ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

Gah-Name 45


بيانيه مهم گروهی از فرماندهان و پرسنل ارتش: اگر از راه تجاوز و تعدی به مردم بازنگردند، با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند شد!ء
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097430.php
20/9/1388

ویژه خبرنامه گویا - گروهی از فرماندهان و پرسنل نيروی هوايی و نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی بيانيه‌ی مهمی انتشار دادند. در اين بيانيه آمده‌است: "در روزگاری که هم‌دوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می‌کرديم هرگز گمان نمی‌برديم که ممکن است روزی گروهی از سپاهی‌ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگر سپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند." اين گروه از ارتشيان نوشته‌اند: "به آن دسته از تحميل‌شدگان به سپاه که دست تجاوز و تعدی به جان و مال و آبرو و ناموس ملت ايران دراز کرده‌اند و بيش از همه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده‌اند، شديدا اخطار می‌کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد." بيانيه را بخوانيد:

به نام يزدان پاک

"ارتش پناه ملت"

درسال های دفاع مقدس که دوشادوش برادران سپاه، از اين آب وخاک دفاع می کرديم، درواقع مشغول دفاع ازشرف وآبرو و حيثيت وجان و مال ملت ايران بوديم. ارزش کشورهم به دليل ارزش ملت ايران است. سلاح ارتشی وسپاهی بايد در راه خدمت به اين ملت به کارگرفته شده وجان آنان هم در راه مردم ايران فدا شود. در روزگاری که همدوش برادران سپاهی جان خود را فدای اين ملت می کرديم هرگزگمان نمی برديم که ممکن است روزی گروهی ازسپاهی ها، بر خلاف خواست بخش اعظم پرسنل صادق و ايثارگرسپاه، قدرت سلاح خود را در مقابل اين ملت به کارگيرند.

ارتش خود را پناه ملت می داند و هيچ گاه به خواست سياستمداران برای سرکوب مردم تن در نداده است. به عهد خود برای عدم دخالت درسياست وفادار است اما نمی تواند در مقابل ظلم و تجاوز به هم وطنان خود نيز ساکت بنشيند. به همين دليل به آن دسته از تحميل شدگان به سپاه که دست تجاوز وتعدی به جان ومال وآبرو و ناموس ملت ايران درازکرده اند و بيش ازهمه به خون شهدای نيروهای مسلح کشور اعم از سپاهی و ارتشی خيانت کرده اند، شديدا اخطارمی کنيم که اگر از راه رفته بازنگردند، خود را با واکنش جان برکفان ارتش مواجه خواهند ديد. ارتش پناه ملت است و از ملت آرام وصلح دوست ايران در مقابل هر متجاوزی تا آخرين قطره خون خود دفاع خواهد کرد.

گروهی ازخلبانان وپرسنل هواپيمايی نيروی زمينی ارتش جمهوری اسلامی ايران ( هوانيروز)
جمعی ازفرماندهان وپرسنل گروه سی وسه توپخانه اصفهان
گروهی ازخلبانان وهمافران نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
دانشگاه شهيد ستاری نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل ستاد فرماندهی نيروی هوايی ارتش جمهوری اسلامی ايران(نهاجا)
جمعی ازپرسنل مرکزآموزش پشتيبانی نزاجا
جمعی ازاساتيد ومسئولين دانشگاه افسری امام علی(ع)
جمعی ازپرسنل ومسئولين ستاد فرماندهی کل ارتش



بیانیه شماره ۲ انجمن اسلامی دانشگاه تهران:
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم
http://www.mowjcamp.com/article/id/73407
20/9/1388


انجمن اسلامی دانشگاه تهران دومین بیانیه خود را در مورد حوادث اخیر صادر کرده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم
الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظّلم

دانشگاه تهران شانزدهم و هفدهم آذرماه شاهد صحنه هایی بود که در تاریخ معاصر ایران به عنوان لکه های سیاهی کنار ۱۶ آذر ۱۳۳۲، ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۸۸ خواهد ماند. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام وفاداری کامل خود به آرمانهای برآمده از انقلاب اسلامی، خواست ملت ایران و امام راحل به عنوان حامل خواسته های مردم، که در سه شعار آزادی، استقلال و جمهوری اسلامی متجلی گشت لازم می دارد نکاتی را جهت استحضار دانشجویان عرض کند:

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به عنوان قدیمی ترین نهاد مدنی-دانشجویی ایران همواره بر حق اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز دانشجویان پای فشرده و آن را برآمده از شعار «آزادیخواهی» ملت ایران در انقلاب ۵۷ می داند و مدتها است مشی خود در این راه را عمل به آیه شریفه إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنتُمْ تُوعَدُون (بی ترديد كسانى كه گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در ميدان عمل بر اين حقيقت] استقامت ورزيدند، فرشتگان بر آنان نازل ميشوند [و ميگويند] مترسيد و اندوهگين نباشيد و شما را به بهشتى كه وعده مي دادند، بشارت باد.) (سوره فصلت، آیه ۳۰) قرار داده و لذا در راه آرمانهای اسلام و انقلاب و ایستادگی در برابر انحرافات -آن هم به نام اسلام و انقلاب- هیچ هراسی به خود راه نخواهد داد.

از سویی امروز بر همگان و از جمله مسئولین دانشگاهی ثابت شده است که تجمعات دانشجویی اخیر و به خصوص تجمعات ۱۶ و ۱۷ آذر تجمعاتی خودجوش بوده و انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی نقشی در هدایت و یا سازماندهی آن نداشته است. انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی به عنوان نهادی منتقد، مستقل و با سابقه ای روشن، همچنان بنا دارد از تمام ظرفیت های قانونی موجود جهت بیان اعتراضات دانشجوبان استفاده کند و از این رو خود را در کنار دانشجویان و نه رهبر و یا هدایتگر آنها می داند و اساسا جریانات این چنینی را جریاناتی خودجوش، اجتماعی، مدنی و بی سر می شناسد و ادامه حیات آن را نیز وابسته به همین خودجوش بودن و دانشجویی بودن آن می داند.

۱- حملات و درگیریها و نوع سلاحهای سرد استفاده شده و حتی الفاظ به کار گرفته شده در تجمعات دو روز گذشته در دانشگاه، در تجمعات سابق دانشگاه تهران به هیچ عنوان مسبوق به سابقه نبوده و حضور و ورود بی سابقه نیروهای پادگانی از بیرون از دانشگاه به عنوان عامل اصلی خشونت، درگیری فیزیکی، استفاده از گاز فلفل، گاز اشک آور و باتوم الکتریکی شناخته می شود.

بر خلاف برخی دوستان که به صورت واکنشی در دام تهمت زنی و اتهام افکنی افتاده اند ما معتقدیم که استفاده از سلاح های این چنین و پرتاب گاز اشک آور کار هیچ دانشجویی نیست و برادرانه از همه دانشجویان از هر طیف و گروه و تشکلی درخواست می کنیم بر محور کوتاه کردن دست نیروهای امنیتی و غیردانشجو از دانشگاه متحد شوند و از یاد نبرند که چنین حوادثی «دانشجویی» نیست. در این زمینه انجمن اسلامی دانشگاه تهران ضمن تاکید دوباره بر بی کفایتی مسئولین دانشگاه تهران و شخص رئیس دانشگاه در حفظ امنیت دانشجویان چند نکته را عرض می نماید:

الف) انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران طی چند روز گذشته به صورت مکرر از مسئولین دانشگاه تهران تقاضای صدور مجوز برای برگزاری برنامه های رسمی و قانونی نمود تا ذیل چنین برنامه های دانشگاه متعهد به حفظ امنیت و آرامش دانشجوبان منتقد گشته و فضا برای طرح اعتراضات دانشجویان در فضای منطقی و آرام فراهم آید. فلذا درخواست برنامه ویژه ۱۶ آذر را با سخنرانی سید محمد خاتمی در روز ۱۷ آذر در تالار شهید چمران تسلیم مسئولین نمود و با پاسخ نه مسئولین روبرو گشت و در ادامه تقاضای برنامه ی دیگری ارائه داده است که هنوز پاسخی رسمی دریافت ننموده است.

متاسفانه از سویی خودداری مدیریت دانشگاه تهران از صدور مجوز برای چنین برنامه هایی سبب شد تا صف آرایی به صحن دانشگاه کشیده شود. و از سوی دیگر بی کفایتی مسئولین دانشگاه در جلوگیری از ورود لباس شخصی ها و خشونت طلب ها به دانشگاه سبب بروز درگیری در صحن دانشگاه شد.

مدیریت دانشگاه تهران امروز باید علاوه بر پاسخگویی به دانشجویان در برابر ادعاهای سردار فضلی در مورد دستور ریاست دانشگاه در ورود به کوی در ۲۵ خرداد، پاسخگوی عدم توانمندی خود در تامین امنیت دانشجویان و عاملیت خود در ایجاد درگیری در دانشگاه باشد.

همچنین تعداد زیادی از دانشجویان دانشگاه تهران ظرف دو هفته گذشته منتهی به ۱۶ آذر به دادگاه انقلاب یا کمیته های انضباطی احضار شده اند و تعداد قابل توجهی نیز بازداشت شده اند و در این دو روز سیاه نیز علاوه بر ضرب و شتم دانشجویان در داخل دانشگاه، بسیاری از دانشجویان نیز در هنگام خروج از دانشگاه دستگیر و به مکانهای نامعلومی برده شده اند.

مسئولین دانشگاه تهران و شخص آقای دکتر فرهاد رهبر، رئیس دانشگاه، باید در جلسه ای رسمی و عمومی در جمع دانشجویان حضور یابند و توضیح دهند چرا با وجود اینکه توانایی حفظ امنیت دانشگاه را از هجوم نیروهای امنیتی و لباس شخصی ندارند، همچنان بر حفظ این کرسی بی ارزش قدرت دنیوی پافشاری می کنند. گویا ایشان فراموش کرده اند که در تحصن دانشگاه تهران مورخه ۳۰ تیر ۸۸ و در میان فریادهای «استعفا، استعفا»ی دانشجویان زخم دیده با دانشجویان عهد بستند تا مدافع حقوق دانشجویان باشند.

ب) استفاده از سلاح های سرد در صحن دانشگاه و علیه دانشجویان بی دفاع جنایتی دردناک است و لازم است مسئولین دانشگاه تهران عاملان و حاملان چنین سلاح ها و خشونت هایی را به سرعت به دانشجویان معرفی کنند تا معلوم شود چه کسانی با چه اهدافی اقدام به چنین اعمالی نمودند؟ چگونه غیر دانشجوها با این همه سلاح به صحن دانشگاه راه یافتند؟ باید برای دانشجویان مشخص شود که چه کسانی و با چه اهدافی و از کجا با سلاح گرم (اسلحه کمری) قصد ورود به دانشگاه را داشته اند؟ چه کسانی و به قصد«فتح» چه چیزی به دانشگاه تهران آمده بودند و چگونه به خود اجازه دادند در هتک حرمت آشکار به همه مقدسات مذهبی نماز فتح نمایشی با قبله اشتباه برگزار کنند؟

علاوه بر هتک حرمت دانشگاه و دانشجویان تجاوز به ساحت اساتید نیز قلب هر بیداردلی را آزرده می سازد، حمله به دکتر زهرا رهنورد عضو هیئت علمی دانشگاه تهران باچه هدف و مجوزی صورت میگیرد و چه کسانی آن را سازماندهی میکنند؟

۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن محکوم کردن چندباره خشونت، ساختار شکنی و هرگونه اقدامات کور و رادیکال، از دانشجویان منتقد که در دو روز گذشته اعتراضات خود را در قالب مدنی پیگیری کردند تشکر کرده و از آنها تقاضا می کند همچنان بر عدم خشونت، عقلانیت و خویشتنداری، حرکت در چارچوب های قانونی و مسالمت آمیز و پرهیز از ساختارشکنی و شعارهای رادیکال پای فشاری کنند و حتی خشونت ورزی و حملات فیزیکی متحجران را بزرگ منشانه و در چارچوب اجتناب همیشگی از هرگونه خشونت پاسخ دهند تا عظمت خویش را در برابر حقارت آنان اثبات کنند و تداوم فعالیت خود را در چارچوب همین عقلانیت تضمین نمایند. اقدام دیروز دانشجویان در ترک سر در دانشکده فنی، پس از حمله فیزیکی به آنها، اقدامی قابل ستایش از سوی دانشجویان بود که همواره باید ادامه یابد.

۳- متاسفانه فضای دروغ پراکنی و تهمت زنی شکل گرفته در رسانه ها و سایت ها و خبرگزاری های منتسب به جریانات خاص، طی چند ماه گذشته و بالاخص چند روزگذشته، انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را آماج حملات چندباره ناجوانمردانه خود نموده است. این حملات قبل از هرچیز نشان دهنده بالندگی، اثرگذاری و قدرت انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دارد که بر مبنای آرمانهای اسلام ناب شکل یافته و بال گسترده است. «أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاء»(آيا ندانستى كه خدا چگونه مثلى زده است؟ كلمه پاك [كه اعتقاد واقعى به توحيد است] مانند درخت پاك است، ريشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است) (سوره ابراهیم-آیه ۲۴))

انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران ضمن اعلام برائت چند باره از این اتهامات، با ابراز ناامیدی از شکایت بردن به دستگاه قضا، شکایت را به آستان مقدس حضرت ولی عصر می برد اطمینان دارد کسانی که این گونه حیات خودرا در زیر پا گذاشتن اخلاق و انسانیت می یابند و در توهم «جنگ نرم در برابر فرزندان ملت»، «انسانیت» و «مذهب» را به مسلخ «تهمت» و «دروغ» میبرند، پاسخ عمل های خود را خواهند یافت و به حول و قوه الهی در مکر خود گرفتار خواهند آمد.

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران


 تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه با لباس زنانه چه با لباس مردانه
http://www.autnews.es/node/4897
18/9/388


انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک با صدور بیانیه ای ضمن تشکر از تمامی دانشجویان ایران به دلیل شرکت پرشکوه در تجمعات خود بر ضداستبداد کشور در روز دانشجو تشکر کرد.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این بیانیه همچنین با اشاره به تصاویری از مجید توکلی عضو این انجمن اسلامی پلی تکنیک که توسط تریبون های وابسته همچون ایرنا و فارس منتشر شده، آمده است: «اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس‌ مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بی‌خبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.»
 
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
 
و عشق را
کنار تیرک راه بند
تازیانه می زنند
آنک قصابان اند
بر گذرگاه ها مستقر
با کنده و ساتوری خون آلود
 روزگار غریبی است نازنین
 
دانشجویان ایرانی پس از سپری کردن روزهایی بسیار دشوار و خونبار طی سال های اخیر و به خصوص پشت سر گذاشتن کودتای انتخاباتی در ماه های گذشته، دیروز در مراسم های دانشجویی بار دیگر شجاعت و ایستادگی اشان را اثبات کردند. باید بر مقاومت و آزادگی دانشجویان که زندان، شکنجه، ضرب و شتم های وحشیانه، شهادت و اسارت را برگزیدند و آرامش جان را فدای آسایش آتی ایران زمین کردند، سجده نهاد.
 
16 آذر سال 1388 به راستی یادآور 16 آذر 1332 بود. روزی که از «سه قطره خون» آذران اهورایی مبارزه جوشید و همچنان پاسداشت این روز پس از 50 سال اينچنين برای دانشگاهیان مقدس است و در هر شرایطی تجمعات پر شور و باشکوه را در دانشگاه رقم می زنند. روز گذشته دانشگاه نماد انسانیت و اخلاق بود و نیروهای سرکوبگر و مزدور حکومت نماد زشتی و پلشتی.
 
آنان که با چماق ها و کارت های جعلی شان به خاک مقدس عرصه دانش پا نهادند و با وحشیگری و خشونت بی پایان به سنگربانان این عرصه یورش بردند، کوشش وافرشان را جهت برهم زدن و به خشونت کشانیدن تجمعات دانشجویی کردند و آخر کار همچون قوم مغول جز ویرانی بر دانشگاه ها و به اسارت بردن دانشجویان چیزی بر جای ننهادند.
 
دانشگاه پلی تکنیک نیز هم پای دیگر دانشگاه ها یکصدا فریاد آزادی بود و دانشجویان آزاده و حقیقی همراه و همرزم یکدیگر، آواز حقانیت خویش را سر دادند. تجمع باشکوه و تکرار ناشدنی دانشجویان امیرکبیر که با دعوت انجمن اسلامی این دانشگاه (که اولین قربانی پروژه نابودسازی انجمن های دانشجویی از آغاز به کار دولت نهم در دانشگاه های ایران بود)، نشان داد که در رگ های تک تک دانشجویان خون آزادی خواهی می جوشد. اما آنان که این روزها داعیه عدالت و صلح خواهی شان گوش فلک را پر کرده است، با دانشجویان چه کردند؟ سنگ ها را آنچنان به سوی فرزندان راستین ایران زمین پرتاب می کردند گویی در درونشان جز کینه و نفرت هیچ چیز نیست. چشمشان را بر شعارهای حق طلبانه دانشجویان بستند و دهان هایشان را گشودند، گاز های اشک آور را به محیط دانشگاه پرتاب می کردند و در نهایت اتوبوس هایشان را در مقابل درها مستقر نمودند و دسته دسته دانشجویان را به اسارت بردند. دستگاه های تبلیغاتی شان را که با پول مردم تأمین و اداره می شود، روشن کردند و دروغ پراکنی را آغاز کردند. همچون سردسته دروغگویشان، که جز به دشنام و دروغ زبان نمی گشاید، روز را شب جلوه دادند.
 
آنان که خروش آزادیخواهانه دانشجویان امیرکبیر را برنمی تابند باز هم همچون گذشته دست به کار ِ تخریب کرامت انسان های آزاده شده اند ولی بدانند آزادگی از آن آنانی ست که در راه آزادی خطر می کنند و به راستی مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان آزاده ای است که همیشه در دل ها و بر سر زبان های دانشجویان جاری است.
 
دیکتاتوری ایران باید که از سخنان و انتقادات مجید توکلی نسبت به استبداد موجود در کشور عصبانی باشد چرا که خود را همچون پادشاهی یافته است که دانشجویان لخت بودنش را آشکار کرده اند. اکنون نیز درمانده و وامانده از فهم شعارهای صریح دانشجویان، انتقام و کینه خود را از مجید توکلی آشکار کرده است.
 
اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبیدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس‌ مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی را پیدا نکرده اند. بی‌خبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
 
آنچه که مهم بوده و هست ایستادگی و مقاومت دانشجویان ایران برای به دست آوردن آزادی بوده و هست و بی‌شک این تلاش تا برقراری دموکراسی ادامه پیدا خواهد کرد چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه.
 
این سرکوبگران بی شرم امروز کسانی هستند که سال 85 پروژه «جعل نشریات» دانشگاه امیرکبیر را برای سرکوب فعالین دانشجویی این دانشگاه رقم زدند و پس از شکنجه های وحشیانه تلاش کردند از دانشجویان اعترافاتی دروغین برای دادگاه بگیرند. دادگاهی که در نهایت نشریات را «جعلی» دانست اما با این وجود مجید توکلی به همراه دو تن از دانشجویان بی گناه یک سال و سه ماه را در جبس گذراند. وی در بهمن سال گذشته نیز به هنگام شرکت در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان بازداشت شد تا بیش از سه ماه مجددا در زندان به سر برد.
 
پس  از آزاد شدن از زندان نیز، «تبعید شدن» به بندر عباس برای ادامه تحصیل آنچه بود که در این سرزمین به وی اعطا شد.  مجید گرچه در کمال بی‌عدالتی و بی قانونی به بندرعباس تبعید شد اما برای ادامه تحصیل از آغاز مهرماه امسال به بندرعباس رفته بود. حال رسانه های دروغ پرداز منتصب به دولت کودتا و سپاه پاسداران که مدیرانشان با مدارک جعلی و سهمیه به دانشگاه ها می روند مدعی شدند که وی از دانشگاه اخراج شده بود. سرکردگان کودتاگر که یکی پس از دیگری مدارک جعلی، مقالات کپی شده و اختراعات دزدیده شده شان قطار می شود، با رتبه های نجومی در دانشگاه های تهران تحصیل می کنند و در نهایت دانشگاه آکسفورد مدرک دکترا تقدیمشان می کند از عدم صلاحیت علمی کسانی می گویند که تنها به جرم آزادی خواهی برای دانشگاه و جامعه از تحصیل محروم گشته و تبعید شدند.
 
در سرزمینی که متقلبینی همچون کردان و رحیمی مدرک بگیرند، دزدانی همچون بهبهانی و کامران دانشجو از مقالات دیگران کپی کنند باید که مجید توکلی در نظر کودتاچیان دانشجوی اخراجی جلوه کند.
 
تک تک دانشجویان امیرکبیر که طی سال های گذشته به شکنجه گاه اوین فرستاده شدند دانشجویانی اند که در راه آزادی، آزادی اشان را قربانی می کنند و افتخار دانشگاهیان هستند، حتی اگر همچون مجید توکلی در مقابل دانشگاه با ضرب و شتم وحشيانه و جنون آميز بازداشت شوند و به زور مشت و لگد و با آثار زخم بر پیشانی و گوشه های چشمشان، مقنعه و چادر بر سرشان کنند و در مقابل دروبین بنشانندشان.
 
آنان اند که درس مقاومت را در شکنجه گاه ها و سلول های انفرادی تدریس می کنند. آنان اند که حتی اگر صد بار از دانشگاه برانند شان باز هم به منزلگاه حقیقی و راستین باز خواهند گشت و غاصبان این خاک را بیرون خواهند انداخت.
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر ضمن تقدیر و تشکر از دانشجویان مقاوم و مبارز در برگزاری تجمع باشکوه این دانشگاه به مزدوران و جیره خواران دولتی که فاقد مشروعیت اند، هشدار می دهد که هر چه بر آتش خاکسترگونه دانشگاه بدمید شعله ورتر خواهد شد و سرانجام ِ کار در آن خواهید سوخت. دانشگاه یاران بی باک و مقاوم خویش را تنها نخواهد گذاشت و تا به آخر بر سر آرمان های آزادی خواهانه خواهد ایستاد حتی اگر اوین دانشگاه شود.
 
به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آن که بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
 
انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر
(پلی تکنیک تهران)

۱۸ آذر  ۱۳۸۸



اعطای تنديس "تلاشگر حقوق بشر" كانون مدافعان حقوق بشر به آيت الله منتظری، دفتر آيت الله منتظری
http://amontazeri.com/farsi/default.asp
19/9/1388


كانون مدافعان حقوق بشر ايران در روز پنج شنبه 1۹ آذر ماه 13۸۸ مطابق با روز جهانی "حقوق بشر" با حضور در بيت آيت الله العظمی منتظری و طی ديدار و گفتگو، ضمن اعلام معظم له به عنوان برنده "تلاشگر حقوق بشر" در سال 13۸۸ اين تنديس را به آيت الله منتظری تقديم كردند. در اين ديدار آقايان : دكتر ابراهيم يزدی ، دكتر حبيب الله پيمان ، دكتر عبدالفتاح سلطانی ، دكتر محمدعلی دادخواه ، تقی رحمانی ، عبدالرضا تاجيک ، عطا?الله شيرازی ، حسين نوری زاده ، امير دليرسانی و خانم نرگس محمدی از اعضا? كانون مدافعان حقوق بشر ايران حضور داشتند.

در ابتدای اين مراسم آقای دكتر عبدالفتاح سلطانی وكيل دادگستری گفتند: "كانون مدافعان حقوق بشر هر ساله برای تقدير از كسانی كه حقوق بشر را رعايت و در اين راستا فعاليت میكنند تقدير میكند، كه امسال با تعطيلی كانون امكان برگزاری مراسم ويژه نبود. برای همين بناگذاشتيم خدمت رسيده از شما كه از قديم الايام در راستای تحقق حقوق بشر از ديدگاه اسلام فعال بوده ايد و عملا از حقوق زندانيان از سال 1360 به بعد دفاع كرده ايد و بر كاهش فشار بر آنان با هر ايده ، فرقه و فكری مؤثر بوده ايد و حتی از حقوق كسانی كه گفته میشود فرزند شما را به شهادت رسانده اند دفاع كرديد، لازم ديديم از شما تقدير و تشكر كرده و به طور مرسوم يک جايزه را تقديم نماييم . اميدواريم خداوند به شما عمر با عزت داده و ان شا? الله سايه شما بر سر ملت ايران مستدام باشد."

 سپس در همين زمينه آقای دكتر دادخواه ادامه دادند:
 "امروز از نظر جهانی روز حقوق بشر است ، برای همين خدمت شما رسيديم . همانگونه كه قرآن هنگام خطاب قرار دادن ، انسان و آدم را مورد خطاب قرار میدهد، اين نمادی را هم كه كانون مدافعان حقوق بشر خدمت شما ارائه داده اند، استوانه كوروش كبير است كه از نظر برخی مفسران همان ذوالقرنين است . در ابتدای آن اصول و منشوری را اعلام كرده كه بر پايه آن انسان آزاد باشد، كسی بر او سلطه نداشته باشد، بردگی را از ميان برداشت و سلطه را كلا نفی كرد مگر به انتخاب مردم كه چه كسی را برگزينند، و اين اختيار انسانی را به او يادآور شد. ولی متأسفانه در كشور ما خيلی از بايدها رعايت نمی شود. اميدواريم با توجه به نصايح بزرگانی چون حضرتعالی كه راه را از گمراهی نشان میدهند، فردايی روشن در انتظار ملت ايران باشد. و همان را میگوييم كه قرآن می فرمايد: (أليس الصبح بقريب ) و اين نويد خداوند در مورد مردم محقق خواهد شد."

پس از آن ، بيانيه كانون مدافعان حقوق بشر توسط سركار خانم نرگس محمدی قرائت شد. در بخشی از اين بيانيه آمده است :
"... كانون مدافعان حقوق بشر در سال 13۸۸ تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را به حضرت آيت الله العظمی حسينعلی منتظری تقديم میدارد. ايشان در زمينه های نظری و عملی و با ناديده انگاشتن مقام و قدرت دنيوی و برخورداری های ناشی از آن ، از حق و كرامت واقعی انسان دفاع كرده است . مواضع فقهی ايشان در مورد حقوق شهروندی همه ايرانيان ، تكيه و تأكيد بر مشروعيت حكومت بر اساس آرا? مردم و دفاع از حقوق مخالفان بر همگان روشن و آشكار است . آنچه كانون را در تقديم اين جايزه به شخصيت برجسته و علمی آيت الله ترغيب نموده ، مواضع عملی ايشان است . از جمله مخالفت با اعدام های بی رويه در سال های 1360 و 1367 ، مخالفت با سخت گيری حكومت عليه شهروندان و دفاع همه جانبه ، شجاعانه و مقتدرانه ايشان از جنبش سبز مردم ايران . كانون مدافعان حقوق بشر با تقدير از تلاش های اين عالم برجسته كه سالها حصر و محروميت و تحمل مرارت را برای ايشان به همراه داشته است ، و با تبريک به ايشان برای نيک نامی جاودانه شان در نزد ملت ايران ، با آرزوی سلامتی و تداوم راه پرارزش دفاع از حقوق انسانها، تنديس "تلاشگر حقوق بشر" را در 1۹ آذر ماه 13۸۸ مصادف با 10 دسامبر 200۹ و شصت و يكمين سالگرد اعلاميه جهانی حقوق بشر تقديم آيت الله العظمی حسينعلی منتظری میكند."
كانون مدافعان حقوق بشر


سپس آيت الله العظمی منتظری ضمن ابراز تشكر و قدردانی از اعضا? كانون مدافعان حقوق بشر كه در راه دفاع از حقوق شهروندان تلاش و كوشش میكنند، با اشاره به حوادث پس از انتخابات و برخوردهای تند و خشن با مردم معترض فرمودند:
هيچ يک از برخوردهايی كه با مردم شد شرعی و قانونی نيست و آمرين و عاملين ضامن و بدهكار مردم هستند. متأسفانه بين زن و مرد، پير و جوان هم تفاوتی قائل نشده اند; حتی زن ها و دخترها را بيشتر كتک زده اند. آقايان میگويند اين كارها را برای حفظ نظام انجام میدهند، من بارها عرض كرده ام ما مخالف حفظ نظام نيستيم اما حفظ نظام وجود نفسی ندارد، بلكه حفظ آن وجوب مقدمی دارد، يعنی نظام را ما میخواهيم كه در سايه آن احكام اسلامی اجرا شود نه اين كه به بهانه حفظ نظام احكام اسلامی و شرعی زير پا گذاشته شود و مرادتان هم از نظام شخص باشد. شما به چه مجوزی مردم را كتک میزنيد؟ برای اين كه شما را قبول ندارند؟! خب قبول نداشته باشند. مگر شما خداييد يا پيامبريد؟ آنچه كه شما به نام اسلام و دين انجام میدهيد موجب بدنامی برای اسلام میشود. چرا با مردم ، تند و خشن برخورد میكنيد؟

خداوند خطاب به پيامبر میفرمايد: (فبما رحمة من الله لنت لهم ولوكنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم واستغفرلهم و شاورهم فی الامر) يعنی : "ای پيامبر! چون تو نرمخو هستی مردم به تو گرايش دارند، و اگر تند و خشن بودی مردم از تو فراری میشدند. بعد میفرمايد: برای اين مردم طلب عفو كن ، برايشان استغفار كن و در امر حكومت با آنها مشورت كن ." شما آمده ايد خودی ها را هم غيرخودی میكنيد، در حالی كه قرآن میگويد: غيرخودی ها را از خود كنيد، با آنها مشورت كنيد، دستور واقعی اسلام اين است نه آنچه آقايان به اسم اسلام انجام میدهند و دستور میدهند مردم را به قصد كشت بزنند.

ايشان در ادامه فرمودند:
ضرر را از هر كجا بگيريد به نفع است . آقايان از اول ، انتخابات را منحرف كردند. بعد عده ای را زدند عده ای را زندانی كردند، بعد گفتند پرونده انتخابات مختومه شد. اگر مختومه شد پس ادامه بازداشت ها برای چه بود؟ مصاحبه های تلويزيونی برای چه بود؟ اعتراف گيری چرا؟ محاكمه بر اساس اعترافات تحت فشار برای چه بود؟! مگر بازداشتی ها به انتخابات مربوط نبودند؟ حالا كه پرونده اش را بسته اعلام كردند، بازداشتی ها را آزاد می كردند، از آنها معذرت خواهی میشد، چه بسا اوضاع به اينجا نمی رسيد كه هر روز ادامه پيدا كند. خودتان آمديد و ادامه اش داديد، خود شما تفرقه ايجاد كرديد و حالا آمده ايد از وحدت دم میزنيد؟! اگر به دنبال آرامش و وحدت هستيد برای چه بی گناهان را در بازداشت نگه داشته ايد و با فشار از آنها اعتراف میگيريد و بر اساس همان اعتراف ها محاكمه میكنيد و احكام سنگين صادر میكنيد؟ مگر روايت نداريم كه اعتراف تحت فشار و شكنجه و ارعاب اثری ندارد؟ بدانيد اين اعتراف ها ذره ای ارزش ندارد و بر خلاف موازين اسلام است .

زمانی كه ما در رژيم سابق زندان بوديم روزی ازغندی كه بازجوی ما بود به زندان آمد و عباس اشراقی را دستش را گرفت و برد. به او گفتم عباس را كجا بردی ؟ گفت : آزادش كردم . چون حالت صرع دارد و اگر در زندان بميرد در مجامع بين المللی برايمان مشكل درست میكنند. آنها عاقلانه برخورد میكردند ولی اين آقايان آقای بهزاد نبوی را كه داخل زندان نبود و برای عمل جراحی و معالجه چند روزی مرخصی داده بودند، در حال بيماری به زندان عودت داده اند. آيا اين عمل عاقلانه است ؟! يكی از هموطنان كردمان آقای احسان فتاحيان را دفعه اول به 10 سال زندان محكوم كردند، پس از تحمل زندان ايشان را به اعدام محكوم كردند! در حالی كه دادگاه تجديدنظر
حق ندارد مجازات را تشديد كند. چون 10 سال زندان از حداقل مجازات كمتر نبوده است و اين حكم برخلاف قانون است .

ما به اين آقايان میگوييم والله اين كشور مال ما مردم است و ما به كشورمان علاقه داريم . كشور هم حاكميت می خواهد و با شرايطش بايد برقرار باشد. اما كشور مطابق رأی و نظر مردم بايد اداره شود. امام حسن (ع ) طی نامه ای به معاويه مینويسند: پس از رحلت پدرم "ولانی المسلمون الامر من بعده " يعنی : پس از شهادت پدرم علی (ع ) مردم مرا ولی و حاكم قرار دادند. ايشان به معاويه نمی گويد: من حاكم هستم چون امام معصوم هستم بلكه رأی و اقبال مردم را مطرح میكند. پس همه كاره مردم اند. بنابراين بايد حقوق ملت استيفا شود.

در قانون اساسی فصل جداگانه ای هست به عنوان حقوق ملت ، آقايان اين اصول را ناديده گرفته اند. در آنجا حق اجتماعات ، اظهارنظر و آزادی مردم آمده است . مراد، آزادی مسئولان نيست بلكه مراد آزادی مردم است.

آيت الله خمينی در پاريس درباره آزادی میگفتند: "حتی كمونيست ها هم در حكومت آينده ما حق اظهارنظر دارند." حالا كه مسلمانها هم ، حتی آنها كه برای انقلاب زحمت كشيدند و زندان رفته اند را از حق اظهارنظر محروم میكنند، آنها را بازداشت میكنند و به زور اعتراف میگيرند كه ما ضد انقلاب و ضد نظام هستيم ! همه ما بر اساس آيات قرآن وظيفه داريم كه امر به معروف و نهی از منكر كنيم . صرف دعا كردن كافی نيست و فايده ندارد و نبايد دلمان را به اين كه گوشه ای بنشينيم و دعا كنيم خوش كنيم ، بلكه علاوه بر آن بايد در جای
خودش وارد شد و به وظيفه عمل كرد. امر به معروف و نهی از منكر هم مربوط به امور جزئی نيست بلكه مربوط می شود به امر جامعه و حكومت.

من لازم است همين جا از شما و تمام كسانی كه در فعاليت های حقوق بشری برای تمامی انسانها فارغ از قوم ، قبيله و عقيده تلاش میكنند تشكر كنم . در اين راه ملاكمان "انسان بما هو انسان " است . مولا اميرالمؤمنين (ع ) به مالک اشتر میفرمايد: با لطف و محبت با مردم برخورد كن چون كه مردم از دو صنف خارج نيستند: "اما اخ لک فی الدين او نظير لک فی الخلق ": "يا برادر دينی تواند يا مثل تو انسان هستند." بنابراين آنها كه میگويند اسلام را قبول نداريم هم بايد حقوقشان رعايت شود. در اين راه كه قدم برمی داريد قطعا مشكلاتی پيش میآيد، زندانی میشويد، از كار بی كارتان میكنند و فشارهای ديگر، ولی نااميد نشويد، بردبار باشيد چون قرآن میفرمايد: "انما يوفی الصابرون اجرهم بغير حساب ". ان شا? الله موفق و مأجور باشيد و از زحمات شما تقدير و تشكر میكنم.

در پايان اين ديدار، تنديس استوانه ای منشور حقوق بشر توسط دكتر ابراهيم يزدی ، دكتر حبيب الله پيمان و آقای تقی رحمانی به معظم له اعطا شد. اين تنديس بر اساس استوانه كوروش كبير و مربوط به 53۹ سال پيش از ميلاد ساخته شده است ، استوانه كوروش كبير به عنوان نخستين منشور حقوق بشر ناميده شده و به تمامی زبان های رسمی دنيا ترجمه شده است .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
دفتر آيت الله العظمی منتظری
13۸۸/۹/1۹



بیانیه ی مطبوعاتی عفو بین الملل: شدیدترین خشونت ها در ۲۰ سال گذشته
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25631
19/9/1388

ء• سازمان جهانی عفو بین المل در اعلامیه ای که روز دهم دسامبر منتشر کرد، نوشت ایران پس از انتخابات شاهد شدیدترین خشونت در ۲۰ سال گذشته بوده است. در این بیانیه گفته شده «رهبری ایران باید تضمین کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غیرقانونی و دیگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقیق قرار گیرد.» و «اعضای نیروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند باید سریعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هیچ وجه نباید کسی اعدام شود.» عفو بین الملل از آیت الله خامنه ای خواسته است به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقیقات اجازه بازدید از ایران بدهد ...

اخبار روز: سازمان جهانی عفو بین المل در اعلامیه ای که روز دهم دسامبر منتشر کرد، نوشت ایران پس از انتخابات شاهد شدیدترین خشونت در ۲۰ سال گذشته بوده است:


عفو بین الملل امروز در گزارش تازه ئی پس از انتخابات ریاست جمهوری در خرداد گذشته گفت: نقض حقوق بشر در ایران در حال حاضر در بدترین وضعیت در ۲۰ سال گذشته است.

حسیبا حاج صحراوی، معاون برنامه خاورمیانه و آفریقای شمالی گفت: «رهبری ایران باید تضمین کند که اتهامات فراوان شکنجه، شامل تجاوز، قتل های غیرقانونی و دیگر تعدی ها به طور کامل و مستقلا مورد تحقیق قرار گیرد.»

«اعضای نیروهای شبه نظامی و مسئولانی که مرتکب تعدی ها شده اند باید سریعا پاسخ گوی اعمالشان باشند و به هیچ وجه نباید کسی اعدام شود.»

عفو بین الملل از مقام رهبری ایران آیت الله خامنه ای می خواهد به دو کارشناس اصلی حقوق بشری سازمان ملل برای کمک به انجام تحقیقات اجازه بازدید از ایران بدهد.

حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقام رهبری باید به دولت دستور دهد گزارشگران سازمان ملل برای شکنجه و اعدام های فوری و خودسرانه را برای کمک به تضمین دقت و استقلال تحقیقات به ایران دعوت کند.»

«تحقیقات مقامات ایرانی تا به امروز ظاهرا بیشتر به قصد سرپوش گذاشتن بر تعدی ها بوده است تا کشف حقیقت.»

گزارش تازه نمونه هایی از تعدی های مقامات ایران را شرح می دهد که پیش از انتخابات خرداد، در طی آن و پس از آن با اعزام نیروی شبه نظامی بسیج و سپاه پاسداران به سرکوب اعتراض های توده ئی در مخالفت با نتایج انتخابات پرداختند.

گزارش شامل شهادت هایی از افرادی است که در طی اعتراض ها بازداشت شده اند و بعضی از آنها پس از آن ناگزیر از فرار از کشور گشته اند.

یکی از بازداشتیان پیشین می گوید او را در تمام مدت ۵٨ روز در بازداشتگاه بدنام کهریزک در یک کانتینر حبس کرده بودن و تنها پس از ۴٣ روز اجازه تماس با خانواده اش را به او دادند.

در طی بازجویی به او گفته شد که پسرش نیز بازداشت شده و در صورتی که خود او «اقرار» نکند به پسرش تجاوز خواهد شد. سپس او را به قدری با باتوم کتک زدند تا از هوش رفت. به گفته او بیش از ۷۰ بازداشتی دیگر در کانتینر در کنار او بوده اند.

یک بازداشتی پیشین دیگر، به نام علی خردنژاد، می گوید او امیر جوادی فر، یک دانشجو، را با لباس های پاره و پیشانی خونین دیده است و بعدا مطلع شده که او در اثر شکنجه و اذیت و آزارهای دیگر در طی بازداشت کشته شده است. پس از آن بود که این بازداشتی تصمیم گرفت با وجود خطر مشاهداتش را بیان کند.

حسیبا حاج صحراوی گفت: «مقامات باید نشان دهند که دست از تعدی های انجام شده در تابستان گذشته برداشته اند. آنها اکنون باید تضمین کنند که روش های برقراری نظم در اعتراض ها کاملا با موازین بین المللی اجرای قانون سازگار است و بسیج و دیگر نیروهای خشن را از خیابان ها بیرون ببرند.»

«تمام کسانی که دستگیریا بازداشت می شوند باید از شکنجه یا دیگر اذیت و آزارها محفوظ بمانند، زندانیان عقیدتی باید آزاد شوند و تمام کسانی که در محاکمه های ناعادلانه ـ شامل «محاکمه های فرمایشی» که مضحکه ئی از عدالت بود ـ محکوم شده اند، یا باید پرونده شان مورد بازنگری قرار گیرد یا آزاد شوند. تمام احکام اعدام باید کاهش یابد و تمام کسانی که هنوز محاکمه نشده اند باید از محاکمه های عادلانه برخوردار شوند.

سرکوب اعتراض ها ادامه داشته است. در طی سه هفته پیش از ۱۶ آذر، روز ملی دانشجو در ایران، ده ها تن از فعالان بازداشت و عده ئی دیگر از تحصیل محروم شدند و در آن روز شرکت کنندگان در تظاهرات با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفتند و بیش از ۲۰۰ نفر دستگیر شدند.

تحقیقات بین المللی

سطح تحقیقات دولتی که تاکنون انجام شده، بیشتر به نظر می رسد به قصد پنهان کردن حقیقت باشد تا آشکار کردن آن.

مقامات ایرانی دو هیأت را برای تحقیقات در باره بحران پس از انتخابات از جمله رفتار با بازداشتیان تعیین کرده اند: یک کمیسیون مجلس و یک هیأت سه نفره قضایی.

جزئیات کامل ماموریت و اختیارات این دو هیأت اعلام نشده و یافته های هیأت مجلس نیز منتشرنشده است.

مانفرد نواک، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای شکنجه وفیلیپ آلستون، گزارشگر ویژه سازمان ملل برای اعدام های فراقضایی، فوری و خودسرانه درخواست سفر به ایران کرده اند و هنوز در انتظار جواب مقامات به سر می برند.

حسیبا حاج صحراوی گفت: «این وظیفه مقامات است که به موارد گسترده نقض حقوق بشر درطی ناآرامی ها به روشی آشکار، شفاف و پاسخگویانه رسیدگی کنند.»

رقم رسمی کشته شده گان در خشونت های پس از انتخابات ٣۶ نفر اعلام شده است. مخالفان رقم مربوطه را بیش از ۷۰ نفر اعلام کرده اند.

پس از انتخابات، حداقل ۴۰۰۰ نفر در سراسر ایران دستگیر شدند. در هنگام نگارش این گزارش، حداقل ۲۰۰ نفر در زندان باقی مانده اند و برخی از آنها پس از فروکش کردن ناآرامی اولیه دستگیر شده اند.


گزارش های موردی

مورد ۱


ترانه موسوی، ۲٨ ساله، در روز ۷ تیر به همراه بیش از ۲۰۰۰ نفر تظاهرکننده دیگر برای بزرگداشت کشته شده گان ناآرامی ها به مسجد قبا در شمال مرکزی تهران رفت.

در آن روز عفو بین الملل گزارش های مختلفی دریافت کرد حاکی از این که نیروهای امنیتی خیابان های اطراف مسجد را بستند و ده ها نفر را دستگیر و پس از بازجویی در محل آزاد کردند. در حدود ۴۰ نفر گویا به بازداشتگاهی در خیابان پاسداران در نزدیکی منتقل و در اتاق بزرگی بازداشت شدند. برخی از آنها مورد بازجویی قرار گرفتند.

گفته می شود که ترانه موسوی، مثل بسیاری دیگر، پس از بازجویی آشفته و پریشان بود، گرچه معلوم نیست به او چه گفته شده است. سپس برخی از بازداشتیان را از آنجا احتمالا به زندان اوین و برخی دیگر را به یک کلانتری منتقل کردند. گویا ترانه موسوی در آنجا باقی ماند.

از اطلاعات گردآوری شده به وسیله عفو بین الملل چنین برمی آید که او در حدود پنج ساعت پس از دستگیری ناپدید شده است. چند روز بعد، پدر و مادر او از طریق یک تلفن کننده ناشناس مطلع شدند که به او تجاوز شده و او پس از سعی به خودکشی به بیمارستان امام خمینی در کرج منتقل شده است.

پدر و مادر او در بیمارستان متوجه شدند که نام او در بیمارستان ثبت نشده است. به آنها گفته شد که یک پرستار شخصی با مشخصات ترانه موسوی را دیده است، اما او را در حال بیهوشی از آنجا برده اند.

بنا به گزارش های تایید نشده، ترانه موسوی در روزهای بعد در زندان اوین مورد اذیت و آزار قرار گرفته، اما معلوم نیست که چه زمانی این اتفاق افتاده است.

بنا به گزارش، یک مقام ناشناس هجده روز پس از دستگیری او به پدر و مادرش اطلاع داده که یک جنازه سوخته که مشخصاتش با مشخصات ترانه موسوی تشابه دارد در بیابان های بین کرج و قزوین پیدا شده است.
خانواده او که تحت تهدید قرار گرفته بودند تا در باره سرنوشت دخترشان علنا حرفی نزنند برای تحویل گرفتن جنازه به قزوین رفتند. در آن زمان، پدر و مادر او به شدت مضطرب بودند و هیچ حرفی نمی زدند، حتا نمی گفتند که او را در کجا دفن خواهند کرد.

در روز ۲۶ تیر، وبلاگ نگارها به مورد ترانه موسوی پرداختند و آن را با کمیته پیگیری تعدی های پس از انتخابات تحت هدایت مهدی کروبی و میر حسین موسوی مطرح کردند. گمان می رود که مقامات زمانی که به زور این کمیته را در ماه سپتامبر تعطیل کردند، اسناد مربوط به ترانه موسوی را نیز ضبط کردند.

مورد ۲

ابراهیم مهتری، ۲۶ ساله، دانشجوی کامپیوتر است که قبلا از ادامه تحصیل محروم شده بود. او در ماه نوامبر از رنج و عذاب خود برای عفو بین الملل گفت.

مهتری در تاریخ ۲۹ مرداد در جلوی دفتر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی دستگیر شد. اسلحه¬ئی را به سوی او نشانه رفتند و او پس از شوک الکتریکی از حال رفت.

او می گوید او را به محلی در شرق تهران بردند که به یک اردوگاه نظامی می ماند. او را در سلولی به اندازه های تقریبی ٣/۱ در ۲ متر تنها گذاشتند که در تابستان گرم تمام مدت چراغی در آن روشن بود. از نوشته های روی دیوار آشکار بود که عده زیادی به تازگی دستگیر شده بودند.

او را منظما با چشمان بسته برای بازجویی می بردند. در آنجا او را به «همکاری با شبکه های فیس بوک» و وبگاه های متعلق به مخالفان، اعتراض به نتیجه انتخابات و همکاری با سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی متهم کردند.
بازجویان مرتب در حال فیلم برداری از او می خواستند که «اعترافات» خود را بنویسد و گاهی نیز دوربین را خاموش می کردند و به شکنجه او مشغول می شدند.

او می گوید: «آنها بارها به صورتم می زندند؛ زیر چشمانم، روی گردنم و سرم را با سیگار سوزاندند. مرا از سر تا پا از جمله بازوان و پاها مورد ضرب و شتم قرار دادند. مرا تهدید به اعدام و تحقیرم کردند...»
او شرح داد که چطور در اثر یک ضربه مشت به دهانش یکی از دندان هایش شکسته و شکنجه گران یک شیئی باریک را در سوراخ های بینی و مقعد او فرو کرده اند. سرانجام او «اعترافاتی» را که آنها می گفتند امضا کرد. تنها در روز آخر بازداشت، در حالی که به زحمت به هوش بود، به او اجازه دادند با پزشک دیدار کند.

ابراهیم مهتری پنج روز پس از بازداشت آزاد شد. او را با اتومبیل به خیابانی بردند و در حال خونریزی و نیمه بیهوش بیرون انداختند. معاینه در پزشکی قانونی که در حالی انجام شد که روشن نبود او کیست، ادعای او در مورد شکنجه را تایید و مستدل کرد. در این معاینه معلوم شد که در جاهای مختلف بدن او، از جمله در اطراف مقعدش، کبودی و سیاه شدگی، سائیدگی و سوختگی وجود دارد.

اما به محض این که مشخص شد که جراحت های او در اثر شکنجه به وسیله ماموران دولتی به وجود آمده و نه در پی آدم ربایی به وسیله جنایتکاران، تمام اسناد و مدارک ناپدید شد، به استثنای کپی گزارش پزشکی که ابراهیم مهتری توانسته بود کپی کند و پیوست این گزارش است.

مقامات از تحقیق در باره ادعاهای ابراهیم مهتری سر باز زده اند و به او و خانواده اش گفته اند که در صورتی که درباره شکنجه هایش چیزی بگویند عواقب شدیدی در انتظارشان خواهد بود.

مورد ٣

عفو بین الملل از طریق فعالان حقوق بشر در ایران، گروهی که در باره نقض حقوق بشر در ایران گزارش می دهد، از یک مورد دیگر شکنجه مطلع شده است.

یک بازداشتی ناشناس در باره تعدی به او در بازداشتگاه کهریزک سخن می گوید. او را ۵٨ روز در کانتینری در آنجا نگه داشته اند و تنها در روز چهل و سوم به او گفته اند در کجاست و اجازه داده اند با خانواده اش تماس بگیرد.
«به ما دستبند و چشم بند زدند و با کامیون به محلی ناشناس بردند... ما را به زیرزمین بردند... وقتی که چشم بندم را برداشتند، فهمیدم که در داخل یک کانتینر هستم. یک چراغ ۱۰۰ وات و یک مجرای هوا برای ورود هوا در آنجا بود. در داخل کانتینر ۷۵ نفر بودیم.

«در یکی از جلسات بازجویی، فیلمی از پسرم در خیابان های تهران نشانم دادند. بازجویم گفت که پسرم را بازداشت کرده اند و اگر من اعتراف نکنم به او تجاوز خواهند کرد. پس از تماشای فیلم اختیارم را از دست دادم و شروع کردم به فریاد کشیدن. به آنها التماس کردم به پسرم کاری نداشته باشند. به قدری مرا با باتوم زدند که از هوش رفتم و مرا به کانتینر برگرداندند.»



متن کامل مصاحبه صریح کروبی با لوموند
http://www.autnews.es/node/4951
20/9/1388

مهدی کروبی یکشنبه شب در مصاحبه ای با خبرنگار روزنامه لومند فرانسه به برخی نکات پس از انتخابات اشاره داشته است. متن کامل این مصاحبه در زیر آمده است:
 
* جنبش اعتراضی به رغم سرکوب و با گذشت از ۶ ماه از انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ، همچنان در ایران بر دوام است . ماهیت کنونی این جنبش چیست؟ آیا طبیعت و ماهیت آن در خلال ماههای اخیر دچار تغییر و تحول شده است ؟ اهداف و دستور کارهای جنبش کدام هستند ؟
 
** ماهیت جنبش اعتراضی امروز مردم ایران ریشه در تقلب و تخلفات گسترده انتخابات دهم ریاست جمهوری از سوی جریان حاکم دارد که حق مردم در تعین سرنوشت شان را نادیده گرفت. خواسته های این جنبش معقول، منطقی و در چارچوب قانون است. اصولا در انتخابات های گذشته نیز تخلفاتی در اجرا، نظارت و مراحل تائید و یا ابطال انتخابات انجام می شد و اعتراضاتی نسبت به آن از سوی کاندیداها صورت می گرفت، مانند دخالت نظامیان در دوره قبلی ریاست جمهوری در چند استان خاص به نفع آقای احمدی نژاد که با وجود اول بودنم در ۱۲ استان کشور، منجر به حذف بنده در زمان کوتاهی شد. البته در آن زمان من هم اعتراض کردم و هم هشدار جدی نسبت به دخالت های غیر قانونی نظامیان دادم وپیش بینی چنین روزی را کردم. انتخابات ریاست جمهوری دهم تفاوت هائی داشت که منجر به اعتراضات جدی مردم و نخبگان شد که شاید بتوان از دو جنبه به آن نگاه کرد. اول آنکه تخلفات انجام شده در این انتخابات بحدی بود که نشان از سهمیه بندی در اعلام آرا مطابق شعارها و برنامه های کاندیداها داشت. از آنجا شعارهای حقوق بشری و توزیع عادلانه ثروت نفت میان مردم از مهمترین مسائل این کشور است و بعضی ها در حکومت بشدت نسبت به آن حساسیت دارند، شاهد بودید که کمترین سهمیه، در این سهمیه بندی به آن تعلق گرفت. دیگر آنکه میزان تقلب و تخلف بحدی بود که مردم حس کردند عده ای در حاکمیت شعور آنان را به بازی گرفتند. مردمی که از سیاست های داخلی و خارجی آقای احمدی نژاد بشدت ناراضی بودند بطور داوطلبانه و برای تغیردر قوه مجریه روزها برای کاندیدای مورد علاقه خود کار کردند و مشتاقانه رای خود را به صندوق انداختند اما نتیجه اعلامی را نه تنها مغایر آرای خود، بلکه مضحک دیدند. جنبش خود جوش در اعتراض به این توهین و تحقیر ملی صورت گرفت و اتفاقا سرکوب و خشونت نتوانست آن را خاموش کند. تلاش در جهت ارتباط دادن این جنبش خودجوش و مردمی با بیگانگان و متعاقب آن سرکوب مردم اشتباه بزرگی بود که حاکمیت مرتکب شد و خسارات زیادی بر کشور و مردم تحمیل کرد. حوادث تکان دهنده بازداشتگاها از جمله کهریزک، جنبش اعتراضی را در جهت اصلاح مصمم تر کرد تا در مقابل مسیر انحرافی که آرمان های انقلاب و اصول قانون اساسی را زیر پا گذاشته بایستند.
 
* شما با شجاعت بسیار شکنجه و تجاوز در زندان و بویژه در زندان کهریزک را افشاء نمودید آیا این اعمال و رفتارها خاتمه یافته اند ؟ تحقیقاتی که مقامات وعده داده بودند به کجا رسیدند ؟
 
** من به عنوان عضو کوچک این کشور به وظیفه شرعی، ملی و قانونی خودم عمل کردم. خوشبختانه زندانیان آزاد شده از بند می گویند بعد از نامه های شما وضعیت زندان ها بهتر شد. در ارتباط با آزارهای جنسی در بازداشتگاه ها به نظر می رسد نامه ها کار خود را کرد و تاکنون اخبار دیگری مبنی بر آن دریافت نکردم. من در مقام مطلع و تا آنجا که توانستم تحقیق و ادله خود را مستند به مقامات قضائی ارائه کردم. وظیفه مسئولین قضائی کشور است که محیطی امن برای قربانیانی که نسبت به این امر ادعا دارند، بوجود آورند وبه این موضوع تکان دهنده رسیدگی کنند و متجاوزان را در هر موقعیتی هستند مجازات کنند. مسئولین قضائی همچنین باید مردم را در جریان تحقیقات و رسیدگی قضائی قرار دهند. ان شااله سرنوشت پرونده بازداشتگاه کهریزک که دستور بسته شدن آن صادر شد به سرنوشت پرونده حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر منجر نشود که تنها یک سرباز انهم برای ربودن یک ماشین ریش تراش متهم شد.
 
*برخی اشخاص از کشاندن شما به دادگاه و محاکمه شما صحبت کرده اند . این موضوع به کجا انجامیده است ؟
 
** همانطور که گفتم من بدنبال دریافت اخبار تکان دهنده و صحبت با تعدادی از قربانیان به وظیفه شرعی، ملی و قانونی خودم عمل کردم و هنگامیکه این کار را کردم خود را برای پرداخت هر هزینه ای آماده کردم. میدانید که دفتر حزب اعتماد ملی، روزنامه اعتماد ملی و حتی دفتر شخصی خودم پلمب شده و در حال حاضر امور کاری را در منزل دنبال می کنم. لذا از جنبه شخصی هزینه داده ام و هیچ نگرانی نسبت به پرونده سازی و هزینه های آتی ندارم اگرچه به نظر می رسد تبعات حقوقی و سیاسی این امر را دوستان می دانند. چهره های افراطی که صحنه گردان بسیاری از مسائل اخیر هستند شاید علاقمند به انجام آن می باشند که من نیز آماده پرداخت هر هزینه ای برای دفاع از حقوق ملتم هستم. این موضوع بیشتر جنبه سیاسی پیدا کرده تا قضائی.
 
* دانشجویان با شدت و حدت سرکوب می شوند اما همچنان عامل پویایی این جنبش سبز هستند که شما آنرا سرزنده نگه می دارید از آنجا که این دانشجویان عجله دارند ، رادیکال و خواستار تغییرات فوری هستند و جنب و جوش و هیجان آنها ممکن است به نفع سرکوب تمام شود، چگونه باید اتحاد و یک حرکت موزون واحد در طرح مطالبات را در جنبش حفظ کرد ؟ آیا برای گردهم آوردن و ملحق کردن حداکثری از لایه های جامعه مدنی به اهدف اصلاحات باید کار بلند مدت انجام داد؟
 
** همانطور که میدانید حرکت های اساسی در بسیاری از کشور ها از دانشگاه ها برخواسته است. دانشجو ظلم ستیز، عدالت طلب و آرمان گراست. بخوبی سالهای پر نشاط دانشجوئی در دانشگاه تهران را در نیمه دوم دهه چهل بیاد می آورم که دانشجویان سیاسی و با انگیزه چگونه مبارزه با رژیم شاه را دنبال می کردند. در کشور ما دانشجویان همواره منشا اثر و برکت بودند. در این سالها که بیش از سه میلیون دانشجو داریم آنان با شور و نشاط جوانی تلاش بسیار برای اصلاحات کرده اند و بخشی از آنان هزینه های سنگینی اعم از زندان ویا محرومیت از تحصیل پرداخته اند. بد نیست بدانید بدلیل ارتباط تنگاتنگ من با این عزیزان بخش اعظم دانشجویان سیاسی و تشکل های دانشجویان از جمله دفتر تحکیم و وحدت در انتخابات دهم از من حمایت کردند و اصولا بار اصلی ستاد من بدوش آنان بود. توصیه ما همواره به دانشجویان عزیز این بوده است که از حرکت های افراطی که زمینه سرکوب را فراهم می سازد، پرهیز کرده و فعالیت های مدنی خود را در جهت مطالبه حقوق قانونی خود سامان بخشیده و بطور مسالمت آمیز آن را پیگیری نمایند. در حاکمیت دو دسته با دو نگرش متفاوت داریم. عده ای معتدل و معقول و جمعی خشونت طلب که حیات سیاسی خود را در افزایش خشونت و سرکوب می بینند. در حال حاضر لایه های مختلف جامعه در حرکت های اعتراضی نسبت به انحراف از جمهوریت و اسلامیت نظام، مندرج در قانون اساسی وجود دارند. ادامه این حرکت و توسعه آن بخشی ایجابی است و بخشی سلبی. در بخش ایجابی باید کارهائی صورت پذیرد تا قشرهای مختلف جامعه با درک مناسب از مطالبات به حرکت اصلاح طلبی بپیوندند و در بخش سلبی سیاست های غلط دولت در عرصه های داخلی (اعم از سیاسی، اقتصادی و فرهنگی) و بین المللی (از جمله تنزل جایگه ایران در عرصه های بین المللی و ایجاد تشنج در روابط) موجب پیوستن قشرهای بیشتری از جامعه اعم از روحانیون، دانشگاهیان، زنان، بازاریان،کارمندان و … به این حرکت در سطح کل کشور شده و خواهد شد. اگرچه اقشار مختلف نگرش و تعاریف متفاوتی دارند اما وجوه مشترکشان بیش از موارد اختلافی است لذا همواره توصیه میکنیم مطالبات اساسی از جمله اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی در باب حقوق ملت که نادیده گرفته شده را باید از طرق مسالمت آمیز و با حضور پرنشاط پیگیری کرد.

* سرکوب کارآمد و نتیجه بخش به نظر نمی رسدو جنبش شما ادامه دارد. ظاهرا حکومت و اصولگرایان در قدرت در نحوه برخورد با اعتراضات دچار تفرقه بوده و اختلاف نظر دارند. آیا فکر نمی کنید که انجام یک آشتی ملی هنوز قابل طرح باشد ؟ یا اینکه گسست بین اصلاح طلبان و اصولگرایان قطعی و غیر قابل برگشت است؟ و چه آینده ای در این جهت را پیش رو می بینید؟
 
** مساله آشتی ملی بسیار خوب و معقول است و ظاهرا عقلای دو جریان مخالفتی با آن ندارند. اما باید به این نکته توجه کرد که آشتی ملی زمینه و بستری می خواهد که در حال حاضر چنین بستری وجود ندارد. در فضائی که عده ای میان صفر و صد تنها صد را می خواهند و برای حفظ آن هر عملی را مباح می شمارند زمینه آشتی ملی وجود ندارد. سرکوب هم چاره ساز نیست و نخواهد بود و تنها را حل معضل کنونی اعاده اعتماد متقابل میان مردم و حاکمیت است. در میان اصولگرایان بسیاری از چهره های معقول و معتدل بدنبال چنین فضائی هستند اما ظاهرا عنان و اختیار این امر بر عهده آنان نمی باشد. در شرائط فعلی بجای اصرار بر آشتی ملی، مناسب است به تساهل وتسامح، تحمل اندیشه دیگری، افزایش سعه صدر، نقد پذیری و امکان تضارب آرا بپردازیم. اگر چنین فضائی بوجود آمد و به آرا و اندیشه ها و نگرش ها احترام گذاشته شود آنگاه زمینه آشتی ملی نیز فراهم میگردد. من ایجاد فضای تحمل را مقدمه ای واجب برای حاکمیت عقل گرائی در کشور می دانم. آینده متعلق به ملت بزرگ ایران است. مردم ایران باهوش، حساس و پرتحمل هستند. آینده این کشور متعلق آنان است زیرا مردم همواره نشان داده اند نسبت به سرنوشت خود بسیار حساس هستند و با توجه به فرهنگی غنی، تمدنی کهن و تاریخی پر افتخار جایگاه مناسبت با نام ایران و ایرانی را خواستار هستند که ان شااله بدست خواهند آورد.

 
سرکوب بی سابقه هم چاره ساز نبود؛ دانشجویان یکصدا دیکتاتوری را تحقیر کردند / سپهر سعادت
http://www.rahesabz.net/story/5080/
18/9/1388


شبکه جنبش راه سبز(جرس):کاربرد خشونت عریان علیه  هزاران دانشجویی که طی دو روز گذشته برای اعتراض به حکومت دست به تجمع های مسالمت آمیز زده بودند از چنان وسعتی برخوردار بود که بسیاری از رسانه های معتبر بین المللی،گروهی از دولت ها و برخی نهادهای حقوق بشری نسبت به آن واکنش نشان داده اند.

بنابرگزارشها در 48 ساعت گذشته ده ها نفر از دانشجویان شهرهای مختلف کشور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند و از محل نگهداري و وضعيت عمومي اغلب بازداشت شدگان هنوز گزارشي در دست نيست.برخی گزارشها حاکی از بازداشت 204 دانشجو در روز شانزدهم آذر است و با احتساب افرادی که روز 17 آذر در دانشکده فنی دانشگاه تهران بازداشت شده اند تعداد دستگیر شدگان به مراتب افزایش یافته است.به نظر می رسد که بازداشت های دو روز گذشته بی سابقه ترین موج سرکوب دانشجویان از زمان تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 تاکنون باشد.

بی اعتنایی به تهدیدها

مقام های دولتی پیشتر هشدار داده بودند که با هرگونه تجمع اعتراضی در روز شانزدهم آذر برخورد خواهند کرد اما دانشجویان شهرهای مختلف بی اعتنا به این هشدارها،محوطه دانشگاه های خود را صحنه اعتراض به وضع موجود کردند و با شعارهای "مرگ بر ديكتاتور" ، "دانشجو مي ميرد،ذلت نمي پذيرد" و " يا حسين،ميرحسين" پايداري خود را در پيشبرد اهداف جنبش سبز نشان دادند.

نیروهای امنیتی برای سرکوب این تجمع ها علاوه بر دستگیری تعداد زیادی از معترضان اقدام به ضرب و شتم دانشجویان و استفاده از گاز فلفل و گاز اشک آور کردند اما در نهایت نتوانستند مانع شنیده شدن صدای معترضان شوند.

انبوه فیلم ها و عکس های منتشر شده از تجمع های دانشجویی روز شانزدهم و هفدهم آذر به خوبی گویای آن است که اراده دستگاه های امنیتی جمهوری اسلامی برای ممانعت از برگزاری تجمع های دانشجویی با شکست روبرو بوده است.لحن حاکی از عصبانیت دادستان کل کشور در مصاحبه مطبوعاتی دیروز(هفدهم آذر) نیز که به مانند همیشه حاوی تهدیدهایی برای برخورد با معترضان به حکومت بود نگرانی مقام های امنیتی را نسبت به غیرقابل مهار بودن اعتراض ها به شکلی عیان تر نشان می دهد.

نگرانی مقام های امنیتی این است که موج اعتراض ها علاوه بر تهران و شهرهای بزرگ به سایر شهرها نیز سرایت کند. فریادهای اعتراضی دانشجویان در برخی شهرهای شمالی کشور و شهرهایی مانند نجف آباد اصفهان در روز شانزدهم آذر می تواند نشانه های محکمی از سرایت اعتراض ها به شهرهای کوچک باشد.

سرایت اعتراض به شهرهای کوچک تر


برخی تحلیل گران پیش بینی می کنند با گسترده شدن موج اعتراض ها توان حکومت برای برخورد با مخالفان روز به روز فرسایش بیشتری پیدا خواهد کرد.این در حالی است که "میرحسین موسوی" به عنوان نماد رهبری جنبش سبز نیز در بیانیه خود به مناسبت شانزده آذر خطاب به حاکمان کنونی جمهوری اسلامی هشدار داده بود که با تداوم سیاست های سرکوب گرانه نمی توانند مشکلات را حل کنند.او در بخشی از بیانیه خود آورده بود: 16آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟"

هدف موسوی از بیان چنین اظهاراتی نشان دادن استیصال مقام های امنیتی در برخورد قهر آمیز با معترضان بوده است و تداوم سرکوب دانشجویان دانشکده فنی دانشگاه تهران در روز هفدهم آذر می تواند سندی بر درستی اظهارات موسوی باشد.

حضور حدود 50 نفر از نیروهای لباس شخصی مقابل دفتر کار مهندس موسوی در فرهنگستان هنر و تلاش ها برای حمله به زهرا رهنورد نیز نشانه هایی دیگر از عصبانیت هواداران دولت نسبت به تداوم موج اعتراضی است.

آماده برای گام های بعدی


هواداران دولت در رسانه های خود مدام بر این تحلیل پافشاری می کنند که کنترل اوضاع جز از طریق دستگیری رهبران جنبش سبز میسر نیست.آنها از دستگاه امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی می خواهند که برای کامل کردن حلقه سرکوب ها افرادی مانند "میرحسین موسوی" ،"مهدی کروبی" و "محمد خاتمی" را بازداشت کنند.با این حال هواداران جنبش سبز هشدار داده اند در صورت بازداشت رهبران جنبش به حرکت های اعتراضی خود با شدت بیشتری ادامه خواهند داد.برخی تحلیل گران نیز با اشاره به ویژگی های جنبش سبز ایران معتقدند که این جنبش حتی در غیاب رهبران قادر به پیشبرد مطالبات خود خواهد بود و با دستگیری و بازداشت چهره های سرشناس آن نمی توان موج اعتراض ها را سرکوب کرد.حرکت های اعتراضی دامنه دار در 5 ماه گذشته علیرغم بازداشت ده ها نفر از چهره های سیاسی و مطبوعاتی و دانشجویی اصلاح طلب می تواند سندی بر درستی این تحلیلها باشد

موج فراخوان ها و برنامه ریزی های اینترنتی برای برگزاری تجمعات اعتراضی در دهه اول محرم نیز که از روز گذشته به وفور در شبکه های اجتماعی هواداران جنبش سبز دیده می شود دلیل دیگری بر ناکارآمدی سیاست های سرکوبگرانه دولت در از بین بردن انگیزه مخالفان است. برخی پیش بینی ها حاکی از آن است که موج اعتراض های دانشجویی ممکن است تا ابتدای محرم ادامه پیدا کند و آن زمان با عمومی تر شدن تجمعات دشواریهای کنترل اوضاع را برای نیروهای امنیتی به مراتب سخت تر سازد.








Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger! Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger!

۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه

Gah-Name 44



با گسترش بازداشتها و پرونده سازی برای توکلی ناآرامی در دانشگاه ها ادامه دارد / سامناک آقایی
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-017cb61785.html
19/9/1388

در پی بازداشت مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و گزارش سایت های دولتی در مورد دستگیری وی با لباس زنانه، دانشگاه ها همچنان در فضایی ملتهب به اعتراضات ضددولتی ادامه می دهند.

بر اساس گزارش های رسیده روز گذشته نیز علاوه بر دانشگاه های تهران، دانشگاه های دولتی و آزاد مشهد، قزوین، کرج، اصفهان و شیراز، شاهد اعتراضات وتجمعات دانشجویی بود. اعتراضات روز گذشته دانشجویان شهر های مختلف کشور به دنبال دروغپردازی و تصاویری که از سوی سایت های وابسته به نیروهای امنیتی ـ نظامی در مورد مجید توکلی فعال دانشجویی شناخته شده منتشر شد، با حمایت یک پارچه از این فعال دانشجویی همراه شد.

در همین خصوص انجمن اسلامی پلی تکنیک با صدور بیانیه ای تاکید کرد: "نه تنها مجید توکلی، بلکه تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه بالباس زنانه و چه با لباس مردانه."

مجید توکلی و یک سخنرانی

مجید توکلی که در پی یورش نیروهای امنیتی و بسیجی به مراسم روز دانشجو در دانشگاه پلی تکنیک دستگیر شد، از جمله فعالان دانشجویی شناخته شده طی سال های اخیر است که قبل از این نیز به دنبال پروژه تخریبی جعل نشریات از سوی بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی، متحمل پانزده ماه حبس زیر شکنجه شد. وی روز شانزده آذر با حضور در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در جمع صدها تن از دانشجویان معترض پلی تکنیک برای دقایقی به سخنرانی پرداخت. این فعال دانشجویی در سخنان خود که با استقبال پرشور دانشجویان روبرو شد، با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، با اشاره به سرکوب ها و خون های ریخته شده و تجاوزها در زندان ها، بر ایستادگی و مقاومت دانشجویان همراه با مردم در مقابل استبداد حاکم تاکید کرد.

عضو بازداشتی انجمن اسلامی پلی تکنیک در بخش دیگری از سخنرانی خود با تاکید بر اینکه روز دانشجو روز فریاد زدن بر سر استبداد است، خطاب به دانشجویان گفت: "به پاس احترام به مردمی که شش ماه است با اعتراضات مسالمت جویانه علیه سرکوب ها و خونریزها به پا خاسته اند و امروز نیز به حمایت ما آمده اند، وظیفه ماست که با حضور در کنار در های دانشگاه از مردم حاضر در مقابل دانشگاه تشکر و اتحاد خود با مردم را محکم تر کنیم."

دفاع از دانشجویان دربند

منابع دانشجویی علت اصلی بازداشت توکلی و اقدامات سایت های حامی دولت کودتا را سخنرانی پرشور وی در جمع دانشجویان می دانند. روز گذشته بعد از دستگیری مجیدتوکلی، ابتدا خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از توکلی مدعی شد که وی با لباس زنانه در حال گریز از محل بوده که دستگیر شده است.

انجمن اسلامی پلی تکنیک در واکنش به چنین پرونده سازی علیه عضو بازداشتی خود با صدور بیانیه شدید الحنی نوشته است: "آنان که خروش آزادیخواهانه دانشجویان امیرکبیر را برنمی تابند باز هم همچون گذشته دست به کار ِ تخریب کرامت انسان های آزاده شده اند ولی بدانند آزادگی از آن آنانی ست که در راه آزادی خطر می کنند و به راستی مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان آزاده ای است که همیشه در دل ها و بر سر زبان های دانشجویان جاری است. دیکتاتوری ایران باید که از سخنان و انتقادات مجید توکلی نسبت به استبداد موجود در کشور عصبانی باشد چرا که خود را همچون پادشاهی یافته است که دانشجویان لخت بودنش را آشکار کرده اند. اکنون نیز درمانده و وامانده از فهم شعارهای صریح دانشجویان، انتقام و کینه خود را از مجید توکلی آشکار کرده است. اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس‌ مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی پیدا نکرده اند. بی‌خبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه."

 بازداشت گسترده در دانشگاه مشهد


اعتراضات دانشجویی روز گذشته در دانشگاه های چند شهر کشور با بازداشت گسترده دانشجویان همراه بود. تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان دستگیر شده در 16 آذر، برای دومین بار با حمله نیروهای بسیجی و امنیتی رو به رو و منجر به ضرب و شتم و دستگیری دستکم هفتاد دانشجوی این دانشگاه شد.

یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی در گفتگوی کوتاهی به روز گفت: "این تجمع با حضور بیش از 2000 تن از دانشجویان در مقابل در آمفی تاتر برگزار شد. دانشجویان معترض با در دست داشتن پرچم ها و نمادهای سبز، شعار هایی چون»کروبی بت شکن بت بزرکو بشکن» و «مرگ بردیکتاتور  سر می دادند که با حمله ناگهانی دستکم چهل تن از بسیجی ها مواجه شدند."

وی سپس ادامه داد: "وقتی نیروهای بسیجی با مقابله ومقاومت دانشجویان روبرو شدند و هشدار معاون فرهنگی دانشگاه نیز برای پایان دادن به تجمع کارساز نشد شمار زیادی از نیروهای امنیتی وارد محل تجمع شدند و همراه با نیروهای بسیجی شروع به ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان کردند."

وی در پایان با اشاره به اینکه تعدادی از هفتاد دانشجوی بازداشت شده چند ساعت بعد آزاد شدند، گفت: "اما به طور مشخص از سرنوشت سیزده تن از آنان که از دانشجویان فعال این دانشگاه هستند خبری در دست نیست. شمار کثیری از دانشجویان طی فراخوانی اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی فوری آنان، فردا نیز دست به تجمع خواهند زد."

افزایش شمار دانشجویان بازداشتی

در حالی که دانشجویان دانشگاه های تهران، شیراز، اصفهان و چندین شهر دیگر کشور مصمم به ادامه اعتراضات خود در دانشگاه ها هستند، منابع خبری از افزایش شمار دانشجویان بازداشت شده در دو روز گذشته خبر دادند. آمار دانشجویان بازداشت شده در حالی رو به افزایش است که به گفته مقامات انتظامی تنها در تهران و فقط در 16 آذر بیش از دوست دانشجو بازداشت شده اند.  تاکنون آمار دقیقی در مورد دانشجویان بازداشتی در شهرهایی چون تبریز، همدان، اهواز، اصفهان، کرج منتشر نشده است.

در شیراز با بازداشت دو دانشجوی دیگر به نام های سعید آگنجی و راضیه جعفری، شماردانشجویان بازداشت شده در دو روز گذشته به هشت تن رسید. خبرنامه امیر کبیر در این باره نوشت: "در روز 16 آذر شش فعال دانشجویی شیرازی به نام های سید محمد محسن موسوی، سبحان حیدری، نجما رنجبر، سید محمد حسینی، سعید لطفی و مسعود مهدوی فر بازداشت شده اند. در مجموع  ازبعد از سیزده آبان تاکنون بیش از سی دانشجوی معترض در شیراز بازداشت شده اند که از سرنوشت و وضعیت آنان تاکنون خبری منتشر نشده است."

در تهران هم با ادامه اعتراضات و دستگیری ده ها دانشجو در 16  آذر، روز گذشته منابع خبری و حقوق بشری از بازداشت دست کم هشت تن دیگر خبر دادند: فرزاد کلبعلی، طاهر دهخوارقارنیان، نويد سلطان پور، مجتبی هاشمی، نیلوفر اثباتی، بردیا نجار، مهدی بلخاری و میثم حسینی در دو روز گذشته بازداشت شده اند.

از سوی دیگر منابع محلی در کردستان نیز اسامی پانزده دانشجوی بازداشت شده در تهران و شهرستان ها را منتشر کردند. احمد اسماعیلی، آمانج رحیمی، عبدالله عارفی، پخشان عزیزی، لیلا محمدی، سروه ویسی، هژار یوسفی، امجد کردنژاد، ناصراحمدی، عباس کاکایی، علیرضا مرادی و سجاد مردای در بین دانشجویان بازداشت شده دانشگاه های تهران هستند. ادریس مولودی در بانه و سهراب کرمی هم در قروه دستگیر و روانه زندان شده اند.


قصه تحقیر مجید توکلی، قصه حقارت زنان سرزمین من هم هست / مسیح علی نژاد
http://www.autnews.es/node/4901
18/9/1388

ماجرای مجید توکلی از یک منظر دیگر:

حکایت حقارت حضرات را شنیده اید. آنقدر حقیر شده اند که پنداشته اند انتشار عکس مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک در لباس زنانه، یعنی تحقیر کردن دانشجو و گذاردن نام او در کنار نام بنی صدر و یاد آوری قصه های ساخته و پرداخته دیگری چون فرار با لباس زنانه، احتمالا جنبش را زمین گیر و سرخورده می کند.
 
حتما این حکایت را هم گوشه و کنار خوانده اید:
 
مردی ژاپنی در اوایل انقلاب در تهران زندگی می کرد، روزی با همسر خود به یک رستوران رفت. در آنجا از همسرش خواستند که روسری به سر کند و سپس یک روسری هم در اختیار او قرار می دهند. مرد ژاپنی ار آنان تقاضای یک روسری اضافه می کند و بعد خودش آنرا به سر کرد. وقتی پیشخدمت های رستوران توضیح دادند که فقط زنان باید حجاب داشته باشند و نه مردان ، در پاسخ گفت: "اگر همسرم مجبور است کاری را خلاف میل خود انجام دهد ، من هم وظیفه خود می دانم که با او همراهی کنم
 
به صحت و سقم هیچ کدام از این دو حکایت کاری ندارم از طرفی تردید ندارم طرفداران جنبش اعتراضی ایران و منادیان آزادی خوب می دانند آنچه موجب حقارت مجید توکلی شده است، لباس زنانه نیست، بلکه اجبار آن و انتشار عکس های آن، نوعی کوبیدن بر طبل تحقیراست که این چیز جدیدی نیست. بخش های چشمگیری از زنان ایران هیچ اعتقادی به حجاب و پوشش اجباری ندارند و سالهاست که با اجبار روسری و گاهی چادر هم به سر می کنند.
 
بر این اساس به گمانم قصه مجید توکلی عزیز و عکس هایش قصه حقارت بخش هایی از زنان سرزمین من است.
 
باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند.
 
من از رذالت مردانی خنده ام می گیرد که با انتشار این عکس ها به یادمان آورده اند که به اجبار روسری و چادر بر سر انداختن چه بر سر مرد و چه بر سر زن آنقدر زشت و زننده است که ارزش عکس و خبر شدن دارد.
 
و اما نکته دیگر: اگر باز هم فرض را بر این بگذاریم که خبرهای کودتاگران درست بوده و ترس، دانشجو را ناگزیر به فرار کرده است، کجای این ترس بالیدن دارد که دولتی هراس ملت اش را به نمایش عمومی می گذارد؟ درست مثل سردار کودتا که با افتخار اعلام می کند: دکتر کهریزک از ترس بازداشت، خودکشی کرده است. در زندان و بازداشتگاه چه می گذرد که ترس از آن موجب خودکشی و فرار می شود ؟ شگفتا که همین موجب ننگ عار یک سیستم بیمار نمی شود تا حداقل رسوایی خودش را آنقدر ساده لوحانه جار نزند و عکس و خبر منتشر نکند که ایها الناس ببینید چه گل و بلبلی هست جمهوری اسلامی که دانشجو ودکتر اش از قانون می ترسند و مرگ و فرار را به افتادن در دام بازجویان متجاوز و قاتل بازداشتگاهها ترجیح می دهند.
 
پس به جای احساس سرخوردگی کردن از قصه مجید باید به او بالید که کودتاگران را در دو دام انداخته است.
جار زدن رسوایی خودشان. یک: روسری و چادر به اجبار زشت و مضحک است. دو: قانون و قضای حاکمیت چنان هراس انگیز است که دانشجو را وادار به فرار با لباس مبدل می کند. (فرض بر درستی خبر).
 
حال.

در نظر بگیرید اگر بخشی از معترضان مذکر مثل همان مرد ژاپنی تصمیم می گرفتند در دفاع از زنانی که به اجبار وادار به رعایت حجاب می شوند روسری به سر کنند، آنوقت خبرگزاران دولت چه می کردند وقتی می دیدند که جمعیتی بر این اجبار می خندد و در یک حرکت نمایدن روسری و چادر به سر مردان شده است؟ اگرچه می دانم به دلیل تفکر ریشه ای مردسالارانه، چنین ابتکار عملی از مردان ایرانی بعید است اما آیا باز هم خبربیاران دولت کودتا با افتخار حاضر به انتشار عکس های به تمسخر گرفتن پوشش اسلامی خواهند بود؟ کاری که خود کرده اند و خود خندیده اند.
 

حسین کروبی مطرح کرد:شباهت های حسین شریعتمداری با شعبان بی مخ!ء
http://tagheer.cz.cc/fa/archives/1388,09,18/2134
18/9/1388


تغییر : حسین کروبی به مطالب روزنامه کیهان که روزگذشته به مهدی کروبی توهین بی سابقه ای کرده بود، واکنش نشان داد.

به گزارش تغییر روزنامه کیهان روز ۱۷ آذر در خبر ویژه خود که به اتفاقات روز دانشجو پرداخته بود، مهدی کروبی را "شعبان بی مخ "خوانده بود.

حسین کروبی در واکنش به این توهین مبرز که توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان منتشر شده است ، خطاب به وی گفت: آقای شریعمتمداری شعبان بی مخ عامل اجرایی کودتای ۲۸ مرداد بود که از رژیم پول می گرفت و در کنار دژبان ها اقدام به سرکوب مردم می کرد. او عامل اصلی رعب و وحشت مردم بود. قداره بند بود و در قالب یک نیروی لباس شخصی اما عامل حکومت، آزادیخواهان را با چاقو و قمه زخمی می کرد و بعد که آنها به زندان می افتادند ، در نقش بازجو، به زندان می رفت و آزادیخواهان ایرانی را شکنجه می کرد. اما شما آیا هیچ اندیشیده اید که گذشته و امروزتان چقدر شبیه همان شعبان بی مخی که مثالش را زده اید است؟ اگر شعبان بی مخ در خیابان های تهران قدیم عربده می کشید و سعی در ترساندن مردم داشت، امروز شما بر اریکه سیاهی که روزگاری افتخار ملی بود، نشسته اید و همان رفتارها را تکرار می کنید. او با قمه خود زهر از چشم مردم می گرفت در دیوار آهنین خود حاشیه امنیتی داشت. شما نیز با قلم سمی اتان ، همان رفتارها را تکرار می کنید. موجب وحشت مردم می شوید و همچنان از حاشیه امنیت برخودارید. برای هر کس که بخواهید پرونده می سازید و کیهان خودتان را با کیهان خداوندی اشتباه می گیرید و به جای الله می نشیند و برای این و آن حکم صادر می کنید. شما کیهان را با زورخانه گویا اشتباه گرفته اید. هشدار می دهم تاریخ را بخوانید و بدانید که چه بر سر او آمد. مردم در روز تاریخی ۱۵ خرداد ، به زورخانه او ریختند و زورخانه او را به آتش کشیدند و او در نهایت از سر استیصال و بی پناهی از کشور گریخت.

حسین کروبی در ادامه گفت: پدر من نه تنها مانند برخی اهل بزم نبوده بلکه اهل رزم بوده. سابقه مبارزات او از قبل و بعد از انقلاب درخشان است و همیشه مانند مرادش آن پیر سفر کرده، مقابل ظلم ایستاده است. هرگاه خطایی دیده گوشزد کرد و خود را به علت آن که روحانی است و در دامان حکومت روحانیان زندگی می کند، اسیر نکرده است. پس بدانید که روی سخنتان با چه کسی است و بدانید که به چه راهی می روید. این روزها، روزهای مقدسی است. از کرده خود ابراز ندامت کنید و به مردم بپیوندید. باشد که خدا از گناهان بی شمار شما در گذرد.


ء16 آذر و ادامه راه / کاری از گروه تحلیلگران انقلاب سبز
http://www.facebook.com/home.php?#/notes/nqlb-sbz/mhm-tlyl-16-dr-w-dmh-rh/195732689089
18/9/1388


مراسم یادبود 16 آذر به راستی یگ گردنه در مسیر سبز جنبش مدنی ایران بود. پس از تصرف دو تظاهرات رسمی روز قدس و 13 آبان، جنبش برای اولین بار، به مناسبتی رسید که شامل راهپیمایی عمومی نمیشد. به همین دلیل بسیاری از گروه ها و شخصیتهای فعال، از دعوت عمومی مردم به شرکت در تظاهرات خودداری کردند تا 16 آذر امسال به مراسمی کاملا مردمی و خودجوش تبدیل شود. 16 آذر 88 نقطه شروع مجددی برای جنبش سبز است، چرا که پس از گذشت شش ماه نه تنها فروکش نکرد، بلکه توانست بدون مخفی شدن در پشت تظاهرات رسمی، خود را بر کودتاچیان تحمیل کند. باید اذعان داشت که عموم مردم (با پیشگامی دانشجویان) این گردنه را با موفقیت کامل پشت سر گذاشتند و جنبش سبز با این حضور، وارد مرحله ای دیگر از سیر رشد خود شد، به طوری که میتوان گفت دستاوردهای رخداد 16 آذر، به مراتب درخشان تر و موثر تر از مراسم روز قدس و 13 آبان است و تاثیری اساسی در تداوم جنبش سبز خواهد داشت.

در ادامه برخی از نکات برجسته مراسم 16 آذر، به طور مختصر مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.

1. تلاش رهبر نظام برای عدم موضعگیری (به خصوص در سخنرانی عید غدیر) با واکنش سنجیده دانشجویان و مردم رو به رو شد. واضح است که او تلاش میکند خود را از درگیری کنونی کنار بکشد و سیاست صبر و انتظار پیشه کند تا در موقعیت مناسب خود را به طرف پیروز بچسباند. به همین دلیل است که رهبر نظام، بر خلاف گذشته دیگر از جنایات سپاه و مهملات رئیس دولت کودتا دفاع نمیکند. اما این کافی نیست چرا که حرف نزدن و تصمیم نگرفتن موجب سلب مسئولیت نمیشود. 16 آذر نشان داد که مسئله از بحث و مشاجره بی فایده در مورد تقلب یا عدم تقلب فراتر رفته و جنبش به طور کامل بر آرمان حاکمیت ملی تمرکز کرده است و تا زمانی که رهبر نظام موضع خود را در خصوص حاکمیت ملی روشن نکند، تحت فشار خواهد بود. شعارهای دانشجویان و مردم در 16 آذر نشان داد که روند شفافیت در عرصه سیاست ایران به مسیری بازگشت ناپذیر افتاده است و اگر رهبری بیش از این به انفعال و کلی گویی ادامه دهد، از طرف همه جناح های درگیر مورد تهاجم قرار گرفته و در نهایت حذف خواهد شد. اما اگر چنانکه به او نصیحت شد، موضع خود را روشن کند، هنوز این فرصت را دارد که از کمک و همکاری یکی از طرفین برخوردار شود.

2. حضور موثر و همدلانه مردم و دانشجویان در مراسم 16 آذر، ناکارآمدی و شکست سیاست سرکوب کودتاچیان را اثبات کرد و مردم بدون ترس و با آمادگی کامل به خیابانها ریختند. اکنون کودتاچیان به شدت ترسیده اند؛ اژه ای رسما اعلام کرد که دولت قادر به کنترل اوضاع نیست و دست به دامن پدر و مادرها شد و فرمانده پلیس تهران هم به دروغ اعلام کرد که بسیج ماموریتی در این روز نداشته است. ترس و دروغگویی رجب زاده نشان میدهد که حکومت قادر به پذیرش مسئولیت اعمال خود نیست؛ این یعنی دولت اقدامات ضد امنیتی انجام میدهد و همین مسئله برای ایجاد اجماع ملی در خصوص لزوم مقابله با ناامنی دولتی کافیست.

3. در مراسم 16 آذر امسال، شکست نظریه "جنگ نرم" اثبات شد. سردار فضلی تلاش کرد با فریبکاری در خصوص "تدابیر فرهنگی" و "تقدیم گل"، مردم را به صورت نرم، فریب دهد، اما مردم این بار با آمادگی قبلی آمدند و مانند 13 آبان غافلگیر نشدند. مسلم است که اگر کودتاچیان قصد آشتی با دانشجویان را داشتند، ابتدا به دانشجویان زندانی در اوین گل تقدیم میکردند. باید توجه داشت که فرماندهی کنونی سپاه، این نیرو را در مسیر انزوا و انحلال پیش میبرد و این بر عهده اعضا و فرماندهان متعهد نیروهای نظامی است که به فکر آینده خود و سازمان متبوعشان باشند و هر چه زودتر راهی برای بازگرداندن نیروهای نظامی به مسیر درست خود پیدا کنند تا جای غضب و خشم ملت، از کمک مردم برخوردار شوند.

4. با تلاش و مداومت چند ماهه ای که به ابتکار گروه انقلاب سبز وصفحه حامیان میرحسین موسوی و سایر فعالان آغاز شده بود، بانگ الله اکبر به رسانه جنبش سبز تبدیل شد؛ رسانه ای که نه تنها با قطع اینترنت، بلکه حتی با قطع برق هم از کار نمی افتد. پس از هفته های اول اعتراضات که بانگ الله اکبر شبانه رو به خاموشی رفت، ابتکار استفاده از این شعار برای روحیه دادن در شب قبل از تظاهرات روز قدس، باعث شد که از این کنش به صورتی هدفمند و به عنوان یک رسانه استفاده شود. با تداوم این کار در شب قبل از 13 آبان، اینک بانگ الله اکبر – فراتر از محتوای مذهبی آن – به عنوان یک رسانه جهت روحیه دادن و اطلاع رسانی به شهروندان فاقد رسانه مورد استفاده قرار میگیرد. این امر به خوبی در فریادهای شکوهمند شب 15 آذر قابل مشاهده بود.

5. دولت کودتا با جلوگیری از حضور رهبران جنبش در بین مردم، ظاهرا یک پیروزی کوتاه مدت به دست می آورد، اما واقعیت این است که تن به ریسکی بزرگ داده است که در نهایت سقوط آن را به دنبال خواهد آورد. با تعویق حضور رهبران در میان تظاهر کنندگان و جمعیت سبز، همواره این احتمال وجود دارد که حضور بعدی آنان، چنان روحیه و جسارتی به مردم بدهد که در یک چشم به هم زدن شهر را به طور کامل از دست کودتاچیان خارج سازند.

6. آخرین و مهمترین دستاورد مراسم 16 آذر امسال این بود که سبزها فهمیدند کودتاچیان ابله نیستند! در واقع دولت کودتا و متحدانش در سپاه و بیت رهبری، به تدریج در رویارویی های مناسبتی تجربه آموخته و زبده شده اند. آنها در هر مناسبت با جمع آوری نیرو از مناطق حاشیه ای و استخدام اراذل و اوباش روزمزد به صورتی وحشیانه به تجمع مسالمت آمیز مردم حمله میکنند و در فاصله بین مناسبتها به توجیه نیروها و ترمیم خطوط دفاعی خود میپردازند. در عین حال تمام رسانه ها را فیلتر یا محدود میکنند و در تلاشهای رسانه ای خود، تلاش میکنند جمعیت سبزها را کمتر از میزان واقعی نشان دهند. 16 آذر با پیروزی قاطع مردم و دانشجویان به پایان رسید، اما جنگ روانی کودتاچیان باعث شد که دانشجویان در روز 17 آذر تا مرز درگیری و خشونت با مزدوران پیش بروند و هزینه ای سنگین پرداخت شود. این یک هشدار به همه پیشگامان و فعالان جنبش سبز است؛ چرا که تکرار بیش از حد یک شگرد و به روز نکردن آن، سبب آزمودگی و آمادگی حریف میشود و امکان استفاده از اصل غافلگیری محدود میشود. علاوه بر این، تمرکز بر رویارویی های دوره ای و مناسبتی، باعث میشود که کودتاچیان به این نتیجه غلط برسند که همین وضع موجود را میتوان ادامه داد و دولت نامشروع را با خشونت و سرکوب حفظ کرد؛ در این صورت با گذشت زمان شاهد کاهش خشونت ها نخواهیم بود.

و در پایان

همان طور که در بیانیه شماره 16 ذکر شد، مبارزه مدنی فقط به مناسبتهایی مثل 16 آذر خلاصه نمیشود، باید برای 17 آذر و 18 آذر و همه روزها و هفته ها برنامه داشت و روزنه هایی جدید گشود و راه حل هایی جدید خلق کرد. بر عهده کلیه فعالان جنبش سبز است که با خلاقیت و ابتکار، عرصه های مدنی جدیدی را برای مبارزه مسالمت آمیز با دولت کودتا جستجو کنند، در غیر این صورت خطر دلزدگی یا خشونت ورزی در بین بخشهایی از هواداران جنبش سبز، دور از ذهن نیست. در برخی از رویارویی های 16 آذر، شاهد بودیم که سبزها با نشان دادن اسکناس، تجمع کنندگان غیر مسلح حامی دولت را تحقیر میکردند. باید توجه داشت که اغلب آنها هنوز اسیر ترس و فقر هستند و به رسانه های مستقل دسترسی ندارند. آن دسته از حامیان دولت که ضرب و شتم نمیکنند و فقط به عنوان تجمع کننده مورد استفاده قرار میگیرند، در واقع برده های سیاسی دولت کودتا هستند و حقیقتا در وضعیتی ترحم انگیز به سر میبرند. آنها به زبان عامیانه «چاقال» های کودتاچیان و رهبری هستند و «چاقال» را نباید تحقیر کرد، بلکه باید بر او رحم و شفقت آورد و نجاتش داد، و گرنه چه فرقی است بین سبزها و فرماندهان سپاه؟ برای تعامل با این افراد و گروه ها، راه های بهتری هم هست. به همین دلیل جنبش در این مرحله نیازمند رویکردی سازنده و غیر تقابلی است تا آن افراد را از موضع تدافعی و جنگی خارج کند، نه این که سبب تصلب و انقباض فکری بیشتر در آنها شود.

شایان ذکر است که گروه انقلاب سبز با توجه به این نیاز اساسی، از مدتها پیش طرح هایی جدید و کاملا ابتکاری را تهیه کرده است که به زودی و به صورت مرحله ای، اعلام خواهند شد.


شکاف در صف کودتا – انسجام در جبهه ضد کودتا
     http://www.peiknet.com/1388/04Azar/19/page/31Shekaf.htm
     19/9/1388
 
سالگرد 16 آذر، در کنار همه حوادثی که به همراه داشت، حامل چند رویداد مهم سیاسی کمتر مرتبط با حوادث دانشگاهی و خیابانی بود که تا فرا رسیدن ماه محرم و بویژه دو روز "تاسوعا" و "عاشوا" و حتی "شام غریبان" جلوه های دیگری از آن نیز نمایان خواهد شد. این رویدادها را اینگونه می توان دسته بندی کرد:

1- تطبیق موضع گیری ها و سخنرانی ها و بیانیه های خاتمی، موسوی، کروبی و حتی هاشمی رفسنجانی با شکوفائی گام به گام جنبش مردم در دوران 6 ماهه پس از انتخابات که آن را می توان دوران بلوغ جنبش سبز نیز نامید. چنین انسجامی نه تنها دردوران 8 ساله اصلاحات وجود نداشت، بلکه در سال 57 و انقلابی که منجر به سرنگونی استبداد سلطنتی شد نیز شاهد آن نبودیم. خونسردی و حرکت آرام اما پیگیر جنبش از برجسته ترین خصلت های جنبش سبز در 6 ماهه گذشته است. کافی است بیانیه های موسوی و یا سخنرانی های خاتمی و یا گفته ها و مصاحبه های کروبی و حتی اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه اش تا سخنان اخیرش در مشهد مرور شود. و شعارهای مردم و روش های حضور خیابانی آنها در سالگردها و خونسردی اعجاب انگیز مردم در رویاروئی با نیروهای انتظامی همزمان با شعار علیه چماق بدستان و چاقو کش هائی که بنام بسیج به خیابان آورده می شوند، مرور و بازبینی شود تا صحت این ارزیابی مشخص شود.

به این دو خبر که حتی فیلم یکی از آنها نیز پخش شده کمتر مورد توجه قرار گرفت: صحنه هدیه گل از سوی دانشجویان به فرماندهان پلیس و انتظامی از سوی دانشجویان دانشگاه تهران و صحنه بسیار مهم مشاجره و کشاکش بین نیروهای انتظامی و چماقداران و شلاق بدست ها در میدان ولیعصر در نیمروز 16 آذر. آنها که این صحنه را شاهد بوده اند، گزارش کوتاه آن را اینگونه برای پیک نت فرستاده اند: من ابتدا مشاهده کردم که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی با یکی از کسانی که لباس شخصی ها از او فرمانبرداری می کردند وارد بحث شده بود. بحث بر سر مخالفت فرمانده نیروی انتظامی با حمله به مردم در حاشیه خیابان و پیاده روها بود. بعد از مدتی هم از طرف نیروهای انتظامی عده ای وارد این بحث شدند و هم از طرف لباس شخصی ها و بحث تبدیل به مشاجره بسیار تند شد. هر دو طرف با بی سیم به یک محلی گزارش این مشاجره را میدادند و سرانجام لباس شخصی ها بنا به دستوری که به آنها داده شده بود کوتاه آمده و صحنه را ترک کردند و از آن به بعد نیروی انتظامی با ملایمت بیشتری با مردم روبرو شد و حتی با برخی از مردم شوخی کرده و محترمانه می خواست که نایستند.

اینها پدیده های کوچکی نیست. همانگونه که پیاده شدن موسوی از اتومبیل در محوطه فرهنگستان و رفتن به سوی لباس شخصی ها و صحبت با آنها پدیده کوچکی نیست.

2- شکافی که در این حوادث به ظاهر کوچک در خیابان ها شاهد آن هستیم، در زمینه سیاسی و در پشت صحنه، میان کودتاچی ها و در حاکمیت بسیار جدی تر است.  ما این شکاف را مانند بحث خیابانی نیروی انتظامی و لباس شخصی ها نمی بینیم، اما نتیجه آن را اگر دقت کنیم شاهدیم.

این نتیجه را در لجام گسیختگی تبلیغاتی، فرصت نداشتن برای تنظیم یک سناریوی امنیتی و اشتباهات مهمی که باعث تمسخر مردم می شود، جامعه در بطن خود فروپاشی را حس می کند.

به چند نمونه توجه کنید:

مجید توکلی را بیرون از دانشگاه می گیرند و 24 ساعت بعد چادر سرش می اندازند و می گویند با این پوشش او را شناسائی کرده و گرفته اند! می دانند که چند هفته و یا حتی چند روز دیگر تق ماجرا در می آید و معلوم میشود به زور شلاق و شکنجه این چادر را سرش کرده و از او عکس گرفته اند و از هم اکنون هم مردم میدانند اینها همه صحنه سازی است. اما آنها فرصت فکر ندارند. شتابزده این صحنه ها را می سازند. چرا؟ برای توجیه خشونت و جنایاتی که مرتکب می شوند. ازادامه خشونت و جنایت وحشت دارند، زیرا نگران شکاف در نیروهای خودشان هستند. به همین دلیل با شتاب و برای عبور از امروز و رسیدن به فردا به هر وسیله ای متوسل می شوند. همین شتابزدگی و اشتباه را در صحنه سازی پاره کردن عکس آقای خمینی در دانشگاه تهران مرتکب شدند. یعنی چون وقت تهیه سناریوی تازه نداشتند، همان سناریوی عصر عاشورا در جریان انتخابات 2 خرداد را از بایگانی بیرون کشیده و اجرا کردند. عکس آقای خمینی را در دانشگاه پاره کرده و زیر پا انداختند و از آن عکس و فیلم تهیه کردند و شب در سیما نشان دادند. دراینجا نیز قصدشان توجیه خشونت و سرکوب بود. چه نیازی به این توجیه است؟ چرا 4 یا 5 ماه پیش نیازمند این روش های توجیهی نبودند؟ پاسخ روشن است: از شکاف در میان خودشان وحشت کرده اند و از همراه شدن روز افزون مردم با جنبش.

چرا صحنه سازی با عکس آقای خمینی و پخش آن، و نه پخش صحنه واقعی پاره کردن عکس خامنه ای در خیابان ها توسط مردم؟

بازهم پاسخ روشن است: پخش پاره شدن عکس خامنه ای با خوشحالی و تائید مردم همراه می شود و اساسا اعتباری بین مردم ندارد که پاره شدن عکسش باعث ناراحتی مردم بشود. درست برعکس، آقای خمینی در میان مردم همچنان اعتبار مذهبی و سیاسی دارد و پاره شدن عکس او مردم را می تواند ناراحت کند. سناریو سازان کودتا به این دلیل برای سرکوب آنها که عکس خامنه ای را واقعا پاره کرده و زیر پا له کردند، عکس آقای خمینی را پاره می کنند و زیر پای چماقدارانی که وارد دانشگاه کرده اند می اندازند.

پرتاب نارنجک گاز خردل و فلفل و انواع مواد شیمیائی که در اختیار سپاه پاسداران است و البته بسیج هم به آن دسترسی دارد، به طرف مردم بی سلاح، نه تنها خشم و نفرت مردم را تشدید کرده، بلکه در میان خودی های نظامی و انتظامی هم با واکنش روبرو شده است. به این دلیل است که خبرگزاری کودتا "فارس" اعلام می کند طرفداران موسوی به طرف دانشجویان (منظور همان نیروی بسیج است که وارد دانشگاه کرده بودند) گاز اشک آور پرتاب کردند!

خنده دار است، اما بیش و پیش از خنده باید دلائل این دروغ سازی ها را پیدا کرد. وقتی چند تنی که زیر چادر سیاه اند و معلوم نیست زن و یا مرد، از نیم متری گاز فلفل به صورت دکتر زهرا رهنورد پرتاب می کنند و باعث کوری موقت او می شوند و خشم مردم را آتشین تر می کنند، سناریوی پرتاب گاز اشک آور طرفداران موسوی را در خبرگزاری فارس منتشر می کنند!

برویم به سراغ مقامات قضائی

رئیس قوه قضائیه شب 16 آذر در سیما ظاهر شده (خبر یک همایش قضائی) و می گوید اجازه نمی دهیم در سایه مصونیت سیاسی عده ای نظم جامعه را بهم بزنند.

مردم می خندند و می گویند: خواب دیدی خیر است حاج آقا. حسین شریعتمداری در روزنامه اش می نویسد کروبی، شعبان بی مخ است و کسی در قوه قضائیه نیست به او بگوید لابد مخ هر دو را داده اند به تو!

دادستان کل کشور، یعنی آقای اژه ای هم در سیما ظاهر می شود و به خانواده ها توصیه می کنند جلوی بچه هایتان را بگیرید که در تظاهرات شرکت نکنند، چون از این به بعد سفت و سخت با تظاهر کنندگان برخورد خواهیم کرد.

مردم می گوید: شما را که احمدی نژاد به دلیل نفی نقش عوامل خارجی در تظاهرات بعد از انتخابات از کابینه کنار گذاشت. البته کسی که به دروغ قسم جلاله بخورد و تلویزیون آن را پخش کند ( بعد از صدور حکم 5 سال زندان برای کرباسچی شهردار تهران) باز هم می تواند دروغ بگوید.

مردم می گویند: مگر در این شش ماه "شُل" برخورد کردید که حالا می خواهید "سفت" برخورد کنید؟ دیگه از سوله کهریزک بدتر هم دارید؟

ضمنا، حاج آقا! پدر و مادرها خودشان هم در تظاهرات اند. حتی سینه چاک تر از بچه هایشان. کجای کاری؟ برای مردم ایران حرف می زنی و یا مردم تاجیکستان؟ ایرانی ها که همه دستشان توی تظاهرات است. چه پدر و چه مادر، چه دختر و چه پسر!


جرات اخطار به کسی که درباره جلوگیری از ظهور امام زمان(عج)سخن می گوید را دارید؟
http://www.kaleme.org/1388/09/18/klm-5158
18/9/1388

دو روز قبل به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند. شما به عنوان یک کارشناس اسلامی می دانید چنین سخنان بی پایه ای چه عوارض منفی زیان باری در بردارد چه ریزش های اعتقادی را موجب می شود و زمینه را برای چه مفاسد سیاسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند.آیا قوه قضائیه جرات دارد به چنین افرادی حتی یک اخطار شفاهی بدهد. تصور نکنید فضاحتی همچون ماجرای کهریزک محصول مفاسد سیاسی و اقتصادی است . مطمئن باشید فاجعه کهریزک را که هنوز هم قوه قضائیه درباره آن پاسخی برای افکار عمومی ندارد انحرافات عقیدتی و بی مبالاتی های فکری ناشی از تهمت زدن ها و تخریب ها و حرمت شکنی ها پدید آورده است .

کلمه:روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود خطاب به رئیس قوه قضائیه از وی خواست با فساد سیاسی کسانی که ذهن جامعه را مشوش می کنند برخورد نماید.متن کامل این سرمقاله به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

رئیس قوه قضائیه در جمع قضات دیوان عالی کشور سخنان دلنشینی گفت که با متن وظایف دستگاه قضائی کاملا منطبق است اما اینکه این سخنان چه تضمینی برای اجرا دارد سئوال بسیار مهمی است که برای آن پاسخی نداریم .

بهتر است ابتدا فرازهای مهم این سخنان را مرور کنیم و سپس به طرح و بررسی این سئوال بپردازیم که آیا این آرزوهای زیبا ضمانت اجرائی هم دارند یا خیر

آیت الله صادق لاریجانی در جایگاه رئیس قوه قضائیه و به مناسبت عید غدیر که عید امامت مظهر عدالت است گفت :

امروزه مفاسد بسیاری در جامعه وجود دارد هرچند جامعه بدون مفسده نداریم اما باید گفت در جامعه ای زندگی می کنیم که برخی به جهات سیاسی احساس امنیت می کنند و تخلفات بزرگی انجام می دهند و گمان می کنند که در حاشیه امن قرار دارند.

چگونه می توانیم تصور کنیم عده ای از طریق رانت خواری و تخلفات متعدد و مفاسد به آلاف و الوف برسند و عده ای هم نان شب نداشته باشند و چطور می توان نسبت به تخلفات عده ای افراد که گمان می کنند حتی اگر قاضی در برابر جرائم آنها بایستد می توانند از کانال دیگر کار خود را حل کنند صبر کرد.

از همه قضات درخواست می کنیم به توقع صحیح مردم اجابت کنند و تلاش کنند آنچه را قانون و شرع اسلام تعیین کرده عمل نماییم و افرادی گمان نکنند با پول و وجوه و عنوان می توانند ما را بخرند.

هیچ وقت عزت خود را که عزیزترین سرمایه انسانی ماست با چیزی عوض نکنیم و از وجوه و عناوین نترسیم .

پرونده های متعدد اقتصادی وجود دارد که هنوز باقی مانده و رسیدگی نشده و به گونه ای هنوز پرونده هایی پس از سه سال معطل مانده و اگر زنده باشم تکلیف این پرونده ها را مشخص خواهم کرد.

رئیس قوه قضائیه برای آنکه این اظهارات به معنای نوعی کار تبلیغی و شعار دادن و بازار گرمی تلقی نشود این جمله را نیز اضافه کرد که : « بنای کار تبلیغاتی ندارم و معتقدم اگر مردم عمل ما را ببینند حتی در بلند مدت بهتر از شعار دادن است . »

یک اعتراف و یک ابراز اعتماد به یاری خدای متعال نیز چاشنی این سخنان رئیس قوه قضائیه شدند که هرگونه شائبه را برطرف کردند و نشان دادند کسی که اکنون سکاندار دستگاه قضائی کشور است از صمیم قلب مایل است به وظایف خود عمل کند و این جامعه اسلامی را از مفاسدی که در آن لانه کرده است برهاند. اعتراف رئیس قوه قضائیه این است که گفت : « این مسیری که تاکنون آمده ایم جواب نمی دهد و باید با جدیت تاملی بر این اوضاع داشته باشیم » . و ابراز اعتماد وی نیز در این جمله آمده است که : « براساس وظیفه شرعی که برعهده ما گذاشته شده باید در برابر این مفاسد بایستیم و اگر اخلاصی در کار باشد و مشکلات درونی حل شود خدا کمک می کند » .

از مجموع سخنان رئیس قوه قضائیه چند نکته را می توان به روشنی دریافت .

اول آنکه در مدت حدود ۴ ماه که از انتصاب ایشان به ریاست قوه قضائیه می گذرد ایشان توانسته اند از آنچه در این قوه می گذرد مطلع شوند و با رنج هائی که مردم از رهگذر این واقعیت تلخ تحمل می کنند تا حدودی آشنائی پیدا کنند. این جمله صریح و کاملا درست که : « عده ای پرونده های متعدد اقتصادی دارند چرا این پرونده ها باید تاکنون مانده باشد پرونده ای را به بهانه شکلی برمی گردانند و سه سال معطل میماند چرا باید اینطور باشد ما موظفیم در برابر این مساله ها بایستیم و انشاالله این کار را با کمک شما انجام خواهیم داد » نشان می دهد کسی که در راس دستگاه قضائی قرار دارد بر ضعف شدیدی که خود این دستگاه دچار آنست نیز وقوف کامل دارد. به ویژه آنکه ایشان در همین جلسه بر این واقعیت نیز تاکید کرده است که : « اگر دستگاه قضائی اصلاح شود همه چیز اصلاح می شود وگرنه خود دستگاه قضا به فساد در جامعه کمک می کند » .

دوم آنکه ابراز این مطالب فی نفسه به معنای عزم جزم گوینده آن برای برخورد با مفاسد است . رئیس قوه قضائیه می توانست بعد از اطلاع از آنچه در درون این قوه می گذرد و بعد از آنکه وظیفه خطیر خود را در قبال مفاسدی که در جامعه وجود دارد تشخیص داد سکوت کند و انجام این وظیفه را به اقتضائات موکول نماید اما چنین نکرد. به همین دلیل ابراز این مطالب را باید به فال نیک گرفت و آنرا باید زمینه ای برای آمادگی رئیس قوه قضائیه جهت انجام وظیفه خطیری که برعهده دارد دانست .

سوم آنکه از همین اظهارات مشخص است که رئیس قوه قضائیه با موانع راه نیز آشناست . سخن از حاشیه های امن به میان آوردن و از پول و نام و عنوان سخن گفتن و در نهایت به « مشکلات درونی » اشاره کردن همه نشان می دهند گوینده این سخنان میداند چه راه دشواری در پیش دارد.

اینها نکات مثبت سخنان رئیس قوه قضائیه است اما به نظر می رسد ناگفته هائی هم وجود دارند که بدون آنها نمی توان این سخنان را کامل دانست .

شاید مهمترین ناگفته این باشد که مفاسد جامعه ما در مسائل اقتصادی و سیاسی خلاصه نمی شوند. اینها قطعا مهم هستند و باید با جدیت همه مفسدان اقتصادی و سیاسی را تحت تعقیب قرار داد و در مورد دانه درشت ها باید سخت گیری بیشتری اعمال کرد. اما شما چرا از مفاسد فکری و اجتماعی چیزی نمی گوئید کسانی که جامعه را دچار آشوب های فکری و سیاسی و اجتماعی می کنند کسانی که حرمت انسان ها را لگدمال می نمایند زبان های شایعه ساز و هتاک قلم های فحاش و دروغ پراکن محافل تهمت ساز هسته های توطئه گر گروه های فشار عناصر افراطی رسانه های لاابالی و مجموعه هائی که لایه های پنهانی را برای تخریب و از میدان خارج کردن نیروهای انقلابی خدوم توانمند و فداکار و به صحنه آوردن عناصر فرصت طلب و میوه چینان انقلاب تشکیل داده اند و بشدت فعالند قطعا خطرناک تر از سایر مفسدین هستند.

چرا از اینها سخنی نمی گوئید آیا جرم تهمت فساد زدن به انسان های شایسته و فداکار کمتر از خود فساد است آیا نمیدانید که راه درست مبارزه با فساد برخورد ریشه ای با علت است نه با معلول آیا کارشناسان قوه قضائیه تاکنون به این سئوال فکر کرده اند که چرا امروزه ارزان ترین متاع در جامعه اسلامی ما آبروی اشخاص آنهم اشخاص خوش سابقه و انقلابی و وفادار به نظام جمهوری اسلامی است آیا قوه قضائیه و جنابعالی که در راس آن قرار دارید تاکنون برای حفظ کرامت انسانی شهروندان جمهوری اسلامی و جلوگیری از هتاکی ها فحاشی های سیاسی و تهمت زدن های باندی و جناحی که اکنون رایج تر از هر زمان دیگری شده است قدمی برداشته اید آیا برای حفظ حق انتقاد سالم که شرعا و قانونا و عقلا برای حیات جامعه ضروری است و رسانه ها به کمک آن می توانند تا حدود زیادی جلوی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فکری و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی را بگیرند و کمک بزرگی به قوه قضائیه بنمایند کاری کرده اید همین دو روز قبل از سخنان صریح و تحسین برانگیز شما بود که به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند. شما به عنوان یک کارشناس اسلامی می دانید چنین سخنان بی پایه ای چه عوارض منفی زیان باری در بردارد چه ریزش های اعتقادی را موجب می شود و زمینه را برای چه مفاسد سیاسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند.

آیا قوه قضائیه جرات دارد به چنین افرادی حتی یک اخطار شفاهی بدهد تصور نکنید فضاحتی همچون ماجرای کهریزک محصول مفاسد سیاسی و اقتصادی است . مطمئن باشید فاجعه کهریزک را که هنوز هم قوه قضائیه درباره آن پاسخی برای افکار عمومی ندارد انحرافات عقیدتی و بی مبالاتی های فکری ناشی از تهمت زدن ها و تخریب ها و حرمت شکنی ها پدید آورده است .

قوه قضائیه نمی تواند در برابر این انحرافات بی تفاوت باشد و اگر بخواهد به وظیفه خود عمل کند قبل از هر چیز باید مستقل باشد مستقل از توصیه ها مستقل از فشارها مستقل از قید و بندها و ملاحظات سیاسی و…

در غیر اینصورت جناب آقای لاریجانی مطمئن باشید شما هم این دوره ۵ ساله را که به پایان برسانید به این نتیجه خواهید رسید که فقط شعارهای خوبی داده اید و نتوانسته اید قدمی در جهت عملی ساختن آنها بردارید. مردم نیز آن روز مثل امروز خطاب به قوه قضائیه و رئیس آن خواهند گفت : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ـ آنچه البته به جائی نرسد فریاد است !


نگاه گاردين به سست شدن ارکان حکومت در ايران: پرده از ضعف رژيم کنار رفت / معصومه طرفه
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/09//-c476a62ee7.html
18/9/1388


گروه حاکم بر ايران بايد با اين واقعيت روبرو شود که ديگر نمی تواند بر روی موج حقيقت طلبی و توهم زدائی جوانان و تحصيل کرده های ايرانی سرپوش بگذارد. ضمناً آنها ديگر نمی توانند به کمک دادگاه های نمايشی کسی را متقاعد کنند که جاسوسان  آمريکا و انگليس تمام اين  تظاهرات مستمر را سازماندهی می کنند. با اين حال، علی خامنه ای رهبر عالی ايران، روز يکشنبه به تکرار اين ادعا دست زد.

عبارت کليشه ای تقسيم مردم به «خودی» و «غيرخودی»، کهنه تر از آن شده که ديگر کاربردی داشته باشد. به نظر می رسد پس از عمر 30 ساله جمهوری اسلامی، جوانان به جستجوی آرمان های سياسی جديدی هستند و عرصه بر تشکيلات نظام تنگ تر شده است. هرچه رژيم خودکامه تر می شود، کنترل هايش شديدتر و واکنش ها تندتر می شود و البته شکنندگی اش هم آشکارتر می شود.

هزاران دانشجوها در سراسر کشور به ميدان آمدند وتاکید کردند ترجیح می دهند دين آن ها در خلوت خود باقی بماند. آنها در يک نمايش آشکارتر، رهبر عالی کشور را برای ادامه حمايت از رئيس جمهور تحميلی، محمود احمدی نژاد، سرزنش کردند.

تظاهرکنندگان درحاليه تصاوير خامنه ای و احمدی نژاد را به آتش می کشيدند، شعار می دادند: «دولت جنايت می کند، رهبر حمايت می کند»؛ حتی پيامی مبتنی بر عدم تأييد مير حسين موسوی فرستادند و شعار دادند: «موسوی يک بهانه است، کل نظام نشانه است». شعار ديگری که مستقيماً رهبر را نشانه گرفت، چنين بود: «دانشجو بيدار است، از ديکتاتور بيزار است».

در پی هجوم نيروهای امنيتی، ده ها نفر بازداشت شدند. درحاليکه عليرغم تهديدات سرکوبگرانه نيروهای امنيتی، مردم هنوز به خيابان ها سرازير می شوند، سؤال ديگری به ذهن می رسد: «چرا رژيم از عهده کنترل اوضاع برنمی آيد؟» ميرحسين موسوی رهبر معترضان در بيانيه ای که روی وب سايت خود قرار داد، به مسؤولان هشدار داده بود که جنبش سبز به راهش ادامه خواهد داد: «شما ممکن است در  16 آذر به سرکوب دست بزنيد، اما با 17 آذر و 18 آذر چه خواهيد کرد؟» روز پس از آن بود که نيروهای امنيتی، به زهرا رهنورد همسر ميرحسين، در حالی که تلاش می کرد به تظاهرکنندگان بپيوندد، حمله کردند.

هرچه رژيم بيشتر وانمود می کند اعتراضات محدود شده است، گروه های اعتراضی بيشتری به خروش درمی آيند. مادران کسانی که در جريان اعتراضات شش ماه اخير کشته و يا زندانی شده اند، اکنون گردهمائی هفتگی خود را در پارک نزديک به دانشگاه تهران برگزار می کنند تا صدای اعتراض شان به دولت و آوردن مسببان کشتار فرزندانشان به پای ميز محاکمه را به گوش همگان برسانند.  يکشنبه پيش بود که بيش از 20 نفر از اين زنان در حين تظاهرات دستگير شدند.

در طول هفته های قبل از 16 آذر، ده ها رهبر دانشجوئی بازداشت شدند تا جلوی سازماندهی تظاهرات روز دانشجو گرفته شود. 16 آذر، يک روز نمادين برای گراميداشت نقش پيشروی دانشجويان در روند دموکراسی خواهی ايران است. دانشجويان از مراسم امسال برای ابراز نارضايتی از سرکوب آزادی های دانشگاهی استفاده کردند. آنها از رنگ سبز برای تزئين مراسم خود استفاده کردند تا نشان دهند جنبش سبز از نوع خودشان را می پسندند.

بر نارضايتی دانشجوها به طور فزاينده ای افزوده می شود زيرا بسياری از آنها به دليل فعاليت سياسی مورد ارعاب قرار گرفته اند و از ادامه تحصيل در دانشگاه بازمانده اند. ضمناً نارضايتی هائی از تعويض برخی دروس دانشگاهی با دروس اسلامی تر به وجود آمده است. تدريس انديشه های سياسی به چهارچوب اسلام و دين محدود شده است. به دانشجويان دختری که 70 درصد ظرفيت ورودی دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند گفته شده، به دليل فضای مورد نياز برای مردان، امکان ورود آنها به دانشگاه وجود ندارد. همين معضلات فرسايشی بود که حجم انبوهی از دانشجويان را به شرکت در تظاهرات کشاند، البنته نه فقط در تهران، بلکه در مشهد، اراک، کرمان، شيراز و اصفهان.

رژيم ظرف ماه های گذشته، اسباب نارضايتی روزنامه نگاران را نيز فراهم آورده است. ده ها نفر از آنها در زندان هستند و مورد تحقير و افترا قرار گرفته اند. سازمان خبرنگاران بدون مرز می گويد ظرف دو هفته منتهی به روز دانشجو،  بسياری از روزنامه نگاران محدود شده و يا تحت بازداشت قرار گرفته اند:

وضعيت آزادی مطبوعات در ايران هر روز وخيم تر می شود. روزنامه نگارانی که تصميم گرفته اند کشور را ترک نکنند، مدام از سوی نيروهای امنيتی، از جمله سرويس امنيتی سپاه پاسداران، تهديد می شوند و در انزوا قرار گرفته اند. برخی از آنها نيز در پايان روند کاملاً غيرقانونی در دادگاه ها، با احکام زندان طولانی مدت روبرو شده اند.

به سردبير روزنامه آفتاب يزد که معولاً به طور شفاف از زبان مخالفان نمی نويسد، درباره چاپ هرگونه مطلب «اختلاف افکنانه» هشدار داده شده است. وی نيز در پاسخ نوشته تنها سخنان «رهبران ارشد رژيم» و خصوصاً رئيس مجلس خبرگان- هاشمی رفسنجانی- را به چاپ رسانده است. رفسنجانی در جمع دانشجويان در مشهد گفته بود: «سانسور در کشور ما کارآئی ندارد. اگر رسانه ها آزاد بودند، مردم به خيابان ها نمی ريختند.» به جزء روزنامه آفتاب يزد، سه روزنامه اسرار، حيات نو و اعتماد نيز هشدارهای مشابهی دريافت کرده بودند. اکنون روزنامه حيات نو توقيف شده است.

با همه اين اوصاف، دامنه مخالفات ها گسترش پيدا کرده است. ناتوانی دولت در کنار آمدن با خواسته ها معترضان، موضع آنها را قوی تر کرده است. شعارهای سر داده شده در تظاهرات از «رأی ما کجاست؟» به مقابله مستقيم با چهارچوب سياسی جمهوری اسلامی تغيير کرده است.

تظاهرات مخالفان در چند ماه آينده ادامه خواهد يافت و احتمالاً با پيوستن مردمی از سطوح ديگر جامعه همراه خواهد شد؛ مردمی که به حذف يارانه ها توسط دولت معترض اند. البته انتظار می رود خشونت و شقاوت نيروهای امنيتی نيز در برخورد با معترضان افزايش يابد.

منبع: گاردين- 8 دسامبر


گزارش فیگارو از تهران: ماراتن مخالفان حکومت / دلفین مینویی
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/09//-9ba316177d.html
 18/9/1388


نگار، یکی از معترضان به نتیجه انتخابات ایران، دیگر در دل واهمه ای ندارد. او که ماه تابستان را در زندان سپری کرده، اکنون بهترین دوست خود را همچنان پشت میله های زندان اوین می بیند. پدر او نیز اخیراً آزاد شده و برای نگار از بازجویان و نور نئونی که شب و روز سلول را روشن می کرده می گوید. فریاد هم سلولی هایش مدام به گوش می رسد... این دختر جوان ایرانی در سن ۲۶ سالگی خود را برای بدترین حالت آماده کرده. او روز دوشنبه پس از شرکت در گردهمایی اطراف دانشگاه تهران در ایمیلی نوشته است: "الان دیگر راهی برای بازگشت نیست."

 دولتمردان جمهوری اسلامی در مورد روز دانشجو که هر ساله برگزار می شود، بارها هشدار دادند که مراسم رسمی روز دانشجو نباید به سمت اعتراض و مخالفت کشانده شود. نیروهای سرکوبگر از ساعت پنج و نیم صبح در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدند. جدا از فیلترینگ سایت های مخالفان، سرعت اینترنت که در واقع رسانه اصلی مخالفان محسوب می شود، در روزهای شنبه و یکشنبه بسیار کند بود. به منظور جلوگیری از گردهمایی بیشتر، پرچم های بزرگی روی نرده های دانشگاه نصب شده بود تا عابران و رهگذران نتوانند با دانشجویانی که امکان خروج از محوطه دانشگاه را نداشتند صحبت کنند. رضا، یک روزنامه نگار، در این خصوص می گوید: "هیچ گاه فضا تا این حد متشنج نبوده."

 ولی در نهایت ناباوری، شعارهای ضد دولتی و ضدحکومتی که در ابتدا با تردید بیان می شد، به تدریج قدرت گرفت و در سراسر شهر طنین افکن شد و گروه های کوچکی از تظاهرکنندگان در خیابان های شهر شکل گرفتند. تظاهرکنندگان خیلی زود با نیروی انتظامی و در رأس آنها با نیروهای بسیجی، روبرو شدند. یکی از شاهدان می گوید: "هر بار که کسی دستگیر می شد، معترضان دور نیروهای سرکوبگر حلقه می زدند و تلاش می کردند تا شخص دربند را آزاد کنند." مردم با بدگمانی نسبت به نیروهای سرکوبگر فریاد می زدند: "ایران شده بازداشتگاه، اوین شده دانشگاه!"

 یک جامعه شناس ایرانی که نخواست نام خود را فاش کند می گوید: "سرکوب مردم نه تنها این حرکت اعتراضی را خفه نمی کند، بلکه ابعاد آن را گسترده تر کرده و به آن ریشه می دهد." جمهوری اسلامی طی ۳۰ سالی که از عمرش می گذرد، هیچ گاه شاهد یک جنبش اعتراضی از سوی مردم با چنین ابعادی نبوده است. این جنبش در ابتدا تنها یک حرکت اعتراضی نسبت به پیروزی "متقلبانه" محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود. اکنون این حرکت به جنبشی گسترده تبدیل شده که اکنون ششمین ماه خود را جشن می گیرد. در ابتدا مردم فریاد می زدند: "رأی ما کو؟" و خواستار برگزاری مجدد انتخابات بودند، ولی امروز کل حکومت جمهوری اسلامی از سوی تظاهرکنندگان زیر سؤال رفته است. پدیده جدید: زمانی که هوا تاریک می شود، شعارهایی علیه علی خامنه ای، رهبر انقلاب، روی دیوارهای شهر ظاهر می شود.

 ریشه های این جنبش که در ابتدا در تهران پا گرفت، اکنون به دیگر شهرهای ایران رسیده است. در سایت یوتیوب می توان گردهمایی مردم مشهد، تبریز و کرمانشاه را مشاهده کرد. در یکی از فیلم ها دانشجویی پرچم سه رنگ ایران را در دست گرفته، ولی اثری از لوگوی میانی پرچم جمهوری اسلامی [کلمه "الله"، به عنوان سمبل جمهوری اسلامی] به چشم نمی خورد. سعید ابوطالب، نماینده سابق مجلس، در صفحات روزنامه اصلاح طلب اعتماد می نویسد: "شکاف [میان جناح های مختلف] همچنان درحال پیشرفت است. هرچه زمان بیشتر می گذرد، مشکلات بیشتر می شوند."

 در بیانیه ای که روز گذشته توسط سایت خبری ایلنا منتشر شد، ناصر مکارم شیرازی، یکی از آیت الله های محافظه کار، توصیه می کند که باید "با مخالفان گفتمان کرد" تا "فضای سیاسی کشور آرام شود". ولی نگار جوان معتقد است که این جنبش به هیچ وجه قربانی "ظاهرسازی" نخواهد شد. او می گوید: "جنبش ما دو سرعت نیست، بلکه دو ماراتن است."

 منبع: فیگارو، ۸ دسامبر


Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger! Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger!

۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه

Gah-Name 43


انتظامات دانشگاه تهران خطاب به بسیج: اطلاعات نگفته بود به دانشکده علوم حمله کنید
http://www.autnews.es/node/4865
17/9/1388
 
امروز همزمان با تجمع مجدد دانشجویان دانشگاه تهران، نیروهای بسیج و سپاه با هماهنگی مدیریت دانشگاه تهران برای سرکوب دانشجویان وارد دانشگاه شدند.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر تجمع امروز دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به برخورد وحشیانه نیروهای نظامی به دانشجویان در روز گذشته و بازداشت تعدادی از دانشجویان این دانشگاه صورت گرفت. بنابرگزارش ها تعداد بیش از هزار دانشجوی معترض دانشگاه تهران امروز با در دست داشتن عکس های شهدای جنبش سبز، شعارهای مختلفی از جمله "مرگ بر دیکتاتور" سر دادند.
 
همزمان با تجمع امروز دانشگاه تهران نیروهای بسیج و سپاه که مجهز به باتوم، اسپری فلفل و گاز اشک آور بودند به دانشجویان حمله کردند. انتظامات و حراست دانشگاه تهران کاملا با این نیروها هماهنگ بوده و با آنها همکاری می کردند.
 
در حالیکه دانشجویان دانشگاه تهران قصد پرهیز از درگیری داشتند، نیروهای بسیجی به صورت مدام با دانشجویان درگیر و قصد ایجاد آشوب داشتند. درگیری های مختلفی در نقاط مختلف دانشگاه صورت گرفت در یکی از موارد آن در مقابل مسجد دانشگاه، نیروهای بسیجی با چوب های پرچم ها دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
 
در اواسط این درگیری ها نیروهای بسیج قصد حمله به دانشکده علوم دانشگاه تهران را داشتند که انتظامات دانشگاه تهران مانع از این کار شد.
 
بنابرگفته یکی از دانشجویان دانشگاه تهران انتظامات دانشگاه پس از مطلع شدن از قصد بسیج برای حمله به دانشکده علوم به نیروهای بسیج اعلام کرد که وزارت اطلاعات اعلام کرده است که قرار نبوده است بسیجیان به دانشکده ها حمله کنند.
 
در پایان درگیری های امروز در دانشگاه تهران تعدادی از دانشجویان توسط نیروهای امنیتی ربوده شدند. هنوز از تعداد مشخص دانشجویان بازداشت شده اطلاعی در دست نیست اما تاکنون بازداشت حداقل 6 دانشجوی دانشگاه تهران از روز گذشته تا عصر امروز مشخص شده است.


حمله نیروهای سپاه و بسیج به دانشگاه های تهران و شهید بهشتی
http://www.autnews.es/node/4858
17/9/1388

از صبح امروز گروه هایی از افراد سپاه و بسیج به دانشجویان دانشگاه های تهران و شهید بهشتی حمله کرده اند.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر از صبح امروز درب های دانشگاه تهران از سوی حراست دانشگاه به نیروهای بسیج و سپاه خارج از دانشگاه باز شده تا این نیروها وارد دانشگاه شوند.
 
این اتفاق پس از آن رخ می دهد که دانشجویان دانشگاه تهران روز گذشته اعلام کردند در اعتراض به ضرب و شتم دانشجویان این دانشگاه توس نیروهای لباس شخصی در روز دانشجو ۱۶ آذر، امروز 17 آذر ماه تجمعی برگزار خواهند کرد.
 
ماموران نظامی مسلح به باتوم و اسپری به دانشجویان حمله ور شده اند. همچنین بنابر گزارش دانشجویان دانشگاه تهران تعدادی از دانشجویان نیز بازداشت و به بیرون از دانشگاه منتقل شدند.
 
همزمان از صبح امروز چندین اتوبوس از بسیجیان و نیروهای لباس شخصی از بیرون دانشگاه برای برگزاری تجمع به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شدند.
 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر این نیروها با حرکت به سمت دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی، به تعطیل کردن کلاس ها و حمله به دانشجویان و ضرب و شتم آن ها پرداختند. بر اساس گزارش های دریافتی در حال حاضر 200 نفر از بسیجیان و سیصد نفر از دانشجویان دانشگاه در مقابل هم تجمع کرده و شعارهایی علیه هم سر می دهند.
 
روز گذشته دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با برگزاری تجمع بزرگ و خودجوش در این دانشگاه روز دانشجو را گرامی داشتند. در این تجمع دانشجویان شعارهای شدیدی علیه مسئولان نظام سر دادند و در مقابل تپه های اوین، فریاد "الله اکبر" سر دادند.
 
نیروهای انصار حزب الله و بسیجیانی که با اتوبوس به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شدند به همراه بسیجیان این دانشگاه دانشگاه، در مقابل سلف غذاخوری پسران تجمع کرده و شعارهایی نظير "موسوی کم آورده"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" سر دادند.
 
در مقابل دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی با تجمع در مقابل سلف غذاخوری دختران و شعارهایی نظیر "توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد"، "مرگ بر دیکتاتور"، "بسيجی برو گمشو" سر دادند.

با توجه به ضرب و شتم دانشجویان توسط نیروهای لباس شخصی و بسیجیان، همچنان جو این دانشگاه ناآرام است.


هشدار! احتمال تکرار فاجعه حمله به کوی دانشگاه تهران در شب‌های آينده
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/12/097293.php
17/9/1388


خبرنامه گويا - حضور گسترده و بی‌سابقه‌ی نيروهای نظامی، شبه نظامی و لباس‌شخصی که مجهز به انواع سلاح‌های گرم و سرد هستند از صبح امروز ۱۷ آذر در برابر دانشگاه تهران و خوابگاه‌های دانشجويی تشديد شده‌است.

نيروهای امنيتی و انتظامی پس از اعتراضات وسيع روز ۱۶ آذرماه که بنا به گفته‌ی منابع رسمی منجر به بازداشت دست‌کم ۲۰۰ تن در تهران شده‌است تلاش دارند با مانور قدرت در اطراف خوابگاه‌های دانشجويی و دانشگاه‌های بزرگ شهر تهران، دانشجويان را از ادامه‌ی حرکات اعتراضی در روزهای آينده بازدارند.

در همين خصوص بر اساس گمانه‌زنی‌ها احتمال هجوم گسترده‌ی نيروهای لباس‌شخصی به کوی دانشگاه تهران در شب‌های آينده قوت گرفته‌است.


دانشگاه‌های تهران همچنان ناآرام است
 http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4995546,00.html?maca=per-rss-per-all-1491-rdf
17/9/1388


گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که روز سه‌شنبه ۱۷ آذر، تظاهرات و ناآرامی‌ها در دانشگاه‌های‌ تهران ادامه یافته است. به گفته‌ی فرمانده انتظامی تهران بزرگ، در تظاهرات روز ۱۶ آذر، ۲۰۴ تن دستگیر شده‌اند.
 
یک روز پس از تظاهرات گسترده در دانشگاه‌های کشور به مناسبت ۱۶ آذر، روز سه‌شنبه نیز ناآرامی و درگیری‌ها در بعضی از دانشگاه‌ها ادامه یافت. پایگاه خبررسانی «موج سبز آزادی» گزارش داد که «حرکت سبز ملت ایران در ۱۶ آذر خشم کودتاچیان را برانگیخته است و از صبح جو دانشگاه تهران متشنج شد و نیروهای لباس شخصی با هماهنگی حراست وارد این دانشگاه شدند».

به گزارش خبرنامه‌ی امیرکبیر، از صبح روز سه‌شنبه درهای دانشگاه تهران از سوی حراست دانشگاه باز شده تا این نیروها وارد دانشگاه شوند. ماموران نظامی مسلح به باتوم و اسپری به دانشجویان حمله‌ور شده‌اند. همچنین شماری از دانشجویان بازداشت و به بیرون دانشگاه منتقل شده‌اند.

حمله به دانشجویان و تعطیل کلاس‌ها

همین خبرنامه می‌افزاید که چندین اتوبوس از بسیجیان و نیروهای لباس‌شخصی از بیرون دانشگاه برای برگزاری تجمع به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شدند. این نیروها با حرکت به سمت دانشکده‌ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی، به تعطیلی کلاس‌ها و حمله به دانشجویان و ضرب و شتم آن‌ها پرداخته‌اند.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) نیز، از صبح روز سه‌شنبه ۱۷ آذر، نیروهای نظامی و انتظامی اطراف دانشگاه تهران به چشم می‌خوردند. ایرنا که دانشجویان معترض را «اغتشاشگران» نامیده، گزارش داده که آنان در محوطه‌ی اصلی دانشگاه تهران تجمع کردند و به همین دلیل، مسئولان انتظامی درهای اصلی ورودی دانشگاه را بسته‌اند.

به گزارش ایرنا، معترضان در حالی که پارچه‌ها و دستبندهای سبزرنگی به همراه داشته‌اند، در مقابل دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران گردآمدند، تا به تعرض به تجمع‌کنندگان روز دانشجو اعتراض کنند.

«خبر آنلاین» از دانشجویانی گزارش داده که با شعارهای الله اکبر تلاش کرده‌اند "سبزها" را از مقابل دانشکده‌ی فنی متفرق کنند. همین پایگاه خبری به نقل از خبرنگار «برنا»، شمار دانشجویان بسیجی و طرفدار دولت را پنج برابر طرفداران جنبش سبز ذکر کرده است.

ایرنا نیز از «تقابل دو گروه» مخالف و «چندین برخورد» میان آنان یاد کرده است. طبق این گزارش، درگیری در داخل دانشکده‌ی فنی منجر به شکسته شدن پنجره‌ها و پرتاب گاز اشک‌آور شده است. ظاهرا دانشجویان معترض پس از این درگیری‌ها به سمت دانشکده‌ی علوم رفته و در آنجا تحصن کرده‌اند.

بازداشت ۲۰۴ معترض

سردار رجب‌زاده، فرمانده انتظامی تهران بزرگ، در گفت‌وگویی با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) اعلام کرد که ماموران پلیس در روز ۱۶ آذر، ۱۶۵ مرد و ۳۹ زن را دستگیر کرده‌اند. به گفته‌ی وی، افراد دستگیرشده به مراجع قضایی معرفی شده‌اند و وضعیت آنان در دست بررسی است.

رجب‌زاده ادعا کرد که هیچ‌گونه تیراندازی در روز ۱۶ آذر وجود نداشته و تنها در دو مورد از گاز اشک‌آور استفاده شده است. وی در رابطه با استقرار مجدد نیروهای پلیس در اطراف دانشگاه تهران در روز ۱۷ آذر، گفت که این نیروها به منظور تامین امنیت در اطراف دانشگاه تهران مستقر شده‌اند.


لباس شخصی ها مانع خروج میرحسین از فرهنگستان هنر شدند/تکمیلی:عقب نشینی لباس شخصی ها
http://www.kaleme.org/1388/09/17/klm-5090
17/9/1388

این جمع موتور سوار که حدود 30 -40 نفر هستند از بعد از ظهر روز گذشته در اطراف فرهنگستان هنر حضور دارند. امروز زمانی که لباس شخصی های موتور سوار با تجمع مانع از خروج ماشین مهندس موسوی از پارکینگ فرهنگستان شدند، نخست وزیر محبوب امام از ماشین پیاده شد و بدون توجه به درخواست محافظان به سمت موتور سواران حرکت و بین آنها حاضر شد.این اتفاق در حالی رخ داد که موتور سواران علیه نخست وزیر محبوب امام شعار سر داده بودند.
اخبار تکمیلی:عقب نشینی لباس شخصی ها از مقابل فرهنگستان

کلمه:لباس شخصی های موتور سوار با تجمع در مقابل فرهنگستان هنر قصد داشتند مانع از خروج مهندس موسوی از دفتر کارش شوند.

به گزارش خبرنگار کلمه صبح امروز زمانیکه میر حسین موسوی سوار بر ماشین قصد خروج از فرهنگستان هنر(دفتر محل کارش) را داشت با تجمع تعدادی لباس شخصی موتور سوار مواجه شد که راه را برایشان مسدود کرده بودند.

این جمع موتور سوار که حدود ۳۰ -۴۰ نفر هستند از بعد از ظهر گذشته در اطراف فرهنگستان هنر حضور دارند .

امروز زمانی که  لباس شخصی های موتور سوار با تجمع مانع از خروج ماشین مهندس موسوی از پارکینگ فرهنگستان شدند نخست وزیر محبوب امام از ماشین پیاده شد  و به سمت موتور سواران حرکت کرد.

این اتفاق در حالی رخ داد که موتور سواران علیه نخست وزیر محبوب امام شعار سر داده بودند.

میر حسین موسوی   که از تکرار این اتفاق ناراحت شده بود با حرکت به سمت  لباس شخص ها  در میان آنها حاضر شد وخطاب به آنها گفت: شما مامور هستید.ماموریت خود را انجام دهید. من را بکشید، بزنید، تهدید کنید.

این اظهارات نخست وزیر محبوب امام موجب انفعال لباس شخصی ها و پراکندگی آنها شد.

خبرنگار" کلمه"  بدون آنکه خود را معرفی کند به صورت یک فرد عادی به یکی از این موتور سواران نزدیک شد و علت این کارشان را جویا شد که این فرد گفت:ما مامور هستیم که جلوی تردد موسوی را بگیریم.

در حالی که موتورسواران همچنان در اطراف فرهنگستان حضور داشته و به صورت پراکنده مانور می دادند محافظان نخست وزیر محبوب امام با اصرار،  ایشان را به داخل فرهنگستان بر گرداندند.

پیش از این در روز ۱۳ آبان نیز زمانیکه مهندس موسوی قصد خروج از فرهنگستان و حضور در راهپیمایی آن روز را داشت عده ای با تجمع در مقابل پارکینگ فرهنگستان راه را بر ایشان بسته و اجازه خروج ندادند.

لازم به ذکر است روز گذشته نیز عده ای که خود را خواهران بسیجی معرفی کرده بودن به تعقیب دکتر زهرا رهنورد در دانشگاه تهران پرداختند که در نهایت زمانیکه حراست دانشگاه در حال بیرون بردن خانم رهنورد از دانشگاه بود با تعقیب خودرو حراست دانشگاه در میانه خیابان وصال  گاز فلفل را از فاصله ۲۰ تا ۲۵ سانتی بر صورت  رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه دارهای اطراف هرکدام به نحوی نسبت به نجات او اقدام کردند.


دومین تلاش برای حمله به زهرا رهنورد
http://www.autnews.es/node/4862
17/9/1388

گروهی از زنان لباس شخصی پیش از ظهر سه شنبه به دانشکده هنرهای زیبا هجوم بردند تا به دکتر زهرا رهنورد همسر میر حسین موسوی حمله کنند. زنان لباس شخصی روز گذشته نیز رهنورد را را با اسپری فلفل مورد حمله قرار داده بودند.
 
به گزارش هم میهن به نقل از شاهدان، این گروه 13- 12 نفره که دانشجو نبودند از ساعات اولیه صبح تا یک بعد از ظهر در دانشکده هنرهای زیبا کمین کرده بودند تا بتوانند با به دست آوردن فرصت دکتر رهنورد را مورد حمله قرار بدهند.
 
با وجود آن که رهنورد هم ظهر و هم عصر امروز کلاس تدریس برای دانشجویان دکترا داشت حراست دانشگاه تهران برای جلوگیری از آسیب دیدن او، با آوردن یک خودرو به دانشکده هنرهای زیبا از همسر میرحسین موسوی خواست هرچه سریعتر دانشگاه را ترک کند.
 
این گزارش حاکی است در حالی که زنان لباس شخصی همچنان در محوطه دانشکده کمین کرده بودند، دکتر زهرا رهنورد با خودرو حراست که توسط سه تن از ماموران همراهی می شد دانشگاه تهران را ترک کرده است.
 
گفتنی است همسر مهندس موسوی روز دوشنبه نیز از سوی زنان بسیجی مورد حمله قرار گرفت. این افراد از فاصله 20 تا 25  سانتی گاز فلفل بر صورت رهنورد پاشیدند که منجر به تنگی نفس و نابینایی موقتش شد.
 
هم میهن


نامه مهدی کروبی به رییس سازمان صدا و سیما; آیا می دانید به دست خود تبر به تنه چه درختی می زنید؟
http://tagheer.cz.cc/fa/archives/1388,09,17/2010
17/9/1388

در پی انتشار تصاویری موهون در اخبار 20:30 شب گذشته؛ مهدی کروبی در نامه ای به ضرغامی توصیه ها و تذکراتی را به وی یادآور شد. متن کامل این نامه بدین شرح است:

 برادر عزیز جناب آقای مهندس ضرغامی

ریاست محترم سازمان صدا و سیما

 به تلاش های شخص جناب عالی در سازمان متبوع خود احترام می گذارم اما متاسفانه برخی از مجموعه های خبری این سازمان اقدام به تفرقه پراکنی و توهین مسلم و مبرز به بنیان گذار انقلاب اسلامی ایران و خدمت گذاران سی ساله آن کرده و می کنند. آخرین نمونه تاسف بار آن انتشار فیلم هایی از وقایع ۱۶ آذر بود. در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعیت شد و برای اولین بار تصاویری از تلویزیون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمینی رهبر انقلاب اسلامی ایران که مورد احترام مردم است ، بود. در کنار این تصاویر، متاسفانه تصاویر مونتاژ شده ای از دانشجویان معترض نشان داده شد که این گونه استنباط می شد عکس های بینانگذار انقلاب توسط این داشنجویان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است. به نظر می رسد برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن اعتراضات واقعی و حقیقی مردم که پس از انتخابات ریاست جمهوری آغاز شده است، می باشند و درصدد هستند راه را برای جریانات افراطی که جز به قانون شکنی و سرکوب مردم نمی اندیشند، باز کنند.

از شخص جناب عالی درایت بیشتری انتظار می رود. آیا می دانید به دست خود تبر به تنه چه درختی می زنید؟ صدا و سیما باید مظهر نماد ملی و وحدت اسلامی باشد و از ورود به تنازعات سیاسی بپرهیزد اما متاسفانه مجموعه ای در این سازمان شکل گرفته است که بر این اعتقاد است با هزینه کردن نام و اعتبار امام، سرکوب مردم را توجیه نماید. لذا انتظار می رود ریاست این سازمان با ذکاوت بیشتری مانع از تکرار این نوع برنامه ها شود.

  مهدی کروبی
  ۱۷/۰۹/۱۳۸۸


خاتمی: متاسفم که ۱۶ آذر امکان حضورم در دانشگاه فراهم نشد/برای ستمی که به جمهوری اسلامی می‌شود غصه می‌‌ خورم
http://tagheer.cz.cc/fa/archives/1388,09,17/2031
17/9/1388

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «وضعیت کنونی جنگ میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نیست»، اظهار داشت:«در حال حاضر بسیاری از اصولگرایان هم از این وضع ناراحتند، امروز حتی اصولگرایان عاقل را نیز حذف می‌کنند که این دیدگاه خطرناکی است و بنده هشدار می‌دهم که این امر به زیان جمهوری اسلامی است.»

جمعی از خانواده های زندانیان سیاسی پس از انتخابات در دیدار با رییس دولت اصلاحات، ضمن تبریک عید غدیر، از آنچه در این چند ماه بر آنان رفته است با وی سخن گفتند و سید محمد خاتمی را از آخرین وضعیت عزیزان دربند خود آگاه ساختند.

به گزارش سایت باران حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی در این دیدار با تبریک عید سعید غدیر به حاضران و پیروان راستین امیرالمومین (ع) گفت:«معمولا در روزهایی چون عید غدیر و سایر اعیاد، با بسیاری از عزیزترین عزیزانمان که با آنها سابقه همکاری و دوستی داشتیم و آنها را خدمتگزاران خوب نظام و جامعه و اهل فکر و تدبیر و ایمان می‌دانستیم هم دیدار داشتیم و چهره خوب و مصمم آنها را می‌دیدیم و افتخار می‌کردیم که نظام جمهوری اسلامی از این نیروهای مومن و مقاوم و مخلص برخوردار است اما امسال از دیدارشان محرومیم.»

وی با اشاره به مصادف شدن این دیدار همزمان با عیدغدیر و ۱۶آذر،غدیر را نماد، مظهر،خاستگاه و سرچشمه شیوه، منش و روشی عنوان کرد که ایرانیان در تاریخ انتخاب کردند که رهبر، نماد و الگوی آن امام علی(ع) است.

رئیس دولت اصلاحات افزود:« ۱۶ آذر نیز روزی نمادین است، کمتر از ۴ ماه بعد از کودتای ننگین آمریکایی در ایران اولین جرقه‌های اعتراض و حضور و زندگی را در دانشگاه‌ها و دانشگاه تهران دیدیم و سه قطره خون مبارکی که بعدها می‌بایست جوشان شود و بصورت نهر خروشان در ۲۲ بهمن در بیاید و در صورت انقلاب اسلامی تجلی پیدا کند ریخته شد.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:« آن ۳ قطره خون پیش‌پای نماینده قدرتی که در ایران کودتا کرده بود و بعدها اسنادش هم در آمد ریخته شد و نشان داد دانشگاه ما به نمایندگی از ملت ایران در مقابل استبداد و در مقابل حکومت کودتا و هم در مقابل سلطه بیگانه ایستاده است.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با ابراز تاسف از اینکه ۱۶آذر امسال بر خلاف دوران ریاست‌جمهوری و سال‌های اخیر امکان حضور و گپ و گفت با دانشجویان و شنیدن درد‌دل‌های متقابل فراهم نشد، گفت:« امیدوارم بار دیگر در فضایی قرار بگیریم که ۱۶ آذرها در فضایی آزاد و در حدی که قانون و نظام و مصلحت اجازه می‌دهد و اجازه داده و تامین کرده بتوانیم با آزادی این دیدارها و نشست‌ها و تجمع‌ها را داشته باشیم و در این تجمع‌ها و نشست‌ها دل‌هایمان را به هم نزدیک تر کنیم.»

وی با اشاره به یکی از مصاحبه‌هایی که با حضرت امام خمینی(ره) در آستانه انقلاب انجام شد، اظهار داشت:«در آن مصاحبه از امام راحل سئوال شد که این جمهوری اسلامی که شما می‌گوئید چیست؟ امام فرمودند پاسخ روشن است،جمهوری به همان معنایی است که هعه عالم قبول دارند.»

رئیس بنیاد باران افزود:«این دیدگاه امام راحل از آن جهت حائز اهمین است که که انقلاب ما برای تحمیل رژیمی که از بالا فقط از مردم اطاعت بخواهد نیست، بلکه متناسب با دستاوردی است که بشر در طول تاریخ داشته و همچنین و آن ظرفیتی که اسلام دارد؛ این نظامی که عرضه می‌شود با این معیارها سازگار است که همان معیار مردم سالاری باشد که تجلی آن در جمهوری است و امام هم تاکید می‌کنند به همان معنایی که در دنیا هست.»

خاتمی تاکید کرد:«جمهوری یعنی مردم انتخاب می‌کنند، حاکمانشان را تحت نظر قرار می‌دهند، می توانند به آنها انتقاد بکنند، می‌توانند آنها را بدون توسل به زور جا به جا کنند، حکومت‌ها در مقابل مردم مسئولند، ملاک و میزان رای مردم هست ،مردم حرمت دارند، ارباب واقعی یک جامعه خود مردم هستند و حاکمان نه اربابان مردم که خدمتگزاران بر آمده از اراده مرم هستند ؛ امام خمینی افزودند مراد از اسلامی اینکه ارزش ها و معیار های الهی و اسلامی بر جامعه حاکم باشد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«امام خمینی نمونه آن حکومت را هم حکومت حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب نام بردند یعنی چشم انداز عظیمی که بنده هم این افتخار را دارم که از همین امور دفاع کرده و می کنم.»

وی ادامه داد:«جمهوری اسلامی که تجلی مردم سالاری است ، در آن حاکمیت مردم، حق حاکمیت مردم بر سرنوشت به عنوان یک اصل پذیرفته شده و مشهوردل پذیر زمانه ما به رسمیت شناخته شد؛ از طرف دیگر با تکیه بر ارزش‌ها، معیارهایی که غیبت آن در دنیای امروز باعث مشکلاتی چه در غرب عالم و چه در شرق عالم و چه در روابط بین المللی شده است؛کوشید تا الگویی ممتاز با آن معیارهای اصیل اسلامی با روش و شیوه‌ای که امام امیرالمومنین و پیامبر اکرم و بسیاری از بزرگان ما داشتند ارائه دهد تا نقص های نظام های کنونی جبران شود.»

سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه «ما در ایران با توجه به تجربه تاریخی که داشتیم نه تنها نمی‌خواهیم و نمی توانیم سکولاریسم را بپذیریم بلکه می خواهیم تمام مزایایی را که بشر در طول تاریخ داشته و برای آن قربانی‌هایی داده است را داشته باشیم»، اظهار داشت:« ما آزادی‌ها، حرمت انسان حقوق انسان، پیشرفت جامعه، توسعه همه جانبه کشور، رهایی از سلطه بیگانگان و استبداد را می‌خواستیم و می خواهیم ؛در عین حال می خواهیم یک سلسله معیارهای معنوی که اتفاقا غیبت آن در دنیای مدرن و دنیای امروز باعث مشکلاتی برای بشر امروز شده است، را داشته باشیم.»

رئیس‌دولت اصلاحات یادآور شد:« ما راهمان این راه بود که اگر تداوم پیدا می‌کرد و انشالله باید تداوم پیدا کند، می‌توانست و می‌تواند هم استبداد را به عنوان پدیده تلخ و زشت تاریخی از صحنه خارج کند و هم مانع سکولاریسم که انسان را از بسیاری معیارهای معنوی محروم می‌کند؛بشود.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدن‌ها همچنین اظهار داشت:«علی (ع) که با خواست مردم به قدرت رسید هنگامی که به ایشان پیشنهاد کردند با توجه به انحرافاتی که در برخی والیان و حاکمان قبلی وجود داشت در آغاز کار دست به ترکیب حکومت ها نزنید تا مستقر شوید و بعد ببینیم چه می‌شود، فرمودند "از من می‌خواهید قدرت را با ستمگری کردن و یا تن دادن به ستم و امضاء کردن ستم بدست بیاورم؛ علی و کسب قدرت با تن دادن به ستم هرگز!من آمده ام بگویم سیاست یعنی حاکمیت اخلاق؛حاکمیت معیارهای الهی وحاکمیت حرمت انسان.»

در ادامه سیدمحمد خاتمی با اشاره به حوادث و اتفاقاتی که قبل، در جریان و بعد از انتخابات در کشور رخ داد، گفت:«بنده از این حوادث برای جمهوری اسلامی و نظام ناراحتم، به خاطر ستمی که می‌شود، از جمله دوستانی که الان در بند گرفتار هستند تا آنجا که آنها را می‌شناسم ؛ جفاست که متهم به ضدیت با انقلاب، اسلام و مصالح کشور شوند؛در حالیکه آنها حاضر بوده و هستند جانشان را فدای ارزش‌هایی بکنند که در انقلاب ما تجلی پیدا کرد.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تاکید کرد:«ممکن است آنها دیدگاههایی داشته باشند که با برخی از دیدگاه‌های دیگر هماهنگ نباشد، اما در مقام عمل و ارزش‌های اصولی، بنده مطمئنم و هیچ تردیدی ندارم اکثر این افراد اگر نگویم از همه اینها، اغلب و اکثرآنها سرمایه‌هایی هستند که هزینه‌های که برای انقلاب پرداخته‌اند از بسیاری ازبازجویان و کارشناسان پرونده‌هایشان بیشتر است و امروز به جرم ضدیت با امام، انقلاب و چیزهای عجیب و غریبی متهم می‌شوند.»

وی ادامه داد:«انسان متاسف می‌شود از روش‌هایی که در بازداشت‌ها، بازجویی‌ها، تشکیل دادگاه‌ها، صدور احکامی که متناسب با جرم نسبت داده شده نیست و دادگاهی که به گفته حقوقدانان خلاف موازین و ضوابط است به کار برده شد.»

رئیس بنیاد باران افزود:«برای ۱۰روز مرخصی به انسان عزیزی که در آستانه ۷۰ سالگی است، با آن بیماری‌های متعددی که دارد، ۸۰۰ میلیون تومان وثیقه می‌گیرند و بعد هم می‌گویند بلافاصله به زندان برگرد، آیا این کارها لطمه به نظام جمهوری اسلامی نیست؟»

خاتمی تاکید کرد:«بنده بیش از اینکه دلم برای این عزیزان بسوزد که آمادگی پرداخت این هزینه را داشته‌اند و الحمدالله خانواده‌هایشان مقاومت‌هایی دارند که ما به آن افتخار می‌کنیم برای ستمی که به جمهوری اسلامی می‌شود غصه می‌‌خورم و رنج می‌برم.»

وی با اشاره به دیداری که در اوایل دستگیری‌ها با جمعی از خانواده‌های بازداشت‌شدگان داشت، گفت:« در آن دیدار خطاب به آیت‌الله شاهرودی گفتم شما رئیس قوه قضاییه هستید، این مسائل دست شماست و می‌توانید آنها را پیگیری کنید تا به این صورت نباشد و باز هم انتظار داشتیم با تحولی که در قوه قضائیه صورت گرفت، در آغاز کار و در طلیعه تحولی که می‌خواهد در نظام قضایی ما و روش‌های آن ایجاد شود، این روش‌ها و شیوه‌ها منتفی شود و به نفع نظام بود که در آستانه این اعیاد این دوستان عزیز آزاد می‌شدند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:« اگر هم واقعا باید دادگاهی باشد باید طبق موازین قانونی کارها انجام گیرد، دادگاه صالحه با حضور هیات منصفه و وکیل انتخابی افراد انجام و بر اساس مستندات قوی کارها انجام شود، کسی با این روش‌های قانونی مخالف نیست ولی از شیوه‌هایی که هست و ستمی که بیش از اینکه به افراد شود به چهره نظام جمهوری اسلامی می‌شود ناراحت هستیم.هنوز هم دیر نیست بیایم همه روش‌هایی را انتخاب کنیم که خیر آن به همه برسد.»

خاتمی در ادامه این سئوال را مطرح کرد که«آیا ما که می‌خواهیم چهره نظام‌مان انسانی،قانونی و مردمی باشد ضد نظامیم یا کسانیکه کاری می کنند که از نظام ما چهره بد و زشتی در دنیا تجلی پیدا کند؟»

وی همچنین گفت:«همه باید دلمان برای اسلام و انقلاب بسوزد و در کنار همدیگر باشیم ولی باید کسانیکه دلسوز نیستند، از صحنه بیرون بروند، منظورم حذف آنها نیست بلکه می‌گویم محور کار نباید آنها باشند.»

رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «وضعیت کنونی جنگ میان اصولگرایان و اصلاح‌طلبان نیست»، اظهار داشت:«در حال حاضر بسیاری از اصولگرایان هم از این وضع ناراحتند، امروز حتی اصولگرایان عاقل را نیز حذف می‌کنند که این دیدگاه خطرناکی است و بنده هشدار می‌دهم که این امر به زیان جمهوری اسلامی است.»

رئیس بنیاد باران توصیه کرد:«بر اساس چارچوب قوانینی که هست بیاییم دلها را به هم نزدیک کنیم و وحدتی پیدا کنیم و از این تندوری‌ها و افراط‌ها جلوگیری شود، نمی‌گویم جبران ستم بلکه لااقل رفع ستم ستمدیدگان بشود و شاهد این باشیم در فضای مناسب‌تری که همه به ایران و سربلندی آن بیاندیشیم از این تنگناها و فشارها رها شویم و شاهد این باشیم با کمک این عزیزان که به ناحق مجرم شناخته می شوند، این مسائل رفع شود و به سوی آینده‌ای برویم که خیرش شامل همه افراد وطن شود و دینمان را به انقلاب خون شهیدان امام ادا کنیم.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«همان طور که پیامبر فرمود "سوره هود مرا پیر کرد" و اشاره کردند به این آیه که " فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَکَ " همان طوری که خداوند از تو خواسته و امر کرده استقامت کن ونیز کسانیکه توبه کرده‌اند و همراه تو بوده‌اند آنها هم استقامت کنند وشما عزیزان و همه ما باید در مسیر حق با استقامت باشیم باز هم به تعبیر قرآن که در سختی‌ها به صبر و نماز توصیه شده استقامتتان را تقویت کنید و این شعر بلند را از یاد مبرید که اندر بلای سخت پدید آرند فضل و بزرگ مردی و سالاری.»

به گزارش روابط عمومی دفتر خاتمی؛در ابتدای این دیدار خانواده های زندانیان سیاسی، گزارشی از آخرین اخبار مربوط به پرونده و وضعیت سلامتی زندانیان خود ارائه کردند.

در ابتدا فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاجزاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، با بیان اینکه در سانسور خبری موجود، تریبونی برای بیان دردها نمانده است، گفت: خانواده های زندانیان سیاسی دردی مشترک دارند که عده ای از بهترین ها و مخلص ترین و خدمت گزارترین فرزندان کشور بیگناه در زندان هستند و این همین درد مشترک، خانواده ها را از آغازین روز بازداشت های فله ای و غیرقانونی گرد هم جمع کرده است.

محتشمی پور افزود: جمع خانواده های زندانیان سیاسی که تشکیل شد، توانست مسایل و مشکلات خود رابررسی و حتی المقدور به حل آن مبادرت کند و در زمانی که هیچ مسئولی نگرانی بابت مشکل خانواده ها نداشت، صدای گویایی باشد و افکار عمومی را در چنین فضای اختناق از مصائبی که بر خودشان و عزیزانشان می گذرد، آگاه سازد.

وی با اشاره به محدودیت های رسانه های مستقل در انتشار اخبار زندانیان، ادامه داد: دفتری که در آن جلسات مصاحبه مطبوعاتی برگزار می شد، پلمب کردند اما هرگز ناامید نشده ایم و به عنوان خانواده زندانیان، پیام و اخبار عزیزان خود را درحد توان، منتشر کرده و می کنیم.

محتشمی پور همچنین به بازداشت های خودسرانه و غیرقانونی، تفتیش منازل بعضا حکم و در غیاب صاحب خانه، رفتارهای نامناسب با زندانیان و بازداشتن و محروم کردنشان از حداقل حقوقشان، تاخیر در برگزاری دادگاه ها و صدور احکام سنگین و تایید برخی از این احکام در دادگاه تجدید نظر، اشاره کرد و گفت: انتظار داشتیم که عزیزان ما در عید ولایت در کشوری که مدعی ولایت است آزاد شوند که نه تنها این امر اتفاق نیافتاد بلکه برخی احکام تایید و در مواردی افزایش یافتند و برخی از زندانیان را دوباره به سلول انفرادی منتقل و برخی را ممنوع الملاقات و بعضی را علیرغم گرفتن وثیقه بسیار سنگین به زندان بازگرداندند.

در ادامه نیز هریک از بستگان زندانیان مطالبی را نسبت به وضع عزیزانشان و نگرانی از ادامه کار و انتظاری که برای رسیدگی به مسائل و پرهیز از رفتارهای ناروا و خلاف ضوابط و قوانین داشتند بیان کردند.


پشت صحنه مانور دانشجویی! روزدانشجو در دانشگاه تهران
http://tagheer.cz.cc/fa/archives/1388,09,17/2089
17/9/1388

در حالی که شب گذشته صداوسیما به انتشار ناشیانه اخبار و تصاویر یکطرفه از مراسم دانشگاه تهران پرداخت، بررسیهای خبرنگار آینده از تلاشهای عجیب برای ایجاد مراسمی مصنوعی در روز دانشجو با کمک افراد خارج از دانشگاه حکایت دارد.

"شعار ماشاءالله حزب الله" در حالی از سیما پخش شد که این شعار حتی در جمع دانشجویان بسیجی نیز مرسوم نیست و شعار محوری حاج بخشی در سالها قبل است و همین مورد غلظت دانشجویی جمع مذکور را هویدا کرد! همچنین پرچمهای ایران نفیس و پوسترهای چاپی از قبل آماده شده، مصنوعی بودن تجمع را تشدید می کرد.

بنا بر این گزارش، از روزهای قبل یک مجموعه برای شمار زیادی از تلفنهای همراه دانشجویان- اعم از دانشگاه تهران و دیگر دانشگاه ها- حدود ۲۰ پیامک ارسال شده و با اشاره به فتنه سبز، آنها را به دانشگاه تهران فراخوانده است.

روز گذشته رسانه های حامی دولت جمعیت این گروه را بین ۴۰۰۰ تا ۷۰۰۰ تن اعلام کردند، اما تعداد آنها امروز ۱۲۰۰ نفر اعلام شد.

در این حال، در شرایطی که پلیس و نیروهای حراست دانشگاه تهران از ورود افراد فاقد کارت دانشجویی به دانشگاه خودداری می گردند، یک شاهد عینی راز تجمع دانشجویی! مذکور را بر ملا کرد.

وی می نویسد:

ساعت ۱۰ صبح روز ۱۶ آذر در محوطه دانشگاه تهران، اطراف مصلای نمازجمعه قدم می زدم و منتظر شروع مراسم روز دانشجو بودم، در آن ساعت خبری نبود. بنابر این به کتابخانه رفتم و مشغول مطالعه شدم ، نزدیک ساعت ۱۱ مطالعه را رها کردم و به صحن دانشگاه آمدم ، همه چیز فرق می کرد، چهره هایی دیدم که به هیچ وجه آشنا نبودند، دیدم به یک باره فضای دانشگاه عوض شد و عده ای با قیافه های مذهبی ( ریش بلند و …) دانشگاه را قرق کرده اند. آری…

از چند روز قبل به واسطه دوستانم متوجه شده بودم روز ۱۶ آذر قرار است ۲۰۰۰ نفر سازماندهی و با کارت وارد دانشگاه تهران شوند، بعدا پی بردم ورود اینها به بهانه جشن ولایت عشق است که از ساعت ۱۰:۳۰ تا قبل از اذان ( ساعت ۱۲) در مسجد دانشگاه برگزار می شود.

یکی از دوستانم کارت ورود خودش را به من داد ، کارت بی نام بود اما مهر خاصی داشت که جعل آن را سخت می کرد و افراد با نشان دادن آن کارت بدون هیچ ممانعتی وارد دانشگاه می شدند و هر لحظه بر جمعیتشان افزوده می شد، ای کاش اینان حداقل دانشجوی دانشگاه های دیگر بودند ، ظاهرا نتوانسته بودند ۱۰۰۰ دانشجو بیاورند و دست به دامن اصناف و بازار و کارمندان شده بودند!

هنوز دقایقی از ساعت ۱۱ نگذشته بود که دیدم سعید حدادیان هم از در قدس آمد و به طرف مسجد رفت ، چند دقیقه بعد صدای الله اکبر و مرگ بر منافق را از سمت دانشکده فنی شنیدم ، دیدم همه به آن سمت روانه شدند و جشن را فراموش کردند ، من بودم و یک مسجد خالی که بنا بود ۱۰۰۰ تن را در خود جای بدهد!

اینان با نام جشن امام علی ( ولایت عشق) آمدند اما به دنبال هدف دیگری رفتند و دریغ از دقیقه ای جشن! سوال من این است که شما می توانید با کارت مخصوص وارد دانشگاه شوید چرا این کار خود را با نام جشن غدیر انجام می دهید و بعد حاضر نیستید یک دقیقه جشن بگیرید و در تمامی مدتی که برای جشن اعلام کرده اید مشغول فریاد "مرگ بر منافق" و " موسوی، اسرائیل پیوندتان مبارک" هستید؟

روبروی دانشکده فنی پر شده بود از کسانی که شعار "مرگ بر منافق" شان قطع نمی شد ، با این که از قبل برنامه اینان را می دانستم اما مبهوت شده بودم ، صبر کردم ، و آرام آرام به سمت دانشکده پزشکی رفتم ، جمعیتی را دیدم که سبز هستند و شعار مرگ بر دیکتاتور می دهند ، برخی دانشجویان نیز از گوشه و کنار به این جمعیت پیوستند، برخی شعار ".. دروغ گو کارت دانشجویی ات کو" می دادند، عده ای به دانشجوها فشار می آوردند و چند جا با لگد و افشانه فلفل با دانشجو ها مقابله کردند و مانع از نزدیکی سبزها به سر در دانشگاه شدند یک جا دیدم یک مرد حدود ۵۰ ساله با یک دختر دانشجو درگیر شد… من بانیان این غائله را لعنت می کردم که چرا بسیجی ها را با دانشجویان درگیر کردند و باعث ایجاد نفرت در برخی از دانشجویان از بسیجیان شدند .

دانشجویان که دیدند ماندن آنها جز درگیری حاصل دیگری ندارد به سمت دانشکده فنی حرکت کردند، دانشجویان اصلاح طلب روبروی دانشکده فنی را پر کرده بودند و شعار می دادند، بالاخره توانستند از سمت راست با فشار وارد شوند و سبز ها را با زور کنار بزنند و از تنه زدن به دختر و پسر ابایی نداشتند، بالاخره پله های روبروی دانشکده را فتح کردند و پرچم ایران را به نشانه پیروزی بر استکبار(!) به احتزاز در آوردند …مجددا برخی خود را به سردر رساندند و درگیری شروع شد …. این داستان تا عصر ادامه داشت.

عصر آن روز خبر آوردند که کارت هایی که اینها با آن وارد دانشگاه شده اند سه روز اعتبار دارد. شاید قرار است اینان با لیسانس از دانشگاه بیرون بروند.

به نظر می رسد این گونه تحرکات حتی به ضرر دانشجویان بسیجی و حامی دولت تمام می شود که فارغ از التهابات چند روزه می خواهند مدتها در کنار همکلاسیهای خود درس بخوانند و این گونه اقدامات وجهه آنان را تخریب می کند.


شانزده آذر تاریخی ایران: ضربه ی گیچ کننده ی ملت بر چهره ی حکومت
http://www.akhbar-rooz.com/news.jsp?essayId=25556
17/9/1388

• شانزده آذر امسال نشان داد خوش بینی ناظران هوشیار سیاسی نسبت به سرنوشت مبارزه ی مرگ و زندگی که در ایران در جریان است، یک واقع بینی ی مسلم است. مردم ایران راه خود را یافته اند و فریادهای مرگ بر دیکتاتور و هدف قرار دادن رهبر حکومت به عنوان اصلی ترین عامل استبداد و اختناق در ایران، روز به روز به جنبش مردم ایران، چهره ای صریح تر، روشن تر و دموکراتیک تر می بخشد ...

اخبار روز: ملت ایران در سومین رودرویی مستقیم خود با حکومت کودتا بعد از روز قدس و روز ۱٣ آبان، در ۱۶ آذر روز دانشجو نیز نشان داد، قدرت سرکوب حکومت قادر به خانه نشین کردن مردم نیست و اراده ی مردمی را که برای تغییر برخواسته اند به ضرب اسلحه و زور و زندان و تجاوز حکومتی و عده ای اجیر شده نمی توان نابود کرد.

تاریخ در مقاطع گوناگون و در اقصا نقاط گیتی نشان داده است وقتی اراده ی ملی و برحق مردم به عملی متحدانه و شعوری ملی فرارویید دیگر هیچ قدرتی را یارای همآوردی با آن نیست. حکومت از نفس افتاده است. سران برجسته ی آن محلی از اعراب نه تنها در میان مردم که در صفوف خودشان نیز ندارند. آنان بی آن که درسی از تاریخ یا همین اتفاقات رخ داده در چند ماهه ی اخیر ایران گرفته باشند با بی رحمی و قساوتی مبهوت کننده مردم را تحقیر و سرکوب و دربند می کنند. مردم اما با شور و شعوری ستودنی در برابر این سرکوب لگام گسیخته و بی ترحم حکومتی کوتاه نمی آیند سهل است به دامنه ی رادیکال کردن خواسته های خود هر دم گسترش بیشتری می بخشند.

در شانزدهم آذر ماه به حکومت جمهوری اسلامی ایران و به همه ی عالم ثابت شد ایرانیان این حاکمیت آزادی ستیز، سرکوبگر، متقلب و ریاکار را نمی خواهند، اصل و اساس شوربختی ی سی ساله ی میهن خویش را دریافته اند، عاملان و مسببین این شوربختی را می شناسند و اراده کرده اند میهنشان را از شر تمامیت این حاکمیت دیکتاتور و آزادی ستیز برهانند. هرچه چهره ی کریه و خشن و سرکوبگر حکومت عریان تر می شود بیزاری مردم نیز فزونی می گیرد و خواسته های آنان رادیکال تر می شود.

دیروز همه ی جهانیان در حضور پر شور مردم ایران در کنار دانشجویان جوانشان به عینه دیدند دیگر صحبت از طرح تقلب در انتخابات اخیر و ریاکاری های دولت کودتا فقط نیست. مردم ریشه ی فاجعه را دریافته اند و پیکان تیز حملات خود را به گونه ای امروزین، دمکراتیک، مسالمت جویانه و مدنی متوجه سر این اژدها کرده اند که دارد آینده و آبرو و تاریخ و تام و تمام میهنشان را به باد فنا می دهد  

علیرغم فشارهای بی وقفه ای که نزدیک به یک ماه به دانشجویان وارد آمد و علیرغم آن که از شب شانزدهم آذر این فشارها به اوج خود رسید و در روز شانزده آذر در تهران و شهرستان ها حکومت نظامی اعلام نشده بر قرار کردند، اما نتوانستند فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «زنده باد آزادی» دانشجویان ایران را خاموش کنند. جنبش دانشجویی با پیوستن مردم کمر راست کرد و توانست صدای آزادی خواهانه ی خود را از صدای استبداد و دیکتاتوری با همه ی امکانات وسیع آن رساتر کند. دیروز نه تنها این صدا را مردم در تمامی ی ایران شنیدند بلکه اینک جهان صدای حق طلبی ی مردم ایران را به بانگ بلند شنیده است.

نگاهی به رسانه های ارتباط جمعی ی جهانی و موضع گیری های سیاسی مختلف در سراسر جهان به روشنی نشان می دهد که یک بار دیگر ایران و خواست مردم آن برای تغییرات دموکراتیک در کشور به تیتر اول رسانه های بین المللی تبدیل شده و سران دولت ها را به حمایت از این مردم واداشته است. دیروز برای چندمین بار جهانیان به حرمت ستودنی مردم ایران و مبارزات با شکوهش کلاه از سر برداشت و به اراده ی مستحکم و آزادی خواه این ملت بزرگ تمام قد تعظیم کرد.

شانزده آذر امسال نشان داد که خوش بینی ناظران هوشیار سیاسی نسبت به سرنوشت مبارزه ی مرگ و زندگی که در ایران در جریان است، یک واقع بینی ی مسلم است. مردم ایران راه خود را یافته اند و فریادهای مرگ بر دیکتاتور و هدف قرار دادن رهبر حکومت به عنوان اصلی ترین عامل استبداد و اختناق در ایران، روز به روز به جنبش مردم ایران، چهره ای صریح تر، روشن تر و دموکراتیک تر می بخشد.

این جنبش در هر گام خود را بیشتر پالایش می کند و به خواسته و هدف اصلی خود که پایان دادن به دیکتاتوری و خفقان ولایت فقیه و استقرار دموکراسی در ایران است نزدیک تر می شود. شانزده آذر ٨٨ یک روز تاریخی بود، اما شک نکنیم که روزهای تاریخی ی بیشتری در راه است.

ما نیز به مثابه عضوی از پیکره ی آزادی خواهی در ایران به سهم خود قدردان همه ی دختران و پسران دانشجو و زنان و مردان آزادی خواهی که به یاری آن ها شتافتند و صدای آزادی خواهی مردم ایران را بالاتر از سکوت و اختناقی که حکومت می خواست، به گوش جهانیان رساندند، هستیم. ما نیز این شهامت و استواری را به عنوان ضربه ی گیج کننده ی دیگری بر چهره ی حکومت کودتا ارزپابی می کنیم، ضربه ای که هر چند حکومتیان می کوشند به روی خود نیاورند و از خیابان روشن مردم به کوچه ی تاریک علی چپ برانند، ضربه ای که آن ها را بیشتر از گذشته متزلزل و رسوا کرده است. آینده ی آزادی خواهی و نیک بختی ی مردم ایران روشن و نزدیک است، شک نکنیم.


تحليل گاردين از شرايط داخلی ايران: روح اعتراض در ايران زنده است / هنری نيومن
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/08//-9a10629114.html
18/9/1388

دوشنبه هفته جاری، موجی از تظاهرات مخالفان در سراسر ايران به راه افتاد و برخوردها گسترده ای  ميان معترضان و نيروهای امنيتی، نيروی انتظامی و شبه نظاميان بسيج درگرفت. به نظر می رسد نقطه اوج تنش در دانشگاه های تهران و نيز اصفهان، کرمانشاه، شيراز، مشهد، تبريز و کرج بوده است. گزارش هائی از تظاهرات در ديگر نقاط مختلف تهران هم منتشر شده است.

تظاهرات ياد شده، هم از گستردگی جنبش در ميان بخش عظيمی از جمعيت ايران، و هم از بی باکی مردم اين کشور در روياروئی با سرکوب و خشونت دولتی حکايت دارد.

روز شانزدهم آذر در ايران، روز دانشجو نام گرفته و يادبود کشته شدن سه دانشجوی معترض در سال 1332 و همزمان با ديدار ريچارد نيکسون معاون رئيس جمهور وقت آمريکا از ايران است. پيش تر در همان سال، کودتائی عليه دولت مردمی محمد مصدق رخ داد و حکومت به محمد رضا شاه پهلوی مسترد شد. اکنون بيش از نيم قرن پس از آن حادثه، خيلی ها فکر می کنند جلوه های تاريخی با شدت بيشتر بر روز دانشجوی امسال سايه افکنده بود.

نيروهای وفادار به محمود احمدی نژاد، کودتای نرم انتخاباتی را چند ماه پيش در خرداد ماه سازماندهی کردند. از آن پس رژيم خودکامه ايران، به معيارهای ديکتاتوری و عدم تحمل در برابر هرگونه انتقادی نزديکتر شده است. آيت الله هاشمی رفسنجانی رئيس جمهور سابق ايران، در حاليکه معترضان را به ادامه تظاهرات خود «در چهارچوب قانون» فرا می خواند، از شرايط کشور «که اجازه انتقاد سازنده را به کسی نمی دهد»، ابراز نارضايتی می کند. 

زمانی ايران به دليل کثرت ديدگاه ها و منازعات سياسی، مايه شگفتی و تعجب همسايگان در منطقه بود. انتقادات، تا جائيکه به نظام اسلامی، آيت الله خمينی و يا رهبر عالی تحمل مربوط نبود، تحمل می شد.

اما حقوق افراد ظرف چند ماه گذشته به شدت نقض شده است. عفو رهبری برای 793 زندانی، نشان از تعداد بازداشت شدگان در اين رژيم دارد. دادگاه برگزار شده برای بسياری از مخالفان، باعث زيرپا گذاشته شدن قانون اساسی و استانداردهای قانونی ايرانی شد. افراد متعددی نظير کيان تاجبخش، محقق ايرانی آمريکائی، به اتهام جاسوسی به حبس های طولانی مدت محکوم شدند. نيروهای امنيتی به بازداشت و ارعاب صداهای مخالف ادامه می دهند و مادران عزاداری که فرزندان خود را در جريان اعتراضات پس از انتخاب از دست داده اند، نظير مادر ندا آقا سلطان، نيز در امان نمانده اند. عفو بين الملل از استقرار «پليس مجازی» برای مقابله با «اشاعه اکاذيب» و «افترا» در اينترنت توسط رژيم ايران خبر می دهد، که خود زمينه ای برای ترتيب يافتن حملات بيشتر علیه آزادی بيان تلقی می شود.

از اولين ساعات روز دوشنبه، نيروهای امنيتی به اشغال محوطه دانشگاه های مختلف و گلوگاه های اصلی پايتخت دست زدند. با به راه افتادن موج تظاهرات، نيروهای امنيتی ضمن استفاده از گاز اشک آور و باتون و شليک تير هوائی به استقبال معترضان رفتند. ابزار ارتباطی نظير اينترنت و شبکه تلفن همراه با اختلالاتی روبرو بود.

با همه اين اوصاف، معترضان گرد هم آمدند و شعارهای ضد دولتی عليه احمدی نژاد و خامنه ای سر دادند. نظير اعتراضات قبلی که متعاقب انتخابات برپا شده بود، اين بار هم شعارهای «الله و اکبر» و «مرگ بر ديکتاتور» سر داده شد. اين شعارها يادآور تظاهرات بر عليه پادشاه پهلوی هستند که در انقلاب سال 1357 سقوط کرد. اکنون همين شعارها بر عليه رژيم اسلامی به کار گرفته می شود.

به نظر می رسد نيروهای دولتی تظاهرات دوشنبه را با موفقيت فرو نشاندند. با اين حال، وقوع مکرر تظاهرات از يکسو، و استفاده رژيم از خشونت و سرکوب برای فرونشاندن تنش های فزاينده از سوی ديگر، به بحران سياسی ممتد و بحران مشروعيت روحانيون حاکم منجر شده است. مطمئناً عدم تحمل انتقادات از سوی دولت، تنها به افراطی تر شدن تظاهرات منجر خواهد شد.

به زودی دهه اول ماه محرم فرا می رسد. اين دهه در روز دهم موسوم به عاشورا، 6 دی سال جاری، به اوج قداست  خود می رسد. در اين روز که تعطيل ملی است، مراسم گسترده ای برای يادبود شهادت امام سوم شيعيان و نوه پيامبر اسلام برپا می شود. قطعی است که مخالفان از اين روز عزاداری برای تجديد پيمان با يک حسين ديگر، به نام مير حسين موسوی که نماد جنبش سبز مخالفان است، استفاده خواهند کرد.

منبع: گاردين- 7 دسامبر


سازمان ملل از ایران خواست به حق اعتراض مخالفان 'احترام' بگذارد
http://www.bbc.net.uk/persian/iran/2009/12/091208_si_pillay_rights.shtml
17/9/1388

صدها نفر پس از انتخابات جنجالی ایران تحت محاکمه قرار گرفتند

درحالی که دولت ایران در روز دوشنبه بار دیگر در جریان مراسم روز دانشجو سعی کرد مانع از تظاهرات مخالفان شود، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل از ایران خواسته است به حق اعتراض مخالفان "احترام" بگذارد.

خانم ناوی پیلای که بلندپایه ترین مسئول سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر است روز سه شنبه در یک کنفرانس خبری گفت: "ما نامه ای به دولت ایران نوشته ایم و خواستار احترام به حق اعتراض که یکی از آزادی های بنیادی هم هست شده ایم."

خانم پیلای همچنین در گفت و گویی با خبرگزاری رویتر گفت که "سرکوب تظاهرات (در ایران) در حال تشدید است، و خیلی جدی تر شده است."

او گفت که قرار بود روز سه شنبه به درخواست یک مقام حقوق بشر ایرانی با او دیدار کند اما این مقام بلندپایه برنامه دیدار را لغو کرده است.

وی گفت: "وقتی یک کشور بسته عمل می کند، واقعا عاجز می شویم. ایران یکی از آنهاست. هر وقت مسائلی را مطرح می کنیم، حالت تدافعی می گیرند اما ما همچنان آنها را مطرح خواهیم کرد."

این درحالی است که غلامحسین محسنی اژه ای، دادستان کل ایران، روز سه شنبه به کسانی که در اعتراض به دولت دست به تظاهرات می زنند به شدت هشدار داد و گفت که "به برهم زنندگان نظم و امنیت جامعه مهلت نخواهیم داد."

این هشدار درحالی صادر می شود که روز دوشنبه گروه های بزرگی از دانشجویان در دانشگاه های مختلف ایران بار دیگر با استفاده از فرصت مراسم 16 آذر دست به تظاهرات و سردادن شعارهایی علیه نه فقط دولت بلکه کل حکومت زدند.

برخی ناظران می گویند که تظاهرات روز دوشنبه نشان از رادیکال تر شدن جنبش اعتراضی ایران موسوم به "جنبش سبز" داشت و در آن بیش از آنکه دولت محمود احمدی نژاد مورد انتقاد قرار گیرد کل نظام جمهوری اسلامی زیر سوال برده شد.

در این روز شعار "مرگ بر ستمگر، چه شاه باشه چه رهبر" و "مرگ بر خامنه ای" (رهبر جمهوری اسلامی) از سوی برخی از معترضان شنیده شد. البته شعار "مرگ بر دیکتاتور" اکنون مدت هاست که در تظاهرات ضددولتی مخالفان سر داده می شود اما نام بردن از رهبر ایران در شعارها نکته ای است که ناظران به آن اشاره می کنند.

خانم پیلای که یک قاضی اهل آفریقای جنوبی است گفت که او درحال بررسی موضوع منصفانه بودن محاکمه کسانی است که پس از انتخابات بحث انگیز ایران در خرداد ماه بازداشت شده اند.

دستگاه قضایی ایران برای تعدادی از معترضان حتی حکم اعدام صادر کرده است. به علاوه چندین نفر از چهره های مخالفان در میان اصلاح طلبان به حبس های چندین ساله محکوم شده اند.

خانم پیلای گفت که در ماه های اخیر مساله این محاکمه ها را با مقام های ایرانی در میان گذاشته است. او گفت: "مجازات های خیلی شدیدی در این محاکمات اعمال شده است. من درباره فضای آن محاکمات سوال کرده ام و درحال بررسی این مساله هستم که آیا اینها عادلانه بوده است یا نه."

نهاد زیر نظر خانم پیلای از منابع مختلف، از جمله کارشناسان مستقل شورای حقوق بشر سازمان ملل، برای تحقیق درباره پرونده ها استفاده می کند و تنها به اطلاعاتی که کشورها ارائه می کنند تکیه نمی کند.

خانم پیلای قبلا از دادگاه های ایران خواسته است که حکم اعدام صادر شده برای برخی از متهمان در ارتباط با حوادث پس از انتخابات این کشور را مورد بازنگری قرار دهند.

او اواسط اکتبر گفته بود که "اعمال مجازات اعدام برای جرایمی که منجر به مرگ افراد نمی شود مغایر" پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی است.

اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد به تظاهرات گسترده رای دهندگانی که نتایج را آمیخته به تقلب می دانستند دامن زد که طی آن صدها نفر بازداشت شدند و تحت محاکمه قرار گرفتند. برخورد نیروهای امنیتی با معترضان همچنین ده ها کشته و زخمی به جا گذاشت.

مقام های ایرانی اتهام تقلب در انتخابات را رد کرده اند و معترضان را به خط گرفتن از کشورهای غربی و تلاش برای تضعیف یا براندازی نظام جمهوری اسلامی متهم کرده اند


اکبر گنجی در پارلمان اروپا: دولت خامنه ای – احمدی نژاد شکست خورده است
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-2d8f489775.html
18/9/1388

اکبر گنجی دیروز ضمن سخنانی در جلسه سبزهای پارلمان اروپا با تاکید بر اینکه "جنبش سبز برای رسیدن به اهداف خود، فقط و فقط از روش های مسالمت آمیز استفاده می کند" اظهار داشت: "اهداف و روش های مبارزاتی جنبش سبز، نشان دهنده ی درس آموزی از گذشته است." وی همچنین با اشاره به اینکه "شعار همگانی رأی من چه شد، معنایی جز خواست انتخابات آزاد رقابتی و منصفانه ندارد" حق تجمع، حق آزادی بیان، حق تشکل، حق برخورداری از دادگاه های عادلانه(دادگاه های علنی با حضور وکلا و هیأت منصفه)، آزادی کلیه زندانیان عقیدتی- سیاسی و نفی شکنجه را ازدیگر خواست های جنبش سبزبرشمرد.

متن سخنان گنجی در این جلسه به شرح زیرست: "نارضایتی مردم ایران از زمامداران حاکم عمیق و گسترده است. انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد سال جاری، لحظه ی ظهور و تجلی جمعی نارضایتی ها بود. مبارزات آزادیخواهانه ی یک صد سال گذشته، انباشتی از تجربه برای عبرت آموزی برای ما فراهم آورده است. اهداف و روش های مبارزاتی جنبش سبز، نشان دهنده ی درس آموزی از گذشته است. شعار همگانی "رأی من چه شد؟" معنایی جز خواست انتخابات آزاد رقابتی و منصفانه ندارد. حق تجمع، حق آزادی بیان، حق متشکل شدن، حق برخورداری از دادگاه های عادلانه(دادگاه های علنی با حضور وکلا و هیأت منصفه) و غیره؛ مطالباتی است که حتی با حقوق مندرج در قانون اساسی جمهوری اسلامی تعارض ندارند. آزادی کلیه ی زندانیان عقیدتی- سیاسی و نفی شکنجه، دیگر خواست های جنبش سبزاند. اگر به تمامی مطالبات جنبش سبز نگریسته شود، سرشت این جنبش که چیزی جز جنبش دموکراسی خواهی نیست، هویدا می شود. جنبش سبز برای رسیدن به اهداف خود، فقط و فقط از روش های مسالمت آمیز استفاده می کند. جنبشی که مخالف خشونت است، نمی تواند از روش های انقلابی(خشونت آمیز) سود بجوید که نه به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر منتهی می شود، نه اخلاقاً قابل دفاع است. مبارزات چند ماه گذشته به پیروزی اخلاقی جنبش سبز و شکست اخلاقی رژیم حاکم منجر شده است. جنبش سبز به دنبال رهبرانی گاندی گونه است، نه افرادی که جز خشم و نفرت و کینه و انتقام چیزی نمی پراکنند و از خود بروز نمی دهند. مردم محروم از حق سازمان یابی و گرفتار تبعیض و نابرابری های اقتصادی شگرف(ضریب جینی 41/0 در سال 2008)، با رژیمی برخوردار از دستگاه های وسیع سرکوب(سپاه پاسداران، بسیج، نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات) و درآمدهای نفتی بالا(280 میلیارد دلار طی 4 سال 2005 تا 2007) دست و پنجه نرم می کنند. برای گذار به دموکراسی، راهی جز قدرتمند شدن مردم از طریق سازمان یابی علائق، مطالبات و منافع متکثر وجود ندارد. طی سال های گذشته، دانشجویان، زنان، کارگران(یک سوم نیروی کار کشور)، معلمان و دیگر اقشار اجتماعی در حال سازمان یابی بوده اند. جنبش سبز مولف از تمامی خرده جنبش های اجتماعی است. ایران دارای ساختار جمعیتی جوان است.  70 درصد جمعیت کشور(حدود 50 میلیون تن) زیر 35 سال سن دارند. زمامداران جمهوری اسلامی طی سه دهه ی گذشته کوشیده اند تا نظام ارزشی خود(یک سبک زندگی خاص) را به جوانان تحمیل کنند. اما آنها شکست خورده اند و این نسل  سبک های متکثرو مدرن را تعقیب می کند. آنان خواهان آزادی های اجتماعی هستند و بنیادگرایان حاکم را مانع تحقق خواست خود به شمار می آورند."

گنجی در ادامه سخنان خود افزود: "فضای بین المللی و روابط جهان غرب با رژیم ایران، به شدت بر حیات و ممات جنبش سبز و آینده ی آن تأثیرگذار است. برساختن فضای جنگی موجب به حاشیه راندن جنبش سبز و سود و نفع رژیم می شود، و برساختن فضایی دیگر موجب بقا و رشد جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان می شود. تحریم های اقتصادی و افزایش آنها، مجازات مردم ایران، نه زمامداران رژیم، است. تجربه ی تحریم های گسترده ی عراق نشان داد که تحریم اقتصادی لزوماً به فروپاشی و سرنگونی رژیم های خودکامه منتهی نمی شود. اما تحریم های اقتصادی مردم را فقیر و فقیرتر خواهند کرد و موجبات مرگ هزاران انسان(سالخوردگان و کودکان) و سوء تغذیه میلیون ها تن را فراهم می آورند.از سوی دیگر، طبقه ی متوسط بازیگران و عاملان اصلی جنبش دموکراسی خواهی در تمامی جوامع هستند. مطابق آمارهای رسمی دولت  در حال حاضر بیش از 14 میلیون نفر از مردم ایران زیر خط فقر به سر می برند. تحریم اقتصادی طبقه ی متوسط را هم ضعیف می کند و آنان را به فقرا تبدیل می سازد. منابع اقتصادی محدود طبقه ی متوسط ایران امکان بسیج اجتماعی، اتصال شبکه های اجتماعی و گردش اخبار و اطلاعات را در شهرها فراهم آورده است. تحریم های اقتصادی "فلج کننده" رمق این طبقه را خواهد گرفت و در عوض دستگاه های نظامی و امنیتی مسلط بر منابع نفتی و قاچاق مرزی را تقویت خواهد کرد(ارزش روزانه ی قاچاق بنزین 2 تا  3 میلیون دلار است). به عنوان مثال، اگر فروش بنزین به ایران تحریم گردد، قیمت سوخت در ایران افزایش خواهد یافت و ارزش قاچاق این کالا برای نیروهای مسلط بر آن بالاتر خواهد برد. این تحریم مستقیماً بر زندگی حداقل 500  هزار خانوار در ایران که از راه مسافر کشی یا کار در آژانس های مسافرتی، کل یا بخشی از هزینه ی زندگی خود را تأمین می کنند اثر منفی می گذارد. براساس محاسبات بانک مرکزی، مجلس و مراکز دیگر در ایران، تورم ناشی از آزادسازی قیمت بنزین در ایران بین 20 تا 70 درصد خواهد بود. تحریم فروش بنزین این اثر تورمی را باز هم بیشتر خواهد کرد. چنین تورمی آن بخش از جمعیت ایران را که در زیر خط فقر زندگی می کنند( 14 میلیون نفر)، دو برابر(28 میلیون نفر) خواهد کرد. بدین ترتیب تحریم اقتصادی نه تنها مجازات مردم ایران است، بلکه مجازات جنبش دموکراسی خواهی ایرانیان است. حتی اگر فرض کنیم جرج بوش، دیک چینی و رامسفلد به دنبال دموکراتیک کردن خاورمیانه بودند(که تردید جدی در این خصوص وجود دارد)، تهاجم نظامی به عراق و افغانستان نشان داد که نمی توان با سیاست های میلیتاریستی  نظام دموکراتیک را در کشوری دیگر مستقر ساخت. کشته شدن چند هزار سرباز آمریکا، هزینه کردن صدها هزار میلیارد دلار در این جنگ، کشته شدن هزاران تن از مردم عراق، از بین رفتن امنیت اجتماعی توتالیتر گونه ی صدام حسین و ناروشن بودن آینده عراق و افغانستان طی سال های آینده؛ برخی از پیامدهای تهاجم نظامی به خاورمیانه است(اگر بیش از یک هزار میلیارد دلاری که خرج جنگ افغانستان و عراق شد، صرف توسعه ی آموزشی و فرهنگی مردم خاورمیانه می شد، اکنون در چه شرایطی قرار داشتیم؟). حمله ی نظامی به ایران، مردم ایران و زیرساخت های اقتصادی و اجتماعی آنان را نابود خواهد ساخت.نه تنها حمله ی نظامی، بلکه دیسکورس نظامی- امنیتی و زبان تهدید نظامی هم به سود رژیم ایران و به زیان جنبش سبز است. زمامداران ایران در فضای نظامی به بهانه ی تهدیدهای خارجی، مردم و مخالفان را به اتهام عوامل دشمن گسترده تر از پیش سرکوب خواهند کرد. شکست محافظه کاران و پیروزی اوباما، تغییر دیسکورس تهدید نظامی به دیسکورس گفت و گوهای دیپلماتیک به وسیله ی اوباما، بهانه ی "جنگ سخت"  را از رژیم ایران گرفت و رژیم را در برابر آزمون اداره ی اقتصاد و حل مشکلات واقعی جامعه یعنی  فقر و بیکاری گسترده ی نیروی کار، فساد گسترده ی اداری و اجتماعی، رواج گسترده ی اعتیاد به مواد مخدر و فرار گسترده ی مغز ها از کشور قرار داد. دولت "خامنه ای- احمدی نژاد" در همه ی این آزمون ها شکست خورده است و راه حلی هم برای این معضلات ندارد. تنها راه فرار آن دو بازی با کلمات بر سر "جنگ نرم"، انقلاب مخملی، نابودی اسرائیل، نفی هولوکاست و مسالۀ غنی سازی اورانیوم است. در چنین شرایطی است که نارضایتی گسترده ی مردم ایران در شکل جنبش سبز نمایان شده است. اگر فضا دوباره نظامی- امنیتی شود، (تغییر سرمشق از گفت و گو به تهدید نظامی) جنبش سبز به محاق خواهد رفت."

وی در پایان گفت: "پرسش سبزهای ایران از شما نمایندگان مردم اروپا این است:آیا به جای رژیم حاکم بر ایران، باید ایران، ایرانیان و جنبش دموکراسی خواهی آنان مجازات- یعنی حمله نظامی و تحریم اقتصادی- شوند؟! تا حدی که من اطلاع دارم، سبزهای ایران مخالف تنبیه و مجازات ایران و ایرانیان اند، اما موافق تنبیه و مجازات سرکوبگران حاکم بر کشورند. سرکوبگران را چگونه می توان مجازات کرد؟مهمترین مسأله و خواست سبزها گذار مسالمت آمیز ایران به نظام دموکراتیک ملتزم به آزادی و حقوق بشر است. بعضی کمپانی های جهان غرب(به عنوان مثال نوکیا و زیمنس) تکنولوژی سرکوب را به رژیم ایران فروخته و می فروشند. شورای امنیت سازمان ملل- یا حداقل دولت های غربی- باید فروش تکنولوژی سرکوب به جمهوری اسلامی را ممنوع سازند. ما با هرگونه تحریمی که موجب افزایش درد و رنج مردم ایران شود مخالف هستیم، اما از هر گونه تحریمی که موجب فشار بر سرکوبگران و تضعیف دستگاه اختناق باشد حمایت به عمل می آوریم. کسانی در جهان غرب که به رژیم ایران در قطع استفاده از اینترنت، شنود تلفن ها و استفاده از ماهواره ها کمک کرده اند، اخلاقاً موظف اند تا این موانع را از پیش پای مردم ایران بردارند. رژیم  نه تنها جنبش سبز را از امکانات رسانه ای محروم ساخته است، بلکه تمامی راه های اطلاع رسانی مستقل و درست را مسدود کرده است. همان طور که انگلیس تلویزیون فارسی زبان بی. بی.سی را به راه انداخته است، اتحادیه ی اروپا می تواند یک تلویزیون مستقل فارسی زبان به راه اندازد تا در خدمت اطلاع رسانی، گفت و گو، و دموکراسی و حقوق بشر باشد. دسترسی نهادهای دولتی ایران به شبکه های ماهواره ای و ارتباطات جهانی را می توان مشروط به آزادی گردش اطلاعات و بر داشتن سانسور از رسانه ها و مطبوعات مستقل کرد. معامله های اقتصادی با نهادهای دولتی ایران را می توان مشروط  به رعایت ضوابط سازمان جهانی کار در مورد حق تشکیل سندیکا ها و اتحادیه های مستقل کارگری کرد. حضور نمایندگان دولت ایران در مجامع بین المللی، نهادهای وابسته به سازمان ملل و سازمان های اقتصادی بین المللی را می توان مشروط به رعایت میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، کنوانسیون رفع همۀ اشکال تبعیض علیه زنان و میثاق های مربوط به حقوق کودکان کرد. تجارت با نهادهای دولتی ایران را می توان مشروط به شفافیت نقل و انتقالات مالی، بر چیدن اسکله ها و مجاری غیر قانونی ورود و صدور کالا و حذف قاچاق در مرزها کرد که دستگاه های امنیتی و نظامی ایران در آن دخالت دارند.  زمامداران ایران طی سه دهه ی گذشته مردم ایران را به شدت و به طور سیستماتیک سرکوب کرده اند، هزاران تن از مخالفان سیاسی را اعدام و ده ها تن از دگراندیشان و دگرباشان را در داخل و خارج ترور کرده اند، بهائیان را به صرف بهایی بودن از همه ی حقوق اساسی شان محروم کرده اند، اماکن دراویش را تخریب و خودشان را زندانی کرده اند، اصلاح طلبان را پس از انتخابات ریاست جمهوری به جرم شرکت در انتخابات و رقابت در چارچوب تنظیم شده از سوی نظام بازداشت و به زندان های طویل المدت محکوم کرده اند، بازداشت شدگان را مجبور کرده اند تا در تلویزیون علیه خود و دوستان شان حرف بزنند و به جرائم ناکرده اعتراف کنند، چند تن از بازداشت شدگان را زیر شکنجه به قتل رسانده اند، به گفته ی رهبران جنبش سبز، تعدادی از جوان های زندانی را مورد تجاوز قرار داده اند، دانشگاها را، زیر عنوان اسلامی سازی، به طور سیستماتیک از اساتید و دانشجویان دگراندیش پاکسازی کرده و می کنند، روزنامه های مستقل را توقیف و روزنامه نگاران را زندانی کرده و می کنند و...برای پیگیری حقوقی این جرائم، ما(فعالین سیاسی و مدافعان حقوق بشر) کمپین مبارزه با جنایت علیه بشریت را به راه انداخته ایم. رهبران حاکم بر ایران شش مورد از مصادیق جرم جنایت علیه بشریت را-به طور سیستماتیک-انجام داده و می دهند. ما به دنبال گشودن پرونده حقوقی برای زمامداران ایران در دیوان بین المللی کیفری به جرم جنایت علیه بشریت هستیم. اگر جهان غرب مدافع دموکراسی و حقوق بشر، و مخالف رژیم های ستمگر است، به جای آن که مردم ایران و جنبش سبز آنان را مجازات کند، باید به مدافعان حقوق بشر ایران یاری رساند تا با  کمک وکلای بین المللی پرونده حقوقی تشکیل دهند و آن را به شورای امنیت سازمان ملل بسپارند. خودکامگان حاکم بر ایران ممکن است با استناد به سیاست های دوگانه ی دول غربی و تحریک احساسات ملی گرایانه ی مردم بتوانند بخشی از مردم ایران را در موضوع غنی سازی اورانیوم پشت خود گرد آورند، اما آنان به هیچ وجه قادر نخواهند بود از چنان رویکردی در مسأله ی نقض حقوق بشر سود بجویند. شعار نابودی اسرائیل و نفی هولوکاست از سوی رهبران ایران حرکتی رندانه برای تغییر صورت مسأله ی اصلی ایران است. آنان هولوکاست را انکار می کنند تا به جای تمرکز بر جنایات رژیم و انسان هایی که اینک در مقابل چشم جهانیان نابود می شوند، همه ی توجه ها را به اثبات نابودی یهودیان در جنگ جهانی دوم معطوف سازند. اگر مسأله ی حقوق بشر به مسأله ی اصلی روابط جهان با رژیم ایران تبدیل شود، و سیاست های تشویقی (فروش تکنولوژی مدرن- خصوصاً برای صنعت نفت- و سرمایه گذاری خارجی) و تنبیهی (گشودن پرونده ی جنایت علیه بشریت در شورای امنیت سازمان ملل و ارسال پرونده به دیوان کیفری بین المللی) مشروط به رعایت موازین اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی گردد، مردم ایران و جنبش سبز آنان، به فضای تنفس، بقا و تقویت برای گذار به دموکراسی دست خواهند یافت.در پایان یادآور می شوم که 60 الی 70 روزنامه نگار ایرانی پس از انتخابات به کشورهای همسایه ایران پناه جسته اند. آنان به دنبال کسب ویزا از کشورهای اروپایی هستند، اما سدهای بسیاری در برابر آنها قرار دارد. درخواست ما این است که دولت های اروپایی برای آنها ویزای ورود به اروپا صادر نمایند."

در پایان این جلسه گنجی به پرسش های حاضران پاسخ گفت. بیشتر پرسش ها درباره ی مسائل هسته ای، مواضع جنبش سبز در خصوص برنامه ی هسته ای، اثرات تحریم های اقتصادی بر رژیم و مردم ایران، نوع تحریم هایی که سبزها از آن دفاع می کنند، وضعیت حقوق بشر، ارتباط جهان غرب با رژیم و مخالفان، و چگونگی مشروط کردن سرمایه گذاری خارجی به مسائل حقوق بشر در ایران بود.

سبزهای اروپا به گنجی می گفتند: "دلیل مخالفت ما با اتمی شدن ایران روشن است، ما طرفدار محیط زیست هستیم." گنجی در پاسخ به آنها اظهار داشت: "بنابر گزارش های سازمان های امنیتی آمریکا و اسرائیل، ایران در حال حاضر فاقد سلاح اتمی است. اما برخی از کشورهای منطقه دارای سلاح های اتمی هستند.غرب باید از سیاست های دبل استاندارد دست بر دارد و ازاستراتزی جمع آوری سلاح های کشتارجمعی و هسته ای از کل منطقه ی خاورمیانه حمایت به عمل اورد".

گنجی در این سخنرانی همچنین به موضوع تأسیس تلویزیون پرداخت و در پاسخ به پرسش ها توضیحات بیشتری در این زمینه عرضه کرد. خانم سابین مایر خطاب به گنجی گفت: "شما سال 2006 به اینجا آمدید و برای ما سخنرانی کردید. در آن جلسه از ضرورت تأسیس تلویزیون سخن گفتید. ما پیشنهاد شما را پیگیری کردیم. به شما مژده می دهم که 5 میلیون یورو برای تلویزیون فارسی زبان اتحادیه ی اروپا به تصویب رسیده است".

 
مهاجرانی در جمع دانشجویان ایرانی مقیم لندن: بسیج و سپاه قرار بود از مردم دفاع کنند / محمد صفریان
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/08//-9eb61ec68a.html
18/9/1388

همزمان با سالروز 16 آذر، جمعی از دانشجویان ایرانی مقیم لندن با برگزاری یک جلسه سخنرانی و پرسش و پاسخ، با شرکت عطاء الله مهاجرانی و علی انصاری به بررسی جنبش دانشجویی و تحولات دموکراسی خواهانه در ایران پرداختند.در این جلسه مهاجرانی با تاکید بر اینکه "نتیجه انتخابات22 خرداد  با طبیعت رای مردم مخالف بود" اظهار داشت: "فریب دادن جامعه ایرانی دشوار و ناشدنی است." وی همچنین اظهار داشت:"سپاه و بسیج قرار بود از مردم دفاع کنند نه اینکه در برابر آنان قرار گیرند."

در این مراسم که عصر روز یکشنبه و در سالن اجتماعات دانشگاه لندن برگزار شد، ابتدا دکتر علی انصاری، استاد تاریخ دانشگاه سنت اندروز اسکاتلند ضمن سخنانی به زبان انگلیسی، نخست به ذکر تاریخچه ی جنبش های روشنفکری ایران پرداخت واز جمله گفت: "در زمان انقلاب مشروطه نیز روشنفکران نقش تاثیرگذاری بر پیشبرد خواست مردم داشتند، اما رضا شاه با تاسیس دانشگاه تهران نقطه ی عطفی در تاریخ مبارزات روشنفکری ایران بنا نهاد..."

وی سپس با بررسی نقش دانشگاهیان بر روند انقلاب های معاصر دنیا بدین جمع بندی رسید که حاکمیت ها هماره طبقه ی الیت را در اقلیت دانسته اند اما با این وجود همین گروه همیشه در اقلیت در غالب انقلاب ها و جنبش های معاصر دنیا نقشی تعیین کننده داشته اند.

دکتر انصاری در ادامه به معرفی دومین نقطه ی عطف مبارزات روشنفکری ایران رسید. وی سفر عده ی زیادی از دانشجویان ایرانی به غرب در زمان محمد رضا شاه را دومین نقطه ی عطف مبارزات روشنفکری ایران دانست و افزود: "سفر عده ی بسیاری از دانشجویان ایرانی به اروپا باعث شد تا ذهن ایرانی با علم روز و اندیشه ی دموکرات آشنایی پیدا کند. در واقع همین دانشجویان اروپا دیده بودند که در بازگشت خواستشان را به حکومت تحمیل کردند و خواهان حضور آزادی و دموکراسی در ایران شدند..."

این تاریخ شناس ایرانی در پایان سخنانش به نقش موثر رسانه و ابزار ارتباطات در جنبش امروزین ایران پرداخت و اعجاز ارتباطات در دنیای امروز را سومین نقطه ی عطف در تاریخ مبارزات ایرانیان دانست. وی که پیشتر حضور رادیو و شبکه هایی همچون بی بی سی را عواملی مهم در افزایش آگاهی مردم و پیشرفت انقلاب 57 دانسته بود، تاکید کرد که امروز و با حضور اینترنت نقش ارتباطات بسیار پررنگ تر از قبل شده است.

دکتر عطاالله مهاجرانی، نخستین وزیر فرهنگ دولت اصلاحات سخنران بعدی این جلسه بود که نخست با ارائه آماری درباره ی تعداد دانشجویان ایرانی، کلامش را آغاز کرد: "امروز ایران بیش از سه میلیون دانشجو دارد. در واقع حالا دگر هیچ خانواده ای نیست که دانشجویی در آن عضو نباشد. بنابراین به قول آقای هاشمی فریب دادن یک چنین جامعه ای بسیار دشوار و عملاً نشدنی است..."

وی در ادامه به خاطرات دوران دانشجویی خود اشاره کرد تا از نقش جنبش دانشجویی در انقلاب 57 نیز گفته باشد: "ویکتور فرانکل، روانشناس و فیلسوف اتریشی که خود از جمله ی بازماندگان هولوکاست بود، در کتاب انسان در جست و جوی معنا، عنوان می کند که آنچه به زندگی یک انسان معنا می دهد، آرمان اوست. آری زندگی ما با آرمان تعریف می شود، مخصوصاً در زمان جوانی. اساساً مشخصه ی اول یک جوان آرمان خواهی اوست، حال این آرمان خواهی بعد ها در گذر زمان به مدار واقعیت تبدیل می شود... اما آن زمان آرمان ما چه بود؟..."

دکتر مهاجرانی با طرح این سئوال، به تاریخچه ی تاسیس دانشگاه رسید و گروه های مبارز دانشجویی را به سه دسته ی مجزا تفکیک کرد. نخست دانشجویان سوسیالیست و مارکسیست. دوم گرایش های ملی و سرآخر گرایش های مذهبی که به گفته ی او تنها در چند سال آخر پیش از انقلاب پر رنگ شده بودند.

وزیر سابق دولت جمهوری اسلامی، با معرفی این سه گونه ی مجزا در تاریخچه ی جنبش های دانشجویی ایران، بدین جمع بندی رسید که: "قدر مشترک هر سه گونه ی این گرایشها همان آرمان طلبی آنها بود. نقطه ی اشتراکی که تمام عقاید حتی گاه متضاد را به هم پیوند می داد، آرمان عدالت خواهی بود و آزادی طلبی و در نهایت نوع دوستی. یعنی همه ی ما با ظلم مخالف بودیم و خواهان آزادی در رفتار و گفتار بودیم و دیگر از این دو، تحقق حقوق طبیعی مردم..."

دکتر مهاجرانی با بیان این پیشینه ی تاریخی به حوادث پس از انتخابات ریاست جمهوری و نقش نیروی انتظامی در سرکوب مبارزات مردمی پرداخت و در این باره گفت: "من در دوران زندگی ام، جنبش ها و اعتراضات بسیاری را در خاطر دارم. از پیش از انقلاب تا امروز. اما در تمام این مدت  هرگز ندیدم که پلیس با باتوم به صورت زنان و دختران ضربه بزند. تا آنجا که ما تجربه کردیم و دیدیم، در مواردی اینچنینی پلیس همواره یک سپر دارد. برای چه؟ برای آنکه در مقابل حملات مردم از خود دفاع کند. یعنی در مبارزات خیابانی مردم حمله می کنند و پلیس از خود دفاع می کند تا جمعیت متفرق شوند. اما امروز در ایران شاهد چنین چیزی نیستیم. انگار پلیس مامور ضرب و شتم مردم است نه متفرق کردن آنها..."

وی در بخشهای پایانی کلامش با یاد آوری این نکته که "نیروهای سپاه و بسیج، در آغاز بنا بود تا از مردم محافظت کنند نه اینکه در مقابل آنها قرار بگیرند" در این باره به ذکر یک خاطره پرداخت و گفت: "خوب در خاطر دارم که در مجلس اول و در زمان دولت بنی صدر، نماینده ی سپاه در مجلس سخنرانی می کرد و اشک می ریخت که وظیفه ی نخستین سپاه دفاع از تمامیت کشور و دادن خدمات به مردم است. او با گریه می گفت، قرار است مدد رسان مردم باشیم. برای نمونه اگر دیدیم پیرزنی توانایی حمل پیت نفتش را ندارد، به او کمک خواهیم کرد و این وظیفه ی ماست... حال میان آن کمک رسانی و این برخورد امروز فاصله ی بسیار عمیق ایجاد شده است..."

مهاجرانی آنگاه به جنبش سبز رسید و در باره ی آرمان این جنبش گفت: "تحقق یک آرمان، نیازمند شناخت آن آرمان است. جنبش سبز نیز با یک شعار ساده و مشخص به وجود آمده و آن اینکه "رای من کجاست؟" این مردم در پی باز پس گرفتن رای خویش هستند چرا که نتیجه ی انتخابات با طبیعت رای مردم مخالف بود."

پس از سخنان دکتر مهاجرانی، جلسه ی پرسش و پاسخ آغاز شد. در این بخش دکتر انصاری درپاسخ به دانشجویی که درباره ی چرایی فعالیت های اقتصادی سپاه از او سوال کرده بود گفت: "این قضیه به سالها قبل باز می گردد، زمانی که جنگ ایران و عراق پایان گرفت و هاشمی به بچه های سپاه گفت که ازین پس دولت توانایی اداره ی مالی آنان را ندارد و کنون آنها می توانند به فعالیت های اقتصادی و شخصی خود بپردازند. در صورتی که سپاه یک ارگان نظامی است و این امکان همواره وجود دارد که نظامیان برای ربودن گوی رقابت در اقتصاد به زور و اسلحه متوصل شوند..."

دکتر مهاجرانی نیز در پاسخ به دانشجوی دیگری درباره ی سیاست میانه روی آقای هاشمی، معنای راستین سیاست را همین اعتدال و یکی به میخ و یکی به نعل زدن دانست و افزود: "اقای هاشمی به واقع سیاست می کند. او می خواهد که بحران را با کمترین هزینه حل و فصل کند و بنا ندارد تا هزینه ی زیادی به مردم و جنبش تحمیل کند..."

وی در ادامه جلسه پرسش و پاسخ و در پاسخ به سوال یکی از حاضرین، در باره ی جدایی دین از سیاست و حذف مقام ولایت فقیه از سیستم حکومتی ایران گفت: "این مسائل خواست جنبش سبز نیست. در واقع افزودن این خواسته ها به جنبش باعث شکننده شدن جنبش می شود و موجبات شکست آن را فراهم می آورد. فراموش نکنیم که  این جنبش از آنجا شروع شد که رای مردم نادیده گرفته شد. یعنی اکثریت مردم به مهندس موسوی رای دادند اما حاکمیت از پذیرش خواست مردم امتناع کرد. از خاطر  نبریم که اگر رأی مردم با صداقت خوانده می شد، امروز جنبش سبزی در کار نبود..."


تحلیل لوموند درباره جنبش آزادیخواهی در ایران: امید به برقراری دموکراسی / میشل توبمان
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/december/08//-b53b638fd3.html
17/9/1388

تصاویر شگفت آوری که روز 28 اکتبر گذشته از تلویزیون ایران پخش شد ما را به یاد سئوال و جواب معروف لوئی شانزدهم و دوک دولاروشفوکو در پی حوادث 14 ژوئیه 1789 انداخت، آنجا که لوئی شانزدهم می پرسد: "آیا این شورش است"؟ و دوک پاسخ می دهد:" خیر اعلیحضرت، انقلاب است".

 آن روز از تلویزیون جلسه دیدار آیت الله خامنه ای رهبر ایران ـــ که بیست سالی می شود بالاترین مقام را در جمهوری اسلامی به عهده دارد ـــ با گروهی از دانشجویان ایرانی دست چین شده  از میان "نخبگان دانشگاهی" به طور مستقیم پخش می شد که ناگهان یکی از آن ها به نام محمود وحیدنیا دانشجوی دانشگاه شریف ــ که از نظر اعتبارهم طراز دانشگاه پلی تکنیک فرانسه است ـــ و نفر اول المپیاد ریاضی به پا خواست و درمیان بهت و حیرت عمومی  کیفر خواستی تند علیه نظام صادر کرد. وی حدود بیست دقیقه حرف زد و به افشای سانسور و کاربرد خشونت از سوی نیروی انتظامی و فقدان آزادی پرداخت تا بالاخره تلویزیون مجبور به قطع ناگهانی پخش مستقیم برنامه شد. مهم ترین قسمت سخنان این جوان عینکی که خود را تنها مسئول گفته هایش معرفی می کرد این بود که طرف خطابش به طور مستقیم آیت الله خامنه ای بود و این یعنی شکستن خط قرمز نظامی که منشأ قدرت رهبر را خدا می داند.

 رهبرعالی نظام در مقابل این سخنان تند که تا چند هفته پیش از آن حتی تصورش به ذهن خطور نمی کرد، خود را کاملاً باخته بود و پاسخی که داد حاکی از قرار داشتن او در موضع ضعف بود: "ما از انتقاد استقبال می کنیم. از خود من هم به طور معمول انتقاد می شود. انتقاد را باید پذیرفت و درک کرد".

مواجهه رودروی دانشجوی جوان با آیت الله سالخوردۀ و  بیمار، نمادی از مبارزه خاموش ناشدنی ایران دو پاره شده است: در یک سو ایران واقعی قرار دارد که نیمی از آن را جوانان زیر سی سال تشکیل می دهند، فرهیخته و پر تکاپو، آغوشش به روی دنیا باز که  برای آزادی له له می زند و در سوی دیگر گروه حاکم فرسوده و دچار تفرقه و چنبره زده در پیله خود  که تجسم "کشوری" است که دیگر کمتر کسی جرئت می کند آن را کشوری بداند که "قانون برآن حاکم است".

در روز 12 ژوئن گذشته رهبر ایران از صحه گذاشتن بر پیروزی نفر اول انتخابات، که در شرایطی نه چندان آزاد برگزار شده بود، یعنی میرحسین موسوی امتناع کرد و با این عمل قانون را، آنهم قانونی را که خود جمهوری اسلامی وضع کرده و او قرار است پاسدارش باشد، زیر پا گذاشت. این حرکت سبب شد که میلیون ها تن از مردم ایران به خیابان بیایند و انزجار خود از این قانون شکنی ابراز کنند امّا طی هفته های بعد و به دنبال کشته شدن ده ها نفر و دستگیری صدها و شاید بتوان گفت هزاران تن حضور معترضین به انتخابات در خیابان ها کمرنگ تر شد.

اگرچه پرده آهنینی که حکومت ایران با اخراج اکثر روزنامه نگاران غربی به دور کشور کشیده نمی گذارد شاهدان بیرونی درک روشنی از وقایع ایران داشته باشند امّا باید گفت که جنبش اعتراض درعمق جامعه ایران ریشه دوانیده است.

 از پایان تابستان گذشته تا حال مراسم رسمی حکومتی دستاویزی برای به خیابان آمدن صدها هزار تن به پیشاهنگی جوانان و زنان قرار گرفته است. روز 18 سپتامبر معترضین محتوای روز قدس را که روز تبلیغ حکومتی برای آزادی اورشلیم است با فریاد "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران" و شعار "فلسطینو ولش کن، فکری به حال ما کن" به سود خود تغییر دادند.

 روز چهارم نوامبر( 13 آبان) نیز به مناسبت سی امین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا جنبش بار دیگر قدرت خود در بسیج مردم را به نمایش گذاشت. در این روز در چند نقطه تهران برای نخستین بار تظاهر کنندگان به رغم آنکه مسلح نبودند در برابر هجوم بسیجیان موتور سوار و چماق به دست عقب ننشستند و این نشانه آنست که خشم می رود بر ترس چیره شود. شعار "مرگ بر روسیه، مرگ برچین" معترضین در مقابل فریاد" مرگ بر آمریکا"ی هواداران کم شمار حاکمیت هشداری بود به دوستان خارجی نظام و فریاد "اوباما، اوباما یا با اونا یا با ما" دعوتی بود از رئیس جمهور آمریکا برای انتخاب جبهه خود. در این روز معترضین که لحظه به لحظه بر تعدادشان افزوده می شد مستقیماً شخص خامنه ای و بالاتر از آن اصل زیربنائی ولایت فقیه ـــ اصل تبعیت بی چون و چرای مردم از روحانیون ـــ را نشانه گرفته بودند و در این حرکت قطعاً دانشجوی موأخذه کننده خامنه ای، محمود وحید نیا، الگوئی بود که پیش چشم داشتند.حلقه معترضین تنها به مردمی که به خیابان می آیند محدود نمی شود. آیت الله منتظری، عالی ترین مقام روحانی شیعه کشور که زمانی نامزد جانشینی خمینی بود و اکنون بیش از بیست سال است که مغضوب واقع شده است و بخشی از روحانیت که روز به روز بر تعدادشان افزوده می شود آشکارا دولت فعلی را ضد اسلام می خوانند.

 تاریخ انقلاب های جهان مشحون است از حوادثی نظیر آنچه که در 28 اکتبر در تهران روی داد: دستگیری لوئی شانزدهم در حین فرار با لباس مبدل نوکرهای دربار، هو شدن چائوشسکو از سوی جمعیت در آخرین سخنرانی اش به تاریخ 1989. آخرین مثال را می توان از همین خود ایران و شاه آن آورد که در اواخر 1978 با چهره ای رنگ پریده و صدائی بی طنین به تجلیل از انقلابی برخاست که به سرنگونی اش انجامید. وقتی شاه نقاب از چهره برمی دارد و ضعف خود را آشکار می کند چیزی به پایان حکومتش نمانده است.

آنچه که در ایران می گذرد به همه ما مربوط می شود و به ما امید می دهد که شاهد تولد دموکراسی بر اساس جدائی دین از دولت در یک کشور بزرگ مسلمان باشیم که اگر این اتفاق بیافتد اهمیتش کمتر از سقوط دیوار برلین نخواهد بود. در ایران انقلاب آزادیخواهانه به پیش گام برمی دارد هرچند ضمانتی برای پیروزی آن وجود ندارد زیرا باند احمدی نژاد ــ خامنه ای برای جلوگیری از تحقق این پیروزی از هیچ کاری، حتی سوق دادن ایران در مسیر جنگ، ابا نخواهد کرد. با همه این ها نشانه سبز رنگ معترضین ایران سبزی امید به آزادی را بشارت می دهد.

- میشل توبمان، سردبیر نشریه "لومیورد موند" و نویسنده کتاب "تاریخ مخفی انقلاب ایران"است که با همکاری رامین پرهام نوشته شده بود

منبع: لوموند 4 دسامبر






Ladda ner nya Internet Explorer 8! Ladda ner nya Internet Explorer 8!