر منتشر شده از این سفر، از حضور 10 تا 15 هزار نفر در ورزشگاه شهر تبریز حکایت داشتند. در این شرایط از شهرهای مختلف خبر می‌رسد هواداران جنبش سبز اشتیاق و آمادگی خود را برای سفر رهبران این جنبش تا به حال به صورت‌های مختلف اعلام کرده‌اند. سفرهای سبز استانی رهبران جنبش می‌تواند پاسخی باشد به ریخت و پاش‌های حامیان دولت کودتایی احمدی‌نژاد که با پول و هزینه بیت المال و تعطیلی مدارس و ادارات دولتی برای استقبال از "رئیس جمهور منصوب" همچنان به تلاش بی‌حاصل خود ادامه می‌دهند. مروری بر آنچه در سفرهای استانی احمدی‌نژاد پیش از این گذشته است بی‌حاصل بودن این تلاش را به خوبی نشان می‌دهد.

احمدی نژاد در مشهد؛ استقبال سرد مردمی و بایکوت توسط آیت‌الله واعظ طبسی:

محمود احمدی‌نژاد که در اولین سفر استانی‌اش بعد از کودتای انتخاباتی ۲۲ خرداد، مشهد را برای برگرداندن مشروعیت از دست رفته‌اش انتخاب کرده بود، با بایکوت بی‌سابقه آیت‌الله واعظ طبسی در این شهر مواجه شد و در هدف خود ناکام ماند. همچنین در حالی که شاهدان عینی خبر از استقبال سرد از احمدی‌نژاد در مشهد می‌دادند، سایت‌های خبری اصولگرایی چون فارس و ایرنا، با انتشار عکس‌های قدیمی سفرهای استانی احمدی‌نژاد، سعی کردند این حقیقت را انکار و مخفی کنند.

گفتنی است که همزمان با سخنرانی محمود احمدی نژاد در مشهد ، صد ها تن از مردم مشهد به صورت خودجوش راهپیمایی کردند. این راهپمایی با سکوت همراه بود و معترضان با استفاده از دستبندها و پلاکاردهای سبز رنگ، تعلق خود به موج سبز  مردم ایران را اعلام کردند. این راهپیمایی در نهایت با دخالت نیروهای انتظامی به طور محدودی به خشونت کشیده شد. همچنین در صحن رضوی حرم امام رضا محل سخنرانی احمدی نژاد، گارد ویژه ضدشورش، نیروهای امنیتی و انصار حزب‌الله مشهد حضور گسترده‌ای داشتند.  علی‌رغم تلاش‌های گسترده کودتاگران برای سرکوب سبزهای مشهدی، این راهپیمایی صلح‌آمیز و گسترده برگزار شد و مشروعیت از دست رفته احمدی‌نژاد با تمسک به مقدسات هم باز نگشت!

تبریز؛ روایت تنهایی یک کودتاگر:

از بامداد پنجشنبه و در آستانه سفر رئیس دولت کودتا به شهر تبریز، اینترنت در اکثر نقاط این شهر مختل و قطع شد. همچنین به گزارش سایت اخبار روز، در پی شهادت دکتر پوراندرجانی، پزشک‌وظیفه مقتول کهریزک، که از دانشجویان و اهالی تبریز بود فضای عمومی شهر تبریز به شدت متاثر بود و کودتاچیان از ترس اعتراض مردمی مردم دست به امنیتی کردن فضای شهر و قطع اینترنت زدند.

در حالی که حامیان دولت کودتا از سازمان ‌دهی صد هزار نفر برای مراسم استقبال از احمدی‌نژاد خبر داده بودند، رئیس دولت کودتا پس از ورود به تبریز با استقبال سرد مردم روبرو شد. محمود احمدی‌نژاد در شرایطی در ورزشگاه جهان پهلوان تختی (باغ‌شمال) این شهر سخنرانی کرد که روز قبل رئیس ستاد مردمی(!) استقبال از احمدی‌نژاد در آذربایجان شرقی‌، غلامرضا آفریده‌، خبر از سازماندهی یک‌صد هزار نفر از مردم استان برای استقبال از رئیس دولت کودتا را داده بود‌، اما حداکثر 10-15 هزار نفر در سخنرانی وی در ورزشگاه باغ‌شمال حضور یافتند.

براساس تصاویری که شبکه‌ی استانی آذربایجان شرقی از سخنرانی احمدی‌نژاد بر روی آنتن فرستاد‌، سکوهای ورزشگاه تماما خالی بود و حضار  در محوطه‌ی چمن روبروی جایگاه متمرکز شده بودند‌، به نحوی که جمعیت مذکور حتی نصف محوطه‌ی چمن را نیز پوشش نمی‌دادند. دوربین‌های صدا و سیما نیز اغلب به نمایش نماهای بسته پرداخته و با پخش تصاویری آرشیوی از سفرهای قبلی احمدی‌نژاد به تبریز سعی در ارائه‌ی تصویری غیرواقعی از حضور کمرنگ مردم داشت.

لزوم آغاز سفرهای سبز استانی رهبران جنبش سبز:

با توجه به تجربه ناکام آقای "رئیس جمهور" در سفرهای اخیر و استقبال سرد مردم از وی، به نظر می‌رسد طرح سفرهای سبز  میرحسین موسوی و مهدی کروبی و سید محمد خاتمی به استان‌های مختلف می‌تواند زمینه ساز شور و شوق مردم و ایجاد امیدی مضاعف در میان مردم گردد. در حالی که جنبش سبز ایران از رسانه‌ای فراگیر محروم است و رسانه ضد ملی در انحصار حامیان کودتا قرار دارد حضور رهبران جنبش در میان مردم می‌تواند صدای انها را به دورترین نقاط کشور برساند و بیش از پیش دروغ 63 درصدی دولت کودتایی احمدی نژاد را بر ملا کند. با توجه به ریخت‌و پاش‌های کودتاچیان در سفرهای استانی،  رهبران جنبش سبز با سازماندهی سفرهای کم‌هزینه و بدون ریخت‌و پاش می‌توانند به مردم سراسر ایران نشان دهند که ساده زیست واقعی چه کسیست و فرق سفر آنان با کسانی که سال‌هاست شعار ساده زیستی آنها گوش فلک را کر کرده است و از پول بیت‌المال شام‌های آنچنانی تدارک می‌بینند و بعد از انتشار خبرش به توبیخ رسانه‌ها و خبرنگاران می‌پردازند در  چیست.

با توجه به اخبار دریافتی از خبرنگاران موج سبز آزادی در گوشه و کنار کشور، توده مردم علاقه فراوانی به سخن گفتن رو در رو با رهبران جنبش سبز پس از سرکوب‌های صورت گرفته دارند. از هم اکنون خبر  می رسد بسیاری از استانها و شبکه‌های سبز فعال در آنها برای میزبانی رهبران جنبش لحظه‌شماری می‌کنند. قطعا کودتاگران برای اخلال در ایجاد این سفرها  همچنان که در سفرهای انتخاباتی  رهبران جنبش شاهد آن بودیم از هیچ مانع‌تراشی و سنگ‌اندازی دریغ نخواهند کرد، اما آنچه در این مرحله از حیات جنبش سبز ضروریست،  برقراری ارتباط رودررو با مردم و  سخن گفتن با آنان است. در شرایطی که سانسور و توقیف روزنامه‌ها، فیلترینگ  سایت‌ها و دستگیری و محکوم ساختن فعالان سیاسی منجر به ایجاد رعب و وحشت گسترده در میان مردم شده است و نیز با تکیه بر شعار  سبز، هر شهروند یک رسانه،  به نظر می‌رسد اکنون که شهروندان با تاسی به سخنان رهبران خود راه سبز امید را زندگی می‌کنند و  مقاومت را به جزئی از زندگی روزمره خود تبدیل کرده‌اند، رهبران جنبش نیز باید به با تاسی به همین رویه و آغاز سفر به مناطق مختلف کشور، نقش آگاه‌رسان خود را ایفا نمایند تا از این طریق حقایقی که مردم از دانستن ان منع شد‌ه‌اند، از زبان رهبران جنبش به گوش آنان برسد.


سندیکای شرکت واحد اتوبوس رانی: خواهان آزادی اعضای سندیکای کارگران هفت تپه هستیم
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25151
27/8/1388

اخبار روز: سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، با انتشار بیانیه ای خواهان آزادی اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه شد. پنج تن از اعضای این سندیکا به جرم دفاع از حقوق کارگران به زندان افتاده اند:

باری دیگر شاهد زندانی شدن پنج تن از کارگران این مرز و بوم هستیم. فریدون نیکوفرد، جلیل احمدی، قربان علیپور، علی نجاتی و محمد حیدری مهر از فعالان سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه طی احکام صادره از طرف شعبه ۱ دادگاه دزفول و تایید این حکم توسط شعبه ۱٣ دادگاه انقلاب اهواز برای مدت ۶ ماه راهی زندان شدند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه ضمن محکوم کردن احکام زندان نامبردگان، برای دفعات مکرر مظلومیت کارگران را که در راستای احقاق حقوق خود به زندان افکنده شده اند، فریاد بر می آورد و این گونه اعمال را به شدت محکوم می کند.

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه با اعتقاد به بی گناهی افراد فوق الذکر و نیز دو تن از یاران خود؛ ابراهیم مددی و منصور اسالو خواهان آزادی بی قید و شرط همه ی کارگران زندانی است.

با امید به گسترش صلحح و عدالت در همه جهان

سندیکای کارگران شرکت واحد
اتوبوسرانی تهران و حومه

آبان ۱٣٨٨


 سازمان ملل متحد نقض حقوق بشر در ايران را محکوم کرد: قطعنامه کمیته سوم سازمان ملل متحد اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸را محکوم کرده است
http://www.radiofarda.com/content/o2_un_blasts_iran_human_rights_violations/1883880.html
29/8/1388

کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد، که به مساله حقوق بشر می پردازد، قطعنامه پيشنهادی کانادا را با ۷۴ رای موافق در مقابل ۴۸ رای مخالف  و ۵۹  رای ممتنع به تصويب رساند.

اين در حالی است که محمد خزايی، نماينده ايران در سازمان ملل متحد، با انتقاد از اين قطعنامه گفت اين برخوردها بر مبنای «ملاحظات سیاسی»  انجام می شود.

 قطعنامه  کمیته سوم سازمان ملل متحد از «نقض فزاینده و جدی حقوق بشر» در ايران «عمیقا ابراز نگرانی» کرده است.

اين قطعنامه به ويژه نسبت به اقدامات حکومت ايران در واکنش به تظاهرات معتر ضان به نتيجه انتخابات رياست جمهوری در ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۸۸ همزمان با افزايش نقض حقوق بشر در اين کشور ابراز نگرانی کرده است.

اين قطعنامه  تصریح کرده است که  حکومت ايران  با «زندان و بازداشت های خودسرانه  » فعالان سياسی، روزنامه نگاران، وبلاگنويسان، دگراندیشان،  وکلا، روحانيون، دانشجويان، دانشگاهيان، مدافعان حقوق بشر   را مورد آزار و ارعاب قرار می دهد.

اين قطعنامه تصريح کرده است که اين اقدامات حکومت ايران به « کشته و مجروح » شدن تعداد زيادی منجر شده است.

به دنبال اعتراض به نتيجه انتخابات رياست جمهوری تهران و برخی از شهرهای ايران شاهد تظاهرات مسالمت آميز معترضان بود. اين راهپيمايی با خشونت پليس و نيروهای سپاه و بسيج سرکوب شد.

مخالفان حکومت ايران می گويند درجريان اعتراضات پس از انتخابات دست کم ۷۲ نفر کشته شده اند.

اين قطعنامه همچنين گرفتن «اعترافات اجباری، آزار زندانيان از جمله تجاوز و شکنجه» انها در زندان های ايران را محکوم کرده است.

در حالی قطعنامه محکوميت ايران در يک کميته سازمان ملل متحد به تصويب رسيده است که مقامات قضايی ايران در هفته جاری از صدور حکم اعدام برای پنج نفر از متمهان حوادث پس از انتخابات خبر داده بودند.

عربستان سعودی در اقدامی برخلاف اکثر کشورهای اسلامی به نفع اين قطعنامه رای مثبت داد. اين در حالی بود که چين و روسيه به اين قطعنامه رای مخالف دادند.


تلاش برای انتخاب ندا به عنوان فرد سال هفته نامه تايم
http://www1.voanews.com/persian/news/iran/CurretAffairs-2009-11-20-70602572.html
29/8/1388

روزنامه لس آنجلس تايمز در گزارش «تلاش برای انتخاب ندا بعنوان زن سالِ هفته نامه تايم» می نويسد: پخش بی درنگ تصوير دلخراش مرگ ندا آقاسلطان در جريان اعتراضات خيابانی تهران، جهانيان را به شوک فرو برد. اينک کاربران شبکه های اجتماعی اينترنتی همچون «فيس بوک» و «تويتر» از سراسر جهان، با ارسال پيام به مجله تايم خواسته اند نداآقاسلطان را به عنوان زن سال ٢٠٠٩ که جهان را تحت تاثير قرار داد، انتخاب کند. زيرا اين هفته نامه تنها يک شخصيت که جهان را به نحوی تحت تاثير قرار دهد، به عنوان فرد برگزيده سال معرفی می کند.

مديران هفته نامه تايم گفته اند سيل نامه ها برای گزينش ندا به سوی اين مجله سرازير شده است. پرزيدنت اوباما گزينه سال گذشته تايم بود.


انتخابات آزاد؛ خواست مردم واصلاح طلبان / عرفان محمدی
http://www.rahesabz.net/story/4184/
28/8/1388


شبکه جنبش راه سبز (جرس): "جمهوری اسلامی که مردم می‌خواستند جمهوری بود که خواست‌های تاریخی مردم را برآورده سازد، آزادی، استقلال،پیشرفت، انتقاد و آزاد بودن انتخابات جزء مشخصات آن جمهوری بود". سید محمد خاتمی رئیس جمهور سابق با بیان این جمله در جمع تعدادی از دانشجویان دانشگاههای تهران، بر این نکته تاکید کرد که آزادی انتخابات خواست واقعی و اصلی مردم است و گفت که بدون انتخاباتی سالم، دیگر شرکت در انتخابات بلاموضوع است.

خاتمی در این سخنرانی که روابط عمومی دفتر ایشان، تنظیم وبرای رسانه ها ارسال کرده، گفته است: "اگر ما بخواهیم در عرصه حضور داشته باشیم باید انتخابات هم از نظر ضوابط و هم از نظر اجرا طوری باشد که اطمینان‌بخش باشد و اگر نباشد دیگر حضور ما معنا ندارد، بر فرض که، مردم را دعوت کنم به حضور در انتخابات؛ چه کسی پای صندوق‌ها می‌آید؟ اگر دلشان می‌سوزد و  ما هم می‌خواهیم مردم بیایند باید وضعیت سیاسی و نحوه برگزاری انتخابات تغییر کند و این تغییر دقیقا در چارچوب قانون اساسی و نیز معیارهای اصیل انقلاب اسلامی مردم است، ما مردم‌سالاری به معنای واقعی‌اش را می‌خواهیم که انقلاب نوید آن را داد".

خاتمی در عین حال که خواهان تغییر قانون انتخابات شده است بر این موضوع تاکید دارد که این تغییر را دقیقا در چارچوب قانون اساسی می خواهد.

مختصات انتخابات در قانون اساسی


قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر این نکته تاکید بسیار دارد که مردم آزادانه حق انتخاب سرنوشت دارند و دولت باید شرایط مشارکت مردم در تعیین سرنوشت شان را مهیا کند. در مقدمه قانون اساسی و در بخش شیوه حکومت در اسلام آمده است: "...با توجه به ماهيت اين نهضت بزرگ، قانون اساسي تضمين گر نفي هر گونه استبداد فكري و اجتماعي و انحصار اقتصادي مي باشد و در خط گسستن از سيستم استبدادي، و سپردن سرنوشت مردم به دست خودشان تلاش مي كند..... قانون اساسي زمينه چنين مشاركتي را در تمام مراحل تصميم گيريهاي سياسي و سرنوشت ساز براي همه افراد اجتماع فراهم مي سازد تا در مسير تكامل انسان هر فردي خود دست اندر كار و مسئول رشد و ارتقاء و رهبري گردد كه اين همان تحقق حكومت مستضعفين در زمين خواهد بود."

با چنین رویکردی، تدوین کنندگان قانون اساسی در بند 8 از اصل سوم که به وظایف دولت برای تحقق اهداف جمهوری اسلامی اشاره دارد، مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را بعنوان یک هدف متعالی مورد تاکید قرار داده است. بنابراین آنچه پرواضح است اینکه از نگاه خبرگان قانون اساسی، حق انتخاب سرنوشت یکی از حقوق اساسی مردم است. قانونگذار این حق را به دولت یا ولی فقیه یا شورای نگهبان نداده است. اما تحقق این مهم که خاتمی آن را بعنوان یکی از آرمانهای و اهداف انقلاب مورد تاکید قرار داده، "آزادی انتخابات" است، تا مردم آزادانه سرنوشت خود را تعیین کنند.

قانون اساسی در اصل چهارم می گوید: "در جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ امور كشور بايد به‏ اتكا آرا عمومي‏ اداره‏ شود، از راه‏ انتخابات‏، انتخاب‏ رييس‏ جمهور، نمايندگان‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏، اعضاي‏ شوراها و نظاير اينها، يا از راه‏ همه‏ پرسي‏ در مواردي‏ كه‏ در اصول‏ ديگر اين‏ قانون‏ معين‏ مي‏ گردد." اما مساله اجرا و نظارت بر انتخابات بعنوان دو موضوع چالش برانگیز، با دو نگاه متفاوت در قانون اساسی مورد بحث قرار گرفته است. قانونگذار مساله چگونگی برگزاری و اجرای انتخابات را به تصویب قوانین عادی مربوطه (قانون انتخابات) موکول کرده، اما مساله نظارت را مشخصا به شورای نگهبان واگذار کرده است. اصل 99 در این خصوص می گوید: "شوراي‏ نگهبان‏ نظارت‏ بر انتخابات‏ مجلس‏ خبرگان‏ رهبري‏، رياست‏ جمهوري‏، مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ و مراجعه‏ به‏ آراء عمومي‏ و همه‏ پرسي‏ را بر عهده‏ دارد."

بنابراین اگر اصلاح قانون انتخابات اینگونه که خاتمی مورد تاکید قرار داده است (اصلاح مطابق قانون اساسی)، در دستور کار قرار بگیرد، این اصلاحات در دو بخش باید اعمال شود که تامین کننده "حق آزادانه تعیین سرنوشت توسط مردم" باشد. اول تغییر نگاه حکومت به حقوق مردم در تعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است و دوم، تغییر چگونگی اجرای انتخابات است که متضمن حقوق مردم باشد.

1. تغییر نگاه حکومت به حق تعیین سرنوشت توسط مردم

عملکرد شورای نگهبان در اعمال نظارت استصوابی بر انتخابات، که بارها با اعتراض شدید مردم، سیاسیون و حقوقدانان همراه بوده، بیانگر این واقعیت است که شورای نگهبان بعنوان ناظر انحصاری انتخابات، اولا بعنوان جمعی از منصوبان رهبری (شش فقیه که مستقیم توسط رهبری تعیین می شوند و شش حقوقدانی که غیر مستقیم توسط رهبری انتخاب می شوند)، نتوانسته اند استقلال و بی طرفی خود را در انتخابات حفظ کنند. (اظهارات اعضای شورای نگهبان قبل و بعد از انتخابات اخیر ریاست جمهوری در رابطه با یکی از نامزدها، نمونه ای از نقض بی طرفی اعضای شورای نگهبان است) و ثانیا، محدود کردن حق انتخاب مردم با اعمال نظارت استصوابی، بنابر آنچه تاکنون از سوی معترضان و منتقدان شورای نگهبان عنوان شده، آنها را از مسیر قانون اساسی خارج کرده است. بنابراین حاکمیت در عمل، حق تعیین سرنوشت توسط مردم را زایل کرده است. اصلاح قانون انتخابات در مرحله اول باید در جهت استیفای این حق مردم باشد.

2. چگونگی و اجرای انتخابات


اجرای انتخابات که با انتقادهای بسیاری همراه است، چون جزئیات آن در قانون اساسی به بحث گذاشته نشده و به تصویب قانون عادی ارجاع شده است، می تواند بطور کامل و با هدف عملی شدن آنچه در قانون اساسی بعنوان شیوه حکومت در اسلام به تصویب رسیده، تغییر کند. حال آنکه پیش از این قانون انتخابات به کرات اصلاح شده است ولی هیچکدام از این اصلاحیه ها، نتوانسته است زمینه بخش استیفای حقوق مردم شود. از این رو قانون انتخابات همواره دستخوش تغییرات بوده است. در آخرین اصلاحیه، شرایط انتخاب شدن بعنوان رئیس جمهور با تغییراتی روبرو شد که به علت مخالفت شورای نگهبان و اصرار مجلس بر مصوبه خود، این اصلاحیه به مجمع تشخیص مصلحت نظام ارجاع شد. این قانون در اسفندماه سال گذشته و درست سه ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری، به مجمع ارجاع شد ولی تاکنون در این مجمع به رای گذاشته نشده است.

طرح کمیسیون ملی انتخابات

اعتراض گسترده مردم، به آنچه آن را تقلب دولت در انتخابات ریاست جمهوری می خواندند، در فردای اعلام نتایج اخیر انتخابات ریاست جمهوری، ایرادات قانون انتخابات را بیش از پیش نمایان کرد. محسن رضایی یکی از نامزدان انتخابات ریاست جمهوری که دبیری مجمع تشخیص مصلحت نظام را در اختیار دارد، انگشت اتهام را به سوی قانون انتخابات و بی طرف نبودن مجریان انتخابات نشانه رفت و از طرح کمیسیون ملی انتخابات سخن گفت.

محسن رضایی در پنجم مهرماه سال جاری با پیشنهاد تشکیل کمیسیون ملی انتخابات، هدف را منع کردن دولت از دخالت در انتخابات دانست و تصریح کرد قانون فعلی انتخابات نیازمند دگرگونی است. این طرح بلافاصله با انتقاد گسترده سران جناح راست و اعضای شورای نگهبان روبرو شد. احمد جنتی دبیر شورای نگهبان که در نگاه مردم متهم ردیف اول تخلفات انتخاباتی است، در واکنشی تند به این طرح، با بیان اینکه این طرح مخالف قانون اساسی و غیر قابل اجراست به خبرگزاری برنا گفت: "طرح کميسيون ملي انتخابات بسيار بي اساس بوده و مطرح کردن چنين حرفي نيز بي اساس تر از خود طرح است."

اما تمام انتقادات مطرح شده از جنس انتقاد جنتی نبود. مصطفی پورمحمدی وزیر سابق کشور که لایحه قانون انتخابات را نیز در وزارت کشور دنبال کرده بود، در واکنش به طرح رضایی گفت: "این از ایده‌هایی است که در خصوص انتخابات مطرح شده و اگر قانونگذار قبول کند می‌تواند عملی شود آنچه که در قانون اساسی آمده این است که نظارت انحصارا برعهده شورای نگهبان است و اگر کمیسیون ملی انتخابات به دنبال نظارت بر انتخابات است قطعا با منع قانون اساسی مواجه خواهد بود اما اگر کمیسیون به دنبال اجرای انتخابات باشد قانون در این خصوص سکوت کرده پس منعی در این مورد وجود ندارد."

پور محمدی در عین حال از در دست تصویب بودن قانون جامع انتخاباتی کشور در مجمع تشخیص مصلحت نظام خبر داد و در این خصوص به خبرنگاران گفت: "خوشبختانه این قانون جامع در مجمع تشخیص مصلحت در حال پیگیری است و چند بند آن به صورت کلیات نظام جامع انتخاباتی به تصویب رسیده است."

محسن رضایی اما این واکنش ها را جنجال های سیاسی برای متوقف کردن طرح کمیسیون ملی انتخابات عنوان کرد و مطابق آنچه خبرگزاری ایلنا بعنوان اظهارات رضایی در جمع مردم اهواز گزارش داده، چنین گفت: "بنده اين طرح را از دوره هفتم مجلس پيگيري مي‌كردم و البته پس از طرح عمومي اين مسئله شاهد بوديم جنجال‌هاي فراواني به وجود آمد كه حاكي از آن بود كه آنها اين طرح را به درستي مطالعه نكرده‌اند. اما جنجال‌هاي سياسي موجود بر سر اين طرح در پيشبرد آن تاثيري نخواهد داشت و مجلس شوراي اسلامي تصميم‌گيرنده نهايي در اين باب خواهد بود." محسن رضایی هنوز جزئیات این طرح را عنوان نکرده است.

موضع اصلاح طلبان در خصوص انتخابات آتی

اگرچه هنوز یکسال تا برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا باقی است، اما سخنان اخیرخاتمی را باید بعنوان اولین اظهارات در اعلام موضع اصلاح طلبان در خصوص انتخابات آتی دانست. موضعی که از تحریم انتخابات در صورت اصلاح نیافتن قانون انتخابات حکایت دارد. خاتمی اگرچه سخنی از شرکت یا تحریم انتخابات به صورت قطعی، به میان نیاورده است اما این سخن که " اگر ما بخواهیم در عرصه حضور داشته باشیم باید انتخابات هم از نظر ضوابط و هم از نظر اجرا طوری باشد که اطمینان‌بخش باشد و اگر نباشد دیگر حضور ما معنا ندارد" می تواند موضعی روشن در رابطه با  انتخابات تلقی شود.

حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی نیز در روز 24 آبان سال جاری به سایت جوان فردا که متعلق به جوانان حزب کارگزاران است گفته که پیشنهاد من عدم شرکت در انتخابات آینده است. او فضای کشور و قانون موجود انتخابات را دلیل طرح چنین پیشنهادی عنوان کرده است.

اینکه حاکمیت مطابق قانون اساسی برای ایجاد زمینه مشارکت گسترده و همه جانبه مردم در تعیین سرنوشت خود، تلاش خواهد کرد یا به استقبال تحریم انتخابات از سوی اصلاح طلبان خواهد شتافت، پرسشی است که در ماههای آینده با پاسخی روشن مواجه خواهد شد


دولت متخلف؛ احمدی نژاد قدرت مطلق می خواهد / مهدی محسنی
http://www.rahesabz.net/story/4215/
29/8/1388

شبکه جنبش راه سبز (جرس): در حالی که لایحه "هدفمند کردن یارانه ها" به جدالی تازه میان مجلس و دولت تبدیل شده و برخی نمایندگان نگرانند در صورت اجرای این لایحه امکان نظارت بر دولت از مجلس سلب گردد، تخلفات و اقدامات فراقانونی دولت محمود احمدی نژاد بحث های بسیاری را در رسانه های خبری ایجاد نموده است.

تخلفات دولت از سند چشم انداز 20 ساله و انحراف از برنامه 5 ساله توسعه چها رم ، عدم پایبندی دولت به مصوبات مجلس ، برداشت های خارج از چهارچوب های قانونی از صندوق ذخیره ارزی ، عدم ابلاغ مصوبات مجلس به دستگاه های اجرایی توسط رئیس دولت ، تاخیر و تخلف در ارائه لایحه بودجه سالیانه و برنامه پنجساله توسعه پنجم ، عدم واریز بخشی از درآمدهای نفتی به صندوق ذخیره ارزی، تغییر ساعات کار کارمندان و مستخدمین دولتی بدون تصویب قانون توسط نمایندگان مجلس ، تنها بخشی از موارد تخلفی است که دولت محمود احمدی نژاد از انجام و تکرار آنها ابایی نداشته است.

بی توجهی دولت به نقش نظارتی مجلس

  
حسن ونایی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه معتقد است :" در کشور چند سند بالادستی وجود دارد که قوانین بودجه سنواتی بر اساس آنها تنظیم می‌شود. سند چشم‌انداز 20 ساله یکی از این اسناد است که قوانین برنامه و بودجه سالانه در راستای این سند تنظیم شده است. متأسفانه بررسی‌های کار‌شناسی دیوان محاسبات طی چهار سال گذشته نشان می‌دهد که هرساله شاهد عدول کامل دستگاه‌های اجرایی از قوانین بودجه سنواتی و قانون برنامه چهارم توسعه بوده‌ایم. دولت تاکنون تخلف‌های زیادی داشته است. به طور مشخص دو سال قبل مجلس 262 ردیف برای بودجه کل کشور تصویب کرد. اما دولت این قانون را کنار گذاشت و لایحه پیشنهادی خودش را که 39 ردیف داشت، اجرا کرد."

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه دولت موظف بود در سال جدید برای حمایت از تولید داخلی تعرفه واردات را افزایش دهد تصریح کرد:"نه تنها این کار انجام نشد بلکه شاهد واردات بی‌رویه به کشور هستیم. مصداق دیگر دراین زمینه قانون برنامه چهارم توسعه است. در حال حاضر در سال پایانی برنامه چهارم توسعه هستیم اما بسیاری از آیین‌نامه اجرایی‌اش تصویب نشده است".

آقای ونایی در باره نظارت مجلس بر عملکرد دولت گفت: " سیاست کلی دولت دربرابر مجلس و نهادهای نظارتی عمدتاً عدم پاسخگویی است. معاونت برنامه‌ریزی ریاست جمهوری به عنوان متولی اجرای حوزه اقتصادی برنامه چهارم توسعه و سیاست‌های ذیل اصل 44 قانون اساسی در مقام پاسخگویی دربرابر تخلفاتی که مجلس آنها را احصا کرده بود، نیست و در چارچوب پیشبرد اهداف مورد نظر خودش حرکت می‌کند. تخلفاتی که ماهها درباره آنها در هیأت عمومی دیوان محاسبات و سازمان بازرسی کل کشورو کمیسیون‌های تخصصی مجلس کار کارشناسی شده است".

تخلفات دولت در ارائه لایحه برنامه پنجم توسعه


حمیدرضا کاتوزیان نماینده اصولگرای مجلس نیز ضمن اظهار نگرانی از عدم پایبندی دولت به قانون به تارنمای "خانه ملت" گفت: "‌دولت در ارائه لایحه برنامه پنجم توسعه به مجلس قاعده و رویه قانونی را رعایت نکرده است. ارائه لایحه برنامه پنجم توسعه از سوی دولت مستلزم اجرای قواعد و قانون است که دولت باید آن را رعایت می کرد؛ اما متاسفانه دولت به قانون عمل نکرد".

رئیس کمیسیون انرژی افزود:‌"رئیس مجلس در جریان رعایت نکردن قانون از سوی دولت جهت تقدیم لایحه برنامه پنجم توسعه است و چندین بار هم تذکرات لازم را به دولت داد ه است".

آقای ونایی نیز در این باره گفت: "لایحه برنامه پنجم باید تا خرداد ماه به مجلس تحویل داده می‌شده و علیرغم دهها بارتذکر رئیس مجلس و نمایندگان متأسفانه گوش دولت بدهکار نیست و ظاهراً به این مبانی توجه ندارد. این به این معناست که دولت صورت مسئله را پاک کرده و علیرغم شعار قانونگرایی خودش را بی‌نیاز می‌دید از قوانین بودجه سنواتی که از پاسخگویی مبرا باشد".

احمدی نژاد و درخواست اختیارات فرا قانونی

در جریان تصویب لایحه هدفمند کردن یارانه ها ، دولت اختیاراتی را طلب نمود که باور بسیاری از کارشناسان فراتر از قانون اساسی بود و تصویب آنها عملا مجلس را در نظارت بر عملکرد دولت خلع سلاح خواهد نمود.

دکتر محمود کاشانی ، حقوقدان و استاد دانشگاه در این باره به تارنمای خبر گفت: "در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها که یک سال پیش از طرف دولت به مجلس تقدیم شد صندوقی پیش‌بینی شده بود که در‌آمدهای ناشی از افزایش بهای اقلام سوخت و غیره به این صندوق واریز شود و اختیار برداشت از این صندوق نیز در اختیار دولت قرار گیرد. البته برای این صندوق هیأت امنایی در نظر گرفته بودند ولی سرانجام این هیأت امنا همان هیأت دولت و وزیران و به عبارت دیگر همان قوه مجریه بود. به طور آشکار معلوم بود که تأسیس این صندوق برخلاف اصل 53 قانون اساسی است‌زیرا اصل 53 قانون اساسی تصریح کرده است که کلیه درآمدهای دولت به خزانه‌داری کل واریز شود و همه ‌پرداخت‌ها نیز در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام می گیرد. بنابراین دولت مجاز به تأسیس صندوق جداگانه‌ای نیست تا بخشی از بودجه عمومی را به آن صندوق واریز کند".

این استاد دانشگاه شهید بهشتی تصریح نمود: "طبیعی بود که مجلس باید این ماده از لایحه دولت را حذف کند و طبق اصل 53 تأکید می‌کرد که باید کلیه درآمدهای ناشی از افزایش بهای اقلام به خزانه داری کل واریز شود. با حذف این ماده در مجلس آقای احمدی‌نژاد به مجلس آمد و  درخواست اختیارات کرد. یعنی گفت که به من اختیار بدهید تا صرفه‌جویی ناشی از افزایش بهای کالاها در دست دولت قرار گیرد و دولت بتواند از این حساب یا صندوق بدون نیاز مصوبه مجلس برداشت کند. در واقع باید گفت که این اختیارات، فراقانونی است. بنابراین ایشان درخواست اختیارات فراقانونی دارد".

احمد توکلی ، نماینده و رئیس مرکز پژوهش های مجلس هشتم نیز در نامه ای خطاب به همکاران خود با غیرقانونی خواندن درخواست احمدی نژاد در انتقادات تندی مدعی شد: "متأسفانه در دولت از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین مراتب، "افراد ناسالمی" هستند که میل شدیدی برای کسب منافع مادی از کیسه عمومی برای مقاصد شخصی یا سیاسی دارند." افرادی که به زعم وی می‌توانند بیشترین سوء‌استفاده را از سرمایه‌های نجومی تجمیع شده در صندوق مدنظر دولت، به دور از نظارت مجلس داشته باشند.

این نماینده مجلس در ادامه نامه خود که انتشار آن با واکنش تند نمایندگان حامی دولت همراه بود تصریح نمود: "مگر رئیس‌جمهور می‌تواند یک ‌تنه بر صندوقی که به اندازه یک‌سوم تا نصف بودجه عمومی کشور اعتبار دارد نظارت نماید؟ این نشدنی است و ‌این روند نادرست منجر به بدهکار کردن و بستن دست نسل بعدی می‌شود. مضاف بر اینکه این کار بر‌خلاف سیاست‌های اصل 44 است. وی نسبت به اینکه تمامی اختیارات در این زمینه بر عهده رئیس‌جمهور باشد نیز هشدار داد و گفت: اگر متولی این امر وزیر اقتصاد باشد، مجلس با هزینه کمی می‌تواند وزیر را زیر سؤال و استیضاح بکشاند، ولی آیا اگر صندوق بد عمل کرد سؤال و استیضاح رئیس‌جمهور کم‌هزینه است؟"

جمشید انصاری از اعضای کمیسیون ویژه طرح تحول اقتصادی، نیز با متهم نمودن دولت به بهانه سازی معتقد است: "دادن اختیار کامل دولت به مجلس خطراتی دارد که مهمترین آن این است که نظارت بر آن سخت می‌شود. به لحاظ مبانی اجرای کار هم این موضوع یک اصرار غیر ضروری است. به نظرم با مکانیزمی که مجلس در ماده 13 دیده دولت هیچ مشکلی برای اجرای طرح هدفمند‌سازی یارانه‌ها ندارد مگر آنکه دولت بخواهد بهانه ‌سازی کند. به هر حال کشور با مکانیزم بودجه اداره می‌شود اینکه برای یک کار جدید بگوییم این مکانیزم سازگاری  با انجام کار ندارد، صحیح نیست".

آقای ونایی نیز در این باره گفت :" در لایحه هدفمند کردن یارانه‌ها دولت مصمم است که هیچ‌گونه نظارتی بر نحوه محاسبه درآمدها نباشد. از نظرکارشناسی این درخواست معنی و مفهومش آن است که درآمد دولت بر مبنای تشخیص خود عمل می‌کند و دستگاه‌های نظارتی با این شیوه هیچ محلی از اعراب ندارند. به همین دلیل مجلس با این کار مخالف است".

احتمال ورود رهبری به سود احمدی نژاد

در اختلافات پیش آماده میان دولت و مجلس ، تاکنون چند بار آیت الله علی خامنه ای مداخله نموده است. حتی در جریان بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی نیز فشار رهبری باعث شد که تنها سه نفر از اعضای کابینه پیشنهادی رای اعتماد دریافت ننمایند. در حالی که به گفته محمدرضا باهنر اگر دخالت رهبر جمهوری اسلامی نبود بین 7 تا 9 نفر از وزرای پیشنهادی رای اعتماد دریافت نمی نمودند.

در این شرایط نیز احتمال دخالت آیت الله  خامنه ای بسیار محتمل است. احمد توکلی تلویحا در نامه خود به نمایندگان مجلس به این نکته اشاره می نماید: "راه درست، همکاری و تفاهم در چارچوب‌های قانونی و نظرات رهبری است. کنار گذاشتن موقت هر قانونی نیز وقتی میسر است که رهبری دستوری صادر بفرمایند که آن هم براساس موازین و روحیات رهبر معظم انقلاب، تا ضرورت و مصلحت عامه اقتضا نکند محقق نمی‌شود".

دخالت رهبری با توجه به شرایط فعلی دور از ذهن نیست. در شرایط فعلی دولت محمود احمدی نژاد و بخش هایی از سپاه پاسداران که در کنترل آقای خامنه ای قرار دارد ، منافع مشترک اقتصادی و سیاسی زیادی دارند. به شکلی که قرارگاره خاتم الانبیا به عنوان بزرگترین پیمانکار دولت محسوب می گردد. دسترسی کامل و بدون محدودیت دولت بر درامد حاصل از "حذف یارانه ها" می تواند منافع بسیاری برای نهادهای اقتصادی وابسته به سپاه و رهبری نیز داشته باشد.

گرچه ورود رهبری در این عرصه و باز گذاشتن دست دولت نیز تصویر خوبی در جامعه در پی نخواهد داشت. باید دید دولت و حامیانش برای کنترل این ثروت هنگفت "ملی" چه راهکاری را در پیش خواهند گرفت که مخالفت های کمتری را با خود به همراه داشته باشد.


اندکی فرهنگ! / سید عطاء الله مهاجرانی
http://www.rahesabz.net/story/3895/
21/8/1388

حتما  می پرسید چرا این عنوان را انتخاب کرده ام؟ راستش مدتی در این اندیشه بودم که ما به جنبش سبز از بعد و سوی سیاسی بسیار توجه می کنیم و بعد اندیشگی آن کم و بیش فراموش شده است. چند روزی برای شرکت در کنفرانسی به آمستردام رفته بودم. موضوع کنفرانس : آسیا، اقیانوسیه، اروپا؛ گفتگوی رسانه ها  بود. اشخاص صاحب نام و مهمتر از آن صاحب نظری به سمینار دعوت شده بودند. از شرق و غرب عالم. از چین و هند که حضور پررنگی داشتند تا اروپایی ها... برای من فرصتی بود تا با  شرکت کنندگان حرف بزنم. به ویژه با دکتر چاندرا مظفر. سخن اصلی ما این بود که ما در باره مبانی فکری و سیاسی و تمدنی خودمان کمتر می اندیشیم. شتابزده و کم حوصله ایم. دکتر مظفر معتقد بود ما می توانیم عدالت را به عنوان مبنای اصلی اندیشه دینی انتخاب کنیم. کتاب تازه اش را که مجموعه ای از مقاله های او در سال های اخیر بود به من داد. عنوان کتاب:
Hegemony: justice, peace

است. مظفر دغدغه اصلی اش بحث عدالت است. گفتم دکتر سروش هم تا آنجا که می دانم سال هاست در همین قلمرو و بر همین مبنا می اندیشد. سخن معروف مرحوم مطهری را برایش نقل کردم، که آن چه عادلانه است  اسلام می گوید ، نه آن چه اسلام می گوید عادلانه است! مظفر گفت مدتی است به مبحث مقاصد الاحکام توجه کرده است. هر حکم فقهی می بایست مبنای عادلانه داشته باشد. صد البته سخن بر سر کم و کیف عدالت بی  انتهاست.

یک مهمان آلمانی که می دید در فاصله تنفس جلسه ها پیش مظفر هستم. از مظفر پرسید. گفتم دونده بی نظیری است! با تعجب با نگاه به ویلچر و پاهای ضعیف  مظفر که انگار سایه ای از پا در ویلچر محو شده است. گفت: می دود؟ گفتم در بین همه مهمانان شتاب موج اندیشه او از همه بیشتر است...در حاشیه همین بحث با مظفر بحث دیگری هم با دوستی لبنانی داشتم. سیمایی روشن و جذاب داشت. از افراد حزب الله لبنان بود. آشنا می زد! بحث بر سر وضعیت ایران بود. نگران بود که مبادا نظام با مشکل رویارو شود. باور داشت آیه الله خامنه ای ولی فقیه و جانشین امام زمان است، هر چه ایشان بگوید حجت است. آشکار بود که مبنای او با مبنای مظفر فاصله ای بسیار داشت. گفتم: رفتار پلیس و نیروهای امنیتی ایران را می بینی؟ همه جای جهان پلیس برای متفرق کردن مردم، سپر در دست می گیرد، مردم هستند که به سوی پلیس یورش می برند. دیده ای پلیس ما سپر ندارد! با باتوم توی سر و صورت مردم می زند. چه کسی پاسخ خانواده هایی را می دهد، که جوانانشان برای راهپیمایی به خیابان آمدند و مدتی بعد جسد جوانشان را تحویل گرفتند؟ پاسخ زندانی شدن و آزار زندانیان را چه کسی می دهد؟ شرایط حجاریان و ماجرای حجاریان را برایش گفتم.گفتم:

اگر امام زمان خودش حکومت می کرد ، شاهد چنین اتفاق هایی بودیم؟ مگر عدالت جزو ارکان باور ما به عنوان شیعه نیست. عدالت است که به امامت معنا می دهد؟

در روز سیزده آبان ماه پلیس و نیروهای امنیتی اجازه شلیک نداشتند، فقط اجازه داشتند قایم مردم را بزنند. مثل همان افسر لعنتی که با باتوم توی صورت زن جوانی زد و برای همیشه یک نقطه ننگین را به نام پلیس ثبت کرد. پس پیداست که مسبب اقوای از مباشر است. گفتم ببین دوست عزیز، اگر عدالت را به عنوان مبنای ولایت نپذیریم و بر آن اصرار نکنیم، تردید نداشته باش که اساس دین در معرض مخاطره خواهد بود.

با خود می اندیشیدم: این دو مبنا را, عدالت و تبعیت را باید به درستی تبیین کرد...

جلسه آخر سمینار بود. گمان می کردم موزه ونگوگ تا ساعت ده شب باز ست. می توانم بعد از ساعت شش بروم. چنان نبود. با اینترنت بررسی کردم.  شش موزه تعطیل می شد. به رییس کنفرانس گفتم: اگر من موزه ونگوگ را نبینم، شب بی خواب می شوم به هم می ریزم... سریع از روبروی انجمن  پژوهشی که محل سمینار بود با تاکسی به موزه رفتم تا گرمی آفتابگردان ها و گندمزار های ونگوگ گرمم کند.... با خودم می گفتم : ما در جنبش سبز بایست توجه بیشتری به فرهنگ و اندیشه داشته باشیم.  کف دریاست سیاست های عالم!

اگر نتوانیم مبانی اندیشگی و فرهنگی جنبش سبز را به خوبی تبیین کنیم. دیگرانی که جنبش سبز را فرصتی برای تسویه حساب با اسلام و مسلمانی تلقی می کنند، چنین خواهند کرد.

وقتی مهندس موسوی  داوطلب نامزدی رساست جمهوری شد. محمد بهشتی گفت: مهندس موسوی هوای تازه است. گرچه آن هوای تازه و لطیف دچار سموم استبداد و تزویر شد. اما جنبش سبز گستره و ژرفایی پیدا کرد که اینده ای روشن را در برابر دید ما قرار می دهد. به شرط ان که راه را درست بشناسم .


قصه من و آقا / مسعود بهنود
http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/article/2009/november/19//-9d14ead419.html
28/8/1388

هی گفتم آقا قربون جدت من را نفرست هر جا، نگو برو ببنین بچه ها بالا پشت بام کفتربازی نکنن، نگو برو بزن تو سر این مردک که اشغال هاش را در کوچه ریخته، چقدر گفتم آقا بفرستین نه نه آقا یا دایه صغرا بره بهشون بگه، دعوا راه انداختن و قشون کشی تو در و همسایگی خوب نیست. ما را وارد قصه نکنید بگذارید هیبتمان سر جایش باشد. اما هیچ توجهی نفرمودند.

ما هم که امربر بودیم و مواجب بگیر و کجا خیال آن داشتیم که رو حرف آقا حرف بیاوریم یا خدای ناکرده نه و نو کنیم. تازه پیغام برها هم هی می گفتند صلاح مملکت خویش خسروان دانند. یک بار گفتم آقا اگر اجازه میدهید موقعی که آقازاده سید محمد  با بچه های محل دعوایشان می شود من این دور و برا نباشم، بروم بیرون از محله. همین بروبچه ها را بفرستم که جداشون کنند، فرمودید آن وقت تو هی گردن کلفت کنی و وجاهت الممالک باشی. گفتم من هر چه هستم متعلق به شما هستم، نوکر که از خودش نام ندارد، هر چه شما بفرمائید. از جهت مصلحت گفتم که مصلحت آقا مصلحت ماست. نگاهی فرمودند یعنی پس حرف نباشد.

نه نه خدا بیامرزم که جز مسجد و گاهی اوقات بازارچه امامزاده جائی نمی رفت و جز با همین در و همسایه رفت و آمدی نداشت یک شب جمعه که رفته بودم دستبوسش گفت رحیم چرا نمیروی یک کار آبرودار مردمداری برای خودت پیدا کنی. گفتم چه حرفا میزنی نه نه زیر سایه آقا هستم چی بالاتر از این، می دانی چقدر مردم آرزو دارند جای من باشند. گفت خب بگذار به آرزویشان برسند چرا همه ثواب ها را تو ببری، بگذار بهشت درش باز بماند. کلفت تر از این هرگز بارم نکرده بود مادرم. و بعد رویش را کرد به آسمان و گفت دعاها و نذر و نیازهای من پیرزن مگر چقدر اثر داره وقتی هزار تا ناله و نفرین هست. خدا خودش نگرت دارد. از نه نه م هیچ توقع نداشتم، با این همه محبتی که آقا به اون و خانواده ما داشتند. هیچ نفهمیدم پیرزن سوز دلش از کجاست، چی میبنی با آن چشم و چار از کار افتاده که ما نمی بینیم.

دفعه دومی که مرا فرستادند تا اجاره خانه را جمع کنم، پول ها را که تقدیم کردم فرمودند اعشارش مال خودت. کاش عقل داشتم و می گفتم  من ششلول به دستم است و خنجر پرکمرم، مرا چه به دخل. نه که نگفتم که خیلی هم مزه کرد. بعدش هم عادتم شد. دو دانگ تلغرافخانه، چند تا جواز نفتی، عشر مداخل در دوم میدان فروش ها، اجازه داری سقاخانه.  من بی سواد بودم یکی نبود به آقا بگه قربان جدت برم تو که سواد داری و هفت عالم دیده ای مگر نشنید صاحب اختیار به رضاخان که شاه شده بود چی گفت. خودتان نقل کردید که صاحب اختیار گفته بود به پهلوی، قشون را دنبال مال و املاک نفرستید. قشون را دنبال جمع آوری کشت خشخاش و انحصار چای نفرستید، بگذارید از قشون داغی و کینه ای در دلی نباشد. قشون بماند برای جنگ با اجنبی.  مگه بعد یورش متفقین که همه آواره و نگران شده بودیم و ناموس و مال و آبرویمان در خطر بود، خودتان صد مرتبه یاد نکردید و نگفتید کاش به سخن صاحب اختیار گوش داده بود و قشون را نگاه داشته بود برای دفاع از ملک، تا جلودار اجنبی باشه، نه که تیشه رو به خود. قدیمی ها می گفتن قشونی که دعای مردم را همراه نداره، قوت به بازو ندارد.

چه فایده داشت گفتن. گرچه گفتنی هم در کار نبود. مگر آن تابستانی نبود. گرمای ضل صلوات ظهر بچه ها را انداخته بود تو جوی آب، و در زمین خالی پشت ماست بندی توپ بازی می کردند و الک دولک. یک دفعه توپ خورد شیشه را شکست و یک دفعه هم دولک بچه ها سوت شد تو حیاط و  افتاده تو پله های زیرزمین و آقا هم در آن جا استراحت می کردند از خواب پریدند و داد زدند و مرا صدا کردند گفتم بله آقا. فرمودند مگر مرده ای چند بار گفتم جلو این اشغال بچه ها بگیر، تو این گرمای تابستون حالا چه وقت الک دولک است. دو تا بزن تو سرشون. سرنیزه را بردار و چماقت را هم  ببر، چماق روسی را  برای خوشگلی نخریدم، دو تاشون را فلک کن محله آرام میشود.

آن روز وقتی رفتم تو زمین خالی که بچه ها داشتند در آن جا الک دولک بازی می کردند، همه شان بازی و چوب را کنار گرفتند و مودب سلام کردند. ترکه ها در دستم ماند، گفتم بچه ها برید بعد از ظهرست و مردم خوابیده اند عصر بیائید بازی، که یک دفعه یکی شان به صدا در آمد و گفت خب نخوابن، ما که مث بعضیا خونه مون حوض سنگی نداره، قوروق نداریم ، دربند نداریم، حیاط خلوت نداریم که برویم قائم باشک بازی کنیم. دیدم چکار کنم. اگر کاری نکنم همین قشونی که با خودم آوردم میروند و گزارش میکنند به آقا و هزار جور بارم می کند، پس دستم رفت عقب و آمد جلو و کوبید تو گوش حسنک یتیم مانده خودم که داشت باهاشان بازی می کرد. می شکست دستم. سرش را بلند نکرد. هیچ نپرسید از بابای قرمساقش هیبت  تبر لوطی گری و چماق قلندری برای همین  ما دو تا بچه بود. بچه ها رفتند میگفتن. هنوز احترامکی داشتیم که  تو رویم نایستادند.

و همه این ها را در فرصت های مقتضی به زبان بی زبانی خدمتشان عرضه کردیم اما گوش نفرمودند، یعنی خبرشان نبود که در دل رعیت چه می گذرد. در نگاه رعیت چه می گذرد. انگار مصیبت ها از یادشان رفته بود که چقدر به آقا بزرگ ایراد داشتند و خودم از زبانشان شنیدم که آقابزرگ با همان مختصر دور و بریهایشان گمان داشتند که همه کارها فیصله است و دیگر هیچ معضلی نیست. حالا کی باید این سید را بیدار می کرد. هیچکی. چرا از بقیه مایه می گذارم یکیش خودم که هر روز بلند  می شدم و امیدم به این بود که خوش خدمتی کرده باشم ، یک چیزی بفرمایند تا من هم تائید کنم. یا گاهی از من بپرند رحیم بیرون چه خبره، تو محله، تو کوچه، تو برزن و بگم قربان همه دعاگو، همه شکرگذار.

وقتی آقازاده محمود نصف محله را شوراند علیه نصف دیگر، فرمودند برین این یاغی های اجنبی پرست را، به غلط کردن بیاندازید. یکی از ما نگفت کدوم یاغی، کدوم اجنبی پرست، تو آقای همه باید باشی، چرا خودت را و اعتبارت را دادی دست این بچه تخس، تازه چرا ما را گماشتی به دوستاقبانی. ما را انداختی تو راه ظلم. ما را گذاشتی جائی که دستمان به خون بچه هامان رنگین شد. حالا شما زور داری و قدرت داری کسی پاپیچمان نمی شود اما آیا همیشه همین طوری است. یعنی اساس دنیا این جوریه. یعنی همه آن کتابخانه به آن بزرگی توش یک کلمه ننوشته دنیا به گرسنگی و وبا می ماند اما به ظلم نمی ماند. یعنی این ها فقط برای گرم کردن سر ما  بود.

این ها همه در سرمان بود اما یک چیز، شاید وفاداری، شاید ترس، شاید ترس از دست دادن هیبت، نمی گذاشت صدایمان بلند شود.

تا آن روز که نه نه حسن، مادر بچه هام صدایش بلند شد. تو این بیست و چند سال هیچ وقت رو حرفم حرف نزده بود، زن مطیع و نجیب و حرف شنو. ظهر که رفتم خونه دانستم فضا سنگین است، نه رختی به بند بود و نه بو و برنگ مطبخ در خانه پیچیده. درسکوت سفره را انداخت و ناهار را چید در آن و خودش رفت کنار سماور. با بافتنی خودش را سرگرم می کرد. یک کلمه از زبانم در رفت که مگر ناهار نمی خوری ضعیفه. که یکهو سر رفت، جوشید و سر رفت. داد زد: کوفتو بخورم، زهر مارو بخورم، زهر هلاهل بخورم از این زندگی راحت بشم. و مثل انار ترکید.

می گفت کی ماها از تو باغچه ییلاق خواستیم، کی رخت و لباس نو خواستیم، من که به عزت تو عزیزم، بچه هات هم لباس همدیگر را رو نیمرو، کوتاه بلند  پوشیدند و به رو نیاوردند که همکلاس هایش چه دارند. همین دوستانت که با تو در قشون بودند و حالا رفتن دنبال تجارت و کسب ، مالشان سرشان را بخورد، به اندازه تو نفرین نمی شوند. هم جواز نفت گرفتن و هم  تو تیمچه حجره دارند، مال از هند میارن و به فرنگ میبرن، تو یکی چرا نرفتی. نه که بروی و برای ما باغچه و طلا بیاوری، نه که راه و نیمراه به حج و زیارت بریم و پزش را بدهیم، نه که ولیمه بدهیم و لقب بگیریم. نه همه این ها را نمی خواهیم. می رفتی این جل را می کندی و می دادی به اهلش عوضش بچه ها سر به زیر نمی شدن...

همین طور می گفت که حوصله سر رفت و داد کشیدم چی شده زن ورور جادو شدی، کدام سر به زیری چی. مگه مال کسی را خورده ام، ما که ظاهر و باطنمان معلوم است و جانمان کف دستمان برای امن و امان شماها، کدوم سر به زیری.

نه نه حسن بغض نگشوده داشت که گفت هیچ خبر از دور وبرتان ندارید، نه آقا نه تو و بقیه، فقط دست به سینه بودن بلدید. قلدری برای مردم بی دفاع بلدید. قرار بود با قشون سلم و تور بجنگید حالا افتادید به جان مردم. نمی بینی دو ماه است حمام جرات ندارم برم از زخم زبان مردم، بچه هات دو سه ماه است که مکتب جرات ندارن برن. هم مکتبی هاشان، همان ها که شما با هیبت قشون به غل و زنجیرشان کرده اید یا شلاقشان زده اید حالا  با دست نشان می دهند یتیم مانده های مرا و میگن این باباش از عمله ظلم است. رحیم آقا اسمت شده عمله ظلم. خدا مرا بکشد که نباشم و نبینم، خدا کرم کند نشنوم. اون دفعه که این یتیم مانده دومی نصف روز آمد و گفتیم ناخوش شده، خناق نداشت، سیاه سرفه نداشت، دعواش شده بود در مکتب. دیده بود به دیوار با زغال اسم باباشو نوشته اند. رفته بود دعوا، کلاویز شده بود اما همه بچه ها با هم دم گرفته بودند، این هم کتاب و دفتر را انداخته بود و دوان دوان آمد خونه. حالا هم اون بزرگه گذاشته رفته...

زن این را گفت و ولو شد لب سفره. بلند شدم از کوزه آبی ریختم رو چارقدش. سرم را گذاشتم پهلوی سرش و زدم به گریه. کاغذ مچاله بچه اش در مشت هایش بود. نوشته بابا رحیم. چطور دلت آمد. تو که این همه دل بزرگ داشتی. مرا ببخش. می روم و در کوه و بیابان، یک طرف دیگر زمین. نمی دانم آن جا کجاست اما جائی هست که انتخاب با خودم باشم که ظلم بکنم یا نکنم.







Ladda ner nya Internet Explorer 8! Ladda ner nya Internet Explorer 8!

۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

Gah-Name 25


دعوت فرزندان داريوش و پروانه فروهر، برای شرکت مردم در مراسم یادبود
http://www.mowjcamp.com/article/id/65607
26/8/1388

به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، فرزندان داريوش و پروانه فروهر با صدور اطلاعيه‌‌ای ضمن اعلام برگزاری مراسم بزرگداشت برای عزیزان از دست رفته‌شان از مردم برای شركت در اين مراسم دعوت كردند. متن اطلاعيه به شرح زير است:

ياد آر

در بزرگداشت داريوش و پروانه فروهر در يازدهمين سالگرد به‌خون خفتنشان ما را تنها نگذاريد

پرستو فروهر - آرش فروهر

مكان: خيابان سعدی جنوبی- خيابان هدايت - كوچه شهيد مرادزاده - پلاك 18
زمان: يكشنبه يكم آذرماه - 3 تا 5 بعد از ظهر


برغم تداوم سرکوب ها: دانشگاه ها برای 16 آذر آماده می شوند / سامناک آقایی
با وجودی که به دنبال دستگیری گسترده دانشجویان بعد از سیزده آبان در تهران، اصفهان شیراز و... ، از سرنوشت و مکان نگهداری ده ها تن از دانشجویان بازداشت شده هنوز اطلاعی در دست نیست، اعتراضات و تجمعات دانشجویان علیه دولت احمدی نژاد گسترش بی سابقه ای پیدا کرده است. همزمان با این اعتراضات، حضور برخی از چهره های حامی دولت کودتا، نظیر صفار هرندی و حمید رسایی در برخی دانشگاه ها و سخنرانی آنان علیه جنبش سبز نیز خشم دانشجویان معترض به دولت را برانگیخته است.ء


در همین حال با نزدیک شدن شانزده آذر، گروه ها و تشکل های دانشجویی به طرق مختلف و با انتشار بیانیه ها و فراخوان های گسترده و انتشار ده ها تراکت تبلیغی ویژه شانزده آذر و ویدئوهای تجمعات اعتراضی اخیر خود بر روی شبکه های مختلف اینترنتی، ازآمادگی برای برگزاری هر چه با شکوه تر شانزده آذر خبر داده اند.ء


در همین راستاگزارش های متعدد منابع دانشجویی و خبری حاکی از آن است که دانشگاه های تهران، شیراز و قزوین طی سه روز گذشته با وجود آنکه جو کاملا امنیتی بوده، همچنان صحنه اعتراض دانشجویان بوده است.ء
 
ادامه بازداشت ها در تهران


در دانشگاه پلی تکنیک تهران، با دستگیری چهار دانشجوی دیگر شمار دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی را به یازده تن افزایش پیدا داد. به نوشته خبرنامه امیر کبیر مشخص شده سه تن از چهار دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه به نام های محسن پریزاد، سیاوش بیگ مدیان و ایزد جابری، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند. مسعود مرادی، دیگر فعال دانشجویی نیز بعد از احضار از سوی وزارت اطلاعات ناپدید شده است و از سرنوشت وی خبری در دست نیست.ء
 
دانشگاه آزاد


بازداشت دانشجویان معترض تهرانی در سه روز گذشته به دانشگاه آزاد هم رسید. سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد تهران مرکز و عضو کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان نیز یک هفته  بعد ازتهدید و احضار، با یورش نیروهای امنتی به منزل شخصی اش دستگیر و روانه زندان شد. با دستگیری این عضو سازمان دانش آموختگان، شمار اعضای این سازمان دانشگاهی  بعد از سیزده آبان به هشت تن رسید. پیش از این علاوه بر دستگیری احمد زید آبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی همین سازمان که هم اکنون بیش از پنج ماه است در بازداشت بسر می برند، در روز سیزده آبان، شش تن از اعضای مرکزی این سازمان دستگیر شده بودند.ء


گفتنی ست که روز شنبه دادگاه انقلاب تهران عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان را به هشت سال حبس قطعی محکوم کرد که این حکم با واکنش اعتراضی گروه های دانشجویی و نهادهای حقوق بشری روبرو شد. دادگاه اعلام کرده است که این حکم به دلیل شرکت وی در اعتراضات بعد از انتخابات بوده است. در همین ارتباط روز گذشته مهندس علی اکبر موسوی خوئینی، دبیرکل سابق سازمان دانش آموختگان، طی سخنانی به مناسبت روز بین المللی دانشجو در واشنگتن، دستگیری اعضای سازمان دانش آموختگان، ممانعت از آزادی احمد زیدآبادی و صدور هشت سال حبس برای عبدالله مومنی را انتقام گیری دولت کودتا از سازمان دانش آموختگان ایران به دلیل فعالیت قانونی و تاثیر گذار این سازمان در انتخابات اخیر دانست.ء


شیراز: شانزده آذر


گزارش ها از وضعیت دانشگاه شیراز حاکی از آن است که جو امنیتی تحمیل شده بر این دانشگاه به دنبال پیوستن دانشجویان به مردم در راهپیمایی سیزده آبان، تشدید شده است. منابع دانشجویی خبر می دهند به رغم آنکه تمامی رفت آمدها و تحرکات دانشجویان برای ادامه برگزاری تجمعات و اعتراضات مسالمت جویانه زیر نظر مسئولان و بسیج دانشجویی است، اما دانشجویان همچنان بر ادامه اعتراضات خود تاکید دارند و خود را برای برگزاری مراسم شانزه آذر آماده می کنند. روز شنبه حراست دانشگاه شیراز با احضار دست کم صد تن از دانشجویان معترض که در تجمعات و اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند، با این عنوان که "نمی خواهند در شانزده آذر هیچ صدایی بلند شد" تهدید کردن چنانچه دانشجویان اقدام به برگزاری هرگونه تجمع اعتراضی و یا مراسمی در شانزده آذر بکنند با برخورد شدید حراست دانشگاه و کمیته انصباطی روبرو خواهند شد.ء


همزمان با این تهدید ها، کمیته انضباطی این دانشگاه ده ها دانشجوی شرکت کننده در راهپیمایی سیزده آبان را احضار کرد. دانشجویان احضار شده روز یک شنبه هنگام مراجعه به کمیته انضباطی مورد حمله و ضرب وشتم نیروهای لباس شخصی و بسیجی قرار گرفتند. از سوی دیگر هنوز از سرنوشت و وضعیت دست کم بیست تن از دانشجویان بازداشت شده بعد از سیزده آبان که گفته می شود بیشتر آنان توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده اند خبری در دست نیست.ء


دانشگاه قزوین: اعتراض


دانشگاه بین المللی قزوین که دانشجویان آن از بعد از سیزده آبان با برگزاری چندین تجمع اعتراضی علیه دولت کودتا به موج اعتراضات دانشجویی سراسر کشور پیوسته اند، روز دوشنبه به دنبال حضور حمید رسایی نماینده تهران در مجلس و از حامیان تندروی احمدی نژاد در این دانشگاه، شاهد اعتراض کم سابقه دانشجویان بود.ء


این حامی دولت کودتا که پیش از این نیز در دیگر دانشگاه های قزوین با اعتراض دانشجویان روبرو شده بود، این بار در سالن آمفی تئاتر دانشگاه بین المللی قزوین مورد خطاب صدها دانشجوی معترض قرار گرفت و با شنیدن شعارهای دانشجویان مجبور به ترک سالن محل سخنرانی شد. دانشجویان معترض نیز با شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاور"، "مرگ بر دروغگو"، "برو گم شو قاتل" و "وکیل ضد ملت خجالت خجالت" حمید رسایی را بدرقه کردند.ء


گفتنی ست اعتراض دانشجویان به حضور این حامی احمدی نژاد، در میان تدابیر شدید امنیتی با خواندن سرود یار دبستانی در حمایت از یکی از دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه به نام یاشار دارالشفاء و سر دادن شعارهایی در حمایت از جنبش سبز و میرحسین و موسوی و مهدی کروبی ادامه یافت.ء


سخنرانی های دولتی


به دنبال گسترش اعتراضات دانشجویی و حمایت دانشجویان از جنبش سبز و رهبران آن، حامیان کودتا طی هفته های اخیر با برگزاری نشست ها و ترتیب دادن سخنرانی هایی برای برخی از چهره های همراه دولت از جمله صادق لاریجانی، صفار هرندی و حمید رسایی، سعی کرده اند فضای اعتراضی دانشگاه ها را آرام کنند، اماتمامی این نشست ها و سخنرانی ها با اعتراض دانشجویان روبرو شده و بسیاری از سخنرانی ها نیمه تمام پایان یافته است. قابل ذکر است که شمار کثیری از فعالان دانشجویی و دانشجویان معترض به حضور این چهره ها در دانشگاه های تهران و گیلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. به عنوان نمونه دو دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر تهران به نام های علی پرویز و سهیل محمدی که به دلیل اعتراض به حضور صفار هرندی در این دانشگاه و هتاکی وی علیه جنبش سبز و رهبران جنبش سبز دستگیر شده اند هم اکنون پانزده روز است که دربازداشت وزارت اطلاعات و در وضعیتی نامشخص بسر می برند.ء



موسوی خوئینی خطاب به کودتاگران: تا زمان آزادی زندانیان و جلب رضایت مردم انتظار سکوت وبی عملی نداشته باشید
http://www.mowjcamp.com/article/id/65585
26/8/1388

علی اکبر موسوی (خوئینی)نماینده مجلس ششم و دبیرکل پیشین سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) خطاب به کودتاچیان گفت:تا زمان آزادی زندانیان وجلب رضایت مردم انتظار سکوت وبی عملی نداشته باشید.

به گزارش موج سبز آزادی، وی که به مناسبت ۱۷نوامبر روز جهانی دانشجو در اجتماع راهپیمایان حامل طومار سبز در واشنگتن سخن می‌گفت؛ با اشاره به سرکوب و کشتار دانشجویان چک در سال ۱۹۳۹ و بعدها در یونان اظهار داشت: سرنوشت امروز کسانی که در این کشورها پاسخ دانشجویان و مردم خود را با زبان گلوله وزندان دادند باید مایه عبرت سایر مستبدین باشد.

این عضو سابق فراکسیون دانشجوئی مجلس ششم با گرامیداشت یاد شهدای جنبش دانشجوئی و جنبش سبز چنین ادامه داد: امروز در شرایطی کنار هم جمع شده‌ایم که در داخل کشورمان ؛ دولت برآمده از کودتای نظامی از جمله بهترین نیروها وجوانان کشورمان رابه بند کشیده است. ازمیان تشکل‌هایی مثل سازمان ادوار تحکیم؛  فعالین دانشجوئی؛ جبهه مشارکت ایران؛ سازمان مجاهدین انقلاب؛ زنان؛ روزنامه‌نگاران؛ گارگران و سایر فعالین در میان بازداشت‌شدگان حضور دارند. اما اخیرا سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) به عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای  پشتیبان جنبش دانشجوئی وسبز دوباره آماج حملات ناجوانمردانه کودتاگران قرار گرفته است.

در شب ۱۳آبان حسن اسدی؛ محمد صادقی ۲عضو شورای مرکزی پس از یورش به منازلشان بازداشت شدند و متعاقبا حجت شریفی؛ نفیسه زارع؛ کوهزاد اسماعیلی و موسی ساکت از اعضای سابق شورای مرکزی و سیاستگذاری و نیز دبیران شعب استانی آن را دستگیر کردند. آخرین نمونه این هجمه حکم سیاه و ناعادلانه ۸سال زندان برای عبدا... مومنی سخنگوی این سازمان بود که بدون وکیل اختیاری و رعایت ضوابط دادرسی عادلانه و نیز شرایط جسمی و فشارهای غیرقانونی وارده بر این عضو سازمان صادر شده و قابل اجرا نیست. این درحالی است که احمد زیدآبادی دبیرکل این تشکل نیز ماهها پس از تحمل فشار همچنان بدون دلیل در زندان به سر می برد.

براستی دلیل این همه انتقام جوئی از این سازمان برای چیست؟ از آنجا که شخصا سالها در این تشکل حضور داشته ام میتوانم برای شما از دلایل آن سخن بگویم. این سازمان خوشنام که از سالیان قبل با مجوز رسمی وزارت کشور فعالیت نموده همواره مدافع حقوق دانشجویان؛معلمان؛زنان؛کارگران وروزنامه نگاران بوده است. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری سهم به سزائی در متقاعد نمودن جمعیت خاموش ایرانی  به شرکت در انتخابات داشته است  که علی الظاهر جرم بزرگی است!.

پس از انتخابات نیز همگام با انبوه ایرانیان معترض به تقلب‌های انتخاباتی همواره پشتیبان رهبران و نمادهای جنبش مردمی سبز بوده و یورش به منازل آنان نیز درست پس از دیدار ایشان با مهدی کروبی وپس از صدور بیانیه دعوت به شرکت در راهپیمائی ۱۳آبان صورت گرفته است.  راهپیمائی که به رغم برخورد خشن پلیسی و امنیتی با راهپیمایان و مهدی کروبی ونیز حصر میرحسین موسوی  صدها هزار معترض در خیابان های تهران ودیگر شهرها و دانشگاهها ؛قدرت جنبش سبز را به اثبات رساند.

موسوی خوئینی در ادامه سخنانش گفت: اما سوال اینجاست: نقش ماایرانیان به ویژه دانشجویان  و دانش آموختگان درخارج کشور برابر کودتاچیان چیست؟ آیا می‌توانیم در برابر رنج و سختی خانواده‌های زندانیان و هموطنانمان بی تفاوت باشیم؟ ما در برابر خونهای ریخته شده و زندانیان مسئولیم. به نظرم کشور ما در برهه و پیچ تاریخی  مهم عبور از استبداد زدگی  قرار گرفته -استبداد؛ استبداد است؛ ولی اگر رنگ دینی هم داشته و از احساسات مذهبی هم برای سرکوب خود استفاده کند به مراتب خطرناک تر خواهد بود.

وی افزود، در عین حال مواجهه با استبداد دینی امکان پذیر نیست مگر با کمک نواندیشان دینی که در تاسیس یا ادامه این نظام نقش داشته اند.امری که اروپا وآمریکا سالها قبل توسط افراد آزاداندیش‌تر کلیسا مقابل حاکمیت مطلق وقت آن را طی نمودند. امروز یکی از مهمترین ضرورت های فضای خارج کشور در برابر کمک به هموطنان مان؛ ایجاد انسجام بیش از پیش ایرانیان؛ مخصوصا میان جامعه تحصیل کرده و دانشجوست.

ما مسئولیت داریم به دلیل فضای خفقان داخل؛ مدافع حقوق تضییع شده خود و هموطنانمان باشیم. که البته تحقق این امر در دنیای امروز بدون فعالیت سیستماتیک و شبکه ای امکان پذیر نیست. و این موضوع هم بدون گفتگوی فراگیر  ایرانیان عملی نخواهد بود. با وجود چنین شبکه ای برخاسته از نسل دانشجویان ودانش آموختگان ایرانی؛صدای دولت کودتا نخواهد توانست به نمایندگی از اکثریت ایرانیان در مجامع بین المللی طنین انداز شود؛ همچنان که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد صدای ایرانیان معترض بسیار بلندتر از دولت کودتا بود ودولتی که سال گذشته در همان ایام  از برنامه خود در دانشگاه کلمبیا برای خود در دنیا تبلیغات راه انداخته بود؛ امسال  دربه در به دنبال هتل اقامت خود می‌گشت! دولت کودتا باید متوجه این امر باشد نمیتواند خواسته ها وآمال اکثریت ملت ایران را نمایندگی کند و اکثریت قشر آگاه ایرانی میتوانند صدای مردم را به گوش جهانیان برسان.



شیوا نظرآهاری در مصاحبه با روز: جو سرکوب جامعه مدنی پایدارنمی ماند
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/17//-82bd279d9b.html
27/8/1388

شیوانظرآهاری، از فعالان حوزه زنان وعضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در مصاحبه با روز،ضمن تشریح وضعیت فعالیت نهادهای مدنی تاکید می کند که علیرغم سرکوب و زندانی کردن فعالان اجتماعی و سیاسی و روزنامه نگاران چنین جوی پایدار نخواهد ماند و فعالان جامعه مدنی به فعالیت خود ادامه خواهند داد. نظراهاری که بعد از انتخابات بیش از ۱۰۰ روز رادر زندان گذراند،سابقه دوبار دستگیری دیگر نیز دارد تا معلوم شود مجازات فعالیت مدنی در جمهوری اسلامی تا چه اندازه سنگین است. این گفت و گو در پی می آید.ء
 
با توجه به اتقافات بعد از انتخابات ودستگیری بسیاری از فعالین اجتماعی، چه فضایی بر سازمان های جامعه مدنی ایران حاکم است؟ آیا توانسته اند به فعالیت های روزانه خود برگردند؟


من فکر میکنم که علی رغم فشارهای شدیدٰ، دستگیری ها و بسته شدن فضای جامعه برای هرگونه فعالیتی، بخصوص در دو سه ماه بعد از انتخابات، جامعه مدنی ایرانٰ منفعل نشده است و فعالیت هایش ادامه دارد.ء
 
حتی بعد از بیش از یکصد روز زندان چنین اعتقادی دارید؟


این موضوع بعد از آزادی برایم عینی شد. در زندان که بودم، بخصوص یکی دوماه اول که در بی خبری مطلق می گذشت، گمان می کردم این سرکوب شدید،همه فعالیتها را مختل کرده است.  فکر می کردم احتمالا هر کسی که بیرون مانده، ناچارا فراری شده و بنابراین هیچ کس جرات نمیکند کاری انجام دهد یا حرفی بزند. اما حالا می بینم که نه، برغم همه این فشارها، جامعه مدنی ایران توانسته خودش را حفظ کند و اتفاقا تاثیر خود را بر وقایع و اعتراضات بعد از انتخابات هم گذاشته است.ء


در واقع فکر میکنم، اینهمه دستگیری، تاثیر معکوسی روی جامعه و فعالان اجتماعی- مدنی گذاشته و دیگر احتمال زندانی شدنٰ ترمزی برای فعالیت های مدنی نیست. یعنی آنقدر فضای جامعه تغییر کرده که همه فعالان اجتماعی آماده پرداخت هزینه در راه مطالباتشان هستند. چرا که می بینند، دوستانشان به همین دلیل، در زندان هستند و اینجاست که برخلاف تصور نهادهای امنیتی، زندانی کردن بیش از حد افراد، موجب شده که زندان کارکردش را از دست بدهد. فعالان اجتماعی مثل گذشته کارشان را می کنند و این فضای سنگین قطعا تاثیری در کارهای آنها ندارد.ء



از نظر شما بدبینی سازمان های امنیتی ـ پلیسی به نقش سازمان های جامعه مدنی مربوط به فضای انتخابات و هفته های بعداز آن بود واوضاع به حالت عادی برگشته است؟


ببینید من فکر می کنم این بدبینی ها هیچ ربطی به اتفاقات بعد از انتخابات ندارد؛به طور کلی چند سالی هست که از نهادهای امنیتی مدام می شنویم که سازمان ها و ان جی اوها و یا فعالان مدنی قصد انقلاب مخملین دارند. موضوع مربوط به این چند ماهه نیست. ذهن همه ما با این توهمات دستگاه امنیتی آشناست. من اسمش را گذاشته ام" توهم امنیتی"، در بازجوییها هم  روی این مساله تاکید می کردم که این دیدگاه تنها ناشی از توهمات توطئه است که ۳۰ سال است از سوی نهادهای امنیتی به مردم تحویل داده می شود. من فکر میکنم بخش اعظمی از دستگاه امنیتی ایران واقعا چنین فکر می کند که هر سازمان و یا فرد مستقلی که تحت عنوان جامعه مدنی نام گذاریش می کنیم، لاجرم به جایی وابسته است و اهداف خاصی را دنبال می کند. این پروژه چند سالی است در دستگاه امنیتی دنبال می شود و بعد از انتخابات هم توانستند سناریویی بنویسند تا بگویند حالا دیدید ما درست می گفتیم. این بدبینی از آنجا شروع می شود که حاکمیت هرگز نمیخواهد باور کند که مردم اعتراض دارند. هرگز نمیخواهد مردم را ببیند و فضایی برای بیان خواسته هایشان بوجود آورد و لاجرم هر اعتراضی را اینگونه تعبیر می کند.ء


درچنین فضاییچطور می توان با دولت تعامل کردو از امکانات این حوزه برای حل مسائل جامعه استفاده  برد؟یا اینکه سازمان های جامعه مدنی، بخصوص آنها که بر روی احقاق حقوق و مسائلی از این دست متمرکز هستند باید قید دولت وحمایت های آنها را بزنند؛ اگرتا کنون نزده اند؟


‫ببینید اصولا چیزی که در جامعه ایران به عنوان جامعه مدنی میشناسیم با آنچه در خارج از مرزهای ایران وجود دارد متفاوت است؛ اینجا جامعه مدنی اساسا از سوی حکومت و یا دولت به رسمیت شناخته نمی شود. سازمانهای غیردولتی به تعداد محدود وجود دارند و آن هم بیشتر در زمینه های خاص. بنابراین اساسا تعامل چندانی میان دولت و این سازمان ها وجود نداشته که بخواهد از بین برود. بسیاری از سازمانهایی که ما اکنون می شناسیم و یا فعالانی که از آنها به عنوان فعال مدنی یاد می کنیم، لزوما عضو سازمان غیردولتی خاصی نیستند. چون چنین فضایی نه امروز، که در سالهای گذشته هم وجود نداشته است. حتی در دوران اصلاحات هم، شمار این سازمانها بسیار محدود بود و بعد از آن هم بسیاری از آنها تعطیل شدند. بنابراین رابطه ای وجود نداشته که بخواهد از بین برود. همین حالا مثلا سازمانهایی که در مورد کودکان کار فعالیت می کنند،هیچگونه تعامل و یا کمکی را از جانب دولت و یا سازمانهای دولتی دریافت نمی کنندو بیشتر در ستیز هستند تا تعامل،چون وجودشان تحمل نمی شود. چون آنها بسیاری از مشکلات اجتماعی را بازتاب می دهند؛ از آنها  حرف می زنند و سیستم حاکم این را نمی پذیرد.  در کنار این مساله، همان بدبینی ها هم نسبت به عملکرد سازمان های غیردولتی هم  وجود دارد. یعنی نه تنها کمکی نمی شود، بلکه سازمانهای رسمی و دارای مجوز همیشه باید پاسخگوی سوال نهادهای امنیتی در مورد فعالیت ها، ارتباطشان و یا اعضایشان باشند. پس جامعه مدنی ایران، هرگز منتظر کمکی از سوی دولت نبوده که حالا بخواهد قیدش را بزند. آنها در طول تمام این سالها، عادت کرده اند که چشم به حمایتهای دولتی یا حتی تعامل نداشته باشند و در فضایی که از جانب حاکمیت به رسمیت شناخته نمی شود، فعالیت کنند.
 
 ‫خطرات امنیتی چطور؟ آیا این باعث ریزش نیروهای فعال درحوزه کاری شما نشده است؟ چون به هرحال همه جای دنیای فعالیت های مسالمت آمیزمدنی جزو کم هزینه ترین فعالیت های اجتماعی است درحالی که در ایران این هزینه ها بسیار بالاست؛ چرا که دولت خود را به جای همکار، رقیب جامعه مدنی وحتی درستیز با جامعه مدنی می داند.


خوب این قضیه غیرقابل کتمان است؛ در واقع ما در تمام این سالها با این مساله به عنوان یک مشکل جدی مواجه بوده ایم، بخصوص که بسیاری از تشکلها و سازمانهایی که می شناسیم و آنها را در دایره جامعه مدنی قرار می دهیم، از نظر سیستم و یا نهادهای امنیتی غیرقانونی تلقی می شوند. بنابراین افرادی که بخواهند در این جمع ها فعالیت کنند، همواره زیر تیغ دستگاههای امنیتی قرار دارند. البته در مورد تشکلهای رسمی و غیرقانونی هم چندان تفاوتی نمی کند. اما این مساله وجود دارد. اصولا همانطور که شما هم اشاره کردید در همه جای دنیا فعالان اجتماعی به خاطر تلاششان درجهت  بهبود شرایط جامعه مورد تقدیر قرار میگیرند اما در اینجا کاملا برعکس است.  این موضوع موجب می شود که شمار افراد علاقه مند به فعالیت در این حوزه ها کمتر شود و از طرف دیگر فشار بر روی همان افراد معدود فعال هم بیشتر شود. هم فشار کاری، هم فشارهای امنیتی. بنابراین این موضوع غیرقابل کتمان است. اما به هر حال، این مبارزه ای است که برای بهبود اوضاع شروع شده است. یکی از ابعاد این مبارزه هم، همین است که تلاش کنیم تا نهادهای امنیتی، فعالیت هایمان را باور کنند. ما باید خودمان را به سیستم بقبولانیم و برای این موضوع دادن هزینه هایی مثل زندان، اجتناب ناپذیر است.ء


به نظرشما آیا ممکن است شرایط طی هفته ها و ماه های آینده بهبود پیدا کند یا حداقل به وضعیت پیش از انتخابات برگردد؟


بله. من کاملا خوشبینم. شاید این تصور در حاکمیت وجود داشت که با این حجم از بگیر و ببندها، صدور احکام سنگین و.. می شود صدای همه را خاموش کرد،اما حالا می بینیم که بسیاری از افراد وارد عرصه های فعالیت شده و جای افراد زندانی را پر کرده اند. بنابراین من معتقدم این جو بسته و این فضای سرکوب، زیاد تداوم نخواهد داشت. حکومت مجبور است برای برون رفت از وضعیت فعلی تدابیری اتخاد کند و با این جو اعتراضی جامعه، ناچار است بالاخره کوتاه بیایدو فضا را باز کند. من حتی فکر می کنم فضا بازتر از امروز خواهد شد و این جنبشی که راه افتاده و نامش را " جنبش سبز" گذاشته ایم، توان این را دارد که مطالباتش را در فضایی مسالمت آمیز مطرح کند و در نهایت به آن دست یابد. باید به آینده این جنبشخوش بین باشیم. همه ما ۵ سال سخت را پشت سر گذاشته ایم. در شرایط سرکوب و خفقان فعالیت کرده ایم و حالا باید امیدوار باشیم که این جنبش که اتفاقا از بطن جامعه و مردم برآمده، بتواند فضا را تغییر دهد.ء



مهدی کروبی:مجموعه‌ای دوست دارند با بهانه‌ تراشی به برخورد شدید و خشن دست بزنند
http://www.rahesabz.net/story/4039/
25/8/1388

شب و صبح 13 آبان از دستگاهی زنگ زدند و گفتند گروه ریگی می‌خواهد عملیات انتحاری کند،به راهپیمایی نروید

 شبکه جنبش راه سبز(جرس):مهدی كروبی كاندیدای معترض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در دیدار با نمایندگان اصلاح طلب مجلس با اشاره به حوادث 13 آبان  گفت"متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم به خصوص زنان صورت گرفت كه من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر كرد."

کروبی همچنین با اشاره به اینکه"مجموعه‌ای دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای حركت‌های خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به كار برخورد شوند و متأسفانه به پایان این شیوه فكر نمی‌كنند كه اگر فكر می‌كردند كار به اینجا كشیده نمی‌شد"  از جوانان خواست"تا با حفظ آرامش و متانت در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز كه خواست آن جریان خاص است پرهیز كنند و اجازه ندهند انسان‌های مریض جوانان را به كارهای تند هدایت كنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحه جنبش سبز قرار دهند."

مهدی کروبی در دیدار با نمایندگان عضو فراكسیون خط امام مجلس شورای اسلامی همچنین مجلس را محل اتكاء و امید برای حل مسائل در كشور را مجلس دانست و با نگاهی تاریخی به جریان حذف یاران آیت الله خمینی از سال های پایانی دهه 60 گفت"اگر چه همان تضییعات با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازمان‌دهی شده، ادامه دارد اما تفاوت امروز با دیروز این است كه امروز جوانان و نسل جدید انقلاب می‌داند كه اختلاف‌ها بر سر چیست."

دیدار نمایندگان فراکسیون خط امام مجلس با مهدی کروبی به دلیل پلمپ دفاتر شخصی و ساختمان حزب اعتماد ملی در منزل او صورت گرفت و به دلیل امكانات محدود تمامی اعضا امكان حضور در این نشست را نداشتند.

كروبی در این دیدار ماجرای دیدارش از نمایشگاه مطبوعات را شرح داد و گفت"در نمایشگاه كتاب جمعیت زیادی دور من حلقه زده بودند و 2 تا 3 نفری در میان آنها علیه من شعار می‌دادند و من بیم برخورد مردم با آنها را داشتم كه عواملی از نمایشگاه من‌را جهت خروج به مسیر دیگر هدایت كردند كه دیدم هیچ اثری از جمعیت مردم نیست اما آن 2 – 3 نفر و جمعی از آنها به دور ماشین حلقه زدند و شعارهای تندی می‌دادند كه من هم دستهایم را برایشان بلند كردم و به ابراز احساسات پرداختم و تصاویر به گونه‌ای است كه گویی آنها به استقبال من آمده‌اند."

شیخ اصلاحات همچنین به شب پیش از سالروز 13 آبان و برگزاری راهپیمایی آن‌روز اشاره كرد و گفت"شب 13 آبان به من از دستگاهی زنگ زدند و گفتند كه به راهپیمایی نروم. صبح آن‌ر‌وز نیز تماس گرفتند و گفتند گروه ریگی می‌خواهد عملیات انتحاری انجام بدهد و شما نروید.من به محافظان گفتم شما نیائید و من با پسرانم می‌روم و آنها قبول نكردند و همگی با هم رفتیم و آنچه پیش آمد كه می‌دانید."

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس،پارلمان‌نیوز،اعضای فراكسیون خط امام مجلس،یک شنبه شب به دیدار مهدی كروبی رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم رفتند تا مسائل پیش‌روی كشور را با او به بحث و بررسی بپردازند.

مهدی كروبی كه 16 سال سابقه فعالیت در پارلمان را در كارنامه خود دارد در ابتدای این نشست، گفت"دیدار هیچ گروهی همچون نمایندگان مجلس شورای اسلامی او را خشنود نمی‌سازد و این به حافظه طولانی و برداشت او از نقش و جایگاه مجلس در اداره كشور در مواقع بحرانی باز می‌گردد."

وی افزود"حضرت امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی چه قبل از آغاز نهضت و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نقش والا و منحصر به فردی برای مجلس قایل بودند و به راستی و حقیقت مجلس را در رأس همه امور می‌دانستند."

دبیر كل حزب اعتماد ملی با اشاره به خاطرات دوران كودكی و نوجوانی خود از مجالس رژیم گذشته و نقش آنها در بزنگاه‌های تاریخ گفت‌"وقتی می‌شنیدیم كه در مجلس اقلیتی 5 نفره منشاء چه تأثیرات شگرفی شده‌اند و یا آنكه مدرس به تنهایی چگونه ایفای نقش می‌نمود، در ذهنم جایگاه والایی از مجلس و توان آن شكل می‌گرفت."

مهدی کروبی گفت"این اعتبار و جایگاه وقتی در كنار دیدگاه امام قرار می‌گرفت كه در همان نخستین اعلامیه‌ها می‌فرمود مجلس نباید به جلسه قیام و قعود مبدل شود و یا اگر مجلس كارآمد و نمایندگانی چون مدرس داشتیم چنین و چنان نمی‌شد، اعتقادم را به جایگاه و شأن مجلس صد چندان می‌نمود."

یار دیرین امام با ذكر خاطراتی از امام در سال‌های اولیه انقلاب و معضلات اداره كشور و بحران‌هایی كه پی در پی برای انقلاب تازه تأسیس ملت شكل می‌گرفت، گفت"در آن دوران من و برخی دوستان با خودمان می‌گفتیم چه خوب بود امام، ریاست جمهوری را بپذیرند و كشور را از این بحرانها عبور بدهند كه امام گفتند"بروید به فكر آن باشید تا مجلس قوی درست كنید، مجلس قوی نمی‌گذارد كشور با بحران و مشكل مواجه شود".

رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره‌‌های سوم و ششم گفت"هنوز هم معتقدم مجلس است كه در هر شرایط قابل اتكاء و محل امید برای حل مسایل كشور است و مجلسی كه برآیند واقعی افكار عمومی و طبقات اجتماعی ملت باشد، هیچ‌گاه برخلاف خواست و اراده ملت گام برنخواهد داشت."

آغاز محدودیت‌ها بر یاران امام

مهدی كروبی در ادامه اظهارات خود به آغاز محدودیت‌ها بر جریان خط امام(ره) مجلس پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی و ذكر حوادث سال‌های گذشته پرداخت و گفت:«پس از رحلت امام، مجلس سوم، كه سخت‌ترین شرایط را پیش‌رو داشت و منشاء اقدامات بزرگی بود در همان انتخابات میان دوره‌ای تیغ تیز رد صلاحیت‌ها مواجه شد.»

وی گفت‌"پس از آغاز رد صلاحیت‌ها در انتخابات میان دوره‌ای مجلس سوم، انتخابات مجلس چهارم كلید خود و اقلیت ضعیفی از جریان خط امام شكل گرفت كه به رغم تمام تنگناها، منشاء اثر بود و من معتقدم به رغم فراز و نشیب‌های بسیار مجلس در هفت دوره گذشته جایگاه بدون مثالی داشت."

كروبی روند تأیید صلاحیت‌ها در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره هشتم را بدعتی منحصر به فرد در تاریخ برگزاری انتخابات دانست و افزود"سخت‌گیری‌ها برای چیدمان تركیب خاص در مجلس هشتم هیچ نمونه‌ای نداشت و به واقع موضوع از آنچه كه در انتخابات مجالس صورت گرفت، متفاوت‌تر بود."

رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم گفت"نگرانی‌ها و دغدغه‌های ما از آنچه در شرف تكوین بود، باعث شد تا در عرض كمتر از دو هفته، چهار بار با مقام معظم رهبری ملاقات كنم و 3 با برای ایشان نامه بنویسم."

وی گفت:"این‌بار برخلاف گذشته كه شورای نگهبان اعمال‌نظر می‌نمود، جریانی شكل گرفته بود كه تصمیم گرفت تركیب مجلس چگونه باشد، چه كسی بیاید و چه كسی نیاید؟ جریانی كه بنام كارشناسان شورای نگهبان انتخابات را اداره می‌نمود و من همان‌جا گفتم كه انتخابات دیگر پایان یافت."

كروبی سپس در ادامه با توجه به 2 سال و نیم باقی مانده از عمر مجلس هشتم از نمایندگان عضو فراكسیون خط امام  مجلس شورای اسلامی خواست تا با عمل به وظایف و اعتقادات خود منافع نظام، انقلاب و مردم را مدنظر قرار داده و نقش تأثیرگذار و قابل قبولی از خود بر جای گذارند.

كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در ادامه به شرایط حاكم بر كشور اشاره كرد و افزود"سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقید به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند و معتقدند كه باید همان جمهوری اسلامی كه امام مطرح كردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند حاكم باشد نه جمهوری برخی آقایان كه مردم و رأی آنها را تزئینی می‌دانند."

كروبی با اشاره به تبلیغات داخلی و خارجی مغرضانه علیه جنبش مردمی و دیدگاه‌های آن گفت"گروهی در داخل كشور هر چه می‌كنند را به امام نسبت می‌دهند و گروهی در خارج از كشور نیز ریشه تمامی مشكلات و معضلات پیش آمده را در اندیشه‌های امام می‌دانند و می‌گویند موسوی، كروبی و هاشمی نیز یاران همان امام هستند."

وی تصریح كرد"هر دو گروه جز تخریب امام و مبانی افكار واندیشه‌های او هدفی ندارند و من مظلوم‌ترین فرد در نظام را امام می‌دانم، چرا كه هر جا اقداماتشان هزینه سنگین دارد بر گردن امام می‌شكنند و بعد هم می‌گویند توجه به دیدگاه‌های ولی فقیه مرحوم قابل اعتناء نیست."

وی خطاب به جوانان گفت"اسلامی كه امام و ما به آن اعتقاد داریم به آزادی حقوق و حرمت مردم پایبند است و تجسس و تفحص در زندگی شخصی مردم را منع كرده است و با كسی سر جنگ و نزاع ندارد."

كروبی با اشاره به مجموعه تنگناهایی كه بر یاران امام از پس از مجلس سوم رفت، گفت"اگر در جلسه‌ای، یا نشستی عمومی كسی از یاران امام حضور می‌یافت دوربین صدا و سیما فیلمی نمی‌گرفت تا اثری از ما در عرصه افكار عمومی نباشد، و تبلیغات مسموم آنها كه پول مردم را بردند و فرار كردند، تقویت شود."

دبیرکل حزب اعتمادملی در ادامه گفت"اگر چه همان تضییعات با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازمان‌دهی شده، ادامه دارد اما تفاوت امروز با دیروز این است كه امروز جوانان و نسل جدید انقلاب می‌داند كه اختلاف‌ها بر سر چیست."

وی با اشاره به حوادث سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریكا گفت"متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم به خصوص زنان صورت گرفت كه من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر كرد."

کروبی گفت"مجموعه‌ای دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای حركت‌های خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به كار برخورد شوند و متأسفانه به پایان این شیوه فكر نمی‌كنند كه اگر فكر می‌كردند كار به اینجا كشیده نمی‌شد."

وی از جوانان خواست تا با حفظ آرامش و متانت در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز كه خواست آن جریان خاص است پرهیز كنند و اجازه ندهند انسان‌های مریض جوانان را به كارهای تند هدایت كنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحه جنبش سبز قرار دهند.

در ابتدای این نشست اعضای فراكسیون به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات خود پرداختند.


یادداشت فرزند آیت‌الله منتظری در دفاع از محسن میردامادی
http://www.mowjcamp.com/article/id/65794
27/8/1388

آنچه از پی می‌آید، متن کامل یادداشت حجت‌الاسلام و المسلمین احمد منتظری، فرزند آیت‌الله منتظری در دفاع از محسن میردامادی و نقد اتهامات جدید وارده بر اوست که در پایگاه رسمی اطلاع‌رسانی آیت‌الله منتظری منتشر شده است:

بسمه تعالی

کشتار حاجیان در سال 1366 که قبلا به استکبارجهانی و آل سعود نسبت داده میشد، توسط خبرگزاری فارس به آقای محسن میردامادی نسبت داده شد. برای تکمیل پرونده متهم به قتل مذکور (بخوانید کشتار جمعی) احساس تکلیف کردم مواردی را اضافه کنم:

محسن میردامادی از اولین کسانی بود که در سال 1353 در دانشگاه پلیتکنیک با او آشنا شدم. موارد ذیل را که شخصأ ملاحظه کرده ام شهادت میدهم و امیدوارم به اتهامات او اضافه شود تا شاید محکومیت قابل قبول تری پیدا کند.

1- در تظاهرات 16 آذر سال 1355 بر اثر شدت حمله ی گارد دانشگاه، دانشجویان به چند دسته تقسیم شدند. عده ی کمی از آنان از جمله من و آقای میردامادی، جلوی دانشکده نساجی بودیم و چون تعدادمان کم بود با انرژی بیشتری شعار میدادیم و آقای میردامادی آن روز آنقدر فریاد کشید که تا یک هفته صدایش گرفته بود و خلاصه اینکه در آن روز آلودگی صوتی زیادی درست کرد که بعدها معلوم شد که علاوه بر سلامتی انسانها، برای درختان و گیاهان نیز ضرر دارد.

2- در تظاهرات به مناسبت آمدن کارتر به ایران وقتی دانشجویان شعار میدادند و برای تعطیل کردن کلاسها وارد دانشکده مکانیک شدند، اولین شیشهای که شکسته شد توسط آقای میردامادی بود که با کلاسور خود این فاجعه را درستکرد و باعث شد آن تظاهرات اوج بیشتری بگیرد ولی خسارت شیشه های آن روز را بدهکار شد.

3- در یکی از روزهایی هم که قرار بود اعتصاب غذا همراه با شکستن ظروف سلف سرویس صورت بگیرد، سر ساعت مقرر همه نفس ها در سینه حبس شده بود و یک نفر شروع کننده لازم داشت و باز این محسن میردامادی بود که با گفتن هیس س س س آن فاجعه را شروع کرد و تعداد زیادی لیوان و بشقاب و میز و صندلی و ... در آن روز شکست و چون ایشان شروع کننده بود، خسارت آن موارد را بدهکار است.

4- در یکی از مناسبت ها قرار بود درب شمالی دانشگاه که همیشه بسته بود شکسته شود و دانشجویان دور از چشم گاردی ها به خیابان بریزند و شعار دهند، این آقای محسن میردامادی بود که طرح درست کردن ماسک های پارچه ای را داد و خانمهای دانشجو آنها را درست کردند و استفاده شد و در نتیجه شناسایی دانشجویان فعال و پیشرو برای گارد مشکل شد و این عمل در واقع اقدام علیه نظام حاکم زمان بود.

5- در ملاقات با پدر بزرگوارم حضرت آیت الله منتظری در زندان اوین در نوروز 1357 ایشان تاکید کردند که به هیچ وجه با مجاهدین خلق ارتباط برقرار نکنید چون دارای انحرافاتی هستند. اینجانب مساله را در یکی از جلسات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه، که البته به طور محرمانه تشکیل می شد مطرح کردم. محسن میردامادی اولین کسی بود که در میان تردید عده ای دیگر قاطعانه از این نظر حمایت کرد و این جمله را گفت که "بالاخره آقای منتظری در زندان با اینها زندگی کرده و بهتر از ما آنان را می شناسد" و با این موضع گیری ارتباط خود را با باند مهدی هاشمی به اثبات رساند.

6- و آخر اینکه محسن میردامادی در رشته ورزشی پینگ پنگ، نفر اول پلی تکنیک بود و با نمایندگان دیگر دانشگاه ها مسابقه می داد و این خود باعث شده بود ورزش که زیر نظر ارگانهای دولتی و در نتیجه زیر نظر حکومت پهلوی و شخص شاهنشاه آریامهر بود رونق بیشتری داشته باشد.

خداوند به همه ما انصاف عنایت فرماید. والسلام.
1388/8/26 – احمد منتظری


متن نامه نمایندگان کرد مجلس در اعتراض به اعدام احسان فتاحیان
http://www.mowjcamp.com/article/id/65783
26/8/1388

در پی انتشار خبری در پارلمان‌نیوز مبنی بر نگارش نامه‌ای از سوی نمایندگان کرد اهل تسنن به رئیس قوه قضائیه درباره اعدام احسان فتاحیان، این نامه صبح امروز منتشر شد. به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن این نامه بدین شرح است:

ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام

استحضار دارید كه طی روزهای اخیر یك جوان كرد به نام آقای احسان فتاحیان در استان كردستان اعدام گردید كه متاسفانه براساس اخبار رسیده حكم اولیه ایشان 10 سال زندان بوده كه در تجدید نظر نه‌تنها كاهش پیدا ننموده بلكه به اعدام محكوم شد كه این مساله اثرات بسیار نامطلوبی بر روی افكار عمومی ایجاد كردو علی‌رغم پیگیری چند نفر از نمایندگان كرد در مجلس شورای اسلامی قبل از اجرای حكم كه قطعا نگرانی نمایندگان از سر دلسوزی و در نظر گرفتن منافع ملی بوده، نظر نمایندگان نادیده و حكم اجرا گردید، اخیرا نیز براساس اطلاعات واصل شده مبنی بر صدور حكم اعدام چند جوان دیگر در بند كرد در مناطق مختلف نگرانی‌های فزاینده‌ای در سراسر كردستان ایجاد نموده است كه قطعا اثرات سوء را در داخل و خارج كشور به دنبال خواهد داشت.

جمهوری اسلامی ایران باید چهره رحمانیت دین را هم در داخل و هم درخارج كشور به منظور الگو قرار دادن احكام مترقی اسلام به نمایش بگذارد و نباید دولت به گونه‌ای رفتار نماید كه موجب فاصله گرفتن مردم كرد از نظام گردد.

لذا مصرانه درخواست می‌نماییم با لحاظ نمودن شرایط جهانی نسبت به تجدید نظر در احكام صادره دستورات لازم را صادر فرمایید.


علت مرگ مشکوک پزشک کهریزک روشن می شود؟ تلاش برای پرده پوشی رازهای زندان / نازنین کامدار
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-f949bf5ee4.html
27/8/1388

به دنبال افشای خبر مرگ مشکوک پزشک جوانی که در بازداشتگاه کهریزک، دوره وظیفه خدمت سربازی خود را می گذراند، جزییات بیشتری از این پرونده را افشا شد.ء


خبر مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی، در حالی در روزهای اخیر در صدر اخبار رسانه های داخلی قرار گرفته که همزمان گزارش هایی نیز درباره تلاش برخی از چهره های موثر در جنایات کهریزک برای جلوگیری از تشکیل دادگاه حوادث روی داده در این بازداشتگاه منتشر شده است.مقاومتی که با اعتراض صریح محمد رضا تابش، رئیس فراکسیون اقلیت مجلس مواجه شد. در همین راستاوی دیروز در گفت و گو با ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، از طرح درخواست برگزاری دادگاه متهان کهریزک در دیدار روزهای آینده این فراکسیون با محمد صادق آملي لاریجانی،رئیس قوه قضائیه خبر داد.ء


تابش همچنین گفت که "اهمال در فرآيند محاكمه‌ متهمان و متخلفان كهريزك اگر عمدي نباشد، يك بدسليقگي عجيب و غريب است كه تبعات آن را حاكميت بايد بپردازد".ء


به گفته مقام های مطلع  در مجلس سه چهره اصلی که خود از موسسان بازداشتگاه کهریزک و گردانندگان اصلی آن بودند، با وجود مصاحبه هایی که در روزهای اخیر درباره تلاش برای روشن شدن علت مرگ رامین پوراندرجانی و لزوم تشکیل سریع پرونده متهان کهریزک انجام داده اند، بیشترین نقش را در جلوگیری از روشن شدن حقایق این بازداشتگاه دارند.ء


از "حسین فدایی"، "پرویز سروری" و "علیرضا زاکانی" به عنوان موسسان و گردانندگان بازداشتگاه کهریزک یاد می شود.  پس از برملا شدن نقش حسین فدایی به عنوان مسئول بازداشتگاه کهریزک در حوادث پس از انتخابات، پرویز سروری عضو تشکلی که فدائی دبیر کل آن است، تلاش بسیاری برای خارج کردن نام وی از لیست متهمان به خرج داد. در همین حال،زاکانی نیز در اقدامی بی سابقه با انتشار دو نامه پیاپی در سایت هوادار خود به نام «جهان نیوز» که به سپاه پاسداران نزدیک است،سعی کرد با برجسته کردن نام سعید مرتضوی،خود را در حاشیه امن قرار دهد. تلاشی که به سرعت با واکنش مرتضوی مواجه شد و او نیز در اقدامی مشابه با انتشار نامه ای سرگشاده زاکانی را تهدید به گفتن برخی ناگفته ها کرد".ء


در همین حال سایت هرانا، خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز در گزارشی که هفته گذشته درباره پرونده کهریزک منتشر کرد از احمدرضا رادان، قائم مقام فرمانده نیروی انتظامی کشور و سعید مرتضوی دادستان سابق تهران(معروف به قاضی مرتضوی) و  قائم مقام کنونی دادستان کل کشور به عنوان حلقه های انتظامی و قضائی دخیل در جنایات کهریزک نام برد.ء


نام سه نماینده حامی پرده پوشی بر پرونده کهریزک،  به همراه مرتضوی و رادان در حالی به عنوان حلقه های اصلی پرونده بازداشتگاه کهریزک مطرح می شود که در  کیفرخواست صادره برای متهمان پرونده این بازداشتگاه، نام هیچ یک از این ها به عنوان متهم مطرح نشده است.این در حالی است که سایت تابناک در گزارشی که از گفت و گوی اخیر سازمان قضائی نیروهای مسلح منتشر کرده، از  ارسال قریب الوقوع پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک به دادگاه خبر داده است.

بنا به نوشته این سایت ،حجت الاسلام بهرامی در حاشیه مجمع استانی پیشگیری از وقوع جرم در نیروهای مسلح در شیراز گفته است :"تحقیقات این پرونده در مرحله پایانی است و به زودی به دادگاه ارسال می شود".

وی افزوده است که در این پرونده 145 نفر به عنوان شاکی و برخی نیز به عنوان شاهد مطالبی را مطرح کرده اند .او تعداد متهمان "بازداشتی" این پرونده را  ٨ نفر اعلام کرده است.ء


هنوز تاریخ دقیق زمان برگزاری این دادگاه،اسامی متهمان و جرم انتصابی آنها منتشر نشده است، اما به عقیده کارشناسان مسائل حقوق بشر، مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک نمی تواند با نزدیک شدن به زمان برگزاری این دادگاه بی ارتباط باشد.ء


هرچند که هنوز نام چهره های اصلی این پرونده، از سوی منابع رسمی مورد تائید قرار نگرفته است، اما واکنش سروری و تجری از اعضای فراکسیون جنایت مجلس، شائبه مرموز بودن مرگ رامین پوراندرجانی را بیش از پیش تقویت می کند. مرگی که اگرچه وعده پیگیری علت حقیقی وقوع آن از سوی فرهاد تجری در کمیسیون ویژه مجلس داده شده و  وی نیروی انتظامی را در اینباره "پاسخگو" معرفی کرده است.ء


گزارش تکمیلی «موج سبز آزادی» درباره مرگ مشکوک پزشک‌ وظیفه کهریزک و افزایش نگرانی‌ها در مورد امنیت سایر شاهدان عینی – علت مرگ: شهادت در دادگاه علیه مجرمان اصلی کهریزک
http://www.mowjcamp.com/article/id/65382
26/8/1388

در حالی‌که کمتر از يک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک می‌گذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بی‌پاسخ باقی مانده است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مرحوم رامين پوراندرجانی پيش از مرگش در جلسه کميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الامينی و جنايات کهريزک را فاش کرده بود و به همين دليل زنده ماندن پزشک وظيفه کهريزک به معنای فاش شدن نام بسياری از عاملان جنايت‌های مخوف بازداشتگاه کهريزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه زندان کهريزک می‌گويند: رامين در جلسه‌ای با حضور اعضای کميته ويژه رسيدگی به وضعيت آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمايندگان کميسيون امنيت ملی مجلس، جزئيات جنايات کهريزک و شهادت محسن روح الامينی را فاش کرده بود و پس از آن نيز به شدت نسبت به امنيت جانی خود نگران بود.

بر اساس اخبار دريافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامين پوراندرجانی، نمايندگان مجلس در کميته ويژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامين پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامينی سئوال می‌کنند، با پاسخ‌های تکان‌دهنده وی مواجه می‌شوند. پزشک وظيفه درگذشته کهريزک در آن ديدار، محل شهادت محسن روح‌الامينی را بازداشتگاه کهريزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان می‌کند و می‌گويد: «محسن را با وضعيت اسف‌باری بعد از شکنجه‌های جسمی شديد دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسيار وخيم بود و امکانات پزشکی من هم بسيار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهريزک تهديد شدم که در صورت توضيح علت جراحت‌های وارده بر مجروحان کهريزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».

اين شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کميته ويژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نيروی انتظامی به دروغ به کميته ويژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهريزک، ابتلای روح الامينی به مننژيت را تاييد کرده است.

موج سبز آزادی و ساير رسانه‌های داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روح‌الامينی خبر داده بودند که مسئولان نيروی انتظامی بعد از بازديد از کهريزک و قبل از ارائه گزارش خود از اين بازداشتگاه به مجلس از اين پزشک وظيفه کهريزک خواسته بودند که دليل شهادت محسن روح الامينی را ابتلا به مننژيت عنوان کند. اما لازم به توضيح است که رامين پوراندرجانی حاضر به انجام اين کار نشد و به بازگويی وقايع ناگوار بازداشتگاه کهريزک برای نمايندگان ملت پرداخت. بخشی از گفته‌های شهيد پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، يکی از مهم‌ترين بخش‌های گزارش قرائت نشده کميته ويژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نيروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدی‌مقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پيدا نکرده است و با مرگ مشکوک اين پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده می‌شود. دليلی که می‌تواند انگيزه کافی برای به قتل رساندن وی را نيز فراهم کند.

تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظيفه کهريزک منتشر کرد، خبر بازداشت وی توسط نيروی انتظامی قبل از مرگش را نيز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامين پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نيروی انتظامی، بارها به دوستان نزديک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنايت‌های کهريزک وجود دارد. او همچنين گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهريزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده اين مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر عليه مجرمان کهريزک شهادت دهد. او اين نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همين دليل هم نسبت به جان خود بيمناک بود.

اين پزشک وظيفه، با تمام بيمناکی از جان خود به خاطر تهديدهای صورت‌گرفته، در روز سه‌شنبه در استراحت‌گاه خود در ساختمان بهداری نيروی انتظامی فوت می‌کند و دليل مرگ وی سکته قلبی تشخيص داده می‌شود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخيص داده می‌شود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر می‌کند. اما اين حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلايل نامعلوم سلب می‌شود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسيل و تکفين در محل دفن(تبريز) صورت می‌گيرد، مراحل تغسيل و تکفين مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام می‌شود و سپس جنازه تحت تدابير شديد امنيتی برای دفن به تبريز منتقل می‌شود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد اين پزشک وظيفه در تهران و دفن وی در تبريز تحت شرايط شديد امنيتی و همچنين عدم اجازه به خانواده‌اش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگيز اين پرونده است که نيروی انتظامی و مقامات قضايی تاکنون دلايل قابل قبولی برای آن ارائه نداده‌اند.

با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به اين امر که از دولت و قوه قضائيه مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهريزک بر جوانان بی‌گناه کشورمان آمده است، نمايندگان مجلس، به ويژه اعضای کميسيون امنيت ملی و اعضای کميته ويژه هستند که بايد پاسخگوی موارد ابهام اين پرونده باشند.

از اين رو نمايندگانی که مسووليت رسيدگی به تخلفات کهريزک را دارند و به خصوص آقايان علی لاريجانی، رئيس مجلس و بروجردی، رئيس کميسيون امنيت ملی بايد پاسخ دهند که:

۱- تاخير طولانی در قرائت گزارش کميته ويژه و عدم برگزاری دادگاه متهمان کهريزک ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايی بوده است و ارتباط مرگ مرموز شهيد پوراندرجانی با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش کميته ويژه مجلس چيست؟

۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجانی در جلسه کميسيون امنيت ملی و کميته ويژه و با توجه به اينکه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جانی خود هشدار داده بود، چرا از وی محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروی انتظامی که مقامات عالی آن از متهمان اصلی پرونده جنايات کهريزک هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن ۲۶ سالگی و در خواب سکته داده شود؟

۳- در حالی که خانواده اين مرحوم ساکن تبريز هستند و او نيز در نهايت در تبريز دفن شده است، علت برگزاری مراسم تغسيل و تکفين در تهران چه بوده است؟

۴- علت مخالفت مقامات امنيتی با کالبدشکافی جنازه اين مرحوم توسط پزشکان مستقل و حتی پزشکی قانونی که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟

۵- اگر شهيد پوراندرجانی به مرگ طبيعی فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم ترحيم وی با حضور نيروهای امنيتی و در شرايطی غيرعادی برگزار شده است به طوری‌که حتی دوستان نزديک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفين را پيدا نکرده‌اند؟

۶- ارتباط مرگ مشکوک مرحوم دکتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلی جنايات شکنجه‌گاه کهريزک و به طور مشخص احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه کهريزک و سعيد مرتضوی دادستان وقت تهران که متهمان با دستور وی و معاونانش قاضی حداد و قاضی حيدری فر به کهريزک منتقل شده اند ،چيست؟

۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعنی ايست قلبی در هنگام خواب با قتل‌های سياسی در سال‌های گذشته، سوال برانگيز نيست؟

در انتهای اين گزارش لازم است اين هشدار به مسئولان قضايی داده شود که جان تعدادی ديگر از سربازان وظيفه حاضر در زندان کهريزک که از شاهدان عينی جنايات بوده‌اند و خصوصا يکی از اين سربازها که پس از مشاهده عينی جنايات از حضور در کهريزک امتناع و از سربازی فرار کرده، در خطر جدی است و ممکن است هر کدام از اين افراد نيز به سرنوشت دکتر رامين پوراندرجانی مرحوم دچار شوند، هنگام خواب سکته داده شوند و يا همانند تهديدهای متعدد زندانيان سياسی که بارها از زبان سعيد مرتضوی تکرار شده است، در يک تصادف ساختگی کشته شوند. اين سخن قاضی مرتضوی را بسياری از فعالان سياسی خوب به ياد می‌آورند که همواره می‌گويد: آمار تصادفات رانندگی در ايران بالاست و خانواده شما هم می‌تواند يکی از اين جان باختگان حوادث رانندگی باشد!


کهریزک هنوزقربانی می گیرد ؛این بار پزشک بازداشتگاه / بهار یکتا
http://www.rahesabz.net/story/4042/
27/8/1388

شبکه جنبش راه سبز(جرس): در حالی که عاملان اصلی جنایات کهریزک با حمایت  حامیان احمدی نژاد منتظر کرسی های بالاتر قدرت هستند،بنابر اخبار رسیده، دکتر رامین پوراندرزجانی، که دوران خدمت سربازی خود را به عنوان پزشک در بازداشتگاه کهریزک سپری می کرد، خودکشی کرده است.

این در حالیست که بنا بر اخبار رسمی منتشره، گفته می شود؛ دکتر رامین پوراندرزجانی روز سه شنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ درگذشت و علت مرگ وی توسط مقامات مسئول، سکته قلبی در خواب عنوان می شود.

گفته می شود وی بعنوان پزشک بازداشتگاه متهم بوده که در ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است و تهدید می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.

به اعتقاد تحلیلگران، مساله خودکشی و پیدا کردن پرتقال فروش در پرونده های جدی و مساله دار امر تازه ای در نظام قضایی کشور نیست. اگر روزی سعید امامی قربانی " آمران" و " حاکمان" شد و " داروی نظافت " را با طیب خاطر به خوردش دادند، امروز هم کشته شدن یک پزشک که می توانست شاهدی بر خیلی از ناگفته های کهریزک باشد خیلی امر دور از ذهنی نیست.

این جوان 26 ساله هم می تواند همانند بسیاری از قرباینان کهریزک قربانی تازه ای باشد که در عنفوان جوانی بعلت "ایست قلبی" پیکرش را به خاک می سپارند و دیده و شینده هایش نیز با او برای همیشه دفن می شود. گفته می شود که وی پیش از مرگش بارها از تهدیدها سخن گفته و برخی از دانسته هایش در مورد کهریزک را به اطلاع دوستانش رسانده است. ولی در این وانفسای اطلاع رسانی قطره چکانی باید دید اخبار بعدی چه نشانی از مرگ این پزشک مامور به خدمت در کهریزک دارد. آیا او نیز مثل خیلی های دیگر که " خود کشی" کردند به فراموشی سپرده می شود و یا " مظلومیت" او وبال گردن " عاملان " جنایات هولناک کهریزک می شود.

کمیته گزارشکران حقوق بشر گزارش داده است که دکتر پوراندرزجانی که در دوران حوادث بعد از انتخابات به عنوان پزشک به بازداشت‌گاه کهریزک منتقل شده بود، تعدادی از قربانیان شکنجه‌های این زندان از جمله محسن روح الامینی را دو روز قبل ازفوتش ویزیت کرده بود. پس از افشای فوت روح الامینی وی به مدت یک هفته بازداشت شد و برای اعتراف به دست داشتن در مرگ روح الامینی تحت فشار قرار گرفت. ماموران از وی خواسته بودند، اعتراف کند، محسن روح الامینی در اثر قصور پزشکی و تشخیص اشتباه او جان باخته است. با این وجود این پزشک جوان حاضر به اعتراف نشد. دکتر پوراندرجانی که در نتیجه حضورش در کهریزک آگاهی کاملی از جزییات شکنجه‌ها و عاملین آن داشت علاوه بر مراجع قانونی از طرف افراد و نیروهای ناشناس نیز برای عدم افشای حقایق و دخالت مستقیم سران نظامی و انتظامی کشور در شکنجه‌های بازداشتگاه کهریزک، بارها مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته بود. گفته می‌شود خانواده او تهدید شده‌اند، در صورت رسانه‌ای کردن موضوع مرگ فرزندشان، جان فرزند دیگرشان نیز در خطر خواهد بود.

به گزارش خبرگزاریها؛ پیکر رامین پوراندرزجانی، پزشک 26 ساله بازداشتگاه کهریزک در میان تدابیر امنیتی به خاک سپرده شد و خانواده او اجازه کالبد شکافی جسد وی برای پی بردن به علت مرگ را نیافتند.

پیش از ین گفته شده بود که جنازه وي برای روشن شدن علت دقیق مرگ در اختيار شورای انتظامی پزشکی قانونی کشور قرار گرفته است.

آیت الله مکارم: "عاملان کهریزک را زودترمحاکمه کنید"

در حالی که آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی ،مرجع تقلید شیعه، از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران خواسته است تا هر چه زودتر نسبت به دادگاه متهمان حادثه کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک اقدام کند، عاملان این جنایات هولنلک با توجیه اعمال شنیع خود از مقامی به مقام دیگر منتقل می شوند و مردم در بهت و ناباوری به جای محاکمه عاملان جنایت و تجاوز شاهد حبس و بازداشت و برگزاری دادگاه برای افرادی هستند که گناهی جز نوشتن و روشنگری افکار عمومی نداشته اند.

آیت الله مکارم  در دیدار با آیت‌الله گرگانی، رییس دیوان عالی کشور، خواسته است تا از قول او به رییس قوه قضائیه بگویند که "مردم در انتظار محاکمه مجرمان کوی دانشگاه، زندان کهریزک و مجتمع سبحان هستند و لازم است که هر چه زودتر [در این مورد] اقدام شود.." وی عدم اقدام سریع در این مورد را زمینه ‌ساز بی‌اعتمادی مردم به دستگاه قضایی دانسته و برگزاری این محاکمات را مستلزم شجاعتی خواند که به اعتقاد وی، رییس کنونی دستگاه قضایی از آن برخوردار است. ولی بنظر نمی رسد که اراده ای برای برگزاری چنین محاکمی که متهمان اصلی آن فرماندهان ارشد نیروی انتظامی و دادستان وقت تهران است وجود نداشته باشد.

بازداشتگاهی غیر استاندارد با  مامورینی خاطی و خودسر

بازداشتگاه کهریزک، پس از مرگ محسن روح الامینی، فرزند مشاور محسن رضایی و رییس انستیتو پاستور ایران به یکی از مسایل عمده در وقایع پس از انتخابات تبدل شد. پس از اعلام خبر مرگ محسن، برخی منابع از جمله رییس سابق ستاد مشترک سپاه از شکنجه او در بازداشتگاه کهریزک خبر دادند و پس از آن آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد و آن را "غیر استاندارد" نامید.

بدنبال گزارشهای منتشر شده از وقایع کهریزک که برای هیچ مرجعی قابل دفاع نبود، طبق معمول همیشه توجیهات شروع شد و هر کس انگشت اتهام را به سمت دیگری گرفت. در این میان سعید مرتضوی که  از او بعنوان متهم ردیف اول این جریان نام برده می شود بیش از دیگران از کوره به در رفت و با این ادعا که کهریزک زیر نظر دادستانی شهرری است نه تهران! تلاش کرد تا نقش خود در این جنایت بشری را پنهان کند.

در این میان اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، گفت که در بازداشتگاه کهریزک هیچگونه تجاوزی صورت نگرفته است و در بازداشتگاه کهریزک چند نفر "اقدامات زشتی" انجام دادند كه نباید "بزرگ‌نمایی" می‌شد.

عزل و تنبیه خاطیان

همچنین وقتی ابعاد حادثه گسترده تر شد نیروی انتظامی بدون نام‌بردن از فرد مشخصی اعلام کرد که " مسئولان بازداشتگاه به دلیل پذیرش بازداشت‌شدگان بیش از ظرفیت بازداشتگاه، عدم انعکاس محدودیت‌ها و مشکلات به سلسله مراتب، بی‌توجهی و عدم نظارت و کنترل بر زیرمجموعه و عدم توجه به تدابیر ابلاغ در خصوص نحوه‌نگهداری و مراقبت از بازداشت‌شدگان" عزل و تنبیه" شده‌اند. این نیرو مدعی شد که
دو تن از مسئولانی که در انجام وظایف نظارتی و کنترلی کوتاهی و سهل‌انگاری داشته‌اند ،اقدام آنان " خودسرانه" خوانده شده است.

ولی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نظر دیگری دارد. این سازمان با صدور بيانيه اى، محمود احمدى نژاد، رييس شوراى عالى امنيت ملى و صادق محصولى، وزير كشور، را مسئول "فجايع" زندان كهريزك می داند و معقتد است که " ابعاد جنايات ابوغريب كهريزك، شواهد و مدارك بر جاى مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نيز حساسيت عمومى نسبت به اين فاجعه بسيار بيشتر از آن است كه به اقتدارگرايان حاكم اجازه دهد آن را به سرنوشت ماجراى كوى دانشگاه تهران تبديل كنند. "

منافقین این بار در کهریزک

احمدی نژاد دراین میان باز هم اعتقاد دارد که عوامل بیگانه و منافقین در حادثه کهریزک دست داشته اند: "حوادث بسیار زشتی رخ داد. عده‌ای به كوی دانشگاه حمله و كارهای زشت كردند. در برخی بازداشتگاه‌ها اقدامات زشتی شد. من می‌خواهم اعلام كنم این كارها كه در كوی دانشگاه وبرخی بازداشتگاه‌ها و امثال آن انجام شد، بدانید كه اینها هم اجزای سناریوی دشمن بود. اینها توسط وابستگان به جریان برانداز انجام شد... مطمئن باشید كه نفوذی‌های جریان برانداز در سناریوی دشمن، فساد و اقدام كردند."

به رغم اینکه بازداشتگاه کهریزک به دستور مستقیم رهبری تعطیل شد ولی باند رادان و مرتضوی  عاملان اصلی این جنایت آنقدر قدرت داشتند که تاکنون به به مکافات عمل خود نرسیده اند. قدرت آنان بنوعی است که  حتی  قاضی حیدری که به علت تخلفاتش در خصوص بازداشتگاه کهریزک از کار  برکنار شده بود بار دیگر  با اعمال نفوذ سران کودتا به کار خود بازگشت.

متهمان در بازداشت یا آزاد؟

بهرامی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح از دستگیری هفت تن و در عین حال از بررسی شکایت ها خبر داد و اظهار امیدواری کرد این مسئله به زودی به پایان برسد تا پرونده برای ارسال به دادگاه آماده شود. رییس سازمان قضایی گفته بود که "مسئول" بازداشتگاه کهریزک هنوز در بازداشت به سر می برد.  این در حالی است که سایت های خبری نزدیک به اصلاح طلبان می گویند عوامل اصلی وقایع بازداشتگاه کهریزک دستگیر نشده اند.

درهمین حال سخنگوی کمیته ویژه شورای عالی امنیت ملی در پیگیری حوادث پس از انتخابات از آزادی اکثر متهمان وقایع بازداشتگاه کهریزک خبر داد. وی گفت: "اگر موضوع خاصی باشد که اطلاع رسانی آن صلاح باشد به اطلاع مردم خواهد رسید"!

مرتضوی و رادن متهمان ردیف اول


گفتنی است که مرتضوي، دادستان معزول تهران در آستانه قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس درخصوص فاجعه کهریزک در گفتگویی با سایت پرچم تلاش کرد تا خود را از تمامی اتهاماتی که در پرونده کهریزک متوجه اوست، مبرا سازد.  و در حالی که بنا به گزارش مجلس وی به عنوان مسئول فجایع کهریزک متهم است ؛ به هیچ عنوان این اتهامات را نمی پذیرد و مطالب منتشر شده علیه خود را ناشی از خصومت های شخصی می داند.

علیرضا زاکانی نماینده مجلس در پاسخ به اظهارات اخیر سعید مرتضوی دادستان سابق تهران مبنی بر عدم دخالت در بازداشتگاه کهریزک گفته بود که " به زودی نتایج هیات رسیدگی کننده به وقایع پس از انتخابات منتشر خواهد شد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد."

در همین زمینه پرویز سروری سخنگوی هیات ویژه مجلس و عضو شورای عالی امنیت ملی که پیشتر نیز مرتضوی را مسئول بازداشتگاه کهریزک دانسته بود نیز ادعاهای مطرح شده آقای مرتضوی را مخدوش و بی مورد دانست و اظهار داشت که نظام اسلامی با متخلف در هر لباسی و موقعیتی برخورد خواهد کرد. ولی حامیان مرتضوی قدرتمند تر از آن بودند که اجاازه دهند این یار غارشان که بیش از یک دهه در مقام قضا به آنها خدمت کرده است، پشتش خالی بماند.

در حالی که به گفته شاهدان احمد رادان از کسانی است که اقدام به شکنجه زندانیان در کهریزک می کرد. وی این اتهام را رد می کند .و معتقد است که " اقدام دومی که در انقلاب‌های رنگین صورت می‌گیرد این است که در صورت موفق نشدن، تلاش می‌کنند، نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند؛ ضربه‌هایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن این نیروها است تا اگر غائله‌ای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند."

این در حالیست که بر اساس خبری دیگر، قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه كهریزك پس از جلسه تحقیق از سردار احمدرضا رادان، برای قائم‌مقام نیروی انتظامی قرار التزام صادر كرده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، با پیشرفت پرونده رسیدگی به جنایات بازداشتگاه كهریزك، از سردار رادان – قائم مقام نیروی انتظامی - تحقیق صورت گرفته است.

پس از این تحقیق كه كاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، ‌قاضی پرونده قرار قضایی را كه التزام اخلاقی به همكاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر كرده است.

امروز افکار عمومی در ایران و خارج از ایران با بی صبری در انتظار اجرای عدالت است تا ببینند  پرونده" جانیان کهریزک " همجون پیشینیان خود در پرونده قتل های زنچیره ای و کوی دانشگاه به بایگانی قوه قضاییه سپرده می شود یا این بار اراده ای برای برخورد با قلدران و متجاوزان به حقوق ملت وجود دارد. توجیه جنایات کهریزک همانگونه که پیش تر خاتمی گفته بود با " تطعیلی یک بازداشتگاه توجیه نمی شود." این رسالت نمایندگان مجلس است تا با پیگیری و اصرار بر حقوق موکلانشان تا محاکمه علنی عاملان این جنایت هولناک و فجیع پیش روند. این سوال این روزها افکار عمومی را به خود متوجه کرده که آیا این بار نیز " دستخط" و " سفارشی " نمایندگان را از قرائت گزارش کهریزک بازداشته است؟!


 اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران: از خارج چپ روی را تشویق نکنید. بیانیه شماره 8 موسوی شناسنامه جنبش سبز است
http://www.peiknet.com/1388/05aban/21/page/32MeliMazhabi.htm
22/8/1388
     
شورای ملی مذهبی ایران که رهبری آن با مهندس عزت الله سحابی است، با صدور اطلاعیه ای، ضمن جمع بندی دو تظاهرات جنبش سبز در روزهای قدس و 13 آبان ضمن تاکید بر وسعت گیری این جنبش اعلام داشت که هیچ نیروئی دیگر نمی تواند این جنبش را نادیده بگیرد.

در این اطلاعیه آمده است:

حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و 13 آبان ، یک بار دیگر نشان داد که این جنبش قابل حذف و سرکوب نیست و مردم ايران دوران جديدی را در سير تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند. آثار و پيامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسيع است که هيچ نيروی سياسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. برآمدن این جنبش بسياری از صف بندی‌هاي نيروهای سياسی را دگرگون ، و دستاورد های قابل توجهی را در برابر همه نيروها قرار داده است.

1- جنبش سبز ايران عليرغم موانع پر شمار و شرايط پليسی–  امنيتی موجود ، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمين می کند. باور به عدم خشونت، اصرار بر مدارا، تاکيد بر دمکراسی و آزادی، پيوند با  مدنيت و اخلاق مداری، ابعاد مهمی از هويت جنبش سبز مردم ايران را تشکيل می دهند که وجوه تمايز برجسته و روشنی با هويت برخی نيروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت ، استبداد و خودکامگی دارد .

2- اين جنبش مثل بسياری از جنبش های نوين دوران ما، واجد تکثر و تنوع تحسين بر انگيزی است. آموزه های جنبش که اغلب در خلال بيانيه های مهندس مير حسين موسوی و مواضع و ديدگاه های آقایان مهدی کروبی و سید محمد خاتمی منعکس شده، همگی با تاکيد و تصريح بر پذيرش تکثر درونی جنبش سبز، همه نيروهای علاقمند به ايرانی آباد، آزاد و توسعه يافته را دعوت به همراهی می کند .

بنابراين جنبش سبز، نهضتی دمکراتيک و مرکب از همه نيروهاي مدافع آزادی، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است. از این رو جريان ملی مذهبی نيز با موج سبزی که در سراسر ايران در حال گسترش است، همراهی و حمایت کرده و به ايفای نقش و وظايف خود در این راستا  می پردازد .

3- اگر چه جنبش سبز مردم ايران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه  فراتر نمی رود، اما تبار اين حرکت را بايد درتلاش های تاريخی یک صد ساله مردم ايران، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد. جنبش اصلاحی نیز که به پيروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال 1376 منجر شد، اگرچه اجازه نيافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ايرانيان برای ورود به عرصه های جديد دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت.

4- جنبش سبز مردم ايران مثل بسياری از جنبش های نوين در عصر ما قدرت و ظرفيت آن را دارد تا با پيوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص، به تقويت جامعه مدنی و افزايش قدرت در عرصه عمومی، راه را برای حل بسياری از گره های تاريخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسيدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سياسی و عرصه عمومی را پيش روی ما بگشايد.

5- جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دين می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانيون مستقل، نزد مردم بيفزايد. نقش بی بديل حضرات آيت الله العظمی حسينعلی منتظری و آيت الله یوسف صانعی و ... در حمايت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمايه عظيمی خواهد بود که مردم ایران را در مسير مبارزه  برای نيل به جامعه ای آزاد و دمکراتيک ، ياری و پشتيبانی خواهد کرد.

6- ما عليرغم موفقيت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخير نمی توانيم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پيش روی جنبش قرار دارد پنهان کنيم . يکی از مهمترين تهديد های جنبش نه از جانب اقتدار گرايان که بيشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزايد . با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان، جنبش سبز ايران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی افزايش دهد يا بخواهد ره صد ساله را يک شبه طی کند . در چنین وضعی، نه تنها امکان دريافت پاسخ مناسب را نداشته، بلکه امکان بسيج، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند. از اين رو مايليم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سياسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده استفراتر می روند  اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنيم . از سویی، کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیر متمرکز از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم .

7- طی سال های اخير فعالان جنبش های دانشجويي، کارگری، حقوق بشر، معلمان، زنان، اقوام و ... نقش موثر و فعالی در جامعه ايران داشته اند . بی شک جنبش سبز نيز از دستاوردها و سرمايه های اين جنبش ها بهره مند شده است . جنبش سبز اینک "عام ترین" مطالبات مشترک همه جنبش های "خاص" را نمایندگی می کند. اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست. تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد .

8- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند بتدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصد ساله اخیر ایران است تغییر دهد .

9- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی  حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی ، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند . این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود .                                  

                                           شورای فعالان ملی مذهبی 18-8-88
   

محمد خاتمی: بايد نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند، مسئولان انتظار نداشته باشند که فقط آن چه مورد تاييد آن هاست بيان شود، ايلنا
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096315.php
26/8/1388

ء- صحبت کردن نبايد هزينه داشته باشد
- جنبش ايرانی يک حرکت خلق‌الساعه نيست
- کاش حاکميت از موسوی می‌خواست مديريت جنبش را برعهده بگيرد


ايلنا: رئيس دولت اصلاحات با تاکيد بر ضرورت اطمينان بخش بودن نحوه برگزاری انتخابات گفت: بايد وضعيت سياسی و نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند و اين تغيير دقيقا در چارچوب قانون اساسی و نيز معيارهای اصيل انقلاب اسلامی مردم است.
به گزارش روابط عمومی دفتر سيدمحمد خاتمی، وی در ديدار با جمعی از فعالان دانشجويی دانشگاههای تهران،صنعتی شريف،علامه طباطبايی و اميرکبير با بيان اينکه از ديدار شما عزيزان خيلی خوشحالم و معتقدم ديگران هم که در اين نظام مسئوليت دارند چه خوب است حرف‌های همه را بشنوندۀ تصريح کرد: اگر ما بخواهيم جامعه را اداره کنيم بايد رابطه را گسترده‌تر و وسيع‌تر کنيم نه اينکه از کانال‌های خاص اين ارتباط وجود داشته باشد و مسئولان نبايد انتظار داشته باشند که فقط آنچه مورد تاييد آنهاست بيان شود، چون اگر آنها همه حرف‌ها را بشنوند شايد اصلاحات بزرگی در کار ايجاد شود.

رئيس دولت اصلاحات با بيان اينکه اين جلسات می‌تواند گره گشا و راه‌گشا باشد، اظهار داشت: با اين حال متاسفانه برگزاری اين جلسات محدوديت دارد که اميدوارم شاهد گشايش در اين زمينه باشيم.
رئيس بنياد باران يادآور شد:متاسفانه اين محدود کردن‌ها سبب شده است که احياناً عکس‌العمل‌هايی که ما و شما نمی‌پسنديم در دانشجويان و ديگر بخش‌های جامعه پيدا شود.
خاتمی ادامه داد: وقتی دانشجويان می‌بينند کسانی که آنها می‌خواهند به دانشگاه بيايند، نمی‌توانند بيايند و حق ندارند صحبت کنند و ديگرانی می‌آيند و حرف‌هايی می‌زنند که مطابق برداشت اکثريت دانشجويان نيست با آنها برخوردهايی می‌شود که مورد قبول ما نيست.

رئيس‌جمهور سابق کشورمان با طرح اين سئوال که «منشا اين مسائل چه بوده و چرا اين چنين شده است؟» گفت:اگر شعاری در متن جامعه مطرح می‌شود که اکثريت جامعه نمی‌پسندند فوری نگوييم بيگانگان و دشمنان دخالت کرده‌اند. البته در فضای ناسالم دشمن هم سوء استفاده خواهد کرد ولی بعضی رفتارها، عکس العملی است نسبت به رفتارها و سياست‌هايی که اعمال شده است و اگر اين سياست‌ها نبود مطمئنا چنين عکس‌العمل‌هايی‌نبود.
رئيس موسسه بين المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها تاکيد کرد: اگر افراط و تفريط در جامعه پيش می‌آيد معقول اين است ما علل و عوامل پيش آمدن اينها را ببينيم و اگر واقعا دلسوز هستيم، در صدد حل آنها برآييم.با معلول برخورد کردن سبب می‌شود مشکل بسط پيدا کند و گسترش يابد.

سيدمحمد خاتمی گفت: اگر حرکت و اعتراض آرام و مدنی که حق مسلم و قانونی مردم است، در مسير خود هدايت شود می‌تواند اصلاح‌کننده بسياری از امور باشد.
وی هشدار داد:اگر با اين حرکت و اعتراض مدنی برخورد شود، ممکن است اعتراض مدنی به آن گستردگی وجود نداشته باشد ولی چون اصل تقاضا و طلب در جامعه وجود دارد بصورت‌های ديگری بروز و ظهور پيدا می‌کند که آن وقت همه در اين زمينه زيان می‌کنند.

رئيس دولت اصلاحات خاطرنشان کرد:در همين انتخابات اخير اشتياق همه اقشار بخصوص جوانان سبب شد انتخابات با شکوهی صورت بگيرد که اگر اين امر نبود انتخابات شکوه نداشت و فراگيری حضور مردم در صحنه انتخابات نبود.
خاتمی با يادآوری اين نکته که نتيجه انتخابات مورد سئوال بسياری از افراد جامعه بود،افزود:اين سئوال با انکار آن از بين نمی‌رود يا امر باطل با فرياد کردن آن درست نمی‌شود، با برچسب خائن زدن، برانداز خواندن و سرکوب کردن، سئوالی در جامعه از بين نمی‌برد؛بايد بررسی کرد و ديد که آيا اين سئوال درست است يا خير؟

رئيس بنياد باران گفت:مردم سالم‌ترين و نجيبانه‌ترين حرکت را از خود نشان دادند که نشانه بلوغ در رشد اين ملّت است،صدها هزار نفر از مردم بسيار آرام و بدون ساماندهی آمدند و اعتراض ساده‌ای کردند ولی متأسفانه حوادثی که بدنبال آن پيش آمد منشاء پيدايش يک نوع رگه‌هايی از حرکت‌هايی که سرانجامش معلوم نيست چگونه شود شد ولی هنوز هم راه برای درمان خدشه‌دار شدن اعتماد بخش‌های مهمی از جامعه بسته نيست.

رئيس‌جمهور سابق کشورمان تاکيد کرد:همه تلاش من در اين مدت چه در زمان مسئوليت و بعد از آن اين بوده که به اين موضوع بپردازم که جنبش ايرانی يک حرکت خلق‌الساعه نيست و يک التهاب عاطفی نيست که با يک انگيزه روانی به وجود بيايد و مثلا با ترس از بين برود، بلکه بسيار عميق و گسترده‌ است اگر اين را درک کنيم و بفهميم کجا هستيم می‌توانيم به سوی آينده روشن حرکت مطمئن داشته باشيم.

وی تصريح کرد:مردم ما زندگی می‌خواهند، می‌خواهند تأمين مالی، اقتصادی، اجتماعی و سياسی داشته باشند، همه اين خواست‌ها را همه جوامع دارند، ولی در ورای اينها، يک نوع وجدان عمومی وجود دارد؛ واقعا مردم ما آزادی می‌خواهند منظورم از آزادی ولنگاری نيست، بلکه به خاطر رنجی که از استبداد کشيده‌اند می‌خواهند حاکم بر سرنوشت خود باشند و انقلاب اسلامی را که گشاينده اين راه است بزرگ می‌دارند.

رئيس بنياد باران با يادآوری اين نکته که نقش روشنفکر، گسترش گفتمان آزادی به صورت آگاهانه در جامعه است، گفت: خواسته ديگر ملت ما استقلال است، چون از استعمار و وابستگی به بيگانه لطمه ديده‌اند.

خاتمی خواسته ديگر مردم ايران را پيشرفت ايران عنوان کرد و افزود: کشور ما به دليل مسائل تاريخی و استبدادزدگی به هر حال کشوری جهان سومی است و ايران و ايرانی نمی‌خواهد عقب افتاده باشد چرا که ايرانی شايسته پيشرفت است.

رئيس دولت اصلاحات با تاکيد بر اينکه ما آزادی، استقلال و پيشرفت می‌خواهيم، اظهار داشت:البته در عمق وجدان همه ما عدالت خواهی وجود دارد، عدالت هم به معنی عام کلمه است، گرچه از همه اينها سوء استفاده شده است.

وی يادآور شد:عدالت برای مدتی به خاطر غلبه تفکر سوسياليستی در جامعه ما فقط بصورت اقتصادی و آن هم اقتصاد مصرفی به حساب آمده و در اين اواخر هم که از اقتصاد مصرفی فراتر رفته بصورت اقتصاد صدقه‌ای در آمده است، در حاليکه عدالت خيلی وسيع‌تر از اينهاست.

خاتمی جنبه‌های مختلف عدالت را علاوه بر عدالت اقتصادی،عدالت سياسی، عدالت قضايی، عدالت اجتماعی و عدالت حقوقی عنوان کرد.

رئيس موسسه بين‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها در بخش ديگری از سخنانش گفت:ما ملتی دارای سابقه،فرهنگ و سنت هستيم و ريشه ما در آن سنت است. ريشه سنت ما به شدت تحت تاثير اسلام است و اسلام بر آن اثر گذاشته است.
وی افزود:در عمق وجدان ما فرهنگ اسلامی سازنده هويت تاريخی ما و حتی غير مسلمانان بوده است، چرا که در تمدن اسلامی غير مسلمان‌ها هم نقش مهمی داشته‌اند.»

رئيس بنياد باران با بيان اينکه ما يک هويت تاريخی داريم که اسلامی است، ادامه داد: وقتی اين هويت با خواست تاريخی همسو شد، آن وقت می‌تواند معجزه بيافريند؛همچنانکه در انقلاب اسلامی معجزه آفريد يعنی خواست تاريخی با هويت تاريخی آزادی‌خواهی، استقلال‌طلبی پيشرفت‌خواهی، عدالت خواهی با گرايش اسلامی که در جامعه وجود داشت مومنان و ديگران را به صحنه آورد.

خاتمی در بخش پايانی سخنانش بار ديگر به مسائل روز اشاره کرد و گفت:امروز همان آدم‌هايی که برای انقلاب زحمت کشيده‌اند، مورد جفا قرار می‌گيرند و با يک جنگ روانی و ايجاد فضای امنيتی به عنوان دشمن و منحرف معرفی می‌شوند و با آنها برخورد می شود، البته هر نظامی با کسانی که قصد براندازی دارند بايد برخورد کند ولی با خود افراد که درون نظام هستند نبايد چنين برخوردی کرد.

وی تاکيد کرد:«دور افراد خط کشيدن و دايره خودی را محدود کردن و بخش‌های مهمی از جامعه را خارج از دايره خودی معرفی کردن بی‌انصافی است و اين رفتارها باعث می‌شود اصل مساله زير سئوال برود.

رئيس دولت اصلاحات ادامه داد:«جمهوری اسلامی که مردم می‌خواستند يک جمهوری بود که خواست‌های تاريخی مردم را برآورده سازد و آزادی، استقلال،پيشرفت و انتقاد و آزاد بودن انتخابات جزء مشخصات آن بود.

سيدمحمد خاتمی با تاکيد بر اينکه ما بايد روی اصول و معيارهای خودمان بايستيم، گفت:«البته نمی‌خواهيم خشونت باشد، می‌خواهيم طوری باشد که مردم به نظام اعتماد داشته باشند، حکومت به مردم اعتماد داشته باشد که متاسفانه اين امر لطمه ديده است و اين برای ما مشکل است و بيشتر هم دست حاکميت است که آن را تغيير دهد.

وی تصريح کرد:نمی‌شود فضای دانشگاه را بست، دانشگاه بايد نقد کند انتقاد کند و آزاد باشد و دخالت نيروهای خارج از دانشگاه در دانشگاه غلط است.

رئيس بنياد باران با بيان اينکه چيزهايی مورد غفلت قرار گرفته است، تصريح کرد: شعار ما در انتخابات تغيير بود، هم تغيير فضای جامعه و هم تغيير نحوه مديريتی که در جامعه است چرا که ما معتقديم اين نحوه مديريت منابع مادی ملی دينی و اجتماعی جامعه لطمه می‌زند. اين تغيير دقيقاً در جهت آرمانهای انقلاب و مصالح ملّت و تقويت نظام است.

وی افزود:با اين روش مديريت نتيجه کار هم معلوم است، اين نتيجه بايد تغيير کند، آن‌وقت اين همه هزينه بپردازيم برای تداوم همين روش و اگر کسی گفت اين کارهايی که می‌شود بر خلاف مصالح انقلاب و کشور و خلاف موازين قانون اساسی و مصلحت تک تک افراد است بايد تغيير بکند، او را برانداز معرفی کنيم؟

رئيس‌جمهور سابق کشورمان يادآور شد:«امروز در جامعه مشکلات فراوانی وجود دارد، روز‌به‌روز عرصه بر طبقات محروم تنگ می‌شود، اتفاقا يکی از راه‌هايی که ما معتقد بوديم اين بود که وضع مملکت به صورتی در بيايد که جامعه ما از نظر اقتصادی و حيثيت بين‌المللی،موقعيت بالاتری پيدا بکند.»

خاتمی تاکيد کرد: همه بايد تلاش کنيم جامعه از اين وضعيت بيرون بيايد و صحبت کردن نبايد هزينه داشته باشد.»

وی افزود:«اگر ما بخواهيم در عرصه حضور داشته باشيم بايد انتخابات هم از نظر ضوابط و هم از نظر اجرا طوری باشد که اطمينان‌بخش باشد و اگر نباشد ديگر حضور ما معنا ندارد، بر فرض که، مردم را دعوت کنم به حضور در انتخابات؛ چه کسی پای صندوق‌ها می‌آيد؟اگر دلشان می‌سوزد که ما هم می‌خواهيم مردم بيايند، بايد وضعيت سياسی و نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند و اين تغيير دقيقا در چارچوب قانون اساسی و نيز معيارهای اصيل انقلاب اسلامی مردم است؛ما مردم‌سالاری به معنای واقعی‌اش را می‌خواهيم که انقلاب نويد آن را داد.

سيدمحمد خاتمی با بيان اينکه تغيير فضا به نفع همه است، خاطر نشان کرد:کاش حاکميت می‌گفت آقای موسوی بيا به صحنه و اين جنبش را مديريت کن که جنبش از مسير خودش منحرف نشود، نه اينکه اين همه محدوديت ايجاد شود و اين حجم ناسزا گفته شود.»
گفتنی است در اين ديدار از سوی دانشجويان نيز بر ضرورت حفظ وحدت و تعامل هرچه بيشتر رهبران جنبش سبز تاکيد شد.

سپس دانشجويان خواستار تبيين هرچه بيشتر اصول و مطالبات اين جنبش از سوی رهبران جنبش و علی الخصوص سيد محمد خاتمی شدند.

در اين ديدار همچنين چگونگی مقاومت و مبارزه در مقابل جريان ضد اصلاحات در شرايط کنونی و نحوه آگاهی بخشی و ارتباط با توده مردم مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
 

گزارش کامل و سانسور نشده از برگزاری همایش "سبزها و دین" در دانشگاه تهران: همين شروع جنبش سبز يعني سرانجام!ء
http://norooznews.info/news/15088.php
26/8/1388

همايش "سبزها و دين" با حضور گسترده اساتيد و دانشجويان علوم انساني به خصوص جامعه شناسي و علوم سياسي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش نوروز، در اين همايش دكترحسن محدثي، دكتر سيد محمدامين قائمي‌راد، جواد كاشي، و سارا شريعتي و عمادالدين باقي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله پرداختند و ابعاد حوادث بعد انتخابات با تمركز بر نقش دين در جنبش سبز وتحليل اجتماعي از اقدامات و فعاليت هاي اين جنبش را بررسي كردند.
پایگاه اطلاع رسانی نوروز گزارش سانسور نشده سخنرانی این اندیشمندان را به نظر خوانندگان می رساند:

حسن محدثی: اگر جنبش سبز بخواهد بين ديندار و غيرديندار تفاوت قائل شود ديگر موفق نيست

دکترحسن محدثي جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در همايش سبزها و دين كه متمركز به بررسي ابعاد حوادث پس از انتخابات بود، با ارائه مقاله‌اي در زمينه زايش دين سبز به توصيف مباني اين مقاله و تحولات پس از انتخابات و تاثير آن در حوادث اخير پرداخت.

وي در ابتداي بحث خود با ارائه توضيحي در خصوص زايش دين جديد گفت: برخي از افراد در ضمن اين حوادث اعضاي اين جنبش را دين‌دار و گروهي ديگر غير ديندار مي‌دانستند. حال بايد به اين مسئله پرداخت كه به صورت كلي اين جنبش چه رابطه‌اي با مقوله دين دارد.

وي افزود: در ايران معاصر به صورت كلي چهار نوع نگاه به مقوله دين را تجربه كرديم. ابتدا دين سرخ كه در تعريف آن بايد گفت ديني كه ما را به دفاع از زندگي و دستاوردها و شرف خود ترغيب كرد كه در تفكرات حضرت امام خميني و شريعتي آنقدر تسري پيدا كرد كه حتي يك ماركسيست را همچون گل‌سرخي به اين ارزش‌ها پايبند كرد.

وي ادامه داد: تجلي دين سرخ در زمان دفاع مقدس و دفاع از كشور بروز پيدا كرد كه در بعد انقلاب نيز بر اساس اين نوع دين همگرايي ويژه‌اي در بين آحاد مردم ايران به وجود آمد اما بعد از انقلاب و با توجه به اختلافاتي كه ميان گروه‌هاي سياسي بر سر مسائل ديني و اجتماعي كشور به وجود آمد، اين هم‌گرايي جاي خود را به واگرايي داد و با كشته شدن كساني همچون مطهري، آيت‌الله مفتح، آيت‌الله طالقاني كه در شرايط انقلاب پرورده شده بودند و داراي تفكراتي انعطاف‌پذير و باز بودند اين قضيه بيشتر خود را نشان داد.

دکتر محدثی افزود: در ادامه دين سياه شكل گرفت كه اين دين شكلي دستگاهي به خود گرفت و خود را نگهبان شريعت انسان‌ها دانست. ديني كه مي‌خواهد نظام ديني سنتي را در نظام مدرن ايجاد كند و آمرانه و با استفاده از زور ارزش‌هاي ديني را اشاعه دهد.
وي تمركز اصلي بحث خود را دين سبز كه همان مقوله زايش دين جديد است را مطرح كرد و افزود: دين سبز در نظر متفكران غربي به معني حفاظت از محيط سبز و مقوله‌هاي زيستي است كه ما فعلا هنوز زود است به اين مقوله برسيم. چرا كه در بحث حفاظت از انسان‌هاي خود كماكان مشكل داريم.

وي در تشريح جزئيات دين سبز گفت: دين سبز ديني است كه ديندار و غيرديني را از يكديگر جدا نمي‌كند و براي غيرمسلمانان همان حقوقي را قائل است كه براي يك مسلمان قائل شده است.

محدثي ادامه داد: نظام مورد علاقه اين دين كثرت‌گرايي است و با جامعه مدرن و تحولات جهاني همسو باشد و اگر جنبش سبز بخواهد بين ديندار و غيرديندار تفاوتي قائل شود اين جنبش ديگر موفق نيست.

وي كه در خصوص رابطه جنبش سبز و دين سخن مي‌گفت به ادبيات و مواضع مطرح شده متفاوت در مورد ميزان دينداري اعضاي جنبش سبز اشاره كرد و افزود: عده‌اي مي‌گويند كه جنبش سبز كاملا ديني و برخي مي‌گويند كه به دنبال براندازي نبوده است چرا كه سران آن از نزديكان امام بوده‌اند

حسن محدتی افزود: در مقابل گروهي معتقدند كه اين جنبش جنبشي ضد دين است چرا كه چند نفر در روز قدس روزه‌خواري كرده‌اند و مي‌خواهند دين را از سياست جدا كنند اما همراهي روحانيون و مراجع خلاف اين امر را ثابت مي‌كند.

وي زايش دين جديد را امري متاثر از شرايط كشور دانست و افزود: اين دين بايد به ارزش‌هاي پايدار خود وفادار باشد و ديني است كه بتواند آزادي‌هاي زيادي را براي اعضاي خود فراهم كند و بيشتر به خاطر اين مسائل است كه من اين دين را دين سبز مي‌نامم.

سيدمحمدامين قائمي‌راد: در شرايط قبض گفتمان ديني هر لحظه حاكميت منافقي را توليد مي‌كند


در ادامه اين همايش دكتر سيد محمدامين قائمي‌راد جامعه‌شناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران با ارائه مقاله‌اي تحت عنوان قبض گفتمان ديني و انفجار گفتمان‌هاي ديني به تكثر و چند صدايي بودن اعضاي جنبش سبز اشاره كرد و گفت: گفتمان ديني در نوع خود كاربرد و كاركرد و ارائه تصويري از خود و ديگري در هر جامعه‌اي است.

وي با اشاره به سبقه گفتمان ديني در جريان انقلاب ايران گفت: بعد از انقلاب گفتمان ديني شكل بازي را به خود ديد به طوري كه اكثر افراد روشنفكران و دانشگاهيان حق تفسير مسائل ديني و سياسي را در گروه‌هاي مختلف داشتند و گفتمان‌هاي ديني متفاوت اجازه داشتند كه گفتمان‌هاي ديني ديگر را تفسير كنند و مردم اجازه استفاده از تمامي ظرفيت‌هاي تفسير و نقد را داشتند. اما بعد از انتخابات شاهد نقض گفتمان رسمي ديني و پس از آن انفجار خرده‌گفتمان‌هاي ديني بوديم.

وي در تشريح جزئيات انفجار خرده‌گفتمان‌هاي ديني گفت: گفتمان رسمي ديني كه به شكل گفتمان حاكميت ايران است پس از انتخابات اجازه تفسير گفتمان رسمي را نداد كه با توجه به مكانيزمي كه از قبل وجود داشت شرايط نقد گفتمان‌هاي ديني ديگر از بين رفت و فضا كاملا بسته شد و با توجه به اينكه در جنبش سبز ديندار در كنار غيردين‌دار و جامعه‌اي چند صدايي در بين اين جنبش به وجود آمده بود، شاهد خرده‌گفتمان‌هاي ديني بوديم كه از اساس برخي از آنها با هم متفاوت بودند.

وي اضافه كرد: در اين شرايط مكانيزمي جا افتاد كه هر لحظه منافقي جديد را به وجود مي‌آورد. زيرا در شرايط قبض گفتمان ديني هر لحظه حاكميت منافقي را توليد مي‌كند.

وي افزود: در اوايل انقلاب منافقين كه همان گروه سركرده از سوي منافقين بودند به عنوان منافق اصلي شناخته مي‌شدند. پس از آن روشنفكران بعد اصلاح‌طلبان تندرو و بعد از آن اصلاح‌طبان ميانه‌رو و بعد از آن خود اصلاح‌طلبان منافق شده‌اند و الان نيز اصولگرايان تندرو يا كج‌انديش منافق مي‌شوند و يقه كساني همچون دكتر توكلي و افروغ و فردا هم حتما يقه كساني همچون لاريجاني و باهنر گرفته مي‌شود.

وي با تاكيد بر اينكه گفتمان رسمي ديني در كشور دچار تضعيف شده است، گفت: جنبش سبز يك جنبش متكثر و چند صدايي است چرا كه در اوايل انقلاب ما يك شعار را مي‌گفتيم اما امروز هركسي براي خود يك شعار را مي‌گويد و نسبت دينداري اعضاي اين جنبش با هم بسيار متفاوت است و نمي‌توانيم دينداري اعضاي اين جنبش را با سران آن تحليل كنيم.

دكتر قائمي‌راد آينده اين جنبش و نسبت با ديني‌ بودنش را امري اقتضائي و نامشخص خواند و افزود: وضعيت كنوني در جنبش سبز انفجار خرده‌گفتمان‌هاي ديني است و شايد با چندين آينده روبرو باشيم.

اما به صورت كلي آينده مطلوب آن است كه به تعامل‌هاي گفتمان‌هاي ديني دست يابيم كه متاثر از اقناع عمومي باشد و از قدرتي برخوردار باشد كه بتواند تداوم يك گفتمان واحد را در يك جامعه چند صدايي ايجاد كند.

عماد‌الدين باقي: جنبش سبز اگر به قدرت هم نرسد پيروز است

عماد‌الدين باقي در همايش سبزها و دين كه به تحليل حوادث پس از انتخابات مي‌پرداخت با ارائه مقاله‌اي تحت عنوان حقوق بشر و مجازات‌هاي اسلامي تفاوت جنبش سبز با مخالفانش را در اعتقاد و التزام قلبي و عملي به قانون‌مندي و حقوق بشر و شهروندي خواند و افزود: پيروزي اين جنبش در گرو پايبندي به اين مسائل است و اگر اين جنبش به قدرت هم نرسد باز پيروز است. مشروط بر آنكه به شعارهاي حقوق بشري و شهروندي‌اش متعهد بماند و اگر به قدرت برسد مغلوب است در صورتي كه از مسير ناديده گرفتن قانون و اخلاق بشري به قدرت برسد.

عمادالدين باقي توسل به خشونت را برخلاف روش و هدف جنبش معرفي كرد و ادامه داد: توسل به خشونت برخلاف اخلاق و منش حقوق بشري و شهروندي است و همان كاري است كه مخالفان انجام مي‌دهند.

وي به تخريب اموال عمومي كه آن را به اين جنبش تسري مي‌دهند گفت: پرتاب سنگ وتخريب اموال عمومي اگر در مواردي رخ داده است قطعا كار معدود عناصر افراطي بوده و يا سناريوي مخالفان جنبش براي بدنام كردن آن و توجيه‌تراشي سركوب بوده است.
باقي خطاب به رهوران و رهروان اين جنبش گفت: بايد صراحتا و پيوسته با توسل به خشونت از هر طرف كه باشد رهبران اين جنبش مخالفت كنند تا دست برنامه‌ريزان خشونت باز شود. توسل به خشونت دقيقا همان چيزي‌ است كه قدرت‌طلبان مي‌خواهند و در برابر خشونت‌ورزان ما بايد روش گاندي را اتخاذ كنيم و اين تنها راه شكست كساني است كه مي‌خواهند با منطق زور ،‌زندان و تفنگ حكومت كنند.

اين فعال حقوق بشر پيروزي مخالفان جنبش سبز يا جنبش اصلاح‌طلبي را در گرو احترام به قانون و حقوق بشر خواند و افزود: اگر آنها اين قاعده را رعايت كنند حتي در صورتي كه به زيانشان باشد آنها پيروز واقعي خواهند بود كه در اين صورت ما شاهد يك بازي برد برد خواهيم بود. زيرا هر دو جريان عمده سياسي كشور در اين زمينه پيروز خواهند شد و سود اصلي را در اين قضيه مردم مي‌برند.

وي با تاكيد بر اينكه جنبش سبز از اين پس بايد تكليف خود را با مسائل باريك‌تر و بنيادين حقوق بشر مشخص كند گفت: رعايت حقوق زندانيان، منع شكنجه، آزادي بيان همگي جزو منشور حقوق بشر هستند كه پيشتازان اين جنبش حمايت خود را با آن اعلام كردند اما همين موضوعات هم داراي جنبه‌هاي پيچيده‌تري است كه پاسخ دادن به آنها ساده نيست.

فعال حقوق بشر در بخش ديگري از سخنان خود به يكي از مهم‌ترين مسائل حقوق بشري يعني مقوله اعدام نيز گريزي زد و با تاكيد بر اينكه بايد مواضع رهبران و نخبگان جامعه نسبت به مقوله اعدام مشخص شود گفت: اهميت تاكيد من در اين نكته از آنجا ناشي مي‌شود كه چه بسا كساني كه موافق و مدافع حقوق بشر هستند اما اعدام در جرايم از اين راه هم قبول دارند. اين‌گونه نيست كه هر كس با اعدام موافقت كند، مخالف حقوق بشر است.

وي تاكيد كرد: بايد مواضع رهبران جنبش در اين زمينه مشخص شود به اين خاطر كه به اعتقاد من بحث اعدام نهايت حقوق بشر است.

وي افزود: بنابراين بايد اصلاح قانون مجازات اسلامي از اهداف گروه‌هاي مدني باشد و براي اين كار لازم است با تصويري از مجازات‌هاي اسلامي صورت گيرد كه وجود فقهاي بزرگ و علماي برجسته‌اي كه در سطح رهبران يا حاميان اين جنبش قرار دارند مي‌تواند موجب اطمينان، ‌درايت اصول و ضوابط اجتهاد در اين زمينه باشد.

دكتر کاظمی: نبايد برداشت‌هاي رسمي از دين از سوي رهبران جنبش را به مردم تحميل كرد

دكتر کاظمی در سخناني تحت عنوان دين در جامعه جنبشي اظهار كرد: مفهوم نابرابري يا بي‌عدالتي و مفهوم تقاضا براي تغيير اوضاع دو مولفه‌اي هستند كه مي‌توانند وجود جنبش‌ها را توجيه كنند.
وي با اشاره به اينكه در همه جوامع نابرابري و بي‌عدالتي وجود دارد اما در همه اين جوامع جنبش‌ها به وجود نمي‌آيند، توضيح داد: وقتي از يك دستگاه ايدئولوژيك صحبت مي‌شود در جامعه ما اين دستگاه ايدئولوژيك دين است و به همين منظور دين با جنبش‌هاي اجتماعي ارتباط دارد.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در برخي مواقع نابرابري جنبش را مي‌خشكاند، گفت: در صورت نبودن دسترسي‌هاي گفتماني برابر ممكن است جنبشي ايجاد نشود.

او به برداشتي از دين اشاره كرد كه مردم را به سكوت دعوت مي‌كند و گفت: برداشت دين نيز مردم را به اعتراض فرا مي‌خواند.

كاظمي با بيان اينكه جامعه جنبشي چيزي بيشتر و فراتر از جنبش‌هاي اجتماعي است، گفت: جامعه جنبشي نه خوب است و نه بد. اما اين جامعه در مقابل جامعه سازمان‌يافته قرار مي‌گيرد كه نمونه‌اش آمريكا است و در آن سازمان‌هاي متعدد فعاليت مي‌كنند، عضو دارند و در رابطه با احزاب هستند.

وي با بيان اينكه در جامعه ما مسير تغييرات از مسيرهاي اجتماعي مقدور و ممكن است تصريح كرد: وقتي تشكل‌هاي نهادمند برای بيان عقايد نباشند طبيعي است كه شكل‌هاي ديگري براي بيان اين عقايد به وجود مي‌آيد.

به گفته اين جامعه‌شناس در جامعه ايران كه سازمان‌يافته نيست جامعه جنبشي از برخي لحاظ به ما كمك مي‌كند. در جامعه ما اساسا تفكيك بين جامعه مدني و جامعه سياسي ايجاد نشده است تا دولت بخواهد وارد جامعه مدني شود. از اين رو جامعه ما يك جامعه متداخل است.

كاظمي ادامه داد: جامعه ما جامعه‌اي باز است و دسترسي‌هاي گفتماني نه كاملا بسته و نه كاملا باز است به طوري كه به لحاظ قانوني دسترسي گفتماني ممنوع است اما باز هم به اشكال مختلف دسترسي وجود دارد.

او با بيان اين مطلب كه به دليل سازماني نبودن كشور ما حزب نيز در كشورمان وجود ندارد گفت: جامعه ما جامعه قطعه‌قطعه‌ شده است و گروه‌هايي متفاوتي به وجود آمدند كه البته مطالباتشان قطعه قطعه نيست و سنت‌هاي ديني راحت‌تر از ارزش‌هاي مدرن عمل مي‌كند.

او به طرح اين پرسش كه چرا دين در پرداختن به جامعه ايران مهم است گفت: دين در جامعه ما بخشي از دستگاه ايدئولوژيك محسوب مي‌شود

كاظمي تصريح كرد: وقتي اكثريت سكوت مي‌كنند نقش الهيات سكوت مهم مي‌شود و غالب كردارهاي معناساز به نحوي با گزاره‌هاي ديني گره خورده است و ريشه اين معناسازي خارج از رابطه با قدرت نيست.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه جدال بر سر تفسير دين از مدت‌ها قبل شروع شد و مجاهدت‌هاي زيادي نيز انجام شد تا فضايي ايجاد شود كه افراد اجازه بيان تفاسير مختلف داشته باشند گفت: يك زمان اگر اسلام را سياسي تفسير مي‌كرديم غيرديني بوديم و حال اگر اسلام را غيرسياسي تفسير كني، غيرديني هستي.

به عقيده اين جامعه‌شناس مشكل اين نيست كه اعتراضي ايجاد شده و دولت نمي‌پذيرد مشكل اين است كه گروهي اصلا اعتراض را نمي‌فهمند و نمي‌دانند كه چرا بايد اعتراض كنند.

كاظمي با بيان اينكه نبايد برداشت‌هاي رسمي از دين از سوي رهبران جنبش را به مردم تحميل كرد، گفت: بايد به دل جامعه رفت و ديد كه مردم چه برداشتي از جنبش و از دين دارد.

وي با بيان اينكه جنبش سبز جنبشي ديني نيست گفت: اينكه دين چه جايگاهي در جنبش دارد را مهم نمي‌دانم چرا كه جنبش سبز جنبشي اجتماعي است اما اينكه با اين جنبش چگونه برخورد می کنند مهم است. از يك طرف تخريب مي‌شود كه جنبش ديني نيست و دين‌داران نبايد به سمتش بروند و از سوي ديگر تفسير رهايي‌بخش از اسلام مردم را به جنبش دعوت مي‌كند.

اين استاد دانشگاه جنبش موجود را جنبشي بي‌سر و بدون رهبر مشخص عنوان كرد و گفت: اين جنبش چند گفتماني است و تك‌گفتماني نيست و هنوز گفتمان خود را صورت‌بندي نكرده و در حال صورت‌بندي گفتمانش است.

او با بيان اين مطلب كه نهادهايي در جنبش به كار گرفته مي‌شوند مي‌توانند ديني باشند و مي‌توانند نباشند گفت: اينكه از روز قدس و عاشورا و ... استفاده مي‌شود بحث جديدي نيست و اينكه مسجد از كاربري صرف مذهبي كاربري سياسي پيدا كند ايرادي ندارد و در جامعه‌اي كه دولت امكان فعاليت نهادهاي سازمان‌يافته را منع كرده از مسجد استفاده مي‌شود.

وي با اشاره به اينكه هر جا امكان تجمعي باشد از سوي جنبش سبز مورد استفاده قرار مي‌گيرد گفت: جنبش سبز به دنبال پيش بردن اهداف در غالب‌هاي تعريف‌شده است و استفاده از مسجد در زمان شاه نيز بود اما آيا ديني بود يا غيرديني؟ به همان مقدار الان درباره استفاده از مسجد مي‌توان گفت كه ارتباطي به ديني و غيرديني بودن ندارد.

كاظمي در پايان گفت: همين شروع جنبش سبز يعني سرانجام.

جواد كاشي: در جنبش سبز ادعاهاي گزاف بلاموضوع است


جواد كاشي با بيان اين كه هر جا امر سياسي شكل مي‌گيرد مسبوق به امري الهي است گفت: مي‌توان هم در نظم مستقر و هم در اراده دگرگوني صورتي از مفاهيم الهي جست‌وجو كرد و البته اين در تضاد با سكولاريسم نيست.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه الهيات نظم و الهيات اعتراض را بايد از هم جدا كرد تصريح كرد: صورت مستقر نظم مسبوق به صورتي از نظم الهي است و در الهيات نظم دو صورت از خدا وجود دارد يك خدا در واقعيت عيني تجسم پيدا كرده است و اين بيشتر براي كساني است كه از نظم موجود نفع مي‌برند. براي اين گروه‌ها خدا پايين آمده و اراده اين افراد تداوم اراده خداوند است.

وي ادامه داد: بيخود نيست كه شخصيت‌ها كم و بيش دانسته يا نادانسته احساس خدايي مي‌كنند چرا كه خداوند به نحوي براي آنها در جهان واقعي تجسم كرده‌ است. اين خدا باند مشخص و هواداران معيني دارد و دشمنان معيني هم دارد به طوري كه صف دشمنان و دوستان مشخص است. اين افراد مدعي هستند كه خدا را مستقيم مي‌بينند و مي‌شنوند و او در هر باد موافقي كه بوزد احساس مي‌كنند.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: يك خداي ديگر در الهيات نظم خداي انتزاعي است براي كساني كه احساس بيگانگي و جدايي از جامعه مي‌كنند. اين افراد يا خدا را انكار مي‌كنند و يا اعتراض مي‌كنند كه اگر اعتراض نكنند و همچنان بخواهند در پرتو خدا باشند او را به آسمان پرتاب مي‌كنند و خدا را از جهان بيگانه مي‌سازند در اين صورت جهان به يك جعل مطلق تبديل مي‌شود كه به شرط پشت كردن به اين جعل محسوس مي‌شود به آن خدا رسيد و گرنه هر تعلقي به اين جهان نشانه دوري از آن خدا است.
به گفته كاشي يك برداشت از خدا هم است كه برايش گاه خدا وجود دارد و گاه وجود ندارد. اين خدا خداي اميد و وعده است.

اين استاد دانشگاه با بيان اينكه ما امروز بدون‌شك در جامعه ايران با الهيات اعتراض مواجهيم تصريح كرد: اين الهيات در رويارويي با يك الهيات نظم قرار گرفته است و برخي ادبيات دوره قبل از انقلاب مثل شاملو و شريعتي به واسطه بازيابي الهيات اعتراض دوباره خوانده مي‌شود.

وي ادامه داد: البته 30 سال كه از انقلاب گذشته آنقدر مهم است كه بگوييم اين الهيات اعتراض كنوني با آن الهيات اعتراض تفاوت ماهوي جدي هم دارد. 30 سال پيش ماجرا اين بود كه جامعه‌اي كه 80 درصدش روستايي بودند در يك فرآيند سريع توسعه آن را معكوس كردند به طوري كه امروز در نقطه مقابل آن توسعه ايستاده‌ايم.

وي با بيان اينكه جهان عيني در آن دوره از هم گسيخته بود، گفت: الهيات اعتراض 30 سال پيش الهيات اعاده يك نظم از دست رفته بود و الهيات اعتراض به دنبال يك نظم بود.

اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اينكه الهيات اعتراض 30 سال پيش به شدت راديكال بود گفت: آن اعتراض به دنبال اين بود كه صورت‌بندي‌هاي ناهنجار موجود را به طور كامل از بين ببرد و به همين جهت به محض پيروزي انقلاب همه داعيه داشتند كه به سرعت نظم برقرار شود و گفت‌وگوها و اعتراض‌ها پايان يابد.

كاشي گفت: آنچه كه روح اعتراض امروز را با آن روز متفاوت مي‌كند، اين است كه جنبش امروز به دنبال اين نيست كه نظم اصيل از بين رفته را برقرار كند بلكه معتقد است نظمي وجود دارد كه اين نظم تنگ و بسته است و گشودگي آن را مي‌خواهد. اين الهيات الهيات گشودگي است و خدا در آن مظهر نظم اصيل نيست به طوري كه جهان در كنار خدا معتبر است.

اين استاد دانشگاه ادامه داد: اگر اين جنبش مسالمت‌جو است به اين خاطر است كه چيزي در مقابلش نيست كه بخواهد چيزي از بنياد از جا بكند. با آنچه كه هست ارتباط برقرار مي‌كند اما چيزهاي بسيار زيادي مي‌خواهد به آن بيفزايد.

كاشي با بيان اينكه تنوع و گوناگوني در جنبش سبز تابع يك روح واحد است افزود: اين روح واحد اجازه به تنوع مي‌دهد و امكان درك تنوع در آن وجود دارد.

به عقيده اين جامعه‌شناس جنبش اهداف خيلي عميق و آرماني ندارد و بيش از اينكه ويرانگر باشد استحاله‌بخش است و ادعاهاي گزاف را بلاموضوع مي‌كند و به جاي اينكه به نحو خشونت‌بار به ادعاهاي گزاف شمشير بكشد آنها را كنار مي‌گذارد. البته اين جنبش با جنبش 30 سال پيش شباهت‌هاي زيادي هم دارد.

سارا شريعتي: جنبش سبز یک جنبش وسيع شهروندي است

سارا شريعتي در این نشست به بررسي جامعه‌شناختي تحولات اخير پرداخت و گفت: جنبش سبز احتياج به وقت بيشتري براي تحليل دارد چرا كه اين جنبش جوان است و چند ماه بيشتر از به وجود آمدن آن نمي‌گذرد.

وي با بيان اينكه هم‌اكنون در مرحله توصيف شرايط هستيم ادامه داد: از اين رو بايد از داوري يا پيش‌گويي پرهيز كنيم يا قاطعانه پيش‌گويي نكنيم.

اين فعال مدني افزود: مشاهده من اين است كه با يك جريان اعتراضي وسيع روبرو هستيم كه به مناسبت انتخابات امكان بروز پيدا كرده است. ما بايد نقطه جريانات اعتراضي را بشناسيم و ببينيم كه چطور در انتخابات بروز كرده است به همين خاطر نياز به يك الگوي مطالعاتي خاص ايران داريم.

شريعتي افزود: جهش وسيع و سريع ارتباطات دموكراتيزاسيون نقش زنان، نقش دين و جوان بودن جامعه تحولاتي را به وجود آورده و به نظر مي‌رسد كه سرعت جامعه با ساختارها و نهادها يكي نيست.
وي با بيان اينكه وقتي جامعه ديناميك است و نهادها نمي‌توانند آن را همراهي كنند يك تنش جدي به وجود مي‌آيد گفت: در اين شرايط جامعه مي‌خواهد كه انفجار يا اعتراض خود را نشان دهد و جامعه نيازمند بازتعريف خود است كه در اين شرايط ماجراي انتخابات به وجود مي‌آيد.

به گفته شريعتي چون اين حوادث مديريت نشد و با خشونت روبرو شد به يك جنبش اجتماعي تبديل شد كه البته ترجيح مي‌دهم نامش را يك جنبش وسيع شهروندي بگذارم.

اين فعال مدني با بيان اينكه ايدئولوژي واحدي حاصل اين جنبش نيست، گفت: اين جنبش جنبشي غيرنهادينه و اعتراضي است كه اعتراضش را به يك شكل واحد يعني به خيابان آمدن نشان مي‌دهد و يك كنش جمعي معناساز است كه با خواست مشاركت بيشتر اجتماعي فعاليت مي‌كند.

شريعتي خاطر نشان كرد: طبيعت اين جنبش و اولين ويژگي آن اين است كه داراي سه تضاد است يكي تضاد متن جامعه با نظام به آن نحوي كه در جامعه تحولاتي رخ داد و نظام مستقر با آن همراهي نكرده است؛ ديگر تضادهاي درون خود نظام است بر سر اينكه چه كسي بيشتر به اصول پايبند است و موضوع ديگر تضاد در جامعه است كه گاه شكل و بوي طبقاتي نيز پيدا مي‌كند.

او با بيان اين مطلب كه جنبش سبز امروز خودش را با كنش جمعي و تضادهايش معرفي مي‌كند نه با اهدافش اظهار كرد: آنچه كه در آمدن به خيابان‌ها به عنوان رسانه مي‌بينيم اين است كه جنبش خودش را با اهدافش معرفي نمي‌كند و چون داراي دغدغه‌هاي متمركز و واحدي نيست بسيار ديناميك و پويا بوده و داراي يك مديريت مشخص نيست. اين نداشتن مديريت واحد مي‌تواند مزيت‌ها و در عين حال كاستي‌هايي را به جنبش تحميل كند.

شريعتي به طرح اين پرسش كه حال دين دراين ماجرا چه جايگاهي دارد گفت: نبايد جنبش را بين دين‌داران و بي‌دينان تقسيم كنيم. ما احتياج به جامعه‌شناسي داريم نه دين‌شناسي. به طوري كه بايد به جاي دين به سراغ حاملان دين در جامعه برويم و ببينيم كه هر كس رنگ خودش را به دين مي‌دهد و برداشت خودش را دارد.

وي در اين باره كه چرا از نمادهاي ديني در جنبش سبز استفاده شده است گفت اولين دليل اين است كه زبان ديني، زبان عمومي جامعه است و ديگر آنكه زبان دين زبان مشروع است و همچنين ايجاد مصونيت مي‌كند.

وي با بيان اينكه ديني كه با نظم موجود يكي شود دين اميد نيست گفت: دين هم مي‌تواند مشروعيت‌بخش باشد و هم معترض به طوري كه مي‌بينيم دين كاركرد اعتراضي خودش را در جريان جنبش سبز پيدا مي‌كند.

اين فعال سياسي تصريح كرد: شايد زود باشد كه از ايدئولوژي در اين جنبش صحبت كنيم. جنبش هم‌اكنون در مرحله جنيني خودش است و همه گروه‌ها را نيز درخود جاي داده است.

شريعتي با بيان اين عقيده كه جنبش سبز محصول تحول اجتماعي است نه محصول ديني جديد يا اسلام جديد گفت: اگر انتخابات هم پيش نمي‌آمد حتما به يك مناسبت ديگر اين جنبش بروز مي‌كرد و اين اجتناب‌ناپذير بود كه جامعه از خلال موضوع انتخابات بتواند خود را بازتعريف كند.

او همچنين تاكيد كرد كه اين غليان و جنبش اجتماعي بايد مديريت شود و هدف داشته باشد تصريح كرد: اين جنبش همانطور كه براي جامعه يك ضرورت بوده براي نظام هم يك فرصت است البته اگر نگويند تهديد، چرا كه از خلال آن زنگ خطري به صدا درمي‌آيد كه نظام متوجه شود كه بايد به نگاهي كه از متن جامعه برخاسته توجه كند و متوجه تحولات اجتماعي و چند صدايي جامعه شود.

شريعتي با تاكيد بر اينكه اين زنگ خطر يك بار بيشتر براي نظام به صدا درنمي‌آيد گفت: ما نبايد به دنبال شبيه‌سازي با انقلاب يا اصلاحات برويم چرا كه اين جنبش حركتي بي‌بديل است.


 لاريجانی: دولت از حدود قانون خارج شده و تخلف قانونی دارد
http://www.radiofarda.com/content/o2_larijani_on_critics_ahmadinejad_development_paln/1880650.html
26/8/1388

علی لاريجانی، رييس مجلس، روز سه شنبه با انتقاد از تاخير دولت محمود احمدی نژاد در ارائه «برنامه پنجم توسعه»، گفته است:« مجلس معتقد است دولت در مواردی از حدود قانون خارج شده و تخلف قانونی دارد.»

دولت محمود احمدی نژاد بايد «برنامه پنجم توسعه» را تا آخر خردادماه به مجلس ارائه می‌کرد، و پارلمان ایران پس از بررسی، آن را به تصويب می‌رساند تا قانون بودجه سال ۱۳۸۹ بر مبنای آن مورد مطالعه و تصويب قرار گيرد.

علی لاريجانی در مصاحبه با سايت رسمی مجلس، «خانه ملت»، گفته است: متاسفانه در خصوص ارائه برنامه پنجم توسعه، روند قانونی آن طی نشد و اکنون نيز شرايط مناسبی در اين خصوص وجود ندارد، زيرا هنوز برنامه ارائه نشده و با توجه به زمان‌بندی حداقل سه ماهه بررسی آن در مجلس، مشخص نيست قانون بودجه سال آينده بايد بر مبنای چه برنامه‌ای به تصويب برسد.

آقای لاريجانی با اشاره به اين که نمايندگان مجلس «نسبت به خارج شدن دولت از حدود قانون گلايه‌مند هستند»، اضافه کرده است: ما تخلف قانونی را برای اداره کشور مضر می‌دانيم و برای اصلاح تخلفات ايستادگی خواهيم کرد.
«در خصوص ارائه برنامه پنجم توسعه، روند قانونی آن طی نشد و اکنون نيز شرايط مناسبی در اين خصوص وجود ندارد، زيرا هنوز برنامه ارائه نشده و با توجه به زمان‌بندی حداقل ۳ ماهه بررسی آن در مجلس، مشخص نيست قانون بودجه سال آينده بايد بر مبنای چه برنامه‌ای به تصويب برسد.»

اين اظهارات در حالی بیان می شود که يکی از مقام های دولت دهم می گويد: به زودی لايحه برنامه پنجم توسعه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارايه و بودجه سال ۱۳۸۹ براساس برنامه پنجم تدوين خواهد شد.

علی اکبر مسعودپور، معاون پارلمانی نهاد رياست جمهوری، با اشاره به اين‌که « لايحه برنامه پنجم توسعه در دولت تکميل شده و جزييات کارشناسی آن در حال جمع‌بندی است» گفته است: قطعا برنامه پنجم توسعه قبل از ارايه لايحه بودجه ۱۳۸۹ به مجلس شورای اسلامی تقديم می‌شود و لايحه بودجه ۱۳۸۹ براساس برنامه پنجم تدوين خواهد شد.

آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دی ماه سال ۱۳۸۷ در نامه ای به محمود احمدی نژاد سياست های کلی برنامه پنجم توسعه را ابلاغ کرد.

اين سياست ها در چارچوب سند چشم انداز بيست ساله و با آنچه که «رويکرد مبنايی پيشرفت و عدالت» ناميده شده، ابلاغ شده است. سياست های کلی برنامه پنجم توسعه دارای ۴۵ بند و شامل سر فصل های: امور فرهنگی، امور علمی و فناوری، امور اجتماعی، امور اقتصادی و امور سياسی، دفاعی و امنيتی است.

هشدار درباره زمان ارائه  بودجه

در حالی يک مقام دولت می گويد: «برنامه توسعه پنجم» به زودی و قبل از «بودجه سال ۱۳۸۹» به مجلس ارائه می شود، علی لاريجانی گفته است: بر اساس آيين‌نامه جديد مجلس دولت محمود احمدی نژاد بايد لايحه بودجه سال آينده را در تاريخ ۱۵ آذر ماه به مجلس ارائه کند.

علی لاريجانی تصريح کرده است در صورتی که دولت دهم لايجه بودجه را در اين زمان ارائه نکند «تخلف قانونی انجام شده است.»

این ضرب الاجل در حالی مطرح می شود که دولت دهم زمان زيادی برای ارائه همزمان برنامه پنجم و بودجه سال ۱۳۸۹ تا پيش از پانزدهم آذرماه ندارد.

رييس مجلس شورای اسلامی ایران در خصوص ساز و کار های قانونی برای مقابله با اين تخلفات گفته است: اگر تخلف قانونی يا قصور در اجرای قانون وجود داشته باشد کميسيون‌های مجلس می‌توانند پس از بررسی، گزارشی از نتايج به دست آمده را به مجلس ارائه کنند تا اين گزارش‌ها مبنای کار مجلس قرار گيرد و در صورت لزوم، موضوع به قوه قضاييه ارجاع داده شود.

تفحص درباره عملکرد دولت احمدی نژاد

علی لاريجانی در حالی از رويکرد دولت دهم در ارائه برنامه پنجم توسعه انتقاد کرده است که مجلس در همين روز طرح تحقيق و تفحص از عملکرد دولت در برنامه‌ چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با ۱۱۷ رای موافق، ۷۷ رای مخالف و شش رای ممتنع به تصويب رساند.

علی‌اکبر اوليا، نماينده يزد و صدوق، پيشنهاد کننده اين طرح گفته است: بر اساس برنامه چهارم توسعه قرار بود نرخ رشد اقتصادی به هشت درصد و نرخ تورم به زير ۱۰ درصد برسد اما امروز نه تنها اين اتفاق نيفتاده بلکه اگر به آمارها توجه شود موضوع ديگری را ملاحظه خواهيم کرد.

برنامه چهارم توسعه در اسفند ماه ۱۳۸۸ به پايان می رسد. اين برنامه توسعه از سوی دولت محمد خاتمی ارائه شده بود، اما شش ماه از عمر اين برنامه نمی گذشت، که با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، وی اعلام کرد که اين برنامه قابل اجرا نيست.

در مقابل، موافقان اين برنامه در مجلس از دولت نهم در خواست کردند: چنانچه دولت نهم معتقد است بخش هايی از اين برنامه قابليت اجرا ندارد، بهتر است لايحه جايگزین ارائه کند







Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare