خبر فوری:توقیف موقت روزنامه اعتماد ملی
http://www.etemademelli.ir/published/0/00/68/6848/
ء۲۶ مرداد ۱۳۸۸
سحام نیوز: روزنامه اعتماد ملی به دستور نماینده دادستانی به طور موقت توقیف شد.ء
حسین کروبی با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار ما گفت: شب گذشته(یک شنبه شب) نماینده دادستانی با حضور در چاپخانه روزنامه اعتماد ملی توقیف موقت این روزنامه را اعلام کرد.ء
فرزند مهدی کروبی علت توقیف روزنامه را چاپ نامه کروبی در پاسخ به هتاکی های صورت گرفته نسبت به وی دانست.ء
کروبی بازهم یکی دیگر از توطئههای حامیان کودتا را فاش کرد
جزییات ماجرای ترانه موسوی و ناگفتههایی از سوابق برخی از ائمه جمعه
http://www.mowjcamp.com/article/id/18983
یکشنبه، 25 مرداد 1388
مهدي كروبي در واكنش به جوسازيهاي اخير و توهينهايي كه نسبت به وي وارد میشود اظهار داشت که برخي فكر ميكنند كه با اين تهمتها و فحاشيكردنها من از ميدان كنار ميروم، ولي من به اين آقايان توصيه ميكنم كه حداقل تاريخ را مطالعه كنند و ببينند كه بعد از انقلاب برخی هر حرفي كه خواستند نسبت به من زدند اما من ايستادگي و تحمل كردم. وی سپس به شرح ماجرای ترانه موسوی پرداخت و از انجام چنین توطئههایی اظهار تاسف کرد. متن گفتگوی دبیرکل حزب اعتمادملی با سحام نیوز به این شرح است: ء
دبیركل حزب اعتمادملی ضمن اعتراض به توهین ، هتاكی و تهمتهایی كهاز سوی مراكز و نهادهای مختلفی و به دنبل نگارش نامهای نسبت بهاو شد گفت : "طی هفتهاخیر حملات تندی نسبت به من وارد شد ، حملاتی كهاز تریبون نماز جمعه و یا از سوی برخی از نمایندگان مجلس ، صدا و سیما و مطبوعات و وابستگان به نهادها و برخی از روحانیت مطرح شد كه من در برابر این مباحث گفته بودم كه چنانچهاین روند ادامه پیدا كند من ناگفتههایی را بازگو خواهم كرد." كروبی همچنین از انگیزهانجام مصاحبهای در واكنش بهاین مسائلی كه طرح شده سخن گفت و با اشاره بهانتقاداتی كه به وی وارد شد گفت : " پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم حوادثی در كشورمان رخ داد كهاز نظر خشونت ، بی قانونی ، خودسری و دخالت افراد غیر مسئول به نام نظام و شبه نظامیو لباس شخصیها امری بی سابقه بود و چنین است كهانسآنهای مسئول ، دلسوز و آگاه باید احتیاط و تحفظ را كنار گذاشته و به هر صورتی كه صلاح میدانند اقداماتی انجام دهند كه مانع ازتكرار این حوادث شده و ریشه برخوردهای این چنینی خشكانده شود." وی افزود :" در هر كجای دنیا ممكن است كه چنین حوادثی اتفاقی بیافتد كه در عرصه تظاهراتی جمعیتی را دستگیر كنند اما فكر نكنم كه چنین برخوردهایی صورت گرفته باشد كه گروهی را دستگیر كرده و آنها را به مكآنهای خاصی منتقل كنند و با آنها هر رفتاری كه میخواهند انجام دهند. در واقع ابتدا افراد را به مكآنهای نامعلومیمنتقل كنند كه كه حتی ریاست قوه قضائیه و دادستان كل كشور كه بگویند این رفتارهایی كهانجام شدهاست زیر نظر زندآنهای رسمیكه تحت نظر ما بوده روی ندادهاست و البته پس از مدتی مشخص شود كه زیر زمینی در وزارتخانهای وجود داشته و یا اینكه در بازداشتگاه كهریزك ، كلانتری ، پایگاههای بسیج برخوردهایی صورت گرفتهاست."ء
كروبی خاطر نشان ساخت : "تمام این حوادثی كه روی دادهاست به علت اعتراض مردم به نتیجه یك انتخاب بودهاست آیا باید با مردمیكه تنها از سرنوشت رای خود سوال میكنند چنین برخورد كرد ؟ در عرض چند روز تعدادی كشته شده و برخی آسیب دیدهاند به طوری كه دندآنها و سرها شكسته شدهاست و حتی چشمانی كور شده و برخی تحت شكنجهها جان باختهاند. این درحالی است كه معمولا شكنجهها برای گرفتن اعتراف با حساب و كتاب صورت میگیرد و حتی اگر آن فرد زیر شكنجهاز حال برود او را به بیمارستان منتقل میكنند و باقی بازجویی را در حالی انجام میدهند كهاو تحت درمان است. بنابراین از این جهت من میگویم كه خشونتهایی از سوی افرادی ناآگاه و بی تدبیر صورت گرفته كه بی سابقهاست و البتهاین رفتارها در قبال افرادی بوده كه تنها بهانتخاباتی اعتراض داشتهاند."ء
كروبی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی در نظام جمهوری اسلامیگفت : " بهاندازهای در این مدت رفتارهای غیرمنطقی و بی ضابطهانجام شدهاست كه وقتی هیات تحقیق و تفحص به خدمت رهبری گزارشی را از وضعیت پیش آمده میدهند ایشان برآشفته و حتی با عباراتی تند دستور تعطیلی بازداشت گاه كهریزیك را ارائه كردند كهالبتهاكنون نیز شاهد بركناری برخی از عامران و مسببان این حوادث هستیم."ء
وی با اشاره بهاخباری كه به صورت مرتب از برخوردهای خشن و غیر معمول با معترضان بهانتخابات بهاو میرسید گفت : " ما هر روز اخباری را از نحوه برخورد با مردم دریافت میكردیم اخباری كه همین افرادی كه مورد ضرب و شتم قرار گرفتهاند نزد من میآمدند و بیان میكردند. رفتارهای خشونت آمیزی كه با زنان و مردان صورت گرفتهاست مانند آنكه هنگامیكه به منزل زن جوانی مراجعه كردهاند تا او را بازداشت كنند این زن را در مقابل چشمان مادرش به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادهاند و این زن هنگامیكه هیات بررسی تحقیق و تحفص از وضعیت زندانیان اخیر را در زندان میبیند با شجاعت مقابل آنها میایسند و نسبت بهاین رفتار اعتراض میكند. من بسیار متاثر شدم از چنین برخوردهایی كه تحت لوای نظام جمهوری اسلامیانجام میشود ،هر خوانندهای میتواند خودش را جای ان مادری بگذارد كه دخترش را مقابل چشمانش مورد ضرب و شتم قرار دادهاند."ء
وی با اشاره به برخورد ساواك در دوران مبارزات انقلابی گفت : " هنگامیكه در دوران مبارزه به منزل من میآمدند تا مرا بازداشت كنند گاهی اوقات خانم كروبی با تندی برخورد میكرد كهانها تنها میگفتند كه سفارش كنید كهایشان حرمت ما را نگه دارد و یا در پروند یكی از بزرگان هست كه وقتی به منزلش میآمدند تا بازداشتش كنند همسرش تندی میكند كه تنها بهاو تذكر میدهند ولی اكنون شاهد ان هستیم كه دختری را در مقابل چشم مادرش كتم میزنند و از این جهت میگویم چنین برخوردهایی در كشورمان بی سابقهاست."ء
كروبی با اشاره بهاینكه بارها از طریق نامه و مصاحبهاین مطالب را بیان كردهاست گفت :" من این مسائل را طی نامهای به ریاست محترم قوه قضائیه ، وزیر سابق اطلاعات و دیگر مسئولان یادآور شده و یا در مصاحبهها به صورت مكرر بیان كردهام تا شاید با توجهی كه نسبت بهاین رفتارها میشود مانع از تكرار ان شوند ولی بعد از مدتی اخباری به من دربارهازار جنسی بازداشت شدگان رسید كه به علت ناراحتی شدید از این موضوع نامهای را به صورت محرمانه به رییس قوه قضائیه نوشتم. در همان نامه هم نگفتم كه حتما چنین اتفاقی روی دادهاست بلكه گفتم كه شایعه شده كه چنین ماجرایی روی داده و افرادی از آشنایان خودمان نیز این مطلب را گفتهاند و تاكید كردم كهانشاء اللهاخباری دروغ و شایعه باشد ولی باید این اخبار بررسی شود تا اگر شایعهای بیش نیست كه همهاز رفتارها و عملكردها با قاطعیت دفاع كنیم ولی اگر هم در مواردی چنین اتفاقی روی دادهاست بگوییم كه عاملان این قضیه جز نیروهای خودسر بودهاند كه باید معرفی و مطابق قانون مجازات شوند تا اینكه ساحت مقدس جمهوری اسلامیایران را از چنین مباحثی پاك كنیم كه چنین موضوعی در تاریخ ثبت نشود و شاخ و برگ فراوانی بهان داده شود و از سوی دیگر خون بچههایی كه در این راه كشته شدهاند تضییع گردد."ء
كروبی افزود : "من در این نامه تاكید كردم كهاگر هم چنین اتفاقی روی ندادهاست و ثابت شد كهاین چنین نبودهاز زبان ما كه خودمان بهانتخابات معترض بودهایم مطرح شود تا حداقل عدهای باور كنند." كروبی با اشاره به برخوردهایی كه در واكنش بهانتشار چنین نامهای صورت گرفت گفت : "بیش از ده روز منتظر پاسخ نامهام بودم ولی به من خبری نرسید و بنابراین این نامه را علنی كردم و در این میان جمعیت بسیاری از دلسوزان نظام مرا تحسین كردند و برخی هم دوستانهانتقاداتی را مطرح كردند كه من نیز استقبال كردم ولی در همین راستا برخی از تریبون نماز جمعه ،مجلس ، وابستگاه به نهادهای نظامی، سایتها و خبرگزاریها ، مطبوعات و صدا و سیما به بنده فحاشی كردند. ولی از این میان آنچه بیش از همه تاسف مرا برانگیخت مطالبی بود كهاز تریبون نماز جمعه علیه من مطرح شد و تریبون مقدس نماز جمعه كه باید در آن دردهای مردم گفته شود و از حقوق آنها دفاع شود به تریبونی برای فحاشی علیه فردی تبدیل شد. چنین برخوردهایی در حالی نسبت به بنده صورت گرفت كه من تنها با نگارش نامهای یادآور شدم كه بررسی شود آیا چنین مسائلی روی دادهاست یا خیر و اگر هست آیا عاملان آن مجازات خواهند شد و یا اینكهاعلام بركناری عدهای كه چنین تخلفاتی را انجام دادهاند تنها برای جنجال سازی بودهاست و تمامیاینها به سركار خود برمیگردند مانند همان كسانی كه زمانی آن شكنجهها ر انجام دادند و آبروی نظام را در عرصههای بین اللملی بردند و فیلمیاز ان منتشر شد كه هیچ بینندهای نتوانست ان را بیش از ده دقیقه نگاه كند و اكنون سخنانی درباره فعالیتهای آنها شنیده میشود كه چنانچه لازم باشد دربارهانها سخن خواهم گفت."ء
وی با ابراز تاسف از چنین برخوردهایی گفت : " افرادی كه باید از تریبون مقدس نماز جمعه مسائل روز را برای مردم بازگو كنند به بهانهاینكه من به نظام توهین كردهام تهت و افتراهایی را علیه بنده وارد كردند كهالبته درهمین راستا برخی از نمایندگان مجلس نیز با ادبیاتی نامناسب به تكرار ان پرداختند. هرچند كهاگر وابستگان به نهادهای خاص و یا برخی از مطبوعات و صدا و سیما چنین مطالبی را مطرح كنند دور از انتظار نیست چرا كهاینها اجیر و اسیر هستند و باید این كار را انجام دهند و البته بسیاری دیگر نیز از مظان اتهام اینها به دور نیستند. از نظر این نهادها و مراكز و به ویژه برخی مطبوعات كسانی كه همفكر انان نیستند جاسوس ، سادهاندیش و افراطی هستند كه دچار فساد اخلاقی و اقتصادی شدهاند. به مانند اینكهاخیرا یكی از روزنامهها كه عادت دارد با آبروی دیگران بازی كند جمعی از كارگزاران نظام كهاخیرا نامهای را نوشتهاند افراطی و رانت خوار نامیدهاست حال اینكه به عنوان مثال یكی از امضاكنندگان این نامه محمدعلی نجفی است كه 8 سال وزیر آموزش و پرورش ،وزیر آموزش عالی كشور و رییس سازمان برنامه و بودجه بودهاست كه زمانی كه من نمایندهامام در حج بودم در آنجا به من كمك میكرد و اینك همین فرد را رانت خوار نامیدهاست. به نظر میرسد كهاین نهادها خود را معیار و میزان الاعمال میدانند كه دیگران باید خود را با آنها بسنجند. اینها به جای اینكه كسانی را كه بهاین كشور خیانت كردهاند مورد حمله قرار دهند به فرزندان انقلاب حمله میكنند و آبروی آنها را میریزند. همین اندازه نیز بگویم روزنامهای كه چنین مطلبی را مینوسید مسئولش از دوستان نزدیك سعید امامیو همكار او بودهاست كه به قول یكی از بزرگان حاشیهامن دارد و رویین تن است ، اگر اسفندیار رویین تن بود و تنها چشمش آسیب پذیر بود این برادر رویین تنی است كه چشمش نیز از آسیب مصون است." كروبی با اشاره بهانتشار اخبار دروغ در یكی از خبرگزاریها كهان نیزخود را مصون از هر چیزی میداند گفت :" این خبرگزاری محترم بهانتشار اخباز كذب عادت دارد به طوری زمانی كه جوانی به نام غنیان در این حوادث پس از انتخابات كشته شد این خبرگزاری به نقل از پدر این فرد نوشت كه گفتهاست موسوی مسئول خون فرزندش است كه پدر غنیان چندی بعد این خبر را تكذیب كرد. كهاینهم نمونهای از آشكار شدن دروغ گویی برخی از رسانههاست."ء
كروبی در ادامه گلایههای بسیاری داشت از ائمه جمعهای كه با ادبیاتی نامناسب بهاو حمله كردند و تهمت و افتراهایی را نسبت بهاو وارد كردند و برای روشن شدن افكار عمومیاز جایگاهافرادی كه چنین حرمت تریبون مقدس نماز جمعه را نگه نداشتهاند به بیان برخی از ویژگیهای شخصیتی آنها پرداخت. وی گفت: " امام جمعهای كه در كنار حرم ثامن الحج این حرفها را میزند و بنده را تروریست میخواند گویی فراموش كرده كه در همان روزگار مبارزه كه طیف روحانیون آواره و بی خانه و كاشانه بودهاند و همه تحت تعقیب قرار داشته و یا تبعید بودند و بنده نیز به عنوان عضو كوچكی از این نظام در میان آنها حضور داشتم ، ایشان به همراه جمعی دیگر با پولهایی كه در اختیار داشتند سفرهای متعددی به پاكستان داشت تا انكه به تبلیغ برای مرحوم آیت الله شریعتمداری بپردازد. ما كه بهایشان عیبی نگرفتیم ولی این روال طبیعی تاریخ است كهاكنون او از تریبون نماز جمعه به دفاع از جمهوری اسلامیبپردازد و بنده را ضد انقلابی و تروریست بداند."ء
كروبی با اشاره به سخنان امام جمعه تهران علیه خود گفت :"آقایی كه در تهران از تریبون نماز جمعه چنین حرفهایی را میزند همان فردی است كه هرچه من از دیگران سوال كردم سوابقی از ایشان نداشتند و همن اندازهاز دوستانش شنیدم كه در صف اول درس آیت الله منتظری مینشسته و در زمانی كه برخی از دوستان نزدیك از مواضع ایشان گله مند بودند ایشان به شدت از مواضع او حمایت میكردهاست و پس از امام جز مخالفین درجهاول آیت الله منتظری تبدیل شد و از این طریق رشد جهشی و غیر معقول پیدا كرد."ء
كروبی با بیان اینكه من از ائمه جمعهانتظار چنین رفتارهایی را نداشتم گفت : "آیا نمیشد كهاین پیشنهاد دلسوزانه را مورد بررسی قرار میدادند تا مورد رسیدگی قرار گیرد و ماموری و یا مامورینی كه متخلف بودهاند مجازات شوند و ان گاه به مردم بگوییم كهاین رفتار از سوی مامور یا مامورینی خودسر صورت گرفته و ربطی به نظام جمهوری اسلامیایران ندارد ؟ آیا باید با جنجال سازی و عبارتهایی تند چنین به نامه دلسوزانهانقلاب پاسخ داده میشد."ء
مهدی كروبی با اشاره بهاظهارات مجلسیها علیه وی گفت: "برخی دوستان مجلسی اظهاراتی را علیه بنده وارد كردند برخی از نمایندگانی كهاین حرفها را میزنند همان كسانی هستند كه در سایه عدم صلاحیت نمایندگانی كه رای آور بودند و البته جر اصلاحاتیهای داغ نبوده و هیچ نامهای را امضا نكرده بودند و چند دوره هم در مجلس حضور داشتند به مجلس راه یافتند و باید نیز اكنون در قدردانی از این چنین رفتاری این چنین نیز حرف بزنند. چرا كه دیگر نیازی نبود به دادگاه ویژه روحانیتی برگردد كه زمانی سیدهادی خامنهای ، محتشمیپور ، مرحوم خلخالی ، موسویان و آیت الله بیات را محاكمه میكردند چرا كه دیگر نمیشود به راحتی این افراد را محاكمه كرد و البته برخی از مسئولان دادگاه نیز رضایتی بهاین كار ندارند." وی همچنین بهاظهارات امام جمعه موقت قم اشاره كرد و گفت : "از نظر بندهامام جمعه قم آیت الله جوادی و آیت اللهامینی هستند و اینكه فردی را برای چنین مواقعی به عنوان امام جمعه معرفی میكنند جالب توجهاست البته من به علت آشنایی كه با پدر مرحوم ایشان دارم دربارهاظهارات ایشان واكنشی نشان نمیدهم و حرمت پدرش را نگه میدارم." ء
كروبی همچنین برای برخی از وابستگان به نهادهایی نظام كهاهانتهایی را نسبت به وی مطرح كرده بود پاسخی داشت. وی گفت :"برخی از برداران نظامیكه چنین حرفهایی را میزنند باید هم این گونه موضعگیری كنند چرا كهانها اكنون تمام مراكز اقتصادی و سیاسی را در اختیار دارند ولی این افراد متوجه نیستند یك فكر و اندیشه قائم به یك نفر و یا چند نفر نیست بلكه درون خانوادهها نیز نفوذ میكند به طوری درون خانواده برخی از این آقایان هم اختلافاتی وجود دارد كهاگر لازم باشد دران باره صحبت خواهم كرد." وی افزود : "برخی از وابستگان به نهادهای نظام بسیار پهلوانانه وارد میدان شدهاند و هر چه كه خواستند نسبت به بنده گفتند ولی یكی از همین معترضین كه در نهادهای شبه نظامینیز فعال است فراموش كرده كه دولت وقت به علت همین رفتارها و كارهایش او را از وزارت اطلاعات اخراج و به جای دیگر منتقل كرد."ء
كروبی در ادامهاین گفت وگو با تاكید بر اینكه چنانچهاین روند ادامه پیدا كند مسائل دیگری را صریح از گذشته مطرح خواهد كرد به بیان واقعیت ماجرای ترانه موسوی پرداخت و تاكید كرد : "من از پشت پردهاین ماجرا میگویم تا ببینم كسانی كه در مزمت دروغگویی صحبت میكنند برآشفته خواهند شد و در برابر این دورغ گویی موضع گیری كنند."ء
وی چنین ماجرا را شرح داد : " مدتی پیش در سایتها ،خبری منتشر شد مبنی بر اینكه خانم ترانه موسوی به همراه تعدادی دیگر در حاشیه مراسم مسجد قبا ربوده شدهاست. مدتی بعد هرچند كه تعدادی از همان بازداشت شدگان آزاد شدند ولی ترانه موسوی آزاد نشد و سپس اعلام كردند كه خانوادهاش بیایند و جنازهاش را تحویل بگیرند. در همان زمان به جای آنكه تحقیقاتی دربارهاین موضوع انجام شود در مقابل هیاهوی رسانههای بیگانه برخی مسئولان در اندیشه طراحی سناریویی برای بهانحراف كشاندن این موضوع در داخل و خارج بودند. بنابراین طراحان نابغه و مدیرانی دور اندیش سناریویی را نوشتند. برای اجرای این سناریو به وسیله فردی كه نام او را نمیبرم متوجه شدند كه خانوادهای عروسی دارند به نام ترانه موسوی كه در كانادا زندگی میكند و تنها نیاز بهان بود كه به صحنه سازی بپردازنند و خانوادهاین دختر را وادار بهانجام مصاحبهای كنند كه در ان بگویند دخترشان زندهاست و در كانادا زندگی میكند. پس چند نفر از افراد نظامی،انتظامیو اطلاعاتی كه چهرههایی شناخته شده هستند به منزل این خانواده محترم و شریف میروند و خطاب به خانواده میگویند كه ترانه موسوی دچار سانحه شوختگی شده و برای انكه معلوم شود این عروس آنها هست یا خیر بیایند و جنازهاش را تحویل بگیرند. در همین هنگام پدرخانواده میگوید كه عروس ما در ایران زندگی نمیكند و چون بزرگان خانهاهل سیاست نبوده و چهرههای علمیهستند بسیار ساده بهاین موضوع نگاه كردند. در همین حال پدر خانواده به پسرش كه یكی از چهرههای علمیو سیاسی است تلفن میكند و میگوید كه چنین ماجرایی روی داده و شماره تلفن دیگر پسرش شوهر ترانه را میخواهد كه فرزندش بهاو میگوید برادرش برای انكه بداند موضوع از چه قرار است به كانادا رفته وهنوز نرسیده كه بتوانند با او تماس بگیرند. در همین حال مادر متوجه میشود كه چنین اتفاقی افتاده و از حال میرود و به بیمارستان منتقل میشود. پدر خانواده وقتی كه متوجه میشود قضیه جدی است برای بار دوم با پسرش تماس میگیرد كهاو متوجه میشود قضیه بیخ پیدا كرده و بنابراین خود را شتاب زده به منزل میرساند. او مشاهده میكند كه چند نفری در خانه حضور دارند كه برخی از آنها از چهرههایی هستند كه در دوران دفاع مقدس حضور داشتهاند كهاین موضوع مرا به یاد سخنی از شهید حمید باكری میاندازد كه میگفت :" ای كاش ما درجبههها به شهادت برسیم زیرا اگر ماندیدم معلوم نیست كه چه بلایی بر سرمان آید و جز چه جمعیتی باشیم" این آقا كه دارای آگاهی سیاسی بود هنگامیكه با این افراد صحبت میكند میگوید كه نزد من این حرفها را نزنید چرا كه من میدانم اصل قضیه چیست و حتی این اصطلاح را به كار میبرد كه پیش كولی ملق نزنید. آن افراد نیز چون متوجهاگاهی این فرد میشوند از این جهت با او صحبت میكنند كه برای حفظ نظام و در مقابله با جنجال سازیهای رسانههای بیگانه به صلاح است كه با آنها همكاری كنند. در همان حال اعضای خانواده گفتهاند كه شما از ما چه میخواهید آنها میگویند كه شما در مقابل دوربین قرار بگیرید و بگویید كه ترانه زندهاست. برادر شوهر ترانهابتدا مخالفت میكند و میگوید كهاصل این قضیه صحیح نیست و از سوی دیگر ما هم تاحدودی چهرههایی شناخته شده هستیم و البتهاز آنها پرسیده كه چنانچه چنین كاری انجام شود با ترانه واقعی چه كار خواهند كرد كهان افراد گفتهاند كه شما بهاین كارها كاری نداشته باشید و نگران نباشید. همچنین این خانواده گفتهاند عكسی كه شما دارید عروس ما نیست كهانها میگویند شما بهاین كارها كاری نداشته باشید. در همین حال برادر شوهر ترانه كه یكی از چهرههای علمیو سیاسی بودهاست تحت تاثیر قرار میگیرد و فكر میكنید كه با انجام چنین كاری در مقابل سوءاستفاده بیگانگان ایستادگی میشود ولی او پیشنهاد میكند كه بروند و با پدر و مادر ترانه صحبت كنند. در همین حال این افراد شماره تلفن منزل آنها را جویا میشوند كه برادر شوهر ترانه میگوید بنابراینكهانها منزلشان را تغییر دادهاند ما شمارهای از آنها نداریم و بردارم هم به مقصد نرسیده كهاز او شماره شان را بگیریم. پدر شوهر ترانه نیز میگوید كه شاید حاج خانم (همسرش ) شمارهای در اتاقش داشته باشد ولی بنابر اینكه همسرش به بیمارستان منتقل شده بود در اتاقش بسته بود و كلید نبود كهافراد حاضر تصمیم میگیرند كه در اتاق را بشكنند كه با ممانعت اعضای خانواده رو به رو شدهاند كه خطاب بهاین افراد گفتهاند شما بروید و ما خودمان سعی میكنیم شماره تلفن آنها را پیدا كنیم.ولی جالب توجهاینكه قبل از انكهاعضای این خانواده شماره تلفن پدر و مادر ترانه را پیدا كنند آنها خودشان تلفن را پیدا میكنند. در همین راستا برادر شوهر ترانه با پدر مادر وی تماس میگیرد و میگوید كه شما تنها تا این اندازه صحبت كنید و خطاب بهاین آقایان میگوید كهاین خانواده در جریان موضوع نیستند و در این اندازه تنها با آنها صحبت كنید. چنین شد كه مادر و پدر ترانه موسوی در مقابل دوربین قرار گرفتند و گفتند كه دخترشان زندهاست و در كانادا زندگی میكند. البته بعد از اینكهاین خانواده متوجه شدهاند كهاصل ماجرا چه بودهاست بسیار ناراحت شدهاند و میخواستند كه ماجرا را بازگو كنند كه همین برادر شوهر ترانه بهانها گفته كه حرفی نزنید و گرنه سرنوشت شما معلوم نیست كه چه شود."ء
كروبی پس از شرح این ماجرا از دروغ گوییهای مسئولان ابراز تاسف كرد و گفت :"این افراد اظهار كردهاند كه برای حفظ اصل نظام باید این خانوادهاقدام به چنین كاری كنند ولی از نظر ما برای حفظ اصل نظام و پایبندی به قانون اساسی ، ارزشهای انقلاب و آرمآنهای حضرت امام مهم است. حفظ اصل نظام بر پایه عمل به وعدههایی است كه به مردم دادهایم ولی متاسفم كهاینك از انقلاب برگشتهایم و با آبروی نظام بازی میشود."ء
وی تاكید كرد :"آیا مسئولان از این طریق میخواهند اعتماد مردم را جلب كنند ولی این آقایان بسیار بی تدبیر عمل كردهاند چرا كه مردم این قدر هوشمند هستند كهاصل موضوع را بفهمند."ء
كروبی با بیان اینكه برای مسئولان گوشهای از حوادث تاریخی را بازگو میكنم گفت :" هنگامیكه در سال 41 مبارزات نهضت انقلاب اسلامیشروع شد یك سری افراد ناآگاه كه وابسته به حكومت بودند قصد داشتند تا با شبیه سازی ماجرای بهلول در حادثه مسجد گوهرشاد حركت امام را متوقف كنند. ماجرای بهلول از این قرار بود كه هنگامیكه حادثه مسجد گوهر شاد روی داد مدتی بعد عكس فردی سر وحال را در رسانهها منتشر كردند و گفتند كهاین همان فردی بوده كه عامل حادثه گوهرشاد بودهاست ولی یك هفته طول نكشید كهاعلامیه مبسوطی در مشهد منتشر شد كه بر روی ان دو عكس چاپ شده بود. یكی عكس فردی كهانها میگفتند بهلول بوده و دیگر عكس بهلول واقعی كه معلوم شد این فرد مدتهاست كه در زندانی در افغانستان بودهاست. این حادثه در 48 سال پیش روی داد و در ان زمان این قضیه برملا شد حالا چطور این مسئولان انتظار دارند كه در تهران و انهم در عصر ارتباطات حادثهای روی دهد و كسی متوجهان نشود."ء
كروبی افزود :" همان شبی كه فیلمیدرباره ترانه موسوی از تلویزیون پخش میشد من قبل از انكه در جریان اصل ماجرا قرار گیرم تحت تاثیر قرار گرفتم ولی همان شب به مراسم عروسی رفتند كه در ان مراسم جوانی نزد من آمد و گفت آیا اینها فكر میكنند كه مردم نمیدانند چند تا ترانه موسوی در ایران وجود دارد و من از این حرف متعجب شدم و با خود گفتم من با این سن و سال و تجربهای كه دارم به موضوع شك كردم ولی این جوان اصلا شك هم نكردهاست."ء
وی با اشاره به موثق بودن مبنعی كه جزئیات ماجرای ترانه موسوی را به وی منتقل كردهاست گفت :"میدانم كهانها از چه طریقی این ترانه موسوی را پیدا كردهاند و منبع خبر نیز موثق است واگر لازم باشد در این باره صریح تر صحبت میكنم تا مشخص شود كه نقش افراد تا چهاندازه بودهاست."ء
وی همچین به مورد دیگری از رفتارهای برخی از مسئولان اشاره كرد و گفت :" در سالهایی كه قتلهای زنجیرهای رخ داده بود هنوز انتخابات سال 76 برگزار نشده بود كه گفتند حرم امام (ره)را منفجر كردهاند و قصد داشتند تا در حرم حضرت معصومه نیز بمب گذاری كنند كه عامل ان دستگیر شدهاست. پس از گذشت یك هفته چند دختر را به تلویزیون آروند و آنها بسیار سر و حال در مقابل دوربین طوری سخنرانی كردند كهاز هر سخنران ماهری بهتر صحبت كردند. من درهمان زمان خندیدم و گفتم كهاین موضوعی مسخرهاست مگر میشود كه فردی را بازداشت كنند و او را شكنجه كنند تا اعترافی كند و بعد با این سرعت و با این حالت آنها را به مقابل دوربین بیاورند و آنها نیز اعتراف كنند. نتیجه چنین كارهایی موجب روی دادن ماجرای قتلهای زنجیرهای ، نویسندگان و كشته شدن فروهر و همسرش میشود."ء
كروبی در ادامه خطاب به كسانی كه قصد دارند تا او را وادار به سكوت كنند گفت :"من تنها در برابر چنین رفتارهایی موضعگیری این چنینی ندارم بلكه همان طور كه میدانید نسبت به دوستان و همفكران خودم نیز چنین موضعگیریهایی را دارم. من بزرگترین نقش را در توفیق جریان اصلاحات داشتم ولی هنگامیكهاختلافاتی روی داد همان آقای بزرگواری كه من نقش موثری را در پیروزی اش در انتخابات داشتم از من حمایت نكرد و همین افراد بیشترین تلاش را برای ناكامیاصلاحات در سال 84 داشتند."ء
كروبی در نهایت تاكید كرد :" اكنون شرایطی را ایجاد كردهاید تا دیگر كسی جرات حرف زدن نداشته باشد ولی من باز میگویم كهاین رفتارها و ایجاد رعب و وحشت مرا به سكوت وادار نمیكند و چنانچه لازم باشد برخی مسائل را مطرح میكنم."ء
خبر مهم - آقای بروجردی میداند که تجاوز در زندانها حقیقت دارد
http://www.mowjcamp.com/article/id/18966
یکشنبه، 25 مرداد 1388
یک منبع آگاه از تصریح یک جوان بازداشتی در زندان اوین به وقوع تجاوز در حضور بروجردی نماینده مجلس خبر داد.
این منبع که پس از گفت وگوی تلویزیون دیشب بروجردی با خبرنگار «موج سبز آزادی» گفتوگو میکرد، با اظهار تعجب شدید از اینکه آقای بروجردی در برابر دوربینهای تلویزیون وقوع تجاوز در زندانها را رد کرده، ماجرایی را که در زمان بازدید نمایندگان از زندان اوین اتفاق افتاده، فاش کرد.
وی گفت: در بازدید اخیر وی از زندان اوین، یکی از پسران بازداشت شده ادعا کرد که در زندان مورد تجاوز قرار گرفته و پس از انتقال وی به پزشکی قانونی، این ادعا مورد تإیید پزشکان نیز قرار گرفته است.
او از آقای بروجردی خواست صادقانه به رسانهها بگوید که در زنان اوین چه چیزهایی شنیده است، و تاکید کرد که دیر یا زود این خبرها درز خواهند کرد و در آن صورت آقای بروجردی به عنوان یک نماینده، جوابی برای ملت نخواهند داشت.
خبرهایی از اوین - رمضانزاده خبر داد که چندین روز زیر سرم بودهاست
http://www.mowjcamp.com/article/id/18964
یکشنبه، 25 مرداد 1388
«موج سبز آزادی» مطلع شده که دکتر عبدالله رمضانزاده در تماس با خانوادهاش خبر داده که برای چندین روز زیر سرم بودهاست.ء
به گزارش موج سبز آزادی، دکتر رمضانزاده در آخرین تماسش با منزل، به سختی صحبت می کرده و صدای بسیار ضعیفی داشته، و وقتی از وی پرسیدهاند که ماجرا چیست، او خبر داده که چند روز زیر سرُم بوده است!ء
بر اساس این گزارش، عبدالله رمضانزاده در پاسخ به خانوادهاش که با نگرانی از علت این موضوع پرسیدهاند، گفته است که: به خاطر یک بیماری ویروسی است.ء
گزارش «موج سبز آزادی» همچنین حاکی است خانوادهی رمضانزاده پس از این تماس، به شدت نگران اعتصاب غذا یا بدرفتاری با او هستند و از این رو به طور رسمی درخواست ملاقات با او را به دادستانی ارائه کردهاند.ء
جمهوری اسلامی به کجا میرود؟!ء
یک منبع موثق: ماجرای شهادت نوجوان 12 ساله نیز حقیقت دارد!ء
http://www.mowjcamp.com/article/id/19044
دوشنبه، 26 مرداد 1388
این روزها خبررسانی مانند نگه داشتن گلوله آتشی در کف دست شده است. گلولهها میسوزانند و میخواهند که از دست بیفتند، و تا میآییم یکی را تحمل کنیم، نوبت بعدی میرسد. آخرین خبری که شنیدنش جز حیرت و انگشت به دندان گزیدن نتیجهای ندارد، این است: ماجرای شهادت نوجوان 12 ساله هم صحت دارد!ء
یک منبع موثق به «موج سبز آزادی» خبر داد که ماجرای شهادت نوجوان 12 سالهای به نام «علیرضا توسلی» که پیش از این گفته شده بود در بهشت زهرا با ضربه باتوم به سرش به شهادتش رسیده است، صحت دارد.ء
این منبع گفت: صحت این ماجرا به تایید کمیته تحقیق تعیین شده از سوی دو چهره شاخص اصلاح طلب نیز رسیده است.ء
وی همچنین تصریح کرد: کمیته مورد اشاره همچنین خبردار شده که جسد این نوجوان در اراک به خاک سپرده شده است.ء
این در حالی است که پیش از این صداوسیمای جمهوری اسلامی به صراحت خبر شهادت این نوجوان 12 ساله را تکذیب کرده بود، تصویر اعلامیه فوتش با تاریخ ماه قبل نیز در اینترنت منتشر شده بود و خبرنگار صداوسیما با پدر و مادرش و حتی با رانندهای که گفته میشد با او تصادف کرده نیز در این باره گفتوگو کرده بود!ء
البته چند ساعت قبل هم شیخ اصلاحات از دروغین و ساختگی بودن مصاحبه صداوسیما با خانواده ترانه موسوی و ادعاهای مطرح شده در گزارش رسانهی به اصطلاح ملی خبر داده بود.ء
حال آیا خوانندگان و همراهان عزیز به ما حق میدهند که بگوییم این روزها خبررسانی بدتر از راه رفتن در میدان مین و یا نفس کشیدن در هوای آلوده شده و بیشتر به نگه داشتن گلوله آتش در دست شبیه است؟
شاد باد روح فریدون مشیری که گفت:ء
هيچ حيواني به حيواني نميدارد روا
آنچه اين نامردمان با جان انسان ميكنند
نام 5 مداح معروف تهران در فهرست سازماندهندگان لباسشخصیها
http://www.ayandenews.com/fa/pages/?cid=11086
ء۲۵ مرداد ۱۳۸۸
به گزارش خبرنگار «آینده»، این افراد که جزو افراد جاهل و مریدان این 5 مداح معروف هستند، با درخواست برخی چهرههای سیاسی از این مداحان سازماندهی شده و با ابزارهایی نظیر زنجیر، میله آهن، چاقو و پنجه بکس اقدام به ضرب و جرح مردم در خیابانهای تهران میکردند.ء
در حالیکه رسانههای حامی دولت و مخالفان نظام، سعی دارند عوامل برخورد با مردم را نیروهای نظامی و انتظامی جلوه دهند، بررسیهای خبرنگار «آینده» نشان میدهد بسیاری از نیروهای لباس شخصی که در ناآرامیهای پس از انتخابات به ضرب و جرح مردم پرداختهاند، توسط 5 تن از مداحان معروف تهران سازماندهی شدهاند.ء
به گزارش خبرنگار «آینده»، این افراد که جزو افراد جاهل و مریدان این 5 مداح معروف هستند، با درخواست برخی چهرههای سیاسی از این مداحان سازماندهی شده و با ابزارهایی نظیر زنجیر، میله آهن، چاقو و پنجه بکس اقدام به ضرب و جرح مردم در خیابانهای تهران میکردند.ء
گفته میشود ح-س یکی از این 5 مداح که سابقه درگیریهای فیزیکی در دهه گذشته را نیز دارد، خود شخصاً در برخورد با مردم حضوری فعال داشته است.ء
یکی از مداحان هم که رابطه فامیلی با یکی از مقامات دارد، در صحنه درگیریها دیده شده است.ء
گفتنی است انتشار اخبار و گزارشهای مکرر از ضرب و جرح بیرحمانه و بدون مجوز مردم از 23 خرداد تا اوایل مرداد موجب شده است انگشت اتهام به سوی مأموران نیروی انتظامی و سپاه پاسداران نشانه رود؛ اما فرماندهان انتظامی و نظامی در پیگیریهای نمایندگان مجلس شورای اسلامی و بازرسان مقامات عالی رتبه اظهار کردهاند: اکثر برخوردهای فیزیکی و بیدلیل با مردم توسط افراد غیر مأمور که توسط برخی چهرههای سیاسی که مسئولیت اجرایی نیز دارند و از طریق 5 مداح معروف سازماندهی شدهاند، انجام شده است.ء
شاه کلید زندان زنان در دست زنان کابینه احمدی نژاد / مسیح علی نژاد
http://www.rahesabz.net/story/462/
ء۲۵ مرداد ۱۳۸۸
شبکه جنبش راه سبز (جرس): اهالی جنبش زنان ایران، زخم برتن، کماکان در پستوهای قضایی می دوند تا یک گام به حقوق برابر با مردان سرزمین شان نزدیک شوند. زنان بزرگ ایران که دنیا آنان را به نام و نشان علمی و آزادی خواهی شان می شناسد، از گردونه تصمیم گیری حذف می شوند تا اینک سه زن بی نام و نشان، برای نشستن بر صندلی های تصمیم ساز کشور به صف شوند.ء
فاطمه آجرلو، مرضیه وحید دستجردی و زنی دیگر که احمدی نژاد وعده به اعلام نامش در روزهای دیگر داده است، سه زنی خواهند بود که می باید نامشان برای شکستن حصار مردانه کابینه دولت جمهوری اسلامی ایران این روزها چون سند افتخار برپیشانی دولت حک می شد و جامعه رنج کشیده زنان ایرانی با دیدن نماد خویش در بدنه هیات وزرای دولت جانی دوباره می گرفت. اما فارغ از رنجی که بخش هایی از ملت ایران از روی کار آمدن دولت دروغ می برد و کشته شدن و زندانی دادن و تجاوز کردن به زندانیان و تهدید شهروندان را راه پردردی برای افتتاح یک دولت می دانند، باید رفتارهای بعدی احمدی نژاد را تحلیل کرد. کما اینکه در یک دوره، فرمان حضور زنان در استادیوم را صادر می کند و توپ عدم اجرای آن را به زمین حوزه و رهبری می اندازد و اینبار نیز چه بسا با مخالفت حوزه یا بخش های سنتی تر به دنبال خریدن همان محبوبیت از دست رفته خود باشد.ء
اگر چه احمدی نژاد همانند کولی سرگذر که هر بار سرخ آب سفید آب کرد و با عشوه های ناشیانه محله را ویرانه ساخت و همه را آلوده کرد و بیماری لا علاجی دامنگیر اهالی آن محله شد اما در نهایت، به این نتیجه رسید که باید به خانه و اصل خویش بازگردد و بیش از این رسوایی و بیماری به بار نیاورد می توان او را بخشید و به فردای پاک تری امید وار بود. اما ای دولت مثال آن کولی پشیمان نشده است که مدام عشوه های ناشیانه پیشه می کند ، شهر را به بلوا کشانده است و همه را آلوده کرده است صورت کشور را پر از لکه های یک بیماری سخت کرده است و چشم همه را به دنبال یک محله بدنام کشانده است و ظاهرا خیال توبه هم ندارد. نمایش هایی هم برای خوش سیمایی خویش اجرا می کند اما دل کسی را نمی برد جز دل همان حلقه محدودی که دست و دلشان در برابر صورت سرخ آب و سفید آب شده این دولت سست می شود ورنه در قاموس کسی که برادری معنا ندارد برابری چه جایگاهی می تواند داشته باشد؟ کسانی که زنان دربند را حتی لحظه ای به چشم خواهران خود ندیده اند و برای اذیت و آزاهای جنسی شان در زندان ، دل نگران نشده اند، چگونه ممکن است در پاسداشت دفاع از حقوق برابر زنان، کلید کابینه را به دست سه زن داده باشند. این کلیدی که احمدی نژاد به دست زنان محافظه کار هوادارش داده است، شاه کلید زندان زنان است. چرا که هم به او و هم به باقی مردان اصولگرا ثابت شده است که به وسیله زنان، آسان تر می شود زنان پیشرو و آزادی خواه ایران را محدود و دربند کرد. یعنی هم می توان ویترین زنانه کابینه را روی سر مدافعان برابری حقوق زن و مرد زد و فخرش را به دنیا فروخت و هم می توان با دیدگاههای بسته همین زنان روی سر مطالبات زنان آزادیخواه ایران زد. چه کسانی بهتر از خود زنان می توانند در مقابل آنچه زیاده خواهی های زنان ایران تعبیر می شود، بایستند؟
خوب یادم هست که در روزهای انتخابات ریاست جمهوری نهم، در خبرگزاری ایلنا با یکی از زنان مجلس هفتم مصاحبه ای کرده بودیم که تایید می کرد با آمدن احمدی نژاد باید آسانسورها هم زنانه و مردانه شوند. آن مصاحبه هم مثل باقی حرف های بی تدبیر و فی البداهه ای که این جریان مدام فکر نکرده بر زبان جاری می سازد و بعد تکذیب می کند، در خبرگزاری ایلنا تکذیب شد. فاطمه آجرلو در مقایسه با سایر زنان مجلس هفتم، عقل کل می نمود و به تعبیر خودش ما خبرنگاران پارلمانی از ساده دلی بقیه نمایندگان زن برای بنگاههای خبرپراکنی مان بهره می جستیم.ء
یک روز، مهمان خط و نشان های آجرلو بودم که می گفت : اینکه ما به نقل از عشرت شایق نوشتیم، زنان روسپی باید اعدام شوند، یا اینکه به نقل از نیره اخوان نوشتیم که ازدواج مجدد حق مردان است، شیطنت و خبیثی ما خبرنگاران را ثابت می کند. از آجرلو پرسیدم حالا بدون خباثت می پرسم و شما دیدگاه واقعی تان را در مورد همان روسپی ها برای روشنگری خودم بگویید، من هم نمی نویسم. آیا می توانند زنده باشند و شما هم به عنوان نماینده زن با آنها در یک جامعه زندگی کنید؟ هیچ نگفت. گفتم بدون خباثت می پرسم ددیگاه واقعی شما در مورد دختران نیمه حجابی که در ادارات در کنار مردان در یک اتاق کار می کنند، چیست آیا موافق این اختلاط هستید؟ شما نظر واقعی تان را برای روشن شدن ما بگویید. امروز که دیدم سرکار خانم به عنوان وزیر رفاه معرفی شده اند یاد تحلیل های ایشان افتادم که باور داشت نباید به جنجال خبری تبدیل اش کرد و باید کار زیربنایی انجام داد. می گفت: « بی حجابی همان زنان در محل کار و تفاوت قایل نشدن میان محل کار و کافی شاپ، سرانجامش همان روسپیگری است، برای همین است که ما تا نسبت به جدایی زنان و مردان در محل کار و ادارات حرف می زنیم خبرنگاران سریع می روند جنجال خبری درست می کنند و ما از اصل می مانیم». در مورد اعدام روسپی ها حرف عشرت شایق را اصلا رد نکرد و گفت هیاهوی خبری اش را اما نمی پسندم.ء
آجرلو بعد ها همصدا با سایر زنان در همان مجلسی که یکی یکی طرح و لایحه و پیشنهاد برای محدود شدن حقوق زنان به صحن و کمیسیون می آمد، جلو دار بود. ابتدا را ه پیوستن ایران به کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان که حاصل تلاش زنان اصلاح طلب مجلس ششم بود را بستند. روز دیگر در همان مجلس برای کاهش سهمیه زنان در دانشگاه ها خیز برداشتند. یعنی زنان با همان حقوق نا برابر به سهمی نه تنها برابر بلکه بیشتر در دانشگاهها دست پیدا کردند اما زنان مجلس برای محدود کردن سهمی که با تلاش خود دختران به دست آمده بود سنگ تمام گذاشته بودند. سپس روز دیگر بحث کاهش ساعات کاری زنان را در مجلس شان پی گرفتند تا زنان را از اجتماع به خانه بکشانند. روز بعد گفتند برای رفاه حال خانم هایی که در اداره مخابرات کار می کنند می توان امکانات کار را به منزل شخصی شان منتقل ساخت تا در خانه کار کنند. روزهای دیگر هم که جنبش زنان را خون به دل کردند و بسار هم شنیدند که ازدواج مجدد مردان بدون اجازه زنان لکه ننگی بر دامن زنان مجلس خواهد بود اگر در مجلس باشند و در برابر این تبصره سکوت کنند. خلاصه از همین مجلس زنانه برای محدود کردن زنان چه نقشه ها که نکشیدند. در باور نمی گنجید. درست عین صحبت های زن دیگری که مدافع احمدی نژاد است اما از مقام یک زن به احمدی نژاد تشر می زند که چرا باید از میان این همه مردان، زن را به کابینه راه دهند؟ اینها زنانی هستند که احمدی نژاد را حمایت می کنند و احمدی نژاد نیز آنان را قدردان است.ء
بر اساس لیست سوابق فعالیتی فاطمه آجرلو که توسط دولت اعلام شده است به وضوح قید شده است که سرکار خانم، پیش از نمایندگی مجلس جز فعالیت در بسیج و سپاه، هیچ نقش مدیرتی نداشته است که بتوان او را نقد کرد اما در دوره نمایندگی هم چند کار بزرگ انجام داده است که از جمله آن معرفی پالیزدار به کمیسیون های مجلس بوده است که پالیزدار هم درست علیه همان دو نفری که احمدی نژاد در مناظره تلویزیونی اش از آنها به عنوان مفسدان اقتصادی نام برده بود، افشاگری کرده بود. هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری. آجرلو اگرچه آن روزها چندین ساعت به همراه همسرش در مورد چرایی معرفی پالیزدار بازجویی شده بود اما امروز مورد مهرورزی مضاعف احمدی نژاد، بزرگترین مخالف هاشمی و ناطق قرار گرفت وقرار است وزیر شود.ء
روند عجیبی است اما واقیعیت دارد. یعنی به آسانی می توان دید که نشانی از عقلای محافظه کار در حلقه همین زنان برگزیده احمدی نژاد نیست اما هماهنگ چرا . تا این اندازه که در اقدامی هماهنگ و شگرف، پیش از انتخابات آجرلو پالیزدار را به مجلس می آورد، اطلاعاتی در اختیارش قرار می دهد . پالیزدار برای بدنامی هاشمی و ناطق سنگ تمام می گذارد، سپس آجرلو تحت فشار قرار می گیرد، احمدی نژاد در تلوزیون همان حرف های پالیزدار را تکرار می کند، رییس جمهور می شود وآجرلو را به عنوان وزیر رفاه به مجلس معرفی می کند با عنوان اینکه می خواهد به نقش برابر زنان در کابینه بها داده باشد. کدام بها دادن؟ برای بها دادن به زنان، بی شک برگزیدن مرد یا زن آنقدرها مهم نیست که کارآمدی و استقلال رای آنها مهم است. احمدی نژاد البته صریح و بی پرده در مصاحبه زنده با تلویزیون اعلام می کند که مهمترین عامل انتخاب وزرا را همسویی و هماهنگی با رییس جمهور می داند و ظاهرا سابقه زلزله های مکرری که در کابینه قبلی اش رخ داده است و هر ماه یکی را برکنار می کرد او را به این نتیجه رسانده است که زنان ، منفعل تر، مطيع تر و فرمابردارتر و به تعبیر خودشان، هماهنگ تر خواهند بود.ء
شاید بخش های سنتی جامعه زنان ایرانی، رگه هایی از باور و نوع پوشش خود را دو در شمایل دو یا سه زن برگزیده احمدی نژاد ببینند اما زنان سنتی، روستایی و شهرستانی در بساری از موارد نمی دانند که این زنان در مجلس نه تنها باوری برای برابری دیه آنان با شوهرانشان ندارند و بلکه ازدواج مجدد شوهرانشان را هم مانع نمی شوند و حضور دخترانشان در دانشگاه و محیط های برابر کاری را هم محدود می کنند. به همین سادگی. و موارد دیگری که شاید مادران و زنان نسل گذشته بستری برای آگاه شدن از حقوق واقعی خود نیافته اند. آنها فقط دیده اند که همه مردان احمدی نژاد یکی یکی از کابینه دولت به بیرون پرتاب شده اند اینک زنان جای آنها می نشینند اما زنان احمدی نژاد، نماد و نماینده واقعی تمام زنان ایران نیستند و اگرچه برای خریدن آبرو و فخر معرفی شده اند، اما کسیت که نداند بیشتر برای بردن آبروی زنان ایران به کابینه آورده شده اند.ء
تا پيش از ماه مبارك رمضان منتشر ميشود: بيانيه آغاز بهكار ”راه سبز اميد“ء
http://www.ilna.ir/newsText.aspx?ID=71222
1388/5/25
نهضت فراگير”راه سبز اميد“ با نام مخفف ”رسا” در نظر دارد به ساماندهي جنبش اجتماعي بوجود آمده در جريان انتخابات رياست جمهوري بپردازد.اين تشكيلات، ساختاري كمپيني دارد و متشكل از هستههاي حزبي، NGOها و شبكههاي اجتماعي است.ء
ایلنا: نهضت فراگير”راه سبز اميد“ كه روز گذشته از سوي نخست وزير دوران امام، بهطوررسميبه عنوان تشكيلاتي كه وي خواهان تاسيس آن شده است، تلويحا اعلام موجوديت كردواحتمالا تا پيش از ماه مبارك رمضان بيانيه آغاز بكار خود را منتشر مي كند.ء
به گزارش خبرنگار ايلنا، موسوي در اين بيانيه ديدگاهشرا نسبت به تشكيل نهضت فراگير”راه سبز اميد“ اعلامخواهدكرد.
اين نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم در جلسه عصر روز گذشته با مشاوران خود، در مورد چگونگي تدوين اين بيانيه بحث و تبادل نظر كرد. در اين جلسه دو راهكار براي تشكيل جبهههاي سياسي موردبحثو بررسي قرار گرفت؛ نخست تشكيل چنين تشكلهايي بر مبناي وضعيت موجود جوامع كه بهعنوان جنبشهاي اجتماعي، مشخصات آنها و شعارهايش ممكن ميشود و جبهه سياسي به ساماندهي و سازماندهي آن ميپردازد. دومين نوع از چنين تشكلهاييباتدوين اهداف، راهكارها، اساسنامه و مرامنامه شكلميگيرندو سپس به عضوگيري ميپردازند.ء
اما مهندس موسوي آنچنانكه در ديدارش با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشكي گفته بود، خواستار تشكيل نهضتي فراگير براي اجراي بدون تنازل قانون اساسي است كه شبكههاي اجتماعي خودجوش و خودمختار بيشمار و گسترده در سطح جامعه را شامل شود. از اين رو تشكيل نهضت فراگير”راه سبز اميد“ بر اساس مدل اول يعني ساماندهي جنبش اجتماعي بوجود آمده در جريان انتخابات رياست جمهوري دهم، شكل خواهد گرفت.ء
آنگونه كه از دستاندركاران تشكيل اين نهضت شنيده شده است، اين تشكيلات، ساختاري كمپيني دارد و متشكل از هستههاي حزبي، NGOها و شبكههاي اجتماعي است. البته برخي فعالان سياسي معتقدند كه شروع بهكار نهضت فراگير ”راه سبز اميد“ در مقطع فعلي چندان مناسب نيست و با توجه به محدوديتهاي سياسي موجود براي فعاليت احزاب و گروههاي اصلاحطلب كه اغلب اعضاي آنها بنا بر اتهاماتي در بند به سر ميبرند، بهتر است به زمان ديگري موكول شود.
همچنين فعالان تشكيل نهضت فراگير”راه سبز اميد“ پيشنهاد دادهاند تا نام اين نهضت به شكل مخفف ”رسا“ ناميده شود.ء
براتی: نوعی توازن قوای پنهان مانع از دستگیری موسوی و کروبی است
http://www.radiofarda.com/content/F7_Barati_IV_on_Possibility_of_Arrestment_Mousavi_Karrubi/1800862.html
۱۳۸۸/۰۵/۲۵
به دنبال پخش اعلاميههایی درباره تجمع منتقدان در مقابل روزنامه اعتماد ملی، مهدی کروبی روز جمعه با استقبال از تجمع منتقدان، از هواداران خود خواسته است برای حفظ آرامش روز دوشنبه تجمعی در همین محل برگزار کنند.ء
همزمان در هفتههای اخیر گمانهزنیهایی هم در ارتباط با احتمال بازداشت سران معترضان، آقایان موسوی و کروبی هم مطرح شده است.ء
مهران براتی، تحلیلگر مسائل سیاسی در آلمان در گفتوگو با رادیو فردا به دلایل خودداری از بازداشت رهبران معترضان میپردازد.ء
* رادیو فردا: آقای براتی، به چه دلیل تاکنون مقامهای نظام جمهوری اسلامی از بازداشت و برخورد با سران معترضان خودداری کردهاند؟
مهران براتی: آقای موسوی تنها فردی است که از زمان ایجاد شورای تشخیص مصلحت تاکنون، به پیشنهاد آقای خامنهای عضو این شورای تشخیص مصلحت بوده. غیر از ایشان فقط آیتالله توسلی همیشه عضو بودند یعنی در این ۲۵ سال گذشته دائم عضو بودند، که ایشان فوت شدند. تا روز انتخابات هم ایشان فرستاده آقای خامنهای در این شورا بودند.ء
بنابراین ایشان فردی نبودند که خارج از نظم و نظام جمهوری اسلامی قرار گرفته باشند و چنانچه اعضای شورای تشخیص مصلحت که یکی از آنها هم موسوی است به علت اعتراضات مربوط به انتخابات دستگیر شوند، آن وقت دیگر این جنگ علنی به این معنا خواهد بود و ما دیگر با یک حکومت نظامی روبه رو هستیم که قوانین مخصوص خودش را دارد و دیگر این تحت عنوان جمهوری اسلامی و دادگاه ویژه انقلاب قابل بررسی نیست.ء
در مورد آقای کروبی وضع طور دیگری است. ایشان دیگر عضو نهادهای مهمی نظیر تشخیص مصلحت یا شورای نگهبان نبودند. ولی ایشان هم موقعیت مشابهی دارند. عدم دستگیری اینها هم یک مقدار بر میگردد به وجود توازن قوای موجود که یک نوع توازن قوای پنهانی وجود دارد که ابعادش را ما هنوز نمیشناسیم.ء
ء * اشاره کردید که آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، هنوز به این نتیجه نرسیدهاند که بخواهند با سران این اعتراضها، یعنی آقایان کروبی و موسوی برخورد کنند. از طرف دیگر هم میبینیم که آقای کروبی طی فراخوانی از هوادارانشان خواستند که مقابل ساختمان روزنامه اعتماد ملی تجمع کنند. مقامهای جمهوری اسلامی هم نشان دادند در طی این هفتهها و ماههای اخیر که این حرکتهای اعتراضی را نمیپسندند و با آنها برخورد میکنند. پرسش این است که این اصطکاک و تنش بین مقامهای جمهوری اسلامی با آقایان کروبی و موسوی، تا کی میتواند ادامه پیدا کند؟
اینکه اصلاً مقامهای جمهوری اسلامی چه کسانی هستند، این بنیان قدرت در جمهوری اسلامی توسط چه کسانی پایهگذاری و رهبری میشود، مسئله غامض و پیچیدهای است. به نظر من در جمهوری اسلامی، شبکههای متعدد قدرت، عمل میکنند؛ اینها در هم تداخل دارند.ء
ظاهر مسئله این طور است که آقای خامنهای در رأس نشستهاند و گویا ایشان تصمیم میگیرند. ولی به نظر من این طور نیست. شبکههای متفاوت قدرت با تواناییهای مالی و سیاسی که دارند، به خصوص در زمینههای مالی، عمل میکنند و این عملکرد سیاسی این شبکهها همسو نیست.ء
یک ریزشی در تمام شبکهها به وجود آورده و نتیجهاش این است که یک سیاست واحد در مورد چگونگی برخورد به این حرکت به اصطلاح اصلاحطلبی که در رأس آن آقای موسوی و کروبی قرار گرفتند، دیده نشود.ء
ء * اشاره کردید به درگیریهایی که بین گروههای موافق و مخالف هست. آن طور که به نظر میرسد، تعداد زیادی از افراد مردم به نتیجه انتخابات معترض هستند. پرسشی که به وجود میآید این است که رهبر جمهوری اسلامی با اتکا به چه پشتوانهای با این اعتراضها مقابله میکند. این برخورد آقای خامنهای مستظهر به چه نیرویی است؟
آقای خامنهای از زمانی که تشخیص داد که به لحاظ سیاسی، حمایت اکثریت جامعه روحانیت را نمیتواند داشته باشد، در حقیقت یک تصمیم سیاسی گرفت و آن این بود که از جامعه روحانیت دور، تکیه به سپاه و بسیج و در همین رابطه تکیه به احمدینژاد و سران سپاه... پایه منطقی جمهوری اسلامی اصلاً وجود روحانیت شیعه است.ء
اگر روحانیت شیعه را از رهبری سیاسی این نظام دور کنی، دیگر آن فرایافت اولیه جمهوری اسلامی از میان رفته است و ما با یک حکومتی روبهرو هستیم شبیه حکومت نظامی جمهوری اسلامی پاکستان.ء
بنابراین ما دیگر حکومت اسلامی با برنامه قانون اساسی جمهوری اسلامی که مورد نظر آقای خمینی بود، نخواهیم داشت. این یک جمهوری اسلامی دیگری است. به همین دلیل هم الان آقای خامنهای برای حفظ قدرت شخصی خودش جمهوری اسلامی را در حقیقت ترک کرده است و نزدیک شده است به جمهوری نظامی شبیه آنچه که در پاکستان هم وجود داشت.ء
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر