با سلام خدمت شما عزیزان،
بخش سوم و چهارم خبرها و تحلیلهای روز شنبه
خدمتتان ارسال می گردد.
با مهر، شهلا
مهمترین خبرهای روز شنبه بخش سوّم، تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها
اخبار روز: جنبش اتحادیه های بین المللی کارگری به مناسبت فرا رسیدن نوروز پیامی برای کارگران ایرانی فرستاده است:
امروز جنبش اتحادیه های بین المللی کارگری تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت نوروز در ایران به شما خواهران و برادران خود که برای استحقاق حقوق اولیه خود علیه رژیم سرکوبگر مبارزه میکنید اعلام میکند.
برای شجاعت در سخن گفتن و ایستادگی برای گرفتن حق تشکیل اتحادیه کارگری جهت نمایندگی و دفاع از منافع شما در مقابل کارفرما، کارگران ایرانی اخراج و بازداشت شده اند و شکنجه و زندانی گشته اند. برخی نیز مانند کمانگر اعدام شدند، و دیگرانی که علیرغم تهدید به مرگ و جنایت قضائی، با مبارزه در راه سازماندهی کارگران، بدبختی و سرکوب را به مقابله طلبیده اند.
شما بدانید که ما در این مبارزه با شما هستیم و به این همراهی خود با شما ادامه خواهیم داد تا تمام زندانیان آزاد گردند و حقوق تمامی کارگران ایران در عمل و در قانون مورد حمایت قرار بگیرد.
امروز جنبش اتحادیه های بین المللی کارگری تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت نوروز در ایران به شما خواهران و برادران خود که برای استحقاق حقوق اولیه خود علیه رژیم سرکوبگر مبارزه میکنید اعلام میکند.
برای شجاعت در سخن گفتن و ایستادگی برای گرفتن حق تشکیل اتحادیه کارگری جهت نمایندگی و دفاع از منافع شما در مقابل کارفرما، کارگران ایرانی اخراج و بازداشت شده اند و شکنجه و زندانی گشته اند. برخی نیز مانند کمانگر اعدام شدند، و دیگرانی که علیرغم تهدید به مرگ و جنایت قضائی، با مبارزه در راه سازماندهی کارگران، بدبختی و سرکوب را به مقابله طلبیده اند.
شما بدانید که ما در این مبارزه با شما هستیم و به این همراهی خود با شما ادامه خواهیم داد تا تمام زندانیان آزاد گردند و حقوق تمامی کارگران ایران در عمل و در قانون مورد حمایت قرار بگیرد.
...احساس میکنم
در بدترین دقایق این شام مرگزای
چندین هزار چشمهی خورشید
در دلم
میجوشد از یقین؛
بهار یادآور سنتی خجسته در میان آدمیان است. برونرفت از رخوت و نومیدی و سرمای ملالانگیزِ درخودفروبرنده، و خوشامد به گرما و جوش و خروش شادیبخشِ زندگی. ما این سنت مبارک و همزمانی آن با آغاز سال نو را همواره پاس داشتهایم و چنین بود که سال پیش در چنین روزی امید بستیم که سالِ پیشِرو به از سالیان گذشته باشد. اکنون که این سال را واپس نهادهایم، رواست اگر به این گذشته بنگریم و بپرسیم آیا آن امید واهی نبود؟ بیگمان نه!
سال گذشته البته سال تشدید سانسور و محدودیت بیش از پیشِ آزادی بیان، سال تداوم بازداشت فعالان اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و کارگری و صدور احکام سنگین زندان برای آنان و حتی برای وکلا و سینماگران بود، سال وفور اعدام برای ایجاد رعب و وحشت، سال ممانعت از فعالیت برخی از ناشران، سال رکود فرهنگی و تعطیل شدن بعضی از کتابفروشیها، سال تکرار جلوگیری از برگزاری مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران و باز هم جلوگیری از مراسم بزرگداشت جانباختگان راه آزادی، و سرانجام سال بازداشت برخی از اعضای کانون و بازجویی و تشکیل پرونده برای برخی دیگر، و همه با هدف فَشَل کردنِ این نهاد دیرینهسال نویسندگان آزادیخواه ایران. با این همه، نفْسِ تشدید سانسور و محدودیت آزادی بیان چه چیزی را نشان میدهد جز رساتر شدنِ فریاد مخالفت با سانسور و مبارزه برای آزادی بیان؟ هر جا فشار هست، مقاومت هم هست. لابد زنان و دانشجویان و کارگران و روشنفکرانِ آزادیخواه در زمینههای گوناگون اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی برای آزادی و در گامِ نخست برای حقوق انسانی خود مبارزه میکردهاند که بازداشت و به زندان محکوم شدهاند. نفْسِ سرکوب، بیانگر گرایش انسان به آزادی است و همین گرایشِ فرخنده است که انسان را به آینده امیدوار میکند، بهویژه اکنون که بر بسترِ برآمدِ زیبا و بالابلندِ مبارزات آزادیخواهانهی مردم کشورهای دور و نزدیک اعتلای آن را در جاهای دیگر نیز میتوان دید.
کانون نویسندگان ایران فرارسیدن بهار و نوروز را شادباش میگوید و امیدوار است که سال آینده سال حرکت بیش از پیشِ مردم به سوی شادی و آزادی و بهروزی باشد.
کانون نویسندگان ایران
۲۸ اسفند ۱۳۸۹
یادی از روحالامینی مردمشناس؛ «نامی که خواهد ماند»
وعده داده بودیم که در پیک فرهنگ این هفته یادی کنیم از محمود روحالامینی، مردمشناس، که هفته پیش سهشنبه ۱۷ اسفندماه در نیمه دوم آخرین ماه زمستان ۱۳۸۹ به علت سکته مغزی در ۸۲ سالگی درگذشت.
محمود روحالامینی زاده پنج مهر ۱۳۰۷ در کوهبنان کرمان، فارغالتحصیل مقطع دکترا از دانشگاه سوربن پاریس، استاد و مدیر سابق گروه مردمشناسی دانشگاه تهران بود و برگزیده به عنوان چهره ماندگار در همین رشته.
از وی سه کتاب درباره مبانی مردمشناسی، پنج کتاب در زمینه مردمشناسی ایران و دو کتاب در دست انتشار در کرمانشناسی به یادگار مانده است.
جدا از اینها و سه سال تدریس در سمت استاد میهمان در فرانسه، او راهاندازی موزه مردمشناسی در کاخ گلستان تهران، موزه گنجعلیخان کرمان و تلاش برای نگهداری باغ نگارستان را در کارنامه خود دارد.
دانشگاهی همدوره محمود روحالامینی که بیش از پنج دهه با او آشنا بوده است، ناصر تکمیل همایون، استاد تاریخ و جامعهشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی میهمان این هفته پیک فرهنگ است تا درباره یار دانشگاهیاش بگوید:
ناصر تکمیل همایون: آقای محمود روحالامینی از منطقهای برخاستند که یکی از مرکزهای پارهفرهنگی و فولکلور و آداب و رسوم ایرانی است، یعنی کوهبنان کرمان. ایشان رشته ادبیات خواندند در دانشگاه، ولی در دوره فوق لیسانس در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی که به ریاست مرحوم دکتر صدیقی و به مدیریت دکتر احسان نراقی تازه تشکیل شده بود، فوق لیسانس علوم اجتماعی خواندند و بعد برای ادامه تحصیل- سالها بعد البته- به پاریس آمدند و در دانشگاه سوربن رشته مردمشناسی خواندند و دکتر شدند و برگشتند ایران و در همان موسسهای که بعدها تبدیل شد به دانشکده علوم اجتماعی و تعاون استادیار بودند و دانشیار شدند و بعد هم به مقام بازنشستگی نائل شدند.
خوشبختانه در دانشکده ادبیات مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی درسی را شروع کرده بود به اسم اجتماعیات در ادب فارسی و دکتر روحالامینی شدیداً به این درس علاقهمند بود به طوری که بعد از درگذشت مرحوم دکتر صدیقی یا بازنشستگی ایشان این درس را ایشان تدریس کرد و در این مورد نوآوریهایی هم کرد و پیشرفتهایی هم کرد.
ولی اگر به آن معنی که آنتروپولوژی در غرب است یعنی آنتروپولوژی فیزیک، آنتروپولوژی سوسیال، آنتروپولوژی کولتورر، به آن معنی که... لوی اشتروس و دیگر مردمشناسان میکنند، ایشان در آن مسیر کمتر گام برداشته. بیشتر آمد خودش ابداع کرد فرهنگ و مردمشناسی ایرانی را. در این مورد فکر میکنم کارش هم با موفقیت بود و هم به این جوانها چیزهای نویی را یاد داد.
ولی تخصص و ویژگی ایشان داشتند در میان کسانی که آنتروپولوژی درس میدهند، زیاد نمیبینم برای این که روحالامینی به ادبیات فارسی آشنا بود. میتوانست خیلی چیزها را از متون ادبی استخراج کند. ولی متاسفانه... نه همهشان البته... بعضی از اینهایی که از فرنگ برمیگردند و آنتروپولوژی خواندهاند، بیشتر به کتابهای درسیشان در اروپا توجه دارند. ولی روحالامینی به علت خاستگاه ادبی که داشت علاوه بر کتابهای فرنگی، به متون فارسی بیشتر توجه داشت. سعی میکرد فرهنگ را در لابهلای کتابهای فارسی مثل مثنوی، حافظ و دیگر شاعران مثلاً فردوسی در مورد جشنها خیلی از فردوسی استفاده کرده... این حالت امیدواریم در آنتروپولوگهای جدید ما هم پیدا شود. یعنی فقط ما مترجم سخنان خارجی نباشیم. نمیخواهم بگویم خارجی بد است. ولی فقط آن سمتی نباشیم. بتوانیم امهات را از آنجا بگیریم ولی با فرهنگ خودمان التقاط بدهیم و بتوانیم در فرهنگ خودمان آن کاوشها را انجام دهیم. روحالامینی این کار را کرد و من فکر میکنم مقتدای ایشان هم مرحوم دکتر صدیقی بودند.
محمود روحالامینی زاده پنج مهر ۱۳۰۷ در کوهبنان کرمان، فارغالتحصیل مقطع دکترا از دانشگاه سوربن پاریس، استاد و مدیر سابق گروه مردمشناسی دانشگاه تهران بود و برگزیده به عنوان چهره ماندگار در همین رشته.
از وی سه کتاب درباره مبانی مردمشناسی، پنج کتاب در زمینه مردمشناسی ایران و دو کتاب در دست انتشار در کرمانشناسی به یادگار مانده است.
جدا از اینها و سه سال تدریس در سمت استاد میهمان در فرانسه، او راهاندازی موزه مردمشناسی در کاخ گلستان تهران، موزه گنجعلیخان کرمان و تلاش برای نگهداری باغ نگارستان را در کارنامه خود دارد.
دانشگاهی همدوره محمود روحالامینی که بیش از پنج دهه با او آشنا بوده است، ناصر تکمیل همایون، استاد تاریخ و جامعهشناسی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی میهمان این هفته پیک فرهنگ است تا درباره یار دانشگاهیاش بگوید:
ناصر تکمیل همایون: آقای محمود روحالامینی از منطقهای برخاستند که یکی از مرکزهای پارهفرهنگی و فولکلور و آداب و رسوم ایرانی است، یعنی کوهبنان کرمان. ایشان رشته ادبیات خواندند در دانشگاه، ولی در دوره فوق لیسانس در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی که به ریاست مرحوم دکتر صدیقی و به مدیریت دکتر احسان نراقی تازه تشکیل شده بود، فوق لیسانس علوم اجتماعی خواندند و بعد برای ادامه تحصیل- سالها بعد البته- به پاریس آمدند و در دانشگاه سوربن رشته مردمشناسی خواندند و دکتر شدند و برگشتند ایران و در همان موسسهای که بعدها تبدیل شد به دانشکده علوم اجتماعی و تعاون استادیار بودند و دانشیار شدند و بعد هم به مقام بازنشستگی نائل شدند.
- آقای تکمیل همایون، تعدادی از آثار مرحوم روحالامینی، که کتابهای درسی دانشگاهی است مثل «گرد شهر با چراغ»، «زمینه فرهنگشناسی» و «نمودهای فرهنگی و اجتماعی در ادبیات فارسی»؛ اما عنوانهای خاصتر مانند «به شاخ نباتت قسم» است، بررسی باورهای عامیانه درباره فال حافظ و دیگری «فرهنگ و زبان گفتوگو به روایت تمثیلهای مثنوی مولوی». حاصل این نوع بررسیهای محمود روحالامینی، مردمشناسی ایران را به چه سمت و سویی برده؟
خوشبختانه در دانشکده ادبیات مرحوم دکتر غلامحسین صدیقی درسی را شروع کرده بود به اسم اجتماعیات در ادب فارسی و دکتر روحالامینی شدیداً به این درس علاقهمند بود به طوری که بعد از درگذشت مرحوم دکتر صدیقی یا بازنشستگی ایشان این درس را ایشان تدریس کرد و در این مورد نوآوریهایی هم کرد و پیشرفتهایی هم کرد.
ولی اگر به آن معنی که آنتروپولوژی در غرب است یعنی آنتروپولوژی فیزیک، آنتروپولوژی سوسیال، آنتروپولوژی کولتورر، به آن معنی که... لوی اشتروس و دیگر مردمشناسان میکنند، ایشان در آن مسیر کمتر گام برداشته. بیشتر آمد خودش ابداع کرد فرهنگ و مردمشناسی ایرانی را. در این مورد فکر میکنم کارش هم با موفقیت بود و هم به این جوانها چیزهای نویی را یاد داد.
- یعنی این که مثلاً از زبان به عنوان یک داده استفاده کنیم و اطلاعات و آگاهیهایی که بر مبنای آن میشود تاریخ را به گونهای روایت کرد و بازسازی کرد؟
- بعضی دیگر از کارهای او درباره کرمانشناسی است: «تا تو نانی به کف آری» و «صد و یک ابزار زندگی، دیروز از هزاران»... جلوتر اشاره کردید که ایشان از زادگاهی برخاست که تلونی داشته.
- مهمترین کارهای دیگرشان در زمینه احداث موزه کدام بود؟
- بعد از درگذشت استاد محمود روحالامینی ایشان را به عنوان یک دوست و همکار قدیمی چگونه به خاطر میآورید؟ بارزترین وجه شخصیتشان چیست؟
ولی تخصص و ویژگی ایشان داشتند در میان کسانی که آنتروپولوژی درس میدهند، زیاد نمیبینم برای این که روحالامینی به ادبیات فارسی آشنا بود. میتوانست خیلی چیزها را از متون ادبی استخراج کند. ولی متاسفانه... نه همهشان البته... بعضی از اینهایی که از فرنگ برمیگردند و آنتروپولوژی خواندهاند، بیشتر به کتابهای درسیشان در اروپا توجه دارند. ولی روحالامینی به علت خاستگاه ادبی که داشت علاوه بر کتابهای فرنگی، به متون فارسی بیشتر توجه داشت. سعی میکرد فرهنگ را در لابهلای کتابهای فارسی مثل مثنوی، حافظ و دیگر شاعران مثلاً فردوسی در مورد جشنها خیلی از فردوسی استفاده کرده... این حالت امیدواریم در آنتروپولوگهای جدید ما هم پیدا شود. یعنی فقط ما مترجم سخنان خارجی نباشیم. نمیخواهم بگویم خارجی بد است. ولی فقط آن سمتی نباشیم. بتوانیم امهات را از آنجا بگیریم ولی با فرهنگ خودمان التقاط بدهیم و بتوانیم در فرهنگ خودمان آن کاوشها را انجام دهیم. روحالامینی این کار را کرد و من فکر میکنم مقتدای ایشان هم مرحوم دکتر صدیقی بودند.
--
Mit Freundlichen Grüßen
Shahla Bahardoost
http://i-sabz-yaani-watan.blogspot.com
www.bahardoost.org
www.bahardoost.de
www.bahardoost.info
Shahla Bahardoost
http://i-sabz-yaani-watan.blogspot.com
www.bahardoost.org
www.bahardoost.de
www.bahardoost.info
Sie erhalten diese Nachricht, weil Sie Mitglied sind von Google
Groups-Gruppe "Ma Bishomarim".
Für das Erstellen von Beiträgen in dieser Gruppe senden Sie eine E-Mail
an mabishomarim@googlegroups.com
Um sich von dieser Gruppe abzumelden, senden Sie eine E-Mail an
mabishomarim+unsubscribe@googlegroups.com
Weitere Optionen finden Sie in dieser Gruppe unter
http://groups.google.de/group/mabishomarim?hl=de

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر