بيانيه مهم گروهی از فرماندهان و پرسنل ارتش: اگر از راه تجاوز و تعدی به مردم بازنگردند، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند شد!ء
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097430.php
20/9/1388
ویژه خبرنامه گویا - گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيهی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمدهاست: "در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت میکرديم هرگز گمان نمیبرديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهیها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشتهاند: "به آن دسته از تحميلشدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کردهاند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کردهاند، شديدا اخطار میکنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:
به نام يزدان پاک
"ارتش پناه ملت"
درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.
ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.
گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش
بیانیه شماره ۲ انجمن اسلامی دانشگاه تهران:
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
http://www.mowjcamp.com/article/id/73407
20/9/1388
انجمن اسلامی دانشگاه تهران دومین بیانیه خود را در مورد حوادث اخیر صادر کرده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
دانشگاه تهران شانزدهم و هفدهم آذرماه شاهد صحنه هایی بود که در تاریخ معاصر ایران به عنوان لکه های سیاهی کنار ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۸۸ خواهد ماند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام وفاداری کامل خود به آرمانهای برآمده از انقلاب اسلامی، خواست ملت ایران و امام راحل به عنوان حامل خواسته های مردم، که در سه شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی متجلی گشت لازم می دارد نکاتی را جهت استحضار دانشجویان عرض کند:
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان قدیمی ترین نهاد مدنی-دانشجویی ایران همواره بر حق اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز دانشجویان پای فشرده و آن را برآمده از شعار «آزادیخواهی» ملت ایران در انقلاب ۵۷ می داند و مدتها است مشی خود در این راه را عمل به آیه شریفه إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُون (بی ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در ميدان عمل بر اين حقيقت] استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل ميشوند [و ميگويند] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مي دادند، بشارت باد.) (سوره فصلت، آیه ۳۰) قرار داده و لذا در راه آرمانهای اسلام و انقلاب و ایستادگی در برابر انحرافات -آن هم به نام اسلام و انقلاب- هیچ هراسی به خود راه نخواهد داد.
از سویی امروز بر همگان و از جمله مسئولین دانشگاهی ثابت شده است که تجمعات دانشجویی اخیر و به خصوص تجمعات ۱۶ و ۱۷ آذر تجمعاتی خودجوش بوده و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی نقشی در هدایت و یا سازماندهی آن نداشته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی به عنوان نهادی منتقد، مستقل و با سابقه ای روشن، همچنان بنا دارد از تمام ظرفیت های قانونی موجود جهت بیان اعتراضات دانشجوبان استفاده کند و از این رو خود را در کنار دانشجویان و نه رهبر و یا هدایتگر آنها می داند و اساسا جریانات این چنینی را جریاناتی خودجوش، اجتماعی، مدنی و بی سر می شناسد و ادامه حیات آن را نیز وابسته به همین خودجوش بودن و دانشجویی بودن آن می داند.
۱- حملات و درگیریها و نوع سلاحهای سرد استفاده شده و حتی الفاظ به کار گرفته شده در تجمعات دو روز گذشته در دانشگاه، در تجمعات سابق دانشگاه تهران به هیچ عنوان مسبوق به سابقه نبوده و حضور و ورود بی سابقه نیروهای پادگانی از بیرون از دانشگاه به عنوان عامل اصلی خشونت، درگیری فیزیکی، استفاده از گاز فلفل، گاز اشک آور و باتوم الکتریکی شناخته می شود.
بر خلاف برخی دوستان که به صورت واکنشی در دام تهمت زنی و اتهام افکنی افتاده اند ما معتقدیم که استفاده از سلاح های این چنین و پرتاب گاز اشک آور کار هیچ دانشجویی نیست و برادرانه از همه دانشجویان از هر طیف و گروه و تشکلی درخواست می کنیم بر محور کوتاه کردن دست نیروهای امنیتی و غیردانشجو از دانشگاه متحد شوند و از یاد نبرند که چنین حوادثی «دانشجویی» نیست. در این زمینه انجمن اسلامی دانشگاه تهران ضمن تاکید دوباره بر بی کفایتی مسئولین دانشگاه تهران و شخص رئیس دانشگاه در حفظ امنیت دانشجویان چند نکته را عرض می نماید:
الف) انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی چند روز گذشته به صورت مکرر از مسئولین دانشگاه تهران تقاضای صدور مجوز برای برگزاری برنامه های رسمی و قانونی نمود تا ذیل چنین برنامه های دانشگاه متعهد به حفظ امنیت و آرامش دانشجوبان منتقد گشته و فضا برای طرح اعتراضات دانشجویان در فضای منطقی و آرام فراهم آید. فلذا درخواست برنامه ویژه ۱۶ آذر را با سخنرانی سید محمد خاتمی در روز ۱۷ آذر در تالار شهید چمران تسلیم مسئولین نمود و با پاسخ نه مسئولین روبرو گشت و در ادامه تقاضای برنامه ی دیگری ارائه داده است که هنوز پاسخی رسمی دریافت ننموده است.
متاسفانه از سویی خودداری مدیریت دانشگاه تهران از صدور مجوز برای چنین برنامه هایی سبب شد تا صف آرایی به صحن دانشگاه کشیده شود. و از سوی دیگر بی کفایتی مسئولین دانشگاه در جلوگیری از ورود لباس شخصی ها و خشونت طلب ها به دانشگاه سبب بروز درگیری در صحن دانشگاه شد.
مدیریت دانشگاه تهران امروز باید علاوه بر پاسخگویی به دانشجویان در برابر ادعاهای سردار فضلی در مورد دستور ریاست دانشگاه در ورود به کوی در ۲۵ خرداد، پاسخگوی عدم توانمندی خود در تامین امنیت دانشجویان و عاملیت خود در ایجاد درگیری در دانشگاه باشد.
همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران ظرف دو هفته گذشته منتهی به ۱۶ آذر به دادگاه انقلاب یا کمیته های انضباطی احضار شده اند و تعداد قابل توجهی نیز بازداشت شده اند و در این دو روز سیاه نیز علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان در داخل دانشگاه، بسیاری از دانشجویان نیز در هنگام خروج از دانشگاه دستگیر و به مکانهای نامعلومی برده شده اند.
مسئولین دانشگاه تهران و شخص آقای دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه، باید در جلسه ای رسمی و عمومی در جمع دانشجویان حضور یابند و توضیح دهند چرا با وجود اینکه توانایی حفظ امنیت دانشگاه را از هجوم نیروهای امنیتی و لباس شخصی ندارند، همچنان بر حفظ این کرسی بی ارزش قدرت دنیوی پافشاری می کنند. گویا ایشان فراموش کرده اند که در تحصن دانشگاه تهران مورخه ۳۰ تیر ۸۸ و در میان فریادهای «استعفا، استعفا»ی دانشجویان زخم دیده با دانشجویان عهد بستند تا مدافع حقوق دانشجویان باشند.
ب) استفاده از سلاح های سرد در صحن دانشگاه و علیه دانشجویان بی دفاع جنایتی دردناک است و لازم است مسئولین دانشگاه تهران عاملان و حاملان چنین سلاح ها و خشونت هایی را به سرعت به دانشجویان معرفی کنند تا معلوم شود چه کسانی با چه اهدافی اقدام به چنین اعمالی نمودند؟ چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به صحن دانشگاه راه یافتند؟ باید برای دانشجویان مشخص شود که چه کسانی و با چه اهدافی و از کجا با سلاح گرم (اسلحه کمری) قصد ورود به دانشگاه را داشته اند؟ چه کسانی و به قصد«فتح» چه چیزی به دانشگاه تهران آمده بودند و چگونه به خود اجازه دادند در هتک حرمت آشکار به همه مقدسات مذهبی نماز فتح نمایشی با قبله اشتباه برگزار کنند؟
علاوه بر هتک حرمت دانشگاه و دانشجویان تجاوز به ساحت اساتید نیز قلب هر بیداردلی را آزرده می سازد، حمله به دکتر زهرا رهنورد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران باچه هدف و مجوزی صورت میگیرد و چه کسانی آن را سازماندهی میکنند؟
۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم کردن چندباره خشونت، ساختار شکنی و هرگونه اقدامات کور و رادیکال، از دانشجویان منتقد که در دو روز گذشته اعتراضات خود را در قالب مدنی پیگیری کردند تشکر کرده و از آنها تقاضا می کند همچنان بر عدم خشونت، عقلانیت و خویشتنداری، حرکت در چارچوب های قانونی و مسالمت آمیز و پرهیز از ساختارشکنی و شعارهای رادیکال پای فشاری کنند و حتی خشونت ورزی و حملات فیزیکی متحجران را بزرگ منشانه و در چارچوب اجتناب همیشگی از هرگونه خشونت پاسخ دهند تا عظمت خویش را در برابر حقارت آنان اثبات کنند و تداوم فعالیت خود را در چارچوب همین عقلانیت تضمین نمایند. اقدام دیروز دانشجویان در ترک سر در دانشکده فنی، پس از حمله فیزیکی به آنها، اقدامی قابل ستایش از سوی دانشجویان بود که همواره باید ادامه یابد.
۳- متاسفانه فضای دروغ پراکنی و تهمت زنی شکل گرفته در رسانه ها و سایت ها و خبرگزاری های منتسب به جریانات خاص، طی چند ماه گذشته و بالاخص چند روزگذشته، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را آماج حملات چندباره ناجوانمردانه خود نموده است. این حملات قبل از هرچیز نشان دهنده بالندگی، اثرگذاری و قدرت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دارد که بر مبنای آرمانهای اسلام ناب شکل یافته و بال گسترده است. «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء»(آيا ندانستى كه خدا چگونه مثلى زده است؟ كلمه پاك [كه اعتقاد واقعى به توحيد است] مانند درخت پاك است، ريشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است) (سوره ابراهیم-آیه ۲۴))
انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام برائت چند باره از این اتهامات، با ابراز ناامیدی از شکایت بردن به دستگاه قضا، شکایت را به آستان مقدس حضرت ولی عصر می برد اطمینان دارد کسانی که این گونه حیات خودرا در زیر پا گذاشتن اخلاق و انسانیت می یابند و در توهم «جنگ نرم در برابر فرزندان ملت»، «انسانیت» و «مذهب» را به مسلخ «تهمت» و «دروغ» میبرند، پاسخ عمل های خود را خواهند یافت و به حول و قوه الهی در مکر خود گرفتار خواهند آمد.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه با لباس زنانه چه با لباس مردانه
http://www.autnews.es/node/4897
18/9/388
انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک با صدور بیانیه ای ضمن تشکر از تمامی دانشجویان ایران به دلیل شرکت پرشکوه در تجمعات خود بر ضداستبداد کشور در روز دانشجو تشکر کرد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این بیانیه همچنین با اشاره به تصاویری از مجید توکلی عضو این انجمن اسلامی پلی تکنیک که توسط تریبون های وابسته همچون ایرنا و فارس منتشر شده، آمده است: «اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بیخبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.»
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
روزگار غریبی است نازنین
دانشجویان ایرانی پس از سپری کردن روزهایی بسیار دشوار و خونبار طی سال های اخیر و به خصوص پشت سر گذاشتن کودتای انتخاباتی در ماه های گذشته، دیروز در مراسم های دانشجویی بار دیگر شجاعت و ایستادگی اشان را اثبات کردند. باید بر مقاومت و آزادگی دانشجویان که زندان، شکنجه، ضرب و شتم های وحشیانه، شهادت و اسارت را برگزیدند و آرامش جان را فدای آسایش آتی ایران زمین کردند، سجده نهاد.
16 آذر سال 1388 به راستی یادآور 16 آذر 1332 بود. روزی که از «سه قطره خون» آذران اهورایی مبارزه جوشید و همچنان پاسداشت این روز پس از 50 سال اينچنين برای دانشگاهیان مقدس است و در هر شرایطی تجمعات پر شور و باشکوه را در دانشگاه رقم می زنند. روز گذشته دانشگاه نماد انسانیت و اخلاق بود و نیروهای سرکوبگر و مزدور حکومت نماد زشتی و پلشتی.
آنان که با چماق ها و کارت های جعلی شان به خاک مقدس عرصه دانش پا نهادند و با وحشیگری و خشونت بی پایان به سنگربانان این عرصه یورش بردند، کوشش وافرشان را جهت برهم زدن و به خشونت کشانیدن تجمعات دانشجویی کردند و آخر کار همچون قوم مغول جز ویرانی بر دانشگاه ها و به اسارت بردن دانشجویان چیزی بر جای ننهادند.
دانشگاه پلی تکنیک نیز هم پای دیگر دانشگاه ها یکصدا فریاد آزادی بود و دانشجویان آزاده و حقیقی همراه و همرزم یکدیگر، آواز حقانیت خویش را سر دادند. تجمع باشکوه و تکرار ناشدنی دانشجویان امیرکبیر که با دعوت انجمن اسلامی این دانشگاه (که اولین قربانی پروژه نابودسازی انجمن های دانشجویی از آغاز به کار دولت نهم در دانشگاه های ایران بود)، نشان داد که در رگ های تک تک دانشجویان خون آزادی خواهی می جوشد. اما آنان که این روزها داعیه عدالت و صلح خواهی شان گوش فلک را پر کرده است، با دانشجویان چه کردند؟ سنگ ها را آنچنان به سوی فرزندان راستین ایران زمین پرتاب می کردند گویی در درونشان جز کینه و نفرت هیچ چیز نیست. چشمشان را بر شعارهای حق طلبانه دانشجویان بستند و دهان هایشان را گشودند، گاز های اشک آور را به محیط دانشگاه پرتاب می کردند و در نهایت اتوبوس هایشان را در مقابل درها مستقر نمودند و دسته دسته دانشجویان را به اسارت بردند. دستگاه های تبلیغاتی شان را که با پول مردم تأمین و اداره می شود، روشن کردند و دروغ پراکنی را آغاز کردند. همچون سردسته دروغگویشان، که جز به دشنام و دروغ زبان نمی گشاید، روز را شب جلوه دادند.
آنان که خروش آزادیخواهانه دانشجویان امیرکبیر را برنمی تابند باز هم همچون گذشته دست به کار ِ تخریب کرامت انسان های آزاده شده اند ولی بدانند آزادگی از آن آنانی ست که در راه آزادی خطر می کنند و به راستی مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان آزاده ای است که همیشه در دل ها و بر سر زبان های دانشجویان جاری است.
دیکتاتوری ایران باید که از سخنان و انتقادات مجید توکلی نسبت به استبداد موجود در کشور عصبانی باشد چرا که خود را همچون پادشاهی یافته است که دانشجویان لخت بودنش را آشکار کرده اند. اکنون نیز درمانده و وامانده از فهم شعارهای صریح دانشجویان، انتقام و کینه خود را از مجید توکلی آشکار کرده است.
اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بیخبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بیشک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
این سرکوبگران بی شرم امروز کسانی هستند که سال 85 پروژه «جعل نشریات» دانشگاه امیرکبیر را برای سرکوب فعالین دانشجویی این دانشگاه رقم زدند و پس از شکنجه های وحشیانه تلاش کردند از دانشجویان اعترافاتی دروغین برای دادگاه بگیرند. دادگاهی که در نهایت نشریات را «جعلی» دانست اما با این وجود مجید توکلی به همراه دو تن از دانشجویان بی گناه یک سال و سه ماه را در جبس گذراند. وی در بهمن سال گذشته نیز به هنگام شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان بازداشت شد تا بیش از سه ماه مجددا در زندان به سر برد.
پس از آزاد شدن از زندان نیز، «تبعید شدن» به بندر عباس برای ادامه تحصیل آنچه بود که در این سرزمین به وی اعطا شد. مجید گرچه در کمال بیعدالتی و بی قانونی به بندرعباس تبعید شد اما برای ادامه تحصیل از آغاز مهرماه امسال به بندرعباس رفته بود. حال رسانه های دروغ پرداز منتصب به دولت کودتا و سپاه پاسداران که مدیرانشان با مدارک جعلی و سهمیه به دانشگاه ها می روند مدعی شدند که وی از دانشگاه اخراج شده بود. سرکردگان کودتاگر که یکی پس از دیگری مدارک جعلی، مقالات کپی شده و اختراعات دزدیده شده شان قطار می شود، با رتبه های نجومی در دانشگاه های تهران تحصیل می کنند و در نهایت دانشگاه آکسفورد مدرک دکترا تقدیمشان می کند از عدم صلاحیت علمی کسانی می گویند که تنها به جرم آزادی خواهی برای دانشگاه و جامعه از تحصیل محروم گشته و تبعید شدند.
در سرزمینی که متقلبینی همچون کردان و رحیمی مدرک بگیرند، دزدانی همچون بهبهانی و کامران دانشجو از مقالات دیگران کپی کنند باید که مجید توکلی در نظر کودتاچیان دانشجوی اخراجی جلوه کند.
تک تک دانشجویان امیرکبیر که طی سال های گذشته به شکنجه گاه اوین فرستاده شدند دانشجویانی اند که در راه آزادی، آزادی اشان را قربانی می کنند و افتخار دانشگاهیان هستند، حتی اگر همچون مجید توکلی در مقابل دانشگاه با ضرب و شتم وحشيانه و جنون آميز بازداشت شوند و به زور مشت و لگد و با آثار زخم بر پیشانی و گوشه های چشمشان، مقنعه و چادر بر سرشان کنند و در مقابل دروبین بنشانندشان.
آنان اند که درس مقاومت را در شکنجه گاه ها و سلول های انفرادی تدریس می کنند. آنان اند که حتی اگر صد بار از دانشگاه برانند شان باز هم به منزلگاه حقیقی و راستین باز خواهند گشت و غاصبان این خاک را بیرون خواهند انداخت.
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن تقدیر و تشکر از دانشجویان مقاوم و مبارز در برگزاری تجمع باشکوه این دانشگاه به مزدوران و جیره خواران دولتی که فاقد مشروعیت اند، هشدار می دهد که هر چه بر آتش خاکسترگونه دانشگاه بدمید شعله ورتر خواهد شد و سرانجام ِ کار در آن خواهید سوخت. دانشگاه یاران بی باک و مقاوم خویش را تنها نخواهد گذاشت و تا به آخر بر سر آرمان های آزادی خواهانه خواهد ایستاد حتی اگر اوین دانشگاه شود.
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)
۱۸ آذر ۱۳۸۸
اعطای تنديس "تلاشگر حقوق بشر" كانون مدافعان حقوق بشر به آيت الله منتظری، دفتر آيت الله منتظری
http://amontazeri.com/farsi/default.asp
19/9/1388
كانون مدافعان حقوق بشر ايران در روز پنج شنبه 1۹ آذر ماه 13۸۸ مطابق با روز جهانی "حقوق بشر" با حضور در بيت آيت الله العظمی منتظری و طی ديدار و گفتگو، ضمن اعلام معظم له به عنوان برنده "تلاشگر حقوق بشر" در سال 13۸۸ اين تنديس را به آيت الله منتظری تقديم كردند. در اين ديدار آقايان : دكتر ابراهيم يزدی ، دكتر حبيب الله پيمان ، دكتر عبدالفتاح سلطانی ، دكتر محمدعلی دادخواه ، تقی رحمانی ، عبدالرضا تاجيک ، عطا?الله شيرازی ، حسين نوری زاده ، امير دليرسانی و خانم نرگس محمدی از اعضا? كانون مدافعان حقوق بشر ايران حضور داشتند.
در ابتدای اين مراسم آقای دكتر عبدالفتاح سلطانی وكيل دادگستری گفتند: "كانون مدافعان حقوق بشر هر ساله برای تقدير از كسانی كه حقوق بشر را رعايت و در اين راستا فعاليت میكنند تقدير میكند، كه امسال با تعطيلی كانون امكان برگزاری مراسم ويژه نبود. برای همين بناگذاشتيم خدمت رسيده از شما كه از قديم الايام در راستای تحقق حقوق بشر از ديدگاه اسلام فعال بوده ايد و عملا از حقوق زندانيان از سال 1360 به بعد دفاع كرده ايد و بر كاهش فشار بر آنان با هر ايده ، فرقه و فكری مؤثر بوده ايد و حتی از حقوق كسانی كه گفته میشود فرزند شما را به شهادت رسانده اند دفاع كرديد، لازم ديديم از شما تقدير و تشكر كرده و به طور مرسوم يک جايزه را تقديم نماييم . اميدواريم خداوند به شما عمر با عزت داده و ان شا? الله سايه شما بر سر ملت ايران مستدام باشد."
سپس در همين زمينه آقای دكتر دادخواه ادامه دادند:
"امروز از نظر جهانی روز حقوق بشر است ، برای همين خدمت شما رسيديم . همانگونه كه قرآن هنگام خطاب قرار دادن ، انسان و آدم را مورد خطاب قرار میدهد، اين نمادی را هم كه كانون مدافعان حقوق بشر خدمت شما ارائه داده اند، استوانه كوروش كبير است كه از نظر برخی مفسران همان ذوالقرنين است . در ابتدای آن اصول و منشوری را اعلام كرده كه بر پايه آن انسان آزاد باشد، كسی بر او سلطه نداشته باشد، بردگی را از ميان برداشت و سلطه را كلا نفی كرد مگر به انتخاب مردم كه چه كسی را برگزينند، و اين اختيار انسانی را به او يادآور شد. ولی متأسفانه در كشور ما خيلی از بايدها رعايت نمی شود. اميدواريم با توجه به نصايح بزرگانی چون حضرتعالی كه راه را از گمراهی نشان میدهند، فردايی روشن در انتظار ملت ايران باشد. و همان را میگوييم كه قرآن می فرمايد: (أليس الصبح بقريب ) و اين نويد خداوند در مورد مردم محقق خواهد شد."
پس از آن ، بيانيه كانون مدافعان حقوق بشر توسط سركار خانم نرگس محمدی قرائت شد. در بخشی از اين بيانيه آمده است :
"... كانون مدافعان حقوق بشر در سال 13۸۸ تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را به حضرت آيت الله العظمی حسينعلی منتظری تقديم میدارد. ايشان در زمينه های نظری و عملی و با ناديده انگاشتن مقام و قدرت دنيوی و برخورداری های ناشی از آن ، از حق و كرامت واقعی انسان دفاع كرده است . مواضع فقهی ايشان در مورد حقوق شهروندی همه ايرانيان ، تكيه و تأكيد بر مشروعيت حكومت بر اساس آرا? مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشكار است . آنچه كانون را در تقديم اين جايزه به شخصيت برجسته و علمی آيت الله ترغيب نموده ، مواضع عملی ايشان است . از جمله مخالفت با اعدام های بی رويه در سال های 1360 و 1367 ، مخالفت با سخت گيری حكومت عليه شهروندان و دفاع همه جانبه ، شجاعانه و مقتدرانه ايشان از جنبش سبز مردم ايران . كانون مدافعان حقوق بشر با تقدير از تلاش های اين عالم برجسته كه سالها حصر و محروميت و تحمل مرارت را برای ايشان به همراه داشته است ، و با تبريک به ايشان برای نيک نامی جاودانه شان در نزد ملت ايران ، با آرزوی سلامتی و تداوم راه پرارزش دفاع از حقوق انسانها، تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را در 1۹ آذر ماه 13۸۸ مصادف با 10 دسامبر 200۹ و شصت و يكمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر تقديم آيت الله العظمی حسينعلی منتظری میكند."
كانون مدافعان حقوق بشر
سپس آيت الله العظمی منتظری ضمن ابراز تشكر و قدردانی از اعضا? كانون مدافعان حقوق بشر كه در راه دفاع از حقوق شهروندان تلاش و كوشش میكنند، با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهای تند و خشن با مردم معترض فرمودند:
هيچ يک از برخوردهايی كه با مردم شد شرعی و قانونی نيست و آمرين و عاملين ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بين زن و مرد، پير و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند; حتی زن ها و دخترها را بيشتر كتک زده اند. آقايان میگويند اين كارها را برای حفظ نظام انجام میدهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام نيستيم اما حفظ نظام وجود نفسی ندارد، بلكه حفظ آن وجوب مقدمی دارد، يعنی نظام را ما میخواهيم كه در سايه آن احكام اسلامی اجرا شود نه اين كه به بهانه حفظ نظام احكام اسلامی و شرعی زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما به چه مجوزی مردم را كتک میزنيد؟ برای اين كه شما را قبول ندارند؟! خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟ آنچه كه شما به نام اسلام و دين انجام میدهيد موجب بدنامی برای اسلام میشود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد میكنيد؟
خداوند خطاب به پيامبر میفرمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولوكنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم فی الامر) يعنی : "ای پيامبر! چون تو نرمخو هستی مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودی مردم از تو فراری میشدند. بعد میفرمايد: برای اين مردم طلب عفو كن ، برايشان استغفار كن و در امر حكومت با آنها مشورت كن ." شما آمده ايد خودی ها را هم غيرخودی میكنيد، در حالی كه قرآن میگويد: غيرخودی ها را از خود كنيد، با آنها مشورت كنيد، دستور واقعی اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام میدهند و دستور میدهند مردم را به قصد كشت بزنند.
ايشان در ادامه فرمودند:
ضرر را از هر كجا بگيريد به نفع است . آقايان از اول ، انتخابات را منحرف كردند. بعد عده ای را زدند عده ای را زندانی كردند، بعد گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه بازداشت ها برای چه بود؟ مصاحبه های تلويزيونی برای چه بود؟ اعتراف گيری چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار برای چه بود؟! مگر بازداشتی ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتی ها را آزاد می كردند، از آنها معذرت خواهی میشد، چه بسا اوضاع به اينجا نمی رسيد كه هر روز ادامه پيدا كند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما تفرقه ايجاد كرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم میزنيد؟! اگر به دنبال آرامش و وحدت هستيد برای چه بی گناهان را در بازداشت نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف میگيريد و بر اساس همان اعتراف ها محاكمه میكنيد و احكام سنگين صادر میكنيد؟ مگر روايت نداريم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثری ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره ای ارزش ندارد و بر خلاف موازين اسلام است .
زمانی كه ما در رژيم سابق زندان بوديم روزی ازغندی كه بازجوی ما بود به زندان آمد و عباس اشراقی را دستش را گرفت و برد. به او گفتم عباس را كجا بردی ؟ گفت : آزادش كردم . چون حالت صرع دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللی برايمان مشكل درست میكنند. آنها عاقلانه برخورد میكردند ولی اين آقايان آقای بهزاد نبوی را كه داخل زندان نبود و برای عمل جراحی و معالجه چند روزی مرخصی داده بودند، در حال بيماری به زندان عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است ؟! يكی از هموطنان كردمان آقای احسان فتاحيان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم كردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محكوم كردند! در حالی كه دادگاه تجديدنظر
حق ندارد مجازات را تشديد كند. چون 10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و اين حكم برخلاف قانون است .
ما به اين آقايان میگوييم والله اين كشور مال ما مردم است و ما به كشورمان علاقه داريم . كشور هم حاكميت می خواهد و با شرايطش بايد برقرار باشد. اما كشور مطابق رأی و نظر مردم بايد اداره شود. امام حسن (ع ) طی نامه ای به معاويه مینويسند: پس از رحلت پدرم "ولانی المسلمون الامر من بعده " يعنی : پس از شهادت پدرم علی (ع ) مردم مرا ولی و حاكم قرار دادند. ايشان به معاويه نمی گويد: من حاكم هستم چون امام معصوم هستم بلكه رأی و اقبال مردم را مطرح میكند. پس همه كاره مردم اند. بنابراين بايد حقوق ملت استيفا شود.
در قانون اساسی فصل جداگانه ای هست به عنوان حقوق ملت ، آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات ، اظهارنظر و آزادی مردم آمده است . مراد، آزادی مسئولان نيست بلكه مراد آزادی مردم است.
آيت الله خمينی در پاريس درباره آزادی میگفتند: "حتی كمونيست ها هم در حكومت آينده ما حق اظهارنظر دارند." حالا كه مسلمانها هم ، حتی آنها كه برای انقلاب زحمت كشيدند و زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم میكنند، آنها را بازداشت میكنند و به زور اعتراف میگيرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام هستيم ! همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم كه امر به معروف و نهی از منكر كنيم . صرف دعا كردن كافی نيست و فايده ندارد و نبايد دلمان را به اين كه گوشه ای بنشينيم و دعا كنيم خوش كنيم ، بلكه علاوه بر آن بايد در جای
خودش وارد شد و به وظيفه عمل كرد. امر به معروف و نهی از منكر هم مربوط به امور جزئی نيست بلكه مربوط می شود به امر جامعه و حكومت.
من لازم است همين جا از شما و تمام كسانی كه در فعاليت های حقوق بشری برای تمامی انسانها فارغ از قوم ، قبيله و عقيده تلاش میكنند تشكر كنم . در اين راه ملاكمان "انسان بما هو انسان " است . مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالک اشتر میفرمايد: با لطف و محبت با مردم برخورد كن چون كه مردم از دو صنف خارج نيستند: "اما اخ لک فی الدين او نظير لک فی الخلق ": "يا برادر دينی تواند يا مثل تو انسان هستند." بنابراين آنها كه میگويند اسلام را قبول نداريم هم بايد حقوقشان رعايت شود. در اين راه كه قدم برمی داريد قطعا مشكلاتی پيش میآيد، زندانی میشويد، از كار بی كارتان میكنند و فشارهای ديگر، ولی نااميد نشويد، بردبار باشيد چون قرآن میفرمايد: "انما يوفی الصابرون اجرهم بغير حساب ". ان شا? الله موفق و مأجور باشيد و از زحمات شما تقدير و تشكر میكنم.
در پايان اين ديدار، تنديس استوانه ای منشور حقوق بشر توسط دكتر ابراهيم يزدی ، دكتر حبيب الله پيمان و آقای تقی رحمانی به معظم له اعطا شد. اين تنديس بر اساس استوانه كوروش كبير و مربوط به 53۹ سال پيش از ميلاد ساخته شده است ، استوانه كوروش كبير به عنوان نخستين منشور حقوق بشر ناميده شده و به تمامی زبان های رسمی دنيا ترجمه شده است .
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
دفتر آيت الله العظمی منتظری
13۸۸/۹/1۹
بیانیه ی مطبوعاتی عفو بین الملل: شدیدترین خشونت ها در ۲۰ سال گذشته
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25631
19/9/1388
ء• سازمان جهانی عفو بین المل در اعلامیه ای که روز دهم دسامبر منتشر کرد، نوشت ایران پس از انتخابات شاهد شدیدترین خشونت در ۲۰ سال گذشته بوده است. در این بیانیه گفته شده «رهبری ایران باید تضمین کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غیرقانونی و دیگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقیق قرار گیرد.» و «اعضای نیروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند باید سریعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هیچ وجه نباید کسی اعدام شود.» عفو بین الملل از آیت الله خامنه ای خواسته است به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقیقات اجازه بازدید از ایران بدهد ...
اخبار روز: سازمان جهانی عفو بین المل در اعلامیه ای که روز دهم دسامبر منتشر کرد، نوشت ایران پس از انتخابات شاهد شدیدترین خشونت در ۲۰ سال گذشته بوده است:
عفو بین الملل امروز در گزارش تازه ئی پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد گذشته گفت: نقض حقوق بشر در ایران در حال حاضر در بدترین وضعیت در ۲۰ سال گذشته است.
حسیبا حاج صحراوی، معاون برنامه خاورمیانه و آفریقای شمالی گفت: «رهبری ایران باید تضمین کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غیرقانونی و دیگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقیق قرار گیرد.»
«اعضای نیروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند باید سریعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هیچ وجه نباید کسی اعدام شود.»
عفو بین الملل از مقام رهبری ایران آیت الله خامنه ای می خواهد به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقیقات اجازه بازدید از ایران بدهد.
حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقام رهبری باید به دولت دستور دهد گزارشگران سازمان ملل برای شکنجه و اعدام های فوری و خودسرانه را برای کمک به تضمین دقت و استقلال تحقیقات به ایران دعوت کند.»
«تحقیقات مقامات ایرانی تا به امروز ظاهرا بیشتر به قصد سرپوش گذاشتن بر تعدی ها بوده است تا کشف حقیقت.»
گزارش تازه نمونه هایی از تعدی های مقامات ایران را شرح می دهد که پیش از انتخابات خرداد، در طی آن و پس از آن با اعزام نیروی شبه نظامی بسیج و سپاه پاسداران به سرکوب اعتراض های توده ئی در مخالفت با نتایج انتخابات پرداختند.
گزارش شامل شهادت هایی از افرادی است که در طی اعتراض ها بازداشت شده اند و بعضی از آنها پس از آن ناگزیر از فرار از کشور گشته اند.
یکی از بازداشتیان پیشین می گوید او را در تمام مدت ۵٨ روز در بازداشتگاه بدنام کهریزک در یک کانتینر حبس کرده بودن و تنها پس از ۴٣ روز اجازه تماس با خانواده اش را به او دادند.
در طی بازجویی به او گفته شد که پسرش نیز بازداشت شده و در صورتی که خود او «اقرار» نکند به پسرش تجاوز خواهد شد. سپس او را به قدری با باتوم کتک زدند تا از هوش رفت. به گفته او بیش از ۷۰ بازداشتی دیگر در کانتینر در کنار او بوده اند.
یک بازداشتی پیشین دیگر، به نام علی خردنژاد، می گوید او امیر جوادی فر، یک دانشجو، را با لباس های پاره و پیشانی خونین دیده است و بعدا مطلع شده که او در اثر شکنجه و اذیت و آزارهای دیگر در طی بازداشت کشته شده است. پس از آن بود که این بازداشتی تصمیم گرفت با وجود خطر مشاهداتش را بیان کند.
حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقامات باید نشان دهند که دست از تعدی های انجام شده در تابستان گذشته برداشته اند. آنها اکنون باید تضمین کنند که روش های برقراری نظم در اعتراض ها کاملا با موازین بین المللی اجرای قانون سازگار است و بسیج و دیگر نیروهای خشن را از خیابان ها بیرون ببرند.»
«تمام کسانی که دستگیریا بازداشت می شوند باید از شکنجه یا دیگر اذیت و آزارها محفوظ بمانند، زندانیان عقیدتی باید آزاد شوند و تمام کسانی که در محاکمه های ناعادلانه ـ شامل «محاکمه های فرمایشی» که مضحکه ئی از عدالت بود ـ محکوم شده اند، یا باید پرونده شان مورد بازنگری قرار گیرد یا آزاد شوند. تمام احکام اعدام باید کاهش یابد و تمام کسانی که هنوز محاکمه نشده اند باید از محاکمه های عادلانه برخوردار شوند.
سرکوب اعتراض ها ادامه داشته است. در طی سه هفته پیش از ۱۶ آذر، روز ملی دانشجو در ایران، ده ها تن از فعالان بازداشت و عده ئی دیگر از تحصیل محروم شدند و در آن روز شرکت کنندگان در تظاهرات با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند و بیش از ۲۰۰ نفر دستگیر شدند.
تحقیقات بین المللی
سطح تحقیقات دولتی که تاکنون انجام شده، بیشتر به نظر می رسد به قصد پنهان کردن حقیقت باشد تا آشکار کردن آن.
مقامات ایرانی دو هیأت را برای تحقیقات در باره بحران پس از انتخابات از جمله رفتار با بازداشتیان تعیین کرده اند: یک کمیسیون مجلس و یک هیأت سه نفره قضایی.
جزئیات کامل ماموریت و اختیارات این دو هیأت اعلام نشده و یافته های هیأت مجلس نیز منتشرنشده است.
مانفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای شکنجه وفیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای اعدام های فراقضایی، فوری و خودسرانه درخواست سفر به ایران کرده اند و هنوز در انتظار جواب مقامات به سر می برند.
حسیبا حاج صحراوی گفت: «این وظیفه مقامات است که به موارد گسترده نقض حقوق بشر درطی ناآرامی ها به روشی آشکار، شفاف و پاسخگویانه رسیدگی کنند.»
رقم رسمی کشته شده گان در خشونت های پس از انتخابات ٣۶ نفر اعلام شده است. مخالفان رقم مربوطه را بیش از ۷۰ نفر اعلام کرده اند.
پس از انتخابات، حداقل ۴۰۰۰ نفر در سراسر ایران دستگیر شدند. در هنگام نگارش این گزارش، حداقل ۲۰۰ نفر در زندان باقی مانده اند و برخی از آنها پس از فروکش کردن ناآرامی اولیه دستگیر شده اند.
گزارش های موردی
مورد ۱
ترانه موسوی، ۲٨ ساله، در روز ۷ تیر به همراه بیش از ۲۰۰۰ نفر تظاهرکننده دیگر برای بزرگداشت کشته شده گان ناآرامی ها به مسجد قبا در شمال مرکزی تهران رفت.
در آن روز عفو بین الملل گزارش های مختلفی دریافت کرد حاکی از این که نیروهای امنیتی خیابان های اطراف مسجد را بستند و ده ها نفر را دستگیر و پس از بازجویی در محل آزاد کردند. در حدود ۴۰ نفر گویا به بازداشتگاهی در خیابان پاسداران در نزدیکی منتقل و در اتاق بزرگی بازداشت شدند. برخی از آنها مورد بازجویی قرار گرفتند.
گفته می شود که ترانه موسوی، مثل بسیاری دیگر، پس از بازجویی آشفته و پریشان بود، گرچه معلوم نیست به او چه گفته شده است. سپس برخی از بازداشتیان را از آنجا احتمالا به زندان اوین و برخی دیگر را به یک کلانتری منتقل کردند. گویا ترانه موسوی در آنجا باقی ماند.
از اطلاعات گردآوری شده به وسیله عفو بین الملل چنین برمی آید که او در حدود پنج ساعت پس از دستگیری ناپدید شده است. چند روز بعد، پدر و مادر او از طریق یک تلفن کننده ناشناس مطلع شدند که به او تجاوز شده و او پس از سعی به خودکشی به بیمارستان امام خمینی در کرج منتقل شده است.
پدر و مادر او در بیمارستان متوجه شدند که نام او در بیمارستان ثبت نشده است. به آنها گفته شد که یک پرستار شخصی با مشخصات ترانه موسوی را دیده است، اما او را در حال بیهوشی از آنجا برده اند.
بنا به گزارش های تایید نشده، ترانه موسوی در روزهای بعد در زندان اوین مورد اذیت و آزار قرار گرفته، اما معلوم نیست که چه زمانی این اتفاق افتاده است.
بنا به گزارش، یک مقام ناشناس هجده روز پس از دستگیری او به پدر و مادرش اطلاع داده که یک جنازه سوخته که مشخصاتش با مشخصات ترانه موسوی تشابه دارد در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
خانواده او که تحت تهدید قرار گرفته بودند تا در باره سرنوشت دخترشان علنا حرفی نزنند برای تحویل گرفتن جنازه به قزوین رفتند. در آن زمان، پدر و مادر او به شدت مضطرب بودند و هیچ حرفی نمی زدند، حتا نمی گفتند که او را در کجا دفن خواهند کرد.
در روز ۲۶ تیر، وبلاگ نگارها به مورد ترانه موسوی پرداختند و آن را با کمیته پیگیری تعدی های پس از انتخابات تحت هدایت مهدی کروبی و میر حسین موسوی مطرح کردند. گمان می رود که مقامات زمانی که به زور این کمیته را در ماه سپتامبر تعطیل کردند، اسناد مربوط به ترانه موسوی را نیز ضبط کردند.
مورد ۲
ابراهیم مهتری، ۲۶ ساله، دانشجوی کامپیوتر است که قبلا از ادامه تحصیل محروم شده بود. او در ماه نوامبر از رنج و عذاب خود برای عفو بین الملل گفت.
مهتری در تاریخ ۲۹ مرداد در جلوی دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دستگیر شد. اسلحه¬ئی را به سوی او نشانه رفتند و او پس از شوک الکتریکی از حال رفت.
او می گوید او را به محلی در شرق تهران بردند که به یک اردوگاه نظامی می ماند. او را در سلولی به اندازه های تقریبی ٣/۱ در ۲ متر تنها گذاشتند که در تابستان گرم تمام مدت چراغی در آن روشن بود. از نوشته های روی دیوار آشکار بود که عده زیادی به تازگی دستگیر شده بودند.
او را منظما با چشمان بسته برای بازجویی می بردند. در آنجا او را به «همکاری با شبکه های فیس بوک» و وبگاه های متعلق به مخالفان، اعتراض به نتیجه انتخابات و همکاری با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متهم کردند.
بازجویان مرتب در حال فیلم برداری از او می خواستند که «اعترافات» خود را بنویسد و گاهی نیز دوربین را خاموش می کردند و به شکنجه او مشغول می شدند.
او می گوید: «آنها بارها به صورتم می زندند؛ زیر چشمانم، روی گردنم و سرم را با سیگار سوزاندند. مرا از سر تا پا از جمله بازوان و پاها مورد ضرب و شتم قرار دادند. مرا تهدید به اعدام و تحقیرم کردند...»
او شرح داد که چطور در اثر یک ضربه مشت به دهانش یکی از دندان هایش شکسته و شکنجه گران یک شیئی باریک را در سوراخ های بینی و مقعد او فرو کرده اند. سرانجام او «اعترافاتی» را که آنها می گفتند امضا کرد. تنها در روز آخر بازداشت، در حالی که به زحمت به هوش بود، به او اجازه دادند با پزشک دیدار کند.
ابراهیم مهتری پنج روز پس از بازداشت آزاد شد. او را با اتومبیل به خیابانی بردند و در حال خونریزی و نیمه بیهوش بیرون انداختند. معاینه در پزشکی قانونی که در حالی انجام شد که روشن نبود او کیست، ادعای او در مورد شکنجه را تایید و مستدل کرد. در این معاینه معلوم شد که در جاهای مختلف بدن او، از جمله در اطراف مقعدش، کبودی و سیاه شدگی، سائیدگی و سوختگی وجود دارد.
اما به محض این که مشخص شد که جراحت های او در اثر شکنجه به وسیله ماموران دولتی به وجود آمده و نه در پی آدم ربایی به وسیله جنایتکاران، تمام اسناد و مدارک ناپدید شد، به استثنای کپی گزارش پزشکی که ابراهیم مهتری توانسته بود کپی کند و پیوست این گزارش است.
مقامات از تحقیق در باره ادعاهای ابراهیم مهتری سر باز زده اند و به او و خانواده اش گفته اند که در صورتی که درباره شکنجه هایش چیزی بگویند عواقب شدیدی در انتظارشان خواهد بود.
مورد ٣
عفو بین الملل از طریق فعالان حقوق بشر در ایران، گروهی که در باره نقض حقوق بشر در ایران گزارش می دهد، از یک مورد دیگر شکنجه مطلع شده است.
یک بازداشتی ناشناس در باره تعدی به او در بازداشتگاه کهریزک سخن می گوید. او را ۵٨ روز در کانتینری در آنجا نگه داشته اند و تنها در روز چهل و سوم به او گفته اند در کجاست و اجازه داده اند با خانواده اش تماس بگیرد.
«به ما دستبند و چشم بند زدند و با کامیون به محلی ناشناس بردند... ما را به زیرزمین بردند... وقتی که چشم بندم را برداشتند، فهمیدم که در داخل یک کانتینر هستم. یک چراغ ۱۰۰ وات و یک مجرای هوا برای ورود هوا در آنجا بود. در داخل کانتینر ۷۵ نفر بودیم.
«در یکی از جلسات بازجویی، فیلمی از پسرم در خیابان های تهران نشانم دادند. بازجویم گفت که پسرم را بازداشت کرده اند و اگر من اعتراف نکنم به او تجاوز خواهند کرد. پس از تماشای فیلم اختیارم را از دست دادم و شروع کردم به فریاد کشیدن. به آنها التماس کردم به پسرم کاری نداشته باشند. به قدری مرا با باتوم زدند که از هوش رفتم و مرا به کانتینر برگرداندند.»
متن کامل مصاحبه صریح کروبی با لوموند
http://www.autnews.es/node/4951
20/9/1388
مهدی کروبی یکشنبه شب در مصاحبه ای با خبرنگار روزنامه لومند فرانسه به برخی نکات پس از انتخابات اشاره داشته است. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است:
* جنبش اعتراضی به رغم سرکوب و با گذشت از ۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ، همچنان در ایران بر دوام است . ماهیت کنونی این جنبش چیست؟ آیا طبیعت و ماهیت آن در خلال ماههای اخیر دچار تغییر و تحول شده است ؟ اهداف و دستور کارهای جنبش کدام هستند ؟
** ماهیت جنبش اعتراضی امروز مردم ایران ریشه در تقلب و تخلفات گسترده انتخابات دهم ریاست جمهوری از سوی جریان حاکم دارد که حق مردم در تعین سرنوشت شان را نادیده گرفت. خواسته های این جنبش معقول، منطقی و در چارچوب قانون است. اصولا در انتخابات های گذشته نیز تخلفاتی در اجرا، نظارت و مراحل تائید و یا ابطال انتخابات انجام می شد و اعتراضاتی نسبت به آن از سوی کاندیداها صورت می گرفت، مانند دخالت نظامیان در دوره قبلی ریاست جمهوری در چند استان خاص به نفع آقای احمدی نژاد که با وجود اول بودنم در ۱۲ استان کشور، منجر به حذف بنده در زمان کوتاهی شد. البته در آن زمان من هم اعتراض کردم و هم هشدار جدی نسبت به دخالت های غیر قانونی نظامیان دادم وپیش بینی چنین روزی را کردم. انتخابات ریاست جمهوری دهم تفاوت هائی داشت که منجر به اعتراضات جدی مردم و نخبگان شد که شاید بتوان از دو جنبه به آن نگاه کرد. اول آنکه تخلفات انجام شده در این انتخابات بحدی بود که نشان از سهمیه بندی در اعلام آرا مطابق شعارها و برنامه های کاندیداها داشت. از آنجا شعارهای حقوق بشری و توزیع عادلانه ثروت نفت میان مردم از مهمترین مسائل این کشور است و بعضی ها در حکومت بشدت نسبت به آن حساسیت دارند، شاهد بودید که کمترین سهمیه، در این سهمیه بندی به آن تعلق گرفت. دیگر آنکه میزان تقلب و تخلف بحدی بود که مردم حس کردند عده ای در حاکمیت شعور آنان را به بازی گرفتند. مردمی که از سیاست های داخلی و خارجی آقای احمدی نژاد بشدت ناراضی بودند بطور داوطلبانه و برای تغیردر قوه مجریه روزها برای کاندیدای مورد علاقه خود کار کردند و مشتاقانه رای خود را به صندوق انداختند اما نتیجه اعلامی را نه تنها مغایر آرای خود، بلکه مضحک دیدند. جنبش خود جوش در اعتراض به این توهین و تحقیر ملی صورت گرفت و اتفاقا سرکوب و خشونت نتوانست آن را خاموش کند. تلاش در جهت ارتباط دادن این جنبش خودجوش و مردمی با بیگانگان و متعاقب آن سرکوب مردم اشتباه بزرگی بود که حاکمیت مرتکب شد و خسارات زیادی بر کشور و مردم تحمیل کرد. حوادث تکان دهنده بازداشتگاها از جمله کهریزک، جنبش اعتراضی را در جهت اصلاح مصمم تر کرد تا در مقابل مسیر انحرافی که آرمان های انقلاب و اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشته بایستند.
* شما با شجاعت بسیار شکنجه و تجاوز در زندان و بویژه در زندان کهریزک را افشاء نمودید آیا این اعمال و رفتارها خاتمه یافته اند ؟ تحقیقاتی که مقامات وعده داده بودند به کجا رسیدند ؟
** من به عنوان عضو کوچک این کشور به وظیفه شرعی، ملی و قانونی خودم عمل کردم. خوشبختانه زندانیان آزاد شده از بند می گویند بعد از نامه های شما وضعیت زندان ها بهتر شد. در ارتباط با آزارهای جنسی در بازداشتگاه ها به نظر می رسد نامه ها کار خود را کرد و تاکنون اخبار دیگری مبنی بر آن دریافت نکردم. من در مقام مطلع و تا آنجا که توانستم تحقیق و ادله خود را مستند به مقامات قضائی ارائه کردم. وظیفه مسئولین قضائی کشور است که محیطی امن برای قربانیانی که نسبت به این امر ادعا دارند، بوجود آورند وبه این موضوع تکان دهنده رسیدگی کنند و متجاوزان را در هر موقعیتی هستند مجازات کنند. مسئولین قضائی همچنین باید مردم را در جریان تحقیقات و رسیدگی قضائی قرار دهند. ان شااله سرنوشت پرونده بازداشتگاه کهریزک که دستور بسته شدن آن صادر شد به سرنوشت پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر منجر نشود که تنها یک سرباز انهم برای ربودن یک ماشین ریش تراش متهم شد.
*برخی اشخاص از کشاندن شما به دادگاه و محاکمه شما صحبت کرده اند . این موضوع به کجا انجامیده است ؟
** همانطور که گفتم من بدنبال دریافت اخبار تکان دهنده و صحبت با تعدادی از قربانیان به وظیفه شرعی، ملی و قانونی خودم عمل کردم و هنگامیکه این کار را کردم خود را برای پرداخت هر هزینه ای آماده کردم. میدانید که دفتر حزب اعتماد ملی، روزنامه اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی خودم پلمب شده و در حال حاضر امور کاری را در منزل دنبال می کنم. لذا از جنبه شخصی هزینه داده ام و هیچ نگرانی نسبت به پرونده سازی و هزینه های آتی ندارم اگرچه به نظر می رسد تبعات حقوقی و سیاسی این امر را دوستان می دانند. چهره های افراطی که صحنه گردان بسیاری از مسائل اخیر هستند شاید علاقمند به انجام آن می باشند که من نیز آماده پرداخت هر هزینه ای برای دفاع از حقوق ملتم هستم. این موضوع بیشتر جنبه سیاسی پیدا کرده تا قضائی.
* دانشجویان با شدت و حدت سرکوب می شوند اما همچنان عامل پویایی این جنبش سبز هستند که شما آنرا سرزنده نگه می دارید از آنجا که این دانشجویان عجله دارند ، رادیکال و خواستار تغییرات فوری هستند و جنب و جوش و هیجان آنها ممکن است به نفع سرکوب تمام شود، چگونه باید اتحاد و یک حرکت موزون واحد در طرح مطالبات را در جنبش حفظ کرد ؟ آیا برای گردهم آوردن و ملحق کردن حداکثری از لایه های جامعه مدنی به اهدف اصلاحات باید کار بلند مدت انجام داد؟
** همانطور که میدانید حرکت های اساسی در بسیاری از کشور ها از دانشگاه ها برخواسته است. دانشجو ظلم ستیز، عدالت طلب و آرمان گراست. بخوبی سالهای پر نشاط دانشجوئی در دانشگاه تهران را در نیمه دوم دهه چهل بیاد می آورم که دانشجویان سیاسی و با انگیزه چگونه مبارزه با رژیم شاه را دنبال می کردند. در کشور ما دانشجویان همواره منشا اثر و برکت بودند. در این سالها که بیش از سه میلیون دانشجو داریم آنان با شور و نشاط جوانی تلاش بسیار برای اصلاحات کرده اند و بخشی از آنان هزینه های سنگینی اعم از زندان ویا محرومیت از تحصیل پرداخته اند. بد نیست بدانید بدلیل ارتباط تنگاتنگ من با این عزیزان بخش اعظم دانشجویان سیاسی و تشکل های دانشجویان از جمله دفتر تحکیم و وحدت در انتخابات دهم از من حمایت کردند و اصولا بار اصلی ستاد من بدوش آنان بود. توصیه ما همواره به دانشجویان عزیز این بوده است که از حرکت های افراطی که زمینه سرکوب را فراهم می سازد، پرهیز کرده و فعالیت های مدنی خود را در جهت مطالبه حقوق قانونی خود سامان بخشیده و بطور مسالمت آمیز آن را پیگیری نمایند. در حاکمیت دو دسته با دو نگرش متفاوت داریم. عده ای معتدل و معقول و جمعی خشونت طلب که حیات سیاسی خود را در افزایش خشونت و سرکوب می بینند. در حال حاضر لایه های مختلف جامعه در حرکت های اعتراضی نسبت به انحراف از جمهوریت و اسلامیت نظام، مندرج در قانون اساسی وجود دارند. ادامه این حرکت و توسعه آن بخشی ایجابی است و بخشی سلبی. در بخش ایجابی باید کارهائی صورت پذیرد تا قشرهای مختلف جامعه با درک مناسب از مطالبات به حرکت اصلاح طلبی بپیوندند و در بخش سلبی سیاست های غلط دولت در عرصه های داخلی (اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) و بین المللی (از جمله تنزل جایگه ایران در عرصه های بین المللی و ایجاد تشنج در روابط) موجب پیوستن قشرهای بیشتری از جامعه اعم از روحانیون، دانشگاهیان، زنان، بازاریان،کارمندان و … به این حرکت در سطح کل کشور شده و خواهد شد. اگرچه اقشار مختلف نگرش و تعاریف متفاوتی دارند اما وجوه مشترکشان بیش از موارد اختلافی است لذا همواره توصیه میکنیم مطالبات اساسی از جمله اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی در باب حقوق ملت که نادیده گرفته شده را باید از طرق مسالمت آمیز و با حضور پرنشاط پیگیری کرد.
* سرکوب کارآمد و نتیجه بخش به نظر نمی رسدو جنبش شما ادامه دارد. ظاهرا حکومت و اصولگرایان در قدرت در نحوه برخورد با اعتراضات دچار تفرقه بوده و اختلاف نظر دارند. آیا فکر نمی کنید که انجام یک آشتی ملی هنوز قابل طرح باشد ؟ یا اینکه گسست بین اصلاح طلبان و اصولگرایان قطعی و غیر قابل برگشت است؟ و چه آینده ای در این جهت را پیش رو می بینید؟
** مساله آشتی ملی بسیار خوب و معقول است و ظاهرا عقلای دو جریان مخالفتی با آن ندارند. اما باید به این نکته توجه کرد که آشتی ملی زمینه و بستری می خواهد که در حال حاضر چنین بستری وجود ندارد. در فضائی که عده ای میان صفر و صد تنها صد را می خواهند و برای حفظ آن هر عملی را مباح می شمارند زمینه آشتی ملی وجود ندارد. سرکوب هم چاره ساز نیست و نخواهد بود و تنها را حل معضل کنونی اعاده اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت است. در میان اصولگرایان بسیاری از چهره های معقول و معتدل بدنبال چنین فضائی هستند اما ظاهرا عنان و اختیار این امر بر عهده آنان نمی باشد. در شرائط فعلی بجای اصرار بر آشتی ملی، مناسب است به تساهل وتسامح، تحمل اندیشه دیگری، افزایش سعه صدر، نقد پذیری و امکان تضارب آرا بپردازیم. اگر چنین فضائی بوجود آمد و به آرا و اندیشه ها و نگرش ها احترام گذاشته شود آنگاه زمینه آشتی ملی نیز فراهم میگردد. من ایجاد فضای تحمل را مقدمه ای واجب برای حاکمیت عقل گرائی در کشور می دانم. آینده متعلق به ملت بزرگ ایران است. مردم ایران باهوش، حساس و پرتحمل هستند. آینده این کشور متعلق آنان است زیرا مردم همواره نشان داده اند نسبت به سرنوشت خود بسیار حساس هستند و با توجه به فرهنگی غنی، تمدنی کهن و تاریخی پر افتخار جایگاه مناسبت با نام ایران و ایرانی را خواستار هستند که ان شااله بدست خواهند آورد.
سرکوب بی سابقه هم چاره ساز نبود؛ دانشجویان یکصدا دیکتاتوری را تحقیر کردند / سپهر سعادت
http://www.rahesabz.net/story/5080/
18/9/1388
شبکه جنبش راه سبز(جرس):کاربرد خشونت عریان علیه هزاران دانشجویی که طی دو روز گذشته برای اعتراض به حکومت دست به تجمع های مسالمت آمیز زده بودند از چنان وسعتی برخوردار بود که بسیاری از رسانه های معتبر بین المللی،گروهی از دولت ها و برخی نهادهای حقوق بشری نسبت به آن واکنش نشان داده اند.
بنابرگزارشها در 48 ساعت گذشته ده ها نفر از دانشجویان شهرهای مختلف کشور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند و از محل نگهداري و وضعيت عمومي اغلب بازداشت شدگان هنوز گزارشي در دست نيست.برخی گزارشها حاکی از بازداشت 204 دانشجو در روز شانزدهم آذر است و با احتساب افرادی که روز 17 آذر در دانشکده فنی دانشگاه تهران بازداشت شده اند تعداد دستگیر شدگان به مراتب افزایش یافته است.به نظر می رسد که بازداشت های دو روز گذشته بی سابقه ترین موج سرکوب دانشجویان از زمان تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تاکنون باشد.
بی اعتنایی به تهدیدها
مقام های دولتی پیشتر هشدار داده بودند که با هرگونه تجمع اعتراضی در روز شانزدهم آذر برخورد خواهند کرد اما دانشجویان شهرهای مختلف بی اعتنا به این هشدارها،محوطه دانشگاه های خود را صحنه اعتراض به وضع موجود کردند و با شعارهای "مرگ بر ديكتاتور" ، "دانشجو مي ميرد،ذلت نمي پذيرد" و " يا حسين،ميرحسين" پايداري خود را در پيشبرد اهداف جنبش سبز نشان دادند.
نیروهای امنیتی برای سرکوب این تجمع ها علاوه بر دستگیری تعداد زیادی از معترضان اقدام به ضرب و شتم دانشجویان و استفاده از گاز فلفل و گاز اشک آور کردند اما در نهایت نتوانستند مانع شنیده شدن صدای معترضان شوند.
انبوه فیلم ها و عکس های منتشر شده از تجمع های دانشجویی روز شانزدهم و هفدهم آذر به خوبی گویای آن است که اراده دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری تجمع های دانشجویی با شکست روبرو بوده است.لحن حاکی از عصبانیت دادستان کل کشور در مصاحبه مطبوعاتی دیروز(هفدهم آذر) نیز که به مانند همیشه حاوی تهدیدهایی برای برخورد با معترضان به حکومت بود نگرانی مقام های امنیتی را نسبت به غیرقابل مهار بودن اعتراض ها به شکلی عیان تر نشان می دهد.
نگرانی مقام های امنیتی این است که موج اعتراض ها علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ به سایر شهرها نیز سرایت کند. فریادهای اعتراضی دانشجویان در برخی شهرهای شمالی کشور و شهرهایی مانند نجف آباد اصفهان در روز شانزدهم آذر می تواند نشانه های محکمی از سرایت اعتراض ها به شهرهای کوچک باشد.
سرایت اعتراض به شهرهای کوچک تر
برخی تحلیل گران پیش بینی می کنند با گسترده شدن موج اعتراض ها توان حکومت برای برخورد با مخالفان روز به روز فرسایش بیشتری پیدا خواهد کرد.این در حالی است که "میرحسین موسوی" به عنوان نماد رهبری جنبش سبز نیز در بیانیه خود به مناسبت شانزده آذر خطاب به حاکمان کنونی جمهوری اسلامی هشدار داده بود که با تداوم سیاست های سرکوب گرانه نمی توانند مشکلات را حل کنند.او در بخشی از بیانیه خود آورده بود: 16آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟"
هدف موسوی از بیان چنین اظهاراتی نشان دادن استیصال مقام های امنیتی در برخورد قهر آمیز با معترضان بوده است و تداوم سرکوب دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در روز هفدهم آذر می تواند سندی بر درستی اظهارات موسوی باشد.
حضور حدود 50 نفر از نیروهای لباس شخصی مقابل دفتر کار مهندس موسوی در فرهنگستان هنر و تلاش ها برای حمله به زهرا رهنورد نیز نشانه هایی دیگر از عصبانیت هواداران دولت نسبت به تداوم موج اعتراضی است.
آماده برای گام های بعدی
هواداران دولت در رسانه های خود مدام بر این تحلیل پافشاری می کنند که کنترل اوضاع جز از طریق دستگیری رهبران جنبش سبز میسر نیست.آنها از دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی می خواهند که برای کامل کردن حلقه سرکوب ها افرادی مانند "میرحسین موسوی" ،"مهدی کروبی" و "محمد خاتمی" را بازداشت کنند.با این حال هواداران جنبش سبز هشدار داده اند در صورت بازداشت رهبران جنبش به حرکت های اعتراضی خود با شدت بیشتری ادامه خواهند داد.برخی تحلیل گران نیز با اشاره به ویژگی های جنبش سبز ایران معتقدند که این جنبش حتی در غیاب رهبران قادر به پیشبرد مطالبات خود خواهد بود و با دستگیری و بازداشت چهره های سرشناس آن نمی توان موج اعتراض ها را سرکوب کرد.حرکت های اعتراضی دامنه دار در 5 ماه گذشته علیرغم بازداشت ده ها نفر از چهره های سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی اصلاح طلب می تواند سندی بر درستی این تحلیلها باشد
موج فراخوان ها و برنامه ریزی های اینترنتی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در دهه اول محرم نیز که از روز گذشته به وفور در شبکه های اجتماعی هواداران جنبش سبز دیده می شود دلیل دیگری بر ناکارآمدی سیاست های سرکوبگرانه دولت در از بین بردن انگیزه مخالفان است. برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که موج اعتراض های دانشجویی ممکن است تا ابتدای محرم ادامه پیدا کند و آن زمان با عمومی تر شدن تجمعات دشواریهای کنترل اوضاع را برای نیروهای امنیتی به مراتب سخت تر سازد.
Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger! Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger!