بهانه ای باید
باز بر لب ترانه ای بايد
زندگی را بهانه ای بايد
...
با نگاهی که گرم و جادويی است
نظر عاشقانه ای بايد
چون درختی ز تازگی سرشار
زنده بايد ، جوانه ای بايد
مرغ خوشخوان عشق را آخر
قفسی، آب و دانه ای بايد
سر کشی های عشق ياغی را
از غزل تازيانه ای بايد
منشين غم گرفته بيش از اين
سرِ غمگين به شانه ای بايد
پيرايه یغمایی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر