ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

FW: سروده ای از فردوسی بزرگ




From: h.soltani@live.se
To: amir.soltani@live.se; asad_ahmadi6@hotmail.com; ashkan_rajabi@hotmail.com; husse_58@hotmail.com; soltanimm@yahoo.se; rezakhalili58@hotmail.com; shirin.mohajer@live.se; reyhane.kaveh@gmail.com
Subject: FW: سروده ای از فردوسی بزرگ
Date: Mon, 5 Dec 2011 18:39:48 +0100


 

From: most_tafa@hotmail.com
To: rasht56@yahoo.se; amir1340@live.com; hakh@comhem.se; h.soltani@live.se; h.ahsant@telia.com; jeddi_m@msn.com; mehryar100@hotmail.com; garsivaz@aol.com; babakzare@hotmail.com; arnoush@hotmail.com; shahriar.dehdari@bredband.net; reza.arablooian@comhem.se; rezamovahednia@hotmail.com; shams.57@hotmail.com; gdamavandi@yahoo.se; r_baghdasarian@yahoo.com; sarahmeijer1@gmail.com; tacherofari@gmail.com
Subject: FW: سروده ای از فردوسی بزرگ
Date: Sun, 4 Dec 2011 22:38:33 +0100






سروده ای از فردوسی بزرگ که درود و داد و دَهِش یزدان بر او باد

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان

همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجا رفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم خار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن دراین بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت

از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند

به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است

بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر