Date: Sun, 7 Aug 2011 07:07:38 +0200
Subject: خواب آبها
From: mehr.na@gmail.com
To:
خواب آبها
آب ها خواب مرا می بینند :
بازوانی پنهان
می کشندم به شتاب
می بَرندم به دلِ وحشتِ دریای پُر آب
با چنین دریایی در جان، خوابم کنون
موج ها در من و من در موجم
غم لبریز شده
اشکِ آبم کنون
می شوم ماهی و مرجان و صدف
می شوم مروارید
می شوم قطره و کف
می زنم بر ساحل
می خورم بر صخره
روح دریا هستم، سخت خرابم کنون
تا از این خواب مشوَش به در آید دریا
و رها دارم از جنبش پیوستۀ خویش
دست در می کنم از هر گوشه
نعره برمی دارم از بُن جان
از کران تا به کران در تک و تابم کنون
سیاوش کسرایی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر