با سلام به یکایک دوستان و عزیزان و با آرزوی بهروزی و پیروزی برای شما و عزیزانتان.
اخبار و تحلیلهای روز در سه بخش خدمتتان ارسال می گردد.
با مهر، شهلا
روز سه شنبه بخش اوّل، تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها
روز سه شنبه بخش دوّم، تحلیل ها و آخرین گزارشات از اعتراضات، بازداشتها، زندان، و بیدادگاهها --- بیانیه ها
اخبار روز:
از اعتصاب هزاران کارگر مجتمع های پتروشیمی ماهشهر حمایت کنیم
بنا بر آخرین خبرهای اعلام شده از طرف اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب گسترده و بزرگ کارگران مجتمع های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر همچنان ادامه دارد. این اعتصاب که از روز ۲۰ فروردین ماه جاری با اعتصاب و تجمع کارگران پیمانکاریهای مجتمع پتروشیمی بندر امام آغاز شده طی روز های گذشته بسرعت سایر مجتمع های پتروشیمی منطقه از قبیل امیرکبیر، خوزستان، شیمائی رازی، تندگویان، بوعلی و اروند را نیز دربرگرفته است. بنا بر این گزارش در پنجمین روز اعتصاب گسترده کارگران پیمانکاریهای مراکز پتروشیمی منطقه، هزاران کارگر این مراکز هر روز صبح در محل کار خود حاضر میشوند و تا پایان وقت اداری در اعتصاب بسر میبرند و سپس بصورت راهپیمائی و با دادن شعار حول خواستهای خود به منازل شان میروند .
در ادامه این اعتصابات و اعتراضات گسترده، در۲٣ فروردین ماه کارگران مجتمع های امیرکبیر، تندگویان وبوعلی در یک حرکت هماهنگ و به هم پیوسته در محوطه پتروشیمی با سر دادن شعار به راهپیمائی پرداختند.
خواستهای محوری کارگران حذف پیمانکاران متعدد واسطه ای، لغوقراردادهای موقت و تدوین قراردادهای مستقیم و دسته جمعی با کارفرمای اصلی میباشد.
مدیریت با در پیش گرفتن سکوت هیچ پاسخی به خواسته های بر حق کارگران نداده است تا هم کارگران را خسته و فرسوده کند و هم با خریدن زمان فرصتی داشته باشد که چگونگی بر خورد با این اعتصاب گسترده که کل منطقه و فعالیتهای روزمره در آن را تحت الشعاع قرار داده است را بررسی کند.
ما ضمن دفاع از کلیه خواست های برحق کارگران پتروشیمی مبنی بر حذف پیمانکاران متعدد واسطه ای، لغوقراردادهای موقت، تدوین قراردادهای مستقیم ودسته جمعی، از کلیه نیروهای مدافع جنبش کارگری میخواهیم که از این حرکت کارگران مبارز به هر شکل ممکن پشتیبانی کنند.
در حالی که کارگران و زحمتکشان ایران در سخت ترین شرایط اقتصادی قرار دارند و هر حرکت حق طلبانه ای با خطر سرکوب شدید مواجه است دفاع از این اقدام شجاعانهی کارگران وظیفه تمامی نیروهای مبارز و آزادیخواه است.
شورای همبستگی با مبارزات مردم ایران
۱۶/۴/۲۰۱۱
بنا بر آخرین خبرهای اعلام شده از طرف اتحادیه آزاد کارگران ایران، اعتصاب گسترده و بزرگ کارگران مجتمع های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر همچنان ادامه دارد. این اعتصاب که از روز ۲۰ فروردین ماه جاری با اعتصاب و تجمع کارگران پیمانکاریهای مجتمع پتروشیمی بندر امام آغاز شده طی روز های گذشته بسرعت سایر مجتمع های پتروشیمی منطقه از قبیل امیرکبیر، خوزستان، شیمائی رازی، تندگویان، بوعلی و اروند را نیز دربرگرفته است. بنا بر این گزارش در پنجمین روز اعتصاب گسترده کارگران پیمانکاریهای مراکز پتروشیمی منطقه، هزاران کارگر این مراکز هر روز صبح در محل کار خود حاضر میشوند و تا پایان وقت اداری در اعتصاب بسر میبرند و سپس بصورت راهپیمائی و با دادن شعار حول خواستهای خود به منازل شان میروند .
در ادامه این اعتصابات و اعتراضات گسترده، در۲٣ فروردین ماه کارگران مجتمع های امیرکبیر، تندگویان وبوعلی در یک حرکت هماهنگ و به هم پیوسته در محوطه پتروشیمی با سر دادن شعار به راهپیمائی پرداختند.
خواستهای محوری کارگران حذف پیمانکاران متعدد واسطه ای، لغوقراردادهای موقت و تدوین قراردادهای مستقیم و دسته جمعی با کارفرمای اصلی میباشد.
مدیریت با در پیش گرفتن سکوت هیچ پاسخی به خواسته های بر حق کارگران نداده است تا هم کارگران را خسته و فرسوده کند و هم با خریدن زمان فرصتی داشته باشد که چگونگی بر خورد با این اعتصاب گسترده که کل منطقه و فعالیتهای روزمره در آن را تحت الشعاع قرار داده است را بررسی کند.
ما ضمن دفاع از کلیه خواست های برحق کارگران پتروشیمی مبنی بر حذف پیمانکاران متعدد واسطه ای، لغوقراردادهای موقت، تدوین قراردادهای مستقیم ودسته جمعی، از کلیه نیروهای مدافع جنبش کارگری میخواهیم که از این حرکت کارگران مبارز به هر شکل ممکن پشتیبانی کنند.
در حالی که کارگران و زحمتکشان ایران در سخت ترین شرایط اقتصادی قرار دارند و هر حرکت حق طلبانه ای با خطر سرکوب شدید مواجه است دفاع از این اقدام شجاعانهی کارگران وظیفه تمامی نیروهای مبارز و آزادیخواه است.
شورای همبستگی با مبارزات مردم ایران
۱۶/۴/۲۰۱۱
اخبار روز:
فارس: حدود ۱۰۰ نفر از کارگران کارخانه ریسندگی و بافندگی "نازنخ " قزوین صبح امروز ۲۹ فروردین برای دومین روز متوالی دراعتراض نسبت به عدم دریافت حقوق خود مقابل مجلس تجمع کردند و خواستار مطالباتشان از کارخانه "نازنخ" قزوین شدند.
یکی از تجمع کنندگان در این باره به خبرنگار فارس گفت که ما ۱۴ ماه است هیچ حقوقی از شرکت "نازنخ قزوین" دریافت نکردهایم و تمام شکایتهای ما به اداره بیمه بی نتیجه مانده است.
یکی از تجمع کنندگان در این باره به خبرنگار فارس گفت که ما ۱۴ ماه است هیچ حقوقی از شرکت "نازنخ قزوین" دریافت نکردهایم و تمام شکایتهای ما به اداره بیمه بی نتیجه مانده است.
اخبار روز:
سایت جنبش کارگری: آنچه میخوانید بخشی از یک مصاحبه مفصلتر با یک فعال کارگری در خوزستان درباره اعتصابات کارگران پتروشیمی ماهشهر است. به دلیل اهمیت اظهارات این فعال کارگری درباره شعارهای تجمع کارگران در ۲۷ فروردین، این قسمت از مصاحبه انتشار می یابد. مشروح مصاحبه متعاقباً در سایت درج خواهد شد.
سوال: در گزارشاتی که اخیراً از اعتصابات کارگران پتروشیمی منتشر شده است گفته شده که کارگران شعار «حی علی خیر العمل، رئیس جمهور اهل عمل» را داده اند. روال این شعارها چطور بود، گستردگیاش تا چه حد بود؟
جواب: در ادامه مسأله ای که قبلاً عنوان شد، یعنی بعد از اینکه دیدند که با سرکوب و ارعاب کار پیش نمی رود، یک جورهایی آمدند که از طریق عواملی که دارند نفوذ کنند در کارگران، عواملی مثل بسیج کارگری که بعضی هاشان عضو بسیج کارگری هستند یا مثل بعضی از نیروهای حراست که حضور دارند در آنجا – اینطور نیست که متجمع ها را همینطوری رها کرده باشند -، تمام برنامههای خودشان را عملیاتی کردند. به طوری که روز ۲۷ فروردین ماه، یعنی همین شنبه گذشته به اوج خودش رسید. ابتدا رئیس حراست آمد و مسئولین دیگر هم همراهشان بودند. گفتند که ما کار شما را پیگیری می کنیم. وعدههایی دادند، سعی کردند بین کارگرها تفرقه بیندازند و این تجمع و اعتصاب را یک طوری بشکنند. ولی کارگرها واقعاً اتحاد و انسجام بینظیری را از خودشان نشان دادند. انسجامی که خاص این طبقه است و مخصوصاً در این منطقه جنبش کارگری بسیار منسجمتر است و سازمانیابی اش به نظر بنده قابل تمجید است. آنها وقتی نتوانستند نقشه هایشان را عملی کنند، عدهای از آنها که تعداد شان بین ۵۰ تا ۶۰ نفر تخمین زده میشد که از بسیج کارگری منطقه بودند و معلوم بود که توسط رئیس حراست فرمان میگیرند و سازماندهی شده بودند، شروع کردند به سر دادن شعارهای منحرفانه مثل «حی علی خیر العمل، رئیس جمهور مرد عمل». وقتی دیدند کارگرها پیشنهاد رئیس حراست و مسئولین را رد کردند برای پیگیری کار، این شعار را سر دادند که بگویند رئیس جمهور مرد عمل است و کارها درست میشود و کارگرها یک طورهایی سرد بشوند. کارگرها هم بلافاصله در جواب به آنها متوجه قضیه شدند. ابتدائا همه متوجه نشده بودند. بعد به سرعت و با فعالیتی که فعالین کارگری - که بدون تعارف متوجه این قضایا هستند – انجام دادند، کارگرها هم بلافاصله شعار دادند «آزادی، کار و پیشه، با ریش درست نمیشه». منظورشان هم ریش و محاسن همان بسیجی ها بود که بهش علاقه دارند. با این شعار کارگرها پاسخ کوبنده ای به این کارشان دادند و به این ترتیب این نقشه آنها هم نقش بر آب شد.
سوال: پس درواقع میشود گفت که این شعار اصلاً شعار کارگرها نبود؟
جواب: دقیقا. این شعار کارگرها نبود، بلکه شعار کارگرنماها بود که اینها هم عرض کردم ۵۰ یا ۶۰ نفر بیشتر نمی شدند که به صورتی مشخص، تقریباً متمرکز هم در گوشهای از تجمع ایستاده بودند. در آن جمعیت بسیار زیاد اینها کنار هم ایستاده بودند و دستهاشان را بالا بردند و شروع به شعار دادن کردند. ابتدا هم کارگرها هم فی الفور متوجه نشدند. بعد با اطلاع رسانی که همانجا صورت گرفت بلافاصله کوبنده پاسخ دادند. چون بلندگو هم با آنها هماهنگ بود. قبل از کل این ماجراها مسئولین بلندگوهایی که در محوطه گذاشته بودند آنقدر صداهایشان را زیاد کرده بودند و سرودهای «انقلابی» و اینجور چیزها پخش میکردند که مانع بشوند که شعار های کارگرها ادامه پیدا بکند و یک جورهایی ساکت بشوند بعد خودشان شروع میکردند به صحبت.
سوال: یعنی این تعداد معدود کارگر با بلندگو هم آمده بودند؟
جواب: با بلندگو نبودند، بلکه همانطور که عرض کردم بلندگو با آنها همراهی می کرد. وقتی کارگرها شعار می دادند، بلندگوها روشن بود و شعارها و سرودهای «انقلابی» پخش می کرد. به محض این که این ۵۰- ۶۰ نفر شروع کردند به این که شعار «حی علی خیر العمل، رئیس جمهور مرد عمل» سر بدهند و جنبش را به حاشیه برانند و یک جورهایی در آن شکاف ایجاد کنند، بلندگو خاموش شد. یعنی مشخص شد که اینها سازماندهی شده و با برنامه عمل میکنند و ما خودمان شاهد قضیه در آنجا بودیم.
سوال: یعنی بعد از این که اینها شروع به شعار دادن کردند، بلندگوها را خاموش کردند که شعارهای اینها خوب به گوش بقیه برسد؟
جواب: دقیقا.
سوال: نتیجه واکنش کارگران چه بود؟ باعث شد که این شعارها تمام بشود؟ این شعار دیگر داده نشد؟
جواب: وقتی کارگران شعار دادند که «آزادی، کار و پیشه، با ریش درست نمی شه»، نوعی درگیری لفظی بین کارگران و این ۵۰- ۶۰ نفر یاد شده ایجاد شد که با فعالیتهایی که کارگران و فعالین داشتند مانع از درگیری شدند. فعالین اعلام کردند که اینها میخواهند جو را به خشونت بکشانند و شما را سرکوب کنند به این بهانه که اغتشاش کردید حرکات رادیکال انجام دادید. البته از قبل هم بخش عمده کارگران به خوبی توجیه شده بودند که مواظب اینگونه حرکات انحرافی باشند و کارگران خیلی خوب عمل کردند در این زمینه. واقعاً میتوان گفت که یک خطر، یک برنامه خطرناکی که چیده بودند به این شکل، نقش بر آب شد.
جواب: در ادامه مسأله ای که قبلاً عنوان شد، یعنی بعد از اینکه دیدند که با سرکوب و ارعاب کار پیش نمی رود، یک جورهایی آمدند که از طریق عواملی که دارند نفوذ کنند در کارگران، عواملی مثل بسیج کارگری که بعضی هاشان عضو بسیج کارگری هستند یا مثل بعضی از نیروهای حراست که حضور دارند در آنجا – اینطور نیست که متجمع ها را همینطوری رها کرده باشند -، تمام برنامههای خودشان را عملیاتی کردند. به طوری که روز ۲۷ فروردین ماه، یعنی همین شنبه گذشته به اوج خودش رسید. ابتدا رئیس حراست آمد و مسئولین دیگر هم همراهشان بودند. گفتند که ما کار شما را پیگیری می کنیم. وعدههایی دادند، سعی کردند بین کارگرها تفرقه بیندازند و این تجمع و اعتصاب را یک طوری بشکنند. ولی کارگرها واقعاً اتحاد و انسجام بینظیری را از خودشان نشان دادند. انسجامی که خاص این طبقه است و مخصوصاً در این منطقه جنبش کارگری بسیار منسجمتر است و سازمانیابی اش به نظر بنده قابل تمجید است. آنها وقتی نتوانستند نقشه هایشان را عملی کنند، عدهای از آنها که تعداد شان بین ۵۰ تا ۶۰ نفر تخمین زده میشد که از بسیج کارگری منطقه بودند و معلوم بود که توسط رئیس حراست فرمان میگیرند و سازماندهی شده بودند، شروع کردند به سر دادن شعارهای منحرفانه مثل «حی علی خیر العمل، رئیس جمهور مرد عمل». وقتی دیدند کارگرها پیشنهاد رئیس حراست و مسئولین را رد کردند برای پیگیری کار، این شعار را سر دادند که بگویند رئیس جمهور مرد عمل است و کارها درست میشود و کارگرها یک طورهایی سرد بشوند. کارگرها هم بلافاصله در جواب به آنها متوجه قضیه شدند. ابتدائا همه متوجه نشده بودند. بعد به سرعت و با فعالیتی که فعالین کارگری - که بدون تعارف متوجه این قضایا هستند – انجام دادند، کارگرها هم بلافاصله شعار دادند «آزادی، کار و پیشه، با ریش درست نمیشه». منظورشان هم ریش و محاسن همان بسیجی ها بود که بهش علاقه دارند. با این شعار کارگرها پاسخ کوبنده ای به این کارشان دادند و به این ترتیب این نقشه آنها هم نقش بر آب شد.
سوال: پس درواقع میشود گفت که این شعار اصلاً شعار کارگرها نبود؟
جواب: دقیقا. این شعار کارگرها نبود، بلکه شعار کارگرنماها بود که اینها هم عرض کردم ۵۰ یا ۶۰ نفر بیشتر نمی شدند که به صورتی مشخص، تقریباً متمرکز هم در گوشهای از تجمع ایستاده بودند. در آن جمعیت بسیار زیاد اینها کنار هم ایستاده بودند و دستهاشان را بالا بردند و شروع به شعار دادن کردند. ابتدا هم کارگرها هم فی الفور متوجه نشدند. بعد با اطلاع رسانی که همانجا صورت گرفت بلافاصله کوبنده پاسخ دادند. چون بلندگو هم با آنها هماهنگ بود. قبل از کل این ماجراها مسئولین بلندگوهایی که در محوطه گذاشته بودند آنقدر صداهایشان را زیاد کرده بودند و سرودهای «انقلابی» و اینجور چیزها پخش میکردند که مانع بشوند که شعار های کارگرها ادامه پیدا بکند و یک جورهایی ساکت بشوند بعد خودشان شروع میکردند به صحبت.
سوال: یعنی این تعداد معدود کارگر با بلندگو هم آمده بودند؟
جواب: با بلندگو نبودند، بلکه همانطور که عرض کردم بلندگو با آنها همراهی می کرد. وقتی کارگرها شعار می دادند، بلندگوها روشن بود و شعارها و سرودهای «انقلابی» پخش می کرد. به محض این که این ۵۰- ۶۰ نفر شروع کردند به این که شعار «حی علی خیر العمل، رئیس جمهور مرد عمل» سر بدهند و جنبش را به حاشیه برانند و یک جورهایی در آن شکاف ایجاد کنند، بلندگو خاموش شد. یعنی مشخص شد که اینها سازماندهی شده و با برنامه عمل میکنند و ما خودمان شاهد قضیه در آنجا بودیم.
سوال: یعنی بعد از این که اینها شروع به شعار دادن کردند، بلندگوها را خاموش کردند که شعارهای اینها خوب به گوش بقیه برسد؟
جواب: دقیقا.
سوال: نتیجه واکنش کارگران چه بود؟ باعث شد که این شعارها تمام بشود؟ این شعار دیگر داده نشد؟
جواب: وقتی کارگران شعار دادند که «آزادی، کار و پیشه، با ریش درست نمی شه»، نوعی درگیری لفظی بین کارگران و این ۵۰- ۶۰ نفر یاد شده ایجاد شد که با فعالیتهایی که کارگران و فعالین داشتند مانع از درگیری شدند. فعالین اعلام کردند که اینها میخواهند جو را به خشونت بکشانند و شما را سرکوب کنند به این بهانه که اغتشاش کردید حرکات رادیکال انجام دادید. البته از قبل هم بخش عمده کارگران به خوبی توجیه شده بودند که مواظب اینگونه حرکات انحرافی باشند و کارگران خیلی خوب عمل کردند در این زمینه. واقعاً میتوان گفت که یک خطر، یک برنامه خطرناکی که چیده بودند به این شکل، نقش بر آب شد.
اخبار روز:
اخبار روز: سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه در نامه ای به سازمان جهانی کار ادعای نماینده دولت ایران مبنی بر اشتغال به کار کارگران اخراجی نیشکر هفت تپه را تکذیب کرد و به اخراج و تعقیب قضایی فعالین سندیکای نیشکر هفت تپه، اعتراض نمود.
متن نامه ی سندیکای کارگران نیشکر هفته تپه به سازمان جهانی کار به شرح زیر است:
متن نامه ی سندیکای کارگران نیشکر هفته تپه به سازمان جهانی کار به شرح زیر است:
اخیرا شنیدهایم که نماینده ی ایران در اجلاس سازمان جهانی کار (آقای حبیب توکل زاده مدیر امور بین الملل وزارت کار ایران) ادعا نموده است که کارگران اخراجی نیشکر هفت تپه و اعضای سندیکای کارگران این شرکت هیچ گونه مشکلی ندارند و مشغول به کارشده اند.
کارگران اخراجی نیشکر هفت تپه تاکنون علاوه بر تحمل حبس و تحمل فشارهای امنیتی و روانی و اقتصادی بسیار از حدود دو سال پیش تاکنون از کار اخراج شده اند. برخلاف ادعای نماینده ی ایران در اجلاس آن سازمان، تاکنون تمامی مراحل قانونی را برای اعتراض به اخراجمان را طی کرده ایم، طی دو مرحله به اداره ی کار (نماینده ی وزارت کار در شهرستان شوش) شکایت برده ایم. حتی به دیوان عدالت اداری نیز شکایتی تسلیم شده است که عینا همان حکم اخراج غیرقانونی، ضدکارگری و غیرانسانی اخراج ما را تایید نموده است.
جدیدا بعد از اینکه فهمیده اند ما از نظر اقتصادی و دریافت نکردن حقوق به مدت حدود ۲ سال تحت فشار فراوان بوده ایم و خانواده هایمان زیر شدیدترین فشارهای معیشتی به زندگی دشوار خود ادامه می دهند و برای سواستفاده از این وضعیت ما نامه ای به ما ابلاغ کرده اند که به شرکت نیشکر هفت تپه مراجعه نموده و تسویه حساب کامل کنیم و بعد از آن ممکن است در قالب قرارداد موقت کاری و مانند یک کارگر بدون سابقه قبلی و تازه وارد با ما انعقاد قرارداد کنند. مستحضرید که این ترفند به هدف قطع رابطه کاری ما با نیشکر هفت تپه و منتفی کردن هر گونه ادعای ما در قبال سابقه کار و رابطه کاری مان در آن شرکت است. بدینوسیله می خواهند ما به دست خودمان رابطه کاریمان را با شرکت نیشکر هفت تپه قطع کنیم و پس از آن نتوانیم هیچگونه ارتباط، ادعا و یا حق نمایندگی و یا فعالیت کارگری داشته باشیم.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ضمن اینکه قویا ادعای نماینده دولت ایران را رد می کند، خواستار بازگشت به کار نمایندگان اخراجی کارگران نیشکر هفت تپه در سندیکای آنان (آقایان علی نجاتی، فریدون نیکوفرد، قربان علیپور، محمد حیدری مهر، جلیل احمدی و رضا رخشان که همگی اعضای هیئت مدیره سندیکای هستند) و نیز دیگر کارگر اخراجی بهروز نیکوفرد می باشد. این سندیکا از تمامی مقامات مسئول در سازمان جهانی کار، نهادهای کارگری و حقوق بشری و رسانه ها درخواست می کند نسبت به اطلاع رسانی، هر اقدام ممکن برای اعتراض و فشار به دولت ایران برای بازگشت به کار کارگران نامبرده و پایان دادن به اخراج، تعقیب قضایی و حبس تمامی کارگران و فعالین کارگری و به رسمیت شناختن حق آزادی تشکلهای خودساخته کارگری اقدام نماید. ما تنها به دلیل استفاده از حق اولیه مان، ایجاد تشکل مستقل کارگری، تحت فشار، اخراج و حبس قرار می گیریم و لازم است دولت ایران هر چه زودتر به این اقدامات خود پایان دهد.
با احترام
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
۲٨ فروردین ماه ۱٣۹۰
رونوشت:
نهادها و تشکلهای کارگری، رسانه ها و نهادهای حقوق بشری
کارگران اخراجی نیشکر هفت تپه تاکنون علاوه بر تحمل حبس و تحمل فشارهای امنیتی و روانی و اقتصادی بسیار از حدود دو سال پیش تاکنون از کار اخراج شده اند. برخلاف ادعای نماینده ی ایران در اجلاس آن سازمان، تاکنون تمامی مراحل قانونی را برای اعتراض به اخراجمان را طی کرده ایم، طی دو مرحله به اداره ی کار (نماینده ی وزارت کار در شهرستان شوش) شکایت برده ایم. حتی به دیوان عدالت اداری نیز شکایتی تسلیم شده است که عینا همان حکم اخراج غیرقانونی، ضدکارگری و غیرانسانی اخراج ما را تایید نموده است.
جدیدا بعد از اینکه فهمیده اند ما از نظر اقتصادی و دریافت نکردن حقوق به مدت حدود ۲ سال تحت فشار فراوان بوده ایم و خانواده هایمان زیر شدیدترین فشارهای معیشتی به زندگی دشوار خود ادامه می دهند و برای سواستفاده از این وضعیت ما نامه ای به ما ابلاغ کرده اند که به شرکت نیشکر هفت تپه مراجعه نموده و تسویه حساب کامل کنیم و بعد از آن ممکن است در قالب قرارداد موقت کاری و مانند یک کارگر بدون سابقه قبلی و تازه وارد با ما انعقاد قرارداد کنند. مستحضرید که این ترفند به هدف قطع رابطه کاری ما با نیشکر هفت تپه و منتفی کردن هر گونه ادعای ما در قبال سابقه کار و رابطه کاری مان در آن شرکت است. بدینوسیله می خواهند ما به دست خودمان رابطه کاریمان را با شرکت نیشکر هفت تپه قطع کنیم و پس از آن نتوانیم هیچگونه ارتباط، ادعا و یا حق نمایندگی و یا فعالیت کارگری داشته باشیم.
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه ضمن اینکه قویا ادعای نماینده دولت ایران را رد می کند، خواستار بازگشت به کار نمایندگان اخراجی کارگران نیشکر هفت تپه در سندیکای آنان (آقایان علی نجاتی، فریدون نیکوفرد، قربان علیپور، محمد حیدری مهر، جلیل احمدی و رضا رخشان که همگی اعضای هیئت مدیره سندیکای هستند) و نیز دیگر کارگر اخراجی بهروز نیکوفرد می باشد. این سندیکا از تمامی مقامات مسئول در سازمان جهانی کار، نهادهای کارگری و حقوق بشری و رسانه ها درخواست می کند نسبت به اطلاع رسانی، هر اقدام ممکن برای اعتراض و فشار به دولت ایران برای بازگشت به کار کارگران نامبرده و پایان دادن به اخراج، تعقیب قضایی و حبس تمامی کارگران و فعالین کارگری و به رسمیت شناختن حق آزادی تشکلهای خودساخته کارگری اقدام نماید. ما تنها به دلیل استفاده از حق اولیه مان، ایجاد تشکل مستقل کارگری، تحت فشار، اخراج و حبس قرار می گیریم و لازم است دولت ایران هر چه زودتر به این اقدامات خود پایان دهد.
با احترام
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
۲٨ فروردین ماه ۱٣۹۰
رونوشت:
نهادها و تشکلهای کارگری، رسانه ها و نهادهای حقوق بشری
کمیته ی پیگیری ایجاد تشکل های کارگری:
اخبار روز:
کمیته ی پیگیری تشکل های کارگری، با انتشار اطلاعیه ای ضمن حمایت از اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر، ابراز امیدواری کرده است که کارگران اعتصابی به پیروزی برسند. مشروح این بیانیه به شرح زیر است:
با گذشت چند روز از اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر امید ان می رودکه این کارگران در این اعتراض بزرگ پیروز شوند.
انچه کارگران ماهشهر مطالبه می کنند حق مسلم همه کارگران است. دایمی شدن قراردادهای موقت و برچیدن پیمانکاری و افزایش دستمزدها مطالبه ِ همه ی ماست که از حقوق ابتدایی کارگران در این قرن ۲۱ است.
کارگران و زحمتکشان!
همچنان که می دانید اعتراضات کارگری یکی پس از دیگری شکل می گیرد. اینک زمان ان رسیده که ما کارگران سراسر ایران یکپارچه و متحد بر علیه بی حقوقی مطلق و زندگی نکبت بار زیر خط فقر برای تحقق مطالبات بر حق و انسانی خود از جمله برچیدن قراردادهای موقت و سفید امضا و دایمی کردن کلیه قراردادهای موقت وافزایش دستمزدها به پا خیزیم. همانطور که کارگران پتروشیمی تبریز و چند کارخانه دیگر با اعتصاب خود به قراردادهای ننگین موقت پایان دادند.
زنده باد همبستگی و اتحاد کارگران
درود بر کارگران پتروشیمی ماهشهر
کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگری
٣۰ فروردین ۹۰
با گذشت چند روز از اعتصاب کارگران پتروشیمی ماهشهر امید ان می رودکه این کارگران در این اعتراض بزرگ پیروز شوند.
انچه کارگران ماهشهر مطالبه می کنند حق مسلم همه کارگران است. دایمی شدن قراردادهای موقت و برچیدن پیمانکاری و افزایش دستمزدها مطالبه ِ همه ی ماست که از حقوق ابتدایی کارگران در این قرن ۲۱ است.
کارگران و زحمتکشان!
همچنان که می دانید اعتراضات کارگری یکی پس از دیگری شکل می گیرد. اینک زمان ان رسیده که ما کارگران سراسر ایران یکپارچه و متحد بر علیه بی حقوقی مطلق و زندگی نکبت بار زیر خط فقر برای تحقق مطالبات بر حق و انسانی خود از جمله برچیدن قراردادهای موقت و سفید امضا و دایمی کردن کلیه قراردادهای موقت وافزایش دستمزدها به پا خیزیم. همانطور که کارگران پتروشیمی تبریز و چند کارخانه دیگر با اعتصاب خود به قراردادهای ننگین موقت پایان دادند.
زنده باد همبستگی و اتحاد کارگران
درود بر کارگران پتروشیمی ماهشهر
کمیته پی گیری ایجاد تشکل های کارگری
٣۰ فروردین ۹۰
اعتصاب کارگران پتروشیمی امام خمینی، بوعلی، اروند، امیر کبیر، خوزستان ، فجر و شیمیایی رازی مورد حمایت کارگران فلزکار مکانیک است.
اعتصاب کارگران پتروشیمی امام خمینی، بوعلی، اروند، امیر کبیر، خوزستان ، فجر و شیمیایی رازی مورد حمایت کارگران فلزکار مکانیک است.
خواست این کارگران مبنی بر برچیده شدن شرکت های پیمان کاری( برده داری نوین) و قراردادهای موقت و سفید امضا و همچنین انعقاد قراردادهای دسته جمعی، خواست جنبش کارگری ایران است. ما کارگران فلزکار مکانیک نیز حمایت و پشتیبانی خود را از این مطالبات اعلام کرده و آنرا از اصول ابتدایی روابط بین کارگر و کارفرما میدانیم. امید است این کارگران نیز همچون کارگران سرافراز پتروشیمی تبریز اعتصاب خود را با موفقیت به پایان برسانند.
کارگران فلز کار مکانیک
90/21/24
اعتصاب کارگران پتروشیمی امام خمینی، بوعلی، اروند، امیر کبیر، خوزستان ، فجر و شیمیایی رازی مورد حمایت کارگران فلزکار مکانیک است.
خواست این کارگران مبنی بر برچیده شدن شرکت های پیمان کاری( برده داری نوین) و قراردادهای موقت و سفید امضا و همچنین انعقاد قراردادهای دسته جمعی، خواست جنبش کارگری ایران است. ما کارگران فلزکار مکانیک نیز حمایت و پشتیبانی خود را از این مطالبات اعلام کرده و آنرا از اصول ابتدایی روابط بین کارگر و کارفرما میدانیم. امید است این کارگران نیز همچون کارگران سرافراز پتروشیمی تبریز اعتصاب خود را با موفقیت به پایان برسانند.
کارگران فلز کار مکانیک
90/21/24
حسن ناهید، زندانی سیاسی درگذشت
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
بر اساس گزارش های دریافتی ،حسن ناهید، زندانی سیاسی بند 350 زندان اوین تهران، در اثر ابتلا به بیماری سرطان و بی توجهی مقامات قضایی به وضعیت او درگذشت.
گزارش دریافتی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی (www.komitedefa.com)حاکی از آن است که آقای حسن ناهید زندانی سیاسی دو هفته پیش در بیمارستان درگذشته است. وی به اتهام افشای اسناد طبقه بندی شده و به جرم جاسوسی در سال 1383 به سه سال زندان محکوم شده بود اما سه سال بیش از مدت محکومیت خود را ،به دلیل عدم پرداخت 63 هزار یورو جریمه نقدی،در زندان به سر برد.
حسن زارع زاده اردشیر سخنگوی برون مرزی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در این باره گفت: مرگ حسن ناهید مشکوک است چرا که او در زندان در شرایط فشار قرار داشت و با وجود بیماری حاد و وضعیت وخیمی که از آن به شدت رنج می برد، اما مقامات قضایی و امنیتی در این چند سال از مداوای او در بیمارستانی خارج از زندان جلوگیری کردند تا اینکه اخیرا پس از انتقال دیرهنگام به بیمارستان، وی درگذشت.
حسن ناهید در سال 85 و به دنبال درگذشت اکبر محمدی، عضو شورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی ، بر اثر اعتصاب غذا و بی توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت وخیم او، از امضا کنندگان بیانیه محکومیت مرگ مشکوک این زندانی دانشجویی بود، و به همین دلیل علیرغم ابتلا به بیماری سرطان، تا مدت ها از امکان دریافت خدمات درمانی مناسب در بیرون از زندان محروم شد. حسن ناهید تنها می توانست از خدمات بهداری زندان استفاده کند. و این در حالی بود که او مدام مورد تحقیر و توهین قرار داشت.
حسن زارع زاده اردشیر با تاکید بر اینکه موضوع درگذشت اقای ناهید در زندان باید مورد بررسی قرار گیرد گفت در نهم فروردین ماه سال جاری محسن دگمه چی زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) نیز که به مانند آقای ناهید مسولان زندان رجایی شهر تا مدت ها از انتقال به بیمارستان و درمان وی خودداری می کردند، پس از ماه ها درد و رنج ناشی از بیماری سرطان و همچنین تاخیر عمدی در رسیدگی پزشکی، در بیمارستان مدرس تهران جان خود را از دست داد. همچنین پیشتر تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی از جمله اکبر محمدی، امیر ساران ، امید میرصیافی و البرز قاسمی شال به طرز مشکوکی در زندان درگذشته اند که این مرگ های مشکوک باید توسط یک هیت مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد در ارتباط با مرگ حسن ناهید اطلاعات لازم را در اختیار رسانه ها و افکار عمومی قرار دهد.
حسن زارع زاده اردشیر در این زمینه تاکید می کند که بر اساس قوانین بین المللی جمهوری اسلامی مسئول حفاظت از جان زندانیان است و باید در این زمینه پاسخگو باشد. ما در این خصوص موکدا از نهادهای بین المللی درخواست خواهیم کرد تا در ارتباط با مرگ های مشکوک در زندان های جمهوری سالامی دست به اقدامات جدی بزنند.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی
بر اساس گزارش های دریافتی ،حسن ناهید، زندانی سیاسی بند 350 زندان اوین تهران، در اثر ابتلا به بیماری سرطان و بی توجهی مقامات قضایی به وضعیت او درگذشت.
گزارش دریافتی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی (www.komitedefa.com)حاکی از آن است که آقای حسن ناهید زندانی سیاسی دو هفته پیش در بیمارستان درگذشته است. وی به اتهام افشای اسناد طبقه بندی شده و به جرم جاسوسی در سال 1383 به سه سال زندان محکوم شده بود اما سه سال بیش از مدت محکومیت خود را ،به دلیل عدم پرداخت 63 هزار یورو جریمه نقدی،در زندان به سر برد.
حسن زارع زاده اردشیر سخنگوی برون مرزی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در این باره گفت: مرگ حسن ناهید مشکوک است چرا که او در زندان در شرایط فشار قرار داشت و با وجود بیماری حاد و وضعیت وخیمی که از آن به شدت رنج می برد، اما مقامات قضایی و امنیتی در این چند سال از مداوای او در بیمارستانی خارج از زندان جلوگیری کردند تا اینکه اخیرا پس از انتقال دیرهنگام به بیمارستان، وی درگذشت.
حسن ناهید در سال 85 و به دنبال درگذشت اکبر محمدی، عضو شورای مرکزی جبهه متحد دانشجویی ، بر اثر اعتصاب غذا و بی توجهی مسئولان زندان اوین به وضعیت وخیم او، از امضا کنندگان بیانیه محکومیت مرگ مشکوک این زندانی دانشجویی بود، و به همین دلیل علیرغم ابتلا به بیماری سرطان، تا مدت ها از امکان دریافت خدمات درمانی مناسب در بیرون از زندان محروم شد. حسن ناهید تنها می توانست از خدمات بهداری زندان استفاده کند. و این در حالی بود که او مدام مورد تحقیر و توهین قرار داشت.
حسن زارع زاده اردشیر با تاکید بر اینکه موضوع درگذشت اقای ناهید در زندان باید مورد بررسی قرار گیرد گفت در نهم فروردین ماه سال جاری محسن دگمه چی زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج (گوهردشت) نیز که به مانند آقای ناهید مسولان زندان رجایی شهر تا مدت ها از انتقال به بیمارستان و درمان وی خودداری می کردند، پس از ماه ها درد و رنج ناشی از بیماری سرطان و همچنین تاخیر عمدی در رسیدگی پزشکی، در بیمارستان مدرس تهران جان خود را از دست داد. همچنین پیشتر تعدادی دیگر از زندانیان سیاسی از جمله اکبر محمدی، امیر ساران ، امید میرصیافی و البرز قاسمی شال به طرز مشکوکی در زندان درگذشته اند که این مرگ های مشکوک باید توسط یک هیت مستقل مورد بررسی قرار گیرد.
کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی از مقامات جمهوری اسلامی می خواهد در ارتباط با مرگ حسن ناهید اطلاعات لازم را در اختیار رسانه ها و افکار عمومی قرار دهد.
حسن زارع زاده اردشیر در این زمینه تاکید می کند که بر اساس قوانین بین المللی جمهوری اسلامی مسئول حفاظت از جان زندانیان است و باید در این زمینه پاسخگو باشد. ما در این خصوص موکدا از نهادهای بین المللی درخواست خواهیم کرد تا در ارتباط با مرگ های مشکوک در زندان های جمهوری سالامی دست به اقدامات جدی بزنند.
سندیکای کارگران شرکت واحد:
از خواست بر حق کارگران شرکتهای پیمانکاری منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر حمایت میکنیم
سندیکای واحد - 29 فروردین
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با حمایت از اعتصاب بر حق این کارگران خواهان تحقق فوری خواستهای آنان و بر چیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا و شرکتهای پیمانکاری در همه مراکز صنعتی و تولیدی و خدماتی و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی کارگران با کارفرمایان است.
از خواست بر حق کارگران شرکتهای پیمانکاری منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر حمایت میکنیم
هزاران کارگر شرکتهای پیمانکاری مجمتع های پتروشیمی منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر بر اساس مصوبه سال 1384هیئت وزیران خواهان برچیده شده شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی هستند و به دلیل عدم اجرای این مصوبه دست به اعتصاب زده اند.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه با حمایت از اعتصاب بر حق این کارگران خواهان تحقق فوری خواستهای آنان و بر چیده شدن قراردادهای موقت و سفید امضا و شرکتهای پیمانکاری در همه مراکز صنعتی و تولیدی و خدماتی و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی کارگران با کارفرمایان است.
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
فروردین ماه 1390
فعالان سیاسی و مدنی کورد:
روز 19 اردیبهشت را روز معلم نام گذاری کنیم
کردیش پرسپکتیو
عدەایی از فعالان سیاسی و مدنی کورد با صدور فراخوانی از برگزاری سمیناری به مناسبت اولین سالگرد اعدام پنج فعال سیاسی خبر دادند.
با نزدیک شدن به سالروز اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان، شماری از فعالان کورد مقیم جنوب کوردستان در فراخوانی اعلام نمودند که در روز 9 مه (19 اردیبهشت) در شهر سلیمانی، سمیناری تحت عنوان " روز 19 اردیبهشت را روز معلم نام گذاری کنیم" برگزار خواهد شد.
در بخشی از این فراخوان آمده است: " این سمینار با ارائەی مقالات پایداری این شهیدان در زندان و همچنین تاثیرات حائز اهمیت اعدام آنها بر مبارزات آزادیخواهانه ملت کرد در کوردستان ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. "
در این سمینار قرار است به بررسی چند موضوع از جمله "مفهوم زندان, مقاومت و ایستادگی در مبارزات ملت تحت ستم کرد" و "زن مبارز و زندان" پرداخته شود.
علاو بر این، در این سمینار موضوعات زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
" بازگشت هنجارهای اخلاقی و پاسداری از آرمان ملت کرد "، "پیام انسانی و آشتی خواهانه ملت کرد از زبان شهید فرزاد و سایر شهیدان" و همچنین "تاثیر اعتصاب عمومی کردستان در روز 23 اردیبهشت 1389 در پیشبرد مبارزات ملی کرد."
شرکت کنندگان می توانند جهت ارائەی مقالات خود حداکثر تا تاریخ 5 مه (15 اردیبهشت) با آدرس زیر مکاتبه نمایند:
E-mail: Kurdistan.kempein@gmail.com
برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید:
09647703637566
بامداد روز یک شنبه 19 اردیبهشت سال 1389، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان بدون اطلاع وکلا و خانوادەهای خود در زندان اوین به دار آویخته شدند.
با گذشت یک سال از این اعدام ها تاکنون محل دفن این فعالان به اطلاع خانوادەهای آنان نرسیده است.
فرزاد کمانگر معلم کورد، در مرداد ماه سال 1385 بازداشت شد. وی در طول ماهها بازداشت تحت شکنجەهای شدید جسمی و روحی قرار گرفت که آن را در رنجنامەای منتشر ساخت.
این معلم کورد در اسفند ماه 1386 به اعدام محکوم شد. وی در تاریخ 15 بهمن 1388، در نامەای به رئیس قوه قضاییه خواستار برگزاری مجدد دادگاه خود شد.
مهدی اسلامیان در تاریخ 14 اردیبهشت ماه 1388 بازداشت و شش ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود. گفتنی است پیش از این محسن اسلامیان، برادر این زندانی سیاسی نیز اعدام شده بود.
شیرین علم هولی در اردیبهشت 1387 در تهران بازداشت شده و به اعدام محکوم شده بود.
علی حیدریان، به همراه فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده در سحرگاه امروز، از سال 1385 در بازداشت به سر میبردند.
روز 19 اردیبهشت را روز معلم نام گذاری کنیم
کردیش پرسپکتیو
عدەایی از فعالان سیاسی و مدنی کورد با صدور فراخوانی از برگزاری سمیناری به مناسبت اولین سالگرد اعدام پنج فعال سیاسی خبر دادند.
با نزدیک شدن به سالروز اعدام فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان، شماری از فعالان کورد مقیم جنوب کوردستان در فراخوانی اعلام نمودند که در روز 9 مه (19 اردیبهشت) در شهر سلیمانی، سمیناری تحت عنوان " روز 19 اردیبهشت را روز معلم نام گذاری کنیم" برگزار خواهد شد.
در بخشی از این فراخوان آمده است: " این سمینار با ارائەی مقالات پایداری این شهیدان در زندان و همچنین تاثیرات حائز اهمیت اعدام آنها بر مبارزات آزادیخواهانه ملت کرد در کوردستان ایران مورد بررسی قرار خواهد گرفت. "
در این سمینار قرار است به بررسی چند موضوع از جمله "مفهوم زندان, مقاومت و ایستادگی در مبارزات ملت تحت ستم کرد" و "زن مبارز و زندان" پرداخته شود.
علاو بر این، در این سمینار موضوعات زیر مورد بررسی قرار می گیرد:
" بازگشت هنجارهای اخلاقی و پاسداری از آرمان ملت کرد "، "پیام انسانی و آشتی خواهانه ملت کرد از زبان شهید فرزاد و سایر شهیدان" و همچنین "تاثیر اعتصاب عمومی کردستان در روز 23 اردیبهشت 1389 در پیشبرد مبارزات ملی کرد."
شرکت کنندگان می توانند جهت ارائەی مقالات خود حداکثر تا تاریخ 5 مه (15 اردیبهشت) با آدرس زیر مکاتبه نمایند:
E-mail: Kurdistan.kempein@gmail.com
برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره زیر تماس بگیرید:
09647703637566
بامداد روز یک شنبه 19 اردیبهشت سال 1389، فرزاد کمانگر، شیرین علم هولی، فرهاد وکیلی، علی حیدریان و مهدی اسلامیان بدون اطلاع وکلا و خانوادەهای خود در زندان اوین به دار آویخته شدند.
با گذشت یک سال از این اعدام ها تاکنون محل دفن این فعالان به اطلاع خانوادەهای آنان نرسیده است.
فرزاد کمانگر معلم کورد، در مرداد ماه سال 1385 بازداشت شد. وی در طول ماهها بازداشت تحت شکنجەهای شدید جسمی و روحی قرار گرفت که آن را در رنجنامەای منتشر ساخت.
این معلم کورد در اسفند ماه 1386 به اعدام محکوم شد. وی در تاریخ 15 بهمن 1388، در نامەای به رئیس قوه قضاییه خواستار برگزاری مجدد دادگاه خود شد.
مهدی اسلامیان در تاریخ 14 اردیبهشت ماه 1388 بازداشت و شش ماه را در سلول انفرادی گذرانده بود. گفتنی است پیش از این محسن اسلامیان، برادر این زندانی سیاسی نیز اعدام شده بود.
شیرین علم هولی در اردیبهشت 1387 در تهران بازداشت شده و به اعدام محکوم شده بود.
علی حیدریان، به همراه فرهاد وکیلی و فرزاد کمانگر، دو زندانی سیاسی دیگر اعدام شده در سحرگاه امروز، از سال 1385 در بازداشت به سر میبردند.
--
Mit Freundlichen Grüßen
Shahla Bahardoost
http://i-sabz-yaani-watan.blogspot.com
www.bahardoost.org
www.bahardoost.de
www.bahardoost.info
Shahla Bahardoost
http://i-sabz-yaani-watan.blogspot.com
www.bahardoost.org
www.bahardoost.de
www.bahardoost.info
Sie erhalten diese Nachricht, weil Sie Mitglied sind von Google
Groups-Gruppe "Ma Bishomarim".
Für das Erstellen von Beiträgen in dieser Gruppe senden Sie eine E-Mail
an mabishomarim@googlegroups.com
Um sich von dieser Gruppe abzumelden, senden Sie eine E-Mail an
mabishomarim+unsubscribe@googlegroups.com
Weitere Optionen finden Sie in dieser Gruppe unter
http://groups.google.de/group/mabishomarim?hl=de
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر