با گسترش بازداشتها و پرونده سازی برای توکلی ناآرامی در دانشگاه ها ادامه دارد / سامناک آقایی
http://www.roozonline.com/
19/9/1388
در پی بازداشت مجید توکلی عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک و گزارش سایت های دولتی در مورد دستگیری وی با لباس زنانه، دانشگاه ها همچنان در فضایی ملتهب به اعتراضات ضددولتی ادامه می دهند.
بر اساس گزارش های رسیده روز گذشته نیز علاوه بر دانشگاه های تهران، دانشگاه های دولتی و آزاد مشهد، قزوین، کرج، اصفهان و شیراز، شاهد اعتراضات وتجمعات دانشجویی بود. اعتراضات روز گذشته دانشجویان شهر های مختلف کشور به دنبال دروغپردازی و تصاویری که از سوی سایت های وابسته به نیروهای امنیتی ـ نظامی در مورد مجید توکلی فعال دانشجویی شناخته شده منتشر شد، با حمایت یک پارچه از این فعال دانشجویی همراه شد.
در همین خصوص انجمن اسلامی پلی تکنیک با صدور بیانیه ای تاکید کرد: "نه تنها مجید توکلی، بلکه تمامی دانشجویان دربند استبداد، افتخار جنبش دانشجویی هستند چه بالباس زنانه و چه با لباس مردانه."
مجید توکلی و یک سخنرانی
مجید توکلی که در پی یورش نیروهای امنیتی و بسیجی به مراسم روز دانشجو در دانشگاه پلی تکنیک دستگیر شد، از جمله فعالان دانشجویی شناخته شده طی سال های اخیر است که قبل از این نیز به دنبال پروژه تخریبی جعل نشریات از سوی بسیج دانشجویی و نیروهای امنیتی، متحمل پانزده ماه حبس زیر شکنجه شد. وی روز شانزده آذر با حضور در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در جمع صدها تن از دانشجویان معترض پلی تکنیک برای دقایقی به سخنرانی پرداخت. این فعال دانشجویی در سخنان خود که با استقبال پرشور دانشجویان روبرو شد، با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، با اشاره به سرکوب ها و خون های ریخته شده و تجاوزها در زندان ها، بر ایستادگی و مقاومت دانشجویان همراه با مردم در مقابل استبداد حاکم تاکید کرد.
عضو بازداشتی انجمن اسلامی پلی تکنیک در بخش دیگری از سخنرانی خود با تاکید بر اینکه روز دانشجو روز فریاد زدن بر سر استبداد است، خطاب به دانشجویان گفت: "به پاس احترام به مردمی که شش ماه است با اعتراضات مسالمت جویانه علیه سرکوب ها و خونریزها به پا خاسته اند و امروز نیز به حمایت ما آمده اند، وظیفه ماست که با حضور در کنار در های دانشگاه از مردم حاضر در مقابل دانشگاه تشکر و اتحاد خود با مردم را محکم تر کنیم."
دفاع از دانشجویان دربند
منابع دانشجویی علت اصلی بازداشت توکلی و اقدامات سایت های حامی دولت کودتا را سخنرانی پرشور وی در جمع دانشجویان می دانند. روز گذشته بعد از دستگیری مجیدتوکلی، ابتدا خبرگزاری فارس با انتشار عکسی از توکلی مدعی شد که وی با لباس زنانه در حال گریز از محل بوده که دستگیر شده است.
انجمن اسلامی پلی تکنیک در واکنش به چنین پرونده سازی علیه عضو بازداشتی خود با صدور بیانیه شدید الحنی نوشته است: "آنان که خروش آزادیخواهانه دانشجویان امیرکبیر را برنمی تابند باز هم همچون گذشته دست به کار ِ تخریب کرامت انسان های آزاده شده اند ولی بدانند آزادگی از آن آنانی ست که در راه آزادی خطر می کنند و به راستی مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همان آزاده ای است که همیشه در دل ها و بر سر زبان های دانشجویان جاری است. دیکتاتوری ایران باید که از سخنان و انتقادات مجید توکلی نسبت به استبداد موجود در کشور عصبانی باشد چرا که خود را همچون پادشاهی یافته است که دانشجویان لخت بودنش را آشکار کرده اند. اکنون نیز درمانده و وامانده از فهم شعارهای صریح دانشجویان، انتقام و کینه خود را از مجید توکلی آشکار کرده است. اعتراض های پرشکوه و گسترده دانشجویان مقاوم ایران در سراسر کشور آنچنان مستبدین فرومایه کشور را گیج کرده است که راهی جز، لباس مبدل بر تن مجید توکلی کردن و عکس انداختن از وی پیدا نکرده اند. بیخبر از آنکه بفهمند مجید توکلی افتخار جنبش دانشجویی بوده و هست، چه با لباس زنانه و چه با لباس مردانه."
بازداشت گسترده در دانشگاه مشهد
اعتراضات دانشجویی روز گذشته در دانشگاه های چند شهر کشور با بازداشت گسترده دانشجویان همراه بود. تجمع دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد در اعتراض به تداوم بازداشت دانشجویان دستگیر شده در 16 آذر، برای دومین بار با حمله نیروهای بسیجی و امنیتی رو به رو و منجر به ضرب و شتم و دستگیری دستکم هفتاد دانشجوی این دانشگاه شد.
یکی از دانشجویان دانشگاه فردوسی در گفتگوی کوتاهی به روز گفت: "این تجمع با حضور بیش از 2000 تن از دانشجویان در مقابل در آمفی تاتر برگزار شد. دانشجویان معترض با در دست داشتن پرچم ها و نمادهای سبز، شعار هایی چون»کروبی بت شکن بت بزرکو بشکن» و «مرگ بردیکتاتور سر می دادند که با حمله ناگهانی دستکم چهل تن از بسیجی ها مواجه شدند."
وی سپس ادامه داد: "وقتی نیروهای بسیجی با مقابله ومقاومت دانشجویان روبرو شدند و هشدار معاون فرهنگی دانشگاه نیز برای پایان دادن به تجمع کارساز نشد شمار زیادی از نیروهای امنیتی وارد محل تجمع شدند و همراه با نیروهای بسیجی شروع به ضرب و شتم و دستگیری دانشجویان کردند."
وی در پایان با اشاره به اینکه تعدادی از هفتاد دانشجوی بازداشت شده چند ساعت بعد آزاد شدند، گفت: "اما به طور مشخص از سرنوشت سیزده تن از آنان که از دانشجویان فعال این دانشگاه هستند خبری در دست نیست. شمار کثیری از دانشجویان طی فراخوانی اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی فوری آنان، فردا نیز دست به تجمع خواهند زد."
افزایش شمار دانشجویان بازداشتی
در حالی که دانشجویان دانشگاه های تهران، شیراز، اصفهان و چندین شهر دیگر کشور مصمم به ادامه اعتراضات خود در دانشگاه ها هستند، منابع خبری از افزایش شمار دانشجویان بازداشت شده در دو روز گذشته خبر دادند. آمار دانشجویان بازداشت شده در حالی رو به افزایش است که به گفته مقامات انتظامی تنها در تهران و فقط در 16 آذر بیش از دوست دانشجو بازداشت شده اند. تاکنون آمار دقیقی در مورد دانشجویان بازداشتی در شهرهایی چون تبریز، همدان، اهواز، اصفهان، کرج منتشر نشده است.
در شیراز با بازداشت دو دانشجوی دیگر به نام های سعید آگنجی و راضیه جعفری، شماردانشجویان بازداشت شده در دو روز گذشته به هشت تن رسید. خبرنامه امیر کبیر در این باره نوشت: "در روز 16 آذر شش فعال دانشجویی شیرازی به نام های سید محمد محسن موسوی، سبحان حیدری، نجما رنجبر، سید محمد حسینی، سعید لطفی و مسعود مهدوی فر بازداشت شده اند. در مجموع ازبعد از سیزده آبان تاکنون بیش از سی دانشجوی معترض در شیراز بازداشت شده اند که از سرنوشت و وضعیت آنان تاکنون خبری منتشر نشده است."
در تهران هم با ادامه اعتراضات و دستگیری ده ها دانشجو در 16 آذر، روز گذشته منابع خبری و حقوق بشری از بازداشت دست کم هشت تن دیگر خبر دادند: فرزاد کلبعلی، طاهر دهخوارقارنیان، نويد سلطان پور، مجتبی هاشمی، نیلوفر اثباتی، بردیا نجار، مهدی بلخاری و میثم حسینی در دو روز گذشته بازداشت شده اند.
از سوی دیگر منابع محلی در کردستان نیز اسامی پانزده دانشجوی بازداشت شده در تهران و شهرستان ها را منتشر کردند. احمد اسماعیلی، آمانج رحیمی، عبدالله عارفی، پخشان عزیزی، لیلا محمدی، سروه ویسی، هژار یوسفی، امجد کردنژاد، ناصراحمدی، عباس کاکایی، علیرضا مرادی و سجاد مردای در بین دانشجویان بازداشت شده دانشگاه های تهران هستند. ادریس مولودی در بانه و سهراب کرمی هم در قروه دستگیر و روانه زندان شده اند.
قصه تحقیر مجید توکلی، قصه حقارت زنان سرزمین من هم هست / مسیح علی نژاد
http://www.autnews.es/node/
18/9/1388
ماجرای مجید توکلی از یک منظر دیگر:
حکایت حقارت حضرات را شنیده اید. آنقدر حقیر شده اند که پنداشته اند انتشار عکس مجید توکلی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک در لباس زنانه، یعنی تحقیر کردن دانشجو و گذاردن نام او در کنار نام بنی صدر و یاد آوری قصه های ساخته و پرداخته دیگری چون فرار با لباس زنانه، احتمالا جنبش را زمین گیر و سرخورده می کند.
حتما این حکایت را هم گوشه و کنار خوانده اید:
مردی ژاپنی در اوایل انقلاب در تهران زندگی می کرد، روزی با همسر خود به یک رستوران رفت. در آنجا از همسرش خواستند که روسری به سر کند و سپس یک روسری هم در اختیار او قرار می دهند. مرد ژاپنی ار آنان تقاضای یک روسری اضافه می کند و بعد خودش آنرا به سر کرد. وقتی پیشخدمت های رستوران توضیح دادند که فقط زنان باید حجاب داشته باشند و نه مردان ، در پاسخ گفت: "اگر همسرم مجبور است کاری را خلاف میل خود انجام دهد ، من هم وظیفه خود می دانم که با او همراهی کنم
به صحت و سقم هیچ کدام از این دو حکایت کاری ندارم از طرفی تردید ندارم طرفداران جنبش اعتراضی ایران و منادیان آزادی خوب می دانند آنچه موجب حقارت مجید توکلی شده است، لباس زنانه نیست، بلکه اجبار آن و انتشار عکس های آن، نوعی کوبیدن بر طبل تحقیراست که این چیز جدیدی نیست. بخش های چشمگیری از زنان ایران هیچ اعتقادی به حجاب و پوشش اجباری ندارند و سالهاست که با اجبار روسری و گاهی چادر هم به سر می کنند.
بر این اساس به گمانم قصه مجید توکلی عزیز و عکس هایش قصه حقارت بخش هایی از زنان سرزمین من است.
باید به کسانی که نا آگاهانه و ساده لوحانه ارزش های خودشان را به لجن می کشند خندید و از سویی باید غمگین بود برای کسانی که به حجاب باور درونی دارند و با نمایش مضحک اجبار در ایران سالهات که آنها نیز تحقیر می شوند.
من از رذالت مردانی خنده ام می گیرد که با انتشار این عکس ها به یادمان آورده اند که به اجبار روسری و چادر بر سر انداختن چه بر سر مرد و چه بر سر زن آنقدر زشت و زننده است که ارزش عکس و خبر شدن دارد.
و اما نکته دیگر: اگر باز هم فرض را بر این بگذاریم که خبرهای کودتاگران درست بوده و ترس، دانشجو را ناگزیر به فرار کرده است، کجای این ترس بالیدن دارد که دولتی هراس ملت اش را به نمایش عمومی می گذارد؟ درست مثل سردار کودتا که با افتخار اعلام می کند: دکتر کهریزک از ترس بازداشت، خودکشی کرده است. در زندان و بازداشتگاه چه می گذرد که ترس از آن موجب خودکشی و فرار می شود ؟ شگفتا که همین موجب ننگ عار یک سیستم بیمار نمی شود تا حداقل رسوایی خودش را آنقدر ساده لوحانه جار نزند و عکس و خبر منتشر نکند که ایها الناس ببینید چه گل و بلبلی هست جمهوری اسلامی که دانشجو ودکتر اش از قانون می ترسند و مرگ و فرار را به افتادن در دام بازجویان متجاوز و قاتل بازداشتگاهها ترجیح می دهند.
پس به جای احساس سرخوردگی کردن از قصه مجید باید به او بالید که کودتاگران را در دو دام انداخته است.
جار زدن رسوایی خودشان. یک: روسری و چادر به اجبار زشت و مضحک است. دو: قانون و قضای حاکمیت چنان هراس انگیز است که دانشجو را وادار به فرار با لباس مبدل می کند. (فرض بر درستی خبر).
حال.
در نظر بگیرید اگر بخشی از معترضان مذکر مثل همان مرد ژاپنی تصمیم می گرفتند در دفاع از زنانی که به اجبار وادار به رعایت حجاب می شوند روسری به سر کنند، آنوقت خبرگزاران دولت چه می کردند وقتی می دیدند که جمعیتی بر این اجبار می خندد و در یک حرکت نمایدن روسری و چادر به سر مردان شده است؟ اگرچه می دانم به دلیل تفکر ریشه ای مردسالارانه، چنین ابتکار عملی از مردان ایرانی بعید است اما آیا باز هم خبربیاران دولت کودتا با افتخار حاضر به انتشار عکس های به تمسخر گرفتن پوشش اسلامی خواهند بود؟ کاری که خود کرده اند و خود خندیده اند.
حسین کروبی مطرح کرد:شباهت های حسین شریعتمداری با شعبان بی مخ!ء
http://tagheer.cz.cc/fa/
18/9/1388
تغییر : حسین کروبی به مطالب روزنامه کیهان که روزگذشته به مهدی کروبی توهین بی سابقه ای کرده بود، واکنش نشان داد.
به گزارش تغییر روزنامه کیهان روز ۱۷ آذر در خبر ویژه خود که به اتفاقات روز دانشجو پرداخته بود، مهدی کروبی را "شعبان بی مخ "خوانده بود.
حسین کروبی در واکنش به این توهین مبرز که توسط حسین شریعتمداری نماینده ولی فقیه در کیهان منتشر شده است ، خطاب به وی گفت: آقای شریعمتمداری شعبان بی مخ عامل اجرایی کودتای ۲۸ مرداد بود که از رژیم پول می گرفت و در کنار دژبان ها اقدام به سرکوب مردم می کرد. او عامل اصلی رعب و وحشت مردم بود. قداره بند بود و در قالب یک نیروی لباس شخصی اما عامل حکومت، آزادیخواهان را با چاقو و قمه زخمی می کرد و بعد که آنها به زندان می افتادند ، در نقش بازجو، به زندان می رفت و آزادیخواهان ایرانی را شکنجه می کرد. اما شما آیا هیچ اندیشیده اید که گذشته و امروزتان چقدر شبیه همان شعبان بی مخی که مثالش را زده اید است؟ اگر شعبان بی مخ در خیابان های تهران قدیم عربده می کشید و سعی در ترساندن مردم داشت، امروز شما بر اریکه سیاهی که روزگاری افتخار ملی بود، نشسته اید و همان رفتارها را تکرار می کنید. او با قمه خود زهر از چشم مردم می گرفت در دیوار آهنین خود حاشیه امنیتی داشت. شما نیز با قلم سمی اتان ، همان رفتارها را تکرار می کنید. موجب وحشت مردم می شوید و همچنان از حاشیه امنیت برخودارید. برای هر کس که بخواهید پرونده می سازید و کیهان خودتان را با کیهان خداوندی اشتباه می گیرید و به جای الله می نشیند و برای این و آن حکم صادر می کنید. شما کیهان را با زورخانه گویا اشتباه گرفته اید. هشدار می دهم تاریخ را بخوانید و بدانید که چه بر سر او آمد. مردم در روز تاریخی ۱۵ خرداد ، به زورخانه او ریختند و زورخانه او را به آتش کشیدند و او در نهایت از سر استیصال و بی پناهی از کشور گریخت.
حسین کروبی در ادامه گفت: پدر من نه تنها مانند برخی اهل بزم نبوده بلکه اهل رزم بوده. سابقه مبارزات او از قبل و بعد از انقلاب درخشان است و همیشه مانند مرادش آن پیر سفر کرده، مقابل ظلم ایستاده است. هرگاه خطایی دیده گوشزد کرد و خود را به علت آن که روحانی است و در دامان حکومت روحانیان زندگی می کند، اسیر نکرده است. پس بدانید که روی سخنتان با چه کسی است و بدانید که به چه راهی می روید. این روزها، روزهای مقدسی است. از کرده خود ابراز ندامت کنید و به مردم بپیوندید. باشد که خدا از گناهان بی شمار شما در گذرد.
ء16 آذر و ادامه راه / کاری از گروه تحلیلگران انقلاب سبز
http://www.facebook.com/home.
18/9/1388
مراسم یادبود 16 آذر به راستی یگ گردنه در مسیر سبز جنبش مدنی ایران بود. پس از تصرف دو تظاهرات رسمی روز قدس و 13 آبان، جنبش برای اولین بار، به مناسبتی رسید که شامل راهپیمایی عمومی نمیشد. به همین دلیل بسیاری از گروه ها و شخصیتهای فعال، از دعوت عمومی مردم به شرکت در تظاهرات خودداری کردند تا 16 آذر امسال به مراسمی کاملا مردمی و خودجوش تبدیل شود. 16 آذر 88 نقطه شروع مجددی برای جنبش سبز است، چرا که پس از گذشت شش ماه نه تنها فروکش نکرد، بلکه توانست بدون مخفی شدن در پشت تظاهرات رسمی، خود را بر کودتاچیان تحمیل کند. باید اذعان داشت که عموم مردم (با پیشگامی دانشجویان) این گردنه را با موفقیت کامل پشت سر گذاشتند و جنبش سبز با این حضور، وارد مرحله ای دیگر از سیر رشد خود شد، به طوری که میتوان گفت دستاوردهای رخداد 16 آذر، به مراتب درخشان تر و موثر تر از مراسم روز قدس و 13 آبان است و تاثیری اساسی در تداوم جنبش سبز خواهد داشت.
در ادامه برخی از نکات برجسته مراسم 16 آذر، به طور مختصر مورد تحلیل و بررسی قرار میگیرد.
1. تلاش رهبر نظام برای عدم موضعگیری (به خصوص در سخنرانی عید غدیر) با واکنش سنجیده دانشجویان و مردم رو به رو شد. واضح است که او تلاش میکند خود را از درگیری کنونی کنار بکشد و سیاست صبر و انتظار پیشه کند تا در موقعیت مناسب خود را به طرف پیروز بچسباند. به همین دلیل است که رهبر نظام، بر خلاف گذشته دیگر از جنایات سپاه و مهملات رئیس دولت کودتا دفاع نمیکند. اما این کافی نیست چرا که حرف نزدن و تصمیم نگرفتن موجب سلب مسئولیت نمیشود. 16 آذر نشان داد که مسئله از بحث و مشاجره بی فایده در مورد تقلب یا عدم تقلب فراتر رفته و جنبش به طور کامل بر آرمان حاکمیت ملی تمرکز کرده است و تا زمانی که رهبر نظام موضع خود را در خصوص حاکمیت ملی روشن نکند، تحت فشار خواهد بود. شعارهای دانشجویان و مردم در 16 آذر نشان داد که روند شفافیت در عرصه سیاست ایران به مسیری بازگشت ناپذیر افتاده است و اگر رهبری بیش از این به انفعال و کلی گویی ادامه دهد، از طرف همه جناح های درگیر مورد تهاجم قرار گرفته و در نهایت حذف خواهد شد. اما اگر چنانکه به او نصیحت شد، موضع خود را روشن کند، هنوز این فرصت را دارد که از کمک و همکاری یکی از طرفین برخوردار شود.
2. حضور موثر و همدلانه مردم و دانشجویان در مراسم 16 آذر، ناکارآمدی و شکست سیاست سرکوب کودتاچیان را اثبات کرد و مردم بدون ترس و با آمادگی کامل به خیابانها ریختند. اکنون کودتاچیان به شدت ترسیده اند؛ اژه ای رسما اعلام کرد که دولت قادر به کنترل اوضاع نیست و دست به دامن پدر و مادرها شد و فرمانده پلیس تهران هم به دروغ اعلام کرد که بسیج ماموریتی در این روز نداشته است. ترس و دروغگویی رجب زاده نشان میدهد که حکومت قادر به پذیرش مسئولیت اعمال خود نیست؛ این یعنی دولت اقدامات ضد امنیتی انجام میدهد و همین مسئله برای ایجاد اجماع ملی در خصوص لزوم مقابله با ناامنی دولتی کافیست.
3. در مراسم 16 آذر امسال، شکست نظریه "جنگ نرم" اثبات شد. سردار فضلی تلاش کرد با فریبکاری در خصوص "تدابیر فرهنگی" و "تقدیم گل"، مردم را به صورت نرم، فریب دهد، اما مردم این بار با آمادگی قبلی آمدند و مانند 13 آبان غافلگیر نشدند. مسلم است که اگر کودتاچیان قصد آشتی با دانشجویان را داشتند، ابتدا به دانشجویان زندانی در اوین گل تقدیم میکردند. باید توجه داشت که فرماندهی کنونی سپاه، این نیرو را در مسیر انزوا و انحلال پیش میبرد و این بر عهده اعضا و فرماندهان متعهد نیروهای نظامی است که به فکر آینده خود و سازمان متبوعشان باشند و هر چه زودتر راهی برای بازگرداندن نیروهای نظامی به مسیر درست خود پیدا کنند تا جای غضب و خشم ملت، از کمک مردم برخوردار شوند.
4. با تلاش و مداومت چند ماهه ای که به ابتکار گروه انقلاب سبز وصفحه حامیان میرحسین موسوی و سایر فعالان آغاز شده بود، بانگ الله اکبر به رسانه جنبش سبز تبدیل شد؛ رسانه ای که نه تنها با قطع اینترنت، بلکه حتی با قطع برق هم از کار نمی افتد. پس از هفته های اول اعتراضات که بانگ الله اکبر شبانه رو به خاموشی رفت، ابتکار استفاده از این شعار برای روحیه دادن در شب قبل از تظاهرات روز قدس، باعث شد که از این کنش به صورتی هدفمند و به عنوان یک رسانه استفاده شود. با تداوم این کار در شب قبل از 13 آبان، اینک بانگ الله اکبر – فراتر از محتوای مذهبی آن – به عنوان یک رسانه جهت روحیه دادن و اطلاع رسانی به شهروندان فاقد رسانه مورد استفاده قرار میگیرد. این امر به خوبی در فریادهای شکوهمند شب 15 آذر قابل مشاهده بود.
5. دولت کودتا با جلوگیری از حضور رهبران جنبش در بین مردم، ظاهرا یک پیروزی کوتاه مدت به دست می آورد، اما واقعیت این است که تن به ریسکی بزرگ داده است که در نهایت سقوط آن را به دنبال خواهد آورد. با تعویق حضور رهبران در میان تظاهر کنندگان و جمعیت سبز، همواره این احتمال وجود دارد که حضور بعدی آنان، چنان روحیه و جسارتی به مردم بدهد که در یک چشم به هم زدن شهر را به طور کامل از دست کودتاچیان خارج سازند.
6. آخرین و مهمترین دستاورد مراسم 16 آذر امسال این بود که سبزها فهمیدند کودتاچیان ابله نیستند! در واقع دولت کودتا و متحدانش در سپاه و بیت رهبری، به تدریج در رویارویی های مناسبتی تجربه آموخته و زبده شده اند. آنها در هر مناسبت با جمع آوری نیرو از مناطق حاشیه ای و استخدام اراذل و اوباش روزمزد به صورتی وحشیانه به تجمع مسالمت آمیز مردم حمله میکنند و در فاصله بین مناسبتها به توجیه نیروها و ترمیم خطوط دفاعی خود میپردازند. در عین حال تمام رسانه ها را فیلتر یا محدود میکنند و در تلاشهای رسانه ای خود، تلاش میکنند جمعیت سبزها را کمتر از میزان واقعی نشان دهند. 16 آذر با پیروزی قاطع مردم و دانشجویان به پایان رسید، اما جنگ روانی کودتاچیان باعث شد که دانشجویان در روز 17 آذر تا مرز درگیری و خشونت با مزدوران پیش بروند و هزینه ای سنگین پرداخت شود. این یک هشدار به همه پیشگامان و فعالان جنبش سبز است؛ چرا که تکرار بیش از حد یک شگرد و به روز نکردن آن، سبب آزمودگی و آمادگی حریف میشود و امکان استفاده از اصل غافلگیری محدود میشود. علاوه بر این، تمرکز بر رویارویی های دوره ای و مناسبتی، باعث میشود که کودتاچیان به این نتیجه غلط برسند که همین وضع موجود را میتوان ادامه داد و دولت نامشروع را با خشونت و سرکوب حفظ کرد؛ در این صورت با گذشت زمان شاهد کاهش خشونت ها نخواهیم بود.
و در پایان
همان طور که در بیانیه شماره 16 ذکر شد، مبارزه مدنی فقط به مناسبتهایی مثل 16 آذر خلاصه نمیشود، باید برای 17 آذر و 18 آذر و همه روزها و هفته ها برنامه داشت و روزنه هایی جدید گشود و راه حل هایی جدید خلق کرد. بر عهده کلیه فعالان جنبش سبز است که با خلاقیت و ابتکار، عرصه های مدنی جدیدی را برای مبارزه مسالمت آمیز با دولت کودتا جستجو کنند، در غیر این صورت خطر دلزدگی یا خشونت ورزی در بین بخشهایی از هواداران جنبش سبز، دور از ذهن نیست. در برخی از رویارویی های 16 آذر، شاهد بودیم که سبزها با نشان دادن اسکناس، تجمع کنندگان غیر مسلح حامی دولت را تحقیر میکردند. باید توجه داشت که اغلب آنها هنوز اسیر ترس و فقر هستند و به رسانه های مستقل دسترسی ندارند. آن دسته از حامیان دولت که ضرب و شتم نمیکنند و فقط به عنوان تجمع کننده مورد استفاده قرار میگیرند، در واقع برده های سیاسی دولت کودتا هستند و حقیقتا در وضعیتی ترحم انگیز به سر میبرند. آنها به زبان عامیانه «چاقال» های کودتاچیان و رهبری هستند و «چاقال» را نباید تحقیر کرد، بلکه باید بر او رحم و شفقت آورد و نجاتش داد، و گرنه چه فرقی است بین سبزها و فرماندهان سپاه؟ برای تعامل با این افراد و گروه ها، راه های بهتری هم هست. به همین دلیل جنبش در این مرحله نیازمند رویکردی سازنده و غیر تقابلی است تا آن افراد را از موضع تدافعی و جنگی خارج کند، نه این که سبب تصلب و انقباض فکری بیشتر در آنها شود.
شایان ذکر است که گروه انقلاب سبز با توجه به این نیاز اساسی، از مدتها پیش طرح هایی جدید و کاملا ابتکاری را تهیه کرده است که به زودی و به صورت مرحله ای، اعلام خواهند شد.
شکاف در صف کودتا – انسجام در جبهه ضد کودتا
http://www.peiknet.com/1388/
19/9/1388
سالگرد 16 آذر، در کنار همه حوادثی که به همراه داشت، حامل چند رویداد مهم سیاسی کمتر مرتبط با حوادث دانشگاهی و خیابانی بود که تا فرا رسیدن ماه محرم و بویژه دو روز "تاسوعا" و "عاشوا" و حتی "شام غریبان" جلوه های دیگری از آن نیز نمایان خواهد شد. این رویدادها را اینگونه می توان دسته بندی کرد:
1- تطبیق موضع گیری ها و سخنرانی ها و بیانیه های خاتمی، موسوی، کروبی و حتی هاشمی رفسنجانی با شکوفائی گام به گام جنبش مردم در دوران 6 ماهه پس از انتخابات که آن را می توان دوران بلوغ جنبش سبز نیز نامید. چنین انسجامی نه تنها دردوران 8 ساله اصلاحات وجود نداشت، بلکه در سال 57 و انقلابی که منجر به سرنگونی استبداد سلطنتی شد نیز شاهد آن نبودیم. خونسردی و حرکت آرام اما پیگیر جنبش از برجسته ترین خصلت های جنبش سبز در 6 ماهه گذشته است. کافی است بیانیه های موسوی و یا سخنرانی های خاتمی و یا گفته ها و مصاحبه های کروبی و حتی اظهار نظرهای هاشمی رفسنجانی از آخرین نماز جمعه اش تا سخنان اخیرش در مشهد مرور شود. و شعارهای مردم و روش های حضور خیابانی آنها در سالگردها و خونسردی اعجاب انگیز مردم در رویاروئی با نیروهای انتظامی همزمان با شعار علیه چماق بدستان و چاقو کش هائی که بنام بسیج به خیابان آورده می شوند، مرور و بازبینی شود تا صحت این ارزیابی مشخص شود.
به این دو خبر که حتی فیلم یکی از آنها نیز پخش شده کمتر مورد توجه قرار گرفت: صحنه هدیه گل از سوی دانشجویان به فرماندهان پلیس و انتظامی از سوی دانشجویان دانشگاه تهران و صحنه بسیار مهم مشاجره و کشاکش بین نیروهای انتظامی و چماقداران و شلاق بدست ها در میدان ولیعصر در نیمروز 16 آذر. آنها که این صحنه را شاهد بوده اند، گزارش کوتاه آن را اینگونه برای پیک نت فرستاده اند: من ابتدا مشاهده کردم که یکی از فرماندهان نیروی انتظامی با یکی از کسانی که لباس شخصی ها از او فرمانبرداری می کردند وارد بحث شده بود. بحث بر سر مخالفت فرمانده نیروی انتظامی با حمله به مردم در حاشیه خیابان و پیاده روها بود. بعد از مدتی هم از طرف نیروهای انتظامی عده ای وارد این بحث شدند و هم از طرف لباس شخصی ها و بحث تبدیل به مشاجره بسیار تند شد. هر دو طرف با بی سیم به یک محلی گزارش این مشاجره را میدادند و سرانجام لباس شخصی ها بنا به دستوری که به آنها داده شده بود کوتاه آمده و صحنه را ترک کردند و از آن به بعد نیروی انتظامی با ملایمت بیشتری با مردم روبرو شد و حتی با برخی از مردم شوخی کرده و محترمانه می خواست که نایستند.
اینها پدیده های کوچکی نیست. همانگونه که پیاده شدن موسوی از اتومبیل در محوطه فرهنگستان و رفتن به سوی لباس شخصی ها و صحبت با آنها پدیده کوچکی نیست.
2- شکافی که در این حوادث به ظاهر کوچک در خیابان ها شاهد آن هستیم، در زمینه سیاسی و در پشت صحنه، میان کودتاچی ها و در حاکمیت بسیار جدی تر است. ما این شکاف را مانند بحث خیابانی نیروی انتظامی و لباس شخصی ها نمی بینیم، اما نتیجه آن را اگر دقت کنیم شاهدیم.
این نتیجه را در لجام گسیختگی تبلیغاتی، فرصت نداشتن برای تنظیم یک سناریوی امنیتی و اشتباهات مهمی که باعث تمسخر مردم می شود، جامعه در بطن خود فروپاشی را حس می کند.
به چند نمونه توجه کنید:
مجید توکلی را بیرون از دانشگاه می گیرند و 24 ساعت بعد چادر سرش می اندازند و می گویند با این پوشش او را شناسائی کرده و گرفته اند! می دانند که چند هفته و یا حتی چند روز دیگر تق ماجرا در می آید و معلوم میشود به زور شلاق و شکنجه این چادر را سرش کرده و از او عکس گرفته اند و از هم اکنون هم مردم میدانند اینها همه صحنه سازی است. اما آنها فرصت فکر ندارند. شتابزده این صحنه ها را می سازند. چرا؟ برای توجیه خشونت و جنایاتی که مرتکب می شوند. ازادامه خشونت و جنایت وحشت دارند، زیرا نگران شکاف در نیروهای خودشان هستند. به همین دلیل با شتاب و برای عبور از امروز و رسیدن به فردا به هر وسیله ای متوسل می شوند. همین شتابزدگی و اشتباه را در صحنه سازی پاره کردن عکس آقای خمینی در دانشگاه تهران مرتکب شدند. یعنی چون وقت تهیه سناریوی تازه نداشتند، همان سناریوی عصر عاشورا در جریان انتخابات 2 خرداد را از بایگانی بیرون کشیده و اجرا کردند. عکس آقای خمینی را در دانشگاه پاره کرده و زیر پا انداختند و از آن عکس و فیلم تهیه کردند و شب در سیما نشان دادند. دراینجا نیز قصدشان توجیه خشونت و سرکوب بود. چه نیازی به این توجیه است؟ چرا 4 یا 5 ماه پیش نیازمند این روش های توجیهی نبودند؟ پاسخ روشن است: از شکاف در میان خودشان وحشت کرده اند و از همراه شدن روز افزون مردم با جنبش.
چرا صحنه سازی با عکس آقای خمینی و پخش آن، و نه پخش صحنه واقعی پاره کردن عکس خامنه ای در خیابان ها توسط مردم؟
بازهم پاسخ روشن است: پخش پاره شدن عکس خامنه ای با خوشحالی و تائید مردم همراه می شود و اساسا اعتباری بین مردم ندارد که پاره شدن عکسش باعث ناراحتی مردم بشود. درست برعکس، آقای خمینی در میان مردم همچنان اعتبار مذهبی و سیاسی دارد و پاره شدن عکس او مردم را می تواند ناراحت کند. سناریو سازان کودتا به این دلیل برای سرکوب آنها که عکس خامنه ای را واقعا پاره کرده و زیر پا له کردند، عکس آقای خمینی را پاره می کنند و زیر پای چماقدارانی که وارد دانشگاه کرده اند می اندازند.
پرتاب نارنجک گاز خردل و فلفل و انواع مواد شیمیائی که در اختیار سپاه پاسداران است و البته بسیج هم به آن دسترسی دارد، به طرف مردم بی سلاح، نه تنها خشم و نفرت مردم را تشدید کرده، بلکه در میان خودی های نظامی و انتظامی هم با واکنش روبرو شده است. به این دلیل است که خبرگزاری کودتا "فارس" اعلام می کند طرفداران موسوی به طرف دانشجویان (منظور همان نیروی بسیج است که وارد دانشگاه کرده بودند) گاز اشک آور پرتاب کردند!
خنده دار است، اما بیش و پیش از خنده باید دلائل این دروغ سازی ها را پیدا کرد. وقتی چند تنی که زیر چادر سیاه اند و معلوم نیست زن و یا مرد، از نیم متری گاز فلفل به صورت دکتر زهرا رهنورد پرتاب می کنند و باعث کوری موقت او می شوند و خشم مردم را آتشین تر می کنند، سناریوی پرتاب گاز اشک آور طرفداران موسوی را در خبرگزاری فارس منتشر می کنند!
برویم به سراغ مقامات قضائی
رئیس قوه قضائیه شب 16 آذر در سیما ظاهر شده (خبر یک همایش قضائی) و می گوید اجازه نمی دهیم در سایه مصونیت سیاسی عده ای نظم جامعه را بهم بزنند.
مردم می خندند و می گویند: خواب دیدی خیر است حاج آقا. حسین شریعتمداری در روزنامه اش می نویسد کروبی، شعبان بی مخ است و کسی در قوه قضائیه نیست به او بگوید لابد مخ هر دو را داده اند به تو!
دادستان کل کشور، یعنی آقای اژه ای هم در سیما ظاهر می شود و به خانواده ها توصیه می کنند جلوی بچه هایتان را بگیرید که در تظاهرات شرکت نکنند، چون از این به بعد سفت و سخت با تظاهر کنندگان برخورد خواهیم کرد.
مردم می گوید: شما را که احمدی نژاد به دلیل نفی نقش عوامل خارجی در تظاهرات بعد از انتخابات از کابینه کنار گذاشت. البته کسی که به دروغ قسم جلاله بخورد و تلویزیون آن را پخش کند ( بعد از صدور حکم 5 سال زندان برای کرباسچی شهردار تهران) باز هم می تواند دروغ بگوید.
مردم می گویند: مگر در این شش ماه "شُل" برخورد کردید که حالا می خواهید "سفت" برخورد کنید؟ دیگه از سوله کهریزک بدتر هم دارید؟
ضمنا، حاج آقا! پدر و مادرها خودشان هم در تظاهرات اند. حتی سینه چاک تر از بچه هایشان. کجای کاری؟ برای مردم ایران حرف می زنی و یا مردم تاجیکستان؟ ایرانی ها که همه دستشان توی تظاهرات است. چه پدر و چه مادر، چه دختر و چه پسر!
جرات اخطار به کسی که درباره جلوگیری از ظهور امام زمان(عج)سخن می گوید را دارید؟
http://www.kaleme.org/1388/09/
18/9/1388
دو روز قبل به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند. شما به عنوان یک کارشناس اسلامی می دانید چنین سخنان بی پایه ای چه عوارض منفی زیان باری در بردارد چه ریزش های اعتقادی را موجب می شود و زمینه را برای چه مفاسد سیاسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند.آیا قوه قضائیه جرات دارد به چنین افرادی حتی یک اخطار شفاهی بدهد. تصور نکنید فضاحتی همچون ماجرای کهریزک محصول مفاسد سیاسی و اقتصادی است . مطمئن باشید فاجعه کهریزک را که هنوز هم قوه قضائیه درباره آن پاسخی برای افکار عمومی ندارد انحرافات عقیدتی و بی مبالاتی های فکری ناشی از تهمت زدن ها و تخریب ها و حرمت شکنی ها پدید آورده است .
کلمه:روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود خطاب به رئیس قوه قضائیه از وی خواست با فساد سیاسی کسانی که ذهن جامعه را مشوش می کنند برخورد نماید.متن کامل این سرمقاله به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
رئیس قوه قضائیه در جمع قضات دیوان عالی کشور سخنان دلنشینی گفت که با متن وظایف دستگاه قضائی کاملا منطبق است اما اینکه این سخنان چه تضمینی برای اجرا دارد سئوال بسیار مهمی است که برای آن پاسخی نداریم .
بهتر است ابتدا فرازهای مهم این سخنان را مرور کنیم و سپس به طرح و بررسی این سئوال بپردازیم که آیا این آرزوهای زیبا ضمانت اجرائی هم دارند یا خیر
آیت الله صادق لاریجانی در جایگاه رئیس قوه قضائیه و به مناسبت عید غدیر که عید امامت مظهر عدالت است گفت :
امروزه مفاسد بسیاری در جامعه وجود دارد هرچند جامعه بدون مفسده نداریم اما باید گفت در جامعه ای زندگی می کنیم که برخی به جهات سیاسی احساس امنیت می کنند و تخلفات بزرگی انجام می دهند و گمان می کنند که در حاشیه امن قرار دارند.
چگونه می توانیم تصور کنیم عده ای از طریق رانت خواری و تخلفات متعدد و مفاسد به آلاف و الوف برسند و عده ای هم نان شب نداشته باشند و چطور می توان نسبت به تخلفات عده ای افراد که گمان می کنند حتی اگر قاضی در برابر جرائم آنها بایستد می توانند از کانال دیگر کار خود را حل کنند صبر کرد.
از همه قضات درخواست می کنیم به توقع صحیح مردم اجابت کنند و تلاش کنند آنچه را قانون و شرع اسلام تعیین کرده عمل نماییم و افرادی گمان نکنند با پول و وجوه و عنوان می توانند ما را بخرند.
هیچ وقت عزت خود را که عزیزترین سرمایه انسانی ماست با چیزی عوض نکنیم و از وجوه و عناوین نترسیم .
پرونده های متعدد اقتصادی وجود دارد که هنوز باقی مانده و رسیدگی نشده و به گونه ای هنوز پرونده هایی پس از سه سال معطل مانده و اگر زنده باشم تکلیف این پرونده ها را مشخص خواهم کرد.
رئیس قوه قضائیه برای آنکه این اظهارات به معنای نوعی کار تبلیغی و شعار دادن و بازار گرمی تلقی نشود این جمله را نیز اضافه کرد که : « بنای کار تبلیغاتی ندارم و معتقدم اگر مردم عمل ما را ببینند حتی در بلند مدت بهتر از شعار دادن است . »
یک اعتراف و یک ابراز اعتماد به یاری خدای متعال نیز چاشنی این سخنان رئیس قوه قضائیه شدند که هرگونه شائبه را برطرف کردند و نشان دادند کسی که اکنون سکاندار دستگاه قضائی کشور است از صمیم قلب مایل است به وظایف خود عمل کند و این جامعه اسلامی را از مفاسدی که در آن لانه کرده است برهاند. اعتراف رئیس قوه قضائیه این است که گفت : « این مسیری که تاکنون آمده ایم جواب نمی دهد و باید با جدیت تاملی بر این اوضاع داشته باشیم » . و ابراز اعتماد وی نیز در این جمله آمده است که : « براساس وظیفه شرعی که برعهده ما گذاشته شده باید در برابر این مفاسد بایستیم و اگر اخلاصی در کار باشد و مشکلات درونی حل شود خدا کمک می کند » .
از مجموع سخنان رئیس قوه قضائیه چند نکته را می توان به روشنی دریافت .
اول آنکه در مدت حدود ۴ ماه که از انتصاب ایشان به ریاست قوه قضائیه می گذرد ایشان توانسته اند از آنچه در این قوه می گذرد مطلع شوند و با رنج هائی که مردم از رهگذر این واقعیت تلخ تحمل می کنند تا حدودی آشنائی پیدا کنند. این جمله صریح و کاملا درست که : « عده ای پرونده های متعدد اقتصادی دارند چرا این پرونده ها باید تاکنون مانده باشد پرونده ای را به بهانه شکلی برمی گردانند و سه سال معطل میماند چرا باید اینطور باشد ما موظفیم در برابر این مساله ها بایستیم و انشاالله این کار را با کمک شما انجام خواهیم داد » نشان می دهد کسی که در راس دستگاه قضائی قرار دارد بر ضعف شدیدی که خود این دستگاه دچار آنست نیز وقوف کامل دارد. به ویژه آنکه ایشان در همین جلسه بر این واقعیت نیز تاکید کرده است که : « اگر دستگاه قضائی اصلاح شود همه چیز اصلاح می شود وگرنه خود دستگاه قضا به فساد در جامعه کمک می کند » .
دوم آنکه ابراز این مطالب فی نفسه به معنای عزم جزم گوینده آن برای برخورد با مفاسد است . رئیس قوه قضائیه می توانست بعد از اطلاع از آنچه در درون این قوه می گذرد و بعد از آنکه وظیفه خطیر خود را در قبال مفاسدی که در جامعه وجود دارد تشخیص داد سکوت کند و انجام این وظیفه را به اقتضائات موکول نماید اما چنین نکرد. به همین دلیل ابراز این مطالب را باید به فال نیک گرفت و آنرا باید زمینه ای برای آمادگی رئیس قوه قضائیه جهت انجام وظیفه خطیری که برعهده دارد دانست .
سوم آنکه از همین اظهارات مشخص است که رئیس قوه قضائیه با موانع راه نیز آشناست . سخن از حاشیه های امن به میان آوردن و از پول و نام و عنوان سخن گفتن و در نهایت به « مشکلات درونی » اشاره کردن همه نشان می دهند گوینده این سخنان میداند چه راه دشواری در پیش دارد.
اینها نکات مثبت سخنان رئیس قوه قضائیه است اما به نظر می رسد ناگفته هائی هم وجود دارند که بدون آنها نمی توان این سخنان را کامل دانست .
شاید مهمترین ناگفته این باشد که مفاسد جامعه ما در مسائل اقتصادی و سیاسی خلاصه نمی شوند. اینها قطعا مهم هستند و باید با جدیت همه مفسدان اقتصادی و سیاسی را تحت تعقیب قرار داد و در مورد دانه درشت ها باید سخت گیری بیشتری اعمال کرد. اما شما چرا از مفاسد فکری و اجتماعی چیزی نمی گوئید کسانی که جامعه را دچار آشوب های فکری و سیاسی و اجتماعی می کنند کسانی که حرمت انسان ها را لگدمال می نمایند زبان های شایعه ساز و هتاک قلم های فحاش و دروغ پراکن محافل تهمت ساز هسته های توطئه گر گروه های فشار عناصر افراطی رسانه های لاابالی و مجموعه هائی که لایه های پنهانی را برای تخریب و از میدان خارج کردن نیروهای انقلابی خدوم توانمند و فداکار و به صحنه آوردن عناصر فرصت طلب و میوه چینان انقلاب تشکیل داده اند و بشدت فعالند قطعا خطرناک تر از سایر مفسدین هستند.
چرا از اینها سخنی نمی گوئید آیا جرم تهمت فساد زدن به انسان های شایسته و فداکار کمتر از خود فساد است آیا نمیدانید که راه درست مبارزه با فساد برخورد ریشه ای با علت است نه با معلول آیا کارشناسان قوه قضائیه تاکنون به این سئوال فکر کرده اند که چرا امروزه ارزان ترین متاع در جامعه اسلامی ما آبروی اشخاص آنهم اشخاص خوش سابقه و انقلابی و وفادار به نظام جمهوری اسلامی است آیا قوه قضائیه و جنابعالی که در راس آن قرار دارید تاکنون برای حفظ کرامت انسانی شهروندان جمهوری اسلامی و جلوگیری از هتاکی ها فحاشی های سیاسی و تهمت زدن های باندی و جناحی که اکنون رایج تر از هر زمان دیگری شده است قدمی برداشته اید آیا برای حفظ حق انتقاد سالم که شرعا و قانونا و عقلا برای حیات جامعه ضروری است و رسانه ها به کمک آن می توانند تا حدود زیادی جلوی مفاسد اقتصادی و سیاسی و فکری و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی را بگیرند و کمک بزرگی به قوه قضائیه بنمایند کاری کرده اید همین دو روز قبل از سخنان صریح و تحسین برانگیز شما بود که به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود « اشغال عراق توسط آمریکا برای جلوگیری از ظهور امام زمان علیه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ایم » اخطار دادند و یک سایت منتقد را فیلتر کردند. شما به عنوان یک کارشناس اسلامی می دانید چنین سخنان بی پایه ای چه عوارض منفی زیان باری در بردارد چه ریزش های اعتقادی را موجب می شود و زمینه را برای چه مفاسد سیاسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند.
آیا قوه قضائیه جرات دارد به چنین افرادی حتی یک اخطار شفاهی بدهد تصور نکنید فضاحتی همچون ماجرای کهریزک محصول مفاسد سیاسی و اقتصادی است . مطمئن باشید فاجعه کهریزک را که هنوز هم قوه قضائیه درباره آن پاسخی برای افکار عمومی ندارد انحرافات عقیدتی و بی مبالاتی های فکری ناشی از تهمت زدن ها و تخریب ها و حرمت شکنی ها پدید آورده است .
قوه قضائیه نمی تواند در برابر این انحرافات بی تفاوت باشد و اگر بخواهد به وظیفه خود عمل کند قبل از هر چیز باید مستقل باشد مستقل از توصیه ها مستقل از فشارها مستقل از قید و بندها و ملاحظات سیاسی و…
در غیر اینصورت جناب آقای لاریجانی مطمئن باشید شما هم این دوره ۵ ساله را که به پایان برسانید به این نتیجه خواهید رسید که فقط شعارهای خوبی داده اید و نتوانسته اید قدمی در جهت عملی ساختن آنها بردارید. مردم نیز آن روز مثل امروز خطاب به قوه قضائیه و رئیس آن خواهند گفت : گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من ـ آنچه البته به جائی نرسد فریاد است !
نگاه گاردين به سست شدن ارکان حکومت در ايران: پرده از ضعف رژيم کنار رفت / معصومه طرفه
http://www.roozonline.com/
18/9/1388
گروه حاکم بر ايران بايد با اين واقعيت روبرو شود که ديگر نمی تواند بر روی موج حقيقت طلبی و توهم زدائی جوانان و تحصيل کرده های ايرانی سرپوش بگذارد. ضمناً آنها ديگر نمی توانند به کمک دادگاه های نمايشی کسی را متقاعد کنند که جاسوسان آمريکا و انگليس تمام اين تظاهرات مستمر را سازماندهی می کنند. با اين حال، علی خامنه ای رهبر عالی ايران، روز يکشنبه به تکرار اين ادعا دست زد.
عبارت کليشه ای تقسيم مردم به «خودی» و «غيرخودی»، کهنه تر از آن شده که ديگر کاربردی داشته باشد. به نظر می رسد پس از عمر 30 ساله جمهوری اسلامی، جوانان به جستجوی آرمان های سياسی جديدی هستند و عرصه بر تشکيلات نظام تنگ تر شده است. هرچه رژيم خودکامه تر می شود، کنترل هايش شديدتر و واکنش ها تندتر می شود و البته شکنندگی اش هم آشکارتر می شود.
هزاران دانشجوها در سراسر کشور به ميدان آمدند وتاکید کردند ترجیح می دهند دين آن ها در خلوت خود باقی بماند. آنها در يک نمايش آشکارتر، رهبر عالی کشور را برای ادامه حمايت از رئيس جمهور تحميلی، محمود احمدی نژاد، سرزنش کردند.
تظاهرکنندگان درحاليه تصاوير خامنه ای و احمدی نژاد را به آتش می کشيدند، شعار می دادند: «دولت جنايت می کند، رهبر حمايت می کند»؛ حتی پيامی مبتنی بر عدم تأييد مير حسين موسوی فرستادند و شعار دادند: «موسوی يک بهانه است، کل نظام نشانه است». شعار ديگری که مستقيماً رهبر را نشانه گرفت، چنين بود: «دانشجو بيدار است، از ديکتاتور بيزار است».
در پی هجوم نيروهای امنيتی، ده ها نفر بازداشت شدند. درحاليکه عليرغم تهديدات سرکوبگرانه نيروهای امنيتی، مردم هنوز به خيابان ها سرازير می شوند، سؤال ديگری به ذهن می رسد: «چرا رژيم از عهده کنترل اوضاع برنمی آيد؟» ميرحسين موسوی رهبر معترضان در بيانيه ای که روی وب سايت خود قرار داد، به مسؤولان هشدار داده بود که جنبش سبز به راهش ادامه خواهد داد: «شما ممکن است در 16 آذر به سرکوب دست بزنيد، اما با 17 آذر و 18 آذر چه خواهيد کرد؟» روز پس از آن بود که نيروهای امنيتی، به زهرا رهنورد همسر ميرحسين، در حالی که تلاش می کرد به تظاهرکنندگان بپيوندد، حمله کردند.
هرچه رژيم بيشتر وانمود می کند اعتراضات محدود شده است، گروه های اعتراضی بيشتری به خروش درمی آيند. مادران کسانی که در جريان اعتراضات شش ماه اخير کشته و يا زندانی شده اند، اکنون گردهمائی هفتگی خود را در پارک نزديک به دانشگاه تهران برگزار می کنند تا صدای اعتراض شان به دولت و آوردن مسببان کشتار فرزندانشان به پای ميز محاکمه را به گوش همگان برسانند. يکشنبه پيش بود که بيش از 20 نفر از اين زنان در حين تظاهرات دستگير شدند.
در طول هفته های قبل از 16 آذر، ده ها رهبر دانشجوئی بازداشت شدند تا جلوی سازماندهی تظاهرات روز دانشجو گرفته شود. 16 آذر، يک روز نمادين برای گراميداشت نقش پيشروی دانشجويان در روند دموکراسی خواهی ايران است. دانشجويان از مراسم امسال برای ابراز نارضايتی از سرکوب آزادی های دانشگاهی استفاده کردند. آنها از رنگ سبز برای تزئين مراسم خود استفاده کردند تا نشان دهند جنبش سبز از نوع خودشان را می پسندند.
بر نارضايتی دانشجوها به طور فزاينده ای افزوده می شود زيرا بسياری از آنها به دليل فعاليت سياسی مورد ارعاب قرار گرفته اند و از ادامه تحصيل در دانشگاه بازمانده اند. ضمناً نارضايتی هائی از تعويض برخی دروس دانشگاهی با دروس اسلامی تر به وجود آمده است. تدريس انديشه های سياسی به چهارچوب اسلام و دين محدود شده است. به دانشجويان دختری که 70 درصد ظرفيت ورودی دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند گفته شده، به دليل فضای مورد نياز برای مردان، امکان ورود آنها به دانشگاه وجود ندارد. همين معضلات فرسايشی بود که حجم انبوهی از دانشجويان را به شرکت در تظاهرات کشاند، البنته نه فقط در تهران، بلکه در مشهد، اراک، کرمان، شيراز و اصفهان.
رژيم ظرف ماه های گذشته، اسباب نارضايتی روزنامه نگاران را نيز فراهم آورده است. ده ها نفر از آنها در زندان هستند و مورد تحقير و افترا قرار گرفته اند. سازمان خبرنگاران بدون مرز می گويد ظرف دو هفته منتهی به روز دانشجو، بسياری از روزنامه نگاران محدود شده و يا تحت بازداشت قرار گرفته اند:
وضعيت آزادی مطبوعات در ايران هر روز وخيم تر می شود. روزنامه نگارانی که تصميم گرفته اند کشور را ترک نکنند، مدام از سوی نيروهای امنيتی، از جمله سرويس امنيتی سپاه پاسداران، تهديد می شوند و در انزوا قرار گرفته اند. برخی از آنها نيز در پايان روند کاملاً غيرقانونی در دادگاه ها، با احکام زندان طولانی مدت روبرو شده اند.
به سردبير روزنامه آفتاب يزد که معولاً به طور شفاف از زبان مخالفان نمی نويسد، درباره چاپ هرگونه مطلب «اختلاف افکنانه» هشدار داده شده است. وی نيز در پاسخ نوشته تنها سخنان «رهبران ارشد رژيم» و خصوصاً رئيس مجلس خبرگان- هاشمی رفسنجانی- را به چاپ رسانده است. رفسنجانی در جمع دانشجويان در مشهد گفته بود: «سانسور در کشور ما کارآئی ندارد. اگر رسانه ها آزاد بودند، مردم به خيابان ها نمی ريختند.» به جزء روزنامه آفتاب يزد، سه روزنامه اسرار، حيات نو و اعتماد نيز هشدارهای مشابهی دريافت کرده بودند. اکنون روزنامه حيات نو توقيف شده است.
با همه اين اوصاف، دامنه مخالفات ها گسترش پيدا کرده است. ناتوانی دولت در کنار آمدن با خواسته ها معترضان، موضع آنها را قوی تر کرده است. شعارهای سر داده شده در تظاهرات از «رأی ما کجاست؟» به مقابله مستقيم با چهارچوب سياسی جمهوری اسلامی تغيير کرده است.
تظاهرات مخالفان در چند ماه آينده ادامه خواهد يافت و احتمالاً با پيوستن مردمی از سطوح ديگر جامعه همراه خواهد شد؛ مردمی که به حذف يارانه ها توسط دولت معترض اند. البته انتظار می رود خشونت و شقاوت نيروهای امنيتی نيز در برخورد با معترضان افزايش يابد.
منبع: گاردين- 8 دسامبر
گزارش فیگارو از تهران: ماراتن مخالفان حکومت / دلفین مینویی
http://www.roozonline.com/
18/9/1388
نگار، یکی از معترضان به نتیجه انتخابات ایران، دیگر در دل واهمه ای ندارد. او که ماه تابستان را در زندان سپری کرده، اکنون بهترین دوست خود را همچنان پشت میله های زندان اوین می بیند. پدر او نیز اخیراً آزاد شده و برای نگار از بازجویان و نور نئونی که شب و روز سلول را روشن می کرده می گوید. فریاد هم سلولی هایش مدام به گوش می رسد... این دختر جوان ایرانی در سن ۲۶ سالگی خود را برای بدترین حالت آماده کرده. او روز دوشنبه پس از شرکت در گردهمایی اطراف دانشگاه تهران در ایمیلی نوشته است: "الان دیگر راهی برای بازگشت نیست."
دولتمردان جمهوری اسلامی در مورد روز دانشجو که هر ساله برگزار می شود، بارها هشدار دادند که مراسم رسمی روز دانشجو نباید به سمت اعتراض و مخالفت کشانده شود. نیروهای سرکوبگر از ساعت پنج و نیم صبح در اطراف دانشگاه تهران مستقر شدند. جدا از فیلترینگ سایت های مخالفان، سرعت اینترنت که در واقع رسانه اصلی مخالفان محسوب می شود، در روزهای شنبه و یکشنبه بسیار کند بود. به منظور جلوگیری از گردهمایی بیشتر، پرچم های بزرگی روی نرده های دانشگاه نصب شده بود تا عابران و رهگذران نتوانند با دانشجویانی که امکان خروج از محوطه دانشگاه را نداشتند صحبت کنند. رضا، یک روزنامه نگار، در این خصوص می گوید: "هیچ گاه فضا تا این حد متشنج نبوده."
ولی در نهایت ناباوری، شعارهای ضد دولتی و ضدحکومتی که در ابتدا با تردید بیان می شد، به تدریج قدرت گرفت و در سراسر شهر طنین افکن شد و گروه های کوچکی از تظاهرکنندگان در خیابان های شهر شکل گرفتند. تظاهرکنندگان خیلی زود با نیروی انتظامی و در رأس آنها با نیروهای بسیجی، روبرو شدند. یکی از شاهدان می گوید: "هر بار که کسی دستگیر می شد، معترضان دور نیروهای سرکوبگر حلقه می زدند و تلاش می کردند تا شخص دربند را آزاد کنند." مردم با بدگمانی نسبت به نیروهای سرکوبگر فریاد می زدند: "ایران شده بازداشتگاه، اوین شده دانشگاه!"
یک جامعه شناس ایرانی که نخواست نام خود را فاش کند می گوید: "سرکوب مردم نه تنها این حرکت اعتراضی را خفه نمی کند، بلکه ابعاد آن را گسترده تر کرده و به آن ریشه می دهد." جمهوری اسلامی طی ۳۰ سالی که از عمرش می گذرد، هیچ گاه شاهد یک جنبش اعتراضی از سوی مردم با چنین ابعادی نبوده است. این جنبش در ابتدا تنها یک حرکت اعتراضی نسبت به پیروزی "متقلبانه" محمود احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود. اکنون این حرکت به جنبشی گسترده تبدیل شده که اکنون ششمین ماه خود را جشن می گیرد. در ابتدا مردم فریاد می زدند: "رأی ما کو؟" و خواستار برگزاری مجدد انتخابات بودند، ولی امروز کل حکومت جمهوری اسلامی از سوی تظاهرکنندگان زیر سؤال رفته است. پدیده جدید: زمانی که هوا تاریک می شود، شعارهایی علیه علی خامنه ای، رهبر انقلاب، روی دیوارهای شهر ظاهر می شود.
ریشه های این جنبش که در ابتدا در تهران پا گرفت، اکنون به دیگر شهرهای ایران رسیده است. در سایت یوتیوب می توان گردهمایی مردم مشهد، تبریز و کرمانشاه را مشاهده کرد. در یکی از فیلم ها دانشجویی پرچم سه رنگ ایران را در دست گرفته، ولی اثری از لوگوی میانی پرچم جمهوری اسلامی [کلمه "الله"، به عنوان سمبل جمهوری اسلامی] به چشم نمی خورد. سعید ابوطالب، نماینده سابق مجلس، در صفحات روزنامه اصلاح طلب اعتماد می نویسد: "شکاف [میان جناح های مختلف] همچنان درحال پیشرفت است. هرچه زمان بیشتر می گذرد، مشکلات بیشتر می شوند."
در بیانیه ای که روز گذشته توسط سایت خبری ایلنا منتشر شد، ناصر مکارم شیرازی، یکی از آیت الله های محافظه کار، توصیه می کند که باید "با مخالفان گفتمان کرد" تا "فضای سیاسی کشور آرام شود". ولی نگار جوان معتقد است که این جنبش به هیچ وجه قربانی "ظاهرسازی" نخواهد شد. او می گوید: "جنبش ما دو سرعت نیست، بلکه دو ماراتن است."
منبع: فیگارو، ۸ دسامبر
Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger! Uppgradera till en ny och säkrare version av Windows Live Messenger!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر