ایران امروز

پرس ایران، همه مطالب

مطالب سایت ملی مذهبی

آر اس اس سایت پرس ایران

رادیو فردا

بی بی سی فارسی

دویچه وله فارسی

ار اف ئی فرانسه

مطالب سایت کلمه

جنبش راه سبز

ایران امروز

پرس ایران

۱۳۹۰ فروردین ۱۳, شنبه

Fwd: منطق بیونیک



---------- Forwarded message ----------
From: ali omid

منطق بیونیک

 

جهان در گیرودار یک انقلاب ژرف علمی و فنی است که خصلت عمده آن سیبرناسیون Cybernation است یعنی  پیدایش کومپوترها:Computer ماشین های متعدد محاسبه الکترونیک و ماشین های اطلاعی- منطقی و بسط سریع خود کار شدن کاریدی و دماغی، امر تولید و اداره بر اساس این ماشین ها. این بحث از حوصلۀ این مقال خارج است. یکی از رشته های پرآینده و شگرف سیبرنتیک معاصر بیونیک است. ما در این جا پس از تشریح فوق العاده اجمالی موضوع دانش نوی که بیونیک نام گرفته است مطلب را به موضوع فلسفی جالبی که در اثر بسط بیونیک پدید شده یعنی «منطق بیونیک» می‌کشانیم و برخی استنباط خود را در این زمینه بیان می داریم.

بیونیک چیست؟ بنابه تعریفی که قابل بحث شناخته شده بیو نیک دانش ایجاد آن چنان سیستم هایی است که ساختمان ووظایف و مشخصات آن ها از اعضاء موجودات زنده تقلید شده. محتوی این سخن را با برخی امثله روشن سازیم:

چشم وزغ قادر است تمام اطلاعات غیر ضروری برای زندگی وزغ را کنار گذارده تنها آن اطلاعاتی را برگزیند که مورد لزوم است. این کار را چشم وزغ در فضایی برابر با 1،3 میلیمتر مکعب و با شش اوتومات محاسباتی ساده انجام می دهد و خود یک دستگاه الکترونیک ایده آل است که می تواند مورد مطالعه و تقلید قرار گیرد. هم اکنون چنین تقلید مکانیکی یا «بیونیک» از چشم وزغ شده است. «ستارگان بحری» قادرند اشعه ماوراء بنفشی را که دراثر تماس امواج با هوا حاصل می شود درک کنند و لذا قادرند مدت ها پیش از وقوع طوفان، آن را پیش بینی نمایند.

تقلید بیونیک این خاصیت می تواند ما را به دستگاه های دقیق پیش بینی طوفان مجهز گرداند. مار زنگی بین چشم و منخرین، عضوی دارد که اشعه ماوراء قرمز را احساس می کند. مارزنگی به کمک این عضو می تواند حرارتی برابر با 0،001 سانتیگراد را نیز اداراک کند. مارزنگی می تواند علی رغم دید ضعیف خود با احساس حرارت، حتی در غلیظ ترین تاریکی ها طعمه خود را بیابد. این ارگان نیز می تواند از جهت تکنیک بیونیک مورد تقلید و استفاده قرار گیرد. عنکبوت اندک ترین لرزش را با پاهای خویش احساس می کند و از این جا درک می کند که آیا قربانی جدید در تارش افتاده است یا نه. خفاش دارای دستگاه فرستادن و

پذیرفتن کم ترین امواج ماوراء صوت است و با این خاصیت خود در تیرگی د ربين دیوارها و بام ها بدون کم ترین تصادم رهنوردی می کند. همۀ این خاصیت ها را می توان با مطالعه ساختمان ارگانیسم جانوران فوق و تقلید مکانیکی آن ساخت.

دانش بیونیک از طرفی محتوی و مفهوم «اوتومات» را روشن می گرداند زیرا این دانش اوتومات را به مثابه دستگاهی که دارای خواص عضو زنده است (یعنی خود آموز وخود گردان است) مورد بررسی قرار می دهد و از طرف دیگر اطلاعات ما را از مغز، به عنوان یک دستگاه بغرنج اداره دم به دم دقیق تر و مشخص تر می سازد. طبیعت برای آن که مکانیسمی به کمال و قدرت مغز ایجاد کند به میلیون ها سال تجربه و تمرین نیازمند بود. وظیفۀ دانش بیونیک آن است که ماهیت این مکانیسم را که درواقع کارش بهره برداری از اطلاعات واصله از محیط خارج است روشن نماید. دانش بونیک وعده می دهد که بشر روزی خواهد توانست مکانیسم ساخته شدۀ خود را از جهت بغرنجی وظایف آن، از جهت آن که بتواند تجربه بیاموزد، برای خود برنامه گذاری کند، خود را با شرایط سازگار کند، پیش بینی کند، تصمیم بگیرد و حتی همانند خود را بیافریند وبه پایۀ ارگانیسم برساند. البته هنوز چنین زمانی دوراست ولی دانش بیونیک راه مشخص نیل بدان زمان است.

دانش بیونیک د رمقطع یک سلسله علوم است مانند سیبرنتیک، بیوشیمی، نوروفیزیولوژی، روانشناسی تجربی، ریاضیات و غیره. این دانش هم اکنون کامیابی های جالبی د رکار خود حاصل کرده است. مطالعات دانش بیونیک بر روی مغز انسان که 14 تا 16 میلیارد سلول دماغی (نورون) و صدها هزار کیلومتر اعصاب ارتباطی دارد(!) نشان می دهد که مغز از «شبکه های پر شاخه نورون ها» تشکیل گردیده است. این شبکه ها که دارای سازمانی ماوراء بغرنج هستند بین اجزاء وعناصر خود روابط مضاعفی دارند که دل بخواه به نظر می رسند وتابع قانون خاصی نیستند. تنوع عجیب واکنش های جوابی مغز نسبت به محیط خارج ناشی از همین شیوۀ خاص پیوند درونی شبکه هاست. مغز میدان وسیعی دارد برای آن که علامات دریافتی از خارج را دستکاری کند و به اقتضای وضع و برحسب شرایط دیگر واکنش نماید. مسلماً احساس درونی آزادی در فکر و تصمیم ناشی از همین امکان وسیع مغز برای گزیدن این یا آن پیوند، اجراء این یا آن تغییر درعلامات دریافتی از محیط پیرامون است. بدین سان مغز دارای قدرت انعطاف حیرت انگیزی است. «شبکۀ پرشاخه نورون» اطلاعات واصله را درعین حال درجهات مختلف در رشته های عصبی گوناگون سیر می دهد و به همین دلیل باید بین سیستم عادی خود کا رکه آن را می توان سیستم تاثیر متقابل Rétroaction به شکل مستقیم الخط دانست و سیستم بیونیک که ساختمان آن تقلیدی از «شبکۀ پرشاخه نورون» است و حجم معینی را درفضا پر می کند، تفاوت اساسی قایل شد. در«شبکۀ پر شاخه نورون» انواع عناصر و پیوند های اضافی وجود دارد، به نحوی که اگر برخی از آن ها از کار افتادند، آناً جانشینانی دارند و کار دستگاه به اصطلاح نمی خوابد.

«شبکۀ پرشاخۀ نورون ها» دارای منطق ویژه ای هستند و آن را می توان منطق بیونیک(منطق اشاعی یا منطق توزیعی) خواند. این منطق از منطق معتاد مقایسه دو وضع ثابت و اسناد کذب و صدق به یکی از دو طرف به مراتب بغرنج تر است. در منطق بیونیک امکان صدق، همۀ حالات محتمل «شبکۀ پرشاخۀ نورون» را دربرمی گیرد. مطالعۀ ساختمان «شبکۀ پرشاخۀ نورون» پایۀ منطق بیونیک یا منطق احتمالات را نشان می دهد واگر بخواهیم اصطلاح قدماء خود را به کار ببریم باید بگوییم که مغز در پیوند بین اطلاعات و بهره برداری از آن ها نوعی جریان «تعادل و تراجیح» را می گذراند که تابع شرایط عدیده ایست مانند شرایط زمانی و مکانی، تاریخ اجتماعی، نوع تجارب آکنده شده و بازتاب های مشروط، نوع هدف های حیاتی، نوع محتویات و سنن روانی و امثالهم. همین حالت خاص منطق بیونیک است که احساس «اختیار» را درروح ما پدید می آورد. به قول مولوی:

این که گویی این کنم یا آن کنم

خود دلیل اختیار است ای صنم

و نیز دراثر هیمن جریان است که ما گاه به تردید و تذبذب دچار می شویم زیرا رحجان طرفی بر اطراف دیگر به علل معینی برای ما میسر نمی شود و نمی توانیم ارتباط مسلط را بین پدیده ها برقرار کنیم و به تصمیم معین برسیم. این که پدیده ای واحد در دماغ ها انعکاس مختلف می یابد نیز از همین جاست زیرا تحت تاثیر یک سلسله شرایط  عینی و ذهنی، رشته پیوندها و تداعی ها و شکل بهره برداری از اطلاعات و علامات وارده به مغز این فرد یا مغز آن فرد دیگرتفاوت می یابد.

به نظر نگارنده اگر منطق معتاد را بتوان منطق پدیده های عام فکری (ماکرولوژیک) نامید، منطق بیونیک نوعی منطق پدیده های انفرادی تفکر(میکرولوژیک) است و دراین صورت باید ماکرولوژیک را به مکانیک جهان مهین (ماکروکسم) یا مکانیک نیوتن و میکرولوژیک را به مکانیک  جهان کهین (میکروکسم) یا مکانیک کوانتا تشبیه کرد. هم در میکرولوژیک و هم در مکانیک کوانتا عرصه، عرصۀ احتمالات است. درمیکرولوژیک، پیوندهای دل به خواه شبکۀ پرشاخۀ نورون و در مکانیک کوانتا، مثلا مسیر نامعین «ذرات اولیه» شکل بروز این حالت آشفته و احتمالی است، ولی هم دراین جا و هم در آن جا «عدم تعین»، «اختیار»، « دل بخواه بودن» ظاهری است و درهر دو جا پدیده تابع قوانینی است که آن را درمسیر خود اداره می کند.


برگرفته از کتاب نوشته های فلسفی اثر احسان طبری

انتشارات حزب توده ایران 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر