دعوت فرزندان داريوش و پروانه فروهر، برای شرکت مردم در مراسم یادبود
http://www.mowjcamp.com/article/id/65607
26/8/1388
به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، فرزندان داريوش و پروانه فروهر با صدور اطلاعيهای ضمن اعلام برگزاری مراسم بزرگداشت برای عزیزان از دست رفتهشان از مردم برای شركت در اين مراسم دعوت كردند. متن اطلاعيه به شرح زير است:
ياد آر
در بزرگداشت داريوش و پروانه فروهر در يازدهمين سالگرد بهخون خفتنشان ما را تنها نگذاريد
پرستو فروهر - آرش فروهر
مكان: خيابان سعدی جنوبی- خيابان هدايت - كوچه شهيد مرادزاده - پلاك 18
زمان: يكشنبه يكم آذرماه - 3 تا 5 بعد از ظهر
برغم تداوم سرکوب ها: دانشگاه ها برای 16 آذر آماده می شوند / سامناک آقایی
با وجودی که به دنبال دستگیری گسترده دانشجویان بعد از سیزده آبان در تهران، اصفهان شیراز و... ، از سرنوشت و مکان نگهداری ده ها تن از دانشجویان بازداشت شده هنوز اطلاعی در دست نیست، اعتراضات و تجمعات دانشجویان علیه دولت احمدی نژاد گسترش بی سابقه ای پیدا کرده است. همزمان با این اعتراضات، حضور برخی از چهره های حامی دولت کودتا، نظیر صفار هرندی و حمید رسایی در برخی دانشگاه ها و سخنرانی آنان علیه جنبش سبز نیز خشم دانشجویان معترض به دولت را برانگیخته است.ء
در همین حال با نزدیک شدن شانزده آذر، گروه ها و تشکل های دانشجویی به طرق مختلف و با انتشار بیانیه ها و فراخوان های گسترده و انتشار ده ها تراکت تبلیغی ویژه شانزده آذر و ویدئوهای تجمعات اعتراضی اخیر خود بر روی شبکه های مختلف اینترنتی، ازآمادگی برای برگزاری هر چه با شکوه تر شانزده آذر خبر داده اند.ء
در همین راستاگزارش های متعدد منابع دانشجویی و خبری حاکی از آن است که دانشگاه های تهران، شیراز و قزوین طی سه روز گذشته با وجود آنکه جو کاملا امنیتی بوده، همچنان صحنه اعتراض دانشجویان بوده است.ء
ادامه بازداشت ها در تهران
در دانشگاه پلی تکنیک تهران، با دستگیری چهار دانشجوی دیگر شمار دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی را به یازده تن افزایش پیدا داد. به نوشته خبرنامه امیر کبیر مشخص شده سه تن از چهار دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه به نام های محسن پریزاد، سیاوش بیگ مدیان و ایزد جابری، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند. مسعود مرادی، دیگر فعال دانشجویی نیز بعد از احضار از سوی وزارت اطلاعات ناپدید شده است و از سرنوشت وی خبری در دست نیست.ء
دانشگاه آزاد
بازداشت دانشجویان معترض تهرانی در سه روز گذشته به دانشگاه آزاد هم رسید. سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد تهران مرکز و عضو کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان نیز یک هفته بعد ازتهدید و احضار، با یورش نیروهای امنتی به منزل شخصی اش دستگیر و روانه زندان شد. با دستگیری این عضو سازمان دانش آموختگان، شمار اعضای این سازمان دانشگاهی بعد از سیزده آبان به هشت تن رسید. پیش از این علاوه بر دستگیری احمد زید آبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی همین سازمان که هم اکنون بیش از پنج ماه است در بازداشت بسر می برند، در روز سیزده آبان، شش تن از اعضای مرکزی این سازمان دستگیر شده بودند.ء
گفتنی ست که روز شنبه دادگاه انقلاب تهران عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان را به هشت سال حبس قطعی محکوم کرد که این حکم با واکنش اعتراضی گروه های دانشجویی و نهادهای حقوق بشری روبرو شد. دادگاه اعلام کرده است که این حکم به دلیل شرکت وی در اعتراضات بعد از انتخابات بوده است. در همین ارتباط روز گذشته مهندس علی اکبر موسوی خوئینی، دبیرکل سابق سازمان دانش آموختگان، طی سخنانی به مناسبت روز بین المللی دانشجو در واشنگتن، دستگیری اعضای سازمان دانش آموختگان، ممانعت از آزادی احمد زیدآبادی و صدور هشت سال حبس برای عبدالله مومنی را انتقام گیری دولت کودتا از سازمان دانش آموختگان ایران به دلیل فعالیت قانونی و تاثیر گذار این سازمان در انتخابات اخیر دانست.ء
شیراز: شانزده آذر
گزارش ها از وضعیت دانشگاه شیراز حاکی از آن است که جو امنیتی تحمیل شده بر این دانشگاه به دنبال پیوستن دانشجویان به مردم در راهپیمایی سیزده آبان، تشدید شده است. منابع دانشجویی خبر می دهند به رغم آنکه تمامی رفت آمدها و تحرکات دانشجویان برای ادامه برگزاری تجمعات و اعتراضات مسالمت جویانه زیر نظر مسئولان و بسیج دانشجویی است، اما دانشجویان همچنان بر ادامه اعتراضات خود تاکید دارند و خود را برای برگزاری مراسم شانزه آذر آماده می کنند. روز شنبه حراست دانشگاه شیراز با احضار دست کم صد تن از دانشجویان معترض که در تجمعات و اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند، با این عنوان که "نمی خواهند در شانزده آذر هیچ صدایی بلند شد" تهدید کردن چنانچه دانشجویان اقدام به برگزاری هرگونه تجمع اعتراضی و یا مراسمی در شانزده آذر بکنند با برخورد شدید حراست دانشگاه و کمیته انصباطی روبرو خواهند شد.ء
همزمان با این تهدید ها، کمیته انضباطی این دانشگاه ده ها دانشجوی شرکت کننده در راهپیمایی سیزده آبان را احضار کرد. دانشجویان احضار شده روز یک شنبه هنگام مراجعه به کمیته انضباطی مورد حمله و ضرب وشتم نیروهای لباس شخصی و بسیجی قرار گرفتند. از سوی دیگر هنوز از سرنوشت و وضعیت دست کم بیست تن از دانشجویان بازداشت شده بعد از سیزده آبان که گفته می شود بیشتر آنان توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده اند خبری در دست نیست.ء
دانشگاه قزوین: اعتراض
دانشگاه بین المللی قزوین که دانشجویان آن از بعد از سیزده آبان با برگزاری چندین تجمع اعتراضی علیه دولت کودتا به موج اعتراضات دانشجویی سراسر کشور پیوسته اند، روز دوشنبه به دنبال حضور حمید رسایی نماینده تهران در مجلس و از حامیان تندروی احمدی نژاد در این دانشگاه، شاهد اعتراض کم سابقه دانشجویان بود.ء
این حامی دولت کودتا که پیش از این نیز در دیگر دانشگاه های قزوین با اعتراض دانشجویان روبرو شده بود، این بار در سالن آمفی تئاتر دانشگاه بین المللی قزوین مورد خطاب صدها دانشجوی معترض قرار گرفت و با شنیدن شعارهای دانشجویان مجبور به ترک سالن محل سخنرانی شد. دانشجویان معترض نیز با شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاور"، "مرگ بر دروغگو"، "برو گم شو قاتل" و "وکیل ضد ملت خجالت خجالت" حمید رسایی را بدرقه کردند.ء
گفتنی ست اعتراض دانشجویان به حضور این حامی احمدی نژاد، در میان تدابیر شدید امنیتی با خواندن سرود یار دبستانی در حمایت از یکی از دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه به نام یاشار دارالشفاء و سر دادن شعارهایی در حمایت از جنبش سبز و میرحسین و موسوی و مهدی کروبی ادامه یافت.ء
سخنرانی های دولتی
به دنبال گسترش اعتراضات دانشجویی و حمایت دانشجویان از جنبش سبز و رهبران آن، حامیان کودتا طی هفته های اخیر با برگزاری نشست ها و ترتیب دادن سخنرانی هایی برای برخی از چهره های همراه دولت از جمله صادق لاریجانی، صفار هرندی و حمید رسایی، سعی کرده اند فضای اعتراضی دانشگاه ها را آرام کنند، اماتمامی این نشست ها و سخنرانی ها با اعتراض دانشجویان روبرو شده و بسیاری از سخنرانی ها نیمه تمام پایان یافته است. قابل ذکر است که شمار کثیری از فعالان دانشجویی و دانشجویان معترض به حضور این چهره ها در دانشگاه های تهران و گیلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. به عنوان نمونه دو دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر تهران به نام های علی پرویز و سهیل محمدی که به دلیل اعتراض به حضور صفار هرندی در این دانشگاه و هتاکی وی علیه جنبش سبز و رهبران جنبش سبز دستگیر شده اند هم اکنون پانزده روز است که دربازداشت وزارت اطلاعات و در وضعیتی نامشخص بسر می برند.ء
موسوی خوئینی خطاب به کودتاگران: تا زمان آزادی زندانیان و جلب رضایت مردم انتظار سکوت وبی عملی نداشته باشیددر همین حال با نزدیک شدن شانزده آذر، گروه ها و تشکل های دانشجویی به طرق مختلف و با انتشار بیانیه ها و فراخوان های گسترده و انتشار ده ها تراکت تبلیغی ویژه شانزده آذر و ویدئوهای تجمعات اعتراضی اخیر خود بر روی شبکه های مختلف اینترنتی، ازآمادگی برای برگزاری هر چه با شکوه تر شانزده آذر خبر داده اند.ء
در همین راستاگزارش های متعدد منابع دانشجویی و خبری حاکی از آن است که دانشگاه های تهران، شیراز و قزوین طی سه روز گذشته با وجود آنکه جو کاملا امنیتی بوده، همچنان صحنه اعتراض دانشجویان بوده است.ء
ادامه بازداشت ها در تهران
در دانشگاه پلی تکنیک تهران، با دستگیری چهار دانشجوی دیگر شمار دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه توسط نیروهای امنیتی را به یازده تن افزایش پیدا داد. به نوشته خبرنامه امیر کبیر مشخص شده سه تن از چهار دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه به نام های محسن پریزاد، سیاوش بیگ مدیان و ایزد جابری، توسط وزارت اطلاعات دستگیر شده اند. مسعود مرادی، دیگر فعال دانشجویی نیز بعد از احضار از سوی وزارت اطلاعات ناپدید شده است و از سرنوشت وی خبری در دست نیست.ء
دانشگاه آزاد
بازداشت دانشجویان معترض تهرانی در سه روز گذشته به دانشگاه آزاد هم رسید. سلمان سیما فعال دانشجویی دانشگاه آزاد تهران مرکز و عضو کمیته سیاسی سازمان دانش آموختگان نیز یک هفته بعد ازتهدید و احضار، با یورش نیروهای امنتی به منزل شخصی اش دستگیر و روانه زندان شد. با دستگیری این عضو سازمان دانش آموختگان، شمار اعضای این سازمان دانشگاهی بعد از سیزده آبان به هشت تن رسید. پیش از این علاوه بر دستگیری احمد زید آبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی همین سازمان که هم اکنون بیش از پنج ماه است در بازداشت بسر می برند، در روز سیزده آبان، شش تن از اعضای مرکزی این سازمان دستگیر شده بودند.ء
گفتنی ست که روز شنبه دادگاه انقلاب تهران عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان را به هشت سال حبس قطعی محکوم کرد که این حکم با واکنش اعتراضی گروه های دانشجویی و نهادهای حقوق بشری روبرو شد. دادگاه اعلام کرده است که این حکم به دلیل شرکت وی در اعتراضات بعد از انتخابات بوده است. در همین ارتباط روز گذشته مهندس علی اکبر موسوی خوئینی، دبیرکل سابق سازمان دانش آموختگان، طی سخنانی به مناسبت روز بین المللی دانشجو در واشنگتن، دستگیری اعضای سازمان دانش آموختگان، ممانعت از آزادی احمد زیدآبادی و صدور هشت سال حبس برای عبدالله مومنی را انتقام گیری دولت کودتا از سازمان دانش آموختگان ایران به دلیل فعالیت قانونی و تاثیر گذار این سازمان در انتخابات اخیر دانست.ء
شیراز: شانزده آذر
گزارش ها از وضعیت دانشگاه شیراز حاکی از آن است که جو امنیتی تحمیل شده بر این دانشگاه به دنبال پیوستن دانشجویان به مردم در راهپیمایی سیزده آبان، تشدید شده است. منابع دانشجویی خبر می دهند به رغم آنکه تمامی رفت آمدها و تحرکات دانشجویان برای ادامه برگزاری تجمعات و اعتراضات مسالمت جویانه زیر نظر مسئولان و بسیج دانشجویی است، اما دانشجویان همچنان بر ادامه اعتراضات خود تاکید دارند و خود را برای برگزاری مراسم شانزه آذر آماده می کنند. روز شنبه حراست دانشگاه شیراز با احضار دست کم صد تن از دانشجویان معترض که در تجمعات و اعتراضات اخیر شرکت کرده بودند، با این عنوان که "نمی خواهند در شانزده آذر هیچ صدایی بلند شد" تهدید کردن چنانچه دانشجویان اقدام به برگزاری هرگونه تجمع اعتراضی و یا مراسمی در شانزده آذر بکنند با برخورد شدید حراست دانشگاه و کمیته انصباطی روبرو خواهند شد.ء
همزمان با این تهدید ها، کمیته انضباطی این دانشگاه ده ها دانشجوی شرکت کننده در راهپیمایی سیزده آبان را احضار کرد. دانشجویان احضار شده روز یک شنبه هنگام مراجعه به کمیته انضباطی مورد حمله و ضرب وشتم نیروهای لباس شخصی و بسیجی قرار گرفتند. از سوی دیگر هنوز از سرنوشت و وضعیت دست کم بیست تن از دانشجویان بازداشت شده بعد از سیزده آبان که گفته می شود بیشتر آنان توسط وزارت اطلاعات بازداشت شده اند خبری در دست نیست.ء
دانشگاه قزوین: اعتراض
دانشگاه بین المللی قزوین که دانشجویان آن از بعد از سیزده آبان با برگزاری چندین تجمع اعتراضی علیه دولت کودتا به موج اعتراضات دانشجویی سراسر کشور پیوسته اند، روز دوشنبه به دنبال حضور حمید رسایی نماینده تهران در مجلس و از حامیان تندروی احمدی نژاد در این دانشگاه، شاهد اعتراض کم سابقه دانشجویان بود.ء
این حامی دولت کودتا که پیش از این نیز در دیگر دانشگاه های قزوین با اعتراض دانشجویان روبرو شده بود، این بار در سالن آمفی تئاتر دانشگاه بین المللی قزوین مورد خطاب صدها دانشجوی معترض قرار گرفت و با شنیدن شعارهای دانشجویان مجبور به ترک سالن محل سخنرانی شد. دانشجویان معترض نیز با شعارهایی چون "مرگ بر دیکتاور"، "مرگ بر دروغگو"، "برو گم شو قاتل" و "وکیل ضد ملت خجالت خجالت" حمید رسایی را بدرقه کردند.ء
گفتنی ست اعتراض دانشجویان به حضور این حامی احمدی نژاد، در میان تدابیر شدید امنیتی با خواندن سرود یار دبستانی در حمایت از یکی از دانشجویان بازداشت شده این دانشگاه به نام یاشار دارالشفاء و سر دادن شعارهایی در حمایت از جنبش سبز و میرحسین و موسوی و مهدی کروبی ادامه یافت.ء
سخنرانی های دولتی
به دنبال گسترش اعتراضات دانشجویی و حمایت دانشجویان از جنبش سبز و رهبران آن، حامیان کودتا طی هفته های اخیر با برگزاری نشست ها و ترتیب دادن سخنرانی هایی برای برخی از چهره های همراه دولت از جمله صادق لاریجانی، صفار هرندی و حمید رسایی، سعی کرده اند فضای اعتراضی دانشگاه ها را آرام کنند، اماتمامی این نشست ها و سخنرانی ها با اعتراض دانشجویان روبرو شده و بسیاری از سخنرانی ها نیمه تمام پایان یافته است. قابل ذکر است که شمار کثیری از فعالان دانشجویی و دانشجویان معترض به حضور این چهره ها در دانشگاه های تهران و گیلان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده اند. به عنوان نمونه دو دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر تهران به نام های علی پرویز و سهیل محمدی که به دلیل اعتراض به حضور صفار هرندی در این دانشگاه و هتاکی وی علیه جنبش سبز و رهبران جنبش سبز دستگیر شده اند هم اکنون پانزده روز است که دربازداشت وزارت اطلاعات و در وضعیتی نامشخص بسر می برند.ء
http://www.mowjcamp.com/article/id/65585
26/8/1388
علی اکبر موسوی (خوئینی)نماینده مجلس ششم و دبیرکل پیشین سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) خطاب به کودتاچیان گفت:تا زمان آزادی زندانیان وجلب رضایت مردم انتظار سکوت وبی عملی نداشته باشید.
به گزارش موج سبز آزادی، وی که به مناسبت ۱۷نوامبر روز جهانی دانشجو در اجتماع راهپیمایان حامل طومار سبز در واشنگتن سخن میگفت؛ با اشاره به سرکوب و کشتار دانشجویان چک در سال ۱۹۳۹ و بعدها در یونان اظهار داشت: سرنوشت امروز کسانی که در این کشورها پاسخ دانشجویان و مردم خود را با زبان گلوله وزندان دادند باید مایه عبرت سایر مستبدین باشد.
این عضو سابق فراکسیون دانشجوئی مجلس ششم با گرامیداشت یاد شهدای جنبش دانشجوئی و جنبش سبز چنین ادامه داد: امروز در شرایطی کنار هم جمع شدهایم که در داخل کشورمان ؛ دولت برآمده از کودتای نظامی از جمله بهترین نیروها وجوانان کشورمان رابه بند کشیده است. ازمیان تشکلهایی مثل سازمان ادوار تحکیم؛ فعالین دانشجوئی؛ جبهه مشارکت ایران؛ سازمان مجاهدین انقلاب؛ زنان؛ روزنامهنگاران؛ گارگران و سایر فعالین در میان بازداشتشدگان حضور دارند. اما اخیرا سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) به عنوان یکی از مهمترین نهادهای پشتیبان جنبش دانشجوئی وسبز دوباره آماج حملات ناجوانمردانه کودتاگران قرار گرفته است.
در شب ۱۳آبان حسن اسدی؛ محمد صادقی ۲عضو شورای مرکزی پس از یورش به منازلشان بازداشت شدند و متعاقبا حجت شریفی؛ نفیسه زارع؛ کوهزاد اسماعیلی و موسی ساکت از اعضای سابق شورای مرکزی و سیاستگذاری و نیز دبیران شعب استانی آن را دستگیر کردند. آخرین نمونه این هجمه حکم سیاه و ناعادلانه ۸سال زندان برای عبدا... مومنی سخنگوی این سازمان بود که بدون وکیل اختیاری و رعایت ضوابط دادرسی عادلانه و نیز شرایط جسمی و فشارهای غیرقانونی وارده بر این عضو سازمان صادر شده و قابل اجرا نیست. این درحالی است که احمد زیدآبادی دبیرکل این تشکل نیز ماهها پس از تحمل فشار همچنان بدون دلیل در زندان به سر می برد.
براستی دلیل این همه انتقام جوئی از این سازمان برای چیست؟ از آنجا که شخصا سالها در این تشکل حضور داشته ام میتوانم برای شما از دلایل آن سخن بگویم. این سازمان خوشنام که از سالیان قبل با مجوز رسمی وزارت کشور فعالیت نموده همواره مدافع حقوق دانشجویان؛معلمان؛زنان؛کارگران وروزنامه نگاران بوده است. در انتخابات اخیر ریاست جمهوری سهم به سزائی در متقاعد نمودن جمعیت خاموش ایرانی به شرکت در انتخابات داشته است که علی الظاهر جرم بزرگی است!.
پس از انتخابات نیز همگام با انبوه ایرانیان معترض به تقلبهای انتخاباتی همواره پشتیبان رهبران و نمادهای جنبش مردمی سبز بوده و یورش به منازل آنان نیز درست پس از دیدار ایشان با مهدی کروبی وپس از صدور بیانیه دعوت به شرکت در راهپیمائی ۱۳آبان صورت گرفته است. راهپیمائی که به رغم برخورد خشن پلیسی و امنیتی با راهپیمایان و مهدی کروبی ونیز حصر میرحسین موسوی صدها هزار معترض در خیابان های تهران ودیگر شهرها و دانشگاهها ؛قدرت جنبش سبز را به اثبات رساند.
موسوی خوئینی در ادامه سخنانش گفت: اما سوال اینجاست: نقش ماایرانیان به ویژه دانشجویان و دانش آموختگان درخارج کشور برابر کودتاچیان چیست؟ آیا میتوانیم در برابر رنج و سختی خانوادههای زندانیان و هموطنانمان بی تفاوت باشیم؟ ما در برابر خونهای ریخته شده و زندانیان مسئولیم. به نظرم کشور ما در برهه و پیچ تاریخی مهم عبور از استبداد زدگی قرار گرفته -استبداد؛ استبداد است؛ ولی اگر رنگ دینی هم داشته و از احساسات مذهبی هم برای سرکوب خود استفاده کند به مراتب خطرناک تر خواهد بود.
وی افزود، در عین حال مواجهه با استبداد دینی امکان پذیر نیست مگر با کمک نواندیشان دینی که در تاسیس یا ادامه این نظام نقش داشته اند.امری که اروپا وآمریکا سالها قبل توسط افراد آزاداندیشتر کلیسا مقابل حاکمیت مطلق وقت آن را طی نمودند. امروز یکی از مهمترین ضرورت های فضای خارج کشور در برابر کمک به هموطنان مان؛ ایجاد انسجام بیش از پیش ایرانیان؛ مخصوصا میان جامعه تحصیل کرده و دانشجوست.
ما مسئولیت داریم به دلیل فضای خفقان داخل؛ مدافع حقوق تضییع شده خود و هموطنانمان باشیم. که البته تحقق این امر در دنیای امروز بدون فعالیت سیستماتیک و شبکه ای امکان پذیر نیست. و این موضوع هم بدون گفتگوی فراگیر ایرانیان عملی نخواهد بود. با وجود چنین شبکه ای برخاسته از نسل دانشجویان ودانش آموختگان ایرانی؛صدای دولت کودتا نخواهد توانست به نمایندگی از اکثریت ایرانیان در مجامع بین المللی طنین انداز شود؛ همچنان که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد صدای ایرانیان معترض بسیار بلندتر از دولت کودتا بود ودولتی که سال گذشته در همان ایام از برنامه خود در دانشگاه کلمبیا برای خود در دنیا تبلیغات راه انداخته بود؛ امسال دربه در به دنبال هتل اقامت خود میگشت! دولت کودتا باید متوجه این امر باشد نمیتواند خواسته ها وآمال اکثریت ملت ایران را نمایندگی کند و اکثریت قشر آگاه ایرانی میتوانند صدای مردم را به گوش جهانیان برسان.
شیوا نظرآهاری در مصاحبه با روز: جو سرکوب جامعه مدنی پایدارنمی ماند
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/2009/november/17//-82bd279d9b.html
27/8/1388
27/8/1388
شیوانظرآهاری، از فعالان حوزه زنان وعضو کمیته گزارشگران حقوق بشر در مصاحبه با روز،ضمن تشریح وضعیت فعالیت نهادهای مدنی تاکید می کند که علیرغم سرکوب و زندانی کردن فعالان اجتماعی و سیاسی و روزنامه نگاران چنین جوی پایدار نخواهد ماند و فعالان جامعه مدنی به فعالیت خود ادامه خواهند داد. نظراهاری که بعد از انتخابات بیش از ۱۰۰ روز رادر زندان گذراند،سابقه دوبار دستگیری دیگر نیز دارد تا معلوم شود مجازات فعالیت مدنی در جمهوری اسلامی تا چه اندازه سنگین است. این گفت و گو در پی می آید.ء
با توجه به اتقافات بعد از انتخابات ودستگیری بسیاری از فعالین اجتماعی، چه فضایی بر سازمان های جامعه مدنی ایران حاکم است؟ آیا توانسته اند به فعالیت های روزانه خود برگردند؟
من فکر میکنم که علی رغم فشارهای شدیدٰ، دستگیری ها و بسته شدن فضای جامعه برای هرگونه فعالیتی، بخصوص در دو سه ماه بعد از انتخابات، جامعه مدنی ایرانٰ منفعل نشده است و فعالیت هایش ادامه دارد.ء
حتی بعد از بیش از یکصد روز زندان چنین اعتقادی دارید؟
این موضوع بعد از آزادی برایم عینی شد. در زندان که بودم، بخصوص یکی دوماه اول که در بی خبری مطلق می گذشت، گمان می کردم این سرکوب شدید،همه فعالیتها را مختل کرده است. فکر می کردم احتمالا هر کسی که بیرون مانده، ناچارا فراری شده و بنابراین هیچ کس جرات نمیکند کاری انجام دهد یا حرفی بزند. اما حالا می بینم که نه، برغم همه این فشارها، جامعه مدنی ایران توانسته خودش را حفظ کند و اتفاقا تاثیر خود را بر وقایع و اعتراضات بعد از انتخابات هم گذاشته است.ء
در واقع فکر میکنم، اینهمه دستگیری، تاثیر معکوسی روی جامعه و فعالان اجتماعی- مدنی گذاشته و دیگر احتمال زندانی شدنٰ ترمزی برای فعالیت های مدنی نیست. یعنی آنقدر فضای جامعه تغییر کرده که همه فعالان اجتماعی آماده پرداخت هزینه در راه مطالباتشان هستند. چرا که می بینند، دوستانشان به همین دلیل، در زندان هستند و اینجاست که برخلاف تصور نهادهای امنیتی، زندانی کردن بیش از حد افراد، موجب شده که زندان کارکردش را از دست بدهد. فعالان اجتماعی مثل گذشته کارشان را می کنند و این فضای سنگین قطعا تاثیری در کارهای آنها ندارد.ء
از نظر شما بدبینی سازمان های امنیتی ـ پلیسی به نقش سازمان های جامعه مدنی مربوط به فضای انتخابات و هفته های بعداز آن بود واوضاع به حالت عادی برگشته است؟
ببینید من فکر می کنم این بدبینی ها هیچ ربطی به اتفاقات بعد از انتخابات ندارد؛به طور کلی چند سالی هست که از نهادهای امنیتی مدام می شنویم که سازمان ها و ان جی اوها و یا فعالان مدنی قصد انقلاب مخملین دارند. موضوع مربوط به این چند ماهه نیست. ذهن همه ما با این توهمات دستگاه امنیتی آشناست. من اسمش را گذاشته ام" توهم امنیتی"، در بازجوییها هم روی این مساله تاکید می کردم که این دیدگاه تنها ناشی از توهمات توطئه است که ۳۰ سال است از سوی نهادهای امنیتی به مردم تحویل داده می شود. من فکر میکنم بخش اعظمی از دستگاه امنیتی ایران واقعا چنین فکر می کند که هر سازمان و یا فرد مستقلی که تحت عنوان جامعه مدنی نام گذاریش می کنیم، لاجرم به جایی وابسته است و اهداف خاصی را دنبال می کند. این پروژه چند سالی است در دستگاه امنیتی دنبال می شود و بعد از انتخابات هم توانستند سناریویی بنویسند تا بگویند حالا دیدید ما درست می گفتیم. این بدبینی از آنجا شروع می شود که حاکمیت هرگز نمیخواهد باور کند که مردم اعتراض دارند. هرگز نمیخواهد مردم را ببیند و فضایی برای بیان خواسته هایشان بوجود آورد و لاجرم هر اعتراضی را اینگونه تعبیر می کند.ء
درچنین فضایی چطور می توان با دولت تعامل کردو از امکانات این حوزه برای حل مسائل جامعه استفاده برد؟یا اینکه سازمان های جامعه مدنی، بخصوص آنها که بر روی احقاق حقوق و مسائلی از این دست متمرکز هستند باید قید دولت وحمایت های آنها را بزنند؛ اگرتا کنون نزده اند؟
ببینید اصولا چیزی که در جامعه ایران به عنوان جامعه مدنی میشناسیم با آنچه در خارج از مرزهای ایران وجود دارد متفاوت است؛ اینجا جامعه مدنی اساسا از سوی حکومت و یا دولت به رسمیت شناخته نمی شود. سازمانهای غیردولتی به تعداد محدود وجود دارند و آن هم بیشتر در زمینه های خاص. بنابراین اساسا تعامل چندانی میان دولت و این سازمان ها وجود نداشته که بخواهد از بین برود. بسیاری از سازمانهایی که ما اکنون می شناسیم و یا فعالانی که از آنها به عنوان فعال مدنی یاد می کنیم، لزوما عضو سازمان غیردولتی خاصی نیستند. چون چنین فضایی نه امروز، که در سالهای گذشته هم وجود نداشته است. حتی در دوران اصلاحات هم، شمار این سازمانها بسیار محدود بود و بعد از آن هم بسیاری از آنها تعطیل شدند. بنابراین رابطه ای وجود نداشته که بخواهد از بین برود. همین حالا مثلا سازمانهایی که در مورد کودکان کار فعالیت می کنند،هیچگونه تعامل و یا کمکی را از جانب دولت و یا سازمانهای دولتی دریافت نمی کنندو بیشتر در ستیز هستند تا تعامل،چون وجودشان تحمل نمی شود. چون آنها بسیاری از مشکلات اجتماعی را بازتاب می دهند؛ از آنها حرف می زنند و سیستم حاکم این را نمی پذیرد. در کنار این مساله، همان بدبینی ها هم نسبت به عملکرد سازمان های غیردولتی هم وجود دارد. یعنی نه تنها کمکی نمی شود، بلکه سازمانهای رسمی و دارای مجوز همیشه باید پاسخگوی سوال نهادهای امنیتی در مورد فعالیت ها، ارتباطشان و یا اعضایشان باشند. پس جامعه مدنی ایران، هرگز منتظر کمکی از سوی دولت نبوده که حالا بخواهد قیدش را بزند. آنها در طول تمام این سالها، عادت کرده اند که چشم به حمایتهای دولتی یا حتی تعامل نداشته باشند و در فضایی که از جانب حاکمیت به رسمیت شناخته نمی شود، فعالیت کنند.
خطرات امنیتی چطور؟ آیا این باعث ریزش نیروهای فعال درحوزه کاری شما نشده است؟ چون به هرحال همه جای دنیای فعالیت های مسالمت آمیزمدنی جزو کم هزینه ترین فعالیت های اجتماعی است درحالی که در ایران این هزینه ها بسیار بالاست؛ چرا که دولت خود را به جای همکار، رقیب جامعه مدنی وحتی درستیز با جامعه مدنی می داند.
خوب این قضیه غیرقابل کتمان است؛ در واقع ما در تمام این سالها با این مساله به عنوان یک مشکل جدی مواجه بوده ایم، بخصوص که بسیاری از تشکلها و سازمانهایی که می شناسیم و آنها را در دایره جامعه مدنی قرار می دهیم، از نظر سیستم و یا نهادهای امنیتی غیرقانونی تلقی می شوند. بنابراین افرادی که بخواهند در این جمع ها فعالیت کنند، همواره زیر تیغ دستگاههای امنیتی قرار دارند. البته در مورد تشکلهای رسمی و غیرقانونی هم چندان تفاوتی نمی کند. اما این مساله وجود دارد. اصولا همانطور که شما هم اشاره کردید در همه جای دنیا فعالان اجتماعی به خاطر تلاششان درجهت بهبود شرایط جامعه مورد تقدیر قرار میگیرند اما در اینجا کاملا برعکس است. این موضوع موجب می شود که شمار افراد علاقه مند به فعالیت در این حوزه ها کمتر شود و از طرف دیگر فشار بر روی همان افراد معدود فعال هم بیشتر شود. هم فشار کاری، هم فشارهای امنیتی. بنابراین این موضوع غیرقابل کتمان است. اما به هر حال، این مبارزه ای است که برای بهبود اوضاع شروع شده است. یکی از ابعاد این مبارزه هم، همین است که تلاش کنیم تا نهادهای امنیتی، فعالیت هایمان را باور کنند. ما باید خودمان را به سیستم بقبولانیم و برای این موضوع دادن هزینه هایی مثل زندان، اجتناب ناپذیر است.ء
به نظرشما آیا ممکن است شرایط طی هفته ها و ماه های آینده بهبود پیدا کند یا حداقل به وضعیت پیش از انتخابات برگردد؟
بله. من کاملا خوشبینم. شاید این تصور در حاکمیت وجود داشت که با این حجم از بگیر و ببندها، صدور احکام سنگین و.. می شود صدای همه را خاموش کرد،اما حالا می بینیم که بسیاری از افراد وارد عرصه های فعالیت شده و جای افراد زندانی را پر کرده اند. بنابراین من معتقدم این جو بسته و این فضای سرکوب، زیاد تداوم نخواهد داشت. حکومت مجبور است برای برون رفت از وضعیت فعلی تدابیری اتخاد کند و با این جو اعتراضی جامعه، ناچار است بالاخره کوتاه بیایدو فضا را باز کند. من حتی فکر می کنم فضا بازتر از امروز خواهد شد و این جنبشی که راه افتاده و نامش را " جنبش سبز" گذاشته ایم، توان این را دارد که مطالباتش را در فضایی مسالمت آمیز مطرح کند و در نهایت به آن دست یابد. باید به آینده این جنبشخوش بین باشیم. همه ما ۵ سال سخت را پشت سر گذاشته ایم. در شرایط سرکوب و خفقان فعالیت کرده ایم و حالا باید امیدوار باشیم که این جنبش که اتفاقا از بطن جامعه و مردم برآمده، بتواند فضا را تغییر دهد.ء
با توجه به اتقافات بعد از انتخابات ودستگیری بسیاری از فعالین اجتماعی، چه فضایی بر سازمان های جامعه مدنی ایران حاکم است؟ آیا توانسته اند به فعالیت های روزانه خود برگردند؟
من فکر میکنم که علی رغم فشارهای شدیدٰ، دستگیری ها و بسته شدن فضای جامعه برای هرگونه فعالیتی، بخصوص در دو سه ماه بعد از انتخابات، جامعه مدنی ایرانٰ منفعل نشده است و فعالیت هایش ادامه دارد.ء
حتی بعد از بیش از یکصد روز زندان چنین اعتقادی دارید؟
این موضوع بعد از آزادی برایم عینی شد. در زندان که بودم، بخصوص یکی دوماه اول که در بی خبری مطلق می گذشت، گمان می کردم این سرکوب شدید،همه فعالیتها را مختل کرده است. فکر می کردم احتمالا هر کسی که بیرون مانده، ناچارا فراری شده و بنابراین هیچ کس جرات نمیکند کاری انجام دهد یا حرفی بزند. اما حالا می بینم که نه، برغم همه این فشارها، جامعه مدنی ایران توانسته خودش را حفظ کند و اتفاقا تاثیر خود را بر وقایع و اعتراضات بعد از انتخابات هم گذاشته است.ء
در واقع فکر میکنم، اینهمه دستگیری، تاثیر معکوسی روی جامعه و فعالان اجتماعی- مدنی گذاشته و دیگر احتمال زندانی شدنٰ ترمزی برای فعالیت های مدنی نیست. یعنی آنقدر فضای جامعه تغییر کرده که همه فعالان اجتماعی آماده پرداخت هزینه در راه مطالباتشان هستند. چرا که می بینند، دوستانشان به همین دلیل، در زندان هستند و اینجاست که برخلاف تصور نهادهای امنیتی، زندانی کردن بیش از حد افراد، موجب شده که زندان کارکردش را از دست بدهد. فعالان اجتماعی مثل گذشته کارشان را می کنند و این فضای سنگین قطعا تاثیری در کارهای آنها ندارد.ء
از نظر شما بدبینی سازمان های امنیتی ـ پلیسی به نقش سازمان های جامعه مدنی مربوط به فضای انتخابات و هفته های بعداز آن بود واوضاع به حالت عادی برگشته است؟
ببینید من فکر می کنم این بدبینی ها هیچ ربطی به اتفاقات بعد از انتخابات ندارد؛به طور کلی چند سالی هست که از نهادهای امنیتی مدام می شنویم که سازمان ها و ان جی اوها و یا فعالان مدنی قصد انقلاب مخملین دارند. موضوع مربوط به این چند ماهه نیست. ذهن همه ما با این توهمات دستگاه امنیتی آشناست. من اسمش را گذاشته ام" توهم امنیتی"، در بازجوییها هم روی این مساله تاکید می کردم که این دیدگاه تنها ناشی از توهمات توطئه است که ۳۰ سال است از سوی نهادهای امنیتی به مردم تحویل داده می شود. من فکر میکنم بخش اعظمی از دستگاه امنیتی ایران واقعا چنین فکر می کند که هر سازمان و یا فرد مستقلی که تحت عنوان جامعه مدنی نام گذاریش می کنیم، لاجرم به جایی وابسته است و اهداف خاصی را دنبال می کند. این پروژه چند سالی است در دستگاه امنیتی دنبال می شود و بعد از انتخابات هم توانستند سناریویی بنویسند تا بگویند حالا دیدید ما درست می گفتیم. این بدبینی از آنجا شروع می شود که حاکمیت هرگز نمیخواهد باور کند که مردم اعتراض دارند. هرگز نمیخواهد مردم را ببیند و فضایی برای بیان خواسته هایشان بوجود آورد و لاجرم هر اعتراضی را اینگونه تعبیر می کند.ء
درچنین فضایی چطور می توان با دولت تعامل کردو از امکانات این حوزه برای حل مسائل جامعه استفاده برد؟یا اینکه سازمان های جامعه مدنی، بخصوص آنها که بر روی احقاق حقوق و مسائلی از این دست متمرکز هستند باید قید دولت وحمایت های آنها را بزنند؛ اگرتا کنون نزده اند؟
ببینید اصولا چیزی که در جامعه ایران به عنوان جامعه مدنی میشناسیم با آنچه در خارج از مرزهای ایران وجود دارد متفاوت است؛ اینجا جامعه مدنی اساسا از سوی حکومت و یا دولت به رسمیت شناخته نمی شود. سازمانهای غیردولتی به تعداد محدود وجود دارند و آن هم بیشتر در زمینه های خاص. بنابراین اساسا تعامل چندانی میان دولت و این سازمان ها وجود نداشته که بخواهد از بین برود. بسیاری از سازمانهایی که ما اکنون می شناسیم و یا فعالانی که از آنها به عنوان فعال مدنی یاد می کنیم، لزوما عضو سازمان غیردولتی خاصی نیستند. چون چنین فضایی نه امروز، که در سالهای گذشته هم وجود نداشته است. حتی در دوران اصلاحات هم، شمار این سازمانها بسیار محدود بود و بعد از آن هم بسیاری از آنها تعطیل شدند. بنابراین رابطه ای وجود نداشته که بخواهد از بین برود. همین حالا مثلا سازمانهایی که در مورد کودکان کار فعالیت می کنند،هیچگونه تعامل و یا کمکی را از جانب دولت و یا سازمانهای دولتی دریافت نمی کنندو بیشتر در ستیز هستند تا تعامل،چون وجودشان تحمل نمی شود. چون آنها بسیاری از مشکلات اجتماعی را بازتاب می دهند؛ از آنها حرف می زنند و سیستم حاکم این را نمی پذیرد. در کنار این مساله، همان بدبینی ها هم نسبت به عملکرد سازمان های غیردولتی هم وجود دارد. یعنی نه تنها کمکی نمی شود، بلکه سازمانهای رسمی و دارای مجوز همیشه باید پاسخگوی سوال نهادهای امنیتی در مورد فعالیت ها، ارتباطشان و یا اعضایشان باشند. پس جامعه مدنی ایران، هرگز منتظر کمکی از سوی دولت نبوده که حالا بخواهد قیدش را بزند. آنها در طول تمام این سالها، عادت کرده اند که چشم به حمایتهای دولتی یا حتی تعامل نداشته باشند و در فضایی که از جانب حاکمیت به رسمیت شناخته نمی شود، فعالیت کنند.
خطرات امنیتی چطور؟ آیا این باعث ریزش نیروهای فعال درحوزه کاری شما نشده است؟ چون به هرحال همه جای دنیای فعالیت های مسالمت آمیزمدنی جزو کم هزینه ترین فعالیت های اجتماعی است درحالی که در ایران این هزینه ها بسیار بالاست؛ چرا که دولت خود را به جای همکار، رقیب جامعه مدنی وحتی درستیز با جامعه مدنی می داند.
خوب این قضیه غیرقابل کتمان است؛ در واقع ما در تمام این سالها با این مساله به عنوان یک مشکل جدی مواجه بوده ایم، بخصوص که بسیاری از تشکلها و سازمانهایی که می شناسیم و آنها را در دایره جامعه مدنی قرار می دهیم، از نظر سیستم و یا نهادهای امنیتی غیرقانونی تلقی می شوند. بنابراین افرادی که بخواهند در این جمع ها فعالیت کنند، همواره زیر تیغ دستگاههای امنیتی قرار دارند. البته در مورد تشکلهای رسمی و غیرقانونی هم چندان تفاوتی نمی کند. اما این مساله وجود دارد. اصولا همانطور که شما هم اشاره کردید در همه جای دنیا فعالان اجتماعی به خاطر تلاششان درجهت بهبود شرایط جامعه مورد تقدیر قرار میگیرند اما در اینجا کاملا برعکس است. این موضوع موجب می شود که شمار افراد علاقه مند به فعالیت در این حوزه ها کمتر شود و از طرف دیگر فشار بر روی همان افراد معدود فعال هم بیشتر شود. هم فشار کاری، هم فشارهای امنیتی. بنابراین این موضوع غیرقابل کتمان است. اما به هر حال، این مبارزه ای است که برای بهبود اوضاع شروع شده است. یکی از ابعاد این مبارزه هم، همین است که تلاش کنیم تا نهادهای امنیتی، فعالیت هایمان را باور کنند. ما باید خودمان را به سیستم بقبولانیم و برای این موضوع دادن هزینه هایی مثل زندان، اجتناب ناپذیر است.ء
به نظرشما آیا ممکن است شرایط طی هفته ها و ماه های آینده بهبود پیدا کند یا حداقل به وضعیت پیش از انتخابات برگردد؟
بله. من کاملا خوشبینم. شاید این تصور در حاکمیت وجود داشت که با این حجم از بگیر و ببندها، صدور احکام سنگین و.. می شود صدای همه را خاموش کرد،اما حالا می بینیم که بسیاری از افراد وارد عرصه های فعالیت شده و جای افراد زندانی را پر کرده اند. بنابراین من معتقدم این جو بسته و این فضای سرکوب، زیاد تداوم نخواهد داشت. حکومت مجبور است برای برون رفت از وضعیت فعلی تدابیری اتخاد کند و با این جو اعتراضی جامعه، ناچار است بالاخره کوتاه بیایدو فضا را باز کند. من حتی فکر می کنم فضا بازتر از امروز خواهد شد و این جنبشی که راه افتاده و نامش را " جنبش سبز" گذاشته ایم، توان این را دارد که مطالباتش را در فضایی مسالمت آمیز مطرح کند و در نهایت به آن دست یابد. باید به آینده این جنبشخوش بین باشیم. همه ما ۵ سال سخت را پشت سر گذاشته ایم. در شرایط سرکوب و خفقان فعالیت کرده ایم و حالا باید امیدوار باشیم که این جنبش که اتفاقا از بطن جامعه و مردم برآمده، بتواند فضا را تغییر دهد.ء
مهدی کروبی:مجموعهای دوست دارند با بهانه تراشی به برخورد شدید و خشن دست بزنند
http://www.rahesabz.net/story/4039/
25/8/1388
شب و صبح 13 آبان از دستگاهی زنگ زدند و گفتند گروه ریگی میخواهد عملیات انتحاری کند،به راهپیمایی نروید
شبکه جنبش راه سبز(جرس):مهدی كروبی كاندیدای معترض به نتایج انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در دیدار با نمایندگان اصلاح طلب مجلس با اشاره به حوادث 13 آبان گفت"متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم به خصوص زنان صورت گرفت كه من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر كرد."
کروبی همچنین با اشاره به اینکه"مجموعهای دوست دارند تا با ایجاد بهانهای حركتهای خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به كار برخورد شوند و متأسفانه به پایان این شیوه فكر نمیكنند كه اگر فكر میكردند كار به اینجا كشیده نمیشد" از جوانان خواست"تا با حفظ آرامش و متانت در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز كه خواست آن جریان خاص است پرهیز كنند و اجازه ندهند انسانهای مریض جوانان را به كارهای تند هدایت كنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحه جنبش سبز قرار دهند."
مهدی کروبی در دیدار با نمایندگان عضو فراكسیون خط امام مجلس شورای اسلامی همچنین مجلس را محل اتكاء و امید برای حل مسائل در كشور را مجلس دانست و با نگاهی تاریخی به جریان حذف یاران آیت الله خمینی از سال های پایانی دهه 60 گفت"اگر چه همان تضییعات با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازماندهی شده، ادامه دارد اما تفاوت امروز با دیروز این است كه امروز جوانان و نسل جدید انقلاب میداند كه اختلافها بر سر چیست."
دیدار نمایندگان فراکسیون خط امام مجلس با مهدی کروبی به دلیل پلمپ دفاتر شخصی و ساختمان حزب اعتماد ملی در منزل او صورت گرفت و به دلیل امكانات محدود تمامی اعضا امكان حضور در این نشست را نداشتند.
كروبی در این دیدار ماجرای دیدارش از نمایشگاه مطبوعات را شرح داد و گفت"در نمایشگاه كتاب جمعیت زیادی دور من حلقه زده بودند و 2 تا 3 نفری در میان آنها علیه من شعار میدادند و من بیم برخورد مردم با آنها را داشتم كه عواملی از نمایشگاه منرا جهت خروج به مسیر دیگر هدایت كردند كه دیدم هیچ اثری از جمعیت مردم نیست اما آن 2 – 3 نفر و جمعی از آنها به دور ماشین حلقه زدند و شعارهای تندی میدادند كه من هم دستهایم را برایشان بلند كردم و به ابراز احساسات پرداختم و تصاویر به گونهای است كه گویی آنها به استقبال من آمدهاند."
شیخ اصلاحات همچنین به شب پیش از سالروز 13 آبان و برگزاری راهپیمایی آنروز اشاره كرد و گفت"شب 13 آبان به من از دستگاهی زنگ زدند و گفتند كه به راهپیمایی نروم. صبح آنروز نیز تماس گرفتند و گفتند گروه ریگی میخواهد عملیات انتحاری انجام بدهد و شما نروید.من به محافظان گفتم شما نیائید و من با پسرانم میروم و آنها قبول نكردند و همگی با هم رفتیم و آنچه پیش آمد كه میدانید."
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام مجلس،پارلماننیوز،اعضای فراكسیون خط امام مجلس،یک شنبه شب به دیدار مهدی كروبی رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم رفتند تا مسائل پیشروی كشور را با او به بحث و بررسی بپردازند.
مهدی كروبی كه 16 سال سابقه فعالیت در پارلمان را در كارنامه خود دارد در ابتدای این نشست، گفت"دیدار هیچ گروهی همچون نمایندگان مجلس شورای اسلامی او را خشنود نمیسازد و این به حافظه طولانی و برداشت او از نقش و جایگاه مجلس در اداره كشور در مواقع بحرانی باز میگردد."
وی افزود"حضرت امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی چه قبل از آغاز نهضت و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نقش والا و منحصر به فردی برای مجلس قایل بودند و به راستی و حقیقت مجلس را در رأس همه امور میدانستند."
دبیر كل حزب اعتماد ملی با اشاره به خاطرات دوران كودكی و نوجوانی خود از مجالس رژیم گذشته و نقش آنها در بزنگاههای تاریخ گفت"وقتی میشنیدیم كه در مجلس اقلیتی 5 نفره منشاء چه تأثیرات شگرفی شدهاند و یا آنكه مدرس به تنهایی چگونه ایفای نقش مینمود، در ذهنم جایگاه والایی از مجلس و توان آن شكل میگرفت."
مهدی کروبی گفت"این اعتبار و جایگاه وقتی در كنار دیدگاه امام قرار میگرفت كه در همان نخستین اعلامیهها میفرمود مجلس نباید به جلسه قیام و قعود مبدل شود و یا اگر مجلس كارآمد و نمایندگانی چون مدرس داشتیم چنین و چنان نمیشد، اعتقادم را به جایگاه و شأن مجلس صد چندان مینمود."
یار دیرین امام با ذكر خاطراتی از امام در سالهای اولیه انقلاب و معضلات اداره كشور و بحرانهایی كه پی در پی برای انقلاب تازه تأسیس ملت شكل میگرفت، گفت"در آن دوران من و برخی دوستان با خودمان میگفتیم چه خوب بود امام، ریاست جمهوری را بپذیرند و كشور را از این بحرانها عبور بدهند كه امام گفتند"بروید به فكر آن باشید تا مجلس قوی درست كنید، مجلس قوی نمیگذارد كشور با بحران و مشكل مواجه شود".
رئیس مجلس شورای اسلامی در دورههای سوم و ششم گفت"هنوز هم معتقدم مجلس است كه در هر شرایط قابل اتكاء و محل امید برای حل مسایل كشور است و مجلسی كه برآیند واقعی افكار عمومی و طبقات اجتماعی ملت باشد، هیچگاه برخلاف خواست و اراده ملت گام برنخواهد داشت."
آغاز محدودیتها بر یاران امام
مهدی كروبی در ادامه اظهارات خود به آغاز محدودیتها بر جریان خط امام(ره) مجلس پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی و ذكر حوادث سالهای گذشته پرداخت و گفت:«پس از رحلت امام، مجلس سوم، كه سختترین شرایط را پیشرو داشت و منشاء اقدامات بزرگی بود در همان انتخابات میان دورهای تیغ تیز رد صلاحیتها مواجه شد.»
وی گفت"پس از آغاز رد صلاحیتها در انتخابات میان دورهای مجلس سوم، انتخابات مجلس چهارم كلید خود و اقلیت ضعیفی از جریان خط امام شكل گرفت كه به رغم تمام تنگناها، منشاء اثر بود و من معتقدم به رغم فراز و نشیبهای بسیار مجلس در هفت دوره گذشته جایگاه بدون مثالی داشت."
كروبی روند تأیید صلاحیتها در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره هشتم را بدعتی منحصر به فرد در تاریخ برگزاری انتخابات دانست و افزود"سختگیریها برای چیدمان تركیب خاص در مجلس هشتم هیچ نمونهای نداشت و به واقع موضوع از آنچه كه در انتخابات مجالس صورت گرفت، متفاوتتر بود."
رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم گفت"نگرانیها و دغدغههای ما از آنچه در شرف تكوین بود، باعث شد تا در عرض كمتر از دو هفته، چهار بار با مقام معظم رهبری ملاقات كنم و 3 با برای ایشان نامه بنویسم."
وی گفت:"اینبار برخلاف گذشته كه شورای نگهبان اعمالنظر مینمود، جریانی شكل گرفته بود كه تصمیم گرفت تركیب مجلس چگونه باشد، چه كسی بیاید و چه كسی نیاید؟ جریانی كه بنام كارشناسان شورای نگهبان انتخابات را اداره مینمود و من همانجا گفتم كه انتخابات دیگر پایان یافت."
كروبی سپس در ادامه با توجه به 2 سال و نیم باقی مانده از عمر مجلس هشتم از نمایندگان عضو فراكسیون خط امام مجلس شورای اسلامی خواست تا با عمل به وظایف و اعتقادات خود منافع نظام، انقلاب و مردم را مدنظر قرار داده و نقش تأثیرگذار و قابل قبولی از خود بر جای گذارند.
كاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در ادامه به شرایط حاكم بر كشور اشاره كرد و افزود"سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقید به چارچوبهای انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند و معتقدند كه باید همان جمهوری اسلامی كه امام مطرح كردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند حاكم باشد نه جمهوری برخی آقایان كه مردم و رأی آنها را تزئینی میدانند."
كروبی با اشاره به تبلیغات داخلی و خارجی مغرضانه علیه جنبش مردمی و دیدگاههای آن گفت"گروهی در داخل كشور هر چه میكنند را به امام نسبت میدهند و گروهی در خارج از كشور نیز ریشه تمامی مشكلات و معضلات پیش آمده را در اندیشههای امام میدانند و میگویند موسوی، كروبی و هاشمی نیز یاران همان امام هستند."
وی تصریح كرد"هر دو گروه جز تخریب امام و مبانی افكار واندیشههای او هدفی ندارند و من مظلومترین فرد در نظام را امام میدانم، چرا كه هر جا اقداماتشان هزینه سنگین دارد بر گردن امام میشكنند و بعد هم میگویند توجه به دیدگاههای ولی فقیه مرحوم قابل اعتناء نیست."
وی خطاب به جوانان گفت"اسلامی كه امام و ما به آن اعتقاد داریم به آزادی حقوق و حرمت مردم پایبند است و تجسس و تفحص در زندگی شخصی مردم را منع كرده است و با كسی سر جنگ و نزاع ندارد."
كروبی با اشاره به مجموعه تنگناهایی كه بر یاران امام از پس از مجلس سوم رفت، گفت"اگر در جلسهای، یا نشستی عمومی كسی از یاران امام حضور مییافت دوربین صدا و سیما فیلمی نمیگرفت تا اثری از ما در عرصه افكار عمومی نباشد، و تبلیغات مسموم آنها كه پول مردم را بردند و فرار كردند، تقویت شود."
دبیرکل حزب اعتمادملی در ادامه گفت"اگر چه همان تضییعات با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازماندهی شده، ادامه دارد اما تفاوت امروز با دیروز این است كه امروز جوانان و نسل جدید انقلاب میداند كه اختلافها بر سر چیست."
وی با اشاره به حوادث سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریكا گفت"متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم به خصوص زنان صورت گرفت كه من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر كرد."
کروبی گفت"مجموعهای دوست دارند تا با ایجاد بهانهای حركتهای خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به كار برخورد شوند و متأسفانه به پایان این شیوه فكر نمیكنند كه اگر فكر میكردند كار به اینجا كشیده نمیشد."
وی از جوانان خواست تا با حفظ آرامش و متانت در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز كه خواست آن جریان خاص است پرهیز كنند و اجازه ندهند انسانهای مریض جوانان را به كارهای تند هدایت كنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحه جنبش سبز قرار دهند.
در ابتدای این نشست اعضای فراكسیون به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات خود پرداختند.
یادداشت فرزند آیتالله منتظری در دفاع از محسن میردامادی
http://www.mowjcamp.com/article/id/65794
27/8/1388
آنچه از پی میآید، متن کامل یادداشت حجتالاسلام و المسلمین احمد منتظری، فرزند آیتالله منتظری در دفاع از محسن میردامادی و نقد اتهامات جدید وارده بر اوست که در پایگاه رسمی اطلاعرسانی آیتالله منتظری منتشر شده است:
بسمه تعالی
کشتار حاجیان در سال 1366 که قبلا به استکبارجهانی و آل سعود نسبت داده میشد، توسط خبرگزاری فارس به آقای محسن میردامادی نسبت داده شد. برای تکمیل پرونده متهم به قتل مذکور (بخوانید کشتار جمعی) احساس تکلیف کردم مواردی را اضافه کنم:
محسن میردامادی از اولین کسانی بود که در سال 1353 در دانشگاه پلیتکنیک با او آشنا شدم. موارد ذیل را که شخصأ ملاحظه کرده ام شهادت میدهم و امیدوارم به اتهامات او اضافه شود تا شاید محکومیت قابل قبول تری پیدا کند.
1- در تظاهرات 16 آذر سال 1355 بر اثر شدت حمله ی گارد دانشگاه، دانشجویان به چند دسته تقسیم شدند. عده ی کمی از آنان از جمله من و آقای میردامادی، جلوی دانشکده نساجی بودیم و چون تعدادمان کم بود با انرژی بیشتری شعار میدادیم و آقای میردامادی آن روز آنقدر فریاد کشید که تا یک هفته صدایش گرفته بود و خلاصه اینکه در آن روز آلودگی صوتی زیادی درست کرد که بعدها معلوم شد که علاوه بر سلامتی انسانها، برای درختان و گیاهان نیز ضرر دارد.
2- در تظاهرات به مناسبت آمدن کارتر به ایران وقتی دانشجویان شعار میدادند و برای تعطیل کردن کلاسها وارد دانشکده مکانیک شدند، اولین شیشهای که شکسته شد توسط آقای میردامادی بود که با کلاسور خود این فاجعه را درستکرد و باعث شد آن تظاهرات اوج بیشتری بگیرد ولی خسارت شیشه های آن روز را بدهکار شد.
3- در یکی از روزهایی هم که قرار بود اعتصاب غذا همراه با شکستن ظروف سلف سرویس صورت بگیرد، سر ساعت مقرر همه نفس ها در سینه حبس شده بود و یک نفر شروع کننده لازم داشت و باز این محسن میردامادی بود که با گفتن هیس س س س آن فاجعه را شروع کرد و تعداد زیادی لیوان و بشقاب و میز و صندلی و ... در آن روز شکست و چون ایشان شروع کننده بود، خسارت آن موارد را بدهکار است.
4- در یکی از مناسبت ها قرار بود درب شمالی دانشگاه که همیشه بسته بود شکسته شود و دانشجویان دور از چشم گاردی ها به خیابان بریزند و شعار دهند، این آقای محسن میردامادی بود که طرح درست کردن ماسک های پارچه ای را داد و خانمهای دانشجو آنها را درست کردند و استفاده شد و در نتیجه شناسایی دانشجویان فعال و پیشرو برای گارد مشکل شد و این عمل در واقع اقدام علیه نظام حاکم زمان بود.
5- در ملاقات با پدر بزرگوارم حضرت آیت الله منتظری در زندان اوین در نوروز 1357 ایشان تاکید کردند که به هیچ وجه با مجاهدین خلق ارتباط برقرار نکنید چون دارای انحرافاتی هستند. اینجانب مساله را در یکی از جلسات شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه، که البته به طور محرمانه تشکیل می شد مطرح کردم. محسن میردامادی اولین کسی بود که در میان تردید عده ای دیگر قاطعانه از این نظر حمایت کرد و این جمله را گفت که "بالاخره آقای منتظری در زندان با اینها زندگی کرده و بهتر از ما آنان را می شناسد" و با این موضع گیری ارتباط خود را با باند مهدی هاشمی به اثبات رساند.
6- و آخر اینکه محسن میردامادی در رشته ورزشی پینگ پنگ، نفر اول پلی تکنیک بود و با نمایندگان دیگر دانشگاه ها مسابقه می داد و این خود باعث شده بود ورزش که زیر نظر ارگانهای دولتی و در نتیجه زیر نظر حکومت پهلوی و شخص شاهنشاه آریامهر بود رونق بیشتری داشته باشد.
خداوند به همه ما انصاف عنایت فرماید. والسلام.
1388/8/26 – احمد منتظری
متن نامه نمایندگان کرد مجلس در اعتراض به اعدام احسان فتاحیان
http://www.mowjcamp.com/article/id/65783
26/8/1388
در پی انتشار خبری در پارلماننیوز مبنی بر نگارش نامهای از سوی نمایندگان کرد اهل تسنن به رئیس قوه قضائیه درباره اعدام احسان فتاحیان، این نامه صبح امروز منتشر شد. به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، متن این نامه بدین شرح است:
ریاست محترم قوه قضائیه
با سلام و احترام
استحضار دارید كه طی روزهای اخیر یك جوان كرد به نام آقای احسان فتاحیان در استان كردستان اعدام گردید كه متاسفانه براساس اخبار رسیده حكم اولیه ایشان 10 سال زندان بوده كه در تجدید نظر نهتنها كاهش پیدا ننموده بلكه به اعدام محكوم شد كه این مساله اثرات بسیار نامطلوبی بر روی افكار عمومی ایجاد كردو علیرغم پیگیری چند نفر از نمایندگان كرد در مجلس شورای اسلامی قبل از اجرای حكم كه قطعا نگرانی نمایندگان از سر دلسوزی و در نظر گرفتن منافع ملی بوده، نظر نمایندگان نادیده و حكم اجرا گردید، اخیرا نیز براساس اطلاعات واصل شده مبنی بر صدور حكم اعدام چند جوان دیگر در بند كرد در مناطق مختلف نگرانیهای فزایندهای در سراسر كردستان ایجاد نموده است كه قطعا اثرات سوء را در داخل و خارج كشور به دنبال خواهد داشت.
جمهوری اسلامی ایران باید چهره رحمانیت دین را هم در داخل و هم درخارج كشور به منظور الگو قرار دادن احكام مترقی اسلام به نمایش بگذارد و نباید دولت به گونهای رفتار نماید كه موجب فاصله گرفتن مردم كرد از نظام گردد.
لذا مصرانه درخواست مینماییم با لحاظ نمودن شرایط جهانی نسبت به تجدید نظر در احكام صادره دستورات لازم را صادر فرمایید.
علت مرگ مشکوک پزشک کهریزک روشن می شود؟ تلاش برای پرده پوشی رازهای زندان / نازنین کامدار
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-f949bf5ee4.html
27/8/1388
http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article////107/-f949bf5ee4.html
27/8/1388
به دنبال افشای خبر مرگ مشکوک پزشک جوانی که در بازداشتگاه کهریزک، دوره وظیفه خدمت سربازی خود را می گذراند، جزییات بیشتری از این پرونده را افشا شد.ء
خبر مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی، در حالی در روزهای اخیر در صدر اخبار رسانه های داخلی قرار گرفته که همزمان گزارش هایی نیز درباره تلاش برخی از چهره های موثر در جنایات کهریزک برای جلوگیری از تشکیل دادگاه حوادث روی داده در این بازداشتگاه منتشر شده است.مقاومتی که با اعتراض صریح محمد رضا تابش، رئیس فراکسیون اقلیت مجلس مواجه شد. در همین راستاوی دیروز در گفت و گو با ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، از طرح درخواست برگزاری دادگاه متهان کهریزک در دیدار روزهای آینده این فراکسیون با محمد صادق آملي لاریجانی،رئیس قوه قضائیه خبر داد.ء
تابش همچنین گفت که "اهمال در فرآيند محاكمه متهمان و متخلفان كهريزك اگر عمدي نباشد، يك بدسليقگي عجيب و غريب است كه تبعات آن را حاكميت بايد بپردازد".ء
به گفته مقام های مطلع در مجلس سه چهره اصلی که خود از موسسان بازداشتگاه کهریزک و گردانندگان اصلی آن بودند، با وجود مصاحبه هایی که در روزهای اخیر درباره تلاش برای روشن شدن علت مرگ رامین پوراندرجانی و لزوم تشکیل سریع پرونده متهان کهریزک انجام داده اند، بیشترین نقش را در جلوگیری از روشن شدن حقایق این بازداشتگاه دارند.ء
از "حسین فدایی"، "پرویز سروری" و "علیرضا زاکانی" به عنوان موسسان و گردانندگان بازداشتگاه کهریزک یاد می شود. پس از برملا شدن نقش حسین فدایی به عنوان مسئول بازداشتگاه کهریزک در حوادث پس از انتخابات، پرویز سروری عضو تشکلی که فدائی دبیر کل آن است، تلاش بسیاری برای خارج کردن نام وی از لیست متهمان به خرج داد. در همین حال،زاکانی نیز در اقدامی بی سابقه با انتشار دو نامه پیاپی در سایت هوادار خود به نام «جهان نیوز» که به سپاه پاسداران نزدیک است،سعی کرد با برجسته کردن نام سعید مرتضوی،خود را در حاشیه امن قرار دهد. تلاشی که به سرعت با واکنش مرتضوی مواجه شد و او نیز در اقدامی مشابه با انتشار نامه ای سرگشاده زاکانی را تهدید به گفتن برخی ناگفته ها کرد".ء
در همین حال سایت هرانا، خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز در گزارشی که هفته گذشته درباره پرونده کهریزک منتشر کرد از احمدرضا رادان، قائم مقام فرمانده نیروی انتظامی کشور و سعید مرتضوی دادستان سابق تهران(معروف به قاضی مرتضوی) و قائم مقام کنونی دادستان کل کشور به عنوان حلقه های انتظامی و قضائی دخیل در جنایات کهریزک نام برد.ء
نام سه نماینده حامی پرده پوشی بر پرونده کهریزک، به همراه مرتضوی و رادان در حالی به عنوان حلقه های اصلی پرونده بازداشتگاه کهریزک مطرح می شود که در کیفرخواست صادره برای متهمان پرونده این بازداشتگاه، نام هیچ یک از این ها به عنوان متهم مطرح نشده است.این در حالی است که سایت تابناک در گزارشی که از گفت و گوی اخیر سازمان قضائی نیروهای مسلح منتشر کرده، از ارسال قریب الوقوع پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک به دادگاه خبر داده است.
بنا به نوشته این سایت ،حجت الاسلام بهرامی در حاشیه مجمع استانی پیشگیری از وقوع جرم در نیروهای مسلح در شیراز گفته است :"تحقیقات این پرونده در مرحله پایانی است و به زودی به دادگاه ارسال می شود".
وی افزوده است که در این پرونده 145 نفر به عنوان شاکی و برخی نیز به عنوان شاهد مطالبی را مطرح کرده اند .او تعداد متهمان "بازداشتی" این پرونده را ٨ نفر اعلام کرده است.ء
هنوز تاریخ دقیق زمان برگزاری این دادگاه،اسامی متهمان و جرم انتصابی آنها منتشر نشده است، اما به عقیده کارشناسان مسائل حقوق بشر، مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک نمی تواند با نزدیک شدن به زمان برگزاری این دادگاه بی ارتباط باشد.ء
هرچند که هنوز نام چهره های اصلی این پرونده، از سوی منابع رسمی مورد تائید قرار نگرفته است، اما واکنش سروری و تجری از اعضای فراکسیون جنایت مجلس، شائبه مرموز بودن مرگ رامین پوراندرجانی را بیش از پیش تقویت می کند. مرگی که اگرچه وعده پیگیری علت حقیقی وقوع آن از سوی فرهاد تجری در کمیسیون ویژه مجلس داده شده و وی نیروی انتظامی را در اینباره "پاسخگو" معرفی کرده است.ء
خبر مرگ مشکوک رامین پوراندرجانی، در حالی در روزهای اخیر در صدر اخبار رسانه های داخلی قرار گرفته که همزمان گزارش هایی نیز درباره تلاش برخی از چهره های موثر در جنایات کهریزک برای جلوگیری از تشکیل دادگاه حوادث روی داده در این بازداشتگاه منتشر شده است.مقاومتی که با اعتراض صریح محمد رضا تابش، رئیس فراکسیون اقلیت مجلس مواجه شد. در همین راستاوی دیروز در گفت و گو با ایسنا، خبرگزاری دانشجویان ایران، از طرح درخواست برگزاری دادگاه متهان کهریزک در دیدار روزهای آینده این فراکسیون با محمد صادق آملي لاریجانی،رئیس قوه قضائیه خبر داد.ء
تابش همچنین گفت که "اهمال در فرآيند محاكمه متهمان و متخلفان كهريزك اگر عمدي نباشد، يك بدسليقگي عجيب و غريب است كه تبعات آن را حاكميت بايد بپردازد".ء
به گفته مقام های مطلع در مجلس سه چهره اصلی که خود از موسسان بازداشتگاه کهریزک و گردانندگان اصلی آن بودند، با وجود مصاحبه هایی که در روزهای اخیر درباره تلاش برای روشن شدن علت مرگ رامین پوراندرجانی و لزوم تشکیل سریع پرونده متهان کهریزک انجام داده اند، بیشترین نقش را در جلوگیری از روشن شدن حقایق این بازداشتگاه دارند.ء
از "حسین فدایی"، "پرویز سروری" و "علیرضا زاکانی" به عنوان موسسان و گردانندگان بازداشتگاه کهریزک یاد می شود. پس از برملا شدن نقش حسین فدایی به عنوان مسئول بازداشتگاه کهریزک در حوادث پس از انتخابات، پرویز سروری عضو تشکلی که فدائی دبیر کل آن است، تلاش بسیاری برای خارج کردن نام وی از لیست متهمان به خرج داد. در همین حال،زاکانی نیز در اقدامی بی سابقه با انتشار دو نامه پیاپی در سایت هوادار خود به نام «جهان نیوز» که به سپاه پاسداران نزدیک است،سعی کرد با برجسته کردن نام سعید مرتضوی،خود را در حاشیه امن قرار دهد. تلاشی که به سرعت با واکنش مرتضوی مواجه شد و او نیز در اقدامی مشابه با انتشار نامه ای سرگشاده زاکانی را تهدید به گفتن برخی ناگفته ها کرد".ء
در همین حال سایت هرانا، خبرگزاری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز در گزارشی که هفته گذشته درباره پرونده کهریزک منتشر کرد از احمدرضا رادان، قائم مقام فرمانده نیروی انتظامی کشور و سعید مرتضوی دادستان سابق تهران(معروف به قاضی مرتضوی) و قائم مقام کنونی دادستان کل کشور به عنوان حلقه های انتظامی و قضائی دخیل در جنایات کهریزک نام برد.ء
نام سه نماینده حامی پرده پوشی بر پرونده کهریزک، به همراه مرتضوی و رادان در حالی به عنوان حلقه های اصلی پرونده بازداشتگاه کهریزک مطرح می شود که در کیفرخواست صادره برای متهمان پرونده این بازداشتگاه، نام هیچ یک از این ها به عنوان متهم مطرح نشده است.این در حالی است که سایت تابناک در گزارشی که از گفت و گوی اخیر سازمان قضائی نیروهای مسلح منتشر کرده، از ارسال قریب الوقوع پرونده متهمان بازداشتگاه کهریزک به دادگاه خبر داده است.
بنا به نوشته این سایت ،حجت الاسلام بهرامی در حاشیه مجمع استانی پیشگیری از وقوع جرم در نیروهای مسلح در شیراز گفته است :"تحقیقات این پرونده در مرحله پایانی است و به زودی به دادگاه ارسال می شود".
وی افزوده است که در این پرونده 145 نفر به عنوان شاکی و برخی نیز به عنوان شاهد مطالبی را مطرح کرده اند .او تعداد متهمان "بازداشتی" این پرونده را ٨ نفر اعلام کرده است.ء
هنوز تاریخ دقیق زمان برگزاری این دادگاه،اسامی متهمان و جرم انتصابی آنها منتشر نشده است، اما به عقیده کارشناسان مسائل حقوق بشر، مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک نمی تواند با نزدیک شدن به زمان برگزاری این دادگاه بی ارتباط باشد.ء
هرچند که هنوز نام چهره های اصلی این پرونده، از سوی منابع رسمی مورد تائید قرار نگرفته است، اما واکنش سروری و تجری از اعضای فراکسیون جنایت مجلس، شائبه مرموز بودن مرگ رامین پوراندرجانی را بیش از پیش تقویت می کند. مرگی که اگرچه وعده پیگیری علت حقیقی وقوع آن از سوی فرهاد تجری در کمیسیون ویژه مجلس داده شده و وی نیروی انتظامی را در اینباره "پاسخگو" معرفی کرده است.ء
گزارش تکمیلی «موج سبز آزادی» درباره مرگ مشکوک پزشک وظیفه کهریزک و افزایش نگرانیها در مورد امنیت سایر شاهدان عینی – علت مرگ: شهادت در دادگاه علیه مجرمان اصلی کهریزک
http://www.mowjcamp.com/article/id/65382
26/8/1388
در حالیکه کمتر از يک هفته از مرگ مشکوک دکتر رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه بازداشتگاه کهريزک میگذرد، سوالات و ابهامات جدی در مورد علت مرگ وی همچنان بیپاسخ باقی مانده است. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی، مرحوم رامين پوراندرجانی پيش از مرگش در جلسه کميته ويژه مجلس جزئيات مرگ شهيد روح الامينی و جنايات کهريزک را فاش کرده بود و به همين دليل زنده ماندن پزشک وظيفه کهريزک به معنای فاش شدن نام بسياری از عاملان جنايتهای مخوف بازداشتگاه کهريزک بود. دوستان و خانواده مرحوم رامين پوراندرجانی، پزشک وظيفه زندان کهريزک میگويند: رامين در جلسهای با حضور اعضای کميته ويژه رسيدگی به وضعيت آسيبديدگان حوادث پس از انتخابات و برخی از نمايندگان کميسيون امنيت ملی مجلس، جزئيات جنايات کهريزک و شهادت محسن روح الامينی را فاش کرده بود و پس از آن نيز به شدت نسبت به امنيت جانی خود نگران بود.
بر اساس اخبار دريافتی خبرنگار موج سبز آزادی از منابع آگاه و موثق در مجلس هشتم و خانواده و دوستان مرحوم رامين پوراندرجانی، نمايندگان مجلس در کميته ويژه بررسی حوادث پس از انتخابات هنگامی که از رامين پوراندرجانی در مورد نحوه شهادت محسن روح الامينی سئوال میکنند، با پاسخهای تکاندهنده وی مواجه میشوند. پزشک وظيفه درگذشته کهريزک در آن ديدار، محل شهادت محسن روحالامينی را بازداشتگاه کهريزک و علت شهادت او را بر اثر شکنجه در زندان عنوان میکند و میگويد: «محسن را با وضعيت اسفباری بعد از شکنجههای جسمی شديد دو روز قبل از مرگش نزد من آورده بودند. حال جسمی او بسيار وخيم بود و امکانات پزشکی من هم بسيار محدود، ولی آنچه توانستم برای نجات وی کردم. در همان زمان بود که از سوی مسوولان کهريزک تهديد شدم که در صورت توضيح علت جراحتهای وارده بر مجروحان کهريزک از ادامه زندگی باز خواهم ماند».
اين شهادت مرحوم پوراندرجانی در حضور اعضای کميته ويژه مجلس در حالی عنوان شده بود که مسئولان نيروی انتظامی به دروغ به کميته ويژه مجلس گفته بودند که پزشک بازداشتگاه کهريزک، ابتلای روح الامينی به مننژيت را تاييد کرده است.
موج سبز آزادی و ساير رسانههای داخلی در روزهای پس از شهادت محسن روحالامينی خبر داده بودند که مسئولان نيروی انتظامی بعد از بازديد از کهريزک و قبل از ارائه گزارش خود از اين بازداشتگاه به مجلس از اين پزشک وظيفه کهريزک خواسته بودند که دليل شهادت محسن روح الامينی را ابتلا به مننژيت عنوان کند. اما لازم به توضيح است که رامين پوراندرجانی حاضر به انجام اين کار نشد و به بازگويی وقايع ناگوار بازداشتگاه کهريزک برای نمايندگان ملت پرداخت. بخشی از گفتههای شهيد پوراندرجانی که در بالا ذکر شد، يکی از مهمترين بخشهای گزارش قرائت نشده کميته ويژه مجلس هم هست که با فشار مسئولان نيروی انتظامی و قضائی و افرادی چون احمدیمقدم، مرتضوی و رادان تاکنون اجازه انتشار پيدا نکرده است و با مرگ مشکوک اين پزشک، بر احتمال سانسور و حذف آن بخش از اظهارات او از گزارش اصلی افزوده میشود. دليلی که میتواند انگيزه کافی برای به قتل رساندن وی را نيز فراهم کند.
تارنمای نوروز در خبری که از مرگ مشکوک پزشک وظيفه کهريزک منتشر کرد، خبر بازداشت وی توسط نيروی انتظامی قبل از مرگش را نيز آورده بود. گفتنی است مرحوم رامين پوراندرجانی بعد از بازداشت توسط نيروی انتظامی، بارها به دوستان نزديک خود گفته بود که احتمال قتل وی به علت اطلاع از جنايتهای کهريزک وجود دارد. او همچنين گفته بود که برای شهادت دروغ در مورد آنچه در کهريزک رخ داده است تحت فشار است اما بنابر اظهارات خانواده اين مرحوم، او قصد داشت در دادگاه بر عليه مجرمان کهريزک شهادت دهد. او اين نکته را به دوستان و خانواده خود گفته بود و به همين دليل هم نسبت به جان خود بيمناک بود.
اين پزشک وظيفه، با تمام بيمناکی از جان خود به خاطر تهديدهای صورتگرفته، در روز سهشنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نيروی انتظامی فوت میکند و دليل مرگ وی سکته قلبی تشخيص داده میشود. پزشکی قانونی معمولا در مواردی که علت مرگ سکته قلبی تشخيص داده میشود، در صورت درخواست خانواده مرحوم، دستور کالبدشکافی را صادر میکند. اما اين حق از خانواده مرحوم پوراندرجانی به دلايل نامعلوم سلب میشود. بر خلاف عرف معمول خاکسپاری که معمولا تغسيل و تکفين در محل دفن(تبريز) صورت میگيرد، مراحل تغسيل و تکفين مرحوم پوراندرجانی در تهران انجام میشود و سپس جنازه تحت تدابير شديد امنيتی برای دفن به تبريز منتقل میشود. شست و شو، غسل و کفن کردن جسد اين پزشک وظيفه در تهران و دفن وی در تبريز تحت شرايط شديد امنيتی و همچنين عدم اجازه به خانوادهاش برای کالبد شکافی جسد، از جمله موارد ابهام برانگيز اين پرونده است که نيروی انتظامی و مقامات قضايی تاکنون دلايل قابل قبولی برای آن ارائه ندادهاند.
با توجه به شواهد فوق و واقف بودن به اين امر که از دولت و قوه قضائيه مبنی بر آشکارکردن آنچه که در کهريزک بر جوانان بیگناه کشورمان آمده است، نمايندگان مجلس، به ويژه اعضای کميسيون امنيت ملی و اعضای کميته ويژه هستند که بايد پاسخگوی موارد ابهام اين پرونده باشند.
از اين رو نمايندگانی که مسووليت رسيدگی به تخلفات کهريزک را دارند و به خصوص آقايان علی لاريجانی، رئيس مجلس و بروجردی، رئيس کميسيون امنيت ملی بايد پاسخ دهند که:
۱- تاخير طولانی در قرائت گزارش کميته ويژه و عدم برگزاری دادگاه متهمان کهريزک ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايی بوده است و ارتباط مرگ مرموز شهيد پوراندرجانی با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش کميته ويژه مجلس چيست؟
۲- با توجه به حضور و شهادت دادن مرحوم پوراندرجانی در جلسه کميسيون امنيت ملی و کميته ويژه و با توجه به اينکه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جانی خود هشدار داده بود، چرا از وی محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروی انتظامی که مقامات عالی آن از متهمان اصلی پرونده جنايات کهريزک هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن ۲۶ سالگی و در خواب سکته داده شود؟
۳- در حالی که خانواده اين مرحوم ساکن تبريز هستند و او نيز در نهايت در تبريز دفن شده است، علت برگزاری مراسم تغسيل و تکفين در تهران چه بوده است؟
۴- علت مخالفت مقامات امنيتی با کالبدشکافی جنازه اين مرحوم توسط پزشکان مستقل و حتی پزشکی قانونی که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟
۵- اگر شهيد پوراندرجانی به مرگ طبيعی فوت شده است چرا و به چه دليل مراسم ترحيم وی با حضور نيروهای امنيتی و در شرايطی غيرعادی برگزار شده است به طوریکه حتی دوستان نزديک متوفی هم جرات حضور در مراسم تدفين را پيدا نکردهاند؟
۶- ارتباط مرگ مشکوک مرحوم دکتر رامين پوراندرجانی با متهمان اصلی جنايات شکنجهگاه کهريزک و به طور مشخص احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه کهريزک و سعيد مرتضوی دادستان وقت تهران که متهمان با دستور وی و معاونانش قاضی حداد و قاضی حيدری فر به کهريزک منتقل شده اند ،چيست؟
۷- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعنی ايست قلبی در هنگام خواب با قتلهای سياسی در سالهای گذشته، سوال برانگيز نيست؟
در انتهای اين گزارش لازم است اين هشدار به مسئولان قضايی داده شود که جان تعدادی ديگر از سربازان وظيفه حاضر در زندان کهريزک که از شاهدان عينی جنايات بودهاند و خصوصا يکی از اين سربازها که پس از مشاهده عينی جنايات از حضور در کهريزک امتناع و از سربازی فرار کرده، در خطر جدی است و ممکن است هر کدام از اين افراد نيز به سرنوشت دکتر رامين پوراندرجانی مرحوم دچار شوند، هنگام خواب سکته داده شوند و يا همانند تهديدهای متعدد زندانيان سياسی که بارها از زبان سعيد مرتضوی تکرار شده است، در يک تصادف ساختگی کشته شوند. اين سخن قاضی مرتضوی را بسياری از فعالان سياسی خوب به ياد میآورند که همواره میگويد: آمار تصادفات رانندگی در ايران بالاست و خانواده شما هم میتواند يکی از اين جان باختگان حوادث رانندگی باشد!
کهریزک هنوزقربانی می گیرد ؛این بار پزشک بازداشتگاه / بهار یکتا
http://www.rahesabz.net/story/4042/
27/8/1388
شبکه جنبش راه سبز(جرس): در حالی که عاملان اصلی جنایات کهریزک با حمایت حامیان احمدی نژاد منتظر کرسی های بالاتر قدرت هستند،بنابر اخبار رسیده، دکتر رامین پوراندرزجانی، که دوران خدمت سربازی خود را به عنوان پزشک در بازداشتگاه کهریزک سپری می کرد، خودکشی کرده است.
این در حالیست که بنا بر اخبار رسمی منتشره، گفته می شود؛ دکتر رامین پوراندرزجانی روز سه شنبه در استراحتگاه خود در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران بزرگ درگذشت و علت مرگ وی توسط مقامات مسئول، سکته قلبی در خواب عنوان می شود.
گفته می شود وی بعنوان پزشک بازداشتگاه متهم بوده که در ماجرای شهادت زندانیان کهریزک مرتکب قصور پزشکی شده است و تهدید می گردد که پروانه پزشکی اش لغو و برای 5 سال راهی زندان خواهد شد.
به اعتقاد تحلیلگران، مساله خودکشی و پیدا کردن پرتقال فروش در پرونده های جدی و مساله دار امر تازه ای در نظام قضایی کشور نیست. اگر روزی سعید امامی قربانی " آمران" و " حاکمان" شد و " داروی نظافت " را با طیب خاطر به خوردش دادند، امروز هم کشته شدن یک پزشک که می توانست شاهدی بر خیلی از ناگفته های کهریزک باشد خیلی امر دور از ذهنی نیست.
این جوان 26 ساله هم می تواند همانند بسیاری از قرباینان کهریزک قربانی تازه ای باشد که در عنفوان جوانی بعلت "ایست قلبی" پیکرش را به خاک می سپارند و دیده و شینده هایش نیز با او برای همیشه دفن می شود. گفته می شود که وی پیش از مرگش بارها از تهدیدها سخن گفته و برخی از دانسته هایش در مورد کهریزک را به اطلاع دوستانش رسانده است. ولی در این وانفسای اطلاع رسانی قطره چکانی باید دید اخبار بعدی چه نشانی از مرگ این پزشک مامور به خدمت در کهریزک دارد. آیا او نیز مثل خیلی های دیگر که " خود کشی" کردند به فراموشی سپرده می شود و یا " مظلومیت" او وبال گردن " عاملان " جنایات هولناک کهریزک می شود.
کمیته گزارشکران حقوق بشر گزارش داده است که دکتر پوراندرزجانی که در دوران حوادث بعد از انتخابات به عنوان پزشک به بازداشتگاه کهریزک منتقل شده بود، تعدادی از قربانیان شکنجههای این زندان از جمله محسن روح الامینی را دو روز قبل ازفوتش ویزیت کرده بود. پس از افشای فوت روح الامینی وی به مدت یک هفته بازداشت شد و برای اعتراف به دست داشتن در مرگ روح الامینی تحت فشار قرار گرفت. ماموران از وی خواسته بودند، اعتراف کند، محسن روح الامینی در اثر قصور پزشکی و تشخیص اشتباه او جان باخته است. با این وجود این پزشک جوان حاضر به اعتراف نشد. دکتر پوراندرجانی که در نتیجه حضورش در کهریزک آگاهی کاملی از جزییات شکنجهها و عاملین آن داشت علاوه بر مراجع قانونی از طرف افراد و نیروهای ناشناس نیز برای عدم افشای حقایق و دخالت مستقیم سران نظامی و انتظامی کشور در شکنجههای بازداشتگاه کهریزک، بارها مورد تهدید و ارعاب قرار گرفته بود. گفته میشود خانواده او تهدید شدهاند، در صورت رسانهای کردن موضوع مرگ فرزندشان، جان فرزند دیگرشان نیز در خطر خواهد بود.
به گزارش خبرگزاریها؛ پیکر رامین پوراندرزجانی، پزشک 26 ساله بازداشتگاه کهریزک در میان تدابیر امنیتی به خاک سپرده شد و خانواده او اجازه کالبد شکافی جسد وی برای پی بردن به علت مرگ را نیافتند.
پیش از ین گفته شده بود که جنازه وي برای روشن شدن علت دقیق مرگ در اختيار شورای انتظامی پزشکی قانونی کشور قرار گرفته است.
آیت الله مکارم: "عاملان کهریزک را زودترمحاکمه کنید"
در حالی که آیتالله ناصر مکارم شیرازی ،مرجع تقلید شیعه، از دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران خواسته است تا هر چه زودتر نسبت به دادگاه متهمان حادثه کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک اقدام کند، عاملان این جنایات هولنلک با توجیه اعمال شنیع خود از مقامی به مقام دیگر منتقل می شوند و مردم در بهت و ناباوری به جای محاکمه عاملان جنایت و تجاوز شاهد حبس و بازداشت و برگزاری دادگاه برای افرادی هستند که گناهی جز نوشتن و روشنگری افکار عمومی نداشته اند.
آیت الله مکارم در دیدار با آیتالله گرگانی، رییس دیوان عالی کشور، خواسته است تا از قول او به رییس قوه قضائیه بگویند که "مردم در انتظار محاکمه مجرمان کوی دانشگاه، زندان کهریزک و مجتمع سبحان هستند و لازم است که هر چه زودتر [در این مورد] اقدام شود.." وی عدم اقدام سریع در این مورد را زمینه ساز بیاعتمادی مردم به دستگاه قضایی دانسته و برگزاری این محاکمات را مستلزم شجاعتی خواند که به اعتقاد وی، رییس کنونی دستگاه قضایی از آن برخوردار است. ولی بنظر نمی رسد که اراده ای برای برگزاری چنین محاکمی که متهمان اصلی آن فرماندهان ارشد نیروی انتظامی و دادستان وقت تهران است وجود نداشته باشد.
بازداشتگاهی غیر استاندارد با مامورینی خاطی و خودسر
بازداشتگاه کهریزک، پس از مرگ محسن روح الامینی، فرزند مشاور محسن رضایی و رییس انستیتو پاستور ایران به یکی از مسایل عمده در وقایع پس از انتخابات تبدل شد. پس از اعلام خبر مرگ محسن، برخی منابع از جمله رییس سابق ستاد مشترک سپاه از شکنجه او در بازداشتگاه کهریزک خبر دادند و پس از آن آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی دستور بسته شدن بازداشتگاه کهریزک را صادر کرد و آن را "غیر استاندارد" نامید.
بدنبال گزارشهای منتشر شده از وقایع کهریزک که برای هیچ مرجعی قابل دفاع نبود، طبق معمول همیشه توجیهات شروع شد و هر کس انگشت اتهام را به سمت دیگری گرفت. در این میان سعید مرتضوی که از او بعنوان متهم ردیف اول این جریان نام برده می شود بیش از دیگران از کوره به در رفت و با این ادعا که کهریزک زیر نظر دادستانی شهرری است نه تهران! تلاش کرد تا نقش خود در این جنایت بشری را پنهان کند.
در این میان اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده ی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، گفت که در بازداشتگاه کهریزک هیچگونه تجاوزی صورت نگرفته است و در بازداشتگاه کهریزک چند نفر "اقدامات زشتی" انجام دادند كه نباید "بزرگنمایی" میشد.
عزل و تنبیه خاطیان
همچنین وقتی ابعاد حادثه گسترده تر شد نیروی انتظامی بدون نامبردن از فرد مشخصی اعلام کرد که " مسئولان بازداشتگاه به دلیل پذیرش بازداشتشدگان بیش از ظرفیت بازداشتگاه، عدم انعکاس محدودیتها و مشکلات به سلسله مراتب، بیتوجهی و عدم نظارت و کنترل بر زیرمجموعه و عدم توجه به تدابیر ابلاغ در خصوص نحوهنگهداری و مراقبت از بازداشتشدگان" عزل و تنبیه" شدهاند. این نیرو مدعی شد که
دو تن از مسئولانی که در انجام وظایف نظارتی و کنترلی کوتاهی و سهلانگاری داشتهاند ،اقدام آنان " خودسرانه" خوانده شده است.
ولی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى نظر دیگری دارد. این سازمان با صدور بيانيه اى، محمود احمدى نژاد، رييس شوراى عالى امنيت ملى و صادق محصولى، وزير كشور، را مسئول "فجايع" زندان كهريزك می داند و معقتد است که " ابعاد جنايات ابوغريب كهريزك، شواهد و مدارك بر جاى مانده و شاهدان و بازماندگان آن و نيز حساسيت عمومى نسبت به اين فاجعه بسيار بيشتر از آن است كه به اقتدارگرايان حاكم اجازه دهد آن را به سرنوشت ماجراى كوى دانشگاه تهران تبديل كنند. "
منافقین این بار در کهریزک
احمدی نژاد دراین میان باز هم اعتقاد دارد که عوامل بیگانه و منافقین در حادثه کهریزک دست داشته اند: "حوادث بسیار زشتی رخ داد. عدهای به كوی دانشگاه حمله و كارهای زشت كردند. در برخی بازداشتگاهها اقدامات زشتی شد. من میخواهم اعلام كنم این كارها كه در كوی دانشگاه وبرخی بازداشتگاهها و امثال آن انجام شد، بدانید كه اینها هم اجزای سناریوی دشمن بود. اینها توسط وابستگان به جریان برانداز انجام شد... مطمئن باشید كه نفوذیهای جریان برانداز در سناریوی دشمن، فساد و اقدام كردند."
به رغم اینکه بازداشتگاه کهریزک به دستور مستقیم رهبری تعطیل شد ولی باند رادان و مرتضوی عاملان اصلی این جنایت آنقدر قدرت داشتند که تاکنون به به مکافات عمل خود نرسیده اند. قدرت آنان بنوعی است که حتی قاضی حیدری که به علت تخلفاتش در خصوص بازداشتگاه کهریزک از کار برکنار شده بود بار دیگر با اعمال نفوذ سران کودتا به کار خود بازگشت.
متهمان در بازداشت یا آزاد؟
بهرامی رییس سازمان قضایی نیروهای مسلح از دستگیری هفت تن و در عین حال از بررسی شکایت ها خبر داد و اظهار امیدواری کرد این مسئله به زودی به پایان برسد تا پرونده برای ارسال به دادگاه آماده شود. رییس سازمان قضایی گفته بود که "مسئول" بازداشتگاه کهریزک هنوز در بازداشت به سر می برد. این در حالی است که سایت های خبری نزدیک به اصلاح طلبان می گویند عوامل اصلی وقایع بازداشتگاه کهریزک دستگیر نشده اند.
درهمین حال سخنگوی کمیته ویژه شورای عالی امنیت ملی در پیگیری حوادث پس از انتخابات از آزادی اکثر متهمان وقایع بازداشتگاه کهریزک خبر داد. وی گفت: "اگر موضوع خاصی باشد که اطلاع رسانی آن صلاح باشد به اطلاع مردم خواهد رسید"!
مرتضوی و رادن متهمان ردیف اول
گفتنی است که مرتضوي، دادستان معزول تهران در آستانه قرائت گزارش کمیته ویژه مجلس درخصوص فاجعه کهریزک در گفتگویی با سایت پرچم تلاش کرد تا خود را از تمامی اتهاماتی که در پرونده کهریزک متوجه اوست، مبرا سازد. و در حالی که بنا به گزارش مجلس وی به عنوان مسئول فجایع کهریزک متهم است ؛ به هیچ عنوان این اتهامات را نمی پذیرد و مطالب منتشر شده علیه خود را ناشی از خصومت های شخصی می داند.
علیرضا زاکانی نماینده مجلس در پاسخ به اظهارات اخیر سعید مرتضوی دادستان سابق تهران مبنی بر عدم دخالت در بازداشتگاه کهریزک گفته بود که " به زودی نتایج هیات رسیدگی کننده به وقایع پس از انتخابات منتشر خواهد شد تا سیه روی شود هر که در او غش باشد."
در همین زمینه پرویز سروری سخنگوی هیات ویژه مجلس و عضو شورای عالی امنیت ملی که پیشتر نیز مرتضوی را مسئول بازداشتگاه کهریزک دانسته بود نیز ادعاهای مطرح شده آقای مرتضوی را مخدوش و بی مورد دانست و اظهار داشت که نظام اسلامی با متخلف در هر لباسی و موقعیتی برخورد خواهد کرد. ولی حامیان مرتضوی قدرتمند تر از آن بودند که اجاازه دهند این یار غارشان که بیش از یک دهه در مقام قضا به آنها خدمت کرده است، پشتش خالی بماند.
در حالی که به گفته شاهدان احمد رادان از کسانی است که اقدام به شکنجه زندانیان در کهریزک می کرد. وی این اتهام را رد می کند .و معتقد است که " اقدام دومی که در انقلابهای رنگین صورت میگیرد این است که در صورت موفق نشدن، تلاش میکنند، نیروهای اثرگذار را از صحنه خارج کنند؛ ضربههایی هم وارد شد که هدف، خارج کردن این نیروها است تا اگر غائلهای پیش آمد نتوانند کارآیی لازم را داشته باشند."
این در حالیست که بر اساس خبری دیگر، قاضی ویژه پرونده جنایات بازداشتگاه كهریزك پس از جلسه تحقیق از سردار احمدرضا رادان، برای قائممقام نیروی انتظامی قرار التزام صادر كرده است.
به گزارش خبرنگار «آینده»، با پیشرفت پرونده رسیدگی به جنایات بازداشتگاه كهریزك، از سردار رادان – قائم مقام نیروی انتظامی - تحقیق صورت گرفته است.
پس از این تحقیق كه كاملاً به صورت محترمانه انجام شده است، قاضی پرونده قرار قضایی را كه التزام اخلاقی به همكاری در ادامه روند تحقیق است، برای سردار رادان صادر كرده است.
امروز افکار عمومی در ایران و خارج از ایران با بی صبری در انتظار اجرای عدالت است تا ببینند پرونده" جانیان کهریزک " همجون پیشینیان خود در پرونده قتل های زنچیره ای و کوی دانشگاه به بایگانی قوه قضاییه سپرده می شود یا این بار اراده ای برای برخورد با قلدران و متجاوزان به حقوق ملت وجود دارد. توجیه جنایات کهریزک همانگونه که پیش تر خاتمی گفته بود با " تطعیلی یک بازداشتگاه توجیه نمی شود." این رسالت نمایندگان مجلس است تا با پیگیری و اصرار بر حقوق موکلانشان تا محاکمه علنی عاملان این جنایت هولناک و فجیع پیش روند. این سوال این روزها افکار عمومی را به خود متوجه کرده که آیا این بار نیز " دستخط" و " سفارشی " نمایندگان را از قرائت گزارش کهریزک بازداشته است؟!
اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران: از خارج چپ روی را تشویق نکنید. بیانیه شماره 8 موسوی شناسنامه جنبش سبز است
http://www.peiknet.com/1388/05aban/21/page/32MeliMazhabi.htm
22/8/1388
شورای ملی مذهبی ایران که رهبری آن با مهندس عزت الله سحابی است، با صدور اطلاعیه ای، ضمن جمع بندی دو تظاهرات جنبش سبز در روزهای قدس و 13 آبان ضمن تاکید بر وسعت گیری این جنبش اعلام داشت که هیچ نیروئی دیگر نمی تواند این جنبش را نادیده بگیرد.
در این اطلاعیه آمده است:
حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و 13 آبان ، یک بار دیگر نشان داد که این جنبش قابل حذف و سرکوب نیست و مردم ايران دوران جديدی را در سير تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند. آثار و پيامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسيع است که هيچ نيروی سياسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. برآمدن این جنبش بسياری از صف بندیهاي نيروهای سياسی را دگرگون ، و دستاورد های قابل توجهی را در برابر همه نيروها قرار داده است.
1- جنبش سبز ايران عليرغم موانع پر شمار و شرايط پليسی– امنيتی موجود ، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمين می کند. باور به عدم خشونت، اصرار بر مدارا، تاکيد بر دمکراسی و آزادی، پيوند با مدنيت و اخلاق مداری، ابعاد مهمی از هويت جنبش سبز مردم ايران را تشکيل می دهند که وجوه تمايز برجسته و روشنی با هويت برخی نيروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت ، استبداد و خودکامگی دارد .
2- اين جنبش مثل بسياری از جنبش های نوين دوران ما، واجد تکثر و تنوع تحسين بر انگيزی است. آموزه های جنبش که اغلب در خلال بيانيه های مهندس مير حسين موسوی و مواضع و ديدگاه های آقایان مهدی کروبی و سید محمد خاتمی منعکس شده، همگی با تاکيد و تصريح بر پذيرش تکثر درونی جنبش سبز، همه نيروهای علاقمند به ايرانی آباد، آزاد و توسعه يافته را دعوت به همراهی می کند .
بنابراين جنبش سبز، نهضتی دمکراتيک و مرکب از همه نيروهاي مدافع آزادی، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است. از این رو جريان ملی مذهبی نيز با موج سبزی که در سراسر ايران در حال گسترش است، همراهی و حمایت کرده و به ايفای نقش و وظايف خود در این راستا می پردازد .
3- اگر چه جنبش سبز مردم ايران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه فراتر نمی رود، اما تبار اين حرکت را بايد درتلاش های تاريخی یک صد ساله مردم ايران، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد. جنبش اصلاحی نیز که به پيروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال 1376 منجر شد، اگرچه اجازه نيافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ايرانيان برای ورود به عرصه های جديد دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت.
4- جنبش سبز مردم ايران مثل بسياری از جنبش های نوين در عصر ما قدرت و ظرفيت آن را دارد تا با پيوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص، به تقويت جامعه مدنی و افزايش قدرت در عرصه عمومی، راه را برای حل بسياری از گره های تاريخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسيدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سياسی و عرصه عمومی را پيش روی ما بگشايد.
5- جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دين می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانيون مستقل، نزد مردم بيفزايد. نقش بی بديل حضرات آيت الله العظمی حسينعلی منتظری و آيت الله یوسف صانعی و ... در حمايت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمايه عظيمی خواهد بود که مردم ایران را در مسير مبارزه برای نيل به جامعه ای آزاد و دمکراتيک ، ياری و پشتيبانی خواهد کرد.
6- ما عليرغم موفقيت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخير نمی توانيم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پيش روی جنبش قرار دارد پنهان کنيم . يکی از مهمترين تهديد های جنبش نه از جانب اقتدار گرايان که بيشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزايد . با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان، جنبش سبز ايران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی افزايش دهد يا بخواهد ره صد ساله را يک شبه طی کند . در چنین وضعی، نه تنها امکان دريافت پاسخ مناسب را نداشته، بلکه امکان بسيج، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند. از اين رو مايليم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سياسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده استفراتر می روند اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنيم . از سویی، کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیر متمرکز از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم .
7- طی سال های اخير فعالان جنبش های دانشجويي، کارگری، حقوق بشر، معلمان، زنان، اقوام و ... نقش موثر و فعالی در جامعه ايران داشته اند . بی شک جنبش سبز نيز از دستاوردها و سرمايه های اين جنبش ها بهره مند شده است . جنبش سبز اینک "عام ترین" مطالبات مشترک همه جنبش های "خاص" را نمایندگی می کند. اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست. تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد .
8- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند بتدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصد ساله اخیر ایران است تغییر دهد .
9- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی ، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند . این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود .
شورای فعالان ملی مذهبی 18-8-88
محمد خاتمی: بايد نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند، مسئولان انتظار نداشته باشند که فقط آن چه مورد تاييد آن هاست بيان شود، ايلنا
http://news.gooya.com/politics/archives/2009/11/096315.php
26/8/1388
ء- صحبت کردن نبايد هزينه داشته باشد
- جنبش ايرانی يک حرکت خلقالساعه نيست
- کاش حاکميت از موسوی میخواست مديريت جنبش را برعهده بگيرد
ايلنا: رئيس دولت اصلاحات با تاکيد بر ضرورت اطمينان بخش بودن نحوه برگزاری انتخابات گفت: بايد وضعيت سياسی و نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند و اين تغيير دقيقا در چارچوب قانون اساسی و نيز معيارهای اصيل انقلاب اسلامی مردم است.
به گزارش روابط عمومی دفتر سيدمحمد خاتمی، وی در ديدار با جمعی از فعالان دانشجويی دانشگاههای تهران،صنعتی شريف،علامه طباطبايی و اميرکبير با بيان اينکه از ديدار شما عزيزان خيلی خوشحالم و معتقدم ديگران هم که در اين نظام مسئوليت دارند چه خوب است حرفهای همه را بشنوندۀ تصريح کرد: اگر ما بخواهيم جامعه را اداره کنيم بايد رابطه را گستردهتر و وسيعتر کنيم نه اينکه از کانالهای خاص اين ارتباط وجود داشته باشد و مسئولان نبايد انتظار داشته باشند که فقط آنچه مورد تاييد آنهاست بيان شود، چون اگر آنها همه حرفها را بشنوند شايد اصلاحات بزرگی در کار ايجاد شود.
رئيس دولت اصلاحات با بيان اينکه اين جلسات میتواند گره گشا و راهگشا باشد، اظهار داشت: با اين حال متاسفانه برگزاری اين جلسات محدوديت دارد که اميدوارم شاهد گشايش در اين زمينه باشيم.
رئيس بنياد باران يادآور شد:متاسفانه اين محدود کردنها سبب شده است که احياناً عکسالعملهايی که ما و شما نمیپسنديم در دانشجويان و ديگر بخشهای جامعه پيدا شود.
خاتمی ادامه داد: وقتی دانشجويان میبينند کسانی که آنها میخواهند به دانشگاه بيايند، نمیتوانند بيايند و حق ندارند صحبت کنند و ديگرانی میآيند و حرفهايی میزنند که مطابق برداشت اکثريت دانشجويان نيست با آنها برخوردهايی میشود که مورد قبول ما نيست.
رئيسجمهور سابق کشورمان با طرح اين سئوال که «منشا اين مسائل چه بوده و چرا اين چنين شده است؟» گفت:اگر شعاری در متن جامعه مطرح میشود که اکثريت جامعه نمیپسندند فوری نگوييم بيگانگان و دشمنان دخالت کردهاند. البته در فضای ناسالم دشمن هم سوء استفاده خواهد کرد ولی بعضی رفتارها، عکس العملی است نسبت به رفتارها و سياستهايی که اعمال شده است و اگر اين سياستها نبود مطمئنا چنين عکسالعملهايینبود.
رئيس موسسه بين المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکيد کرد: اگر افراط و تفريط در جامعه پيش میآيد معقول اين است ما علل و عوامل پيش آمدن اينها را ببينيم و اگر واقعا دلسوز هستيم، در صدد حل آنها برآييم.با معلول برخورد کردن سبب میشود مشکل بسط پيدا کند و گسترش يابد.
سيدمحمد خاتمی گفت: اگر حرکت و اعتراض آرام و مدنی که حق مسلم و قانونی مردم است، در مسير خود هدايت شود میتواند اصلاحکننده بسياری از امور باشد.
وی هشدار داد:اگر با اين حرکت و اعتراض مدنی برخورد شود، ممکن است اعتراض مدنی به آن گستردگی وجود نداشته باشد ولی چون اصل تقاضا و طلب در جامعه وجود دارد بصورتهای ديگری بروز و ظهور پيدا میکند که آن وقت همه در اين زمينه زيان میکنند.
رئيس دولت اصلاحات خاطرنشان کرد:در همين انتخابات اخير اشتياق همه اقشار بخصوص جوانان سبب شد انتخابات با شکوهی صورت بگيرد که اگر اين امر نبود انتخابات شکوه نداشت و فراگيری حضور مردم در صحنه انتخابات نبود.
خاتمی با يادآوری اين نکته که نتيجه انتخابات مورد سئوال بسياری از افراد جامعه بود،افزود:اين سئوال با انکار آن از بين نمیرود يا امر باطل با فرياد کردن آن درست نمیشود، با برچسب خائن زدن، برانداز خواندن و سرکوب کردن، سئوالی در جامعه از بين نمیبرد؛بايد بررسی کرد و ديد که آيا اين سئوال درست است يا خير؟
رئيس بنياد باران گفت:مردم سالمترين و نجيبانهترين حرکت را از خود نشان دادند که نشانه بلوغ در رشد اين ملّت است،صدها هزار نفر از مردم بسيار آرام و بدون ساماندهی آمدند و اعتراض سادهای کردند ولی متأسفانه حوادثی که بدنبال آن پيش آمد منشاء پيدايش يک نوع رگههايی از حرکتهايی که سرانجامش معلوم نيست چگونه شود شد ولی هنوز هم راه برای درمان خدشهدار شدن اعتماد بخشهای مهمی از جامعه بسته نيست.
رئيسجمهور سابق کشورمان تاکيد کرد:همه تلاش من در اين مدت چه در زمان مسئوليت و بعد از آن اين بوده که به اين موضوع بپردازم که جنبش ايرانی يک حرکت خلقالساعه نيست و يک التهاب عاطفی نيست که با يک انگيزه روانی به وجود بيايد و مثلا با ترس از بين برود، بلکه بسيار عميق و گسترده است اگر اين را درک کنيم و بفهميم کجا هستيم میتوانيم به سوی آينده روشن حرکت مطمئن داشته باشيم.
وی تصريح کرد:مردم ما زندگی میخواهند، میخواهند تأمين مالی، اقتصادی، اجتماعی و سياسی داشته باشند، همه اين خواستها را همه جوامع دارند، ولی در ورای اينها، يک نوع وجدان عمومی وجود دارد؛ واقعا مردم ما آزادی میخواهند منظورم از آزادی ولنگاری نيست، بلکه به خاطر رنجی که از استبداد کشيدهاند میخواهند حاکم بر سرنوشت خود باشند و انقلاب اسلامی را که گشاينده اين راه است بزرگ میدارند.
رئيس بنياد باران با يادآوری اين نکته که نقش روشنفکر، گسترش گفتمان آزادی به صورت آگاهانه در جامعه است، گفت: خواسته ديگر ملت ما استقلال است، چون از استعمار و وابستگی به بيگانه لطمه ديدهاند.
خاتمی خواسته ديگر مردم ايران را پيشرفت ايران عنوان کرد و افزود: کشور ما به دليل مسائل تاريخی و استبدادزدگی به هر حال کشوری جهان سومی است و ايران و ايرانی نمیخواهد عقب افتاده باشد چرا که ايرانی شايسته پيشرفت است.
رئيس دولت اصلاحات با تاکيد بر اينکه ما آزادی، استقلال و پيشرفت میخواهيم، اظهار داشت:البته در عمق وجدان همه ما عدالت خواهی وجود دارد، عدالت هم به معنی عام کلمه است، گرچه از همه اينها سوء استفاده شده است.
وی يادآور شد:عدالت برای مدتی به خاطر غلبه تفکر سوسياليستی در جامعه ما فقط بصورت اقتصادی و آن هم اقتصاد مصرفی به حساب آمده و در اين اواخر هم که از اقتصاد مصرفی فراتر رفته بصورت اقتصاد صدقهای در آمده است، در حاليکه عدالت خيلی وسيعتر از اينهاست.
خاتمی جنبههای مختلف عدالت را علاوه بر عدالت اقتصادی،عدالت سياسی، عدالت قضايی، عدالت اجتماعی و عدالت حقوقی عنوان کرد.
رئيس موسسه بينالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها در بخش ديگری از سخنانش گفت:ما ملتی دارای سابقه،فرهنگ و سنت هستيم و ريشه ما در آن سنت است. ريشه سنت ما به شدت تحت تاثير اسلام است و اسلام بر آن اثر گذاشته است.
وی افزود:در عمق وجدان ما فرهنگ اسلامی سازنده هويت تاريخی ما و حتی غير مسلمانان بوده است، چرا که در تمدن اسلامی غير مسلمانها هم نقش مهمی داشتهاند.»
رئيس بنياد باران با بيان اينکه ما يک هويت تاريخی داريم که اسلامی است، ادامه داد: وقتی اين هويت با خواست تاريخی همسو شد، آن وقت میتواند معجزه بيافريند؛همچنانکه در انقلاب اسلامی معجزه آفريد يعنی خواست تاريخی با هويت تاريخی آزادیخواهی، استقلالطلبی پيشرفتخواهی، عدالت خواهی با گرايش اسلامی که در جامعه وجود داشت مومنان و ديگران را به صحنه آورد.
خاتمی در بخش پايانی سخنانش بار ديگر به مسائل روز اشاره کرد و گفت:امروز همان آدمهايی که برای انقلاب زحمت کشيدهاند، مورد جفا قرار میگيرند و با يک جنگ روانی و ايجاد فضای امنيتی به عنوان دشمن و منحرف معرفی میشوند و با آنها برخورد می شود، البته هر نظامی با کسانی که قصد براندازی دارند بايد برخورد کند ولی با خود افراد که درون نظام هستند نبايد چنين برخوردی کرد.
وی تاکيد کرد:«دور افراد خط کشيدن و دايره خودی را محدود کردن و بخشهای مهمی از جامعه را خارج از دايره خودی معرفی کردن بیانصافی است و اين رفتارها باعث میشود اصل مساله زير سئوال برود.
رئيس دولت اصلاحات ادامه داد:«جمهوری اسلامی که مردم میخواستند يک جمهوری بود که خواستهای تاريخی مردم را برآورده سازد و آزادی، استقلال،پيشرفت و انتقاد و آزاد بودن انتخابات جزء مشخصات آن بود.
سيدمحمد خاتمی با تاکيد بر اينکه ما بايد روی اصول و معيارهای خودمان بايستيم، گفت:«البته نمیخواهيم خشونت باشد، میخواهيم طوری باشد که مردم به نظام اعتماد داشته باشند، حکومت به مردم اعتماد داشته باشد که متاسفانه اين امر لطمه ديده است و اين برای ما مشکل است و بيشتر هم دست حاکميت است که آن را تغيير دهد.
وی تصريح کرد:نمیشود فضای دانشگاه را بست، دانشگاه بايد نقد کند انتقاد کند و آزاد باشد و دخالت نيروهای خارج از دانشگاه در دانشگاه غلط است.
رئيس بنياد باران با بيان اينکه چيزهايی مورد غفلت قرار گرفته است، تصريح کرد: شعار ما در انتخابات تغيير بود، هم تغيير فضای جامعه و هم تغيير نحوه مديريتی که در جامعه است چرا که ما معتقديم اين نحوه مديريت منابع مادی ملی دينی و اجتماعی جامعه لطمه میزند. اين تغيير دقيقاً در جهت آرمانهای انقلاب و مصالح ملّت و تقويت نظام است.
وی افزود:با اين روش مديريت نتيجه کار هم معلوم است، اين نتيجه بايد تغيير کند، آنوقت اين همه هزينه بپردازيم برای تداوم همين روش و اگر کسی گفت اين کارهايی که میشود بر خلاف مصالح انقلاب و کشور و خلاف موازين قانون اساسی و مصلحت تک تک افراد است بايد تغيير بکند، او را برانداز معرفی کنيم؟
رئيسجمهور سابق کشورمان يادآور شد:«امروز در جامعه مشکلات فراوانی وجود دارد، روزبهروز عرصه بر طبقات محروم تنگ میشود، اتفاقا يکی از راههايی که ما معتقد بوديم اين بود که وضع مملکت به صورتی در بيايد که جامعه ما از نظر اقتصادی و حيثيت بينالمللی،موقعيت بالاتری پيدا بکند.»
خاتمی تاکيد کرد: همه بايد تلاش کنيم جامعه از اين وضعيت بيرون بيايد و صحبت کردن نبايد هزينه داشته باشد.»
وی افزود:«اگر ما بخواهيم در عرصه حضور داشته باشيم بايد انتخابات هم از نظر ضوابط و هم از نظر اجرا طوری باشد که اطمينانبخش باشد و اگر نباشد ديگر حضور ما معنا ندارد، بر فرض که، مردم را دعوت کنم به حضور در انتخابات؛ چه کسی پای صندوقها میآيد؟اگر دلشان میسوزد که ما هم میخواهيم مردم بيايند، بايد وضعيت سياسی و نحوه برگزاری انتخابات تغيير کند و اين تغيير دقيقا در چارچوب قانون اساسی و نيز معيارهای اصيل انقلاب اسلامی مردم است؛ما مردمسالاری به معنای واقعیاش را میخواهيم که انقلاب نويد آن را داد.
سيدمحمد خاتمی با بيان اينکه تغيير فضا به نفع همه است، خاطر نشان کرد:کاش حاکميت میگفت آقای موسوی بيا به صحنه و اين جنبش را مديريت کن که جنبش از مسير خودش منحرف نشود، نه اينکه اين همه محدوديت ايجاد شود و اين حجم ناسزا گفته شود.»
گفتنی است در اين ديدار از سوی دانشجويان نيز بر ضرورت حفظ وحدت و تعامل هرچه بيشتر رهبران جنبش سبز تاکيد شد.
سپس دانشجويان خواستار تبيين هرچه بيشتر اصول و مطالبات اين جنبش از سوی رهبران جنبش و علی الخصوص سيد محمد خاتمی شدند.
در اين ديدار همچنين چگونگی مقاومت و مبارزه در مقابل جريان ضد اصلاحات در شرايط کنونی و نحوه آگاهی بخشی و ارتباط با توده مردم مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
گزارش کامل و سانسور نشده از برگزاری همایش "سبزها و دین" در دانشگاه تهران: همين شروع جنبش سبز يعني سرانجام!ء
http://norooznews.info/news/15088.php
26/8/1388
همايش "سبزها و دين" با حضور گسترده اساتيد و دانشجويان علوم انساني به خصوص جامعه شناسي و علوم سياسي در دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران برگزار شد. به گزارش نوروز، در اين همايش دكترحسن محدثي، دكتر سيد محمدامين قائميراد، جواد كاشي، و سارا شريعتي و عمادالدين باقي به ايراد سخنراني و ارائه مقاله پرداختند و ابعاد حوادث بعد انتخابات با تمركز بر نقش دين در جنبش سبز وتحليل اجتماعي از اقدامات و فعاليت هاي اين جنبش را بررسي كردند.
پایگاه اطلاع رسانی نوروز گزارش سانسور نشده سخنرانی این اندیشمندان را به نظر خوانندگان می رساند:
حسن محدثی: اگر جنبش سبز بخواهد بين ديندار و غيرديندار تفاوت قائل شود ديگر موفق نيست
دکترحسن محدثي جامعه شناس و عضو هيات علمي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، در همايش سبزها و دين كه متمركز به بررسي ابعاد حوادث پس از انتخابات بود، با ارائه مقالهاي در زمينه زايش دين سبز به توصيف مباني اين مقاله و تحولات پس از انتخابات و تاثير آن در حوادث اخير پرداخت.
وي در ابتداي بحث خود با ارائه توضيحي در خصوص زايش دين جديد گفت: برخي از افراد در ضمن اين حوادث اعضاي اين جنبش را ديندار و گروهي ديگر غير ديندار ميدانستند. حال بايد به اين مسئله پرداخت كه به صورت كلي اين جنبش چه رابطهاي با مقوله دين دارد.
وي افزود: در ايران معاصر به صورت كلي چهار نوع نگاه به مقوله دين را تجربه كرديم. ابتدا دين سرخ كه در تعريف آن بايد گفت ديني كه ما را به دفاع از زندگي و دستاوردها و شرف خود ترغيب كرد كه در تفكرات حضرت امام خميني و شريعتي آنقدر تسري پيدا كرد كه حتي يك ماركسيست را همچون گلسرخي به اين ارزشها پايبند كرد.
وي ادامه داد: تجلي دين سرخ در زمان دفاع مقدس و دفاع از كشور بروز پيدا كرد كه در بعد انقلاب نيز بر اساس اين نوع دين همگرايي ويژهاي در بين آحاد مردم ايران به وجود آمد اما بعد از انقلاب و با توجه به اختلافاتي كه ميان گروههاي سياسي بر سر مسائل ديني و اجتماعي كشور به وجود آمد، اين همگرايي جاي خود را به واگرايي داد و با كشته شدن كساني همچون مطهري، آيتالله مفتح، آيتالله طالقاني كه در شرايط انقلاب پرورده شده بودند و داراي تفكراتي انعطافپذير و باز بودند اين قضيه بيشتر خود را نشان داد.
دکتر محدثی افزود: در ادامه دين سياه شكل گرفت كه اين دين شكلي دستگاهي به خود گرفت و خود را نگهبان شريعت انسانها دانست. ديني كه ميخواهد نظام ديني سنتي را در نظام مدرن ايجاد كند و آمرانه و با استفاده از زور ارزشهاي ديني را اشاعه دهد.
وي تمركز اصلي بحث خود را دين سبز كه همان مقوله زايش دين جديد است را مطرح كرد و افزود: دين سبز در نظر متفكران غربي به معني حفاظت از محيط سبز و مقولههاي زيستي است كه ما فعلا هنوز زود است به اين مقوله برسيم. چرا كه در بحث حفاظت از انسانهاي خود كماكان مشكل داريم.
وي در تشريح جزئيات دين سبز گفت: دين سبز ديني است كه ديندار و غيرديني را از يكديگر جدا نميكند و براي غيرمسلمانان همان حقوقي را قائل است كه براي يك مسلمان قائل شده است.
محدثي ادامه داد: نظام مورد علاقه اين دين كثرتگرايي است و با جامعه مدرن و تحولات جهاني همسو باشد و اگر جنبش سبز بخواهد بين ديندار و غيرديندار تفاوتي قائل شود اين جنبش ديگر موفق نيست.
وي كه در خصوص رابطه جنبش سبز و دين سخن ميگفت به ادبيات و مواضع مطرح شده متفاوت در مورد ميزان دينداري اعضاي جنبش سبز اشاره كرد و افزود: عدهاي ميگويند كه جنبش سبز كاملا ديني و برخي ميگويند كه به دنبال براندازي نبوده است چرا كه سران آن از نزديكان امام بودهاند
حسن محدتی افزود: در مقابل گروهي معتقدند كه اين جنبش جنبشي ضد دين است چرا كه چند نفر در روز قدس روزهخواري كردهاند و ميخواهند دين را از سياست جدا كنند اما همراهي روحانيون و مراجع خلاف اين امر را ثابت ميكند.
وي زايش دين جديد را امري متاثر از شرايط كشور دانست و افزود: اين دين بايد به ارزشهاي پايدار خود وفادار باشد و ديني است كه بتواند آزاديهاي زيادي را براي اعضاي خود فراهم كند و بيشتر به خاطر اين مسائل است كه من اين دين را دين سبز مينامم.
سيدمحمدامين قائميراد: در شرايط قبض گفتمان ديني هر لحظه حاكميت منافقي را توليد ميكند
در ادامه اين همايش دكتر سيد محمدامين قائميراد جامعهشناس و عضو هيات علمي دانشگاه تهران با ارائه مقالهاي تحت عنوان قبض گفتمان ديني و انفجار گفتمانهاي ديني به تكثر و چند صدايي بودن اعضاي جنبش سبز اشاره كرد و گفت: گفتمان ديني در نوع خود كاربرد و كاركرد و ارائه تصويري از خود و ديگري در هر جامعهاي است.
وي با اشاره به سبقه گفتمان ديني در جريان انقلاب ايران گفت: بعد از انقلاب گفتمان ديني شكل بازي را به خود ديد به طوري كه اكثر افراد روشنفكران و دانشگاهيان حق تفسير مسائل ديني و سياسي را در گروههاي مختلف داشتند و گفتمانهاي ديني متفاوت اجازه داشتند كه گفتمانهاي ديني ديگر را تفسير كنند و مردم اجازه استفاده از تمامي ظرفيتهاي تفسير و نقد را داشتند. اما بعد از انتخابات شاهد نقض گفتمان رسمي ديني و پس از آن انفجار خردهگفتمانهاي ديني بوديم.
وي در تشريح جزئيات انفجار خردهگفتمانهاي ديني گفت: گفتمان رسمي ديني كه به شكل گفتمان حاكميت ايران است پس از انتخابات اجازه تفسير گفتمان رسمي را نداد كه با توجه به مكانيزمي كه از قبل وجود داشت شرايط نقد گفتمانهاي ديني ديگر از بين رفت و فضا كاملا بسته شد و با توجه به اينكه در جنبش سبز ديندار در كنار غيرديندار و جامعهاي چند صدايي در بين اين جنبش به وجود آمده بود، شاهد خردهگفتمانهاي ديني بوديم كه از اساس برخي از آنها با هم متفاوت بودند.
وي اضافه كرد: در اين شرايط مكانيزمي جا افتاد كه هر لحظه منافقي جديد را به وجود ميآورد. زيرا در شرايط قبض گفتمان ديني هر لحظه حاكميت منافقي را توليد ميكند.
وي افزود: در اوايل انقلاب منافقين كه همان گروه سركرده از سوي منافقين بودند به عنوان منافق اصلي شناخته ميشدند. پس از آن روشنفكران بعد اصلاحطلبان تندرو و بعد از آن اصلاحطبان ميانهرو و بعد از آن خود اصلاحطلبان منافق شدهاند و الان نيز اصولگرايان تندرو يا كجانديش منافق ميشوند و يقه كساني همچون دكتر توكلي و افروغ و فردا هم حتما يقه كساني همچون لاريجاني و باهنر گرفته ميشود.
وي با تاكيد بر اينكه گفتمان رسمي ديني در كشور دچار تضعيف شده است، گفت: جنبش سبز يك جنبش متكثر و چند صدايي است چرا كه در اوايل انقلاب ما يك شعار را ميگفتيم اما امروز هركسي براي خود يك شعار را ميگويد و نسبت دينداري اعضاي اين جنبش با هم بسيار متفاوت است و نميتوانيم دينداري اعضاي اين جنبش را با سران آن تحليل كنيم.
دكتر قائميراد آينده اين جنبش و نسبت با ديني بودنش را امري اقتضائي و نامشخص خواند و افزود: وضعيت كنوني در جنبش سبز انفجار خردهگفتمانهاي ديني است و شايد با چندين آينده روبرو باشيم.
اما به صورت كلي آينده مطلوب آن است كه به تعاملهاي گفتمانهاي ديني دست يابيم كه متاثر از اقناع عمومي باشد و از قدرتي برخوردار باشد كه بتواند تداوم يك گفتمان واحد را در يك جامعه چند صدايي ايجاد كند.
عمادالدين باقي: جنبش سبز اگر به قدرت هم نرسد پيروز است
عمادالدين باقي در همايش سبزها و دين كه به تحليل حوادث پس از انتخابات ميپرداخت با ارائه مقالهاي تحت عنوان حقوق بشر و مجازاتهاي اسلامي تفاوت جنبش سبز با مخالفانش را در اعتقاد و التزام قلبي و عملي به قانونمندي و حقوق بشر و شهروندي خواند و افزود: پيروزي اين جنبش در گرو پايبندي به اين مسائل است و اگر اين جنبش به قدرت هم نرسد باز پيروز است. مشروط بر آنكه به شعارهاي حقوق بشري و شهروندياش متعهد بماند و اگر به قدرت برسد مغلوب است در صورتي كه از مسير ناديده گرفتن قانون و اخلاق بشري به قدرت برسد.
عمادالدين باقي توسل به خشونت را برخلاف روش و هدف جنبش معرفي كرد و ادامه داد: توسل به خشونت برخلاف اخلاق و منش حقوق بشري و شهروندي است و همان كاري است كه مخالفان انجام ميدهند.
وي به تخريب اموال عمومي كه آن را به اين جنبش تسري ميدهند گفت: پرتاب سنگ وتخريب اموال عمومي اگر در مواردي رخ داده است قطعا كار معدود عناصر افراطي بوده و يا سناريوي مخالفان جنبش براي بدنام كردن آن و توجيهتراشي سركوب بوده است.
باقي خطاب به رهوران و رهروان اين جنبش گفت: بايد صراحتا و پيوسته با توسل به خشونت از هر طرف كه باشد رهبران اين جنبش مخالفت كنند تا دست برنامهريزان خشونت باز شود. توسل به خشونت دقيقا همان چيزي است كه قدرتطلبان ميخواهند و در برابر خشونتورزان ما بايد روش گاندي را اتخاذ كنيم و اين تنها راه شكست كساني است كه ميخواهند با منطق زور ،زندان و تفنگ حكومت كنند.
اين فعال حقوق بشر پيروزي مخالفان جنبش سبز يا جنبش اصلاحطلبي را در گرو احترام به قانون و حقوق بشر خواند و افزود: اگر آنها اين قاعده را رعايت كنند حتي در صورتي كه به زيانشان باشد آنها پيروز واقعي خواهند بود كه در اين صورت ما شاهد يك بازي برد برد خواهيم بود. زيرا هر دو جريان عمده سياسي كشور در اين زمينه پيروز خواهند شد و سود اصلي را در اين قضيه مردم ميبرند.
وي با تاكيد بر اينكه جنبش سبز از اين پس بايد تكليف خود را با مسائل باريكتر و بنيادين حقوق بشر مشخص كند گفت: رعايت حقوق زندانيان، منع شكنجه، آزادي بيان همگي جزو منشور حقوق بشر هستند كه پيشتازان اين جنبش حمايت خود را با آن اعلام كردند اما همين موضوعات هم داراي جنبههاي پيچيدهتري است كه پاسخ دادن به آنها ساده نيست.
فعال حقوق بشر در بخش ديگري از سخنان خود به يكي از مهمترين مسائل حقوق بشري يعني مقوله اعدام نيز گريزي زد و با تاكيد بر اينكه بايد مواضع رهبران و نخبگان جامعه نسبت به مقوله اعدام مشخص شود گفت: اهميت تاكيد من در اين نكته از آنجا ناشي ميشود كه چه بسا كساني كه موافق و مدافع حقوق بشر هستند اما اعدام در جرايم از اين راه هم قبول دارند. اينگونه نيست كه هر كس با اعدام موافقت كند، مخالف حقوق بشر است.
وي تاكيد كرد: بايد مواضع رهبران جنبش در اين زمينه مشخص شود به اين خاطر كه به اعتقاد من بحث اعدام نهايت حقوق بشر است.
وي افزود: بنابراين بايد اصلاح قانون مجازات اسلامي از اهداف گروههاي مدني باشد و براي اين كار لازم است با تصويري از مجازاتهاي اسلامي صورت گيرد كه وجود فقهاي بزرگ و علماي برجستهاي كه در سطح رهبران يا حاميان اين جنبش قرار دارند ميتواند موجب اطمينان، درايت اصول و ضوابط اجتهاد در اين زمينه باشد.
دكتر کاظمی: نبايد برداشتهاي رسمي از دين از سوي رهبران جنبش را به مردم تحميل كرد
دكتر کاظمی در سخناني تحت عنوان دين در جامعه جنبشي اظهار كرد: مفهوم نابرابري يا بيعدالتي و مفهوم تقاضا براي تغيير اوضاع دو مولفهاي هستند كه ميتوانند وجود جنبشها را توجيه كنند.
وي با اشاره به اينكه در همه جوامع نابرابري و بيعدالتي وجود دارد اما در همه اين جوامع جنبشها به وجود نميآيند، توضيح داد: وقتي از يك دستگاه ايدئولوژيك صحبت ميشود در جامعه ما اين دستگاه ايدئولوژيك دين است و به همين منظور دين با جنبشهاي اجتماعي ارتباط دارد.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه در برخي مواقع نابرابري جنبش را ميخشكاند، گفت: در صورت نبودن دسترسيهاي گفتماني برابر ممكن است جنبشي ايجاد نشود.
او به برداشتي از دين اشاره كرد كه مردم را به سكوت دعوت ميكند و گفت: برداشت دين نيز مردم را به اعتراض فرا ميخواند.
كاظمي با بيان اينكه جامعه جنبشي چيزي بيشتر و فراتر از جنبشهاي اجتماعي است، گفت: جامعه جنبشي نه خوب است و نه بد. اما اين جامعه در مقابل جامعه سازمانيافته قرار ميگيرد كه نمونهاش آمريكا است و در آن سازمانهاي متعدد فعاليت ميكنند، عضو دارند و در رابطه با احزاب هستند.
وي با بيان اينكه در جامعه ما مسير تغييرات از مسيرهاي اجتماعي مقدور و ممكن است تصريح كرد: وقتي تشكلهاي نهادمند برای بيان عقايد نباشند طبيعي است كه شكلهاي ديگري براي بيان اين عقايد به وجود ميآيد.
به گفته اين جامعهشناس در جامعه ايران كه سازمانيافته نيست جامعه جنبشي از برخي لحاظ به ما كمك ميكند. در جامعه ما اساسا تفكيك بين جامعه مدني و جامعه سياسي ايجاد نشده است تا دولت بخواهد وارد جامعه مدني شود. از اين رو جامعه ما يك جامعه متداخل است.
كاظمي ادامه داد: جامعه ما جامعهاي باز است و دسترسيهاي گفتماني نه كاملا بسته و نه كاملا باز است به طوري كه به لحاظ قانوني دسترسي گفتماني ممنوع است اما باز هم به اشكال مختلف دسترسي وجود دارد.
او با بيان اين مطلب كه به دليل سازماني نبودن كشور ما حزب نيز در كشورمان وجود ندارد گفت: جامعه ما جامعه قطعهقطعه شده است و گروههايي متفاوتي به وجود آمدند كه البته مطالباتشان قطعه قطعه نيست و سنتهاي ديني راحتتر از ارزشهاي مدرن عمل ميكند.
او به طرح اين پرسش كه چرا دين در پرداختن به جامعه ايران مهم است گفت: دين در جامعه ما بخشي از دستگاه ايدئولوژيك محسوب ميشود
كاظمي تصريح كرد: وقتي اكثريت سكوت ميكنند نقش الهيات سكوت مهم ميشود و غالب كردارهاي معناساز به نحوي با گزارههاي ديني گره خورده است و ريشه اين معناسازي خارج از رابطه با قدرت نيست.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه جدال بر سر تفسير دين از مدتها قبل شروع شد و مجاهدتهاي زيادي نيز انجام شد تا فضايي ايجاد شود كه افراد اجازه بيان تفاسير مختلف داشته باشند گفت: يك زمان اگر اسلام را سياسي تفسير ميكرديم غيرديني بوديم و حال اگر اسلام را غيرسياسي تفسير كني، غيرديني هستي.
به عقيده اين جامعهشناس مشكل اين نيست كه اعتراضي ايجاد شده و دولت نميپذيرد مشكل اين است كه گروهي اصلا اعتراض را نميفهمند و نميدانند كه چرا بايد اعتراض كنند.
كاظمي با بيان اينكه نبايد برداشتهاي رسمي از دين از سوي رهبران جنبش را به مردم تحميل كرد، گفت: بايد به دل جامعه رفت و ديد كه مردم چه برداشتي از جنبش و از دين دارد.
وي با بيان اينكه جنبش سبز جنبشي ديني نيست گفت: اينكه دين چه جايگاهي در جنبش دارد را مهم نميدانم چرا كه جنبش سبز جنبشي اجتماعي است اما اينكه با اين جنبش چگونه برخورد می کنند مهم است. از يك طرف تخريب ميشود كه جنبش ديني نيست و دينداران نبايد به سمتش بروند و از سوي ديگر تفسير رهاييبخش از اسلام مردم را به جنبش دعوت ميكند.
اين استاد دانشگاه جنبش موجود را جنبشي بيسر و بدون رهبر مشخص عنوان كرد و گفت: اين جنبش چند گفتماني است و تكگفتماني نيست و هنوز گفتمان خود را صورتبندي نكرده و در حال صورتبندي گفتمانش است.
او با بيان اين مطلب كه نهادهايي در جنبش به كار گرفته ميشوند ميتوانند ديني باشند و ميتوانند نباشند گفت: اينكه از روز قدس و عاشورا و ... استفاده ميشود بحث جديدي نيست و اينكه مسجد از كاربري صرف مذهبي كاربري سياسي پيدا كند ايرادي ندارد و در جامعهاي كه دولت امكان فعاليت نهادهاي سازمانيافته را منع كرده از مسجد استفاده ميشود.
وي با اشاره به اينكه هر جا امكان تجمعي باشد از سوي جنبش سبز مورد استفاده قرار ميگيرد گفت: جنبش سبز به دنبال پيش بردن اهداف در غالبهاي تعريفشده است و استفاده از مسجد در زمان شاه نيز بود اما آيا ديني بود يا غيرديني؟ به همان مقدار الان درباره استفاده از مسجد ميتوان گفت كه ارتباطي به ديني و غيرديني بودن ندارد.
كاظمي در پايان گفت: همين شروع جنبش سبز يعني سرانجام.
جواد كاشي: در جنبش سبز ادعاهاي گزاف بلاموضوع است
جواد كاشي با بيان اين كه هر جا امر سياسي شكل ميگيرد مسبوق به امري الهي است گفت: ميتوان هم در نظم مستقر و هم در اراده دگرگوني صورتي از مفاهيم الهي جستوجو كرد و البته اين در تضاد با سكولاريسم نيست.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه الهيات نظم و الهيات اعتراض را بايد از هم جدا كرد تصريح كرد: صورت مستقر نظم مسبوق به صورتي از نظم الهي است و در الهيات نظم دو صورت از خدا وجود دارد يك خدا در واقعيت عيني تجسم پيدا كرده است و اين بيشتر براي كساني است كه از نظم موجود نفع ميبرند. براي اين گروهها خدا پايين آمده و اراده اين افراد تداوم اراده خداوند است.
وي ادامه داد: بيخود نيست كه شخصيتها كم و بيش دانسته يا نادانسته احساس خدايي ميكنند چرا كه خداوند به نحوي براي آنها در جهان واقعي تجسم كرده است. اين خدا باند مشخص و هواداران معيني دارد و دشمنان معيني هم دارد به طوري كه صف دشمنان و دوستان مشخص است. اين افراد مدعي هستند كه خدا را مستقيم ميبينند و ميشنوند و او در هر باد موافقي كه بوزد احساس ميكنند.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: يك خداي ديگر در الهيات نظم خداي انتزاعي است براي كساني كه احساس بيگانگي و جدايي از جامعه ميكنند. اين افراد يا خدا را انكار ميكنند و يا اعتراض ميكنند كه اگر اعتراض نكنند و همچنان بخواهند در پرتو خدا باشند او را به آسمان پرتاب ميكنند و خدا را از جهان بيگانه ميسازند در اين صورت جهان به يك جعل مطلق تبديل ميشود كه به شرط پشت كردن به اين جعل محسوس ميشود به آن خدا رسيد و گرنه هر تعلقي به اين جهان نشانه دوري از آن خدا است.
به گفته كاشي يك برداشت از خدا هم است كه برايش گاه خدا وجود دارد و گاه وجود ندارد. اين خدا خداي اميد و وعده است.
اين استاد دانشگاه با بيان اينكه ما امروز بدونشك در جامعه ايران با الهيات اعتراض مواجهيم تصريح كرد: اين الهيات در رويارويي با يك الهيات نظم قرار گرفته است و برخي ادبيات دوره قبل از انقلاب مثل شاملو و شريعتي به واسطه بازيابي الهيات اعتراض دوباره خوانده ميشود.
وي ادامه داد: البته 30 سال كه از انقلاب گذشته آنقدر مهم است كه بگوييم اين الهيات اعتراض كنوني با آن الهيات اعتراض تفاوت ماهوي جدي هم دارد. 30 سال پيش ماجرا اين بود كه جامعهاي كه 80 درصدش روستايي بودند در يك فرآيند سريع توسعه آن را معكوس كردند به طوري كه امروز در نقطه مقابل آن توسعه ايستادهايم.
وي با بيان اينكه جهان عيني در آن دوره از هم گسيخته بود، گفت: الهيات اعتراض 30 سال پيش الهيات اعاده يك نظم از دست رفته بود و الهيات اعتراض به دنبال يك نظم بود.
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به اينكه الهيات اعتراض 30 سال پيش به شدت راديكال بود گفت: آن اعتراض به دنبال اين بود كه صورتبنديهاي ناهنجار موجود را به طور كامل از بين ببرد و به همين جهت به محض پيروزي انقلاب همه داعيه داشتند كه به سرعت نظم برقرار شود و گفتوگوها و اعتراضها پايان يابد.
كاشي گفت: آنچه كه روح اعتراض امروز را با آن روز متفاوت ميكند، اين است كه جنبش امروز به دنبال اين نيست كه نظم اصيل از بين رفته را برقرار كند بلكه معتقد است نظمي وجود دارد كه اين نظم تنگ و بسته است و گشودگي آن را ميخواهد. اين الهيات الهيات گشودگي است و خدا در آن مظهر نظم اصيل نيست به طوري كه جهان در كنار خدا معتبر است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: اگر اين جنبش مسالمتجو است به اين خاطر است كه چيزي در مقابلش نيست كه بخواهد چيزي از بنياد از جا بكند. با آنچه كه هست ارتباط برقرار ميكند اما چيزهاي بسيار زيادي ميخواهد به آن بيفزايد.
كاشي با بيان اينكه تنوع و گوناگوني در جنبش سبز تابع يك روح واحد است افزود: اين روح واحد اجازه به تنوع ميدهد و امكان درك تنوع در آن وجود دارد.
به عقيده اين جامعهشناس جنبش اهداف خيلي عميق و آرماني ندارد و بيش از اينكه ويرانگر باشد استحالهبخش است و ادعاهاي گزاف را بلاموضوع ميكند و به جاي اينكه به نحو خشونتبار به ادعاهاي گزاف شمشير بكشد آنها را كنار ميگذارد. البته اين جنبش با جنبش 30 سال پيش شباهتهاي زيادي هم دارد.
سارا شريعتي: جنبش سبز یک جنبش وسيع شهروندي است
سارا شريعتي در این نشست به بررسي جامعهشناختي تحولات اخير پرداخت و گفت: جنبش سبز احتياج به وقت بيشتري براي تحليل دارد چرا كه اين جنبش جوان است و چند ماه بيشتر از به وجود آمدن آن نميگذرد.
وي با بيان اينكه هماكنون در مرحله توصيف شرايط هستيم ادامه داد: از اين رو بايد از داوري يا پيشگويي پرهيز كنيم يا قاطعانه پيشگويي نكنيم.
اين فعال مدني افزود: مشاهده من اين است كه با يك جريان اعتراضي وسيع روبرو هستيم كه به مناسبت انتخابات امكان بروز پيدا كرده است. ما بايد نقطه جريانات اعتراضي را بشناسيم و ببينيم كه چطور در انتخابات بروز كرده است به همين خاطر نياز به يك الگوي مطالعاتي خاص ايران داريم.
شريعتي افزود: جهش وسيع و سريع ارتباطات دموكراتيزاسيون نقش زنان، نقش دين و جوان بودن جامعه تحولاتي را به وجود آورده و به نظر ميرسد كه سرعت جامعه با ساختارها و نهادها يكي نيست.
وي با بيان اينكه وقتي جامعه ديناميك است و نهادها نميتوانند آن را همراهي كنند يك تنش جدي به وجود ميآيد گفت: در اين شرايط جامعه ميخواهد كه انفجار يا اعتراض خود را نشان دهد و جامعه نيازمند بازتعريف خود است كه در اين شرايط ماجراي انتخابات به وجود ميآيد.
به گفته شريعتي چون اين حوادث مديريت نشد و با خشونت روبرو شد به يك جنبش اجتماعي تبديل شد كه البته ترجيح ميدهم نامش را يك جنبش وسيع شهروندي بگذارم.
اين فعال مدني با بيان اينكه ايدئولوژي واحدي حاصل اين جنبش نيست، گفت: اين جنبش جنبشي غيرنهادينه و اعتراضي است كه اعتراضش را به يك شكل واحد يعني به خيابان آمدن نشان ميدهد و يك كنش جمعي معناساز است كه با خواست مشاركت بيشتر اجتماعي فعاليت ميكند.
شريعتي خاطر نشان كرد: طبيعت اين جنبش و اولين ويژگي آن اين است كه داراي سه تضاد است يكي تضاد متن جامعه با نظام به آن نحوي كه در جامعه تحولاتي رخ داد و نظام مستقر با آن همراهي نكرده است؛ ديگر تضادهاي درون خود نظام است بر سر اينكه چه كسي بيشتر به اصول پايبند است و موضوع ديگر تضاد در جامعه است كه گاه شكل و بوي طبقاتي نيز پيدا ميكند.
او با بيان اين مطلب كه جنبش سبز امروز خودش را با كنش جمعي و تضادهايش معرفي ميكند نه با اهدافش اظهار كرد: آنچه كه در آمدن به خيابانها به عنوان رسانه ميبينيم اين است كه جنبش خودش را با اهدافش معرفي نميكند و چون داراي دغدغههاي متمركز و واحدي نيست بسيار ديناميك و پويا بوده و داراي يك مديريت مشخص نيست. اين نداشتن مديريت واحد ميتواند مزيتها و در عين حال كاستيهايي را به جنبش تحميل كند.
شريعتي به طرح اين پرسش كه حال دين دراين ماجرا چه جايگاهي دارد گفت: نبايد جنبش را بين دينداران و بيدينان تقسيم كنيم. ما احتياج به جامعهشناسي داريم نه دينشناسي. به طوري كه بايد به جاي دين به سراغ حاملان دين در جامعه برويم و ببينيم كه هر كس رنگ خودش را به دين ميدهد و برداشت خودش را دارد.
وي در اين باره كه چرا از نمادهاي ديني در جنبش سبز استفاده شده است گفت اولين دليل اين است كه زبان ديني، زبان عمومي جامعه است و ديگر آنكه زبان دين زبان مشروع است و همچنين ايجاد مصونيت ميكند.
وي با بيان اينكه ديني كه با نظم موجود يكي شود دين اميد نيست گفت: دين هم ميتواند مشروعيتبخش باشد و هم معترض به طوري كه ميبينيم دين كاركرد اعتراضي خودش را در جريان جنبش سبز پيدا ميكند.
اين فعال سياسي تصريح كرد: شايد زود باشد كه از ايدئولوژي در اين جنبش صحبت كنيم. جنبش هماكنون در مرحله جنيني خودش است و همه گروهها را نيز درخود جاي داده است.
شريعتي با بيان اين عقيده كه جنبش سبز محصول تحول اجتماعي است نه محصول ديني جديد يا اسلام جديد گفت: اگر انتخابات هم پيش نميآمد حتما به يك مناسبت ديگر اين جنبش بروز ميكرد و اين اجتنابناپذير بود كه جامعه از خلال موضوع انتخابات بتواند خود را بازتعريف كند.
او همچنين تاكيد كرد كه اين غليان و جنبش اجتماعي بايد مديريت شود و هدف داشته باشد تصريح كرد: اين جنبش همانطور كه براي جامعه يك ضرورت بوده براي نظام هم يك فرصت است البته اگر نگويند تهديد، چرا كه از خلال آن زنگ خطري به صدا درميآيد كه نظام متوجه شود كه بايد به نگاهي كه از متن جامعه برخاسته توجه كند و متوجه تحولات اجتماعي و چند صدايي جامعه شود.
شريعتي با تاكيد بر اينكه اين زنگ خطر يك بار بيشتر براي نظام به صدا درنميآيد گفت: ما نبايد به دنبال شبيهسازي با انقلاب يا اصلاحات برويم چرا كه اين جنبش حركتي بيبديل است.
لاريجانی: دولت از حدود قانون خارج شده و تخلف قانونی دارد
http://www.radiofarda.com/content/o2_larijani_on_critics_ahmadinejad_development_paln/1880650.html
26/8/1388
علی لاريجانی، رييس مجلس، روز سه شنبه با انتقاد از تاخير دولت محمود احمدی نژاد در ارائه «برنامه پنجم توسعه»، گفته است:« مجلس معتقد است دولت در مواردی از حدود قانون خارج شده و تخلف قانونی دارد.»
دولت محمود احمدی نژاد بايد «برنامه پنجم توسعه» را تا آخر خردادماه به مجلس ارائه میکرد، و پارلمان ایران پس از بررسی، آن را به تصويب میرساند تا قانون بودجه سال ۱۳۸۹ بر مبنای آن مورد مطالعه و تصويب قرار گيرد.
علی لاريجانی در مصاحبه با سايت رسمی مجلس، «خانه ملت»، گفته است: متاسفانه در خصوص ارائه برنامه پنجم توسعه، روند قانونی آن طی نشد و اکنون نيز شرايط مناسبی در اين خصوص وجود ندارد، زيرا هنوز برنامه ارائه نشده و با توجه به زمانبندی حداقل سه ماهه بررسی آن در مجلس، مشخص نيست قانون بودجه سال آينده بايد بر مبنای چه برنامهای به تصويب برسد.
آقای لاريجانی با اشاره به اين که نمايندگان مجلس «نسبت به خارج شدن دولت از حدود قانون گلايهمند هستند»، اضافه کرده است: ما تخلف قانونی را برای اداره کشور مضر میدانيم و برای اصلاح تخلفات ايستادگی خواهيم کرد.
«در خصوص ارائه برنامه پنجم توسعه، روند قانونی آن طی نشد و اکنون نيز شرايط مناسبی در اين خصوص وجود ندارد، زيرا هنوز برنامه ارائه نشده و با توجه به زمانبندی حداقل ۳ ماهه بررسی آن در مجلس، مشخص نيست قانون بودجه سال آينده بايد بر مبنای چه برنامهای به تصويب برسد.»
اين اظهارات در حالی بیان می شود که يکی از مقام های دولت دهم می گويد: به زودی لايحه برنامه پنجم توسعه از سوی دولت به مجلس شورای اسلامی ارايه و بودجه سال ۱۳۸۹ براساس برنامه پنجم تدوين خواهد شد.
علی اکبر مسعودپور، معاون پارلمانی نهاد رياست جمهوری، با اشاره به اينکه « لايحه برنامه پنجم توسعه در دولت تکميل شده و جزييات کارشناسی آن در حال جمعبندی است» گفته است: قطعا برنامه پنجم توسعه قبل از ارايه لايحه بودجه ۱۳۸۹ به مجلس شورای اسلامی تقديم میشود و لايحه بودجه ۱۳۸۹ براساس برنامه پنجم تدوين خواهد شد.
آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، دی ماه سال ۱۳۸۷ در نامه ای به محمود احمدی نژاد سياست های کلی برنامه پنجم توسعه را ابلاغ کرد.
اين سياست ها در چارچوب سند چشم انداز بيست ساله و با آنچه که «رويکرد مبنايی پيشرفت و عدالت» ناميده شده، ابلاغ شده است. سياست های کلی برنامه پنجم توسعه دارای ۴۵ بند و شامل سر فصل های: امور فرهنگی، امور علمی و فناوری، امور اجتماعی، امور اقتصادی و امور سياسی، دفاعی و امنيتی است.
هشدار درباره زمان ارائه بودجه
در حالی يک مقام دولت می گويد: «برنامه توسعه پنجم» به زودی و قبل از «بودجه سال ۱۳۸۹» به مجلس ارائه می شود، علی لاريجانی گفته است: بر اساس آييننامه جديد مجلس دولت محمود احمدی نژاد بايد لايحه بودجه سال آينده را در تاريخ ۱۵ آذر ماه به مجلس ارائه کند.
علی لاريجانی تصريح کرده است در صورتی که دولت دهم لايجه بودجه را در اين زمان ارائه نکند «تخلف قانونی انجام شده است.»
این ضرب الاجل در حالی مطرح می شود که دولت دهم زمان زيادی برای ارائه همزمان برنامه پنجم و بودجه سال ۱۳۸۹ تا پيش از پانزدهم آذرماه ندارد.
رييس مجلس شورای اسلامی ایران در خصوص ساز و کار های قانونی برای مقابله با اين تخلفات گفته است: اگر تخلف قانونی يا قصور در اجرای قانون وجود داشته باشد کميسيونهای مجلس میتوانند پس از بررسی، گزارشی از نتايج به دست آمده را به مجلس ارائه کنند تا اين گزارشها مبنای کار مجلس قرار گيرد و در صورت لزوم، موضوع به قوه قضاييه ارجاع داده شود.
تفحص درباره عملکرد دولت احمدی نژاد
علی لاريجانی در حالی از رويکرد دولت دهم در ارائه برنامه پنجم توسعه انتقاد کرده است که مجلس در همين روز طرح تحقيق و تفحص از عملکرد دولت در برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را با ۱۱۷ رای موافق، ۷۷ رای مخالف و شش رای ممتنع به تصويب رساند.
علیاکبر اوليا، نماينده يزد و صدوق، پيشنهاد کننده اين طرح گفته است: بر اساس برنامه چهارم توسعه قرار بود نرخ رشد اقتصادی به هشت درصد و نرخ تورم به زير ۱۰ درصد برسد اما امروز نه تنها اين اتفاق نيفتاده بلکه اگر به آمارها توجه شود موضوع ديگری را ملاحظه خواهيم کرد.
برنامه چهارم توسعه در اسفند ماه ۱۳۸۸ به پايان می رسد. اين برنامه توسعه از سوی دولت محمد خاتمی ارائه شده بود، اما شش ماه از عمر اين برنامه نمی گذشت، که با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد، وی اعلام کرد که اين برنامه قابل اجرا نيست.
در مقابل، موافقان اين برنامه در مجلس از دولت نهم در خواست کردند: چنانچه دولت نهم معتقد است بخش هايی از اين برنامه قابليت اجرا ندارد، بهتر است لايحه جايگزین ارائه کند
Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare Yes! Windows 7 gör din dator bättre och enklare
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر